Saturday, November 14, 2009

نه (9) فتوای آیت الله منتظری در باره حقوق ترک های ایران


سلام بر آیت الله بزرگوار و شجاع ایران؛ آیت الله العظمی المنتظری دامت برکاته و افاضاته


من؛ انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار ترک ایرانی هستم که از عوان نوجوانی و 13- 14 سالگی به محضرتان ارادت داشتم و دارم. شما را مردی از تبار بزرگان دین می دانم و می ستایم.


وقتی من در زندان ولایت مطلقه فقیه بودم، خانواده ام از حمایت های مالی و معنویتان بی نصیب نبودند و ما شکر گذار بوده و هستیم


مدتی است که فتوایی به نام حضرت عالی در سایت های اینترنتی منتشر شده است که من و ترک های ایران و حتی بسیاری از ترک ها را در جمهوری ترکیه و جمهوری آذربایجان به سر شوق و ذوق آورده است. در آنان، نور امید تازه ای دمیده که گویا علمای اسلام به حقوق مسلمانان غیر عرب و غیر فارس هم توجه دارند و از حقوق آنان هم دفاع می کنند.


همان طور که مستحضر هستید، اکثریت مردم آذربایجان و ترک ایران و جمهوری آذربایجان مسلمان و شیعه عثنی عشری هستند و سلسله صفویه که یک سلسله ترک بود، این مذهب را در ایران رسمیت داده است. ترک ها برای این مذهب وایران صدها هزار قربانی داده اند.


در تمام قرن هایی که ترک ها بر حکومت مرکزی ایران مسلط بودند، زبان و فرهنگ هیچ ملتی تحقیر نشد. در دوران حکومت ترک ها، ایران به نوعی فدرال و ایالتی اداره می شد. مردم هر منطقه، آداب و رسوم و زبان شفاهی و نوشتاری خودشان را داشتند. حکومت ها ترک و ترک ها تلاش نکردند که زبان و فرهنگ غیر ترک های ایرانی را به ترکی تبدیل سازند. یا آنان را در زبان و فرهنگ خودشان ذوب کنند.


اما از دوران رضاشاه که فارس ها حکومت مرکزی را در دست گرفتند، شیوه اداره کشور از ایالتی و ولایتی، به مرکزی تغییر یافت. تساوی حقوقی، زبانی، اداری و مدیریتی ایران، از توجه به منافع همه اقوام ایرانی به نفع قوم فارس چرخید.


در همین مدت، تا کنون به نویسندگان و اهل قلم این ملت ترک و دیگر ملل غیر فارس، اجازه ندادند تا جامعه و فرزندان خودشان را با توجه به زبان، فرهنگ و تمدن خودشات تربیت و بزرگ کنند. حق آموزش فرزندانشان را از آنان دزدیدند.


ترک ها، ترکمن ها، گیلانی ها، مازندرانی ها، کردها، عرب ها، بلوچ ها، و ... را در گفتارها و نوشتارها مضحکه کردند و در تحقیر آنان و فرهنگ و تاریخشان کوشیدند. تلاش کردند تا فرزندان آنان با فرهنگ و تاریخ خودشان آشنا نشوند.


عمدا برای شخصیت ها و حوادث تاریخی مربوط به این ملت ها به خصوص ملت ترک، در کتاب های درسی و غیر درسی، در برنامه های آموزشی مدارس، دانشگاه ها، مراکز علمی و تحقیقاتی، ستون های مطبوعات و برنامه های تحقیقاتی رادیو و تلویزیون ها جایگاه لازم و شایسته ای به آن ها داده نشد.


گو این که چنین ملت هایی نه در گذشته ایران وجود داشته اند و نه اکنون وجود دارند. چنان شد که وقتی ترک های ایران از دانشگاه های این کشور فارغ التحصیل می شوند، هیچ چیزی در رابطه با زبان، تاریخ، تمدن و گذشته خودشان نمی دانند.


وقتی بر مزار بزرگانشان، اجتماع می کنند، تهدید و خطر به حساب می آیند. ماموران آنان را می زنند. دستگیرشان می کنند. به زندان می اندازند. شکنجه می کنند. بدون حضور وکیل مدافع، محاکمه می کنند. حتی اعدام هم می کنند. ولی همه دوست داران ایران؛ احزاب و جمعیت های فارس محور، سیاست مداران، فعالان حقوق بشر ، نویسندگان و روزنامه نگاران و ... سکوت می کنند . گو این که این حق دولت است که ترک ها، ترکمن ها، کردها، بلوچ ها؛ عرب ها، لرها، گیلکی ها و مازنی ها و ... بزند. شکنجه کند. زندانی کند. اعدام کند. تحقیر کند. مضحکه سازند. گو این که آن ملت ها ایرانی و شریک با فارس ها نسیتند. بلکه برده وار و مستعمره هستند و نباید صدای اعتراضشان برآید.


برای همین هم هیچ جمعیت سیاسی سراسری از این زندانیان و قربانیان شکنجه، حمایت نمی کنند. سکوت کرده اند. همه، مانند حکومتیان در زیر لوای "امنیت ملی" و توهم احتمال "تجزیه" پنهان شده اند.


دولت هم فعالان مدنی و فرهنگی و سیاسی غیر فارس ها را با توجه به ترس و توهمی که فارس ها از ترک ها و از تجزیه کشور دارند، به تجزیه طلبی متهم می کنند. آنان را به پان ترکیسم متهم می کنند.


گو این که علاقه و توجه به فرهنگ، زبان، تاریخ، تمدن، موسیقی، شعر، ادبیات، شخصیت های ادبی و تاریخی، توجه به اقتصاد و رفاه مردم منطقه ترک ایران و سیاستی که دولت در آن مناطق به پیش می برد و حتی اعتراض به آن سیاست ها، جرم است و آنان نباید به داشته های فرهنگی و تاریخی و مدنی خودشان توجه کنند. بلکه باید پان فارسیست بوده و تنها به داشته های فارس ها توجه کرده و آن ها را یاد گرفته و از آن ها دفاع کنند.


در حالی که هیچ قانون و ماده ای در اسلام و قانون اساسی و قوانین عادی وجود ندارد که پان ترکیسم و علاقه شدید به فرهنگ و تمدن ترک را جرم بداند اما دولت، اداره های امنیت و قاضی های دادگاه ها، آنان را به دلیل علاق به مردم و فرهنگ خودشان متهم می کنند. در سکوت علما و جریان های حقوق بشری، آنان را شکنجه می کنند. محاکمه و اعدام می کنند.


با این حال اکثریت این ملت ترک، تمایلی به جدایی از ایران ندارند اما نمی توان انکار کرد که در اثر سماجت دولت پان فارسیست و پان فارسیست ها بر غصب حقوق قانونی ترک ها و دیگر ملل ایرانی، علاقه به جدایی از ایران در میان جوانان این ملت ها رشد می کند.


این جوانان، دین و مقام های دینی، دولت و مقام های دولتی که به نام اسلام و شیعه حکومت و ظلم می کنند را عوامل این ظلم ها در حق حقوق ملل ایرانی غیر فارس می دانند که سکوت کرده اند. برای همین هم راه برون رفت از این ستم ها را در استقلال و جدایی از ایران می دانند. در حالی که اگر علمای دین و دولت به خواست آنان توجه کرده و اجازه بدهند تا قانون اساسی در هر منطقه اجرا شود، استقلال و جدایی خواهان ترک، کرد، عرب، بلوچ و ... خلع سلاح می شوند.


خوشبختانه در این بیانیه، شما با استناد به دو اصل 15 و 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی، خواستار اجرای قانون اساسی و برقراری حق آموزش برای ترک زبانان در ایران شده اید و از حقوقشان دفاع فرموده اید.


اگر فرصت داشته باشید و جستجویی در سایت های اینترنتی بفرمایید، ملاحظه خواهید فرمود که تا چه اندازه از این پیام و فتوا استقبال شده است. تا کنون،چنین سابقه ای در میان ترک های ایران و دنیا ، مشاهده نشده بود.


البته این هوش سیاسی، ذکاوت شما و علاقه شما به حق و حقوق ملت را نشان می دهد که فرقی در میان وجوه متمایزه انسان ها از نظر قوم و نژاد، زبان و فرهنگ، رنگ و تاریخ انسان ها قایل نیستید و به انسان به ما هو انسان، ارزش و احترام و برابری در همه زمینه های حقوقی، آموزشی، نشر کتاب و نشریات، داشتن هویت قومی و ملی برای هر نژاد و قومی با مشخصه های خودشان، قایل هستید و همین نکته، از دلیری و برتری شما بر علمای درباری و حقوق بگیر و کارمند دولت، حکایت می کند که جا دارد، بقیه علما از شما تقلید کنند.


در ذیل چند سوال مطرح می کنم که امید است پاسخ دریافت نمایم:


یک: آیا آن بیانیه را حضرت عالی صادر فرموده اید؟


فتوای آیت الله منتظری: بلی. پاسخ نامه شما توسط خودم صادر شده است و دفتر متصدی تایپ و ارسال آن می باشد.


دو: از نظر شرعی، آیا عدم اجرای اصول مختلف قانون اساسی، از جمله حق ملل ایرانی غیر فارس بر داشتن مدارس و دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی در باره زبان خودشان و حق آموزش تاریخ و مسایل اجتماعیشان، مسئولیتی را بر گرده و گردن همه مسئولانی که در30 سال گذشته، این حقوق ملت ها را انکار کرده اند، می گذارد؟


فتوای آیت الله منتظری: هر کس در اجرای حقوق مربوط به تامین اقشار و طبقات و نژادهای مختلف ملت عزیز کوتاهی و تقصیر نماید نزد خداوند متعال مسئول است.


سه: کسانی که دستور دستگیری، بازجویی، زندانی، شکنجه، حبس و قتل فعالان ملت ترک ایران عرصه های حقوق فرهنگی، زبانی، تاریخی، آموزش زبان ترکی در مدارس و دانشگاه ها را صادر می کنند ، چه حکمی دارند؟ آیا عامران و عوامل اجرای احکامی که بر ضد مردم رفتار می کنند، خادم هستند یا خائن به حقوق ملت؟


فتوای آیت الله منتظری: دستگیری ، بازجویی، زندانی کردن، شکنجه نمودن و چه رسد به قتل افراد بی گناه از هر قشر و نژادی که باشند از گناهان بزرگ و خیانت می باشد.


چهار: آیا فشارهایی که به نام دین، قانون، امنیت و حفظ زبان فارسی، به فعالان اجتماعی، ادبی، هنری، حقوق بشری، روزنامه نگاران، نویسندگان و دیگر اقشار مردم ترک وارد می شود، جنبه شرعی و قانونی می تواند داشته باشد؟ و آیا مذهب و منابع مذهبی با آموزش و ترویج زبان های غیر فارسی، از جمله زبان ترکی درایران، مخالف است؟


فتوای آیت الله منتظری: هر گونه فشاری به نام دین و قانون و امنیت بر منتقدان ناصح و دلسوز و کسانی که خواهان احقاق حقوق شرعی و قانونی خود می باشند گناه و جرم محسوب می شود و بر خلاف موازین مذهبی می باشد.


پنج: آیا اجتماع مردم ترک ایران و علاقه مندان به قهرمانان تاریخی و مبارزان راه آزادی در مناطق مختلف ایران مانند بابک خرمدین، ستارخان؛ سردار ملی، باقرخان؛ سالار ملی یا پژوهشگر برجسته تاریخ و فرهنگ آذربایجان؛ مرحوم پرفسور محمد تقی زهتابی، صمد بهرنگی و حضور در سر مزار چنین انسان هایی با اصول دین و مبانی دینی مخالف هست و آیا ماموران دولتی می توانند مانند گذشته ، به نام دین و قانون، در آن اماکن، با مردم بد رفتاری کرده و آن را بازداشت و زندانی و محاکمه بکنند؟


فتوای آیت الله منتظری: تجلیل از مبارزان راه آزادی ملت ایران از هر زبان و نژادی باشند کار بسیار خوب و مورد تایید دین و مردم ما می باشد.


ششم: آیا اگر ترک ها در راه برقراری حقوق قانونی و اولیه مردم ترک ایران، به دست حکومتی که قانون را اجرا نمی کند و حقوق حقه آنان را به رسمیت نمی شناسد، بمیرد، چه حکمی دارد؟


فتوای آیت الله منتظری: دفاع از حقوق شرعی و قانونی هر فرد وهر قوم و جمعیتی وظیفه ملی و دینی است و هر کس در راه انجام وظیه دینی خود از دنیا برود عند الله ماجور و مثاب خواهد بود.


هفت: مردم مسلمان در رابطه با دستگیر شدگان و تامین زندگی همسران و فرزندان آنان چه مسئولیتی دارند؟


فتوای آیت الله منتظری: رسیدگی به وضعیت مالی و روحی خانواده های زندانیان، مخصوصا زندانیان سیاسی و کسانی که در راه احقاق حقوق خود زندانی شده اند یک امر دینی، وجدانی و اخلاقی است و همگان در مقابل آن، مسئولیت دارند.


هشت: آیا می شود از محل وجوه شرعیه، زندگی آنان را تامین کرد؟ آیا می توان وجوه شرعیه مومنان را به این منظور جمع آوری کرد؟


فتوای آیت الله منتظری: بلی. اگر استحقاق شرعی داشته باشند می توان از وجوه شرعیه به آنان کمک نمود، و به حسب مورد استجازه شود تا اجازه داده شود.


نه: آیا می توان به کسانی که در راه کسب حقوق غصب شده ملت، احیای فرهنگ و تاریخ و حقوق ذکر شده ملت ها در قانون اساسی و آموزش فرزندان ملت آذربایجان به ترکی در مدارس و دانشگاه های ایران کشته شده اند یا مظنون به قتل توسط عوامل حکومت هستند، "شهید" گفت؟


فتوای آیت الله منتظری: مطابق بعضی روایات هر کس در راه دفاع از مال خود کشته شود اجر شهید را دارد. پس اگر در راه دفاع از حقوق شرعی و قانوی خود کشته شود به طریق اولی اجر شهید را خواهد داشت.


انشاالله موفق باشید.

حسینعلی منتظری 15/08/1388


با تقدیم احترام و ارادت

انصافعلی هدایت

هفتم آبان 1388

سلام بر آیت الله بزرگوار و شجاع ایران؛ آیت الله العظمی المنتظری دامت برکاته و افاضاته

من؛ انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار ترک ایرانی هستم که از عوان نوجوانی و 13- 14 سالگی به محضرتان ارادت داشتم و دارم. شما را مردی از تبار بزرگان دین می دانم و می ستایم.

وقتی من در زندان ولایت مطلقه فقیه بودم، خانواده ام از حمایت های مالی و معنویتان بی نصیب نبودند و ما شکر گذار بوده و هستیم

مدتی است که فتوایی به نام حضرت عالی در سایت های اینترنتی منتشر شده است که من و ترک های ایران و حتی بسیاری از ترک ها را در جمهوری ترکیه و جمهوری آذربایجان به سر شوق و ذوق آورده است. در آنان، نور امید تازه ای دمیده که گویا علمای اسلام به حقوق مسلمانان غیر عرب و غیر فارس هم توجه دارند و از حقوق آنان هم دفاع می کنند.

همان طور که مستحضر هستید، اکثریت مردم آذربایجان و ترک ایران و جمهوری آذربایجان مسلمان و شیعه عثنی عشری هستند و سلسله صفویه که یک سلسله ترک بود، این مذهب را در ایران رسمیت داده است. ترک ها برای این مذهب وایران صدها هزار قربانی داده اند.

در تمام قرن هایی که ترک ها بر حکومت مرکزی ایران مسلط بودند، زبان و فرهنگ هیچ ملتی تحقیر نشد. در دوران حکومت ترک ها، ایران به نوعی فدرال و ایالتی اداره می شد. مردم هر منطقه، آداب و رسوم و زبان شفاهی و نوشتاری خودشان را داشتند. حکومت ها ترک و ترک ها تلاش نکردند که زبان و فرهنگ غیر ترک های ایرانی را به ترکی تبدیل سازند. یا آنان را در زبان و فرهنگ خودشان ذوب کنند.

اما از دوران رضاشاه که فارس ها حکومت مرکزی را در دست گرفتند، شیوه اداره کشور از ایالتی و ولایتی، به مرکزی تغییر یافت. تساوی حقوقی، زبانی، اداری و مدیریتی ایران، از توجه به منافع همه اقوام ایرانی به نفع قوم فارس چرخید.

در همین مدت، تا کنون به نویسندگان و اهل قلم این ملت ترک و دیگر ملل غیر فارس، اجازه ندادند تا جامعه و فرزندان خودشان را با توجه به زبان، فرهنگ و تمدن خودشات تربیت و بزرگ کنند. حق آموزش فرزندانشان را از آنان دزدیدند.

ترک ها، ترکمن ها، گیلانی ها، مازندرانی ها، کردها، عرب ها، بلوچ ها، و ... را در گفتارها و نوشتارها مضحکه کردند و در تحقیر آنان و فرهنگ و تاریخشان کوشیدند. تلاش کردند تا فرزندان آنان با فرهنگ و تاریخ خودشان آشنا نشوند.

عمدا برای شخصیت ها و حوادث تاریخی مربوط به این ملت ها به خصوص ملت ترک، در کتاب های درسی و غیر درسی، در برنامه های آموزشی مدارس، دانشگاه ها، مراکز علمی و تحقیقاتی، ستون های مطبوعات و برنامه های تحقیقاتی رادیو و تلویزیون ها جایگاه لازم و شایسته ای به آن ها داده نشد.

گو این که چنین ملت هایی نه در گذشته ایران وجود داشته اند و نه اکنون وجود دارند. چنان شد که وقتی ترک های ایران از دانشگاه های این کشور فارغ التحصیل می شوند، هیچ چیزی در رابطه با زبان، تاریخ، تمدن و گذشته خودشان نمی دانند.

وقتی بر مزار بزرگانشان، اجتماع می کنند، تهدید و خطر به حساب می آیند. ماموران آنان را می زنند. دستگیرشان می کنند. به زندان می اندازند. شکنجه می کنند. بدون حضور وکیل مدافع، محاکمه می کنند. حتی اعدام هم می کنند. ولی همه دوست داران ایران؛ احزاب و جمعیت های فارس محور، سیاست مداران، فعالان حقوق بشر ، نویسندگان و روزنامه نگاران و ... سکوت می کنند . گو این که این حق دولت است که ترک ها، ترکمن ها، کردها، بلوچ ها؛ عرب ها، لرها، گیلکی ها و مازنی ها و ... بزند. شکنجه کند. زندانی کند. اعدام کند. تحقیر کند. مضحکه سازند. گو این که آن ملت ها ایرانی و شریک با فارس ها نسیتند. بلکه برده وار و مستعمره هستند و نباید صدای اعتراضشان برآید.

برای همین هم هیچ جمعیت سیاسی سراسری از این زندانیان و قربانیان شکنجه، حمایت نمی کنند. سکوت کرده اند. همه، مانند حکومتیان در زیر لوای "امنیت ملی" و توهم احتمال "تجزیه" پنهان شده اند.

دولت هم فعالان مدنی و فرهنگی و سیاسی غیر فارس ها را با توجه به ترس و توهمی که فارس ها از ترک ها و از تجزیه کشور دارند، به تجزیه طلبی متهم می کنند. آنان را به پان ترکیسم متهم می کنند.

گو این که علاقه و توجه به فرهنگ، زبان، تاریخ، تمدن، موسیقی، شعر، ادبیات، شخصیت های ادبی و تاریخی، توجه به اقتصاد و رفاه مردم منطقه ترک ایران و سیاستی که دولت در آن مناطق به پیش می برد و حتی اعتراض به آن سیاست ها، جرم است و آنان نباید به داشته های فرهنگی و تاریخی و مدنی خودشان توجه کنند. بلکه باید پان فارسیست بوده و تنها به داشته های فارس ها توجه کرده و آن ها را یاد گرفته و از آن ها دفاع کنند.

در حالی که هیچ قانون و ماده ای در اسلام و قانون اساسی و قوانین عادی وجود ندارد که پان ترکیسم و علاقه شدید به فرهنگ و تمدن ترک را جرم بداند اما دولت، اداره های امنیت و قاضی های دادگاه ها، آنان را به دلیل علاق به مردم و فرهنگ خودشان متهم می کنند. در سکوت علما و جریان های حقوق بشری، آنان را شکنجه می کنند. محاکمه و اعدام می کنند.

با این حال اکثریت این ملت ترک، تمایلی به جدایی از ایران ندارند اما نمی توان انکار کرد که در اثر سماجت دولت پان فارسیست و پان فارسیست ها بر غصب حقوق قانونی ترک ها و دیگر ملل ایرانی، علاقه به جدایی از ایران در میان جوانان این ملت ها رشد می کند.

این جوانان، دین و مقام های دینی، دولت و مقام های دولتی که به نام اسلام و شیعه حکومت و ظلم می کنند را عوامل این ظلم ها در حق حقوق ملل ایرانی غیر فارس می دانند که سکوت کرده اند. برای همین هم راه برون رفت از این ستم ها را در استقلال و جدایی از ایران می دانند. در حالی که اگر علمای دین و دولت به خواست آنان توجه کرده و اجازه بدهند تا قانون اساسی در هر منطقه اجرا شود، استقلال و جدایی خواهان ترک، کرد، عرب، بلوچ و ... خلع سلاح می شوند.

خوشبختانه در این بیانیه، شما با استناد به دو اصل 15 و 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی، خواستار اجرای قانون اساسی و برقراری حق آموزش برای ترک زبانان در ایران شده اید و از حقوقشان دفاع فرموده اید.

اگر فرصت داشته باشید و جستجویی در سایت های اینترنتی بفرمایید، ملاحظه خواهید فرمود که تا چه اندازه از این پیام و فتوا استقبال شده است. تا کنون،چنین سابقه ای در میان ترک های ایران و دنیا ، مشاهده نشده بود.

البته این هوش سیاسی، ذکاوت شما و علاقه شما به حق و حقوق ملت را نشان می دهد که فرقی در میان وجوه متمایزه انسان ها از نظر قوم و نژاد، زبان و فرهنگ، رنگ و تاریخ انسان ها قایل نیستید و به انسان به ما هو انسان، ارزش و احترام و برابری در همه زمینه های حقوقی، آموزشی، نشر کتاب و نشریات، داشتن هویت قومی و ملی برای هر نژاد و قومی با مشخصه های خودشان، قایل هستید و همین نکته، از دلیری و برتری شما بر علمای درباری و حقوق بگیر و کارمند دولت، حکایت می کند که جا دارد، بقیه علما از شما تقلید کنند.

در ذیل چند سوال مطرح می کنم که امید است پاسخ دریافت نمایم:

یک: آیا آن بیانیه را حضرت عالی صادر فرموده اید؟

دو: از نظر شرعی، آیا عدم اجرای اصول مختلف قانون اساسی، از جمله حق ملل ایرانی غیر فارس بر داشتن مدارس و دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی در باره زبان خودشان و حق آموزش تاریخ و مسایل اجتماعیشان، مسئولیتی را بر گرده و گردن همه مسئولانی که در30 سال گذشته، این حقوق ملت ها را انکار کرده اند، می گذارد؟

سه: کسانی که دستور دستگیری، بازجویی، زندانی، شکنجه، حبس و قتل فعالان ملت ترک ایران عرصه های حقوق فرهنگی، زبانی، تاریخی، آموزش زبان ترکی در مدارس و دانشگاه ها را صادر می کنند ، چه حکمی دارند؟ آیا عامران و عوامل اجرای احکامی که بر ضد مردم رفتار می کنند، خادم هستند یا خائن به حقوق ملت؟

چهار: آیا فشارهایی که به نام دین، قانون، امنیت و حفظ زبان فارسی، به فعالان اجتماعی، ادبی، هنری، حقوق بشری، روزنامه نگاران، نویسندگان و دیگر اقشار مردم ترک وارد می شود، جنبه شرعی و قانونی می تواند داشته باشد؟ و آیا مذهب و منابع مذهبی با آموزش و ترویج زبان های غیر فارسی، از جمله زبان ترکی درایران، مخالف است؟

پنج: آیا اجتماع مردم ترک ایران و علاقه مندان به قهرمانان تاریخی و مبارزان راه آزادی در مناطق مختلف ایران مانند بابک خرمدین، ستارخان؛ سردار ملی، باقرخان؛ سالار ملی یا پژوهشگر برجسته تاریخ و فرهنگ آذربایجان؛ مرحوم پرفسور محمد تقی زهتابی، صمد بهرنگی و حضور در سر مزار چنین انسان هایی با اصول دین و مبانی دینی مخالف هست و آیا ماموران دولتی می توانند مانند گذشته ، به نام دین و قانون، در آن اماکن، با مردم بد رفتاری کرده و آن را بازداشت و زندانی و محاکمه بکنند؟

ششم: آیا اگر ترک ها در راه برقراری حقوق قانونی و اولیه مردم ترک ایران، به دست حکومتی که قانون را اجرا نمی کند و حقوق حقه آنان را به رسمیت نمی شناسد، بمیرد، چه حکمی دارد؟

هفت: مردم مسلمان در رابطه با دستگیر شدگان و تامین زندگی همسران و فرزندان آنان چه مسئولیتی دارند؟

هشت: آیا می شود از محل وجوه شرعیه، زندگی آنان را تامین کرد؟ آیا می توان وجوه شرعیه مومنان را به این منظور جمع آوری کرد؟

نه: آیا می توان به کسانی که در راه کسب حقوق غصب شده ملت، احیای فرهنگ و تاریخ و حقوق ذکر شده ملت ها در قانون اساسی و آموزش فرزندان ملت آذربایجان به ترکی در مدارس و دانشگاه های ایران کشته شده اند یا مظنون به قتل توسط عوامل حکومت هستند، "شهید" گفت؟

با تقدیم احترام و ارادت

انصافعلی هدایت

هفتم آبان 1378

Ayətullah Müntəzirinin etniklər haqqında fikirləri

Ayətullah Müntəzirinin etniklər haqqında fikirləri

13/11/2009

Bu yazının əsli VOA Neüs Azərbaycali də çap olob:
http://www.voanews.com/azerbaijani/2009-11-13-voa23.cfm


Ayətullah Müntəzirinin etnik qrupların hüquqları barədə fikirləri

Sual: Aya o yazını cənabınız yazmısınız?

Cavab: Sizin məktubun cavabını özüm vermişəm və dəftərxanam onu çap edib göndərməyə məsuldur.

Sual: Dini baxımdan, əcəba, Əsas Qanunun icra olunmaması, o cümlədən, farslardan qeyri millətlərin özlərinə məxsus məktəbləri, universitetləri, dil, tarix və sosial mövzularda tədqiqat mərkəzlərinin olmamasından məsuliyyət keçmiş 30 ildəki məsulların boynunda varmı ki, bu millətlərin haqlarını danıblar və danırlar.

Cavab:Hər kim millətin cür bə cür siniflərinin, təbəqələrinin və soylarının haqlarının təmin və icrasını əsirgəsə ya əlindən gələni yerinə yətirməsə Cənabı Haqqın (Allahın) yanında məsuldur.

Sual: O adamlar ki, göstəriş/əmr verirlər Turrk millətinin kültürəl, dil, tarix fəallarını, məktəblər və universitetlərdə Turk dilini öyrətməyə çalışanları tutuqlasınlar, sorqulasınlar/ dindirsinlər, həbsə alsınlar, işkəncə versinlər, ya onları öldürsünlər, o adamların nə hökmü var?

Cavab: Hansı tayfa və sinifdən olur olsun günahsız adamları tutuqlamaq, sorqulamaq, həbsə almaq, işkəncəyə məruz qoymaq, hələ qalsınki öldürmək, böyük günahlardandır və xəyanətdir.

Sual:Əcəba, din, qanun, əmniyyət və Fars dilini qorumaq adına, Türk millətinin ictimayi, ədəbi, incə sənət xadimləri, insan haqları çalışqanları, qazetəçiləri və yazarlarına qarşı zorakılıqlar, şərii və qanuni ola bilərmi? Din və dinin qaynaqları, Fars dilindən başqa dillərin, o cümlədən Türk dilinin öyrədilməsi və yayılmasına müxalifdirmi?

Cavab: O adamlar ki, özlərinin şərii və qanuni haqlarını istəyirlər, o adamlar ki, belələri üçün ürəkləri yanır, onlara qarşı, din, qanun və əmniyyət adına, hər növ basqı/təzyiq göstərmək, günah və cürmdür/ cinayətdir və belələri dini qaydalarının xilafıdır.

Sual: İranın Türk xalqının tarixindəki qəhramanlarına; Babək, Səttar xan: Milli Sərdar, Bağır xan; ya ziyalılar; Azərbaycan tarixi və kültürünün nümayəndəsi olmuş Səməd Behrəngi kimi insanlara əlaqəsi/marağı olmaq, onların məzarları üstündə toplanmaq, dinin üsulu və çarçivəsinə müxalifdirmi? Aya keçmişə tay, dövlətin məmurları, eliyəbilərlər ki din və qanun adı ilə o cür yerlərdə toplanan adamlarınan pis rəftar etsinlər, onları tutsunlar? həbsə alsınlar və mühakimə etsinlər?

Cavab: İran millətinin azadlığı yolunda mübarizə aparan insanlardan təclil etmək, çox yaxşı bir işdir, həm dininimizin həmdə xalqımızın təsdiqindədir. Fərq etməz ki hansı tayfadan ya irqdən olalar.

Sual: Tutulanların/həbsdəkilərin həyat yoldaşları və onların uşaqlarının yaşayışının təminatı sahəsində müsəlmanların vəzifələri (məsuliyyətləri) nədir?

Cavab: Məhbusların, xüsusən siyasi məhbusların və onlar ki, öz haqlarını əldə etmək yolunda məhbus olublar, onların ailələrinə maliyyə cəhətdən və mənəvi kömək, din, vicdan və əxlaq borcudur və hamı onların önündə məsuldur.

Sual: Əcəba mümküdür ki, onların yaşayışları, şərii pullardan təmin olsun? Aya mömünlərin şərii pullarını bu məqsəd üçün toplamaq olarmı?

Cavab: Bəli. Əgər şərii ehtiyacları olsa, imkanı var ki şəriyyə pullardan onlara kömək olunsun. Və hər mürid üçün izin istəsinlər və izin verilsin.

Monday, November 9, 2009

Tıraxtor və Azərbaycanlıların milli hissiyyatı

Bu gunlər, futbal, Tıraxtor və Milli hissiyyat İran Azərbaycanında boyok siyasi və milli rol daşiyir.


Bu movzu ordan gozə çarpır ki umumən Azərbaycanlılar 4 ay oncəki perezident seçğisinə olan etiraz nomayişlərinə qoşolmadılar. Oz payların ayırdılar ki indi milli bir ehsas qiyafəsində, futbalda və Təbrizin Tiraxtor takımından himayədə ozono gostərir.


Xosuən bu son günlərdə İran televizyono bir canli “90” adlı fotbal programında, İranlılarin futbal timlərinə olan maraq və səslərini toplordu.


Televizyon gostərən məlumata əsasən, Təbrizin Tıraxtor timi, İranın futbal timlərinin başında gedirdi. Xalq cib telefono vasitəsiylə, ona bir milyona yaxin səs vermişdi. Bu o haldeydi ki İranin iki boyok və sər sədalı timlərinin ikisinin onon yarısından az səsi variydi.


Programı aparan “Ferdosipur” Tıraxtoron morəbbisinə telefon açid və onnan, canli danışdı. Tıraxtoron morəbbisi dedi ki Tıraxtoron 30 milyon sevəni var. Olar tıraxtoro birinci seçərlər. Sonar momkondor ki obiri timlərdən də seçsinlər.


Bu sozon anlamı Azərilərə odor ki İranda 30 Milyon Turk var. Ona gorada Tıraxtor timi İran Azərbaycanlılarına bir milli simbola donor. Hətta Tıraxtor odozsada, ono alqişleyirlər. Bu ozo İranda yeni əxlaq və ispor (Vərziş) movzusu olobdo.


O cor ki Tıraxtor 50 min tamaşaçısının onondə Saypa timinə odozdu. Amma Azərbaycanlılar ono pisləmək yerinə, daha çox alqışladılar.

Saypanın morəbbisi bu rəftardan gic qalıb, dedi: beylə bir rəftar İranda goronmeyib. Bu gostərir ki Azərbaycanda çox potansiyel var. Təkcə ğərək pul və İspor ya vərziş imkanati bu xalqa verilsin.


Bu halda Tehranın vərziş qazetləri və İranın siyasi, emniyyət və polis məqamları, Azərbaycanlılarin bu milli hissiyyatın və oz timlərin alqəşlamaların dogru gormorlər və ono bir yanlış kimi gostərməyə çalışırlar.


Eyni halda İranda iddya olonor ki, İran Azərbaycanı, oranın ən sərvətli və ən sənayeli bolgəsidir. Bu o haldadi ki Azərbaycandakı sənaye, Fars bolgələrindəki sənaylərinən moqayisiyə çıxabilməz.


İran Azırbaycanının ən sənayeli şəhəri Təbrizdən ibarətdir. Bu şəhərin nəçe boyok fabrika ya kərxanası var. Tıraxtor Sazi, Maşın Sazi, Petroşimi, Palayişğah və bir neçəsi o jömlədəndilər.


Tıraxtir Sazi İran Azərbaycanının ən qədimi və boyök kərxanalardandi. Hərdən soz yayılır ki ono Farsistana aparırlar amma onon 42 fayızınin satılması təsdiq oldo. Mehr-e İqtisad-e İraniyan ki Pasdarlarin “Meh” adlım iqtisadi moəssisəsinə baglıdı, ono aldı.


Meh şirkəti Ayətollah Xameneyinin himayəti və mali koməyinən yola doşob. Deyilir ki Tiraxtoron 42 fayızın moftə kimi alıblar. Çunku kərxananın kollonə qoyolan qiymət, Onon toprağının da polo deyil.


Bu sozo Kərim Sadiqzadə: Şərqi Azərbaycanın işçilərinin Evivin modoro dedi və əlavə etdi ki “o əzəmətdə kərxanıyə 64 milyard tumən ya 64 milyon dollar qiymət qoymoşdolar ki etirazlara gora qiyməti 220 milyona qovzadılar.”


İşrət Xanım Şayiq: Təbrizin millət vəkili də oz xəbər sitəsində yazdı: Tıraxtor Sazinin qiymətləri 30 – 40 il bundan əvvəl qoyolobdo. Bu 30-40 ildə oranın qiyməti neçə yoz qat olob ki indi nəzərə alinmeyib.


Tıraxtoron oncəki modoro deyib ki bu kərxana Orta Asiyada taysızdır və İranın içindəki tıraxtora olan ihtiyacını doldorabilər.


Ondan əlavə ki nəçə başqa məmləkətlərdə də şobəsi var. Amma onon məhsulu Tehrandakı İran Xodrovonan moqayisə olabilməz. Niyə ki 10 il oncə: 1378 ya 1999da təkcə 5001 tıraxtor bazaar vermişdi. Onon məhsulun çoxaltmax uçun çalışmalardan sonar, keçən il 29,110 tıraxtora yetiriblər.


Bu o haldadır ki Tehranın İran Xodrovo 15 modeldə otomobil bazaar verir ki hər gun 2600 bazara yollanır. Tehranın ikinci otomobili də ildə 353 min məhsulu olor.


Bu məhsulun mizanı gostərir ki nəqıədər adam orda işlir və nə miqdar pul dolanır. İllər dir ki bir gorop Azəri çalışırlar Azərbaycanın uç yerində bir otomobil kərxanasın yola salsınlar. Amma devlət olarin qabağına daş atır. Oların sozlərinə əsasən, bu otomobil kərxanası Azərbaycanda 100 mindən əlavə iş yaradar.


Eyni zamanda, İran devləti Tehrandaki otomobil kərxanalarına pul verır ta işləri dayanmasın. Lakin, Tiraxtor Sazinin modoro: Əbülfəth İbrahimi deyir ki devlət nə in ki ona pul vermir bəlkə geçən 6 ildə 56 milyard tumən ya 56 milyon dollar ora boşludu.


Bu raporon xatiməsində qeyd edim ki tezlikdə gəlin tıraxtoroda bu şirkətin tərəfindən bazara gələcax. Onnan sonra, tıraxtoro sevənlər, toylarında, gəlinlərin tıraxtoronan gətirəbilərlər.

Tərizin bazarı yandl

Təbrizin bazarı və ticarət mərkəzi od tutdu. Təbrizdən bir şahid VOAin Azərbaycani səsənin moxbirinə dedi: Təbriz bazarının bir boyok hissəsi yandı amma heşkimə sədmə yetmədi.


Təbriz bazarının yanan yeri, “İki Qapılar” adlanir. Ora iki timçədən ibarətdir ki ozo neçə kiçık timçəyə yer verib və millyonlar doolar mal orda saxlanılır.


Təbrizin televizyonoda yanqından bir rapor gostərdi və dedi ki 150 İtfaiyyəçi neçə sahatlar yanqını sondorməyə çalışdilar. Nəhayətdə, gecə yarisi, odu sondodrdolər. Od çərşənbə günü nahardan sonra başlamışdı.


Rəsmi olaraq deyilmeyib ki yanqın hardan və niyə başleyib amma Fars Xəbər ağentiliyi eddiya edir; İtfaiyyənin rəyısı deyib: Zənn olor ki yanqın bir neftinən yanan çirağın aşması əsərində başlasın amma doğru səbəbi , itfaiyyəçilərin təhqiqlərindən sonra demək olar.


Demək olar ki İki Qapılar Çarşısinda Parça anbarlarından ələvə, 100 dən artıq paltar mağazaları və bəzənmək məlzəməsi mağazaları yanıb. Amma indiyə dək, yanqının səbəbi bəlli olmetib.


Təbrizin rəsmiləri iddiya edirlər ki Təbriz bazarı, donyanın ən boyok ustu ortulu bazarıdı. Bu bazarın neçə yoz il sabiqəsi var və əski bir yer tanınır. Ona gorada UNİSCO-non tarixi əsərlərinin listəsində ozonə yeri alıb.


Təbrizin əsli bazarı, oranln iqtisadının qəlbidir amma ustu örtülü və yolları dar olduğu üçün, itfaiyyə ya Atəşnişani maşınlari ora gedəbilmirlər.


İllərdi ki o bazarın yanqına getməsi və zilzilədə dağılıb və od tutması, şəhər şurasının fikir məsələsidir amma ciddi tutulmeyib.


Bu bazarda moxtılif sınıflar çalışırlar. Farş Rastası, Qızıl Rastası, Başmaq ya ayaq qabi Rastası, Misgərə Bazar, Borkçolər və palançılar Rastası, o comlədəndilər.




İki Təbrizli siyasi məhbus, sərbəst oldular


Təbrizli iki siyasi məhbus, həbsidən sərbast buraxildılar. Həsən Hacı-əbulolov ki Həsən Ərk adına məşhürdu və İbrahim Dəşti, 40 gun oncə tutulmuşdular.


Bu hər iki Azərbaycanli siyasi və mədəni çalışqan. 30 və 50 milyon tumən ya 30 və 50 min dollar zəmanətinən, movəqqət olarax, zindandan buraxılıblar ta onların mohakimə zamanı yetişsin.


Onlar İranın məktəbləri və universitələrinin açılmasi zamanında tutulmuşdular.


İranda rəsmi olarax, idarələrdə, məhkəmələrdə, məktəblərdə, universitətlərdə Fras ilindən başqa dillər yasaq və tədris olmaz.


Azəri siyasi və mədəni çalışqanlar, Turk dilinin İranda rəmi olmasını, məktəblərdə və unoversitələrdə tədris olmasını da istirlər.


Bu istəyin, İran Cumhuriyətinin məqamlarına qəbul olmadıgı uçun, turk fəallarını tutub və həbsə salırlar.


Bu o haldadər ki İran İslam Cumhuriyətinin Əsasi Qanununa gora hər iyalətin xalqi oz dilini Fars dilinin yanında oyrənib və danəşa bilərlr amma bu qanun əməldə icra olonmor və onon icrasını istiyənlər cəzalanırlar.


İranın turkləri də devlətin bu qanunsozloğuna etiraz uçun, Mehr ayının birin ki mədrəsələrin açılan gunudu, Etiraz gunu adlandəriblar və bəzi siyasi Turk şaxsilər və təşkilatlar xalqi ələni eriraz nomayişlərinə çagırırlar.


Devlətdə tutulanları 3-4 ittihama məruz edir. Həsən Ərk və İbrahım Dəştinin də ittihamları həmən 3-4 ittihamdan ibarətdir: Nizam ziddinə təbliğ aparmax, İranın əmniyyətin pozmax məqsədinən bir siyasi qoropa ozv olmax, Əmniyyəti pozmax uçun digərlərinən əl bir olmax o 3 ittihaçdir ki bu iki iran turkünədə vurulüb.


Qeyd edirəm ki əmniyyət məmurları onları tutmaq uçun, 40 gun oncə, onların evlərinə və iş yerlərinə basqı etmişdilər. Onları tutub, yazılarin, kitabların, Kampiyoterlərin və xeyli digər əşyaların aparməşdəlar.

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs