Monday, August 22, 2016

راهپیمایی و اعتراض به حضور تورست های عرب در شهر مقدس فاحشه خانه های دینی: مشهد




در چند روز اخیر، برای چندمین بار، ویدوهای تصاویر زنان لخت در "خانه های صیغه موقت مشهد" (فاحشه خانه های دینی)، در وبسایت های اینترنتی بنمایش گسترده در آمده است اما بر عکس دوره های قبل که همین تصاویر در وبسایت ها و شبکه های اجتماعی می چرخید، این بار همان تصاویر باعث اعتراض های تعدادی از مردم مشهد شده است. تعدادی از مردان این شهر اجتماع کرده و با سردادن شعار "عرب برو گم شو" اعلام کردند که خواستار جلوگیری از ورود عرب ها به شهر فاحشه خانه دینی فارث ها: مشهد، هستند.
رفتار آن جمعیت گویا است که آنان می خواهند، زنان تن فروش مقیم شهرشان تنها در اختیار نیازهای شهوانی نامردان مشهدی(فاحشه مردان) باشد و مردان این شهر بیش از گذشنه و با نرخ ارزانتری با فاحشه های دینی مقیم شهرشان همبستر شوند.
در حقیقت این معترضان، فریاد می کشند که چرا مردان غیر فارث با زنان شهر فاحشه خانه های دینی، همبستر می شوند؟ چرا سهم مردان فاحشه مشهدی در همبستری با زنانی که سیستم سیاسی عیران آنان را به فاحشگی دینی مجبور کرده است، اندک شده است؟
چرا این ادعا را می کنم؟
سبب این ادعای من آن است که افراد معترض، باید به جای اعتراض به عرب های مسافر، به اماکن و ادارات دولتی حمله می کردند.
چرا که اعراب توریست، مسئول و سیاستگذار این پدیده اجتماعی زننده نیستند بلکه  اعراب یا توریست های غیر مشهدی، تنها مصرف کننده ساده ای هستند که می دانند این پیدیده در عیران قانونی و در نتیجه، دینی هم است.
در همه جای دنیا، توریست ها در پی دریافت خدمات و تفریحات و کالاهای قابل عرضه و قابل خرید به توریست ها هستند تا از بودن در این شهر، نهایت لذت را ببرند.
سیاستگذاران توریسم هم می خواهند با سیاست های توریستی خود، توریست ها را مجبور یا تشویق کنند تا حداکثر ممکن از امکانات و خدمات شهرشان استفاده کنند. هدف سیاستگذاران توریستی که در نهایت به تایید علی خامنه ای هم رسیده است، حداکثر بهره برداری از پول همراه اعراب یا توریست ها است.
در نتیجه اعراب و توریست ها، سیاستگذار جاذبه های توریستی عیران نیستند بلکه مقام های مسئولی هستند (معمولا روحانیان) که فکر کرده اند، باید در عیران فاحشه خانه و فاحشه باشد تا توریست دینی و مذهبی از خدمات فاحشگی آن ها بره برداری کنند تا دولت هم سهم خود از آن پول ها را دریافت دارد و اقتصاد عیران اندکی به قوه سکس زنان استثمار شده، بحرکت در آید.
اگر این معترضان مشهدی در این اعتراضات خودشان راست می گویند و خواهان رهایی زنان از فاحشگی دینی هستند، باید مسئولان را از شهرشان اخراج می کردند که با سیاست ها و توجیه سیاست های سیاسی و اقتصادی دولت، زنان را به این حال و روز تن فروشی دینی سوق داده اند.
معترضان مشهدی باید امام جمعه، استاندار، همه نوع نمایندگان، از صدر تا ذیل دولت و از رئیس جمهور گرفته تا رهبر دینی که مسئولیت همه نهادها را بر عهده دارد، به زیر سوال می بردند. آیا این معترضان در شعارهای خود به مسئولان شهری، استانی و کشوری حمله کرده اند؟ چرا به توریست های بی خبر از همه جا حمله کرده اند؟
مشهدی ها باید از مسئولان می پرسیدند که با اخلاق، منش، انسانیت، دین، آداب و روسوم، فرهنگ، و اقتصاد این جامعه چکار کرده اند که زنان این جامعه، تنها راه تامین زندگی خودشان را در فاحشگی دینی یافته اند؟
به نظر من نویسنده، زنان این جامعه، حتی فاحشه های این جامعه، باکره های مقدسی هستند که قربانی سیاست دینی وسیاسی-اقتصادی دولت و سیستم توجیه گر دینی در عیران شده اند.
به نظر من، دولت عمدا و با سیاست های عمدی خود، می خواهد بیکاری در عیران رشد بیشتری بگیرد تا مردم توان اقتصادی خودشان را از دست بدهد و توانایی تعطیل کردن مشاغل خود برای هر نوع اعتراض به سیستم سیاسی را نداشته باشند و همیشه محتاج یک لقمه نان باشند و برای تامین آن یک لقمه هم، تن به هر کاری و از جمله "کار تنفروشی دینی" بدهند.
اما این معترضان مشهدی به جای حمله به سیستم سیاسی و اداری و حتی به جای حمله به سیستم دینی توجیه گر ظلم و فاحشگی، ، آدرس را خواسته و عامدانه عوضی رفته اند و به جای حمله به سیستم سیاسی که خودشان انتخاب کرده اند و خودشان باید پیامدهای انتخابشان را بچشند، به اعراب مهمان و توریست ها که تنها از مزایای توریستی شهرشان با پرداخت چند برابر قیمت عادی و غیر توریستی استفاده می کنند، توهین می کنند.
آیا این رفتار مشهدی های معترض، جز آن چه من ادعا کرده ام، معنای دیگری هم دارد؟
آیا دولت فارث، آن ها را برای سر پوش گذاردن بر مسئله ای جدی تر در مشهد، به خیابان ها نکشانده است؟
چرا که می دانیم، مردم در عیران، حق تجمع و اعتراض ندارند و برای اجتماع در خیابان ها باید یک تشکیلات حقوقی و معین، در تحت یک عنوانی، از ادارات و نهادهای سیاسی-امنیتی مجوز راهپیمایی بگیرند.
می دانیم که این معترضان، یا مجوز ندارند که در این صورت عوامل خود حکومت هستند و دولت می خواهد با آوردن آنها به خیابان ها، مسئله مهمتری را در شهر فاحشه خانه دینی، در استتار نگه دارد.
یا به احتمال بسیار اندک، از استانداری و نهادهای سیاسی-امنیتی مجوز راهپیمایی گرفته اند که این هم نشام می دهد، این جماعت، خود جوش به خیابان ها نیامده اند و در دادن شعارهایی که دولت تمایل دارد، با مقام های سیاسی-امنیتی هماهنگ شده اند.
چرا که دولت به هر اجتماعی که در راستای حمایت از سیاست های دولت نباشد، مجوز اجتماع در خیابان ها را نمی دهد.
اگر دارای مجوز نیستند اما قدرت ایستادن در مقابل اراده نهادهای سیاسی-امنیتی دارند (مانند انصار حزب الله) باز هم، در هماهنگی با اراده سیستم سیاسی به خیابان ها آمده و با حمله صوری به اعراب توریست، می خواهند افکار عمومی مشهدی ها را از مسایل مهمتری، به این مسئله منحرف کنند تا مردم در بی خبری مطلق از آن چه سیستم سیاسی می خواهد پنهان کند، بمانند. شاید هم هواپیماهای روسی از همدان به مشهد منتقل شده اند؟!
همچون دهه های گذشته، باز هم عیرانیان الینه شده، به جای حمله به "علت"، به "معلول" می پردازند. خواسته یا ناخواسته، راه را به بیراه می کشند. لقمه را در اطراف سرشان می چرخانند و در گوششان می تپانند.
اگر کشور شما در شرایطی است که زنان و دخترانتان فاحشگی می کنند، مشکل، حکومت و سیاست مدارانتان هستند، نه مردان فاحشه ای که از زنان فاحشه باکره بهره برداری می کنند.
وقتی هم جامعه را چنان مدیریت کرده باشند که زنان مجبور به کار در شغل فاحشگی باشند تا بتوانند، نیازمندی های پولی خودشان را تامین کنند، چه فرق می کند که مرد فاحشه فارث باشد یا از ملل دیگر؟
مشهدی های غافل و فریب خورده ملاها و سیاست مداران فارث، راه بیراه را بر گردید و تنفر خود از سیستم سیاسی و اقتصادی را بر سر عرب ها خالی نکنید.
دولت شما، همین اعمال امروزتان را از شما انتظار دارد و می خواهد که به جای پرسشگری از دولت تان، مسئولیت مسئله به این مهمی و گستردگی اجتماعی-اقتصادی را به گردن مردم و نژاد دیگری بیندازید و از یک مسئله اقتصادی-اجتماعی، یک نفرت بین ملل بسازید تا دولتمردان سوء استفاده گرتان در قبال سیاست هایشان، برای شما پاسخ گو نباشند.
ننگتان باد که هزاران بار فریب خورده اید و باز هم دوست دارید که خودتان، خودتان را فریب بدهید! و بازیچه سیاست های دولت شوید. سوراخ دعا را گم کرده اید!





Sunday, August 21, 2016

پروپاگاندا و تبلیغات دولتی چیست؟ تبریز باز هم بهترین شهر دنیا شد(!؟)



امروز و برای چندمین بار، باز هم خبر دادند که "سازمان ملل متحد" در پی یک بررسی علمی(!) و کارشناسانه (!) شهر تبریز را بهترین شهر عیران و دنیا برای زندگی نامیده است.
اصلن چنین بررسی ای نه تنها در خود سازمان ملل متحد بلکه در سازمان های وابسته به آن هم وجود ندارد.
بودجه یکی از ارکان و عوامل تشخیص پیشرفته بودن یک شهر از دیگری است. هر چقدر یک استان یا شهر، بودجه بیشتری از بقیه شهرها داشته باشد، به احتمال زیاد، (البته با توجه به گستردگی شهر و آمار نفوس مردم) به همان میزان هم توسعه یافته تر از بقیه است.

برای همین هم کافی است بدانید و توانایی مقایسه اعداد و ارقام با هم را داشته باشید تا بفهمید که بودجه آلودگی هوا، بودجه ایجاد و نگهداری فضای سبز شهری و اطراف آن، بودجه راه سازی و خانه سازی، بودجه ایمن سازی اماکن و بناهای شهری، بودجه های لازیم برای توسعه و ایجاد صنایع و ماشین های حمل و نقل عمومی مانند اتوبوسرانی و مترو، بودجه و سرمایه های ایجاد اشتغال با سرمایه گذاری های دولتی و تشویق بخش خصوصی داخلی و خارجی برای سرمایه گذاری ها، ساخت یا تجهیز بیمارستان های تخصصی و بخصوص بیمارستان های سوانح و سوختگی، میزان درآمد شهروندان در شهرهای مورد مقایسه، میزان درآمد سرانه شهروندان هر شهر در مقایسه با شهروندان دیگر شهرها، میزان دستمزد روزانه و ماهانه شهروندان شهرهای مورد مقایسه در زمان معین مورد نظر برای مقایسه، میزان بیکاری ، میزان مهاجر فرستی و مهاجر پذیری، میزان فرار مغزها و سرمایه های مادی و علمی و تخصصی، میزان بودجه اختصاصی برای رشته گردشگری و زیباسازی شهرها، ووو در استان ها و شهرهای مورد مقایسه، پرده اسرار تبلیغاتی دولت را بر هم خواهد زد و روزنامه نگاران و دولتمردان پروپاگاندیست را رسوا خواهد ساخت.
اگر هر مورد اقتصادی و زیستی که در تبریز و یا دیگر شهرها به ذهنمان می رسد را با استان های فارث، مقایسه بکنید، به پروپاگاندا و تبلیغاتی بودن این نوع شعارهای دولتی برای فریب مردم تورک آزربایجان پی خواهید برد.
اگر این ارقام بودجه ای و ارقام درآمدی بخش های یاد شده و همچنین میزان مالیات پرداختی شهروندان (که از توان خرید و توسعه اقتصادی و فرهنگی و ... شهروندان می کاهد) مقایسه بفرمایید و آن ها را در بین کلان شهر تبریز با تک تک کلان شهرهای طهران، مشهد، شیراز، اصفهان، کرج، و شهرهای در حال تبدیل شدن به کلانشهرمانند یزد، کاشان، و ... مقایسه بفرمایید، به دروغ بودن این آمار و ارقام ساخته دولتی و ادارات دولتی پی خواهید برد.
میزان و گستردگی بافت فرسوده شهری و همچنین مناطق حاشیه نشین شهرها هم یکی از ارکان شناخت درست از نادرست بودن این نوع ادعاها است که این نوع پروپاگاندا و بزرگنمایی دولتی را برخ خواهد کشید.
این نوع فعالیت در خبرنگاری را "پروپاگاندا" و "تبلیغات حکومتی"می نامند.
همان طور که می دانید 99% تبلیغات دولتی (اخبار رسمی) که خبرنگارن در بوق کرنا می کنند، کارهای پروپاگاندایی است که دولت انجام نداده (!) است ولی در اثر تبلیغات به مردم القاء می کند که کاری انجام شده و یا در حال انجام است. در حالی که در اغلب موارد، مدیران و وزیران فقط یک کلگ می زنند و مثلن پروژه ای را افتتاح می کنند و کاری به غیر از این رخ نمی دهد. ممکن است 36 سال هم از افتتاح های همان پروژه گذشته باشد ولی پیشرفت چند درصدی در آن کار رخ نداده باشد. کار اصلی همان "کلنگ زنی" بوده است که برای خودش چند درصد (!) حساب می شود بلکه 90 درصد هم محاسبه می شود.
در حالی که می دانیم، خبر این چنینی زمانی خبر است که پروژه با موفقیت به پایان رسیده باشد ولی ده ها بار مشاهده کرده ایم که دولت پروژه ای را اسما افتتاح کرده است اما برای تکمیل آن بودجه ای اختصاص نداده است. این همان "تبلیغات تو خالی" یا پروپاگاندای دولتی است.
بنا بر این، اغلب خبرنگاران خبره (!) از شگردهای پروپاگاندایی دولت و کارگزاران آن در شهرها بی خبرنیستند. البته، در 99% موارد خبرنگارانی که مورد سوء تستفاده سیستم اداری قرار می گیرند هم خبرنگار حرفه ای نیستند بلکه روپورتاژ نگار و آگهی نگار حرفه ای هستند که با دزدیدن عنوان خبرنگار، بابت چاپ پروپاگاندای دولتی از ادارات دولتی، مبالغ هنگفتی پول دریافت می کنند.
یکی دیگر از راه های درآمد همین تیپ از تبلیغات نگاران دولتی، تولید "خبر-آگهی" در قبال "هدیه" ادارات دولتی است.
متاسفانه این نوع خبرنگاران توانایی و حتی جسارت به زیر سوال بردن مدیران دولتی و اقدام های پروپاگاندایی آنها را ندارند.
این گروه، چشم و گوش بسته تسلیم تبلیغات دولتمردان هستند و مانند کودکان دوره دبستان که معلمانشان را عالمترین و راستگوترین فرد دنیا تصور می کنند، در مقابل مدیران دولتی می نشینند و در گفته های آن ها هیچ شک و شبهه ای حس نمی کنند. این دسته از خبرنگاران، دستگاه ضبط صدا هستند.
این گروه، حتی بخودشان جسارت نمی دهند که دیده های روزانه و یا تجربه زندگی خودشان را به عنوان موارد نقض ادعای دولتمردان بکار بگیرند و در داده های دولتی شک کنند.
برای همین به مانند طوطی شکر شکن حافظ، فرمایشات (!) دولتمردان و مدیران را تکرار می کنند: "تبریز بهترین شهر دنیا"(!) و ما هم پذیرفتیم!



بیر سورو: ریضا پالانی نیه فارس دیلین دوولتین رسمی دیلی ایله دی؟




حوسین خمسه پور آدلی بیر دوستوموز، فیس بوکدا مندن سوروشوب:
بیر سوالیم وار اوستاد رضاپالانی درس اوخومانی فارسی دیلنده نیه اجباری ائدیر ؟
۱-فارس دیلنی رسمی اولا
۲-غیر فارس دیللری بینین آپار ماقچین
۳-بیر قوم و بیر میلت فارس یارادماقیچین
۴-غیر فارس دیلچی لری آسمیلاسیون اله ماقیچین
۵-مکانلارین آدینی دئشماغچین فارسی آد قویالار مثلا همان تیکان تپه فارسی آدی تکاب
منیم جاوابیم:
حوسین قارداشیم، سیز، ائوزوز جاوابلاری یازمیسیز.
من ده، بو سوال حاقدا، گئچن ایل "گوناذ تی وی" ده 30 ساحات دان چوخ برنامه آپارمیشام.
چوخلو دلیللر وار کی دوولتین رسمی دیلین فارسی اتسین لر.
خولاصه یازسام:
 1- ریضا پالانی دونه نه دک، قاجار و تورکلرین آند ایچمیش نوکری و سربازی دیر کی گرکن ده، جانین قاجار و تورکلر اوچون فدا اتمه گه آند ایچمیش دی.
ایندی کی ایش اوستونه گتیریلیب، ایستیر ده سین کی تورکلر پیس دیلر. پیس اولدوقلاری اوچون، آندیمی سیندیردیم و کودتا ایله دیم. بنون اوچون ده، اولده تورک لرین و قاجارلارین ائوزله رینه و سونرادا دیلله رینه حمله اتمه لی دیر.
 2- تورک دیلین و تورکلردن قالان هر ساحه ده آپاریلان ایصلاحلارا داوام وئرسئیدی، بو، او آنلام دا اولاردی کی قاجارلارین و تورکلرین سیاستلری دوزو دور. اونون اوچون ده ریضا پالانی تورکلرین آپاردیقی ایصلاحلارین ترسه سین آپارمالی دیر تا گوسته ره کی تورکلر دوز یولدا دئییلمیش لر.
اونون اوچون ده، مملکت لرین هامی سین و او جومله دن فارسیستانی بیر درین اوچورذوما آپاردی و ده ریه اوچوردو. ایله کی 100 ایلدیر دره یه دوشنلر ائوزلرینه گلمئییب لر و ائوزلرینه گلرنلر ده ماجرایه اینانمیرلار. دره یه سالیلمیشلیقلارینین دردی و شرمنده لیگی اوقه در آغیردیر کی هئش کیمین دئمه و دینمه جوراتی و جسارتی یوخ دور و اولمادی.
 3- ریضا پالانی ممالیکی محروثه میللت لری و حتتا فارثلار واسیطه سی ایله ایش اوسته گلمه میش دیر کی میللت لرین یا فارث قومونون منافعین و ایستک لرین ایرلی آپارسین.
اونو، اینگیلیس لر ائوز آماجلاری اوچون میللت له ره و حتتا فارثلارا تحمیل اتمیش دی.
بونون اوچون ده او مجبورودو، اینگیلیس لیلرین امرین لرین یئرینه گتیرسین و اونلارین سیاستلری اساسیندا یول یئری سین و یول آپارسین.
 4- اینگیلیس لر و خوصوصیله محسیحییت دونیاسی، "تورک" اولان میللت لردن درین و چوخ آغیر ضررلر گورموشدورلر.
تورکلر، اوروپانین یاریسین ایشغال اتمیش لردیر. اینگیلیس لر و مسیحی لر، هر یئرده و هر آددا اولور اولسون، تورک میللتلری و تورک حکومتله ری ایله موخالیفی دیرلر و تورکلرین توپراقلارین و سیاسی ایستیقلاللارین، باتی نین ضررینه گورودورلر. حتتا مومکونودو گلن ایللرده اینگیلیسی ده ایشغال اتسین لر.
 بونون اوچون عوثمانلی نی و سونرادا قاجاری آرادان آپاردیلار تا تورکلرین بیرده اوروپا و مسیحییت دونیاسینا بیر خطر اولماسین، اورتادان قالدیرسینلار.
موففق ده اولدولار. عوثمانلینین توپراقلاریندان، اونلار دوولت چیخاردیلار و بو تازا آمما ضعیف دوولت لری و میللتلری استعمار اتدیلر.
 قاجارین و بیزیم تورکلرین، هم توپراقلارین و هم دوولتیمیزی داغیتدیلار. ایله کی بیز 
دوولت سیز و موستعمیره شکلینه دوشدوخ.
 5. فارثلار، عربلرین حمله سیندن بری، ساسانیلرین شریندن قورتولموش میللتلری بیرده اوزلرینه موستعمیره اتمک اوچون 1300 ایلدیر چابا آپاریردیرلار. 1300 ایلدیر کی فارثلار، دوولتسیز و موستعمیره شکلینده ازیلیب، قالمیشدیرلار.
هر یوللا اولور اولسون آمما سیاست حاکیمییه تینی اله گئچیرسینلر، ایستردیرلر آمما سیاسی حاکیمییت، بیر تجروبه لی تورک میللتی قاباغیندا کافی اولماز دیر. بونون اوچون، گرکیر دیر کی تورکلرین کیملیک لرین آرادان آپارسینلار تا تورکلر، بیرده فارثلارین ایمپیراتورلوغونا تهلوکه اولابیلمه سین لر.
بونون اوچون، اوول ده گرکیر دیر کی تورکله ره، فارث دیلی تحمیل اولا. دیلله عاینی زاماندا، فارثلارین 1300 ایل اولمایان و یالان تاریخین، تورکله ره قالیب ادیب و تورکلری ائوز تاریخ لریندن خبرسیز ساخلاسین لار تا تورکلر ایچه ریلریندن بوشالسین و ایچه ریدن یئخیلسین لار و ائوز ائوزلرینه دئسین لر کی بیز نه دالی قالمیش میللتوخ کی بیر حسابی دیلیمیز و تاریخیمیز یوخ دور. بیزیم، تاریخ ده بئله کوکوموز یوخ دور. بیز بو توپراقلارا کوچموشوخ و بوردا قوناقوخ.
 بو فیکیرلر، سبب اولار کی تورکلر، اوزله رین ائو صاحیبی یوخ، قوناق بیلسین لر کی اگر ائو صاحیبین ناراحات اتسه لر، اونلاری ائودن اشیگه آتار و بونلار یئتیم لر کیمی چولده قالارلار.
 آمما ریضا پالانی نین تورکلر ضیددینه گلدیک ده، فارث دیلینین دوولت سوییه سینده رسمی اولماسی اینگیلیسلرین مورککب سیاستلرینین بیر گورونن بوجاقی دیر.
آیری گورونن بوجاقلاریدا واری دیر کی آشاغادا اونلارین بیر نئچه سین ساییرام آمما گورونمیه ن و گیزلین توتولموش سیاستلرینین، بو تئزلیکده اوستو آچیلماز.
آد دئییشدیرمک، پالتار دئییشدیرمک، خانیملاری بیر پالتار سئچیمینه مجبور بوراخماق، کیشیلرین پاپاخلارین دئییشدیرمک، تامام کیشی لری سرباز آپارماق، ایداره لرده فارسی دیلین دانیشماسی و یازیشماسی نین ایجباری اولماسی، تورک توپراقلاریندان سفیرلیک لری و کونسولوسلوقلاری طهرانا و فارثیستانا کوچورمک، خاریجی و داخیلی سرمایه و پولو تورک توپراقلاریندان قاچیرماق،  فارثیستاندا سرمایه یاتیرماق، تورک میللتیندن ایکی قات چوخ وئرگی (مالیات) آلماق، هانکی تورک فارثیستانا کوچورسه اوندان آز وئرگی آلماقلا، تورکلری وطنلریندن کوچکه گه تشویق اتمک، تورک ماحاللاریندا ایش سیزلیگین درینلشمه سی، تورکله ره توهین لر و تحقیرلر، و ... ریضا پالانی و فارثلارین گورونن  سیاستله رینین بیر پارچالاری   
دیرلر.


Saturday, August 20, 2016

بیر آنا اولدو بو گون! بیر اوغول تک باشینا دونیا قدر غم داشیر




بیر آنا اولدو
بو گون!
بیر اوغول،
تک باشینا
دونیا قدر غم داشیر
آنا وای
دئییر
گول قئراغیندا

چوخ تاسسوفلر اولسونکی اشیتدوخ، آزربایجان فیکیر و موباریزه پهلوانی، تورک شاعیری و یازاری؛ محمدرضا لوایی جنابلارینین آناسی، ایناندیغی آللهینین رحمتینه قوووشوب دور.
نه قه در بویوک آنا ایمیش کی محمدرضا لوایی کیمی بیر ائولادی دوغوب، امیشدیریب، بویا باشا یئتیشدیریب و آزربایجان اوغورونا و یولونا، فدایی تربیت ادیب.
هر آنادا بویله لایقت اولماز. نئجه کی هر ائولاد، بویله لیاقته صاحیب اولماز.
آنا وار آنا!
بلکه آنالارین بیر چوخو، تئوریک اولاراق بیلمییه لر کی سیاست نه دیر؟ شعر نه در؟ وطن نه دیر؟ میللت نه دیر؟ ایستیقلال نه دیر؟ اینسانلیق نه دیر؟ قانون نه دیر؟ دموکراسی نه دیر؟ دین نه دیر؟ دین سیزلیک نه دیر؟ لائیک اولماق نه دیر؟ دوولت نه دیر؟ و ... ؟؟؟
آمما آنالار، صاف، گوزل و ساده روحلاریندا بونلاری درین درین، ایچ ایچینه دوشونورلر. ایچ لرینده بویلانان و سینه لریندن، شیرین و جان وئریجی سودلریله، او نازیک خیاللار، آخار و اوشاقلارین جانین امیزدیررلر. اوشاقلارین جان ساخسیلارین، او ایکی جوهر لیله الوان ادیرلر! آنالار.
آنالار، اوشاقلارا شئعر اوخورلار. ایله شعر لری که اونلارین شاعیرلری، ائوزلری دیرلر. ایله شعرلر و حیکایه لر کی هوش کیتابدا یازیلماز، تاریخ ده ثبت اولماز، کیمسه اونلاری ازبرله مز و هامی فیکیر ادر، او سوزلر ساده بیر آنانین ساده سوزلردیر کی یئل کیمی گلیب، یئل کیمی گئدر.
حقیقتده بویله دئییل. هر آنا، ائوز ایچینده کی آرزولار، هدفلر، ایستکلر، نییت لر، عشق لر، غم لر، کدرلر، غوربت لر، تکلیک لر، اینسانلیق لار، چتینلیک لر، گولمه لیلر، آغلامالیلار و ... یاشارلار. 
اوشاقلارینا سود وئرن زامان یا بوش زامانلاریندا، آنالاریمیزین ذهین لری، خیاللاریندا بیر یئنی و ایسته دیکلری کیمین، بیر دونیا یارادار.
آنالاریمیز هر نه یی ایسترلرسه، او ذهین دونیاسیندا یارادارلار. بلکه آنالاریمیزین بیر چوخونون ساوادسیز اولدوقلاری اوچون، او دونیانی هئش کیم لرله پایلاشمازلار. بلکه اوتانارلار، ایچ فیکیرلرین و خیاللارین غریبه لره آچیب، دئسین لر. بلکه "اینسانلار مسخره ادیب، گولرلر"، دییه، فیکیرلرین گیزله درلر. بویله ایسه، آنالاریمیزین ذهینسل دونیالاری اولمه گه محکوم دورمو؟
بلکه هئش کیمسه، آنالاریمیزی اونمسه مز و اونا اورگ قولاغین وئرمز آمما آنالاریمیز، ذهینده کی فیکیر و خیال دونیالارین بوراخمازلار. او دونیانی یارادمامیش، اوتورمزلر. اونلارین ائوزلرینه بئله اومودلاری قالماسادا، بالالارینا او خییال دونیاسیندا اومودلاری وار.
آنالار، او فیکیر و دونیانی، سودلری ایله، ناغیللاری ایله، شعرلری، بایاتی لاری، گولمه لری، دوعالاری، لای لای لاری ایله، آغلاماقلاری ایله، غم لری و قوصصه لری ایله، قارقیشلاری، خیاللاری ایله و ...، سود امر بالالارینا یئدیررلر. اوشاقلاری بو خیال دونیاسی ایله بسلرلر. اوشاقلاری، یئنی بیر دونیا قورماق اوچون تربیت ادرلر.
بونلان بیله، هر آنانین ائوزونه مخصوص دونیاسی و آرمانشهری وار و ایستر کی ائولادی یا ائولادلاری او آرامان شهریده یاشاسین.
هر آنا فیکیرینده دونیا قورار و او دونیایا اصلی اویونچولار و رهبرلر سئچر. بو رهبرلر، اونون ائوز بالالاریندان عیبارت دیرلر. قالیب کی آنا نئجه بیر اوتوپیا اوچون، رهبر تربیت اتمه گه مشغول اولسون. بو شهر، اونون گئچمیشیندان، احتیاج دویدوقلاریندان، ایستکلریندن و ... شکیلله نر.
مع العسف، بعضی آنالارین ائولادلاری یا ائولادی، اوغرو اولور، بعضی سینین کی ده ایری. بیر عیده آنالارین بالالاری قتال، اشکنجه چی، زندانچی، اعدامچی، قاچاقچی، جینایتکار، اینسان حاقلارینا اینانمایان، خانیم لارا حاقسیزلیق ادن اولور. 
بیر نئچه لری نین ائولادی یا ائولادلاری میللتین و شرفین حورمتین بیلمه زلر. میللتین، وطنین، ناموسون، توپراقین و خالقین بیگانه لره و ائوزله له ره ساتار یا  غریبه لر اوچون اوز خالقینا خیانت ادر و حتتا اونلاری دوشمانلار منفعتینه قتله یئتیرر. 
وطنی و وطن ائولادین، دوشمان آیاقلارینا سالار. 
بعضی آنالارین بالالاری ائوز منفعتلرین دن باشقا هئش نه یی دوشونمزلر. اونلارین دونیاسیندا هر شئی، پول و ثروتدن عیبارت دیر. اینسانلیق، دوشونجه، میللت، وطن، آزادلیق، دموکراسی، دین و شرف کیمی آنلاملار، اونلاردا اولماز.
آمما بعضی آنالارین خیاللاری هم قهرمان و رهبر ایستر، هم ده قوربالیق. بو آنالار، ائوز سودلرینده، اوشاقلارینا وطنپرورلیک، میللت و خالقنا سئوگل و خورمت، خالقینا ایری باخانا عوصیان، عدایت، عشق، صفا، صمیمییت، آزادلیق و ... وررلر.
بو آنالار ائولادلارین داها چوخ سئورلر. آمما ائوز اولادلارین هو رهبر هو ده ایستک لری اوچون قوربان اولماغا حاضیر ادرلر. بو آنالار، داییما ایکی حیس اورتاسیندا گئت گل ده اولارلار. "هم ائولادیم خوشبخت اولسون هم ده خوشبختلیک یولوندا قوربانلیقا حاضیر اولسون".
هئچ آنا ائولادین دان اوزاق قالماغی ایسته مز. اوزاقلیغا دوزه بیلمز آمما محمدرضا لوایی نین آناسی او آنالاردان دیر کی دیلین دیشلری آراسیندا قویدو و اوغلونون وطنسیزلیک، دردینه دوزمه گه صبر اتدی. اوغلونون غوربتده قالماسینا راضی اولدو! نیه؟ چون او آنانین خیالیندا بیر یئنی دونیا وارمیش. او دونیادان دانیشماسادا، او دونیانی یاراتماق اوچون، اوشاقلاریندان محمدرضانی سئچیب و بیر هدف و ایستک اوچون تربیت وئریب.
محمدرضا لوایی، آناسین، آناسی هدفلری اوچون ائوز اورگینده و جانین دا دیری ساخلامالی و آناسی نین هدفی و ایسته دیگی دونیاسی اوچون داها چوخ چابا گورستمه لی دیر. غیری بو حالدا، او آنانین ایستک لرینه و آرزئ دونیاسینا حیانت اولار. او آنانین ایللر بالاسیندان دولایی چکدیگی چتینلیکلر، هده ره گدر.
بوردا داها بیر سورو وار: نیه آنالار بالالارینا آد قویاندا، مین لر آدین ایچیندن بیر ادی سئچیرلر. اگر آتالار بیر آد سئچه لر کی آنا اونو اوشاقینا لاییق گورمورلر، اوشاق ایکی آدلی اولار.
نیه سنین آدین محمدرضا و منیم آدیم انصافعلی دیر. تصادف و مود اوپون بو آدلاری سنه و منه قویمایب لار. آنالاریمیز بو آدلارین ایچینده، بیر دونیا دوشونجه و معنا آختاریرمیشلار. آرمانشهرلرین بو آدلارداکی وعنالاردا گوروموش لر. بیر بو آدلارین درین معنالارین و آنالاریمیزین درین آرمانشهعرلرین آختاریب تاپیب، و آنالاریمیز اوچون، اونلارین خیال دونیالارین حقیقه ته پئورمک مسئولییه تیمیز وار. یوخ مو دور؟


Thursday, August 18, 2016

اگر به جای صمد بهر نگی، یک شریعتی داشتیم چه اتفاقی می افتاد و الان در چه شرا یطی بودیم؟



  
بیر دوستوم فیس بوکدا سوروشدو: اگر بیز آزربایجانلیلارین صمد بهرنگی یئرینه بیر علی شریعتی میز اولسایدیر، نه اولار دی و ایندی بیز هانکی شرطلرده اولاردیق؟
من: انصافعلی هدایت-ین جاوابی بئله اولدو:
بیز آزربایجانلیلاراهم صمد لازیمی دیر هم ده شریعتی آمما فارث لار و فارث عیرانچی حاکیمییت، صمدین ناغیل یازماسینا نه قدر ایجازه وئر دی؟
گوره سن، صمد، تامام ایسته دیگی ناغیللاری یازدی؟ یوخسا بیر چوخون، یازمادی؟
یا یازدی آمما چاپ اولمادی یا ساواک آرادان آپاردی؟

او زاماندا تورکله ره ایذین وئرمزدیرلر کی شریعتی لری اولسون.
یوخسا، سیزین دئورین (مندن بیز آز یاشلیلارین)  سیاسی و سولچو فعاللارین ایچینده یا میللی حوکومتین ایچینده، فیکیر صاحیبلری و حتتا شریعتی دن داها کسرلی فیکیر صاحیب لری چوخ واری دی.
 
دوغرو سورو بو دور: نیه آزربایجانلی سیاسی لر او دئورده، سولچو اولدولار آما آزربایجانچی اولمادیلار؟
سبب بو دور کی فارثلار، تازا، میللی حوکومتی آرادان آپارمیش دیرلار و ایذین وئرمزدیرلر آزربایجانلی فیکیر صاحیب لری مئیدانا چیخسین. اوجور بیر زمانه ده، سیاستده و دونیا گوروشونده سولچولوق، سیاستین و سیاسته ماراقلانانلارین تکجه قاچاق یولو ایدیر.
بیر آیری طرفدن باخارساق، شریعتی و دینچی لیک، فارث شیعه چیلیگی خیدمتین ده و آمئریکانین کومونیست روس سیاستلری قارشی سیندا حیمایت اولان فیکیری دی. یعنی آمئریکا علی شرعتی کیمین آداملاردان حیمایت ادیر دی. عاینی زاماندا، آمئریکا، افغانیستاندا کومونیسمین قارشیسیندا، موسلمانلارا سیلاح و هر جوره ایمکانلاردا وئریر دی.
آمئریکا و فارثلار ساهی، آزربایجان محورلی فیکیر و سیاست و دونیا گوروشو ایله موخالیف دی. بونون اوچون ده آزربایجاندا بیزیم دیلیمیزی بئله قاداغان اتدیلر. اینسان حاقلارینین ترسه سینه، بیزه هر جوره تحقیر و توهین ووردولار.
او زاماندا، آزربایجان آیدینلارینا و سیاسته علاقه لی اولانلارا هانکی مئیدان آچیقی دی؟
آزربایجانلی فیکیر صاحیب لری، بیر سیچان یولو تاپارکن، یازماغا باشلادیلار. حضرت اوستاد محمدحسین شهریار و صمد او سیلسیله نین باشیندا دیرلار.
صمدین "بالاجا قارا بالیق" ناغیلی، 100 ده فه علی شریعتی-نین فیکیرلریندن درین فیکره صاحیب دیر. چون قارا بالیق "آزادلیق" و "اینکیشاف" اتمه گه محیط و شرایط آختاریر کی جامعه سی آزادلیق آرخاسینا دوشوب گئتسین.
صمد یازیلاریندا و فیکیرلرینده، "آزادیستان" و "میللی" حکئمتین آدین جکمه دن، اونلارین آیاق ایزلرین و خیاللارین، توتوب گئدیر. دردی، کومونیسم دئییل، آزادلیق و "موهاجیرت" دیر.
صمدین فیکیرلری قارشیسیندا، شریعتی فارث لارین دین استعمارچیلیغی فیکیرین و آمئریکا دستکلین یولو سورور و سوردورور. اصلینده، شریعتی، دین حوزه لرین، قدیم موللا مدرسه لریندن، دانشگاهلارا داشیدی
کی اینقیلابدان سونرالار، یوزلرمین آداملارین اولومونه سبب اولدو. او زامانکی علی شریعتی دینچیلیگیین آتین سوروردو، آزربایجان دین و سکولاریسمی ایکی دفعه اولموش اولسون، تجروبه اتمیش بیر جامعه دی: آزادیستان و میللی حکومت زامانلاری.
بیر باشقا سوزله دئمیش اولورسام، آزربایجان ایجتیماعاتی معیوب داییره دن چیخمیش و تیکرار یاشامدان قاچماق ایستیر. جامعه میز دفعه لرجه، دین و سوکولار سیستیمی تجروبه اتمیش دیر. داها تجروبه اتمک ایسته میردی. بونون اوچون هم آزادیستان و هم میللی حکومتین دردی، آزادلیق و دموکراسی دیر، دین یوخ!
فارثلارسا ساسانی لردن او گونه دک، سیاستی و حاکیمییتی اله گئچیرمه میش دیرلر. دین یا سکولار بیر حامعه نی تجروبه اتمه میش دیرلر. آمما ساسانی لر و اوندان اوول کی دئورانلاردا دینی و دینچی لرین جینایتلرین تجروبه اتمیش دیرلر. حتتا عربلر و تورکلر ایمچیراطورلوقلاریندا اولان دیندن، سئکولاریسمه و سئکولاریسمیدن دینه اولان معیوب دایره نی دفعه لرجه یاشامیشدیرلار آمما درس آلمامیشلار. بونون اوچون ده علی شذیعتی و فارث ایجتیماعییاتی معیوب داییره ده فیرلانیرلار و تجروبه اتدیکلری دئورلری و زامانلاری، یئنه ده تجروبه ادیرلر.
غرب عالیم لری ایددیعا ادیرلر، اگر بیر فرد یا توپلوم، بیر تجروبه نی دئییشمه دن، یوز کره ده تیکرار اتسه لر، عاینی جاوابی آلاجاقلار. جاوابی فرقیلی آلماق اوچون،  مسئله ده دئییشیک لازیم گره کیر.
فارثلارین و علی شریعتی نین تجروبه سی، 1400 ایلده، اونلار دفعه تجروبه اولوب و عاینی دیکتاتورلوغا چاتمیش دیر آمما اونلار و خوصوصیله شریعتی، توپلومو عاینی معیوب داییره یه سالدیلار. دینه ایناندیقلاری اوچون. یوخسا باشقا یول تاپماق مومکون دئییل دیر؟
 
آزربایجاندا بویله دئییل. 100 ایل فارث ایستعمارینین حاکیمییتی، اوزون تاریخ ده، چوخ بیر قیسسا زامان دیر. بو 100 ایلده فارث لاردا بیزی  ایستعمار اتمگ ایله ریفاهدا قالیبلار.
بیلیروخ کی فارصلارین بو ایستعمارلارینین گوجو ائوزلریندن قاینامیر بلکه اینگیلیس و سون زامانلاردا آمئریکا اولماسای دی، فارثلار اودوزموش اولاردیرلار. منجه، فارسلار ایندی ده اودوزموش حساب اولارلار. نیه کی بیز تورکلر و دیگر فارث اولمایان خالقلار فارسلارلا ضید بیر حاله گلیب لر و بیر فورصت آختاریرلار کی فارث ایستعمارینا سون نوقطه نی قویسونلار.
ساده جه، آمئریکا و غرب، فارثلاری، تورکه قارشی، دیره نیشه مجبور ادیب لر و حیمایت ادیرلر. بونون اوچون ده، هر بیر یئل اسرسه، فارث حاکیمییتی، پئیین کیمی داغیلار. چون میللتلرین ریضایه تینه دایاناراق، حاکیمییت لرین سورمورلر.
من اینانیرام کی آزربایجان و صمده، یول، "آزادلیق" و "سئکولارچیلیق" یولو دور. اونلارین بو ایکی دیلک اوچون، 200 ایللیک بیر موباریزه و جهدلری وار.
صمد بهرنگی نین ناغیللاری، ساده و ایچی بوش حیکایه لر دئییل. اونون فلسفه سی و دونیا گوروشو دور. دونیانین بیر چوخ یئرینده، فیلسوفلار، ائوز فیکیرلرین و دونیایا باخیشلارین ناغیللار ایچینده یایماغا جهد اتمیش لر و بو دونیا ساحه سینده قبول اولموش بیر یونتم دیر.
اگر بیزلر صمدین و یا شهریارین و یا باشقا فیکیر صاحیب لریمیزین دوشونجه لریندن و دونیا گوروشله ریندن خبرسیزیق، او بیزیم ساوادسیزلیغیمیزی گورسه دیر. نیه کی بیز باشارمیریخ، اونلارین  فیکیرلرین ناغیللارین و شعرلرین ایچیندن ایچ ادیب، چیغارداق.
نیه؟
چون (حاشا حوضوروزدان) بیزلری مال اولماغا تربیت ادیب و تعلیم وئریبلر. بیزدن جسارتیمیزی آلیب و بیزی بیز باشی آشاغا مالا چئویریب لر. بیز بیر جسارت اتمه لی و عوصیان سیستیمینه گیرمه لییک! یوخسا، بو معیوب سیستیم ده قالاریق و آزادلیق یولونان چاشاریق!














Saturday, August 13, 2016

چه حجمی از باقی مانده سرزمین امپراطوری قاجار، توسط پهلوی تجزیه و به دیگر کشورها داده شده است؟



این سه فرزند وطن مقدس آزربایجان، در زمانی در برابر ارتش بسیار نیرومند روسیه مقاومت کردند که رضا پالانی دستور تسلیم بی قید و شرط ارتش عیران (فارثیستان) را صادر کرده بود. 
تبلیغات شاهی و پان عیرانیستی، آن ارتش را قوی ترین ارتش تاریخ و بینظیر می خواندند اما آن ارتش در مقابل دشمن خارجی، آن هم بدون مقاومت تسلیم شدند.
تاریخ نویسان فارثیسم هیچ وقت این شرمندگی تاریخی ارتش و شاه پارس را به قلم و زبان نیاورده اند.
از طرف دیگر همین استادات تاریخ در دانشگاه ها و تاریخسازان قلابی برای فارثیسم، تلاش کرده اند تا مردم این سرزمین ها از چگونگی آن تسلیم ارتشی شاهنشاهی که هزاران هموطن را در داخل کشور کشتار کرده بود، بی خبر بمانند و فراموش کنند.

 
همان طور که تاریخ نویسان فارث و عیران نخواستند بر مردم روشن کنند که چه مقدار از خاک هایی که تورکان تا پایان سلسله قاجار با ایثار خون ده ها هزار فرزند خود، از اشغال نیروهای خارجی محافظت کرده بودند را بدون مقاومت به کشورهای خارجی تسلیم کرده اند؟
این در حالی است که تورکان قاجار در نبردی سنگین و بسیار نابرابر در برابر روسیه، صدها هزار کشته دادند و در نهایت امر، با اعمال سیاست بسیار ماهرانه در مذاکرات، بخشی از سرزمین هایی را که روس ها اشغال کرده بودند، در مذاکرات سیاسی از روس ها پس گرفتند.
پالانی ها و فارثیسم حاکم بر عیران، بدون درگیری نظامی با کشور های خارجی یا تسلیم شدند و یا خاکی را که تورکان با خون خود نگه داشته بودند، بدون هر گونه مقاومتی به خارجیان تقدیم کردند. 
چرا که فرمان تقدیم خاک کشور از طرف کشورهایی صادر شده بود که فارث ها را بر سر حکومت بر این سرزمین ها آورده بودند و حاکمان و پان عیرانیست ها چاره ای جز اطاعت و تجزیه خاک های کشور نداشتند..





Thursday, August 11, 2016

درد عشق و عاشقی یا درد نیاز و هورمون ها



این "عشق" و "عاشقی" و ادعای "عشق و عاشقی" درد بشریت بوده و هست.
اول: عشق در خیال می گنجد و در آسمان خانه دارد ولی زندگی در واقعیت و در روی زمین و با سختی همراه است و جریان دارد.
دوم: عاشق شدن در خیال و خیالبافی، ساده و شور انگیز است اما زندگی مطابق خیال، ناممکن می نماید. انسان ها فرق آن دو (خیال و واقعیت سخت زمینی) را نمی فهمند . نمی خواهند با درک فرق آن دو،  عشق را زمینی کرده و با هم بر روی زمین زندگی کنند.
سوم: انسان تسلیم عشق خیالی و آسمانی و رویایی خود است و از آن دست بر نمی دارد. رویا و خیال، شیرین و ساده است. 
انسان، گر چه انکار کند، برای دست یافتن به آن عشق و معشوق خیالی و رویایی، در عالم واقع، هی عاشق می شود و معشوقه عوض می کند تا به مشخصه های خیالی خود از عشق در عالم واقع دست یابد و این ممکن نیست. 
برای همین، زندگی با معشوقه دوم که در تورکی به آن "اویناش" (همبازی) می گویند، شیرین تر از زندگی با معشوقه اول که با آن در زیر یک سقف و برای مدت طولانی و با همه کاستی های زندگی، می کرده، احساس می شود. 
چون، عشق اولی، زمینی شده و معشوقه و عشق، با زندگی خاکی و بدور از خیال با واقعیت آغشته گردیده است اما اویناش، شراکت چند لحظه خوش و شاد است. این لحظه ها بدور از واقعیت زندگی زمینی هستند. این معشوقه، همه توانش را برای یک روز یا یک هفته جمع کرده است تا خوش بگذرد اما آن معشوقه، برای یک زندگی می جنگد.
چهارم: انسان عاشق، چون، هنوز زندگی با معشوق خود را تجربه نکرده و زمینی نکرده است، عشق برای او پر از شور و هیجان جلوه گر می شود اما اگر از آسمان عشق پایین بیاید و پا بر روی زمین تجربه نهد، و زندگی با معشوق خود را تجربه کند، عشق، رنگ خیال می بازد و رنگ خاک بر تن می کند. با مسایل و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کند.
پنجم: در اکثر موارد، عاشق و معشوق هم دیگر را باور نمی کنند. هر کدام فکر می کند که او عاشق تر از دیگری است و بر همین اساس، خود را محق تر می بیند. به خود حق می دهد تا در مورد چگونگی و میزان عشق دیگری قضاوت کرده، حکم دهد و حتی به عاشق نبودن معشوق یا عاشق، متهم کند.
ششم: عاشق و معشوق از آن چه در دل دیگری می گذرد، بی خبرند و نمی دانند که در دل دیگری چه می گذرد. در دل تنها عشق نیست بلکه هزاران سختی زندگی هم دل و مغز انسان را پر کرده است. 
هر فکری، چون مواد شیمایی، بر روی مواد شیمایی و فکرهای دیگر تاثیر می گذارد و ماهیت، کیفیت و کمیت آن ها را هم تغییر می دهد و ترکیبات جدیدی می سازد.
هفتم: چون ترکیبات فکری و ذهنی و حتی هورمونی عاشق و معشوق متفاوت می شود، رفتار عاشقانه هم رنگ تازه آن ها می گیرد اما یکی از عاشق ها یا هر دو، بر این تفاوت های درونی دیگری، اصلن اهمیتی نمی دهد و نمی خواهد قبول کند که واقعیات زندگی خودشان را بیشتر یا کمتر بر دیگری تحمیل کرده اند.
هشتم: برای همین است که اکثر قضاوت ها در مورد عشق عاشق، بی پایه و بر اساس توهم درونی خود "من" است که بر اساس ترکیبات ذهنی خودم، در باره ترکیبات فکری و ذهنی "تو" قضاوت می کنم. 
ای بسا که عاشق نتواند درون خو را برای "تو" بگشاید تا رمزش باز شود و اگر راز خود افشا کند و پرده از ترکیبات ذهنی خود بردارد، به هزار اتهام متهم شود.
نهم: انسان هایی (عاشقانی) که برای مدتی طولانی با هم در یک مکان زندگی می کنند، از هم خسته می شوند. اما اویناش، زمانی پیدایش می شود که خوش است و آماده لذت بردن از چند ساعت زندگی روز مره و بگفته دوستی، در پی "زنگ تفریح" است اما عاشق در جریان زندگی غرق مشلات است. 
برای همین، وقتی با اویناش روبرو می شوی، فکر می کنی عشق و شور و هیجان، چیز دیگری است. عشقی که تو در خیال داشتی در دیگری هم زنده است اما اگر به همان مدت زمانی که با عشق اولیه زیسته ای با اویناش زندگی بکنی و او را از سوزگج (فیلتر) زندگی بگذرانی، خواهی یافت که نتیجه همان است که بود، بلکه بدتر هم گشت. اما حقیقت آن است که همیشه تازه می آید به بازار و کهنه می شود دل آزار.
حال سوال این است که عشق چیست؟
عشق، مجموعه ای از خیال ها و رویاهای شیرین تجربه نشده و غیر زمینی است که به همراه تاثیرات هورمون ها در رفتار و فکر انسان تاثیر می گذارند که رنگ نیازهای فردی، شخصی، روحی، روانی و اجتماعی را هم بخود گرفته است.
وقتی عشق را از رویا و از آسمان خیال، به زمین بکشی و در زندگی تجربه کنی، تجلی واقعی بخود خواهد گرفت. رنگش عوض خواهد شد. زمینی و تجربی خواهد شد. برای مدتی، عشق نقش اول در همه فعالیت های زندگی را خواهد گرفت و اولویت خواهد داشت. چرا که سکس، بوسه، دست در دست هم در گشت و گذار بودن، گفتن و خندیدن، رستوران رفتن و ...  ولی همیشه ماه ماه عسل نخواهد ماند.
  زندگی، خود را بر ماه عسل تحمیل خواهد کرد و تو فکر خواهی کرد که عشق مرده است و در پی عشقی تازه خواهی دوید تا بر عشق خیالی خود، برسی اما آن عشق، شاید اویناش باشد
   
عشق یعنی اگر پای معشوقت از عالم خیال به روی زمین رسید و ثابت شد، به تو جفا نکند. اگر جفا کرد بتوانی ببخشیش. 
عشق آن است که عاشق نتواند معشوقش را متهم کند و در باره اش قضاوت کند. اگر تو را متهم کرد یا تو را رها کرد، ولی تو هنوز او را می پرستی و دوستش داشته باشی، عاشقی.

اگر معشوقت از تو جدا شد. تو را متهم کرد، اگر رفت و با دیگری هم رفت و تو هنوز در دلت خوشی و شادی او را می خواهی و از خوش و شاد بودن او شادی، شادی و خوشی او را بر شادی و خوشی خود ترجیح می دهی، عاشقی.
اگر دوریش را تاب نیاوری اما تحمل کنی، هر کجا بروی، روح معشوقت با تو باشد و خودش در جای دیگری و معشوقت با تو و در دورن تو زندگی کند، عاشقی. در غیر این صورت، "این دوستان که می بینی چون مگسانند گرد شیرینی".
عشق آن است که بی معشوق، زندگی برکام تو نباشد. عشق آن است که از بیان عشقت نترسی و از بیان آن احساس خواری و خفت نکنی. در بیانش، مغرور نباشی.
عشق آن است که با همه تلخی ها در بین عاشق و معشوق، هیچ چیز مشوق دوری آن دو از هم نباشد. هیچ چیز نتواند آن دو را از هم جدا و دور کند.
اگر مدعی عشق، به خاطر خاری که معشوق نادانسته در پای تو کرده، معشوق را رها کند، یا متهم کند، یا رسوا سازد، بی آبرویش کند، خوار و خفیفش کند، و ...عاشق نیستی. نیازمندی.
در عشق نیازمندی هم هست اما  "نیازمندی" را نمی توان عشق نامید که فحشا از نیازمندی سرچشمه می گیرد.
گاهی عشق با نیاز خلط می شود. اگر نیازمند به داشتن "دوست و دوست داشته شدن باشی" این عشق نیست بلکه خیال کردی که عاشقی. تسلیم تاثیرات هورمون های درون خود هستی.
عشق، سد و معبر نمی شناسد. عاشق از همه مانع ها می گذرد و بر همه دردها و رنج ها تحمل می ورزد. "عشق ز پروانه بیاموز که در آتش شد و آواز نیامد" برای همین گفته اند.
از قدیم، انسان ها عشق را تجربه کرده اند و گفته اند: در عشق، سوختن به جور و جفای یار معشوق و خار گل، شرط بوده است . الا با اویناش (که از نیازمندی بر می خیزد) طرف هستی .


خیام می گوید: در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم 

حافظ می گوید:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

 حضرت مولانا می فرماید:
عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا
عشق تو کف برهم زند صد عالم دیگر کند







Saturday, August 6, 2016

دین یک موسسه اقتصادی و ملایان کارمندان آن و استثماگران مردمند: یک سوم ایران مال اوقاف است




دین بیر نهاد و موسسه ایقتیصادی دیر! دینچی لر ایسه او موسسیسه نین ایشچیلری و خالقین استثمارچی سی!
اینانمیرسیز شرق روزنامه سی نین "اوقاف و خیرییه ایشلر تشکیلاتی نین سوزچوسونون سوزلرینین خولاصه سینه دیققت بویورون:
حسن ربيعي، سخنگوي سازمان اوقاف و امور خيريه در گفت‌وگويي با روزنامه «شرق» می گوید:
بنا به آمار سازمان اوقاف و امور خيريه، تعداد مقبره امامزادگان ايران در اوايل انقلاب يک هزار و پانصد (1500) مقبره بوده و بنابر آمارهای رسمی تا سال 1390 به بیش از 10.500 مقبره رسیده است و اين بدان معنی است که طي 30 سال گذشته، سالانه
۳۰۰ امامزاده در ايران فوت کرده اند! 
بیش از پنج هزار تن از امامزادگان مدفون در ايران را به نام امام موسی کاظم (ع) نسبت می دهند. 
در سال 89 بيش از صد ميليون نفر زاير به امامزاده‌ها مراجعه كرده‌اند.
Image may contain: 1 personسازمان اوقاف از نظر ساختار زير نظر وزارت ارشاد و از لحاظ شرعي و فقهي هم زير نظر ولي فقيه است و حقوق كاركنان و بودجه‌اش (مگر بودجه دولتی هم دارند؟!) را از دولت مي‌گيرد. ما نمي‌توانيم حتي يك ريال از نذورات و موقوفات را برداريم يا از طرفي دوهزار مبلغ جذب كرده‌ايم براي مناطق محروم كه در امامزاده‌ها فعاليت مي‌كنند.
گراني قبر مربوط به همه امامزاده‌ها و قبرستان‌ها نيست. امامزاده‌هايي كه در شهر هستند، قيمت بالايي دارند. كسي را هم مجبور نكرده‌ايم (در امازاده ما دفن شود!). مي‌توانند در بهشت زهرا(س) دفن كنند كه هزينه‌هاي صدميليوني نپردازند.
حدود پنج هزار امامزاده در ایران، منتسب به امام‌موسي بن جعفر ‌(ع) هستند. اين آمار به واقعيت نزديك نيست؟
همه‌شان صحت دارند و اين را روند و اسناد تاريخي موجود نشان مي‌دهد. در ایران، امامزاده‌ها در واقع تشيع را در ايران ترويج داد و تثبيت كرد.
الان بيش از 60 هزار مسجد در كشور وجود دارد. برای مرمت حدود 5000 مسجد، اعتباری معادل‌ 80‌ ميليارد تومان از طرف دولت برای سال 1390 در نظر گرفته شده است. در نظر داريم كه در سال 90، 2333 باب مسجد جدید احداث كنيم.
در كشور ما 127‌هزار موقوفه وجود دارد كه از اين تعداد نزديك به يك‌ميليون و 300 هزار رقبه و مشتقات موقوفه هستند.
بايد بگوييم يك‌سوم موجودی ایران وقف است. نزديك به 13 شهر در كشور ما بالاي 50‌درصدشان وقف است. حتي برخي شهرها صددرصد وقف هستند. به عنوان مثال شهر تكاب در استان آذربايجان‌غربي 65 درصد از وسعتش وقف است. در اطراف تهران هم مثلا پاكدشت و شهرقدس در قلعه حسن‌خان صد‌درصد وقف هستند. در شهرهاي ديگر هم قيدار در استان زنجان 50‌ درصد، رامشير، كرمان و رفسنجان بالاي 50‌ درصد، كبوترآهنگ صددرصد، ملاير 60‌ درصد شهر مشه بالاي 50 درصدشان وقف هستند.
ميانگين وقف بعد از انقلاب اسلامي به طور ميانگين 200 وقف در سال بوده اما در سال 89 به دليل تبليغاتي كه انجام شد، تقريبا پنج برابر شده و به حدود 900 وقف در سال رسيده است.
اگر مال‌الاجاره‌ها به موقع و عادلانه پرداخت شود، درآمد موقوفات به اندازه درآمد نفتي كشور می‌شود.


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs