Sunday, December 17, 2023

چرا تورک‌ها در ایران، شهروندان درجه یک جمهوری‌های تورکیه، آزربایجان و ... نیستند؟

 

چرا تورک‌ها در ایران، شهروندان درجه یک جمهوری‌های تورکیه، آزربایجان و ... نیستند؟

نوشت:

بیا بجای تفرقه بذر محبت بکاریم ترکهای اونور شما رو ترک درجه دو می‌دونن مثل فارسها که افغانیها همزبونشونن. همون نگاه فارس به افغان رو اونها به شما دارن.

نوشتم:

 اگر جمهوری‌های تورکیه، آزربایجان و دیگر کشورهای تورک، ما تورک‌های اسیر در ایران فارسزده را شهروند درجه دوم می دانند، حق دارند. 

چون:

ما شهروند آن طرف نیستیم.

 در آنجا زندگی نکرده‌ایم.

در آن کشورها کار نکرده‌ایم. 

برای آن کشورهای تورک مالیات نداده‌ایم. 

برای آن‌ کشورها سربازی نکرده‌ایم.

در راه منافع ملی آن‌ها جان نداده‌ایم. 

با دشمنان آن تورک‌ها نجنگیده‌ایم.

 در راه منافع ملی‌ آن‌ها دشمن نکشته‌ایم. 

فکر و قدرت فکری تورک‌های این طرف مرز، در خدمت رشد، توسعه، رفاه، امنیت و توسعه تورک‌های آن طرف مرز نبوده است.

ولی در مقابل:

تورک‌ها در ایران، شهروند درجه دوم هم  نیستند. 

اگر اکنون، کشوری به نام‌ ایران وجود دارد، مرهون تفکر کشورسازی تورک‌ها، جنگ‌ها برای کشور سازی تورک‌ها، کشته شدن در این راه ساخت این کشور، شجاعت و فداکاری تورک‌های اسیر در ایران کنونی است. 

در حالی که توده‌های فارس، هیچ نقشی در ایجاد ایران و محافظت از مرزهای ایران کنونی نداشته‌اند.

فارس‌ها، با روس‌ها، انگلیسی‌ها، پرتقالی‌ها، محمود افغان و ‌..‌. نجنگیده‌اند.

 همبستگی ملل عرب، بلوچ، کرد، لور و بختیاری، گیلک، مازن و توده‌های فارس و ... در داخل مرزهای ایران را تفکر، سیاست و سلاح تورک‌ها حفظ کرده بود.

 یکپارچگی این ایران، محصول فداکاری و تفکر کشورسازی تورک‌ها بوده است.

 تورک‌ها، صاحبان و فاتحان این ایران بوده‌اند. ولی اکنون در ایران محروم از حقوق ملی-انسانی هستند. 

تورک‌ها، برای ساخت ایران، نه تنها قهرمانی کرده‌اند، بلکه صدها هزار تورک کشته شده‌اند. 

تورک‌ها، برای این سرزمین سربازی کرده اند، سربازی می کنند ولی حقوق ملی و هویت رسمی-قانونی ندارند.

تمامی سرمایه‌های مالی، پولی، فکری، نیروی کار و بازوی تورک‌ها در خدمت ساخت این سرزمین بوده است. 

تورک‌ها، در اینجا  راه و جاده کشیده اند.

تورک‌ها برای ایران کنونی ارتش تاسیس کرده‌اند. 

تورک‌ها، کارخانه و دانشگاه، و نهادهای مدرن کشورداری و اداری را ایجاد کرده اند. 

تورک‌ها، برای قرن‌ها، جهت اداره و امنیت این مناطق مالیات داده‌اند و مالیات می‌دهند. 

تورک‌ها، صدها هزار دشمن را برای نگه داشتن این‌سرزمین‌ها کشته‌اند. 

تورک‌ها، برای تامین منافع همه ملل در ایران به فارسزده تلاش کرده‌اند.

تورک‌ها، موتور توسعه فکری، سیاسی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی، نظامی و امنیتی این جغرافیا بوده‌اند. 

تمامی اصلاحات، مشروطه، قانون و قانونگذاری و ‌.‌.. مدیون تفکر و اصلاحات تورک‌ها بوده است‌ که بعد از تورک‌ها متوقف شده اند.

تورک‌ها، تمامی قوای فکریشان را صرف توسعه، رفاه، امنیت، آزادی، تاسیس و گسترش ارتش، صنایع، امنیت و ‌... این بخش از کره زمین کرده‌اند.

تورک‌ها، امنیت آنچه ایران‌ نامیده می شود را تامین کرده‌اند. برایش جان داده، جان‌ها گرفته اند. 

تورک‌ها، نقش اصلی در حفظ و حراست کشوری که متعلق به آن‌ها بوده را داشته‌اند ولی اکنون مهاجر نامیده شده و فاقد حقوق ملی هستند.

با این همه فداکاری برای ایران و مرزها و منافع ملی آن:

تورک‌ها، در قوانین و حقوق ملی ایران، شهروند محسوب نمی شوند. 

تورک‌ها، جایگاه و حقوق ملی در ایران ندارند.

تورک‌ها به مستعمره فارس‌ها بدل شده‌اند.

هویت‌های ملی، زبانی، تاریخی و ... تورک‌ها در ایران انکار می شوند.

فارسیسم، با سیستم‌‌های گسترده و پیچیده شستشوی مغزی، در حال از خود بیگانه کردن و تبدیل کردن تورک‌ها به پانفارس‌های فارس زبان است.

تورک‌ها سهمی در اقتصاد ایران، به اندازه اختلاس اخیر  ندارند. 

زبان و هویت تورک‌ها در ایران فارسزده قدغن و غیر قانونی است. 

تمامی نمادها و سمبل‌های تورک‌ها را به نفع ایران فارسزده مصادره کرده‌اند.

 نام‌های تورکی را ترجمه، یا به فارسی تبدیل کرده‌اند و تبدیل می‌کنند.

نه تنها زبان تورک‌ها که هویت‌های ملی تورک‌ها در ایران، غیر رسمی و حتی قاچاق بوده، دشمن تلقی می شود.

در چنین شرایطی:

 آیا می‌توان حقوق شهروندی درجه دومی جمهوری‌های تورکیه، آزربایجان و دیگر کشورهای تورک برای تورک‌ها در ایران را با غیر قانونی بودن تورک‌ها در ایران مقایسه کرد

مطمئن هستیم که تورک‌های زندانی و بدون حقوق در ایران، شهروندان درجه یک نیستند.

 تورک‌ها، در آن کشورها، از حداقل حقوق تورک بودن و تورک ماندن و از آسیمیله نشدن بهره‌مند هستند.

تورک‌ها در ایران، هیچ حقوق شهروندی جز مستعمرگی، تامین سرمایه برای توسعه و رفاه مناطق توده‌های فارس، نیروی کار ارزان، سربازی برای فارس‌ها، جانبازی برای فارس‌ها، فداکاری برای منافع و امنیت فارس‌ها و ... حقوق دیگری ندارند.

