Tuesday, January 5, 2021

ویژگی های پان‌ها و پانفارسیسم



 جناب سعید مینایی در مقاله ای، به بخشی از خصوصیات پان‌ها و بخصوص پانفارسیسم اشاره کرده اند.

یقینا ایشان، برای این‌که مقاله‌یشان کوتاه و مختصر باشد، به چند علامت از مجموعه علائم و نشانه های پان و پانفارسیسم اشاره کرده اند. 

مینایی در نوشته اش به "تحمیل زبان فارسی"، "از خود بیگانه یا آسیمیله کردن ملل غیر فارس"، "دشمنی با زبان‌های غیر فارس و بخصوص با تورکی"و "برتری نژادی فارس‌ها بر دیگر ملل" انگشت گذاشته است.

گر چه در باره پان ‌و پانفارسیسم صدها مقاله نوشته شده است، و خود من (انصافعلی هدایت) ده‌ها مقاله و چندین برنامه تلویزیونی در این باره نوشته یا تهیه کرده ام اما مایلم‌چند نکته را بر نوشته های جناب سعید مینایی علاوه بکنم. 

گر چه مطلب من، بسیار طولانی تر و احتمالا خسته کننده هم‌ خواهد شد.

 باید علاوه کرد که پان ها، ملل دیگر را دشمن فرض کرده و بر اساس همان فرض ذهنی و متوهمانه، با ملل دیگر و غیر فارس، دشمنانه رفتار کرده و می جنگند. 

اما هنوز اکثریت ملل غیر فارس، تورک‌ها، تورکمن‌ها، قشقایی‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، لورها و ... به دشمنی پانفارسیسم با خودشان پی نبرده و پاسخ لازم برای رفتار دشمنانه پانفارسیسم را نمی دهند. 

لاکن این اتفاق خواهد افتاد و ملل غیر فارس بطور عکس العملی به رفتار دشمنانه پانفارسیسم پاسخ دشمنانه خواهند داد.

پانفارس‌ها (افراد و سازمان ها) و پانفارسیسم (تفکر متمرکز بر محوریت پانفارس ها) نسبت به ملل، سرزمین‌ها و ممالک دیگران ادعای ارضی و سرزمینی دارند. 

پانفارس و پانفارسیسم بخاطر همین ادعای ارضی‌شان نسبت به دیگران، ملل غیر فارس دور و نزدیک به کویرستان پانفارس‌ها را تحقیر می کنند. 

پان‌های فارسیست، زبان فارسی عقب مانده که تنها زبان فریب و اغوای شعری و شاعرانه است و ناتوان از پاسخگویی به نیازهای روز ، علمی و تکنولوژیک است را به زور، به دیگر ملل تحمیل می کنند تا بوسیله مفاهیم عقب ‌مانده در چچزبان فارسی، نوع جهان‌بینی و قضاوت های پانفارسیسم را به دیگر ملل تلقیح و تحمیل کرده و آنان را همانند و همسان خودشان بسازند.

پانفارس‌ها و پانفارسیسم تمامی تمدن و دستآوردهای تمدنی و فرهنگی دیگر ملل را مصادره کرده و به خود نسبت می دهند تا دیگر ملل غیر فارس را خالی از داشته‌های تمدنی و فرهنگی نمایش داده اند تا در ظاهر هم که شده، ملل غیر فارس را بی تمدن و بی فرهنگ و با زبانی ضعیف نشان بدهند. این دروغ بزرگی است که پانفارس ها ساخته‌اند. آن ها به دروغ خودشان ایمان هم آورده آندو تلاش کرده اند و می کنند تا آن دروغ را به فرزندان و نسل های جدید ملل غیر فارس هم بپذیرانند.

پان‌ها و بخصوص پانفارس ها برای خودشان تاریخ جعلی اما مشعشع درست می کنند و یا همان طور که از دوره رًا و محمدرضا پهلوی شروع شده است، به خارجی ها سفارش می دهند تا برای پانفارسیسم تاریخی پر افتخار جعل کرده و بسازند تا پانفارسیسم آن تاریخ تخیلی و توهمی را  بپرستد. 

پان‌ها و پانفارس ها به واقعیت جاری تاریخی خودشان هیچ توجهی نمی کنند. آن ها در زیر خماری ایدئولوژیکشان،  نمی خواهند بپذیرند که در یک هزار و چهارصد سال اخیر تاریخی خودشان، هیچ حکومت و کشور مستقلی به نام ایران نداشته اند. 

پانفارسیسم نمی خواهد بپذیرد که در تاریخ، همیشه و  دائما و در همه جنگ ها، از نیروهای خارجی شکست خورده اند. در مقابل هر نیروی خارجی تسلیم شده است.

پانفارس نمی خواهد این واقعیت را هم‌ بپذیرد که اگر فارس ها سرزمینی هم داشته‌اند، در اغلب اوقات تاریخ، تحت تسلط عرب ها و تورک ها و یونانی ها و ... بوده اند. استقلالی نداشته اند. در نتیجه آن شرایط بوده است که مدنیت، شهرسازی، تمدن، هنر و ... هم نداشته اند.

 پان‌ها و بخصوص پانفارس‌ها ایدئولوژیک فکر کرده و جهان بینی آن ها بر اساس ایدئولوژی برتری نژاد  فارس بر دیگران استوار است.

پانفارسیسم دارای جهان‌بینی و تفکر عقب مانده است. برای همین‌هم جزو عقب مانده ترین ملل هستند. 

از همین روست که پانفا‌رس‌ها اجتماعات و ملل دیگر تحت سلطه صد  اخیر خود را هم عقب مانده  نگه می دارند.

چون آلترناتیو فکری و جهان‌بینی دیگری، نه برای خودشان‌و نه برای ملل دیگر ندارند و می خواهند از فرصت تاریخی بدست آمده تا آنجا که ممکن است، استفاده بکنند. انتقام تاریخ طولانی باخت‌هایشان را می گیرند.

هدف اصلی پانفارس ها از حفظ مرزهای ایران، استثمار ملل غیر فارس تحت سلطه و اشغال پانفارسیسم است. 

مثلا، پدر پانفارسیسم؛ محمدرضا پهلوی در باره بحرین گفته است "مروارید بحرین تمام شده است و دیگر به صرفه نیست که بحرین را نگه بداریم" و بدین وسیله، نگرش استعماری خود به ملل و سرزمین های تحت اشغالشان را علنی کرده اند.

تئوری ها، تفکر و رفتار سیاسی و غیر سیاسی پانفارسیسم‌، بر اساس دو روئی و تقیه بنا شده است. پانفارس ها به دین و اخلاق (از هر نوعی که باشد) اعتقادی ندارند و در دین و اخلاق مردمان دستکاری می کنند تا دین و اخلاق ملل را به عنوان ابزارهای جنگی، در خدمت اهداف پانفارسیستی خود در‌ آورند. 

پانفارسیسم آینده نگر نیست و نمی تواند منافع داراز مدت خود و منطقه و ملل را تشخیص بدهد و تنها به تامین حداکثر منافع کوتاه مدت خود، آنهم‌ بخاطر چپاول و غارت منابع ملی ملل غیر فارس، متمرکز شده است.

پانفارسیسم نمی تواند (لااقل) به تجربه استعمار انگلیس بنگرد که برای تامین‌منافع بلند مدت خود با مستعمره‌هایش چه رفتاری کرده و می کند. 

مثلا، انگلستان به "حق تعیین سرنوست توسط ملل" و حق ملل برای استقلال از انگلستان معتقد است ولی چون رفتاری خیلی ضد انسانی با مستعمره‌هایش ندارد، آن مستعمره‌ها، در رفراندم ها، از انگلستان جدا نمی شوند.

پانفارسیسم هیچ تمایلی به شراکت منابع و منافع با دیگر ملل که تحت تسلط و اشغال پانفارسیسم هستند، ندارد. 

عرب‌های الاحواز کمترین میزان ‌از منافع منابع نفتی، گازی، پتروشیمی، صادرات و واردات از طریق بنادر در وطن خودشان را دارند. 

تورک ها از منابع زیر زمینی خودشان هیچ سهمی نمی برند.

سیستم فکری، حقوقی، اخلاقی و دینی پانفارسیسم برخواسته از کویر و بر اساس خسیسی و خساست استوار است. 

پانفارسیسم مانند کویر است، هیچ چیزی برای دادن به دیگران و مشارکت با دیگران‌ ندارد. 

پانفارسیسم به خاطر اشغال نظامی سرزمین ملل غیر فارس، هر چه در دست و خاک دیگر ملل است را با زور از آن ها گرفته و به تنهایی همه آن منابع و منافع را می بلعد. 

پانفارسیسم مانند کویر گدا صفت است و چشم به دیگران دوخته تا داشته های آن ها را غارت بکند.

برای همین است که پانفارسیسم و تفکراتش، دیگر ملل را به ملل و سرزمین‌های صادر کننده مواد خام و اکثرا تک‌محصولی بدل کرده است. منابع و تولیدات خام دیگر ملل را به کویرستان پانفارس ها منتقل می‌کند. برای همین است که پانفارسیسم تمامی صنایع مادر و تولیدی را در کویرستان گنجانده است. 

اگر روزی قدرت سلطه پانفارسیسم نابود بشود که خواهد شد، تمامی آن ‌صنایع مادر از کار خواهند افتاد. چرا که کویرستان فارس، فاقد مهمترین عنصر تولیدی؛ یعنی آب است.

پانفارسیسم نه تنها در وطن ملل غیر فارس سرمایه

گذاری نمی کند، بلکه اجازه سرمایه‌گذاری در سرزمین های غیر کویری و غیر فارس را به ملل آن سرزمین ها هم نمی دهد. 

پانفارسیسم در سرزمین ملل غیر فارس، کار و اشتغال ایجاد نمی کند. 

پانفارسیسم، حق تاسیس بانک‌ها و موسسات مالی و پولی را از ملل غیر فارس گرفته است. 

پانفارسیسم با سیاست های پانفارسیستی خودش، نیروهای مالی (ثروت و سرمایه)، نیروهای فکری (مغزی) و نیروهای کاری (نیروی کار جوانان و بازوی کار ارزان) ملل غیر فارس را مجبور به فرار از وطن خودشان و کار و تولید در خدمت منافع و توسعه اقتصادی پانفارسیسم و کویرستان کرده است. 

پانفارسیسم با انواع سیاست های علنی و پنهان خود، تمامی نیروی مولد را (فکر، سرمایه و انسان جویای کار) تشویق به فرار از وطن خودشان ‌می کند. 

در حقیقت، فرار مغزهای ملل غیر فارس، یکی از سیاست‌های پانفارسیسم است تا ملل غیر فارس را در فقر دانش و فکری، در فقر تولیدی، در فقر مالی، در فقر اقتصادی، در فقر نیروی آبادگر کاری، در فقر تجربه مدیریتی، در فقر سیاسی، در فقر امنیتی و تامین امنیت، در فقر رسانه ای، در فقر تولید محتوای رسانه‌ها، در فقر حزبی و تشکیلاتی، در فقر فلسفی و فکری، در فقر برنامه‌ریزی، در فقر اداره سیستم و طراحی سیستم اداری، در فقر اداره صادرات و واردات، در فقر تجربه دولتمداری، در فقر داشتن تجربه روابط بین الملل، در فقر توسعه یابی، در فقر هنری و ... نگه بدارد.

انصافعلی هدایت 

تورنتو-کانادا 

پنجم (5) ژانویه 2021

hedayat222@yahoo.com

Monday, January 4, 2021

آیا پانفارس‌های پان ایرانیست آمادگی ذهنی برای زیست با همسایه های غیر فارس را دارند؟



 سلام‌ و صد سلام جناب دکتر فرمان فرضی گرامی.

 از خواندن این نوشته شما خیلی خوشحال شدم. 

دلیل و برهان بسیار جالب و متینی را روی میز عقلا نهاده اید.

عقلای بشر در همین‌ مسیر راه می پیمایند و متعصبان نژادپرست فرو رفته در لجنزار تاریخ جعلی (پانفارس‌های پان ایرانیست) نمی توانند واقعیت های موجود و جاری در زمان و مکان (ایران قرن 21 )  را فهم کرده و هضم بکنند.

پانفارس هاس نژادپرست، برای همزیستی با همسایه ها از ملل دیگر هیچ آمادگی ذهنی و فکری و فلسفی و حقوقی و فرهنگی ندارند.

برای همین است که پانفارسیسم، با هر آنکس که تورک و عرب و ... است (چه در داخل مرزهای سیاسی ایران کنونی و چه در خارج مرزهایش) دشمنی می کند و بر علیه همه ملل در منطقه ادعاهای ارضی و تمدنی و فرهنگی بدون پشتوانه  منطق و حقوق دارد. 

تاکید شما بر "هیچ اصل حقوق بشری و هیچ منطق حقوقی اجازه نمی دهد، شما فرهنگ و تمدن عینی یک ملت را نابود و تمدن ذهنی خودتان را جایگزینی کنید." واقعا جای تقدیر و تشکر فراوان دارد. 

من ساکن کانادا بوده و مایل هستم کتاب شما را مطالعه بکنم. از کجا و چگونه بدست بیاورم؟



آیا نویسندگان و مترجمان ایرانی، مسئول شستشوی مغزی ما بوده اند و هستند؟




سلام جناب ... گرامی 

اگر ممکن است، یکبار دیگر در باره شیوه‌های ترجمه آثار قلمی نویسندگان خارجی و از زبان های دیگر به فارسی، سخن بگوئید.

لطفا توضیح بدهید که دخل و تصرف نویسندگان و مترجمان در مطالب کتاب ها و مقالات خارجی چقدر بوده و است؟

نویسندگان و مترجمان ایرانی در سلاخی افکار نویسندگان، فیلسوفان، علوم سیاسی، علوم اجتماعی، تاریخی، اخلاقی، حقوقی و ... چقدر نقش داشته اند؟

نویسندگان و مترجمان ایرانی در ترجمه های خود به فارسی، چقدر امانت در ترجمه را رعایت کرده اند؟

اینان چقدر در حذف جملات، پاراگراف‌ها، صفحه‌ها و فصولی از متن اصلی کوشیده اند؟

 این به اصطلاح نویسندگان، مترجمان و عالمان بر کتاب های خارجی چه نوع مطلبی را اضافه کرداند یا جملات، صفحه ‌ها و فصولی را بر کتاب های خارجی افزوده اند؟

 آیا همین نویسندگان و مترجمان در نوشتن و نشر کتاب هایی یا ترجمه‌هایشان، کتاب ها و مقالاتی را به نام نویسندگان خارجی مشهور نوشته و منتشر کرده اند که بدون آن که نویسندگان خارجی، چنان کتاب هایی را نوشته باشند؟

 فرایند تحریف و دروغپردازی در کتاب ها از چه زمانی آغاز شده است؟

 در کدام زمینه ها تحریف و دروغپردازی و حذف در ترجمه بیشتر و گسترده تر بوده است؟ و چرا؟ 

چه اهدافی در ترجمه ها و در تحریف ها و دروغپردازی ها پیگیری می شده است؟

چرا جامعه کتابخوان و کتابنویس و مترجم ما، در این باره ساکت مانده اند؟

آیا حداقل بخشی از سیستم کتاب نویسی و ترجمه هم در زیر نظر نوعی از مافیا بوده و است و بر اساس اراده آن مافیای فلسفی، اجتماعی، حقوقی، سیاسی، تاریخی، نژادی و ... کتاب ها را تهیه و ترجمه و نشر می کرده اند و می کنند؟

آیا می توان مدعی سد که سیستم ترجمه، نوشتن و تدوین کتابهای درسی و غیر درسی، در ایران علمی است؟

اگر علمی نیست، برای نجات نسل های کتابخوان از دست نویسندگان و مترجمانی که کتاب ها را بر اساس دیدگاه‌های سیاسی، ایدئولوژیک و نژادپرستانه خود یا مافیای کتاب نوشته یا ترجمه کرده اند، چه باید کرد؟

 آیا کتاب های درسی و غیر درسی موجود در بازار و کتابخانه ها،  قابل اعتماد هستند؟

آیا مجموعه کتاب های موجود در ایران می توانند نسل جوان را رو به توسعه و رسیدن به کشورهای پیشرو یاری برسانند؟ 

نقش نویسندگان و مترجمان در عقب مانده نگه‌داشتن ملل در ایران چیست و چقدر است؟

چرا نویسندگان، مترجمان و روشنفکران قبل از مشروطه توانستند از جامعه 99% بیسواد فضائل و افکار توسعه یافته مشروطیت خواهی را بوجود بیاورند ولی افکار اکثریت تحصیل کرده جامعه امروزی و صد سال اخیر عقب تر برگشته است؟



بیسار متشکر خواهم‌ بود

انصافعلی هدایت


 چهارم (4) ژانویه 2021

 hedayat222@yahoo.com

Saturday, January 2, 2021

دموکراسی هدف است یا وسیله؟


 سلام دوست عزیز
می خواهم‌ در شنبه بعد (09 ژانویه 2021 ) در باره موضوع زیر برنامه ای را بسازم و از شما برای حضور در این‌پانل و "دیالوگ" دعوت می کنم.
موضوع: 
دموکراسی هدف است یا وسیله؟
و سعی خواهیم‌کرد به این گونه سوال‌ها پاسخ بدهیم‌که
دموکراسی چیست؟
درک ‌ما از دموکراسی چقدر به درک جوامع دموکراتیک از دموکراسی نزدیک است؟
آیا در ترجمه تعاریف دموکراسی در ایران، تحریف و دروغپردازی توسط پانفارسیسم اعمال شده است؟
منظور و هدف از دموکراسی چیست؟
آیا یک‌نوع دموکراسی در همه کشورهای دموکراتیک جاری و ساری است؟
آیا می توان از دموکراسی واقعی و دموکراسی غیر واقعی سخن گفت؟
آیا دستیابی به دموکراسی ارزش  مبارزه و فداکاری را دارد؟
در چه شرایطی می توان به دموکراسی دست یافت؟
دموکراسی چه چیزهایی را به ما می دهد؟
عجبا دموکراسی توسط مردم نهادینه و اجرایی می شود یا توسط دولت؟
آیا ایرانیان به سیستمی دموکراتیک و دموکراسی نیاز دارند؟
احساس نیاز به دموکراسی در ایران چقدر قوه محرکه تحصیل‌کردگان‌و عموم‌ خلایق است؟
در چه شرایطی ایرانیان می توانند به افراد و جوامعی دموکراتیک بدل بشوند؟
آیا دموکراسی به شیوه تفکر عمومی و حتی به روش زندگی و تفکر روشنفکران، الیت‌ها، روزنامه‌نگاران، مدیران، حقوقدانان، نمایندگان، سرمایه‌داران، نظامیان و ... تبدیل شده است؟
آیا اپوزیسیون حاکمیت و ایران در خارج از کشور، دموکراتیک هستند یا به دموکراسی اعتقادی دارند یا در پی دموکراسی و سیستمی دموکراتیک هستند؟
تعریف ایرانیان (دولت و حاکمیت، اپوزیسیون حاکمیت و ملل غیر فارس) از دموکراسی و سیستم دموکراتیک چیست؟

آیا از قرآن و فرهنگ قرآنی و تفاسیری که از قرآن شده و یا خواهند شد، می توان دموکراسی را بدست آورد یا دموکراسی و قرآن در تقابل با هم هستند؟

آیا دین اسلام و مذهب شیعه با دموکراسی توافق دارند و می توانند با هم همراه باشند؟
در صورت عدم توافق قرآن و مذهب تشیع با دموکراسی چه انتخابی داریم؟
آیا می توان از دین، قرآن و فرهنگ اسلام و قرآن تفاسیری ارائه کرد که خود قرآن و مذهب هم دموکراتیک بشوند؟
اگر اصل بر دموکراسی باشد، آیا می توان آیات غیر دموکراتیک و ضد دموکراسی را نادیده گرفت و تعطیل کرد؟ 

همان طور که آیات مربوط به برده داری، خرید و فروش اسیران جنگی، حقوق برابر زنان با مردان، حقوق والدین بر فرزندان و ... ربا، ازدواج و چند همسری و ... تعطیل شده یا تفسیر جدیدی از آن‌ها ارائه شده است.

آیا می توان امید بست که یک روزی ایرانیان طعم و مزه دموکراسی را بچشند؟
مهمانان‌این‌هفته دیالوگ عبارتند از:
صلاح ابوشریف الاحوازی؛ حقوقدان و مسئول روابط  خارجی جبهه ملل برای حق تعیین سرنوشت - عرب

جناب محسن ابراهیمی: جامعه‌شناس، سردبیر سابق دو نشریه حزب کمونیست کارگری - تورک

آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی: شاگر آیت الله منتظری، آیت اللهی که از طرف دادگاه روحانیت خلع لباس شده اما تن به حکم دادگاه نداده است - فارس

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

دوم (2) ژانویه 2021

hedayat222@yahoo.com 

Friday, January 1, 2021

دو هزار و پانصد (2500) سال حقوق بشر ایرانی: دروغ یا راست؟


حقوق بشر به تنهای دارای سی (30) ماده است که اغلب دولت ها پذیرفته و به اجرای آن متعهد شده اند اما حقوق بشر، یکی از زنجیره‌های حقوق انسانی و ملل است و به تنهایی مجموعه مشلات حقوق بشری ملل، اقوام و اقلیت ها را حل نمی کند.

رژیم‌ها و حکومت‌ها در ایران و حتی اپوزیسیون ایرانی که بطور علنی یا مخفی به پانفارسیسم و پان ایرانیسم حامله هستند، از تن دادن به اجرای حقوق بشر و کنوانسیون های مرتبط با حقوق مختلف ملل و اقلیت ها خودداری می کنند.

در حالی که هم‌ حکومت های شاه، ملا و هم ‌مخالفان شاه و ملا مدعی داشتن 2500 سال سابقه در تدوین قوانین مربوط به حقوق بشر هستند.

آیا واقعا ایرانی ها و کوروش در باره حقوق بشر ابداعی داشته اند؟

و به آزادی ملل از تن دادن به حاکمیت کوروش و بالطبع به حاکمیت طرفداران حقوق بشری کوروش، آزادی ادیان و برابری همه جانبه انسان ها و حقوق آن ها اعتقادی دارند؟

آیا منشور کوروش، واقعا، به این سه آزادی اعتقادی داشته است یا ایرانی ها برای فرار از اجرای حقوق بشر، به جلو فرار کرده اند تا متعهد به اجرای حقوق بشر نباشند و دروغ‌های بزرگی به خود، به تاریخ، به بشریت و کوروش بسته اند؟

اعتقاد به 2500 سال حقوق بشر، چه دستاوردهایی برای ملل ساکن در مجموعه این جغرافیا داشته است و دارد؟

آیا سنگ بزرگ علامت زدن و دروغ بزرگی به نام منشور حقوق بشر کوروش، علامت عدم اجرای حقوق بشر در قرن 20 و 21 بوسیله حاکمیت های فعلی و آینده در ایران و همچنین اپوزیسیون نیست؟

برای بررسی این مسائل و پاسخ به سوال هایی که در هفته گذشته مطرح شدند، دو مهمان حضوری و یک مهمان غیر حضوری خواهم داشت.

دکتر شهسوار کریم‌زاده: استاد فلسفه و اقتصاد در لندن - بلوچ

جناب محمد المدحجی نیسی؛ روزنامه نگار و تحلیلگر - عرب

خانم هایده ترابی؛ باستانشناس و متخصص خطوط باستانی در بین النهرین و آشنا با متن استوانه کوروش که با ارسال یک فایل صوتی در برنامه شرکت خواهد کرد.


انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوم (2) ژانویه 2021
 Hedayat222@yahoo.com


برای توسعه یابی فردی و اجتماعی، باید بت هایی که از ما ساخته اند را بشکنیم

 


چوخ ساغ اول منیم‌حئورمتلی وطنداشیم. نه‌قدر دوغرو یازمیسینیز، او زامان کی یازیرسینیز:            "در این‌کشور بسان خیلی از کشورهای دیگر خوانی وارونه از سیاست صورت گرفته است. شوونیست‌های بار(باستان‌گرایان) و انقلابیون جان بر کف کمونیست و مذهبی و با خواست وارونه از سیاست، عرضه سیاست نظری و عملی را به میدان آدم‌کشی، توطئه، دروع‌گویی و ... تبدیل کرده اند."                                  ... و می دانیم که انسان موجودی است که عادت می کند. با عادت، از محیط می آموزد و تقلید می کند. و راه ‌رهایی از بن بست ها را در همان‌عادت‌ها و تقلیدها و در کپی - پیست ها آن‌ها می جوید. 

چون چیزی، افزون بر آنچه از محیط‌اش گرفته، ندارد. هر آنچه آموخته و تقلید کرده، مجموعه داشته های فکری و عقلی اوست. 

در نتیجه، از همان روش ها و ابزاری استفاده خواهد کرد که دیده، آموخته، عادت کرده، انس گرفته و تقلید کرده است. 

دوستی می گفت: "در محیط‌های بسته، سلاح آزادیخواهان، همان سلاح دشمن است." ‌

 سلاح دشمن، تنها اسلحه و جنگ افزار نیست، بلکه همه فکر، تعاریف شناختی، علوم و فنون هم‌ جزو سلاح دشمن هستند. 

در نتیجه، تعریف ما از سیاست و دیگر مفاهیم‌ مرتبط به جهان‌بینی، تعاریفمان از زندگی سیاسی، حقوقی و اجتماعی، علمی، تکنولوژیک و فرهنگی و ... هم شبیه دشمن است. 

راه‌های آزادی خود در اسارتمان را در آن مفاهیم جستجو می کنیم که دشمن برای ما ساخته و آموزش داده است و این بسیار خطرناک است. 

چون اگر آن‌مجموعه های سلاح دشمن کارایی داشت تا آزادی، دموکراسی، حقوق انسانی بهتر، رفاه، امنیت و ...، جامعه ای حقوقی بهتر از موجود بیاورد، برای خودش مفید چنین فوایدی می شد. 

علت این که ما در پی آزادی، رهایی، حقوقی انسانی، حق تعیین سرنوشت ملی و فردی، دموکراسی، شکوفایی در همه زمینه های فردی و اجتماعی و ملی هستیم، چون داشته های دشمن، ما را و جامعه خودش را هم ‌از این‌ مجموعه ها و تمامی ارزش‌های مدرن ‌محروم نگه‌داشته است. ناکارآمد هستند. ما را به جایی نرسانده اند. 

    اما ما باید تعریفی جدید از انسان، از حقوق انسانی، از خوشبختی، از رفاه، از سعادت، از سیاست،   از آزادی، از دموکراسی و ... بدهیم تا متفاوت از آن‌چه آموخته و تا کنون بکار گرفته‌ایم باشد.

آنچه دیده، تجربه کرده و عادت و تقلید کرده‌ایم، ما را به همان جایی می برد که دشمن ما را رسانده است. یعنی نمی توانیم از دایره بسته خارج شویم و در پیله ای از مفاهیمی که به دور ما تنیده اند، تا ابد ماندگار خواهیم شد.  

اگر در تعاریف انسان، فرد، اجتماع، ملت و ملی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی، اخلاقی، سعادت انسانی و ... همان تعاریف دشمن را بکار ببریم که به ما آموخته است، راه ما هم به همان "میدان آدم‌کشی، توطئه، دروغ‌گویی، و ..." ختم‌خواهد شد که می خواهیم از آن برآر بکنیم.

    من؛ انصافعلی هدایت، همه این‌ کاستی ها و بن بست‌ها را در سیستم آموزشی و تربیتی پانفارسیسم پان ایرانیست می بینم و می دانم که آن بن بست ها را به عنوان آزادراه، در کتاب ها و محصولات فرهنگی به ما قبولانده اند. 

آن ها برای این‌که دیدگاه های عقب مانده و ضد انسانی، ضد بشری، ضد حقوق انسانی و ضد آزادی، ضد دموکراسی، ضد رفاه، ضد سعادت و ...  نژادپرستانه خودشان را به ما و بخصوص به طبقه جدید و در حال رشد "تحصیل‌کردگان" ‌تحمیل بکنند، آن نظرات و عقاید عقب مانده خودشان را در کتاب های نویسندگان خارجی جاسازی کردند. کتاب های نویسندگان خارجی را تحریف کرده و به نام‌نویسنده اصلی، دروغ و افکار عقب مانده خودشان را جاانداختند تا انسان و ملل تحت ستم‌آن ها به این باور برسند که همه دنیا هم همانند ایرانیان نژادپرست پانفارس پان ایرانیست فکر می کند و عمل می کنند.

 همه ما تحصیل کردگان، به مترجمان و متون کتاب هایی که آن ها نشر می کرده اند، اعتماد کردیم و آن ها با حذف مطالب متفاوت و تعاریف نوین و گذاشتن دیدگاه های عقب مانده خودشان در دهان و متن کتاب های نویسندگان خارجی، از اعتماد ما سوء استفاده کرده و مجموعه همه ما را فریب دادند. برای همین است که ما ضد همه ملل و انسان و کشورها شده ایم و روز و شب "مرگ بر ..." فریاد می زنیم و همه کشورهای خارجی را جهنم می پنداریم.

این، بزرگترین و گسترده‌ترین توطئه چند هزار سال اخیر است که هیچ مهاجم خارجی با ملل ساکن در مجموعه این جغرافیا با ایم‌ملل و جوامع نکرده بوده است که در یکصد سال گذشته با ما کرده اند.

ما باید به آنچه از کودکی تا این‌لحظه خوانده‌ایم و یاد گرفته، خو و عادت کرده و به تقلید پرداخته و در افکار خود، در زندگی خود، در نوشته های خود و در تجسم خود از شخصیت خود داشته ایم، شک بکنیم و باید تلاش بکنیم ‌تا از مجموعه همه آنچه که آموخته ایم و درست می‌دانیم و تصور کرده ایم که جهانیان هم‌مثل ما تفکر کرده و مسائل را همچون‌ما تعریف می کنند، دوری بگذینیم.

بایدخودمان را از تسلط آن آموخته‌ها و عادت ها و معلومات و کتاب های جعلی و دروغ آزاد بکنیم. 

اتفاقا، مهمترین زنجیرهایی که بر دستان و افکار ما بسته شده.اند، نامرئی هستند و آن زنجیرهایی هستند که به ما هویت و شخصیت علمی، دانشگاهی و تحصیلی داده‌اند.

 تا آن زمانی که خودمان را از مجموعه این زنجیرهایی که به افکار ما بسته و به ما شخصیتی دروغین داده‌اند، آزاد نکنیم، به مفاهیم حقیقی و درستی از انسان، انسانیت، آزادی، استقلال، حقوق انسانی، سیاست، رفاه، امنیت، حرمت به انسانیت، برابری انسان ها و ... هم ‌نخواهیم رسید.

ما باید خودمان را از زنجیرهای اسارت فکری و آنچه  در دانشگاه‌ها و از کتاب ها آموخته‌ایم، رها بسازیم تا معنا و مفهوم جدیدی از آن‌ها را بسازیم و دریابیم و زندگی بکنیم و بر اساس آن چه جدید و عاری از تحریف و دروغ و نژادپرستی آریایی است، شخصیت خودمان را بسازیم.

در نتیجه، نباید به مردمان و مبارزان ملت خود بتازیم که نمی دانند. مگر ما چقدر می دانیم و چقدر از دانسته‌هایمان صحیح و عاری از دستکاری و تحریف و دروغ هستند؟

همه و آن ها هم‌مثل من و تو و ما، دروغ ها را می دانند و آموخته اند و در چهارچوب آموخته های دروعشان، راه دستیابی به آزادی و استقلال و حقوق بشر را جستجو می کنند.

ولی و اما نمیدانیم‌و نمز دانند که آن چه آموخته و با آنچه خود و شخصیت اجتماعی خودمان‌و خودشان را ساخته‌ایم‌و ساخته اند، آن گل و ماسه و سیمان علمی که در درونشان است، آن ها غلط ها، دروغ‌ها و تحریف و تعاریف نادرست عمدی هستند که به همه ما در مدرسه و دانشگاه و کتاب ها و رسانه ها و محصولات فرهنگی حمیل شده اند تا نتوانیم و نتوانند در خارج از چهارچوب آن‌تعاریف و دروغ‌ها و تحریف های عمدی و برنامه‌ریزی شده، افکار جدیدی بسازیم‌و بسازند و یا جستجو بکنند.

ما باید افراد را به این توطئه بسیار عمیق، گسترده و سازمان یافته یک‌قرنی در ایران‌و توسط مافیای پانفارسیسم و پان‌ایرانیسم آگاه بکنیم ‌تا در شخصیتی که ساخته و به ما تحمیل کرده اند، شک کرده، آن بت‌هایی که از ما ساخته‌اند و ما مشغول عبادت بت‌های خودمان هستیم را بدست خود بت شکنمان بشکنیم.

 آزادی ما در شکستن بتی از خود ما است که به دروغ برای ما ساخته اند و ما را اسیر دروغ‌هایی به اسم شخصیت اجتماعی خودمان کرده اند.

سیاست و حقوق، آزادی، دموکراسی، انسانیت، رفاه، سعادت، و ... از مجموعه آن مفاهیمی دروغی هستند که پانفارسیسم پان ازرانیست به ما تزریق کرده اند تا ما نتوانیم در فراتر از مفاهیمی که آن ها به ما تزریق کرده‌اند، تفکر کرده و راه جدیدی را بگشائیم و تعریف بکنیم.

انصافعلی هدایت 

تورنتو -  کانادا

اول (1) ژانویه 2021

hedayat222@yahoo.com 



Sunday, December 27, 2020

بررسی تحریف و دروغپردازی در کتاب ها در ایران

 سلام به حضور حضرتعالی

من، انصافعلی هدایت، تهیه کننده و مجری برنامه "دیالوگ" در "گوناز تی‌وی" هستم که روزهای شنبه و در ساعت 21:00 بوقت تبریز بطور زنده پخش می شود.

در تقلا هستم که برنامه ای در باره تحریف و دروغپردازی در کتاب های دینی، فلسفی، سیاسی، اجتماعی و حقوقی تهیه بکنم.

به تجربه دریافته ام که نویسندگان و مترجمان ایرانی در تدوین و تالیف و ترجمه کتاب ها، بیطرفی فکری، سیاسی و ایدئولوژیک را کنار گذاشته و بر اساس مقاصد سیاسی، ایدئولوژیک، نژادی و ... خواست های درونی و فکری و سیاسی و ایدئولوژیک شدن را وارد کتاب ها می کنند.

متوجه شده ام‌که در ترجمه، در اغلب موارد، کلمات، جملات و پاراگراف های یا صفحه ها و فصل‌هایی را بر اساس دیدگاه خودشان علاوه کرده یا حذف می کنند.

گاها هم‌کتاب هایی با نام‌نویسندگان خارجی در ایران منتشر می شود که خود ایرانی ها آن ها را نوشته اند ولی از نام و شهرت خارجی ها برای گسترش افکارشان و شاید هم فروش بیشتر، سوء استفاده می کنند.

مایلم از حضور شما خواهش بکنم‌تا در این برنامه های بسیار مهم شرکت بفرمایید. چرا که وقتی اهل کتاب و تحقیق، به آن کتاب های پر از تحریف و دروغ مراجعه بکنند، گر چه روش علمی بکار گرفته باشند اما چون منابع پر از خطا است، نتیچه و ثمره تحقیق هم بخطا خواهد رفت.

امیدوارم‌ که با شرکت خود در این سری از برنامه ها، از تداوم این بیماری و تاثیر منفی آن ها در اذهان انسان ها جلوگیری بکنید. چرا که از تاسیس دانشگاه در ایران، صدها هزار ایرانی در رشته های فلسفی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و ... آموزش های عمیق چند ساله دیده اند اما جامعه ما نه تنها پیشرفتی نکرده است، پسرفت هم داشته است.

من علت را در منابع علمی تهیه شده و یا ترجمه سده در ایران می دانم که پر از تحریف و دروغ هستند.

برای مبارزه با این وضعیت، حضور شما در این برنامه ها بسیار مفید فایده خواهد بود.


با احترام

انصافعلی هدایت

 WhatsApp:  0016475540741

Phone: 0017323319898

Email: hedayat222@yahoo.com 

Skype: ensa.fali

Friday, December 25, 2020

سوز و سوزلوک، اینساندان اونملی دیر

 
یاخیندان تانیمادیغیم وطنداشیم، قانداشیم، یول یولداشیم، بیر سوره‌دیر اوسته‌کی شکیلده‌کی فیکیری ایرلی آپاریر. منده، سعید مینایی جنابلارینین یازیلاری ایله بیر آز زامان دیلیمی ایچینده تانیش اولموشام‌.

اوسته‌کی یازئنی اوخودوم. سئودیم. حیمایت اتدیم. و کامنت اولاراق، بیر اوزون یازی‌دا یازدیم.
منیم یازیمین اوزون اولما سببی بودور کی منیم بو دوشونجه‌م،  فیکیر اولاراق، چوخ ضریف و دقیق بیر فیکیر‌دیر. اونملی اولدوغوندان دولایی،‌ ایللر دیر کی من بو فیکیری ایچیمده، یازئلارئمدا، گوناز‌ تی وی‌ده اورتایا آتیرام. 
هر گون بیر موددت، او فیکیرین اوزه‌رینده حاللاشلیق ادیرم. هر گون، او دوشونجه و فیکیرین بیر ساحه سینه آیاق باسیرام. بو فیکیر اویونو، منه چوخ جالیب گلیر. اوندان‌دیر کی تامام دوشونور دوستلاری بو دوشونجه‌ ایله گولشمه‌گه چاغیریرام.
آمما منیم سعید مینایی‌ جنابلارینه کامنتیم. آز-چوخ اونا، بوردا ال آپاریب، باش گوزونه آل دولاندیراجاغام. بلکم، بیر آز آدبی اولاراق، بزه‌دیم، توزه‌دیم.

یاشاااااا بی. 

من ایللردیر بو مسئله‌نی تی‌وی ده و یازئلارئمدا وورقولاماغا جهد اتمیشم آمما هر سوزون، هر بیر قلم و دیلدن، فرقیلی دادی وار. همن فیکیرین، فرقیلی آنلاملارلا تیکرار اولماسی، منه چوخ یاپئشئر. سیزین قلمیزدن، منه، داها خوش گلیر.

 بیر مسئله‌نی ده بونون یانئندا آرتیرمالییئق. اودا بودور کی  بو گونکو فارسی دیل و ادبیاتی ایله (مین ایلده هئش ایره‌لیله‌مه‌میش بیر فارس دیلی) فلسفی سوزله‌ری یاراتماق و آنلاتماق اولماز. چون، بیز (هر کیمسه اولور، اولسون- انسان بما هو انسان- انسان حیوان ناطق -انسان حیوان متفکر، انسان حیوان ابزار ساز ...) سوزله‌رین داغارجئعییق. اینسان جانلی بیر سوزلوک دور کی همن سوزله‌ر‌دن، یئنی قاوراملار یارادابیلیر. سوزجوک کیتابلاردان اولان فرقی بوردا دیر. یوخسا سوزجوکلر، هر جانلی و عاغیللی عالیم اینساندان یوزلر قات داها چوخ سوزله‌ره صاحیب‌دیر.

یانی، هره‌نین داغارجیغیندا بیر معلوم سایدا (سایی بللی اولان) سوز و کلیمه وار کی او اینسانین اینسانلیقین و دوشونجه‌سینین دارلیق- گئنیشلیگین، انین-بویون  بللندیریر. 

یانی، اگر هر بیر حادیثه‌دن دولایی، او اینسانین سوز داغارجئغی بوشالیرسا، او اینسان حتی دویغولارین (حسسییاتین)دا بللندیره‌بیلمز. 

جومله بئله قورابیلمز. یاشلی یا عالیم اولموش بیر اینسان، علمین، معلوماتین و سوز داغارجئغین ایتیردیگیندن دولایی، آنادان دوغما اوشاق کیمی اولار و اوشاقلیقین بیر اینجی دوغوم گونله‌رینه دونر. 

بئینی، بیر لکه‌سیز صفحه اولار کی اوندا هئش بیر سوز و آنلام رسم اولمئییب. هئش بیر کلمه و سوز یوخ دور کی اونو، عالیم، دوشونور، و حتتا عاغیللی اینسان کیمی گوسترسین.

 ایندی، سیزین و منیم کیمی اینسانلارین معلومات، ساواد و حتتا عاغیل و بیر معنادا "انسانلیق" دئدیگیمیز قووه، همن سوز داغارجئغینا باغلی دیر. سوز داغارجیغینین بویوک- چیکیک‌لیگینه، اوزمانلیق ساحه‌سینه، سوزلرله تجروبه آراسیندا باغ قورماق گوجونه و یئنی بیر سونوج و ثمره الده اتمه‌گه باغلی دیر‌.

او زامانا دک کی بو داغارجئقداکی سوزلر، همن ایفاده‌نی وئرر کی مین ایلدیر وئریر، اونلارلا، یئنی فیکیر، دوشونجه، فلسفه، دونیا گوروشو، و ... یاراتماق اولماز. 

کوهنه فیکیر و سوزله، یئنی فیکیر و یئنی دوشونجه یاراتماق اولماز. یئنی بیر فیکیر اوچون، یئنی بیر قالیب و سوز لازیم دیر. یئنی فیکیره، تازه پالتار لازیم دیر. نییه‌کی، هر سوز بیر یا بیر نئچه دویغو یا فیکیر  و ایفاده‌نی داشیر. قدیم و اسکی سوزله‌رین ایچینی، معلوم و نامعلوم قاوراملار و آنلاملار ایله دولدورموشلار. اونلاری یئنی فیکیرده ایشه آلیرسیزسا، سیزی، کوهنه سونوجا گوتورر.

بو سوز او زامان داها چوخ آجی گورونر کی قبول ادک، فارس سوزلوگو و سوز داغارجیغی بیر نئچه سیاسی، ایدئولوژیک، روحی، دینی، عرقچلیک، آریاچئلیق، ایرانچیلیق، فارسچیلیق، بویوک ایران ایمپیراطورلوقو، فارسین موقددس دیلی، فارسین کولتورل ایرانی، ایرانشهرلیک و ...کیمی خسته‌لیک‌لره ده موبتلا اولوب دور. 

یانی فارسی کیمی خسته بیر دیل و سوز داغارجئغیندان، هئش بیر موجوزه گوزله‌مک اولماز. بو ائولو دیل، دیری بیر موجود و فیکیر یارادابیلمز. 

اینسانئمیزین فیکیرین و دوشونجه‌سین، یاشام و بیرایسل (فردی) یا توپلومسال (ایجتیماعی) فلسفه سین دئییشدیرمک اوچون، دیل داغارجیغینداکی سوزله‌رین آنلامین دئییشدیرمک لازیم و یا یئنی بیر دیل یاراتماق لازیم‌ دیر. 

یئنی بیر اینسان و یئنی بیر توپلوم، یئنی بیر فلسفه یاراتماق اوچون، یئنی سوزلوکلر لازیم دیر. 

اونون اوچون‌ دور کی هر بیر فیلسوفون و فلسفه‌نین اوزونه عایید بیر سوزلوگو یا دوشونجه داغارجئغی وار کی باشقا فلسفه و دوشونور و فیلسوف ایله فرقیلی دیر.

 بیز، او آنادک کی ائوزوموزه و ایدیآلیمیزا، دونیا باخیشیمیزا، لازیم اولان سوزلوک و دوشونجه داغارجئغین یاراتمامیشیق و یئنی قاوراملاری (مفهوم‌لاری) کوهنه و اسکی پالتارلاردا بازارا گونده‌ریریک، خالق و توپلوم طرفیندن، یئنی یوخ، اسکی و قدیمی گورونور، دوشونولور و جاواب آلیریق.

توپلوم بیزی، دوشونجه‌میزی و سوزله‌ریمیزی، اسکی گوروب، اسکی فیکیرله‌ره و دوشونجه‌له‌ره بنزه‌دیب و راحاتجاسینا قیراغا قویار. بیزه، هئش بیر ایلتیفات اتمز. 

منجه، سوز داغارجیغینداکی آنلاملارین یئری و قیمتی، آداملارین جیسمی و جانیندان داها اونملی و چوخ قیمتلی دیر. چون سوز و دیل دیر کی حیوانی، اینسان ادیر.

توپلومو و  اینسانی دئییشدیرمک اوچون، اینسانین بئینینده‌کی دوشونجه‌نی، یعنی سوزجوکله‌رین آنلاملارین دئییشدیرمه‌لی دیر.

اینسانلارین بیر چوخ فایئزی، ائوز زامانلارینداکی یایقین فیکیرلردن و سوزجوکلردن قیراغا چیخابیلمزلر. او یایقینلیغی‌دا حاکیمییت حیمایت ادیب، یارادار. بیزیم میللی حاکیمییتیمیز و دولتیمیز یوخسا، ایش ائوز باشئمئز دوشر. 

انصافعلی هدایت 

تورنتو - کانادا 

ایگیرمی بئش (25) دسامبر 2020

hedayat222@yahoo.com  


Wednesday, December 23, 2020

بررسی نتایج دو هزار و پانصد سال حقوق بشر کوروشی در ایران

 


محمدرضاشاه در جشن های دو هزار و پانصد ساله اعلام کرد که استوانه کوروش، اولین متن حقوق بشر است که ایرانی ها (فارس ها) به جامعه بشری عرضه کرده اند. 

او می خواسته بگویند که فارس ها در زمینه توجه به حقوق بشر از همه ملت ها پیشقدم‌تر بوده اند. شاید مفهوم این بزرگ بینی و افتخار به استوانه حقوق بشری کوروش، آن بوده است که ایران و ایرانی یا فارس ها نیازمند حقوق بشر سازمان ملل متحد و کشورهای آمریکا و اروپا نبوده و نیستند. 

همان ایده که در سال های بعد، به عرضه حقوق بشر اسلامی پانفارس ها در دوره آیت الله های پانفارس انجامید.

شاید هم‌به همین سبب بوده است که ایران فارس، هیچ وقت به پذیرش عملی و اجرایی حقوق بشر غربی که کمتر از یک‌قرن عمر دارد، نکرده است.

خانم هایده ترابی که در دانشگاه های آلمان و  آمریکا، روی زبان و خط استوانه کوروش کار و تحقیق کرده، در مصاحبه با یک رادیویی فارسی زبان در سوئد اعلام کرده است که پانفارس ها در دوره محمدرضاشاه پهلوی و در ترجمه فارسی و اولیه آن، حداقل هفت سطر به متن استوانه منتسب به کوروش اضافه کرده اند. 

در حقیقت، ابرانی ها برای این که خود و افکارشان را مترقی نشان بدهند، به تحریف نوشته های استوانه کوروش پرداخته و دروغ هایی را به نام آن ستون، نوشته و بخورد روشنفکران، محققان، نویسندگان و ششلول‌های پانفارس و پان ایرانیست‌ها داده اند تا به ذهن نسل های ایرانی سمت و سوئی از غرور، نژادپرستی و خودبرتربینی دروغین بدهند.  رهبران دوره شاه و ملا، در حقیقت، همه ملل و تک تک افراد ساکن در ایران را فریفته اند.

اگر این دروغ را به عنوان یک حقیقت پروپاگاندا و تبلیغاتی که بسیاری آن را به عنوان حقیقتی تاریخی پذیرفته اند،  برای مدت کوتاهی بپذیریم و خودمان را به نفهمی در عین فهمیدن و آگاهی بزنیم، به یاد خواهیم آورد که سومری ها و عیلامی ها، صدها سال قبل از کوروش متون حقوقی بهتری را نوشته و به نهاد اجتماعی بدل کرده بوده اند.

اگر باز هم ‌خودمان را به جهالت بزنیم و بپذیریم ‌که استوانه کوروش دو هزار و پانصد ساله است، باید فرض ها و سوال های ی زیر را هم ‌بپذیریم:

 آیا ایرانی فارس‌ها، در طول بیست و پنج قرن گذشته، متن حقوق بشر کوروش را بکار بسته اند؟

ایرانی ها از اجرای عملی حقوق بشر کوروش به چه نتایجی رسیده اند؟

آیا ایرانی ها توانسته اند، نقاط ضعف و قوت متن کوروش را در اجرا در یافته و برای رفع آن ها چه اقداماتی کرده اند؟

آیا وضعیت حقوق بشر جاری در ایران، در همه سطوح و در میان همه اقشار و ملل، نتیجه دو هزار و پانصد سال اجرای حقوق بشر کوروش است؟

چرا حقوق بشر کوروش توسعه نیافته و ایرانی ها به اجرای حقوق بشر در جوامع و در میان تک تک انسان ها و در روابط میان فردی و بین اجتماعی و بین ملل نرسیده اند؟

آیا حقوق بشر دو هزار پانصد ساله، به بخشی از زندگی و عمل روزانه مردم و دولت ها بدل شده است؟

اگر حقوق بشر را کوروش نوشته است و ایرانی ها به چنان متنی آگاهی داشته اند و با آن انس گرفته و زندگی می کرده اند، چرا حدود هزار سال بعد از کوروش، فردی به نام فردوسی در شاهنامه اش، زن ستیزی ، تورک و عرب ستیزی را می ستاید و تشویق می کند؟

چرا حقوق برابر زن و مرد به چنان وضعیتی رسیده بوده است که زن ستیزی به فرهنگ غالب و حقوق روزمره، اندیشه و ادبیات ایرانی فارس بدل شده بوده است؟

آیا تورک و عرب ستیزی و دشمن فرض کردن آن دو ملت و تهاجم به ملل دیگر، پایمال کردن حقوق همه ملل و اقوام و قبایل غیر فارس، در دوره کوروش هم نبوده و به فرهنگ حقوقی و زیستی سیاسی اجتماعی بدل نشده بوده است که تا امروز تداوم داشته و پر رنگتر شده است؟

چرا قانونگرایی و عمل به قوانین با وجود گذشت دو هزار و پانصد سال از متن حقوقی کوروش به روش زندگی حقوقی، عادات حقوقی، به بخشی از روش زیست حقوقی، به فرهنگ عمومی برای زیستن در جامعه ای حقوق و قانون محور بدل نشده است؟

اگر کوروش حقوق بشر را تدوین کرده است، چرا ایرانی ها در هر دوره که دستی به حکومت داشته اند، سفرای ملل دیگر را به قتل می رسانده و به شفا بتخانه های دیگر ملل حمله می کرده اند و کارکنان خارجی سفارت ها  امی کشتند و یا به گروگان می گرفتند؟ کافی است به رفتار ایرانی ها با سفیر محمد، با سفرای چنگیز، با سفرای روس که منجر به جنگ بیست و پنج ساله میان تورک های قاجار با روسیه شد، حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری ۴۴۴ روزه و تخریب اغلب سفارتخانه های خارجی در تهران در چهل سال اخیر توجه بکنیم و ببینیم که ایرانیان ضد قوانین بین الملل هستند. چرا؟ این ضدیت با حقوق ملل غیر از کجا ریشه می گیرد و ادامه می یابد؟

اگر کوروش فارس منشور حقوق بشر را نوشته است، باید ذهن فارس ها بیشتر از اذهان دیگر ملل آماده پذیرش و اجرای حقوق بشر هشتاد ساله باشد که همه ملل پذیرفته اند ولی ایران آن ها را اجرا نمی کند؟

چرا ذهنیت و جهانبینی فارس ها با حقوق ملل غیر فارس در ایران مخالف است و با حقوق و هستی ملل غیر فارس دشمنی می کند؟

چرا نمی پذیرند که همه ملل غیر فارس در ایران در همه زمینه های حیات بشری حقوقی صددرصد مساوی و برابر با فارس ها داشته باشند؟

چرا فارس ها از برسمیت شناختن حقوق زبانی  و رسمی شدن زبان همه ملل در ایران پرهیز می کنند؟

چرا زبان های ملل غیر فارس در ایران به موازات و هموزن زبان فارسی رسمی، اداری و اجرایی و حقوقی نمی شود؟

چرا ایرانی های پانفارس و پان ایرانیست تحصیل‌کرده، قلم بدست، روشنفکر و الیت، دانشگاهی و حوزوی و ... حق تعیین سرنوشت هر ملت بوسیله خودش را نمی پذیرند؟

چرا قوانین ایران نسبت همه آعلب کشورهای مسلمان سنی و کشورهای توسعه یافته، بسیار عقب مانده‌تر است؟ ضد زن، ضد آزادی ها، ضد ملل غیر فارس، دیکتاتوری علنی و قانونی، نژادپرستانه، بر خلاف عرف و حقوق بین الملل مورد پذیرش همه ملل است؟

اگر کوروش و ایرانی های فارس اولین منشور حقوق بشر را نوشته اند، چرا در دوهزار و پانصد سال، نتوانسته اند آن را به همه جنبه های زندگی خودشان و ملل دیگر توسعه داده و یک اندیشه فلسفی و حقوقی به جهان ارائه بکنند؟

اگر کوروش ایرانی-فارس، اولین منشور حقوق بشر را دوهزار و پانثد سال قبل نوشته است و ایرلنی ها چنین دروغی را پذیرفته اند، چرا بعد از دو هزار سال به حقوق بشر و منشورها و کنوانسیون های بین المللی مخالفت می کنند؟ 

برای برای در این زمینه و پاسخ به سوال ها، سه مهمان از سه ملت در برنامه دیالوگ این هفته حضور داشته و دیدگاه های خودشان را بیان‌خواهند کرد.

دکتر شهسوار کریم‌زاده؛ استاد اقتصاد و فلسفه و دارای چندین کتاب - بلوچ

جناب مجید رحیمی؛ شاعر، ترانه‌سرا، مجری برنامه صدای آشنا - فارس

جناب محمد المدحجی نیسی؛ روزنامه‌نگار و متفکر سیاسی - عرب


انصافعلی هدایت 

تورنتو  - کانادا 

بیست‌و چهارم (24) دسامبر 2020

hedayat222@yahoo.com


از دقیقه 5:33 تا 8:29 در باره دروغ پردازی و تحریف استوانه منتسب به کوروش است


Saturday, December 19, 2020

آیا اوپوزیسیون هم فاشیست است؟

 


یکی دو هفته قبل در باره "آیا با فاشیسم فارسی-ایرانی مواجه هستیم؟" بحث کردیم و سه مهمان دیدگاه های گاها متضاد خودشان را ارائه کردند. در همان برنامه قول دادم که در یکی دو هفته آینده امان موضوع را با محوریت "اپوزیسیون رژیم و حاکمیت" هم‌مورد بحث و مداقه قرار بدهیم.


در آن برنامه متذکر شدیم که فاشیسم در صورتی ظهور یافته و محقق می شود که یک دولت با تمامی امکانات، وزارتخانه ها، قوای مقننه، قضائیه و مجریه، سازمان ها و نهادهایش و به همراه توانایی اعمال تشویق و تنبیه افراد وجود داشته باشد. در غیر این صورت سخن گفتن از فاشیسم چندان معنی دار نخواهد بود.

با توجه به آن بحث، حالا سوال این است که آیا مخالفان یا اپوزیسیون حاکمیت (چه در داخل و چه در خارج از ایران) هم فاشیست هستند؟

اگر صفت اصلی فاشیسم قدرت دولتی با تمامی امکانات باشد، اپوزیسیون حاکمیت از دایره دولت خارج است و دولت را اداره نمی کند. با این وجود، آیا اپوزیسیون حاکمیت هم فاشیست است؟

تعریف فاشیسم چیست؟

ملاک های و معیارهای اندازه‌گیری فاشیست بودن یک فرد یا سازمان و تشکیلات چیست؟

اگر در خارج از دولت بودن اپوزیسیون پانفارس مانع از آن نیست که آن ها بطور فردی یا جمعی و تشکیلاتی فاشیست باشند، آیا افراد و سازمان های مالی که خودشان را تحت اشغال، زیر ستم های مضاعف  و بدون حقوق اولیه و طبیعی انسانی می دانند و برای داشتن حقوقی مساوی با ملت فارس مبارزه می کنند هم می توانند فاشیست باشند؟

برای پاسخ به این گونه سوال ها، سه مهمان از سه ملت تورک، فارس و کرد در برنامه این هفته دیالوگ حضور خواهند داشت.

جناب دکتر محمدحسین یحیایی  از محققان و نویسندگان تورک

جناب ناصر کرمی از متفکران فارس

جناب جلیل آزادیخواه از محققان و نویسندگان کرد


انصافعلی هدایت

تورنتو-  کانادا

نوزدهم (19) دسامبر  2029

hedayat222@yahoo.com 


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs