بیر دوشونورون، دوشونجهسی میللی حرکت چالیشقانلارینا ایتتیهام اؤلماز
هر کسین بیر فیکیرین و دوشونجهسی وار. اؤ دوشونجهنین مسئولودا صاحیبی (یییهسی) دیر. باشقالارا مسئولییت و ایتتیهام یاراتماز. هله ایسه، باشقالاری، گئنیش بیر میللی حرکتدن سؤز گئدیرسه، اصلا بیر کیمسهنین آیاقین توتماز.
من، انصافعلی هدایت-م. من بیر بیرئیم. بؤتون میللی حرکت و بؤتؤن میللتده دئییلم.
منیم یازدیقیم فیکیرلر و دوشونجهلر، تکجه و تکجه، منی توتار. میللی حرکت چالیشقانلار و فعاللاری توتماز.
بللی دیر، بیزیم بیر دوشمنیمیز وار. اؤ دوشمهنینده، هر گونوموزهده بیر نئچه اویونو وار.
طبیعی دیر کی بیز، بو اؤیونلارین قاباغیندا لال قالمامالییئق و عاینی زاماندا، میللتی حرکته گتیرمه لیییک.
دوشمهنین پیسیکولوژیک و روحسال حرکتلرینین قاباغیندا، ساکین قالمامالی و بیزده، دوشمنه قارشی روحسال حرکتلر آپارمالییق.
آیا با یککمپین اردوهای تورک برای آزادسازی تورک های تحت اشغال، به ایران حمله خواهند کرد؟
ممکن است که ارتشهای جمهوری آذربایجان و تورکیه برای آزادی و ایستقلال تورک هایی که تحت اشغال ایران هستند، در شرایط امروز منطقه وجهانی، به این کشور حمله نکنند.
طبیعی هم است که در این شرایط، با خواهش دهها هزار و حتی میلیونها انسان هم این اتفاق رخ ندهد. چرا که آنها منافع لند مدت تورک ها و منافع کوتاه مدت و میان مدت جمهوری تورکیه وجمهوری آزربایجان را در مد نظر خود دارند.
اما درخواست صدها هزار یا میلیونها تورک تحت اشغال ایران از اردوهای این دو ملت، برای نجات آن ها از اشغال ایران، آژیر اعلام وضعیت فوق العاده و قرمز را برای همه طرفهای این معادله به صدا درخواهد آورد.
چنین کمپینی، به بخشهایی از ملت تورک ما روحیه مضاعفی برای سورشو عصیان خواهد داد.
بحث رابطه استعماری و اشغالگری ایران، به سر فصل بحثهای روشنفکرانه بخشهایی از ملل تحت اشغال ایران بدل خواهد شد.
روحیه دشمن ما، یعنی فارس ها، سقوط خواهد کرد.
صدای خواست های نادیده گرفته شده ملت تورک، بلندتر از گذشته، به گوشهای کر خواهد رسید..
دشمن تورکها، رفتار ما تورک ها را خواهد دید.
بر طبل تجزیه روانی و عاطفی تورکها و فارس ها و بیش از گذشته زده خواهد شد.
ملتچی های تورکیه و آزربایجان، بیش از گذشته، بر اندیشه و رفتارهای جمعی تورکها در ایران اسغالگر تمرکز خواهند یافت.
اهمیت آزادی و استقلال تورک های تحت اشغال ایران و فارس ها به موضوع اتاق های فکر دوست و دشمن بدل خواهد شد.
نیروهای مسلح تورکیه و آزربایجان چنین کمپینی را در تحیلیل ها و نتیجه گیری های استراتژیک و نهایی خود مد نظر خواهند داشت.
در صورتی که معادله های سیاست های جهانی در این منطقه، تغییر یابند، شرایط دخالت نظامی دولتهای تورک و از جمله تورکیه و آزربایجان فراهم خواهد شد.
با آزادی تورکها از اشغال ایران، تشکیل اتحادیه تورک های این منطقه لبش از کذشته قابل دسترسی خواهد بود.
چرا باید از بررسی احتمالها و تاثیرات مثبت بر تورکها و تاثیرات منفی آنها بر دشمن خودداری بکنیم؟
در عین حالی که هر نوع حرکتی، بهتر و سازنده تر از بی عملی و انفعال است.
هیچ گرگی زمان حمله خودش را اعلام نمی کند. چرا شما اعلام می کنید؟
یاشاااااااا. هیچ گرگی و هیچ دولتی زمان، مکان و نوع حمله نظامی خودش را اعلام نمی کند اما جنگ روانی و از بین بردن روحیه دشمن، خسته کردن روانی دشمن، جسارت دادن به خودیها و ... بخش های از جنگ روانی هستند که باید دایما و هر روز اجرا بشوند.
دشمن تورک ها (پانفارسیسم و ایران)، دایما در حال اعمال تاکتیکهای جنگ روانی بر علیه ملت تورک در ایران و در همه زمینهها است.
در اغلب موارد، تورکها مصرف کننده و قربانیان جنگ روانی، فرهنگی، زبانی، اقتصادی و ... فارسها بر علیه تورکها هستند. متاسفانه، ما تورک ها در اغلب موارد، تسلیم جنگ روانی فارسها بوده و منفعل عمل می کنیم.
ما؛ تورکها، نه تنها باید به تبلیغات و جنگ روانی فارسها عکس العمل اعتراضی و آتشفشانی نشان بدهیم بلکه باید ابتکار جنگ روانی علیه پانفارسیسم و ایران را بدست بگیریم و آندها در از نظر روانی خسته کرده و نابود بکنیم.
قتلعام تبریزیها، داستانی برای ایجاد دشمنی در بین ملت تورک
داستانهای هیجانانگیز جنگ بین تورک های عثمانی - تورک های صفوی و قتل عام تورک ها در آذربایجان جنوبی (تبریز)، بخشی از داستانهای شستشوی مغزی است.
سوال: چرا قتل عامها فقط به تبریز نسبت داده شده است؟
آیا در بین تبریز تا استانبول یا تا هر جای دیگر، شهرها و روستاهای دیگری که تحت اشغال دولت صفوی بوده باشند، نبوده است و همه مردم در تبریز مسکون بوده اند؟
در حالیکه در آن تاریخ، تنها یک تا سه درصد جمعیت در شهرها متمرکز بوده اند و بقیه در روستاها زندگی می کرده اند.
داستان های دروغین قتل عام تورکهای تبریز، مانند داستان های هزار و یکشب است که پانفارس ها و پان ایرانیست ها، برای ایجاد جنگ روانی و دشمنی در میان یک ملت تورک نوشتهاند و به نام تاریخ بخورد همه دادهاند.
با چنین داستانهایی، ملت تورک را مهاجرانی از شمال نشان داده و ملت تورک را به چند دسته و دولت تقسیم شده اند و ما به عنوان قربانیان آن تبلیغات، آن ها را به عنوان واقعیات تاریخی قبول کرده ایم؟
در پی از نوع تبلیغاتها، بخشی از ملت تورک، زیر نام خاک یا طایفه خود، دولت خود را تاسیس کرده و از هم جدا شده اند.
این دولت های تحت تاثیر سیستمهای شستشوی مغزی استعمارگران، تورکیت خودشان را فراموش کرده اند و اتحاد تورکها از هم گسسته است تا براحتی اشغال شده و تحت کنترل جهان مسیحی بمانند.
بخش دیگری از ملت تورک هم بدون دولت مانده و به اشغال ایران، چین، روسیه، اوکراین، عراق، سوریه و ... در آمده اند.
دولت های ملت تورک هم، در راه آزادی برادران و خواهران خودشان از اسارت کاری نکرده اند و نمی کنند.
چرا چنین شده است؟
چون جهان و بخصوص دولت های مسیحی، از قدرت اتحاد ملت تورک در حول محور تورکیت آن ها آشنا بوده اند.
آنها تجربه کرده بودند که اگر تورک را تحت نامهای مختلف از هم تجزیه نکنند، تورک ها در حول محور یک ملت تورک متحد شده، اروپا، روسیه، آسیا و آفریقا را یا اشغال خواهند کرد و یا تحت تهدید اشغال نگهخواهند داشت.
به همین منظور، تمامی کتاب هایی که در اثبات این داستان های خیالی و برای ایجاد نفرت در بین بخشهای مختلف ملت تورک نوشته شده اند، دروغ بوده و پر از تحریف هستند.
هدف از کتاب های پر از دروغ و تحریف، شستشوی مغزی خوانندگان و بخصوص خود تورکها بوده است.
سوال: چگونه ممکن است که ایرانیها نویسندگان در کشورهای مختلف را وادار کرده باشند، تا در این راستا داستانهای خیالی و تاریخی نوشته و نام آن کتاب هارا تاریخ ایران یا پرشیا یا تورکیه و ... بگذارند؟
اگر چه باور کردن آن دشوار است، اما همه نویسندگان به درآمد و پول خوب نیاز دارند تا زندگی راحتتری داشته باشند.
سیاستمداران فراماسون در اروپا، آمریکا، پانایرانیستها و پانفارس های (بخصوص نسل اول آن ها که همگی فراماسون بوده اند) به پشتوانه پول نفت ملل غیر فارس در ایران، آن نویسندگان و محققان را خریده اند و نوشتن یکموضوع تاریخی را بسان یک پروژه، به آن ها سفارش داده اند.
سپس، پول نفت ایران، توانسته است، آن کتاب ها را به عنوان منابع درسی و دانشگاهی به کشورها و دانشگاه ها در همه کشورها بپذیراند.
ما می دانیم که پول نفت، به دولت های پهلوی و ملاها این امکان را مهیا کرده که در اغلب دانشگاههای دیگر کشورها، دانشکده ای برای ایرانشناسی یا زبان فارسی تاسیس بکنند.
هزینه و بودجه اندها را تامین بکنند. کتاب ها، منابع درسی، حقوق استادان و حتی هزینه دانشجویان را از طریق اعطای بورسیه تامین می کردهاند و تامین می کنند. دانشگاهها هم سود کلانی از پول نفت، از طریق آن دانشکده ها به جیب می زدهاند و می زنند.
شما، قدرت پول و تبلیغات نهادهای علمی را صدها برابر بیشتر از رادیوها و تلویزیون ها بدانید.
چرا که هر کسی با هر سطحی از درک، دانش و تجربه می تواند آنچه در رادیو و تلویزیون می بیند یا می شنود را رد کرده و به نقد بکشد.
اما زمانی که همان دروغ ها را به نام تحقیقات علمی و دانشگاهی معتبر می شنود یا ان ها را در دانشگاه ها به خورد تحصیل کردگان بدهید و آن ها مجال و امکان نقد آن کتاب ها را نداشته باشند و این سلسله تبلیغ دروغها تکرار بشود، از حالت داستان و دروغ درآمده، به واقعیت تاریخی بدل گشته و به انسان ها باورانده شده اند و می شوند.
برای همین و مطمئنا، تمامی کتابهایی که پانفارس ها و پان ایرانیست ها، چه در ایران و چه در دیگر کشورها نوشته اند، پر از تحریف و داستانهای دروغ و خیالی هستند.
تمامی کتابهایی که از دیگر زبان ها به فارسی ترجمه شده اند،
اولا: پر از تحریف، حذف و افزودنی ها هستند،
دوما: به سفارش ایران و پانفارسیسم توسط عوامل فراماسونری در اروپا و آمریکا و روسیه نوشته شدهاند.
اگر می خواهید با عمق دروغها، تحریف ها، حذفها و افزودنی ها در آن کتاب ها آشنا بشوید، به تماشای سی و چهار برنامه تلویزیونی که من (انصافعلی هدایت) در باره شستشوی مغزی در گوناز تیوی و بطور زنده و با حضور دهها متخصص و متفکر اجرا کرده ام، بنشینید و ببینید که پانفارسیسم و پانایرانیسم برای شستشوی مغزی همه ملل در ایران، چه جنایتهای فرهنگی، فکری، نوشتاری کرده اند.
برای این منظور می توانید در یوتویوب «شستشوی مغزی ... - انصافعلی هدایت» را جستجو کرده و با عمق فاجعه در ایران آشنا بشوید.
درست است که روسیه دشمن ما تورک ها و متحد ایران و فارس هاست اما باید پرسید، روسیه چه منافعی از ایران دریافت می کند که از آن حمایت می کند؟
ثانیا؛ سیاستمدار و فعال عاقل کسی است که بتواند، دسته ها و جناحها و احزاب دشمن را در داخل ان، به جان هم بیندازد. باید دشمن را در داخل، از هر جهت، تکه تکه کرد.
باید متحدان و اتحاد دشمن را در خارج، بدرستی شناخت. آنگاه باید به هر وسیه ممکن، اتحاد دشمن را با خارجیها و قدرت های منطقه ای و جهانی از بین ببرد.
ثالثا؛ آیا دشمنی به نام ایران، برای تورک های آذربایجان جنوبی، قشقاییها و تورکمنستان جنوبی مهم است یا دشمنی با روسیه؟
رابعا؛ اولویت ما برای بدست آوردن آزادی و استقلال ملی، مبارزه با ایران است یا روسیه؟
با دقت وتمرکز بر چنین مواردی، باید تمام قدرت را بر تضعیف ونابودی دشمن شماره یک متمرکز کرد.
برای بدست آوردن آزادی و استقلال، آیا باید تنها به یاری تورکیه چشم بدوزیم؟
ما نباید، فقط و فقط به یاری تورکیه امیدوار باشیم.
ما، نه تنها باید بر روی خود ملت تورک در ایران اسغالگر متمرکز باشیم، بلکه باید بر یافتن همپیمانان دیگری در اقصا نقاط دنیا هم تلاش بکنیم.
همچنین، باید با تاکتیکهای جنگ روانی، ملت خود را برای آزادی و استقلال تورک ها آماده کرده، دشمن را هم از نظر روانی تضعیف و تخریب بکنیم تا در شرایط معینی منطقه ای و جهانی، از هر فرصت ممکن بهره برده و استقلال خود را بدست بیاوریم. البته که باید دست بدست برادران تورک خود در آن سوی مرزها داده و دولت ملی خودمان را تأسیس بکنیم.
عجبا، ایستیقلال، تورک میللتین اؤز گوجو ایله اولماز می؟
طبیعی کی آزادلیق و ایستیقلال تورک میللتینین اؤز گوجو ایله اولاجاق و اؤلمالی دیر.
او گونه دک کی میللتین اؤرؤ، آزادلیقا و ایستیقلالا اینانمازسا، تورکیه یا هانکی بیر دؤولت، آزادلیقی و ایستیقلالی بیزه توحفه ادرسه، قدرین آز بیلهریک.
آمما میللتیده آیئلتماق گرکیر. میللتین روحییهسین، آزادلیق و ایستیقلال ساواشینا حاضیرلاماق لازیم دیر.
عاینی حالدا، باشقا یؤندنده، دوشمنین روحون پوزماق، داها چوخ گرکییر.