آیا باز هم فکر می کنید که رفتار دولت‌های تورک با تورک‌های مهاجر از ایران، با رفتار دولت فارس ها با تورک‌ها در ایران قابل مقایسه است؟

انصافعلی هدایت



 




 












Friday, December 15, 2023

حکومت ملی و رهبران آن از منظری دیگر



حکومت ملی و رهبران آن از منظری دیگر

 

  1. ریشه و تاریخچه و زمان آغاز جنبش حرکت ملی تورک‌ها و آزربایجان جنوبی، (به گفته جناب اوغوز تورک) به زمان انتقال حاکمیت و حکومت تورک‌ها از تبریز به اصفهان برمی‌گردد.
    1. جنگ جهانی اول تحمیلی مسیحیت به همه ملل و مشروطه گری در ممالک محروسه قاجاری، آغازی بر پایان حاکمیت تورک‌ها در آسیا، آفریقا و بخش‌هایی از اروپا بود.
    2.  جنگ جهانی اول و دوم، بزرگترین فریب جنگ‌ها در تاریخ بشریت بوده است. 
    3. ظاهرا در جنگ جهانی اول دولت‌های مسیحی با هم وارد جنگ شدند اما آن‌ها جنگ و هزینه‌های انسانی و مالی آن را بر همه ملل در سراسر جهان تحمیل کردند.
    4.  هزینه‌های آن جنگ‌ها را به تنهایی و مانند تمامی جنگ‌ها در طول تاریخ بشر متحمل نشدند.
    5. گر چه ظاهرا جنگ جهانی اول و دوم در بین دولت‌های مسیحی بود اما تمامی آن جنگ‌ها برای فریب تورک‌ها رخ داد.
    6. وقتی جنگ جهانی اول و دوم پایان یافت، تفریبا هیچ کشور مسیحی یا هیچ امپراتوری مسیحی، از نقشه سیاسی جهان حذف نشد.
    7. وقتی جنگ‌ جهانی اول و دوم تمام شد، تنها امپراتوری بزرگ اسلامی، خلافت اسلامیو حاکمیت جهان تورک‌: "عثمانی" بود که از نقشه سیاسی حذف شد.
    8. وقتی جنگ جهانی اول و دوم تحمیلی جهان مسیحی بر همه ملل به پایان رسید، مسیحی‌ها برنده جنگ شدند و تنها مسلمانان و تورک‌ها باختند.
    9. تاریخ ملل شکست خورده را مسیحی‌های پیروز در جنگ و با شرایطی که به ملل تحمیل کردند، نوشتند.
    10. قدرت‌اای پیروز در این د  جنگ جهانی، بزرگترین شستشوی مغزی و دروغ تاریخ بشر را نوشته و به همه ملل قبولاندند.
    11. وقتی جنگ جهانی اول و دوم به پایان رسید، از تقسیم امپراطوری عثمانی چهل و پنج واحد سیای جدید متولد شدند که خود تورکیه یکی از آن‌ها بود.
    12. خلافت اسلامی، حاکمیت تورک‌ها، یکپارچگی سرزمینی مسلمانان، قدرت فکری، مالی - پولی، منابع سرزمینی، توان نظامی مسلمانان و تورک‌ها  ... به پارچه های تحت اشغال و مدیریت جهان مسیحی در آمدند.
    13. در پی جنگ جهانی اول و نابودی امپراطوری عثمانی و خلافت اسلامی، حاکمیت تورک‌ها در ممالک محروسه هم به فارس‌ها بازانده شد. 
    14. طرف‌های پیروز در جنگ‌جهانی اول، هزینه جنگ در ممالک محروسه را بشدت کاهش داده، به کودتای انگلیسی - فارسی بدل کردند و حاکمیت تورک‌ها و ملل غیر تورک‌ها را به فارس‌ها دادند تا فارس‌ها، منافع‌‌ استعماری و از راه دور جهان مسیحی در منطقه را تامین و تظمین بکنند.
    15.  اولین حرکت سیاسی- نظامی تورک‌های ممالک محروسه قاجاری، در اعتراض به از دست دادن حاکمیت سیاسی تورک‌ها، از طرف شیخ محمد خیابانی رخ داد.
    16. شیخ محمد خیابانی، اشتباهات زیادی کرد که از جمله "رسمیت زبان فارسی در وطن تورک‌ها" بود.
    17. به احتمال بسیار زیاد، شیخ محمد خیابانی تحت تاثیر رفقای فراماسون قرار داشت و بخشی از سیاست‌های آن‌ها در این منطقه را به اجرا گذاشت. 
    18. همان فراماسون‌هایی که ستارخان و باقر خان را در تبریز در مقابل اردوی قاجار قرار دادند تا دولت مرکزی تورک را مشغول جنگ داخلی کرده و به جهان مسیحی، فراماسون‌ها و فارس‌ها فرصت بدهند تا در کوتاهترین زمان، و با کمترین مقاومت، پایتخت تورک‌ها بدون نیروهای مسلح را اشغال نظامی بکنند.
    19. با این همه، شیخ محمد خیابانی اولین حاکمیت سیاسی تورک‌ها را پایه ریزی کرد. 
    20. "آزادیستان"، بعد از جمهوری لائیک تورکیه، دومین واحد سیاسی جهان تورک بود.
    21.  آزادیستان، بعد از جنگ جهانی اول و نابودی امپراطوری تورک‌ها در ممالک محروسه، در کنار تورکیه جدبد بوجود آمد
    22. عیب‌های آزادیستان:
    23.  ممالک محروسه را متعلق به تورک‌ها می دانست و به نوعی ایرانچی یا پان‌ایرانیست بود.
    24. تلاش می کرد، به قانون اساسی بر باد رفته با کودتا و تحت رژیم کودتا وفادار بماند و آن را برای ایران، نه تورک‌ها و نه برای آزربایجان زنده بکند.
    25. شیخ محمد تلاش چندانی برای استقلال سیاسی نکرد. شاید ام از سیاست و کشورداری چیز زیادی نمی دانست.
    26. شیخ، آزربایجان و تورک‌ها را بخشی از فدراسیون ممالک محروسه می دانست و به آن وفادار بود.
    27. شیخ برای مقابله با هجوم احتمالی پان‌فارس‌ها و پان ایرانیست‌ها به آزادیستان ارتش و سیستم اطلاعاتی منسجمی تاسیس نکرد.
    28. شیخ با دول بزرگ‌ دنیا برای برسمیت شناختن آزادیستان به عنوان یک واحد سیاسی جدید در عرصه بین المللی وارد رابطه و مذاکره نشد.
    29. شیخ، تورک‌های ممالک محروسه را از تورک‌ها در قفقاز و آنادولو قطع کرد و به جریان‌های تورک نپیوست. بلکه با تورک گرایی و رابطه با جهان تورک مخالف بود و در مقابل جهان اشغال شده تورکیک مانند پانفارس‌ها عمل و رفتار می کرد. 
    30. سیاست شیخ، همان سیاست قطع ارتباط تورک‌ها از هم و محاصره هر کدام از جوامع ملت تورک با دشمنان تورک‌ها بود که توسط جهان مسیحی و فراماسون‌ها رهبری می شد.
    31. بی تجربگی شیخ و مخالفت او با تورک‌ها باعث شد تا او، از تجربه افسران و سیاستمداران با تجربه قاجاری استفاده نکند.
    32. محاسن اقدامات شیخ محمد خیابانی:
    33. تاسیس اولین دولت تورک در ممالک محروسه، بعد از کودتا اسفند 1299، توسط مسیحی‌ها و فارس‌ها، به عاملیت رضا کودتاچی.
    34. بوجود آوردن واحد سیاسی جدیدی در عرصه بین المللی و با نام آزادیستان که هویت سیاسی جدید و اراده سیاسی تورک‌ها را نشان می داد.
    35. برای ایجاد حاکمیت سیاسی مجدد تورک‌ها و آزربایجانی‌ها و مستقل از ممالک محروسه زمینه سازی کرد. 
    36. ترویج تفکر بازگشت به قدرت و بدست گرفتن هژمونی در تورک‌ها، امچنین مخالفت تورک‌ها و آزربایجانی‌ها با قدرت گیری فارس‌ها و انتقال قدرت و هژمونی از تورک‌ها به فارس‌ها از ثمرات حضور اراده سیاسی تورک‌ها در آغاز قرن جدید مسیحی و با اقدام خیابانی بود.
    37. شیخ، تلاش‌ضعیفی را برای ایجاد ارتش و نیروی مسلح آغاز کرد.
    38.  سرنوشت خیابانی نشان داد که بدون وجود ارتشی قدرتمند، نمی توان یک ملت و اراده سیاسی آن ملت را از تجاوز دشمن مصون نگه داشت.
    39. شیخ برای حفظ ارزش ها دموکراتیک مصرح در اصول قانون اساسی مشروطه و  اراده تورک‌ها و آزربایجان در زندگی و در اجتماع دموکراتیک را بنمایش گذاشت.
    40. شیخ، بر عکس پانفارسیسم، پانفارس‌ها و دیکتاتوری، از حرکت و رهبری فردی دوری کرد و به رهبری جمعی و جریان حزبی و تشکیلاتی روی آورد.
    41. در همان بازه زمانی، روشنفکران فارس‌ که تا دیروز از دموکراسی و ارزش های دنیای جدید غربی سخن می‌گفتند، در حال باز تولید دیکتاتوری فردی و تقدیس دیکتاتوری خود بودند و نام آن را هم دیکتاتوری مصلح و پیشرو می گذاشتند.
    42.  شیخ برای تاسیس حزبی دموکراتیک بر اساس اصول دموکراتیک تاکید می کرد.
    43. شیخ نمی دانست که ابتدا باید کشور، دولت، نهادهای نظامی، امنیتی، حقوقی، و ... را بوجود آورد. وگر نه، با تهاجمی از بیرون، تمامی نهادهای دموکراتیک از هم می پاشد.
    44. نمی دانست که در مرحله تاسیس یک واحد سیاسی جدید، اگر کشور، بر اساس دموکراسی اداره بشود، بازنده خواهد بود.
    45. نمی دانست که باید دموکراسی اولیه تا حدود زیادی تنه به تن دیکتاتوری بزند تا نهادها و سیستم‌هایی که تظمین کننده دموکراسی هستند، جایگاه ویژه خود را پیدا کرده و از نهال دموکراسی حمایت بکنند. وگرنه، مانند دموکراسی مشروطه قاجاری، قربانی چکمه‌های کمتر از دو هزار سلاح بدست قزاق و سیاستمداران فارس خواهد شد.
    46. شیخ برای ترویج روحیه و جهان بینی دموکراتیک و مدرن در سیستم اداری جدید التاسیس تلاش کرد.
    47. شیخ، از  استقلال حزب دموکرات آزربایجان در مقابل حزب دموکرات ممالک محروسه دفاع می کرد‌.
    48. شیخ بر استقلال حزب دموکرات‌ آزادیستان از ممالک محروسه و مرکز تحت حکومت کودتا تاکید می کرد.
    49.  شواهد سیاسی و پراتیک نشان می دهند که پیشه وری هم تحت تاثیر اطرافیان خود و فراماسون‌ها بوده است.
    50.  پیشه وری هم، ممالک محروسه یا ایران جدید و جعلی را متعلق به تورک‌ها می دانست و به نوعی پان‌ ایرانیست بود.
    51. پیشه‌وری هم خواهان حفظ تمامیت ارضی ایران و مخالف استقلال ملل بوده است.
    52. پیشه وری مخالف حاکمیت فارس‌ها و زبان فارسی نبود بلکه هیچ مشکلی با حاکمیت فارس‌ها و زبان فارسی نداشته است.
    53.  پیشه وری، چه در باکو و آزربایجان شمالی، چه در ایران قبل از کودتای مسیحی‌های انگلیسی و فراماسون‌ها، یک پانفارس پان‌ایرانیست، حداقل در سطح فکری بوده است.
    54.  تمامی نشریات و روزنامه‌هایی که او منتشر کرده یا در انتشار آن‌ها نقشی داشته است و همچنین در  نوشته هایش، پیشه وری در قبل از رضا پالانی، در دوره زندان رضاشاه، و در چهار سال جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، او، پان‌فارس پان‌ایرانیست باقی بوده است.
    55. پیشه‌وری تا آخرین سال عمرش، هیچ انگیزه، فکر، طرح و تصوری برای استقلال آزربایجان نداشته است یا اگر هم داشته، آن را نشان نداده است.
    56. پیشه‌وری میراث دار و  ادامه دهنده راه و سیاست شیخ محمد خیابانی و حزب دموکرات بوده است.
    57. ولی پیشه وری هم به مانند خیابانی و تورک‌ها، و برعکس رهبران فکری فارس‌ها، به رهبری جمعی اعتقاد داشت و مخالف رهبری یک فرد دیکتاتور بوده است.
    58. پیشه وری فردی استراتژیست نبوده است. لذا هم نتوانسته است آینده احتمالی و احتمالات آتی را زودتر از زمان دیده و برای هر وضعیت و احتمال سیاسی، استراتژی مجزایی داشته باشد.
    59.  پیشه وری دارای روحیه انقلابی بوده و براحتی می توانسته از یک وضعیت روحی-روانی و سیاسی-فکری به وضعیت دیگر منقلب بشود.
    60. پیشه‌وری، جز در دوره محدودی از حیات سیاسی خود، به فعالیت جمعی، حزبی و تشکیلاتی تمایل شدیدی داشته است. 
    61. پیشه وری اهل تفکر مستقل  نبوده است. همانند ستارخان و باقرخان دنباله رو تفکر دیگران بوده است.
    62.  به همین دلیل هم به تئوری سازی و زمینه چینی تئوریک برای ساخت و پرداخت جنبش اجتماعی اقدام نکرده است یا چنین رفتاری را از خود نشان نداده است و یا  نتوانسته با ملت تورک در آزربایجان و ممالک محروسه ارتباط فکری، ذهنی و عاطفی برقرار بکند.
    63.  پیشه وری هم به مد فکری- سیاسی روز و عضر خود وابستگی عجیبی داشته است که عبارت از سوسیالیسم، فدرالیسم، فدراتیو، مبارزات طبقاتی، دموکراسی، آزادی، حقوق طبقاتی، حقوق جنسیتی، حقوق ملی و ... بوده اند. او در جبهه فکری و عملی بلوک شرق قرار داشته‌ است.
    64.  پیشه‌وری یکی از اعضای هیات موسسات حزب توده ایران بوده است ولی فارس‌ها، او را مجبور به کناره‌گیری از حزب توده کردند.
    65. گر چه پیشه وری یک انقلابی است اما در آن سوی انقلاب ، طرفدار اصلاحات سیاسی، اجتماعی، آموزشی و ... بوده است.
    66. پیشه وری، در بخش مهمی از زندگی سیاسی خود، یک اصلاح طلب و مصلح است. او خواهان اصلاحاتی در چهارچوب ممالک محروسه، اجرای کامل قانون اساسی، حقوق ملل و عدم تغییر مرزهای سیاسی ممالک محروسه بوده است که بعدا و زمانی که پیشه وری در زندان بود، به ایران تغییر نام یافت. او طرفدار یکپارچگی مرزهای ایران بوده است.
    67. پیشه وری امیدوار بود‌ که با ورودش به مجلش شورای ملی در ایران جدید بعد از رضا کودتاچی، بتواند نقش مهمی در اصلاحات سیاسی و از بالا به پایین داشته باشد.
    68.  پیشه وری به اصلاحات از طریق مجلس و در ایران بعد از رضا کودتاچی امید بسیار بسته بوده است.
    69.  تا زمانی که صلاحیت او در مجلس، به عنوان نماینده برگزیده تبریز رد نشده بود، هنوز یک‌ پانفارس پان ایرانیست بوده است.
    70.  وقتی کارنامه سیاسی و فکری او موجب حذف او از نمایندگی در مجلس شد، در رفتاری عکس العملی و بدون داشتن استراتژی قبلی، از ایران و فارس‌ها تجزیه و گریزان شد.
    71. زمانی که پیشه وری از نمایندگی تبریز و حضور در مجلس محروم شد، پان‌ترک، پان آزربایجانچی و بطور جدی هم ملتچی نشد.
    72. صلح و سپس تسلیم سلاح‌ها به تهران فارسزده، نشان داد که پان‌ایرانیسم در عمق وجود پیشه‌وری لانه کرده بوده است.
    73.  او در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) و آزادی از زندان رضا کودتاچی، برای استقلال آزربایجان هیچ قلمی نزده بوده، فکری ترویج نکرده بوده، هیچ استراتژی برای آزربایجان و تورک‌ها در قالب استقلال، فدرال، کنفدرال، خودمختار نداشته است.
    74. پیشه وری در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) در باره حقوق ملی ملل و حق حاکمیت ملی ملل مطلبی (چندانی) ننوشته بوده است.
    75. پیشه وری در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) اذهان ملل تورک، عرب، بلوچ، مازنی و ... را برای حرکت به سمت استقلال، فدرالیسم، کنفدرالیسم و حتی مدل اتحاد جماهیر شوروی هم آماده نکرده بوده است.
    76. پیشه‌وری در دوره چهار ساله اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) و آزادی از زندان رضا کودتاچی، هیچ اقدامی در جهت فکر و اقدام به تشجیع مردم به قلالیت‌های حزبی در میان تورک‌ها یا دیگر ملل و کار تشکیلاتی انجام نداده بود. 
    77. یعنی کار تشکیلاتی او به همکاری با فراماسون‌ها و فارس ها محدود می شده است. همکاری او با نهضت جنگل یک استثنا محسوب می شود.
    78. پیشه وری زمانی دست بکار تشکیل حزب، تدوین مرامنامه، اساسنامه، اهداف حزبی، ترویج فکر تاسیس دولت مستقل در آزربایجان شد که چهار سال فرصت سوزی کرده و به نفع ایران فارسزده، آن فرصت تاریخی را از دست داده بود.
    79. به احتمال بسیار بالا، پیشه وری در دوره چهار سال اشغال ممالک محروسه توسط قوای جهان مسیحیت (انگلیس و روس) و آزادی از زندان رضا کودتاچی، تصور می کرده است که یا ممالک محروسه در اشغال جهان مسیحی خواهد ماند و یا اتحاد جماهیر شوروی، آزربایجان و تورک‌ها را فدای فارس‌ها نخواهد کرد. 
    80. و این ساده اندیشی و اعتماد کامل به روس‌ها و جهان مسیحی-سوسیالیستی پیشه‌وری را نشان می‌دهد.
    81. به احتمال بسیار بالا، پیشه وری تصور می کرده است که در زیر حاکمیت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، آزربایجان جنوبی از همان حقوق ملی که  دیگر جمهوری های اتحادیه شوروی برخوردار هستند، بهره‌مند خواهد بود. لذا برای حقوق ملی تورک‌ها در ایران کاری نکرده،  فکری و طرحی ارائه نداده است.
    82. اگر پیشه وری آن چهار سال اشغال ممالک محروسه را از دست نداده، به پرورش و تربیت فکری، سیاسی، حزبی جوانان پرداخته و کار تشکیلاتی انجام داده بود، برای حاکمیت سیاسی تورک‌ها در ایران‌جعلی و یا در آزربایجان، تجربه های عملی، فکری، سیاسی، اجرایی فراوانی بدست می‌آمد.
    83.  اگر پیشه‌وری در آن چهارسال فرصت سوزی نمی کرد و پان تورک یا پان آزربایجان می‌بود، پایه های فکری، سیاسی، اداری، امنیتی، نظامی، کادرسازی، آموزشی،  روحیه ملی، مقاومت و جنگی لازم برای مقاومت در مقابل هجوم پانفارس‌ها و پان ایرانیست‌‌ها را ریخته بود.
    84. در اطراف پیشه وری و رهبران حکومت ملی فرفه دموکرات آزربایجان، تعدادی فراماسون وجود و حضور داشته که قبل از حکومت ملی و بعد از حکومت ملی هم در همان موقعیت سیاسی-اجتماعی مستقر ماندند. قطعا آن‌ها در صلح، تسلیم سلاح‌ها، در شکست حکومت ملی، در قتل لام تودک‌ها و در تبعید آن‌ها نقش مهمی داشته‌اند. 
    85. با این همه، وقتی پیشه‌وری از پان‌ایرانیسم و پانفارسیسم برید و به آزربایجان تورک بازگشت، "دیلچی" شد، نه تورکچو. 
    86. چون تورکیسم با منافع و جریان جهان مسیحی و اتحاد جماهیر سوسیالیستی-مسیحی شوروی در تضاد بود.
    87.  پیشه وری، بعد از رد صلاحیت شدنش در مجلس، به تبریز برگشت و بسرعت حزب دموکرات را تاسیس و عضو گیری کرد.
    88. پیشه وری، در مرحله بعدی، بسرعت، نها هایی چون مجلس ملی، دولت ملی، اردوی ملی و ... را  تاسیس کرد.
    89. زبان تورکی آزربایجانی، زبان ملی، رسمی، اداری، آموزشی و حقوقی آزربایجان شد.
    90. پیشه‌وری در کوتاهترین زمان، دست به  اصلاحات سیاسی، اجتماعی، آموزشی، اداری، برابری جنسیتی زن و مرد، تاسیس نهادهایی مانند آموزش و پرورش، روزنامه، رادیو، دانشگاه، بهداشت و بیمارستان، نهاد تقسیم زمین خان‌ها و فئودال‌های فراری و پناهنده به پانفارسیست‌ها، شهرسازی و نوسازی بافت کهنه و قدیمی روستاها و شهرها، مدرن سازی شهری، تاسیس و آموزش نیروهای نظامی، و... زد.
    91. پیشه وری و حکومت ملی، اجرای نوعی از سیستم عدالت اجتماعی، زمینه سازی برای حقوق مساوی شهروندی و بدون تبعیض برای همه افراد و شهروندان، بدون توجه به دین، نژاد، جنسیت، موقعیت مالی، اجتماعی، سیاسی و جایگاه اداری افراد و ... را بکار بست.
    92. اما حکومت ملی فرصت چندانی برای تاسیس و استقرار یک ارتش و اردوی آموزش دیده و با تجربه را نداشت.
    93. حکومت ملی و پیشه‌وری زمان کافی برای تاسیس سیستم اطلاعاتی و رسوخ عوامل اطلاعاتی خود در دل سیستم دشمن و در جامعه و در میان الیت لمپن نداشت.
    94.  کم تجربگی کادر سیاسی، اداری، حقوقی و عدم قطع رابطه عاطفی-فکری از پان‌ایرانیسم، آخرین ضربه مهلکی بود که به آزربایجان و حکومت ملی زد.
    95.  اعضا و کابینه دولت حکومت ملی نسبت به ایران چنان شستشوی مغزی سده بودند که نمی‌خواستند از ایران جدا شده و آزربلیجان مستقل بشود. 
    96. اغلب رهبران حکومت ملی آماده نبودند تا برای استقلال آزربایجان هزینه جانی و مالی بدهند.
    97. همین تفکر پان‌ایرانیستی باعث فرصت سوزی شد و اجازه نداد تا رهبران حکومت ملی آزربایجان با سازمان ملل متحد و سازمان‌های بین المللی دیگر، با دول مختلف و غیر مسیحی در آسیا، آفریقا، آمریکا و حتی کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی (بلوک شرق) ... وارد مذاکره شده و استقلال آزربایجان برسمیت شناخته بشود.
    98. رهبران شستوی مغزی شده حکومت ملی آزربایجان زمانی بفکر استقلال آزربایجان از ایران افتادند که خیلی دیر شده بود.
    99.  پیشه وری می دانست که باید ملل غیر تورک تحت اشغال فارس‌های متحد مسیحی‌ها را با خود همراه بکند تا در مقابل حمله های سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت اشغالگر، متحدانی داشته باشد تا بتوانند قوای ایران را در چند جبهه مشغول بکند.
    100. پیشه وری در اقدامی عجله ای، برای کردها کردیت سیاسی باز کرده و یک شهر و بخشی از وطن تورک‌ها را بطور موقت برای دولت در تبعید کردها انتخاب کرد تا جبهه جدیدی در مقابل ایران فارسزده باز کرده باشد.
    101.  و همین محاسبه و رفتار سیاسی، باعث شد تا بعدها، کردها بر این منطقه ادعای مالکیت بکنند. 
    102. چرا که حرکت زود گذر نشده، در مدت کوتاهی به نتیجه نرسید و حدود هفتاد و هفت سال طول کشید و کردها توانستند، از این فرصت استفاده کرده، یک تاریخ سیاسی برای تسلط سیاسی-فکری بر بخشی از وطن تورک‌ها بتراشند.
    103. در حالی که وضعیت سیاسی کردها، به حکومت ملی آزربایجان و تورک‌ها وابسته بود. حرکت کردها، استقلال مالی، اداری، نظامی، پرسنلی و ... نداشت. 
    104. لذا در حالی که حکومت ملی در آزربایجان، بطور رسمی و اداری، حکومتی جمهوری نبوده است، کردها هم نمی توانند، جمهوری بوده و مرکز اداری آن‌ها مهاباد باشد.
    105. در هر حال، پیشه وری و حکومت ملی، یکبار دیگر، اراده و خواست ملت تورک آزربایجان برای استقلال، آزادی، دموکراسی، حقوق ملی و حاکمیت ملی را نشان داده، تثبیت کرد.
    106. روشنفکران و ملتچی‌ها، تورکچوهای آزربایجان و دیگر نقاط در اشغال فارس‌ها می دانند که بدون حاکمیت و حکومت ملی، هیچ کدام از حقوق آن‌ها قابل دستبابی، حفظ و تظمین نیست. این حاکمیت و حکومت تورک است که با تاسیس و ایجاد نهادهای و قدرت لازم، می تواند حقوق آن‌ها را تعریف کرده و از تهاجم خارجی مصون داشته و تظمین بکنند.
    107. حقوق یک ملت‌ را نهادهای حاکمیتی برخواسته از دل آن ملت می‌توانند تعریف، تظمین و اعمال بکنند. هیچ قدرت خارجی نمی تواند حقوق و اراده یک ملت را بسان همان ملت اعمال و محافظت بکند.
انصافعلی هدایت




Thursday, December 14, 2023

ملل در ایران، حقوق ملی خود را با رشوه تعویض می‌کنند

 

ملل در ایران، حقوق ملی خود را با رشوه تعویض می‌کنند.

انتخابات نزدیک است و دولت فارسزده ایران استعمارگر می داند که مردم، از شرکت در انتخابات خودداری خواهند کرد.

راه حل دولت فارس‌ها، همچون صد سال گذشته، دادن وعده "رشوه" یا رشوه به گدایان ایرانی است تا در انتخابات شرکت کرده، به دولت فارسزده مشروعیت نابودی حقوق ملی و فردی را بدهند.

دولت در ایران‌ جعلی در یکصد سال اخیر، ثمره سیستم پیچیده رشوه دهی و رشوه‌خواری بوده و است.

رشوه دهی سیاسی در ایران فارسیزده با کودتای رضا پالای آغاز  شد. رضا کودتاچی به هر فرد مسلح چند کیلو قند مجانی داد و آن‌ها را به مزدوران خود بدل کرد تا در آینده، با اشاره او، ملل و حقوق ملی ملل را نابود بکنند.

آیا هر کس، خودش را در مقابل رشوه ه می فروشد؟

انصافعلی هدایت 










Wednesday, December 13, 2023

چرا ایران نمی‌تواند توسعه بیابد؟

 

چرا ایران نمی‌تواند توسعه بیابد؟

ایران جعلی، تاریخ جعلی، آدم‌های جعلی، دولت جعلی، دانشمندان جعلی و بی‌هویتی!

انسان و جامعه بی هویت، در پی جعل تاریخ و آثار باستانی برای تراشیدن هویت و کیستی جعلی و جدید با رویکرد گذشته گرایانه خواهند بود.

آیا ایران فارسزده، نمی تواند هویتی با رویکرد آینده‌نگر بتراشند تا افتخاری واقعی و برای این نسل یا نسل های آینده باشد؟

انصافعلی هدایت











 

Tuesday, December 12, 2023

ملل گدا، فاقد اراده بوده، لایق آزادی‌ها نیستند

 


ملل گدا، فاقد اراده بوده، لایق آزادی‌ها نیستند

نوشت:

سالام. من در تعریف فاشیست و حرکت تورکان وا مانده ام. فکر میکنم، این تورکان هستند که فارس‌ها را جری‌تر در افکار فاشیستی می‌کنند.

وقتی پنج، شش، هفت و ... تورک، یک فارس را می بینند، فارسی حرف می زنند. به او حق ناحق می‌دهند که بر نژادپرستی خود تاکید کند.

این تورکان بی هویت و بیسواد هستند که در جمع خودشان، موسیقی فارسی می‌خوانند و به هویت تورکان خیانت می‌کنند و فارس‌ها را 

تقویت می‌کنند. این تورکان هستند که با حرف زدن با بچه خود بزبان فارسی، فارس‌ها را فاشیست‌تر می‌کنند.

نوشتم:

بخشی از گفته شما عین حقیقت است. چرا که همه ما در مدارس، رادیو، تلویزیون، دانشگاه‌ها، مجالس، منابر و ... به نفع فارسی و فارس‌ها شستشوی مغزی شده‌ایم و می‌شویم.

به ما یاد داده‌اند که فا سی و فارس‌ها، بالاتر و مهمتر از تورکی و تورک‌ها است.

ما، نه‌ تنها به این‌ تبلیغات دایمی و مکرر، عادت کرده‌ایم بلکه ایمان هم آورده‌ایم. و متاسفانه راه خروج از این‌ وضعیت را هم نمی‌دانیم. 

حتی این وضعیت را طبیعی می‌دانیم. چون در چنین شرایط حاکمی به دنیا آمده و بزرگ شده ایم. از جهان خا ج هیچ تصوری نداریم که خودمان را با دیگران مقایسه بکنیم.

مردم غیر تورک و تورک‌ها هم، با زبان فارسی "نان"  و "رزق" خودشان را بدست می‌آورند.

 یعنی؛ اقتصاد و زندگی هر فرد و خانواده‌ای، در دستان فارسی و فارس زبان‌هاست. زندگی‌ها به آن دو وابسته شده است. 

دایما توسط زبان فارسی، فارس زبانان و پانفارس‌ها در رسانه‌ها، در مدارس، در دانشگاه‌ها، در جلسه‌های دوستانه و ‌‌‌ ... تحقیر می شوند و تحقیر شده‌اند.

غیر قارس‌ها، از اعتراض به فارس‌ها و زبان فارسی می‌هراسند. چون از مجازات می‌ترسند. چرا که آنان در مدارس، در دانشگاه‌ها، در محل کار و .‌‌‌‌.. تنبیه، مجازات و توبیخ شده‌اند.

ترس از مجازات، ترس از عقب ماندگی اقتصادی، ترس از بیکاری، ترس از .... به جان و روحشان غلبه کرده است. 

چرا که غیر فارس‌ها در ترسی دایمی و پنهان بسر می‌برند.

از طرف دیگر، پول نفت، همه انسان‌ها را به نوکر دولت بدل کرده و به دولت، برای سلطه بر مردم و کنترل آن‌ها قدرت بسیار زیادی داده است.

دولت، از یک طرف، با پول نفت، به همه افراد رشوه می دهد. در طرف دیگر، مردم هم به رشوه خواری عادت کرده‌اند. رشوه خواری هم، همه را به دولت وابسته کرده است. 

هر کسی، به نوعی، به گدا در مقابل دولت بدل شده است و نمی‌خواهد و اگر هم بخواهد، نمی تواند دست از گدایی از دولت بدارد.

 چون دولت، در طول پنج نسل پیا پی، همه را گدا صفت و رشوه‌خوار تربیت کرده است.

دولت، میلیون‌ها خانواده را استخدام کرده، به همه سوبسید داده، یارانه داده، مدرسه مفت، غدای مفت در مدرسه، دانشگاه مفت، رادیو و تلویزیون مفت، دارو و درمان مفت (در زمان شاه) و ... یا ارزان، نوعی رشوه دولت به مردم بوده و است و هم راهی برای عادت دادن مردم به گدایی از دولت بوده و است.

گدایی، بتدریج در روح انسان‌ها چنان رسوب کرده که به صفت زیست انسانی بدل شده است.

 انسان گدا هم اراده‌ای برای گرفتن حق و حقوقش ندارد.

اصلا، گدایان، برای خودشان حق و حقوقی متصور و  قائل نیستند که برای بدست آوردن آن هم مبارزه بکنند.

گدایان، دارای اراده و حق نیستند. آرزو ندارند. تمامی اراده، آرزو و حقی که گدایان دارند، آن است که به او، بیشتر ترحم کرده و اندکی بیشتر پول و امکانات بدهند.

برای همین، ملت گدا، در پی آزادی، حق و حقوق، شرف، آزادگی، انسانیت، حقوق بشر ، دموکراسی و ... نیست.

این چنین مباحث والای انسانی، برای ملل رشوه خوار و گدا صفت، اصلا و ابدا مطرح نبوده و جزو دغدغه‌های گدایان نیست.

ملت گدا و رشوه خوار، کاسه گدایی بدست گرفته و چشم به دست بخشنده دولت دوخته، از دولت التماس می کند تا تکه‌ای آزادی، امنیت، دموکراسی، آموزش به زبان مادری، حقوق بشر، حق زیستن، رفاه، شرف، افتخار، و ‌... به او لطف بکند.

 برای همین است که همه ایرانی‌ها، به گفته‌ها، وعده‌ها، قرارها و اجرائیات دولت چشم دوخته، تسلیم شده‌اند.

گدایان و رشوه خوارها اهل ریسک نیستند. چون با هر ریسکی، احتمال مجازات و قطع شدن رشوه دولتی وجود دارد. آن‌ها می‌ترسند که کاسه گدایی‌شان خالی بماند.

گدایان، به اربابان و دولت گدا پرور محتاج هستند. گدایان، صدایی غیر از صدای ارباب، پول و صدای رشوه دهنده را نمی شنوند. 

گدایان دوستر دارند تا بارها و بارها فریب بخورند.

چرا که برای گدایان ناهار و شام کاندیداها مهم است. یارانه مهم است. نه آزادی‌ها، دموکراسی‌، حقوق بشر، شرف، امنیت. 

در کنار عادت دادن مردمان به رشوه‌خواری و گدایی، دولت به شستشوی مغزی آن‌ها هم پرداخته است.

سیستم اداری،  به ملل و افراد رشوه می‌دهد تا به دروغ‌ها و تبلیغات دروغین دولت ایمان بیاورند. 

در نتیجه، دولت، هر چه خواسته به مغز آن‌ها فرو کرده است. هر چه را که خواسته، از لیست شستشوی مغزی آن‌ها حذف کرده و اجازه نداده، آن‌ها به معلوماتی که دولت نمی‌خواهد، دسترسی داشته باشند. 

رشوه دهنده، هر چه و هر که را که خواسته، تحقیر کرده است. 

دولت، هر چه را که خواسته، از دست مردمان گرفته و به نفع خواسته‌های خود مصادره کرد است.

لذا، مردمان، چاره‌ای جز زندگی بر اساس اراده دولت نداشته و ندارند.

چون می‌بینند که هر کس مخالف دولت است و گدایی نمی‌کند و به رشوه‌خواری رضایت نمی دهد، دستگیر می‌شود، زندانی می‌شود، از کارش اخراج می‌شود، زندگیش فلج می‌شود و حتی اعدام می‌شود. 

گدایان، مردمانی دارای اراده، خواهان آزادی و حقوق، و در پی محدود ساختن قدرت دولت نیستند.

 محدودسازی قدرت دولت، به کاسه گدایی آن‌ها صدمه می زند. امنیت گدایی‌شان بخطر می‌افتد.

دوست من، متاسفانه، حق با توست و بخشی از ملت تورک، گدایی فارس‌ها و فارسی را بر پادشاهی تورک‌ها و تورکی ترجیح می دهند. نان نقد گدایی، برایشان، شیرین‌تر از نسیه استقلال، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر است.

انصافعلی هدایت












Monday, December 11, 2023

پیدایش و مشروعیت حقوق از نوع دیگر

 


پیدایش و مشروعیت حقوق از نوع دیگر 

نوشت: 

در اصل پانزدهم قانون اساسی، آموزش زبان مادری برسمیت شناخته شده است و عدم توجه به آن، خیانت به خون شهیدان است.

نوشتم:

  اگر آموزش نیمه کاره، عجیب و غریب زبان مادری در قانون اساسی ایران جعلی و جدید گنجانده نشده بود، آیا آموزش به زبان مادری جزو حقوق ملل تورک آزربایجان جنوبی، تورک قشقائیستان، تورک تورکمنستان جنوبی، دیگر تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ... محسوب نمی‌شد؟

آیا این قانون اساسی است که حق و حقوقی را برای ملل و افراد ایجاد می کند یا انسان و اجتماع  دارای حقوقی هستند که قانون اساسی و سیستم حقوقی باید آن‌ حقوق را در مقابل دست‌اندازی صاحبان قدرت‌، ثروت و باندهای مافیایی تظمین بکنند؟

معنی دقیق کلمه "اساسی" در قانون اساسی چیست؟

 حقوق اساسی، یعنی حداقل حقوق. 

یعنی، قوانین مصوب مجلس نباید کمتر از آن‌ حداقل‌ها را دربر داشته باشند. 

یعنی، سیستم حقوقی باید آن اساس و حداقل‌های اولیه یا کف حقوق را به ساختمان‌های حقوقی بزرگتر و مجلل بدل بکنند.

 لذا، نباید قوانینی که مجلس مصوب می‌کند، در محدود پایین یا کف حقوق افراد و ملل باشند.

چرا که کلمه "اساس" به معنی حداقل، پایه و زیربنا است. 

کلمه "اساسی"، به معنای سقف حقوق فردی و ملی ملل و جوامع نیست.

مجلس و نمایندگان در تصویب قوانین و حقوق، باید به سمت تصویب و تظمین حداکثر حق و حقوق فردی و ملی برلی ملل پیش بروند.

از طرف دیگر، اگر در متن قانون اساسی، حقوق فردی و ملی ملل یا بخشی از جوامع  نادیده گرفته بشود، این، به آن معنی نیست که آن بخش‌ها یا ملل، دارلی چنان حق و حقوقی نیستند.

 بلکه به این‌ معنی است که قانونگذاران، به خاطر امتیازها و برتری طلبی نژادی، سیاسی، نگرش‌ تبعیض آمیز، دینی، مذهبی و ... و همچنین بخاطر منافع استعماری و استثماری، عمدا نخواسته‌اند، حقوق بخش‌هایی از ملل را در متون حقوقی مصرح و تظمین بکنند.

با نادیده گرفته شدن بخش‌هایی از جوامع یا ملل در متون حقوقی، حق و حقوقی از نوع  دیگر را به میدان می آورد.

محدوده مرزهای این حقوق از نوع دیگر را متفکران و روشنفکران ملت بدون حقوق تبیین می‌کنند.

دست‌یابی به این حقوق از نوع دیگر، به عهده خود آن‌ ملت‌هاست و به میزان اراده ملی آن‌ها، به میزان خطر پذیری آن‌ها، به میزان احترام به خودشان و ... وابسته است.

 مجموعه حقوق جدید یا از حقوق نوع دیگر، به آن ملل حق و مشروعیت می دهد تا برای بدست آوردن حق و حقوقی که خودشان را شایسته آن حق و حقوق فردی و ملی-حاکمیتی می دانند، به هر وسیله و امکانات داخلی و بین المللی دست یازند تا آن حقوق را بدست بیاورند و تظمین بکنند. 

مادر حقوق جدید، "حق شورش و عصیان جهت بدست‌آوردن حقوق اجتماعی و ملی" است.

جنگیدن برای حقوق انسانی-ملی، منجر به پیدایش و زایش مجموعه‌ای از حقوق از نوع دیگر می‌شود. 

مشورعیت این حق اولیه، به مجموعه دیگر حقوق هم مشروعیت می‌دهد که شامل حق استفاده از سلاح، جنگ مسلحانه، محاکمه عوامل دشمن، کشتن مخالفان و جاسوسان، تلاش برای استقلال، اتحاد با ... و ‌... می‌شود.

 در این صورت، آن ملت حق دارد با تمامی ملل، دول و قوای فرامرزی متحد شده و از امکانات همه آن‌ها برای دستیابی به خواست‌ها و حقوق ملی-حاکمیتی خود بهره ببرد.

 در چنین شرایطی، نمی‌توان آن ملت، روشنفکران   رهبرانش را متهم به جاسوسی، همکاری با کشورهای دیگر، تجزیه، خیانت و ... متهم کرد.

 چرا که سلب حقوق ملت، ملل یا بخشی از جامعه یا حذف شدن آن‌ها در متون حقوقی، به آن‌ها حق عصیان و استفاده از هر وسیله ممکن را می دهد تا آن حقوق را بدست بیاورند.

 یعنی مقصر اصلی و اولیه برای بروز جنگ (داخلی یا بین المللی) برای دستیابی به حقوق فردی و ملی، دولت و قانونگذاران قبلی هستند که حقوق آن ملل را برسمیت نشناخته‌اند که آن عمل سیاسی و حقوقی آن‌ها منجر به پیدایش و مشروعیت حقوقی از نوع دیگر شده است.

انصافعلی هدایت 











چگونه ایرانیت جعلی ساخته و تحمیل شد

 



چگونه ایرانیت جعلی ساخته و تحمیل شد

 ما هم می گوییم که در این‌جا که شما پارسی و ایران می‌نامید، ملل تورک آذربایجان، تورک قشقائیستان، تورکمن و دیگر تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، لورها، بختیاری‌ها، گیلک‌ها، مازنی‌ها، طالشی‌ها، کردها و ....هیچ حقوق انسانی، طبیعی، بشری ندارند. 

آن ملل، در ایران شما، هیچ جایگاه انسانی و حقوقی مستقل از فارس ندارند.

در نتیجه، ذهن و وطن آن‌ها، مستعمره فارس‌ها و ایران است.

چرا که فارس‌ها، به یاری انگلیسی‌ها و غربی‌ها، ابتدا وطن آن ملل را در جنگ جهانی اول اشغال کرده‌اند. 

سپس فکر و توان عقلی آن‌ها را هم اشغال کرده و به هر دو وجود اشغال شده وطن و عقل آن‌ملل سمت و سوی ایرانیت داده‌اند.

در ادامه، همان انگلیسی‌ها، غربی‌های مسیحی و پارسی‌ها، هویت‌های حاکمیتی، سیاسی، نهادهای حکومتی، اجتماعی، دینی، مذهبی، تاریخی، زبانی، جغرافیایی، وطنی، آموزشی و ..‌. آن‌ها را اشغال و بتدریج آن‌ها را هم تغییر داده اند. 

فارس‌های تحت فرمان مسیحی‌ها و انگلیسی‌های پیروز در جنگ جهانی اول، برای این ملل تاریخی جدید، زبانی جدید، وطنی جدید، هویت‌های جدید، دینی جدید، آرزوهای جدید، حقوق حداقلی و جدید، اراده جدید، خواست سیاسی جدید، فداکاری جدید، و ... جدیدی را تعریف کردند.

سپس، به یاری سیستم شستشوی مغزی سازماندهی شده‌ غربی‌های مسیحی، در مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات، کتاب‌ها، روزنامه‌ها و مطبرعات، رادیو-تلویزیون و ... آن تعاریف جدید و جعلی را به مغز و احساسات  آن ملل تحمیل کردند.

آنگاه، از طریق دادن رشوه به ملل شکست خورده در جنگ جهانی اول، از طریق مجازات، تنبیه و پاداش در مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات و ... آن‌ها را از داشته‌های خود بریده، بی‌خود کردند.

در ادامه، با تداوم شستشوی مغزی آن ملل، تلاش کردند تا تحصیل کردگان آن ملل را در ادارات، مدارس و دانشگاه‌ها، به پانفارس‌های ضد وطن و ملت خود بدل بکنند. موفق هم شدند. 

تحصیل کردگان و فرزندان آن ملل اشغال شده، به خاطر یافتن کار دولتی، ایجاد حصار و دایره امنیتی برلی خود و خانواده‌یشان در همه عرصه‌ها، رشد در سیستم اداری، تظمین درآمد و جایگاه اجتماعیشان، و ... به پانفارس‌های دو آتشه و ضد ملت تورک، عرب، بلوچ و ... تبدیل شدند.

فارس‌ها و این پانفارس‌های دو آتشه، بتدریج، منکر هر گونه حقوق ملی، وطنی، زبانی، و .... برای این ملل شدند.

آنگاه، این ملل را از حقوق ملی، حاکمیتی و انسانی بزیر کشیده، به حقوق قومی؛ یعنی حق بی حقوقی قانع ساختند.

 بله، غربی‌ها، در دوران بعد از اشغال این منطقه، ایرانی جدید و جعلی ساختند تا هویت های ملی ملل منطقه را از میان بردارند و همه این ملل را در قابل جعلی و جدید ایران قالب بندی بکنند.

با نوشتن کتاب‌های مرجع جعلی-جدید و انکار کتاب‌های مرجع تاریخی خود ملل در این منطقه، هویت‌های ملی، تاریخی، وطنی، سیاسی، حکومتی، زبانی، و ... این ملل را کنار گذاشته، انکار کرده و تحقیر کردند.

به این ترتیب، آن‌ها هویت جعلی و جدید ایرانی- فارسی ساخت دانشگاه‌های غربی را با اجبار، پاداش، رشوه، مجازات و تنبیه وارد مغز و شعور همه افراد آن ملل ساختند تا ملتی یکسان، شبیه و جدید "فارسی-ایرانی" و انبوه تولید بکنند.

چرا که غرب مسیحی، در تولید انبوه کالاهای یکسان و شبیه هم، متخصص شده بودند و تولید انسان‌های یکسان را هم در آفریقا و آمدگریکای لاتین تجربه کرده بودند. زبان آمریکای لاتین اسپانیایی، زبان آفریقایی‌ها فرانسوی، هندی‌ها هم انگلیسی شده بود.

اما با آن همه تلاش برای نابودی هویت‌های مللی آن ملل، هنوز هم اکثریت مطلق تورک‌ها، عرب‌ها ، بلوچ‌ها و ... به هویت جعلی و جدید ایرانی و ایرانیت اعتقادی ندارند و ایرانی نیستند. 

آن‌ ملل، خودشان را دارای اراده سیاسی می‌دانند و برای باز پس گیری حقوق ملی و حاکمیتی خودشان تلاش می کنند. 

روزی در همین آینده نه‌چندان دور، این ملل، به اراده دیرینه خودشان دست خواهند یافت و دوباره مستقل خواهند شد.

این ملل به حقوق ملی، از جمله به حق داشتن دولت ملی دست خواهند یافت تا در سایه حاکمیت ملی خود، بتوانند حقوق، آزادی‌ها، خواست‌ها، جهان‌بینی، دموکراسی، اراده ملی، مرزهای سیاسی و جغرافیایی خود را تعریف و تثبیت کرده و آن‌ها را محافظت بکنند.

انصافعلی هدایت










Sunday, December 10, 2023

پیدایش و مشروعیت حقوق از نوع دیگر

 


پیدایش و مشروعیت حقوق از نوع دیگر 

نوشت: 
در اصل پانزدهم قانون اساسی، آموزش زبان مادری برسمیت شناخته شده است و عدم توجه به آن، خیانت به خون شهیدان است.

نوشتم:

  اگر آموزش نیمه کاره، عجیب و غریب زبان مادری در قانون اساسی ایران جعلی و جدید گنجانده نشده بود، آیا آموزش به زبان مادری جزو حقوق ملل تورک آزربایجان جنوبی، تورک قشقائیستان، تورک تورکمنستان جنوبی، دیگر تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ... محسوب نمی‌شد؟

آیا این قانون اساسی است که حق و حقوقی را برای ملل و افراد ایجاد می کند یا انسان و اجتماع  دارای حقوقی هستند که قانون اساسی و سیستم حقوقی باید آن‌ حقوق را در مقابل دست‌اندازی صاحبان قدرت‌، ثروت و باندهای مافیایی تظمین بکنند؟

معنی دقیق کلمه "اساسی" در قانون اساسی چیست؟

 حقوق اساسی، یعنی حداقل حقوق. 
یعنی، قوانین مصوب مجلس نباید کمتر از آن‌ حداقل‌ها را دربر داشته باشند. 

یعنی، سیستم حقوقی باید آن اساس و حداقل‌های اولیه یا کف حقوق را به ساختمان‌های حقوقی بزرگتر و مجلل بدل بکنند.

 لذا، نباید قوانینی که مجلس مصوب می‌کند، در محدود پایین یا کف حقوق افراد و ملل باشند.

چرا که کلمه "اساس" به معنی حداقل، پایه و زیربنا است.

کلمه "اساسی"، به معنای سقف حقوق فردی و ملی ملل و جوامع نیست.

مجلس و نمایندگان در تصویب قوانین و حقوق، باید به سمت تصویب و تظمین حداکثر حق و حقوق فردی و ملی برلی ملل پیش بروند.

از طرف دیگر، اگر در متن قانون اساسی، حقوق فردی و ملی ملل یا بخشی از جوامع  نادیده گرفته بشود، این، به آن معنی نیست که آن بخش‌ها یا ملل، دارلی چنان حق و حقوقی نیستند.

 بلکه به این‌ معنی است که قانونگذاران، به خاطر امتیازها و برتری طلبی نژادی، سیاسی، نگرش‌ تبعیض آمیز، دینی، مذهبی و ... و همچنین بخاطر منافع استعماری و استثماری، عمدا نخواسته‌اند، حقوق بخش‌هایی از ملل را در متون حقوقی مصرح و تظمین بکنند.

با نادیده گرفته شدن بخش‌هایی از جوامع یا ملل در متون حقوقی، حق و حقوقی از نوع  دیگر را به میدان می آورد.

محدوده مرزهای این حقوق از نوع دیگر را متفکران و روشنفکران ملت بدون حقوق تبیین می‌کنند.

دست‌یابی به این حقوق از نوع دیگر، به عهده خود آن‌ ملت‌هاست و به میزان اراده ملی آن‌ها، به میزان خطر پذیری آن‌ها، به میزان احترام به خودشان و ... وابسته است.

 مجموعه حقوق جدید یا از حقوق نوع دیگر، به آن ملل حق و مشروعیت می دهد تا برای بدست آوردن حق و حقوقی که خودشان را شایسته آن حق و حقوق فردی و ملی-حاکمیتی می دانند، به هر وسیله و امکانات داخلی و بین المللی دست یازند تا آن حقوق را بدست بیاورند و تظمین بکنند. 

مادر حقوق جدید، "حق شورش و عصیان جهت بدست‌آوردن حقوق اجتماعی و ملی" است.

جنگیدن برای حقوق انسانی-ملی، منجر به پیدایش و زایش مجموعه‌ای از حقوق از نوع دیگر می‌شود. 

مشورعیت این حق اولیه، به مجموعه دیگر حقوق هم مشروعیت می‌دهد که شامل حق استفاده از سلاح، جنگ مسلحانه، محاکمه عوامل دشمن، کشتن مخالفان و جاسوسان، تلاش برای استقلال، اتحاد با ... و ‌... می‌شود.

 در این صورت، آن ملت حق دارد با تمامی ملل، دول و قوای فرامرزی متحد شده و از امکانات همه آن‌ها برای دستیابی به خواست‌ها و حقوق ملی-حاکمیتی خود بهره ببرد.

 در چنین شرایطی، نمی‌توان آن ملت، روشنفکران   رهبرانش را متهم به جاسوسی، همکاری با کشورهای دیگر، تجزیه، خیانت و ... متهم کرد.

 چرا که سلب حقوق ملت، ملل یا بخشی از جامعه یا حذف شدن آن‌ها در متون حقوقی، به آن‌ها حق عصیان و استفاده از هر وسیله ممکن را می دهد تا آن حقوق را بدست بیاورند.

 یعنی مقصر اصلی و اولیه برای بروز جنگ (داخلی یا بین المللی) برای دستیابی به حقوق فردی و ملی، دولت و قانونگذاران قبلی هستند که حقوق آن ملل را برسمیت نشناخته‌اند که آن عمل سیاسی و حقوقی آن‌ها منجر به پیدایش و مشروعیت حقوقی از نوع دیگر شده است.

انصافعلی هدایت 





Saturday, December 9, 2023

تک‌تک فارس‌ها فاشیست، نژادپرست و ضد حقوق بشر هستند

 

تک‌تک فارس‌ها فاشیست، نژادپرست و ضد حقوق بشر هستند

وقتی از "فاشیسم فارس"، "نژادپرستی" و ضد حقوق بشر" بودن فارس‌ها و پانفارس‌ها سخن می‌گوییم، دقیقا منظورمان تک تک فارس‌ها و پانفارس‌های مقلد، با استثناهایی انگشت شمار هستند.

چون، نه تنها دولت، دولتمردان، الیت‌ها و به اصطلاح روشنفکران فارس، بلکه و حتی عوام فارس، از جمله بقال، عمله، بیسواد، مکانیک و بیکار سر کوچه، مواد فروش و .‌. فارس هم فاشیست، نژادپرست و ضد حقوق ملل تورک، عرب، بلوچ و ... هستند.

تک تک آن‌ها، با حقوق بشر مساوی برای همه افراد، از جمله برای تورک‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و .... مخالف هستند.

وقتی آن‌ها از حقوق بشر سخن می گویند، منظورشان بشر فارس است، نه همه ملل. 

چرا که ملل یاد شده در بالا را یا بشر نمی‌نامند و یا از آن‌ها، صفت انسان بودن را سلب کرده اند. 

برای همین، آن ملل را با نام حیوانی همراه کرده‌اند و در هر فرصتی  با آن صفت حیوانی، آن‌ مللت یا  را تحقیر می‌کنند.

کسانی که مردم عادی فارس را از فاشیسم و نژادپرستی استثنا می‌کنند، با واقعیات اجتماعی، با سیستم شستشوی مغزی عموم مردم در ایران جعلی و از طریق مدرسه، دانشگاه، کتاب‌ها، رادیو، تلویزیون، مراسم‌ها، میدان‌های ورزشی و ... را نادیده می‌گیرند.

برای تغییر در ایران جعلی و جدید، تنها تغییر رژیم کفایت نمی‌کند‌. بلکه باید اذهان و مغزهای تمامی فارس‌ها و پانفارس‌ها (مقلدان راه و روش فارس‌ها) هم تغییر بکند.

از آنجا که تغییر اجتماعی، فکری و نگرشی، فلسفی و دینی و ‌... در اجتماع بسختی و بکندی روی  می‌دهد، تنها راه خلاص ملل تورک، عرب، بلوچ و ..... از استعمار و استثمار فارس‌ها و ایران، استقلال، تشکیل کشورهای مستقل خود و قطع رابطه با کویرنشینان فارس است.
در کامنت‌ها ثابت بکنید که فاشیست نیستید.

انصافعلی هدایت 










Wednesday, December 6, 2023

kişi kimi kişilərin yeri boş qalmasın!

 

kişi kimi kişilərin yeri boş qalmasın!

Mən iki il boyu zindanda qalarkən, Xalitabadı adilə tanıdığımız kişi kimi kişi, mənim ayıləm ilə əlaqədə olmuş, çoxlu pul yardımı da etmişi. 

Mənim ayiləmi, o zor günlərimdə tək qoymamış, mərdə-namırdə, habelə sui-istifadəçilərə də mühtac buraxmamış. 

Mənlə ayiləmədə minnət qoymamış. Bizdən hətta quru təşəkkür belə gözləməmiş. Belə bir kişi kimi kişi köçdü.

Xalitabadı’nın bir xisləti buimiş ki çox böyük işlər görürmüş, amma heçkimdən özün üstün və daha mübarizəçi görmürmüş. İşlərin, heç bir kimsənin üzünə çəkmirmiş. Hamının işlərinə və çalışqanlıqlarının səviyyəsinə hörmətlə və sayqı ilə yanaşırmış. İddia etmədən, söz pəhləvanı olmadan, ışlır və gizli pəhləvanlıq edirmiş.

Allah Xalitabadı cənablarının ruhun şad, yerin cənnət eyləsin. Millətimizində başı sağ olsun! 

Mən dərindən inanıram; bir gün bizim millətimiz, onun və onatay bir çox kişi kimi kişilərin azadlıq, istiqlal, güclü bütövAzərbaycan devləti, bir qüdrətli Türk dünyası və Türklərin yüksək səviyyəli rifahı xəyalların yaşayacaq və yaşadacaq.

Bu yol bizim yolumuz. Bu yolu daha güclü getməli və kişi kimi kişilərin yerin doldurmalıyıq.

Kim özündə bu cəsarəti, bu ruhu, bu fədakarlığı görür?

Ən böyük fədakarlıq isə hər kəsin mübarizə üşyol-yöntəminə sayqılı olmaq dır.

 İnsafəli Hidayət











بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc