هانکی کیتاب؟
دوستلار نه حاقدا تورکجه کیتاب اوخویوم؟
دوشمنله ایلگیلی ایستیراتئژیلر؟
قیزیل آلما؟
انصافعلی هدایت
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
هانکی کیتاب؟
دوستلار نه حاقدا تورکجه کیتاب اوخویوم؟
دوشمنله ایلگیلی ایستیراتئژیلر؟
قیزیل آلما؟
انصافعلی هدایت
زبان حامل خصوصیات فردی، جمعی، فرهنگی و تاریخی ماست
زبان هر شخصی، مترجم درون و افکار، خود اوست.
در عین حال، زبان شخص، نشانگر تربیت خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی اوست. زبان هر شخص، سفیر فرهنگ تاریخی ملتی است که شخص، به آن ملت تعلق خاطر دارد.
همچنین، زبان هر کس، قاضی شخص اوست و فقط خود او را محاکمه می کند.
پس مواظب زبان خود باشیم تا ما را رسوای عالم و آدم نکند.
انصافعلی هدایت
تبلیغ و شستشوی مغزی
یکی نوشت که چنان تبلیغ کرده اند و همه ما باور کرده ایم که دانشمندان ناسا ایرانی ،(فارس) هستند و دنیا بدون فارس نمی چرخند.
در پاسخ نوشتم:
من بیشتر از نه ماه تلاش کردم تا مردم را از شیوههای علمی و فنی شستشوی مغزی و روش های اعمال شستشوی مغزی و تاثیر آن در انسان و دیدگاه ها و قضاوت های افراد و ملل آشنا بکنم.
انصافعلی هدایت
سطح آیکیوی ایرانیان و عقب ماندگی
متوسط هوش ایرانیها 84 است.
متوسط هوش مغول ها 101 است.
دیگران را مسخره، تحقیر و مسئول عقب ماندگی ذهنی، فکری و شعوری خود نکنیم.
دیگران را مقصر عقب ماندگی خود نشماریم.
فعالیتهای اصلاحگرانه اجتماعی، اقتصادی و زیستی و آموزشی، در این منطقه، با ناصرالدین شاه تورک آغاز شد.
آن اصلاحات، با جنبش مشروطه که از بالا به پایین بود، تکامل یافت.
اما آن اصلاحات، با کودتایی علیه رشد اجتماعی، سیاسی، حقوقی، آموزشی و اقتصادی ملل در این منطقه، نابود شدند.
در پی کودتای رضا میرپنج، رشد واپسگرایانه و عقب ماندگی به این ملل تحمیل شد. و شدیه، ان عقب مانده های فکری که هستیم.
نتیجه صد سال عقب ماندگی، خود ما و جامعه ماست. نمی توانیم انکار بکنیم.
در چنین حال و اوضاعی، تحقیر دیگران، نشانهای از عمق عقب ماندگی و حس حقارتی است که در درون خود ما و جوامع ما زیست می کند. ما نه تنها عقب ماندگی فکری را که حقارت درونی و فکری را هم زندگی می کنیم.
تحقیر دیگران، برون ریخت حس حقارت درونی است که خود آن شخص، آن جامعه، آن فرهنگ و آن سیستم سیاسی، آموزشی و حقوقی زیست می کند. و همه آنها را سبستم حاکم، با سیاستهایش، به جامعه تحمیل می کند.
باید، برای رهایی از عقب ماندگی فکری، جبران خسارت ها و پیامدهای عقب ماندگی فکری و شعوری صد ساله چارهای بیندیشیم.
رابطه بین توسعه و میانگین هوش در هر اجتماعی، یک فاکتور و عامل بسیار مهمی در توسعه علمی، تکنولوژیکی، سیاسی، حقوقی، فلسفی، فکری، اجتماعی، انسانی، دموکراتیک، و .... آموزشی و دانشگاهی است.
سطح میانگین هوش، با سطح رفاه، امنیت، آزادی، حق زیستن آزاد و ... حق انتخاب دولت، سیستم آموزشی و سطح زبان آموزشی و ... در هر جامعه ای در ارتباط مستقیم است.
خود زبان تحمیلی به جامعه هم در رشد یا عقب ماندگی فکری جامعه نقش بازی می کند.
آیا زبان تحمیلی به جامعه و سیستم آموزشی، پویا است یا جامد است و افکار و ظرف خود را منجمد می کند؟
هر چه، یک جامعه ای، از نظر اقتصادی و سطح رفاه، فقیر تر باشد، به همان میزان عقب مانده تر خواهد بود.
هر چه خفقان در جامعهای عمیقتر و بیشتر باشد و هر چه حق انتخاب نوع زندگی در میان یک ملت محدودتر باشد، به همان میزان عقب مانده تر خواهد بود.
تحقیقات علمی نشان می دهد که ایرانیان جزو عقب ماندهترین ملل از نظر فکری بوده و در ناتوانی فکری غوطهور شدهاند.
می توانیم، نتیجه تحقیقات علمی را انکار کنیم.
حتی می توانیم، بر عقب ماندگی خود، نامی زیبا و شاعرانه بدهیم.
حتی، می توانیم به عقب ماندگی خود افتخار بکنیم.
اما دنیا منتظر ما و ملل عقب مانده نخواهد بود.
آیا می توانیم در میان توسعه فکری و عقب ماندگی، انتخاب درستی بکنیم؟
انصافعلی هدایت
تاکید بر نژادپرستی فارس ها در نوشته هایمان
دوستان
برای تاکید بر نژادپرستی پانفارس ها
باید در نوشتن نام افراد فارس، شهرها و استان های فارسنشین، از ترکیبی از نام آن شخص یا شهر و استان با کلمه «فارس» استفاده کرد.
اصفهان فارس یا فارس اصفهانی، شیرازی فارس یا فارس شیرازی، کاشانی فارس یا فارس کاشانی، سمنانی فارس یا فارس سمنانی، یزدی فارس یا فارس یزدی، کرمانی فارس یا فارس کرمانی و ...
انصافعلی هدایت
کردها ایرانی نیستند
در پاسخ به پانفارس هایی که کردها و علوی ها را ایرانی می نامند:
کردها، تنها ملتی هستند که در هفتاد و پنج سال گذشته، برای بدست آوردن استقلال و حقوق انسانی خودشان از فارسها، اسلحه برداشته و با ایران جعلی جنگیده اند.
کردها ایرانی نیستند
انصافعلی هدایت
رابطه کاری من و گونازتی وی
دوستلار!
منله گونازتیوی، داها امکداشلیق اتمیریک.
Dostlar!
Mənlə GünAz TV, daha əməkdaşliq etmirik.
دوستان!
رابطه کاری من و گونازتی وی به پایان رسیده است.
انصافعلی هدایت
مثلا خشکسالی، یک حادثه مشابه اما دشمنی با تورکها و عربها
سیاستهای پانفارسها و پانایرانیستها برای اجبار به کوچ تورکهای آزربایجان از وطن تاریخیشان، از زمان کودتا بر ضد تورکها و مشروطه، و از هنگام به روی کار آوردن رضا کودتاچی تا امروز تداوم داشته و دارد.
اما در حدود صد سال بعد و در جمهوری اسلامی ایران پانفارس، سیاست مهاجر کردن تورک ها، با خشکاندن دریاچه ارومیه، به اوج خود رسید.
تورکهایی که مخالف کوچ از وطنشان بودند، در شهرهایشان، به راهپیمایی مسالمت آمیز، اعتراض بر سیاست های فارسها، در اصرار بر خشکاندن دریاچه ارومیه دست زدند.
فرمان مجازاتهای سنگین تورکها، کشتار، دستگیری، زندان، اخراج از کار، اخراج از دانشگاه، آتش زدن اماکن خصوصی و عمومی در شهرهای تورک توسط پلیس و لباس شخصی ها و غارت اموال مردم توسط عمال دولت و پانفارسها ... صادر شد.
تعداد بیشماری از تورکهای معترض به سیاستهای پانفارسها، در این اعتراضهای مسالمت آمیز کشته شدند. صدها تن زخمی، صدها تن دستگیر و زندانی، صدها تن هم از زندگی عادی و تحصیل محرومانده شدند.
در آزربایجان و هر نقطه ای که تورک ها زندگی می کردند، حکومت نظامیان و بگیر و ببند برقرار شد.
تمامی رسانه های پانفارس، در داخل و بیرون مرزهای ایران جعلی، اعتراضهای مسالمتآمیز تورکها را بایکوت و تورکها محاصره رسانهای کردند تا دنیا از وجود و اعتراض تورکها به سیاستهای خشکاندن و کویری کردن آزربایجان بیخبر بماند.
در حالی که آزربایجان، همیشه تاریخ، دارای منابع آبی لازم بوده و است.
عین داستان بی آبی مصنوعی و برنامهریزی شده برای تورکها، در الاحواز و برای عربها هم تکرار شد.
همان جنابتها و همان محاصره کردنهای رسانهای در عربستان هم حکمفرما شد.
اما داستان آب و بی آبی در اصفهان فارس، یزد فارس، کرمان فارس، کاشان فارس، سمنان فارس، قم فارس و ... فارس که هیچ منبع آبی ندارند، بسیار متفاوت از مقوله کشتار در میان تورکها و عربها بود.
در حالیکه فارسها، همیشه تاریخ، در بخشی از کویر و صحرای بی آب و علف ساکن بوده اند.
بعضی ها هنوز نمی خواهند بپذیرند که دولت پانفارس، از منافع اصفهانیهای فارس، یزدیهای فارس، کرمانیهای فارس، کاشانیهای فارس، سمنانیهای فارس، قمیهای فارس و ... دفاع و حمایت همه جانبه می کند.
دولت فارسها، در زیر نام ایران، برای آبادانی مناطق فارس نشین و آماده کردن مناطق فارس نشین برای مهاجر پذیری بیشتر از تورکها وعرب های مهاجر، از خزر، عمان و خلیج عرب، به آنجا آب پمپاژ کرده است.
در مدت کوتاهی، آب وطن ملت تورک قشقایی، لورها، بختیاریها و عربها را به منطقه کویرستان و فارس نشین منتقل کردند.
برای تصفیه و پمپاژ هر متر مکعب آب به منطقه فارسها، بین چهار تا شش دلار هزینه می کنند.
اگر با کشتی، برای فارسها آب وارد می کردند، ارزانتر تمام می شد.
هزینه آبادانی اصفهان فارس، یزد فارس، کرمان فارس، کاشان فارس، سمنان فارس، قم فارس و ...فارس را به بهای ویرانی سرزمین و زندگی ملت تورک قشقایی، لورها و بختیاریها، عربها تامین کردند.
آیا این استعمار آشکار و عیان نیست که سرزمین و زندگی چند ملت تورک قشقایی، لورها، بختیاریها و عربها را فدای تامین آب فارسهای کویر نشین بکنند؟
در حالی که اعتراض عربها و تورک ها را با شدیدترین وجه ممکن پاسخ داده بودند، خود دولت پانفارس، ترتیب اجتماع بظاهر را اعتراضی فارسها در اصفهان را می دهد.
امنیت اجتماع کنندگان فارس را تامین میکند.
رادیو و تلویزیون را مامور پخش مستقیم اعتراض اصفهانیهای فارس می کند.
هیچ فارسی دستگیر نمی شود. هیچ فارسی زندانی نمی شود. هیچ فارسی کشته نمی شود.
هیچ فارسی از کار و زندگیش نمی افتد.
هیچ فارسی از ادامه تحصیل محروم نمی شود.
در حالی که همه این روند، در آزربایجان و در میان تورک ها و در سرزمین الاحواز، خشن و خونبار و برای این دو ملت، بسیار پر هزینه بود.
نه تنها هیچ خشونتی بر علیه اصفهانی های فارس اعمال نشد، بلکه برای معترضان فارس، غذا گرم هم هدیه دادند تا برای ادامه اعتراض و نرفتن به خانه هایشان، تاب و توان لازم را داشته باشند.
باز هم، تجربه مشروطه، دیگهای غذا و سودی که کویریهای فارس بردند، تکرا شد.
نه، فارس اصفهانی، فارس شیرازی، فارس یزدی، فارس کاشانی، فارس سمنانی، فارس قمی و فارس ... هیچ شباهتی به تورکها، قشقاییها، تورکمنها، عربها، بلوچها و ... ندارند.
فارسها، در زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مهاجر پذیری، تامین نیازهای زیستی همچون آب، تاسیس کارخانههای تولیدی با مصرف آب فراوانی که منطقه کویری فارسها، فاقد آن همه آب است، بسیار لارج، چاق، مرفه و دارای امتیاز فارس بودن هستند و ... هیچ تناسبی، در هیچزمینهای با تورکها، تورکمنها، قشقاییها، عربها، بلوچها و ... ندارند.
فارس ها، کدام امتیازهای ویژه دیگر را دارند که بقیه ملل تحت استعمار فارسها از آن امتیازها محروم هستند؟
مبنا و اساس اختصاص آن همه امتیاز برای فارسها چیست جز فارس بودن و داشتن حکومتی مبتنی بر پانفارسیسم؟
انصافعلی هدایت
حالا متوجه نشدی که ایرانی نیستی؟
ماجرای تلاش ایران، برای پر آب کردن اصفهان، آشکارا نشان داد که سیاست کویر سازی آزربایجان و الاحواز، سیاست پانفارسیسم و پانایرانیسم است.
تا تورکها و عرب ها، مجبور به مهاجرت اجباری اما غیر مستقیم ، از سرزمین اجدادیشان بشوند.
پانفارسها و پانایرانیستها می خواهند وانمود بکنند که مهاجران، آزادانه و از سر انتخاب آزادانه می خواهد مهاجرت می کنند و هیچنوع اجبار و سیاست مستقیم یا غیر مستقیمی برای مهاجرت آنان در کار نیست.
پانفارسیسم و پانایرانیسم، دشمن مشترک تورکها، تورکمنها، قشقاییها، عربها، بلوچها، لورها، گیلکها، مازنیها و ... است.
حالا، اگر می خواهید، باز هم خودتان را گول بزنید که ایران جعلی، وطن شماست.
تو تورکی! تو عربی! تو بلوچی! تو لوری! تو گیلکی! تو مازنی!و تو ...
تو ایرانی نیستی!
ولی می توانی نوکر بیمزد و مواجب پانفارس و ایران باشی!
می توانی برای نابودی وطنت، به وطن و ملت خود، خیانت بکنی!
انتخاب دست خودت: آزادی یا بردگی!
انصافعلی هدایت
آثار تورک، نه آثار ایرانی
چگونه اثر معماری یا هر چیزی دیگری که به دوره صفوی مربوط است و در تبریز یا در دیگر نقاط آزربایجان واقع شده است، می تواند اثری ایرانی باشد؟
نویسنده آگاه، باید می نوشت «اثر تورک». اگر هم نگران بود که بخاطر نوشتن کلمه تورک مورد خشم واقع شود، باید می نوشت «اثر آزربایجانی» یا «تبریزی» یا ... هر جایی که اثر متعلق به انجا است.
آیا آثار تورک ها در اصفهان و شیراز و ... را هم ایرانی می نامند؟
مردم را با استفاده از گلوله های سخن، شستشوی مغزی نکنیم، لطفا
انصافعلی هدایت
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 378 https://youtube.com/live/sOawqByWO9o