Saturday, May 12, 2018

دیالوگ: سناریوهای دوران برجام بدون آمریکا - بخش اول

 برنامه هفته پنجاه و ششم دیالوگ - بخش اول

موضوع: سناریوهای دوران برجام بدون آمریکا

مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه: 
دکتر نادر اسکویی
دکتر رضا حسین بر
جهانگیر لقایی 
دکتر محمدحسین یحیایی
گوناز تی وی
بیست و دوم (۲۲) اردیبهشت
در جریان لغو یک طرفه برجام از طرف آمریکا، آیا رفتار سیاسی و دیپلماتیک مدیریت سیاسی آمریکا با عرف دیپلماسی نزدیک تر بود بود یا رفتار مدیریت سیاسی ایران؟ در حالی که نمایندگان در جلسه علنی مجلس،  پرچم آمریکا را آتش زدند، شعار "مرگ بر آمریکا" سر دادند و علی خامنه ای به ترامپ و رهبران عرب منطقه توهین کرد.
چه سناریوهایی برای دوران پس از لغو برجام از طرف آمریکا قابل تصور است؟
برجام بدون حضور آمریکا چه معنایی دارد؟
آیا همه تحریم ها بر می گردد یا بر آن ها افزوده می شود؟
آیا 5 باقی مانده می تواند از تحمیل تحریم به ایران جلوگیری بکند؟
اتحادیه اروپا تا کجا می تواند در مقابل آمریکا ایستاده از ایران در برجام حمایت کند؟
موقعیت سیاسی و حمایتی روسیه و چین در برجام چه خواهد بود؟
آیا احتمال می رود که اقتصاد ایران در پی تحمیل تحریم ها، فرو بپاشد؟ این فرو پاشی چه معنایی خواهد داشت؟
احتمال جنگ ایران با آمریکا و همپیمانان آمریکا چقدر دیده می شود؟
در باره وضعیت دلار در ایران چه می توان پیش بینی کرد؟
کدام طرف مسئول رسیدن به این وضعیت و موضعگیری ترامپ است؟
چرا ایران و دنیا اصرار داشتند که 5+1 در برجام حضور داشته باشند؟

برای پاسخ به این سوال ها، آقایان
دکتر نادر اسکویی
دکتر رضا حسین بر
جهانگیر لقایی 
دکتر محمدحسین یحیایی
در این برنامه حضور خواهند داشت

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم می 2018
hedayat222@yahoo.com

دوشونجه لر میدانی: ایران تاریخی، فارسلا ـ تورکون ساواشی دیر


دوشونجه لر میدانی: ایران تاریخی، فارسلا ـ تورکون ساواشی دیر

ایگیرمی ایکی (۲۲) اردیبهشت ۱۳۹۷

گوناز تی وی 

آپاریجی: انصافعلی هدایت
چیخیشچی: دکتور محمدحسین یحیایی
Düşüncələr Meydanı: İran Tarixi, Farsla-Türkün Savaşı dır
Aparıcı: İnsafəli Hidayət
Qonaq: Dr. Məhəmmədhüseyn Yəhyayi
GünazTV
May.12.2018

Friday, May 11, 2018

امیدها و ناامیدی های خروج آمریکا از برجام

مقدمه ای برای ورود به بحث روز "دیالوگ" که در روز شنبه (12 می) بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" پخش خواهد شد
در جریان لغو یک طرفه برجام از طرف آمریکا، آیا رفتار سیاسی و دیپلماتیک مدیریت سیاسی آمریکا با عرف دیپلماسی نزدیک تر بود بود یا رفتار مدیریت سیاسی ایران؟ در حالی که نمایندگان در جلسه علنی مجلس،  پرچم آمریکا را آتش زدند، شعار "مرگ بر آمریکا" سر دادند و علی خامنه ای به ترامپ و رهبران عرب منطقه توهین کرد.
چه سناریوهایی برای دوران پس از لغو برجام از طرف آمریکا قابل تصور است؟
برجام بدون حضور آمریکا چه معنایی دارد؟
آیا همه تحریم ها بر می گردد یا بر آن ها افزوده می شود؟
آیا 5 باقی مانده می تواند از تحمیل تحریم به ایران جلوگیری بکند؟
اتحادیه اروپا تا کجا می تواند در مقابل آمریکا ایستاده از ایران در برجام حمایت کند؟
موقعیت سیاسی و حمایتی روسیه و چین در برجام چه خواهد بود؟
آیا احتمال می رود که اقتصاد ایران در پی تحمیل تحریم ها، فرو بپاشد؟ این فرو پاشی چه معنایی خواهد داشت؟
احتمال جنگ ایران با آمریکا و همپیمانان آمریکا چقدر دیده می شود؟
در باره وضعیت دلار در ایران چه می توان پیش بینی کرد؟
کدام طرف مسئول رسیدن به این وضعیت و موضعگیری ترامپ است؟
چرا ایران و دنیا اصرار داشتند که 5+1 در برجام حضور داشته باشند؟

برای پاسخ به این سوال ها، آقایان
دکتر نادر اسکویی
دکتر رضا حسین بر
جهانگیر لقایی 
دکتر محمدحسین یحیایی
در این برنامه حضور خواهند داشت

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
یازدهم می 2018
hedayat222@yahoo.com

Saturday, May 5, 2018

دیالوگ: مفهوم "آموزش زبان مادری" و "تبعیض" در قوانین بین الملل

مدیر برنامه: انصافعلی هدایت 
میهمانان برنامه: 
دکتر حسن نایب هاشم
دکتر فیصل مرمضی
آودی غفور چاریار 

راستی! معنا و مفهوم "آموزش زبان مادری" چیست؟
همچنین، معنا و مفهوم "تبعیض" چیست؟
در روزهای گذشته، نویسندگان، متفکران، حقوقدانان، نمایندگانی از مجلس، بدنه دولت در ایران و بسیاری از متفکران ایرانی در تبعید(!) معتقدند و در روزنامه ها نوشته اند و در رسانه های عمومی داخل ایران به مردم تفهیم کرده اند که "آموزش زبان های مادری در ایران غیر قانونی و ضد قانون اساسی است و اگر بخواهند بخاطر آموزش زبان های مادری، قانون اساسی را زیر پا بگذارند، همه دیگر اصول قانون اساسی متزلزل می شوند."
این دسته از افراد، هیچ اعتراضی به عدم اجرای اصول قانون اساسی که در این چهل سال، نمی کنند و هدم اجرای آن ها را باعث تضعیف حقوق ملل و قانون اساسی نمی دانند.
آن ها معتقدند که آموزش زبان های مادری باید بر اساس دو اصل "آزاد" و "داوطلبانه" بودن، استوار باشد. 
سوال این است که آیا زبان های مادری، زبان های خارجی و بیگانه هستند که افرادی، بنا به دلایل خصوصی، علاقه مند به یادگیری آن ها باشند یا علاقه مند نباشند؟
آیا این دو پارامتر، در مورد زبان فارسی هم باید مورد دقت و توجه قرار بگیرند یا فقط در مورد زبان های مادری ملل تورک، عرب، تورکمن، بلوچ، کرد و ... صادق هستند؟
اگر آموزش رسمی-اجباری زبان فارسی را از آن دو قاعده استثنا بکنیم، به اصل "عدالت" پشت نکرده ایم؟ در حق زبان های مادری "تبعیض" روا نداشته ایم؟ به حقوق ملی مللی ظلم و ستم نکرده ایم؟
آیا نفس مراعات قانون مهم است یا تامین عدالت و رفع تبعیض در حقوق عمومی؟
چرا و به چه عللی آموزش یک زبان، ضروری، اجباری و رسمی می شود و بقیه زبان ها از همان ضرورت، اجبار و رسمیت زبانی محروم می شوند؟
آیا نمی توان بدون تغییر قانون اساسی و بر اساس تامین منافع ملل در ایران، قانون اساسی موجود را طوری تفسیر کرد که تامین حقوق ملل غیر فارس هم تامین و تظمین بشود؟
این دسته از مخالفان حقوق عمومی و ملی ملل غیر فارس، اعلام می کنند که قوانین و کنوانسیون های بین المللی در باره آموزش زبان های مادری، بطور"ایجابی" یا "سلبی" موضعگیری نکرده اند.
اما ماده بیست و ششم و بیست و هفتم "میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه 25 دسامبر 1966" مسئله را مو شکافی کرده است.
 ماده 26 می گویند: "تمام افراد در مقابل قانون برابر هستند و بدون تبعیض، مستحق حفاظت (حمایت) مساوی در مقابل قانون می باشند. از این لحاظ، قانون باید هر نوع تبعیض را مانع شود و برای تمام افراد حفاظت های (حمایت های) موثر و مساوی را علیه هر نوع تبعیض و در هر مرحله ای مانند نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و یا دیگرعقاید، منشاء ملی یا اجتماعی، دارائی، تولد (نسب) یا هر وضعیت دیگری تظمین نماید."
ماده 27 هم می گوید: "در کشورهایی که اقلیت های نژادی، مذهبی و یا زبانی وجود دارد، افرادی که متعلق به این اقلیت ها هستند را نباید از حق (تشکیل) اجتماعات با اعضای گروه خود و (نیز)  بهره مندی از فرهنگ و اظهار و انجام  (فرایض) مذهبی و یا کارکرد زبان خودشان، محروم کرد."
 ماده بیست و ششم از چه موضوعاتی سخن می گوید؟
آیا رفع "تبعیض" ایجابی و "امری" اعلام نشده است؟
این ماده برای رفع تبعیض، چند خصوصیت را برشمرده است؟
آیا طبق این ماده، نباید از حقوق زبانی اقلیت ها هم حمایت بشود و هم حقوقشان مساوی با وضعیت زبان رسمی، آن هم در اجرا یا برای اجرا ضمانت بشود؟
 آیا کلمه "نباید" در ماده بیست و هفتم، به معنی امر منفی یا نهی از انجام دادن کارینیست؟ آن کار چیست و در چه سطحی است؟
آیا نباید حقوق، زبان و آزادی های اقلیت ها در ایران، در سطحی که حقوق، زبان و آزادی های قوم فارس تظمین می شود، تظمین و تامین بشود؟
چرا سیاستمداران، بدنه دولت، نمایندگان مجلس، حقوقدانان و روزنامه نگاران در ایران و حتی در تبعید هم، با متن مشخص قوانین، کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی مخالفت می کنند؟
در حالی که اجرای آن قوانین، کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی هم توسط مجلس و هم توسط دولت ایران تصویب شده است و باید اجرا بشود. اگر هم قوانین داخلی در تضاد با حقوق بین المللی باشد، یا باید آن قوانین را تغییر داد و یا باید تفسیری وسعتر از قوانین موجود ارائه کرد تا قوانین داخلی به حقوق بین الملل سر خم کرده باشند.
آیا می توان تصور کرد که این افراد، با حقوق بین الملل آشنا نیستند؟ پس چرا به آن ها استناد می کنند؟ 
آیا افراد در قدرت، نمی خواهند با انکار حقوق ملل در مقررات  بین المللی، مخالفتشان با حقوق ملل تورک، تورکمن، عرب،   بلوچ، لر، گیلک و .. را نشان بدهند؟
چه رابطه ای در میان "معنا و مفهوم "آموزش زبان ها مادری" و معنا و مفهوم "تبعیض" و فهم ایرانیان از آن ها با دمکراسی وجود دارد؟
آیا در سرزمینی با چنین دیدگاه های تنگ حقوقی، می توان به دموکراسی در آینده، امیدوار بود؟
ملل غیر فارس، برای رسیدن به حقوق خود، چه راه هایی در پیش رو دارند؟

در این برنامه، به اتفاق مهمانان این هفته دیالوگ: آقایان :
دکتر حسن نایب هاشم؛
دکتر فیصل مرمضی؛ مدیر اجرایی مرکز حقوق بشر احواز در لندن
به موشکافی مفهوم "آموزش زبان مادری و تبعیض در قوانین بین الملل" خواهیم پرداخت.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پنجم می 2018
hedayat222@yahoo.com

دوشونجه لر میدانی: ایران اوچون یئنی "کیملیک" آنلامی


آپاریجی: انصاف علی هدایت 
چیخیشچی: دکتور ضیاء صدرالاشرافی 
قونو:

Düşüncələr Meydani
Başlıq: İran Üçün Yeni "Kimlik" Anlami
Aparıcı: İnsafəli Hidayət
Çıxışçı: Dr. Zia Sadrolashrafi
15 May 2018
Günaz TV

Friday, May 4, 2018

چرا نژادپرستی، تبعیض و انکار حقوق بین الملل در میان ایرانیان رواج دارد؟

مقدمه ای برای ورود به بحث "دیالوگ" روز شنبه (پنجم می) 2018
راستی! معنا و مفهوم "آموزش زبان مادری" چیست؟
همچنین، معنا و مفهوم "تبعیض" چیست؟
در روزهای گذشته، نویسندگان، متفکران، حقوقدانان، نمایندگانی از مجلس، بدنه دولت در ایران و بسیاری از متفکران ایرانی در تبعید(!) معتقدند و در روزنامه ها نوشته اند و در رسانه های عمومی داخل ایران به مردم تفهیم کرده اند که "آموزش زبان های مادری در ایران غیر قانونی و ضد قانون اساسی است و اگر بخواهند بخاطر آموزش زبان های مادری، قانون اساسی را زیر پا بگذارند، همه دیگر اصول قانون اساسی متزلزل می شوند."
این دسته از افراد، هیچ اعتراضی به عدم اجرای اصول قانون اساسی که در این چهل سال، نمی کنند و هدم اجرای آن ها را باعث تضعیف حقوق ملل و قانون اساسی نمی دانند.
آن ها معتقدند که آموزش زبان های مادری باید بر اساس دو اصل "آزاد" و "داوطلبانه" بودن، استوار باشد. 
سوال این است که آیا زبان های مادری، زبان های خارجی و بیگانه هستند که افرادی، بنا به دلایل خصوصی، علاقه مند به یادگیری آن ها باشند یا علاقه مند نباشند؟
آیا این دو پارامتر، در مورد زبان فارسی هم باید مورد دقت و توجه قرار بگیرند یا فقط در مورد زبان های مادری ملل تورک، عرب، تورکمن، بلوچ، کرد و ... صادق هستند؟
اگر آموزش رسمی-اجباری زبان فارسی را از آن دو قاعده استثنا بکنیم، به اصل "عدالت" پشت نکرده ایم؟ در حق زبان های مادری "تبعیض" روا نداشته ایم؟ به حقوق ملی مللی ظلم و ستم نکرده ایم؟
آیا نفس مراعات قانون مهم است یا تامین عدالت و رفع تبعیض در حقوق عمومی؟
چرا و به چه عللی آموزش یک زبان، ضروری، اجباری و رسمی می شود و بقیه زبان ها از همان ضرورت، اجبار و رسمیت زبانی محروم می شوند؟
آیا نمی توان بدون تغییر قانون اساسی و بر اساس تامین منافع ملل در ایران، قانون اساسی موجود را طوری تفسیر کرد که تامین حقوق ملل غیر فارس هم تامین و تظمین بشود؟
این دسته از مخالفان حقوق عمومی و ملی ملل غیر فارس، اعلام می کنند که قوانین و کنوانسیون های بین المللی در باره آموزش زبان های مادری، بطور"ایجابی" یا "سلبی" موضعگیری نکرده اند.
اما ماده بیست و ششم و بیست و هفتم "میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، مصوبه 25 دسامبر 1966" مسئله را مو شکافی کرده است.
 ماده 26 می گویند: "تمام افراد در مقابل قانون برابر هستند و بدون تبعیض، مستحق حفاظت (حمایت) مساوی در مقابل قانون می باشند. از این لحاظ، قانون باید هر نوع تبعیض را مانع شود و برای تمام افراد حفاظت های (حمایت های) موثر و مساوی را علیه هر نوع تبعیض و در هر مرحله ای مانند نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و یا دیگرعقاید، منشاء ملی یا اجتماعی، دارائی، تولد (نسب) یا هر وضعیت دیگری تظمین نماید."
ماده 27 هم می گوید: "در کشورهایی که اقلیت های نژادی، مذهبی و یا زبانی وجود دارد، افرادی که متعلق به این اقلیت ها هستند را نباید از حق (تشکیل) اجتماعات با اعضای گروه خود و (نیز)  بهره مندی از فرهنگ و اظهار و انجام  (فرایض) مذهبی و یا کارکرد زبان خودشان، محروم کرد."
 ماده بیست و ششم از چه موضوعاتی سخن می گوید؟
آیا رفع "تبعیض" ایجابی و "امری" اعلام نشده است؟
این ماده برای رفع تبعیض، چند خصوصیت را برشمرده است؟
آیا طبق این ماده، نباید از حقوق زبانی اقلیت ها هم حمایت بشود و هم حقوقشان مساوی با وضعیت زبان رسمی، آن هم در اجرا یا برای اجرا ضمانت بشود؟
 آیا کلمه "نباید" در ماده بیست و هفتم، به معنی امر منفی یا نهی از انجام دادن کارینیست؟ آن کار چیست و در چه سطحی است؟
آیا نباید حقوق، زبان و آزادی های اقلیت ها در ایران، در سطحی که حقوق، زبان و آزادی های قوم فارس تظمین می شود، تظمین و تامین بشود؟
چرا سیاستمداران، بدنه دولت، نمایندگان مجلس، حقوقدانان و روزنامه نگاران در ایران و حتی در تبعید هم، با متن مشخص قوانین، کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی مخالفت می کنند؟
در حالی که اجرای آن قوانین، کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی هم توسط مجلس و هم توسط دولت ایران تصویب شده است و باید اجرا بشود. اگر هم قوانین داخلی در تضاد با حقوق بین المللی باشد، یا باید آن قوانین را تغییر داد و یا باید تفسیری وسعتر از قوانین موجود ارائه کرد تا قوانین داخلی به حقوق بین الملل سر خم کرده باشند.
آیا می توان تصور کرد که این افراد، با حقوق بین الملل آشنا نیستند؟ پس چرا به آن ها استناد می کنند؟ 
آیا افراد در قدرت، نمی خواهند با انکار حقوق ملل در مقررات  بین المللی، مخالفتشان با حقوق ملل تورک، تورکمن، عرب،   بلوچ، لر، گیلک و .. را نشان بدهند؟
چه رابطه ای در میان "معنا و مفهوم "آموزش زبان ها مادری" و معنا و مفهوم "تبعیض" و فهم ایرانیان از آن ها با دمکراسی وجود دارد؟
آیا در سرزمینی با چنین دیدگاه های تنگ حقوقی، می توان به دموکراسی در آینده، امیدوار بود؟
ملل غیر فارس، برای رسیدن به حقوق خود، چه راه هایی در پیش رو دارند؟

در این برنامه، به اتفاق مهمانان این هفته دیالوگ: آقایان :
دکتر حسن نایب هاشم؛
نقی محمودی؛ حقوقدان
دکتر فیصل مرمضی؛ مدیر اجرایی مرکز حقوق بشر احواز در لندن
به موشکافی مفهوم "آموزش زبان مادری و تبعیض در قوانین بین الملل" خواهیم پرداخت.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پنجم می 2018
hedayat222@yahoo.com

Saturday, April 28, 2018

دیالوگ: برای مقابله با تهاجم پانفارسیسم چه باید کرد؟ - بخش دوم

برنامه هفته پنجاه و چهارم "دیالوگ" ـ بخش دوم
موضوع: برای مقابله با تهاجم پانفارسیسم چه باید کرد؟
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکترهوشنگ امیراحمدی
دکتر رضا حسین بر
ناصر کرمی
فرامرز بختیار
گوناز تی وی، ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
در چند سال، ماه و بخصوص، در روز اخیر، حمله برای توهین، تحقیر، تخریب، نابودی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... سرعت گرفته است.
هر چه ملل، بییشتر به خیابان ها می آیند و از تبعیض روز افزون، از نابرابری حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، زبانی، محیط زیستی و حقوق ملی خودشان سخن می گویند، رفتارهای سیاسی-تبلیغی پانفارسیسم، شدت بیشتری گرفته و علنی ترشده است.
پانفارسیسم مطمئن است که در اوج پیروزی تاریخی خود قرار دارد. برای همین، این ملل را صاحب هیچ حق و حقوق و سرزمینی نمی داند.
پانفارسیسم همه سیستم های نظامی-امنیتی، مدیریتی، سیستم آموزشی، رسانه ای و قوه عدلیه را تسخیر کرده است. هر آن چه یک تفکر ضد انسانی لازم دارد را، پانفارسیسم به تنهایی در اختیار دارد.
در گذشته، حملات پانفارسیسم به  ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... کم رنگتربود ولی اکنون، با در اختیار گرفتن همه سیستم سیاسی، جسارتی دیوانه وار یافته است.
معاورن رئیس جمهور؛ علی یونسی، علنا، سخنگوی بازوی افراطی ترین پانفارسیست ها شده است و از زبان آن ها سخن می گوید.
علی یونسی، وزیر اطلاعات سابق، با استراتژی های بلند و کوتاه مدت سیستم سیاسی ایران آشنا است. برای همین، علنا، وجود و هستی ملت تورک را انکار می کند. تاریخ تورکان و منطقه را تحریف می کند. 
وقتی از مجموع بیش از یکصد نماینده فراکسیون تورک مجلس، تنها  46 نماینده، به سخنان او اعتراض می کنند، بدون هیچ پشیمانی، نمایندگان را به "نفهمی" و "کج فهمی" متهم می کند که منافع ملی را درک نمی کنند. یعنی پانفارسیسم، منافع ملی ایران و ایرانیان بهتر می فهمد.
چه باید کرد؟ سوالی است که از راه حل و چاره این مشکل، می پرسد.
در این همه سال، ده ها پاسخ به این سوال داده شده است اما مشکل ایران و ایرانی نه تنها حل نشده، بلکه بر شدت مشکل افزوده شده است. تقریبا، پانفارسیسم، دشمن ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... شده است.
آیا علاقه مندان به پاسخگویی با این سوال، به موضوع و نفس مشکل نپرداخته اند؟ آیا موضوع را درست طرح نکرده اند؟ آیا موضوع های فرعی و انحرافی را مطرح کرده، ذهن و فکر جامعه را از مسئله اصلی منحرف کرده اند؟
بنظر می رسد که مشکل و مسئله اصلی، خود "ایران" است. ایران چیست؟ ایرانی کیست؟ ایرانیان چه حقوقی دارند؟ حقوق ایرانیان، توسط چه کسان یا نهادی تعریف می شوند؟ آیا همه ایرانیان -بطور صددرصد مساوی- ایرانی هستند یا بعضی ها ایرانی ترند؟ آیا بعضی ها کمتر ایرانی نیستند؟ آیا بعضی ها هم اصلا ایرانی نیستند؟ چرا بعضی ها هم مهاجرانی هستند که از سر لطف ایرانی ترین ها، در ایران زندگی می کنند و در شرایط لازم، باید ایران را ترک بکنند؟
آیا همین تقسیم بندی، نشان نمی دهد که مفهوم "ایران و ایرانی" بسیار متفاوت، همراه با تبعیض و نگرش دشمنانه در میان ایرانیان با "ایرانی ترین ها" است؟
چه کسانی "ایرانی ترین ها" هستند؟ ملاک های "ایرانی ترین" بودن چیست؟ چرا این دسته، "ایرانی ترین" شده اند؟ "ایرانی تر ین ها" چه مزایایی دارند که دیگران، از آن مزایا و امتیازها  محرومند؟
چرا "ایرانی ترین ها" دیگران را دسته بندی و تقسیم بندی کرده اند؟ آیا این تقسیم بندی، نوع جدیدی از کاست و طبقه و دنباله طبقه بندی دوره قبل از اسلام، در ایران نوین نیست؟ این طبقه بندی ها از چه زمانی در ایران رایج شده اند؟
آیا کاست و طبقه بندی در عصر جدید، با رضا کودتاچی و برتری زبان فارسی و فارس ها آغاز نشده است؟
آیا ملاک "ایرانی ترین" بودن، زبان و نژاد فارسی نیست؟
آیا تحمیل نام، شهرت، زبان، تاریخ، ادبیات، موسیقی، هنر، صنعت، تکنولوژی، دین، ایدئولوژی، ناسیونالیسم و ... فارسی بر همه ایرانیان، تلاش برای ساختن ایرانی نوین بر اساس پانفارسیسم و حذف دیگران نیست؟
آیا توهین و تحقیر ملل تورک، عرب، تورکمن، بلوچ، قشقایی، گیلک، مازن، لر، بندری، و... برای سوق دادن این ملل به قبول ایرانی ترین ها به عنوان انسان های برتر و الگو نیست؟
آیا نباید برای ایرانی شدن، هر آن چه ایرانی ترین ها می گویند را چشم بسته پذیرفت؟
آیا نباید زبان، ادبیات، تاریخ، قهرمانان ملی، منافع ملی، موسیقی، هنر، تمدن و ... ملل دیگر را قربانی پانفارس ها و ایرانی ترین ها کرد؟
چه لزومی برای ایرانی ترین ساختن  ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر، بختتیاری و ...وجود دارد؟
چرا تا دیر نشده، سیاست های فارس سازی هویت ملل غیر فارس متوقف نمی شود؟
برای مقابله با حملات تخریبی، تحریفی پانفارسیسم به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر، بختتیاری و ... چه باید کرد؟
در برنامه امشب "دیالوگ" با حضور آقایان:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دکتر رضا حسین بر
ناصر کرمی و
فرامرز بختیار
به این گونه سوال ها پاسخ خواهیم داد.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هشتم اپریل 2018
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: برای مقابله با تهاجم پانفارسیسم چه باید کرد؟ - بخش اول

برنامه هفته پنجاه و چهارم "دیالوگ" ـ بخش اول
موضوع: برای مقابله با تهاجم پانفارسیسم چه باید کرد؟
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکترهوشنگ امیراحمدی
دکتر رضا حسین بر
ناصر کرمی
فرامرز بختیار
گوناز تی وی، ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
در چند سال، ماه و بخصوص، در روز اخیر، حمله برای توهین، تحقیر، تخریب، نابودی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... سرعت گرفته است.
هر چه ملل، بییشتر به خیابان ها می آیند و از تبعیض روز افزون، از نابرابری حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، زبانی، محیط زیستی و حقوق ملی خودشان سخن می گویند، رفتارهای سیاسی-تبلیغی پانفارسیسم، شدت بیشتری گرفته و علنی ترشده است.
پانفارسیسم مطمئن است که در اوج پیروزی تاریخی خود قرار دارد. برای همین، این ملل را صاحب هیچ حق و حقوق و سرزمینی نمی داند.
پانفارسیسم همه سیستم های نظامی-امنیتی، مدیریتی، سیستم آموزشی، رسانه ای و قوه عدلیه را تسخیر کرده است. هر آن چه یک تفکر ضد انسانی لازم دارد را، پانفارسیسم به تنهایی در اختیار دارد.
در گذشته، حملات پانفارسیسم به  ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... کم رنگتربود ولی اکنون، با در اختیار گرفتن همه سیستم سیاسی، جسارتی دیوانه وار یافته است.
معاورن رئیس جمهور؛ علی یونسی، علنا، سخنگوی بازوی افراطی ترین پانفارسیست ها شده است و از زبان آن ها سخن می گوید.
علی یونسی، وزیر اطلاعات سابق، با استراتژی های بلند و کوتاه مدت سیستم سیاسی ایران آشنا است. برای همین، علنا، وجود و هستی ملت تورک را انکار می کند. تاریخ تورکان و منطقه را تحریف می کند. 
وقتی از مجموع بیش از یکصد نماینده فراکسیون تورک مجلس، تنها  46 نماینده، به سخنان او اعتراض می کنند، بدون هیچ پشیمانی، نمایندگان را به "نفهمی" و "کج فهمی" متهم می کند که منافع ملی را درک نمی کنند. یعنی پانفارسیسم، منافع ملی ایران و ایرانیان بهتر می فهمد.
چه باید کرد؟ سوالی است که از راه حل و چاره این مشکل، می پرسد.
در این همه سال، ده ها پاسخ به این سوال داده شده است اما مشکل ایران و ایرانی نه تنها حل نشده، بلکه بر شدت مشکل افزوده شده است. تقریبا، پانفارسیسم، دشمن ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... شده است.
آیا علاقه مندان به پاسخگویی با این سوال، به موضوع و نفس مشکل نپرداخته اند؟ آیا موضوع را درست طرح نکرده اند؟ آیا موضوع های فرعی و انحرافی را مطرح کرده، ذهن و فکر جامعه را از مسئله اصلی منحرف کرده اند؟
بنظر می رسد که مشکل و مسئله اصلی، خود "ایران" است. ایران چیست؟ ایرانی کیست؟ ایرانیان چه حقوقی دارند؟ حقوق ایرانیان، توسط چه کسان یا نهادی تعریف می شوند؟ آیا همه ایرانیان -بطور صددرصد مساوی- ایرانی هستند یا بعضی ها ایرانی ترند؟ آیا بعضی ها کمتر ایرانی نیستند؟ آیا بعضی ها هم اصلا ایرانی نیستند؟ چرا بعضی ها هم مهاجرانی هستند که از سر لطف ایرانی ترین ها، در ایران زندگی می کنند و در شرایط لازم، باید ایران را ترک بکنند؟
آیا همین تقسیم بندی، نشان نمی دهد که مفهوم "ایران و ایرانی" بسیار متفاوت، همراه با تبعیض و نگرش دشمنانه در میان ایرانیان با "ایرانی ترین ها" است؟
چه کسانی "ایرانی ترین ها" هستند؟ ملاک های "ایرانی ترین" بودن چیست؟ چرا این دسته، "ایرانی ترین" شده اند؟ "ایرانی تر ین ها" چه مزایایی دارند که دیگران، از آن مزایا و امتیازها  محرومند؟
چرا "ایرانی ترین ها" دیگران را دسته بندی و تقسیم بندی کرده اند؟ آیا این تقسیم بندی، نوع جدیدی از کاست و طبقه و دنباله طبقه بندی دوره قبل از اسلام، در ایران نوین نیست؟ این طبقه بندی ها از چه زمانی در ایران رایج شده اند؟
آیا کاست و طبقه بندی در عصر جدید، با رضا کودتاچی و برتری زبان فارسی و فارس ها آغاز نشده است؟
آیا ملاک "ایرانی ترین" بودن، زبان و نژاد فارسی نیست؟
آیا تحمیل نام، شهرت، زبان، تاریخ، ادبیات، موسیقی، هنر، صنعت، تکنولوژی، دین، ایدئولوژی، ناسیونالیسم و ... فارسی بر همه ایرانیان، تلاش برای ساختن ایرانی نوین بر اساس پانفارسیسم و حذف دیگران نیست؟
آیا توهین و تحقیر ملل تورک، عرب، تورکمن، بلوچ، قشقایی، گیلک، مازن، لر، بندری، و... برای سوق دادن این ملل به قبول ایرانی ترین ها به عنوان انسان های برتر و الگو نیست؟
آیا نباید برای ایرانی شدن، هر آن چه ایرانی ترین ها می گویند را چشم بسته پذیرفت؟
آیا نباید زبان، ادبیات، تاریخ، قهرمانان ملی، منافع ملی، موسیقی، هنر، تمدن و ... ملل دیگر را قربانی پانفارس ها و ایرانی ترین ها کرد؟
چه لزومی برای ایرانی ترین ساختن  ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر، بختتیاری و ...وجود دارد؟
چرا تا دیر نشده، سیاست های فارس سازی هویت ملل غیر فارس متوقف نمی شود؟
برای مقابله با حملات تخریبی، تحریفی پانفارسیسم به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر، بختتیاری و ... چه باید کرد؟
در برنامه امشب "دیالوگ" با حضور آقایان:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دکتر رضا حسین بر
ناصر کرمی و
فرامرز بختیار
به این گونه سوال ها پاسخ خواهیم داد.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هشتم اپریل 2018
hedayat222@yahoo.com


دوشونجه لر مئیدانی: پانفارسیزمه "دور!" دئمه نین یولو وارمئ؟

دوشونجه لر مئیدانی: پانفارسیزمه "دور!" دئمه نین یولو وارمئ؟
دانیشئقئن آپارئجئسئ: انصافعلی هدایت
قوناق: دوکتور محمدحسین یحیایی
دوشونجه لر مئیدانی برنامه سی، هر شنه گونو، تبریز واختی ایله ساحات 21:00-دا، گوناز تی وی دن، جانلی یایئلئر
Düşüncələr Meydanı: Panfarsizmə "Dur!" demənin Yolu varmı?

Aparıcı: İnsafəli Hidayə

Qonaq: Dr. Məhəmmədhüseyn Yəhyayi .
GünazTV
April.28.2018

Friday, April 27, 2018

برای مقابله با حملات پانفارسیسم چه باید کرد؟

مقدمه ای برای ورود به "دیالوگ" امروز: شنبه بیست و هشتم اپریل 2018
در چند سال، ماه و بخصوص، در روز اخیر، حمله برای توهین، تحقیر، تخریب، نابودی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... سرعت گرفته است.
هر چه ملل، بییشتر به خیابان ها می آیند و از تبعیض روز افزون، از نابرابری حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، زبانی، محیط زیستی و حقوق ملی خودشان سخن می گویند، رفتارهای سیاسی-تبلیغی پانفارسیسم، شدت بیشتری گرفته و علنی ترشده است.
پانفارسیسم مطمئن است که در اوج پیروزی تاریخی خود قرار دارد. برای همین، این ملل را صاحب هیچ حق و حقوق و سرزمینی نمی داند.
پانفارسیسم همه سیستم های نظامی-امنیتی، مدیریتی، سیستم آموزشی، رسانه ای و قوه عدلیه را تسخیر کرده است. هر آن چه یک تفکر ضد انسانی لازم دارد را، پانفارسیسم به تنهایی در اختیار دارد.
در گذشته، حملات پانفارسیسم به  ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... کم رنگتربود ولی اکنون، با در اختیار گرفتن همه سیستم سیاسی، جسارتی دیوانه وار یافته است.
معاورن رئیس جمهور؛ علی یونسی، علنا، سخنگوی بازوی افراطی ترین پانفارسیست ها شده است و از زبان آن ها سخن می گوید.
علی یونسی، وزیر اطلاعات سابق، با استراتژی های بلند و کوتاه مدت سیستم سیاسی ایران آشنا است. برای همین، علنا، وجود و هستی ملت تورک را انکار می کند. تاریخ تورکان و منطقه را تحریف می کند. 
وقتی از مجموع بیش از یکصد نماینده فراکسیون تورک مجلس، تنها  46 نماینده، به سخنان او اعتراض می کنند، بدون هیچ پشیمانی، نمایندگان را به "نفهمی" و "کج فهمی" متهم می کند که منافع ملی را درک نمی کنند. یعنی پانفارسیسم، منافع ملی ایران و ایرانیان بهتر می فهمد.
چه باید کرد؟ سوالی است که از راه حل و چاره این مشکل، می پرسد.
در این همه سال، ده ها پاسخ به این سوال داده شده است اما مشکل ایران و ایرانی نه تنها حل نشده، بلکه بر شدت مشکل افزوده شده است. تقریبا، پانفارسیسم، دشمن ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر و ... شده است.
آیا علاقه مندان به پاسخگویی با این سوال، به موضوع و نفس مشکل نپرداخته اند؟ آیا موضوع را درست طرح نکرده اند؟ آیا موضوع های فرعی و انحرافی را مطرح کرده، ذهن و فکر جامعه را از مسئله اصلی منحرف کرده اند؟
بنظر می رسد که مشکل و مسئله اصلی، خود "ایران" است. ایران چیست؟ ایرانی کیست؟ ایرانیان چه حقوقی دارند؟ حقوق ایرانیان، توسط چه کسان یا نهادی تعریف می شوند؟ آیا همه ایرانیان -بطور صددرصد مساوی- ایرانی هستند یا بعضی ها ایرانی ترند؟ آیا بعضی ها کمتر ایرانی نیستند؟ آیا بعضی ها هم اصلا ایرانی نیستند؟ چرا بعضی ها هم مهاجرانی هستند که از سر لطف ایرانی ترین ها، در ایران زندگی می کنند و در شرایط لازم، باید ایران را ترک بکنند؟
آیا همین تقسیم بندی، نشان نمی دهد که مفهوم "ایران و ایرانی" بسیار متفاوت، همراه با تبعیض و نگرش دشمنانه در میان ایرانیان با "ایرانی ترین ها" است؟
چه کسانی "ایرانی ترین ها" هستند؟ ملاک های "ایرانی ترین" بودن چیست؟ چرا این دسته، "ایرانی ترین" شده اند؟ "ایرانی تر ین ها" چه مزایایی دارند که دیگران، از آن مزایا و امتیازها  محرومند؟
چرا "ایرانی ترین ها" دیگران را دسته بندی و تقسیم بندی کرده اند؟ آیا این تقسیم بندی، نوع جدیدی از کاست و طبقه و دنباله طبقه بندی دوره قبل از اسلام، در ایران نوین نیست؟ این طبقه بندی ها از چه زمانی در ایران رایج شده اند؟
آیا کاست و طبقه بندی در عصر جدید، با رضا کودتاچی و برتری زبان فارسی و فارس ها آغاز نشده است؟
آیا ملاک "ایرانی ترین" بودن، زبان و نژاد فارسی نیست؟
آیا تحمیل نام، شهرت، زبان، تاریخ، ادبیات، موسیقی، هنر، صنعت، تکنولوژی، دین، ایدئولوژی، ناسیونالیسم و ... فارسی بر همه ایرانیان، تلاش برای ساختن ایرانی نوین بر اساس پانفارسیسم و حذف دیگران نیست؟
آیا توهین و تحقیر ملل تورک، عرب، تورکمن، بلوچ، قشقایی، گیلک، مازن، لر، بندری، و... برای سوق دادن این ملل به قبول ایرانی ترین ها به عنوان انسان های برتر و الگو نیست؟
آیا نباید برای ایرانی شدن، هر آن چه ایرانی ترین ها می گویند را چشم بسته پذیرفت؟
آیا نباید زبان، ادبیات، تاریخ، قهرمانان ملی، منافع ملی، موسیقی، هنر، تمدن و ... ملل دیگر را قربانی پانفارس ها و ایرانی ترین ها کرد؟
چه لزومی برای ایرانی ترین ساختن  ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر، بختتیاری و ...وجود دارد؟
چرا تا دیر نشده، سیاست های فارس سازی هویت ملل غیر فارس متوقف نمی شود؟
برای مقابله با حملات تخریبی، تحریفی پانفارسیسم به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک، مازنی، لر، بختتیاری و ... چه باید کرد؟
در برنامه امشب "دیالوگ" با حضور آقایان:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دکتر رضا حسین بر
ناصر کرمی و
فرامرز بختیار
به این گونه سوال ها پاسخ خواهیم داد.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هشتم اپریل 2018
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 312

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 312 https://youtube.com/live/6JgZoEzKT6k