Monday, February 10, 2025

چوخ اوزاق دیر

چوخ اوزاق دیر

 قاغام
 گوزلرین
 اوزون اوزون اوزون ایللر 
 یولدا قالدی
اوزون اوزون اوزن یوللاردا قالدی
گوروش حسرتی، اُپوش حسرتی
ال اله‌ توتوش حسرتی
قوجاقلایئب، سئوینجک‌ 
گوز یاشی توکمک حسرتی
ایچیمیزده 
اوزون اوزون اوزون قالدی
اللریم سنه تامارزی
اللرین الیمه‌ تامارزیاوزون اوزون اوزون یوللار
یوللاریمیز‌ آیرئلدی
اوزون اوزون اوزون یولا گیتدین
اوزون، اوزون اوزون حسرتین، 
اوزون حسرتین سونو اولماز
بو یولون‌ سونو سونسوز
 گوروش گورونمور سونسوز
آیرئلیق
اوزون، اوزون، اوزون آیریلدیق
بو اوزاقلیقی
 یورومک له یورماق
سنله بیردا گوروشمک
اوزاق اوزاق اوزاقدا بیر جوزولتو.
بیر اومود
منی
سنسیز
یاشاما باغلیر.

انصافعلی هدایت 
فوریه 10/ 2025

Wednesday, February 5, 2025

سئوگینی‌ کیم اودار؟


 

سئوگینی‌ کیم اودار؟


من بونلا راضی‌ دئییلم. 

هر کس اوز تجروبه‌سینه‌ گورا دانیشیر. منیم تجروبه‌م فرقیلی‌ دیر. 

البته من فاحیشه‌لیکدن دانیشمیرام. بلکه ایکی عاشیق دن دانیشیرام. ایکی عاشیق اینسان یازین‌ بولوتلاری‌ کیمی، بیر بیرله‌رین گوزله‌مه‌دن، بیر بیرله‌رینه یاغمالی دیرلار. اگر من یاغمیرام و گوزلورم کی سن یاغاسان، سنده یاغمیرسان، گوزلورسن‌کی من یاغام، قوراقلیق‌ اولاجاق. سئوگی آرادان گئده‌جک. نه اتمه‌لی؟

هر ایکی طرف، چالیشمالی. هر هانکیسی داها چوخ چالیشیرسا، عاشقی‌ و سئوگینی‌ او اودار.


Tuesday, February 4, 2025

جمهوری تورکیه هم مانند ایران یک کشور جدید است


 

جمهوری تورکیه هم مانند ایران یک کشور جدید است


نوشت: بنا بر ادعای شما، اگر ایران، کشور جدیدی با کمتر از نود سال عمر است، پس تورکیه هم کشور جدیدی است.


نوشتم: تعصب بی‌جا، یک بیماری روانی است. این سخن شما عین حقیقت است. تعضبی نداریم که بگوییم:نه. تورکیه یک کشور قدیمی چند هزار ساله است." 

چرا که غرب مسیحی، در جنگ جهانی اول، بزرگترین امپراطوی جهان اسلام، یعنی خلافت عثمانی را با استفاده از خائنان و دشمنان داخلی از بین برد.

غرب مسیحی، سپس سرزمین‌های تحت اداره و مدیریت عثمانی را نه تنها اشغال کرد، بلکه از آن‌ها، چهل و پنج کشور جدید بوجود آورد.

عثمانی را تکه تکه کرده و برای هر کدام، یک مامور از همان ملت یا از عوامل خود به عنوان رهبر، شاه، رئیس جمهور و … نصب کردند تا به راحتی بتوانند با استفاده از ضعف انسانی، ضعف مالی، ضعف نظامی، ضعف اقتصادی، ضعف تکنولوژیکی آن‌ها در مقابل غرب مسیحی، همه ان‌ها را بطور مستقیم یا غیر مستقیم کنترل و اداره بکنند.

 چه بخواهیم، چه نخواهیم، جمهوری تورکیه هم یک کشور جدیدی است که به تازگی یکصد سالگیش را تمام کرده است.

 اگر در هر کتابی که شرقی‌ها یا غربی‌ها نوشته باشند و در آن کتاب و مقاله و نسریع یا تحقیق ادعا کرده باشند که تورکیه یا جمهوری تورکیه یا کشور تورکیه دارای عمری طولانی اسا، یا در دوره عثمانی، یا سلجوقیان یا غزنویان یا خلافای اسلامی و یا …. وجود داشته است، بدانید که آن کتاب رسما و علنا تحریف شده و می خواهد حقایق تاریخی را کتمان بکند. 

عین این داستان، برای ایران و کشورهای عربی، و اغلب کشورهای اروپایی، آفریقایی و .‌. هم صادق است. 

در صد سال گذشته، غرب مسیحی بیش از یکصد و پنجاه کشور جدید بوجود آورده است. 

وقتی از کشور جدید سخن‌ می گوییم، از "واحد سیاسی" سخن می گوییم. مراد ما از کشور جدید، "خاک و سرزمین متعلق به هزاران نسل کسانی که بر روی آن سرزمین می زیسته اند" نیست. معلوم است که خاک برای همیشه وجود داشته است و اداره آن، هزاران بار، دست بدست شده است. 

پس بدانیم و آگاه باشیم که ایران هم یک کشور جدیدی است که تازه نود ساله شده است. 

اگر در هر نوشته، کتاب، مقاله و تحقیق سیاسی، جغرافیایی، تاریخی، حقوقی، علمی، باستان‌شناسی، فقهی، عرفانی، فلسفی و .... بطور مستقیم یا بطور تلویحی ادعا شد یا به کلمه ایران اشاره شده باشد و عمر آن نوشته، کتاب و ‌...‌ در ظاهر، بیش از نود سال باشد، آن کتاب و مقاله و نویسنده آن، دروغ و دروغگو هستند و یا تحریف شده‌اند.

دولت ایران پانفارس و غرب مسیحی تلاش می کنند تا برای ایران نود ساله، تاریخی بسیار قدیمی بسازند.

آن‌ها می خواهند با تکرار ایران در جمله‌ها، ترکیبات مختلف، قدمت ایران را در فکر من و شما بکارند. 

برای مثال، تصور بکنید که عمر شما سی یا چهل یا پنجاه یا شصت یا هفتاد و یا ‌‌… است. حالا یکی پیدا بشود و بگوید شما در زمان ناصرالدین شاه فلان کاره بودید. یا در خدمت نادرشاه افشار در فتح کابل نقش داشتید. یا مرزهای دوره صفوی را شما حفظ کرده اید.


اگر این مثالها برای شنا غیر قابل فهم است و در دروع بودن آن شک نمی کنید، چرا باید قبول بکنیم، ایرانی که در سال هزار و سیصد و سیزده متولد شده در دوره قاجار، یا نادرشاه، یا شاه اسماعیل یا … فلان مقدار وسعت داشته است؟


انصافعلی هدایت 

هفتم اکتبر 2024

 


تاریخ برای اداره آیندگان نوشته می‌شود



تاریخ برای اداره آیندگان نوشته می‌شود



در دوره نادرشاه، ایران، افغانستان، پاکستان و … وجود نداشت




در دوره نادرشاه، نه ایرانی وجود داشت و نه افغانستان، پاکستان و …. وجود داشتند که مرز رسمی هم داشته باشند‌. هیچ کشوری مرز رسمی امروزی را نداشت.


پس، اگر ایرانی نبود و مرز رسمی‌ هم نداشت، چگونه نادرشاه تورک افشار، ملل متوطن در افغانستان امروزی و جدید را از ایران جدید و کمتر از صد ساله بیرون می‌کرد؟ و چرا بیرون می کرد؟


 نادر شاه تورک، برای بازتولید حاکمیت تورک‌ها، از یک تکه زمین کوچک برخواست. او با درایت، شجاعت، استراتژی، فداکاری و جانبازی نظامی تورک‌ها، سرزمین دیگر ملل و طوایف را یکی پس از دیگری اشغال کرده، امپراطوری افشاریه را پایه‌گذاری کرد.


غرب مسیحی و ایرانی‌های پانفارس، چطور خجالت نمی کشند و برای ایرانی که تازه هشتاد و نه ساله شده است، نام و تاریخ و مرز قدیمی ترسیم می کنند؟


آن‌ها، برای کشورهای جدید همسایه‌ هم نام‌های جدیدی ساخته و سپس این نام‌های جدید را به عنوان نام‌های قدیمی کشورهایی که وجود نداشتند بکار می‌برند.


 این مرزهای رسمی و خط‌کشی شده، محصول دخالت و اشغالگری نظامی غرب مسیحی است که در پی جنگ رسمی اعلام نشده صلیبی سوم، مسلمانان را تکه تکه کرده، کشورهای مستقل ساخته و برای هر کدام آن‌ها نام جدید و مرزهای جدید خط‌کشی شده تعیین کرده‌اند تا اداره آن‌ها، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، ساده و کم هزینه بشود.

هر چه ملتی عور ملی بالاتری داشته و به مسایل جهانی و ملی آگاه تر بوده است، غربی‌ها نتوانسته اند آن‌ها را با عوامل داخلی خودشان اداره بکنند.


 در نتیجه برای اداره آن ملل و تداوم اشغال نظامی‌ آنها، از نیروی نظامی خود استفاده کرده‌اند اما هر چه شعور ملی ملتی کمتر بوده و ناآگاه‌تر بوده اند، غرب مسیحی، از همان ملت، افرادی را برای اداره و سرکوب آن‌ها انتخاب و منصوب کرده است.


با نگاهی با کشورهای مسلمان که بعد از جنگ جهانی اول تحمیلی غرب مسیحی به جهانیان پیدا شده اند، می توانید این فرضیه را راست‌ آزمایی بفرمایید.


غربی‌ها و پان‌ایرانیست‌ها، به جهت این که برای ایران‌ جدید، تاریخ و قدمت تاریخی بسازند، مجبور هستند تا برای دیگر کشورهای جدید هم تاریخی قدیمی بنویسند‌؟


 در دوره اسلامی، غزنویان، سلجوقیان، عثمانیان، صفویان، افشاریان و قاجاریان افغانستان امروزی، پاکستان امروزی، بخش‌های از هندوستان امروزی و ...‌ جزو آن امپراطوری‌ها بوده‌اند.


 در نتیجه، می‌توان براحتی متوجه شده که در دوره آن امپراطوری ‌ها و همچنین نادرشاه چاغیندا، نه افغانستانی وجود داشت، نه پاکستانی، نه ایرانی و نه .‌‌.. وجود نداشتند.


افغانستان امروزی، پاکستان امروزی، بنگلادش امروزی، ایران امروزی و ‌… کشورهای جدیدی هستند که در گذشته بخشی از اراده و امپراتوری اسلام و تورک بوده‌اند 


همه این کشورها، توسط غرب مسیحی و بعد از اشغال نظامی و مغزی ملل این منطقه و بر اساس منافع غرب مسیحی ساخته، پرداخته و اداره شده‌اند و اداره می‌شوند.


افغانستان و پاکستان جدید هم مانند ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، در دوره غزنویان، سلجوقیان، عثمانیان، آق قویونلو‌ها، قره قویونلوها، صفویان، افشاریان و حتی در دوره ای از قارجایان هم جزو امپراطوری تورک و اسلام بوده‌اند.


هشیار باشیم که به هنگام نقل تاریخ، خاطرات، و … و همچنین به هنگام‌ نقل قول و کپی و پیست بخش‌هایی از آن کتاب‌ها و متون تحریف‌ شده و جعل‌های عمدی، در نوشته‌های خودمان برای نشر در اینترنت، مقاله یا کتاب های خود، آن‌ها را به همان شکل تحریف شده، دروغ پردازی شده و رمان گونه منتشر نکنیم.


اگر می‌خواهیم تاریخ را تصحیح کرده و تاریخ درست را به خوانندگان خود ارائه بدهیم، باید هشیار بوده و تحریف‌ها و دروغ‌ها را شسته، زدوده و متنی عاری از دروغ و تحریف را منتشر بکنیم.


وگرنه، چرخی که غرب مسیحی با تاریخ نویسی اشغالگرانه و هدف اشغال فکری و استعمار دائمی ملل مختلف نوشته است، بر روی همان چرخ سابق خواهد چرخید.


باید بدانیم که تاریخی علمی و دقیق و بی‌طرفانه نداریم. سخن از تاریخ علمی، دقیق و بی‌طرفانه یک دروغ غرب ساخته است تا نویسندگان و تاریخ نویسان ملل تحت اشغال فکری و سرزمینی، دیدگاه و منظر ملی خود را در تاریخ نویسی مورد عنایت قرار ندهند و به نام تاریخ علمی و بی‌طرفانه، به پذیرش دروع‌های تاریخ نویسان غرب مسیحی تن بدهند تا فکر تاریخی آن‌ها، آینده این ملل را اداره کرده و شکل بدهد‌.


باید بدانیم که تاریخ هر ملت و کشور و حتی تاریخ هر طبقه و صنف را هر کس و کشوری، با هر دیدگاه خاص و منافع خاص خود در حال و آینده نوشته است و می‌نویسد


غربی‌ها از نوشتن تاریخ برای هر کشور و ملتی، اهداف بلند مدتی را تعقیب می کرده‌اند و تعقیب می کنند.


نویسندگان تاریخ، نه تنها، بسیاری از شواهد و مطالب تاریخی را حذف کرده اند، بلکه در انتخاب مواد از دل تاریخ گزینشی رفتار کرده و مطالب مورد نظر خودشان را انتخاب کرده‌اند یا اگر در تاریخ نبوده است، داستانرایی کرده، تحریف کرده و جعل کرده‌اند تا چنان نشان بدهند که تاریخ واقعی همانی است که آن‌ها نوشته و اثبات کرده اند.


لذا قدرتمندان، حاکمان و طبقات مسلط هر کشوری بر اساس نیاز و منافع مخصوص خود، در نوشتن تاریخ‌ها دست برده و تحریف ایجاد کرده اند تا خوانندگان را در مسیر خدمت به منافع خود، شستشوی مغزی-آموزشی بکند.


تورک‌ها برای دستیابی دوباره به حاکمیت و قدرت در سطح جهانی و تبدیل شدن به یک ابرقدرت جهانی، باید دوباره و با توجه به نیازها و اهداف خود و تجربه های تلخی که در دویست و پنجاه سال اخیر پشت سر گذاشته‌اند، تاریخ خودشان، تاریخ منطقه و حتی تاریخ جهان را خودشان و دوباره بازنویسی بکنند.


چرا که هرکس و هر کشوری که تاریخ گذشته را بنویسد، آینده را هم او خواهد ساخت و اداره خواهد کرد.


چون تاریخ را برای گذشته نمی نویسند، بلکه برای اداره آیندگان و تامین منافع بلند مدت می نویسند.


انصافعلی هدایت 

05 اکتبر 2024


سرزمین تورک‌ها اشغال شده ولی عقلشان در اشغال نیست

 

سرزمین تورک‌ها اشغال شده ولی عقلشان در اشغال نیست


نوشت، بعد از اعراب، بزرگترین جنایات و قتل عام ها را در حق آزربایجانی‌ها، عثمانی ها کرده اند.


نوشتم:


 جالب است که بدانیم، آزربایجانی‌ها هیچ خاطره جمعی منفی از عثمانی‌ها و حملات آن ها به آزربایجان، در ذهن و اجتماعشان ندارند. 


اما پانفارس‌ها، پان‌ایرانیست‌ها و غرب مسیحی خیلی تلاش کرده اند و تلاش می‌کنند تا در داستان‌ها و کتاب هایشان، حکایت‌های عجیب و غریبی و غیر ولقعی در رابطه با قتل عام تورک‌های آزربایجان، بخصوص مردم تبریز، توسط عثمانی‌ها نوشته و برای ملت تورک، خاطره جمعی جدیدی بسازند.


 اما تاکنون و در دوره ضعف و اشغال هم ملت تورک به این خاطرات مصنوعی و جعلی، که در جهت شستشوی مغزی-آموزشی تورک‌ها داستان سرایی شده است، هیچ التفات و توجهی نکرده اند و توجهی به آن ها نمی دهند.


البته که ممکن است، بین دو برادر تورک عثمانی و آزربایجانی، جنگ‌هایی بر سر تصاحب قدرت رخ داده باشد. چنین جنگ هایی تقریبا زبیعی تاریخ بشریت بوده و نیازی به کتمان ندارد.


آنچه مهم است، آن است که اکنون، تورک‌های عثمانی و تورک‌های آزربایجانی، هیچ خاطره جمعی از چنان کشتارهایی در ذهن جمعی خود ندارند.


 یعنی، ممکن است جنگ‌های ریز و درشتی در بین دو برادر تورک مسلمان بر سر اقتدار عالی سیاسی بوده باشد ولی قتل عام و کشتار مردم تورک، توسط یکی از این دو برادر مدعی قدرت و اقتدار سیاسی، دروغ محض بوده است.


هدف چنان داستان های خیالی،تجزیه این دو برادر، جدا سازی این دو برادر از هم و دشمن سازی این دو برادر بوده و هست.


باید دید، این جدایی، دشمنی، کینه و کدورت نسبت به هم و عدم آشتی در میان دو جناحین یک ملت، به نفع چه کسانی تمام می شود؟


داستان قتل عام ها، از همان اول، چنان طراحی و مهندسی شده است تا منافع غرب مسیحی، مچنبن منافع دشمنان ترکها، یعنی فارس ها، روسها، ارمنی ها و … را تامین بکنند.


 چرا که وقتی اردوی عثمانی به آزربایجان می آمده، وارد سرزمین ملت غریبه با زبان، دین، تاریخ، و ... متفاوت نمی شده است. بلکه وارد بخش دیگری از سرزمین خود می‌شده است که در گذشته هم، هیچ نوعی از انواع اختلاف و جدایی در بین آن ها نبوده است. 


همانطور که وقتی آزربایجانی ها به قلمرو عثمانی وارد می شده اند، خودشان را اشغالگر و غریبه نمی دیده اند. 


چرا که هر دو حکومت یا اقتدار عالی سیاسی، به یک ملت، یعنی تورک تعلق داشته اند‌. برای همین است که داستان های دلخراش غربی‌ها و پان‌ایرانیست ها درباره چنان فجایع و قتل عام‌هایی را هیچ تورکی در آزربایجان باور نکرده است. 


می دانیم که مرزهای کنونی، در دوره خلافای عرب اسلامی، غزنویان، سلجوقیان، عثمانی، صفوی، افشار و قاجار بی معنی بوده اند. 

یعنی در گذشته ها، مرزهای مشخصی، با سیم های خاردار، ملل و سرزمین ها وجود نداشت و ملل را از هم جدا نمی کردند. همچنین مامورانی هم در سر مرزها برای کنترل ورود و خروج افراد گمارده نمی شدند.


 بلکه مردم، بطور آزادانه، بدون توجه به مرزهای احتمالی و نامعین، در رفت و آمد بوده اند. 

چرا که هم تورک و هم مسلمان بوده و دارای یک وطن بوده اند.


همان طور که با وجود دویست سال تبلیغات گسترده، هیچ تورک آزربایجانی باور نکرده است که با تجزیه آزربایجان به دو قسمت شمالی و جنوبی، یکی در اشغال روس و دیگری در اشغال فارسیسم به نمایندگی از غرب مسیحی، تورک‌های آزربایجان، دو ملت و دو هویت جداگانه بوده اند و هستند.


ما مجموعه انسان های دنیای تورک‌، یک ملت واحد با کمترین اختلاف بودیم و هستیم ولی بخاطر اشغال وطنمان و بخشی از ذهن و تاریخمان توسط دشمنان، در چند کشور، با نام‌های مختلف گرفتار اشغال شده ایم.


 لذا، دشمنان تورک‌ها تلاش کرده اند تا ما تورک ها را به آذری، تورک ایران، تورک روس، تورک عثمانی، تورک تورکیه ای، تاتار، قیرقیز، اویغور، اوزبک، و .... تجزیه و تقسیم کرده، وطن و توانایی عقلی ما را اشغال کرده، ما را اداره و کنترل بکنند.


آن‌ها تلاش کرده‌اند و تلاش می کنند تا برای ما تورک‌ها به عنوان یک ملت قدیمی، هویت های جدید و تاریخ‌های جدیدی بنویسند و ما را به پذیرش اوهام آن ها قانع و راضی بکنند.

آن‌ها با براه انداختن آکادمی‌ها و پروپاگانداهای فراوان، می خواهند تا ما، بافته‌ها و دروغ های آن‌ها را به عنوان حقایق غیر قابل انکار در باره خودمان، در باره هویت مان، درباره تاریخ مان، در باره وطن مان، در باره وطن اولیه یمان، در باره اصل و ریشه مان و درباره … باور بکنیم.


آن‌ها می خواهند تا با شاغال ذهن و قوه عقلانی ما تورک‌ها، ما برای تامین منافع آن‌‌ها، با همدیگر دشمنی کرده و با همدیگر بجنگیم تا منافع دشمن مشترک همه تورکها تامین بشود.


اما ملت تورکی که سرزمین‌هایش اشغال شده است، اجازه نخواهد داد تا تمامنی عقلش، تاریخش، هویتش، وطنش و … اشغال بشود. 

تورک ها اجازه نخواهند داد تا فریب این صحنه سازی های دروغ دشمنانشان را بخورند.

واقعیت تلخ آن است که در سایه اشغال و قتل عام تورک ها، دشمنان توانسته اند تا حدود زیادی تورک‌هارا از هم تجزیه کرده، جهان را چنان صحنه سازی بکنند و نشان بدهند که چند ملت مختلف با دولت های مختلف وجود دارند که اپر چه اشتراکاتی با هم دارند ولی یک ملت و آن هم تورک نستند.

حقیقت دیگر آن است که دونیای تورکی وجود دارد که از نظر ملی-زبانی و ریشه اتنیکی از هم گسسته نشده اند و در آینده هم از هم گسسته نخواهند شد. 


روزی ملت تورک، با دولت‌ها و سرزمین‌های اشغال و تجزیه شده‌یشان، دوباره و بر خلاف خواست دشمنانشان، بهم خواهد پیوست و دوباره یک ملت، با یک سرزمین را بوجود خواهد آورد.


انصافعلی هدایت

07 اکتبر 2024


بوزلوقدان گئچیله جک



 بوزلوقدان گئچیله جک



بوراسی،

 چوخ گئنیش دیر

توتار،

 توم اینسانلاری

 اولمازسا،

 گوزلری دار آدامجیقلار


بوراسی،

 چوخ گئنیش دیر

یاشادار هر کسی

دوغولموشلاری، دوغولاجاقلاری دا

هامییه یئروار

گوزو دارلار قویسالار


بوراسی،

 چوخ گئنیش دیر- یاشامالی

آخار چایلاری - چیممه‌لی

الی سیلاحلی قانا باتمیشلار قویسالار


چایلاری‌دا گُل‌لری ده چوخ گینیش دیر

هر کسین اوزمه‌سینه، باشاریرسئنا آچیق دیر

میلیونلارین قاتیللری قویسالار


چایلاریندا،

 گئنیش - اوزون گیمیلر سوزور

همده داغ یوخاری

منیم کیمی سودا بوغولانلار اولمازسا


 تامارزی قالیر چایلاردان گئچمه‌یه

بُلور عاشیقی عشقی ایله

معشوقه‌نی یاریسی ایله

جسورلار وار، گئچن‌لر وار،

 بو آخار دنیزلری

ناققالار قویسالار


بوراسی یام‌ یاشیل

هر کسین سئوینجینه یئروار

قئش، قار، بوز گلیب قویورسا


قئش گلیر اونوموزدن

دوناجاقلار

 بو چایلار، بو گُللر، بو یاشیللیقلاردا

 دونموش دره‌لر، چایلار، گُللر یول اولاجاق بوتون

 گئچه‌جکلر اینانانلار، آیریلیقدان دویانلار، کوسلر

دوشمه‌نه، رقیبه، خایینه اینانمازلارسا


آداملار، جئیرانلار، آیئلار بئله 

یول سالاجاقلار

قورخولو سولار، دونوبان یول اولاجاقلار

 گئچمک اوچون

هر نه دونورسا، دون آچیلار ایچیندن

یولسوزلوقلاردان،

 یول آچار

ناچارلیقدان‌،

آچار چیخار

قفیلچیلار قوسارلار


بوزلوق، زیندان دئییل

گورن اولورسا

"توم صناعت اونا قارشی" یول آلمیش

جسورلار، فورصتچی‌لر، 

دوشموش لر یولا

بوزلوقدان گئچمه‌یه کُچ اتمیش

قالیم قه‌ییم بوزلاری دلیب، بالیق توتار


بوزلاق، یئنی مئیدان دیر

اویناشار سئوگیلر، اوشاقلار، 

گولوشلرده پارتلار

قوشولار ایکی‌یه بولونموش

اینسانلار، قورخاقلار، آغاجلاردا

ایکی‌یه بولونموش باجیلار، قارداشلار دا

دوغرو باخارساق

بیزده قاووشاریق قارداشلیقلا 

یول کسمه‌یی باجاریرساق.


انیصافعلی هیدایت

23 / اکتوبر / 2024



آیا عقلمان را به اشغالگران تسلیم کرده ایم



 آیا عقلمان را به اشغالگران تسلیم کرده ایم؟


 بسیار عالی پاسخ داده‌اید. خوشحالم.

 اما باید به پیامدهای تک تک واژه‌هایی که در سخن یا نوشتار خود، در به کاربردن آن ‌ها عادت کرده ایم، توجه بکنیم.

 چرا که در ایران، چیزی به نام "اقوام" وجود ندارد.

 آنچه در ایران موجود است، "ملت"هایی هستند که خاک، سرزمین، منابع مالی و انسانی و حتی مغز و توانایی عقلی آن‌ها اشغال شده است‌.

 اشغالگران، در سایه زور، زندان، اعدام، قتل‌عام، شکنجه، تبعید، اجبار به مهاجرت ناخواسته و … آنچه را که می خواسته اند و می خواهند را به آنها تحمیل کرده اند و تحمیل می کنند. 

اگر من و شما معنی و مدلول کلمات را ساده بگیریم و از کنار آن ‌ها به سادگی بگذریم و تسلیم اشغالگران شده، بپذیریم که در ایران اقوام وجود دارند، نه ملت‌ها، در حقیقت، تسلیم سیستم شستشوی مغزی-آموزشی اشغالگران شده‌ایم.

در حقیقت مجموعه سیستمهای شستشوی مغزی-آموزشی آن‌ها موفق شده که من و تو را به عنصر مورد قبول اشغالگران بدل بکنند. یعنی، من و تو فکر مستقل، اراده ‌ای در خارج از کنترل آن‌ها نداریم. 

اگر ایران، از اقوام تشکیل شده است که نیست، پس ملت کدام یک از ان‌ها است؟

 آیا فارس‌ها هم قوم هستند؟

 زبان فارسی هم یکی از زبان های قومی است؟

پس آن وقت، معنی زبان ایرانی، ایران، موسیقی ایرانی، فرهنگ ایرانی، تاریخ ایرانی، رقص ایرانی و … چه معنایی دارند؟

در حالی که در مقابل آن زبان، … ایرانی، رقص تورکی، زبان تورکی، موسیقی تورکی، لباس تورکی، سرزمین تورک‌ها، ملت تورک، تاریخ تورک، آداب و رسوم تورک، قهرمانان تورک، رهبران تورک، پادشاهان تورک، سلسله های تورک و … چه معنی و مفهومی دارد؟ 

در همین حال، همان هویت‌ها و شاخصه های ملی در باره عرب ها، تورکمن‌ها، قشقایی ها، بلوچ‌ها، کردها، لورها، گیلک‌ها و … هم صادق هستند.

آیا فارس‌ها هم دارای چنان مشخصات هویتی مستقل هستند؟


انصافعلی هدایت 

30 اکتبر 2024

 



نتایج ذهنیت بیمار ایرانی-فارسی

نتایج ذهنیت بیمار ایرانی-فارسی


نتیجه حذف ذهنی زبان و فرهنگ‌های ملل مختلف جهان اسلام برای ملل در ایران چیست؟


دکتر سیدجواد میری مینق هم مانند بسیاری از متفکران و نویسندگان ی که در ایرانی کنونی تعلیم و تربیت شده اند، زبان جهان اسلام را "عربی، تورکی و فارسی" می انگارند.


جناب میری، در نوشته کوتاهی با عنوان "اتصال فرهنگی و مرزهای ناسیونالیسمی" به این سه گانه فرهنگی-زبانی انگشت تاکید می گذارد و می‌نویسد: "به صورت عینی اتصال فرهنگی در جهان اسلام بین سه زبان-فرهنگ عربی و تورکی و فارسی را عمیقا نشان می دهد."


در نوشته‌های چنین نویسندگان و متفکرانی یک پیشفرض اصلی وجود دارد: در جهان اسلام سه زبان و فرهنگ وجود داشته و دارد و لا غیر. اگر هم وجود داشته‌اند و دارند، فاقد اهمیت این سه زبان هستند.


به نظر می‌آید که از حدود دویست و پنجاه سال قبل که غرب مسیحی در اثر اشغال ممالک ملت‌ها و غارت منابع زیرزمینی و رو زمینی آن‌ها قدرت یافت، به تولید مفاهیم جدید بر اساس نیازهای سیاسی و استراتژیک خود در مناطق مختلف پرداخت و اذهان هر منطقه جغرافیایی را به نوع خاصی از مفاهیم ایدئولوژیک مسموم کرد.


این مسمومیت در مناطقی که اکنون ایران نامیده می شود، با تاکید بر زبان فارسی، تاریخ ایران باستان و زرتشتیم طراحی و ساختاربندی شد.


با تاکید اکادمیسین‌های غرب مسیحی بر این گونه مطالب، راه را برای حذف دیگر زبان‌ها، ملل و ادیان باز کرد و منطقه را به برهوت و کویری خالی از تنوع بدل ساخت.


 تنوعی که در همه زمینه های طبیعی، اجتماعی، تولیدی، زبانی، دینی، نژادی و … بطور طبیعی و تاریخی در جریان بود.


با تاکید بر فارسی، ایران باستان و زرتشتسم، امکان زیست و تنفس از دیگر ملل، زبان‌ها، تاریخ و ادیان و مذاهب گرفته شد.


بعد از حدود یک قرن تزریق اجباری این واکسن به ملل این منطقه، متفکرانی، به اصل خود برگشته و بر هویت‌های اصیل خود تاکید گذاشتند.


چون از اواسط قاجاریه و در ایران کنونی، بر انکار زبان‌ها و فرهنگ‌های تورکی و عربی توسط عوامل به ظاهر آکادمیک اشغالگران و غارتگران مسیحی، بیشتر از بقیه زبان‌ها و فرهنگ‌ها متمرکز شده بودند، متفکران نسل‌های جدید، بر روی زبان و فرهنگ‌‌های تورکی و عربی تاکید بیشتری گذاشتند. 


چون تمامی امکانات مالی، سیاسی،اداری، حقوقی، آموزشی، تشویقی و تنبیهی در اختیار زبان و فرهنگ فارسی متمرکز بود، متفکران جدید نمی‌خواستند با آن مخالفت کرده، خودشان را در معرض هجوم همه جانبه پانفارسیسم قرار بدهند.


در نتیجه، با طرح "سه زبان-سه فرهنگ" به ایجاد تعادل در میان صاحبان قدرت و ملل خارج از قدرت‌ها اقدام کردند.


در این استراتژی، چون تاکید بر روی سه زبان و سه فرهنگ بود، از شدت تهاجم همه جانبه صاحبان قدرت کاسته می شد و در تئوری، بین این سه زبان و فرهنگ تساوی و برابری تئوریک برقرار می گشت تا ذهن فارس‌ها و صاحبان قدرت همه جانبه، اندکی نرم گردد و در تئوری، امکان رشد اندکی به رقبای فارسی و فارس‌ها داده بشود.


این استراتژی تنها در گستره تئوری عمل می کرد ولی در عمل و پراتیک، راه بر زبان و فرهنگ‌های تورکی و عربی، بیش از گذشته تنگ‌تر شده، بسته می شد.


چرا چنین استراتژی انتخاب شد؟


چون ملل تورک و عرب، خودشان را در حال محو و نابودی و هضم شدن در معده فارسی و فارس ها می دیدند.


تاکید بر نجات زبان و فرهنگ تورکی و عربی در ایران جدید، باعث شد، متفکران نسل جدید تورک و عرب هم، همان راهی را بروند و مرتکب همان خطای فاحشی بشوند که غرب مسیحی بطور عمد در مناطق مختلف و با حذف برخی از ملل، زبان‌ها و فرهنگ‌ها و تاکید بر ملت، زبان و فرهنگ مورد نظر غرب مسیحی، ترویج کرده بود.


باید قبول بکنیم که نتسیونالیسم غربی، بر روی یک ملت با هویت‌های خاص تاکید کرده، در مقابل، هست‌های متنوع ملل دیگر را حذف می کند. 


وقتی این رفتار به منش و بینش افراد و جوامع تبدیل بشود، آن‌ها بطور غیر عمد و اما از روی عادت ذهنی-آموزشی دیگران را حذف کرده و انکار می کنند.


برای مثال، مگر چند میلیون انسان در ایران جدید و در تاریخ دوهزار و بیست و چهار زندگی می کنند؟


آیا مسلمانان فقط بخشی از فارس‌ها، عرب‌ها و تورک‌ها هستند؟


آیا ملل مختلف، با زبان‌ها و فرهنگ‌ها، تاریخ و … که در پاکستان، افغانستان، هندوستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، نیجریه، سودان، مراکش، و … زندگی می‌کنند، مسلمان نیستند؟


آیا همه این ملل به سه زبان و فرهنگ تورکی، عربی و فارسی زیست می کنند؟


آیا این همه ملل مسلمان با صدها زبان و فرهنگ و تاریه و … در زبان خودشان تولیدات علمی، دینی، عرفانی، فلسفی، فقهی، و … نداشته اند؟


چرا فکر می کنیم که همه تولیدات زبانی، فکری، فرهنگی، تاریخی، دینی، سیاسی، فلسفی، عرفانی و .‌‌.. در صدها زبان آن ملل تولید نشده اند؟


آیا حذف عمدی صدها ملت با صدها زبان و صدها فرهنگ و تاریخ، خودفریبی نیست؟


آیا ما با انکار واقعیت های جهانی و پیرامی، حقایق خارج از ذهن خود را تغییر می‌دهیم یا خود را در ذهن خود می‌فریبیم؟


زبان فارسی، در جهان اسلام، بی‌مقدارتر از زبان بسیاری از ملل مسلمان بوده است. نا آگاهی ملل در ایران، به واقعیت های جهان اسلام، دلیل بر بزرگی و عظمت ایران و زبان فارسی نیست. بلکه دلیلی بر حماقت عقلی، تحمیق سیستمیک این ملل در سیستم آموزشی، اداری، سیاسی و حقوقی است.


نتیجه این که جهان اسلام بسیار گسترده تر و بزرگتر از سه دایره عربی، تورکی و فارسی است. در اقیانوس جهان اسلام و مسلمانی صدها بلکه هزاران دایره زبانی، فرهنگی، تاریخی و مذهبی و تفکری وجود دارند که در اثر شستشوی مغزی-آموزشی ملل در ایران، هم از اذهان ما حذف شده اند و هم ما متمایل به حذف واقعیت های فراذهنی خود شده‌ایم.


این نقیصه، ما را از برخورداری از منافع جهان پیرامون و از تعامل درست و به موقع با آن‌ها محروم و منزوی می کند.


با حذف دیگران در ذهن ما، دیگران حذف نمی شوند بلکه ما خود را از بهره‌مندی از دیگران و همکاری با آن‌ها محروم می کنیم.


انصافعلی هدایت 

02 نوامبر 2024



جلاد جدید دولت پزشکیان



 جلاد جدید دولت پزشکیان

 با شمشیر آخته‌اش، 

منتظر فرمان کشتار 

نویسندگان و کتاب‌ها،

 شعرا و شعر، 

رقص و موسیقی،

 هنر و هنرمندان،

 روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران

و ...

 در آزربایجان تورک است.

آیا خون جلاد این دیار،

 بر مردمی که کشتار کرده است، حلال نیست؟


انصافعلی هدایت

04/October/2024



ایرانی‌ها چیزی برای پرستیدن خواهند ساخت

 

ایرانی‌ها چیزی برای پرستیدن خواهند ساخت


نوشت:

اگر اسلام را از ایران حذف بکنند، فلان تعداد امامزاده به مراکز فرهنگی تبدیل خواهد شد.

نوشتم:

بگذریم از این که منظور از فرهنگ و مراکز فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی چیست و دستاورد فرهنگی تاریخ مصنوعی دو هزار و پانصد سال ایران فارس چه بوده است که در آرزوی آن هستید.

ده‌ها هزار امامزاده‌ را ایرانی های احمق ساخته‌اند و می سازند. تازه با فرهنگترین‌های ایرانی آن‌ها را ساخته و مشخصه ملی خود کرده اند. 

چرا که امام‌زاده‌ها ربطی به اسلام و مسلمانی ندارند. 

اگر اسلام را از ایران حذف کنید، که نمی توانید، آن وقت، ایرانی‌های احمق، مانند هندوها، راهی و چیزی برای پرستیدن خواهند تراشید. 

پرستیدن چیزی، مسئله‌ای است که در تارو پود و دی‌ان‌ای فرهنگ فارسی-ایرانی رسوخ کرده است.

 همچنین تقدیس و مقدس سازی، سابقه تاریخی بس درازی در این منطقه دارد. 

از همین رو است که در ایران و در میان فارس‌ها، مکاتب انحرافی و عجیب و غریب فراوانی رشد کرده و رشد می‌کند. 

آیا در تاریخ ایران-فارس‌ها که به دروغ دو هزار و پانصد ساله نوشته‌اند، یک رساله فلسفی و فکری وجود دارد؟ 

نه.

چون مردمان و فرهنگ این منطقه، به جن و پری، امامزاده و زرتشت بازی بیش از عقل و تعقل زحمت کشیده و خون داده اند. 

هر ملتی در پی آن چیزی است و آن چیزی خواهد شد و به آن چیزهایی خواهد رسید که برای آن چیز خون داده است یا خون می دهد.

 آیا در تاریخ این منطقه و فارس‌ها، جز برای شعر و مذهب تراشی، خون داده اند؟

 آیا مردمان این منطقه، در راه تفکر، عقلانیات و اندیشیدن خون داده اند؟

 نه.

 ولی تا دلتان بخواهد، برای مذهب بازی ریاکارانه، زرتشت بازی، امام زاده سازی و بازی خون داده و خون ریخته اند تا نانشان را با خون مذهب مورد نظر و مورد طمع‌شان لذیذ بشود.


انصافعلی هدایت

07/نوامبر/ 2024





بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs