کدام خواست های "ملل" ساکن ایران تجزیه طلبانه هستند؟
چهار حزب ضد حقوق بشر، ضد دموکراسی و ضد ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، کرد، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... لیستی از خواست ها و حقوق تجزیه طلبانه این ملل را منتشر کرده و هر نوع تلاش برای کسب حقوق ملی و گفتگو در باره آن حقوق را محکوم کرده اند.
این چهار حزب، خودشان را "جبهه ایرانگرایان" می نامند که عبارتند از 1. جبهه ملی ایران ( آمریکا)، 2. سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست، 3. حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) 4. جنبش رنسانس (نوزایی) ایرانی.
بنا به درک این چهار حزب میراث دار اندیشه های دوره عهد نئوسنگی: هر ملت و تشکیلاتی که در باره 1. "حقوق بشر"، 2. "دمکراسی" 3. فدرالیسم، 4. "آموزش به زبان مادری"، 5. “کثیرالمله بودن ایران"، 6. “هویت قومی” 7. “حق تعیین سرنوشت”، سخن بگوید، تجزیه طلب است و باید سرکوب شود و حق زندگی ندارد!
هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟ ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از آقایان
هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟ ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از آقایان
بو قطعی و بللی دیر کی هر بیر کیچیک لیدرلس یا رهبرلی قوروپ بیر چون چوخ بویوک آمما لیدرسیز یا رهبرسیز قوروپو شکست وئرر. نیه؟ چون رهبر سیز قوروب، ائوز گوجلریندن فایدالانماقا قادیر دئییرلر آمما بیر کیچیک قوروپ، ائوز آز گوجلرین، سیستیماتیک بیر شکیلده و البتته رهبرلیک گولگه سینده نئجه قاتا چوخالدیر.
بونون ان لمسیلی نومونه سی اوردونون یا پلیسین ان کیچیک دستهسی دیر. بیر 150-200 نفر پلیس دسته سی 200.000 تا 500.000 رهبرسیز اعتیراضچیلاری، چوخ راحاتجاسینا قوووپ، داغیدیر.
ایراندا، گئچن 40 ایلده، دفعه لرجه اعتیراضلار نوماییشلری گئچیریلیب دیر آمما هر دفعه ده معتریض لر اونلار اولو، اونلار یارالی و یوزلرجه محبوس وئریب، ائولرینه گئری دونوبلر. بو حالدا کی معتریض لرین سایی میلنلر بلکه یوز مینلر قات پلیس و دیگر قووه لردن ایضافه دیر.
نیه؟
چون پولیسده رهبرلیک واز و آز پرسینلین، گوجوندنف رهبرلیک گولگهسینده، چوخ فایدا آلیر آمما چون اعتیراضچیلاردا بو بیرلیک و رهبرلیک یوخ دو، حتتی شخصی گوجله ریده، هده ره گئدیر.
ایران ایجتیماعییاتی اورگنمه لیدیر کی داها رهبرسیز اعتیراضلارا قالخماسین.
بو فیکیر هاردان گلیب کی ایرانلیلار، رهبرسیزلیگه باش اگیرلر و هر دفعه، شیکست یئمیش بیر تجروبه نین تیکریاری اوچون، گئنه مئیدانا گلیرلر و اومودلاری وار کی ظفر قازانسینلار؟
روحواللاه خومئینی، ساوادسیز، سیاست و ایقتیصاد بیلمه ین بیر قوجا کیشی دیر آمما ایلیه بیلدی کی آن گئر قالمیش فیکیری ایله داغیشمیش و سپهلنمیش فرد فرد اینسانلاری بیرلش دیریب و بیر واحید و تاثیرلی گوجه چئویرسین و اونو، پلیس و اوردو گوجلری قارشئسئندا، رهبرلیک اتسین و شاها ظفر قازانسین.
بو اینقیلابدان سونرا، او و آداملاری "اینقیلاب" تیکرار اولماسین دییه، موللالارا و دانیشگاه اوستادلارینا تعلیم وئردیلر کی، "رهبر و رهبریت چوخ گئری قالمیش فیکیر دیر و رهبرلیک چاغی گئچسیب، گئدیب دیر.
جامعه و حتتا دانیشگاهدا تحصیل آلان جمعییت ده بو شوعارا و یارانا ایله دریندن ایناندیلار کی بو فیکیری بیر موته رققی فیکیرکیمی آیب، منیمسه دیرلر و بو فیکیره قول قانات وئریب و بیر عومومی فرهنگه یا کولتوره چئویردیلر. بو ضیددی ایجتیماعی فیکیرین سونوجو بوندان عیبارت دیر کی ایران مللت لری، بیرلشمک ایله موخالیف دیرلر. لیدرلیک ایله ده موخالیف دیر لر. بونون اوچون ده، داییما شیکست یئییرلر و تجروبه لریندن درس آلمایاراق، هر دفعه همان شیکسته آپاران تجروبه ایله حرکته پئچیرلر و گوزلنتیلری، ظفر دیر آمما سهولری و تجروبه لرین عیبه جر داییره سیندن خاریج اولماسالار، نتیجه گئنه ده شیکست اولاجاق.
نتیجه بودور کی ایرانلئلار لیدرلیک و رهبرلیک مسئله سینده، موللالار تبلیغاتیندا ائوزلرین آزاد ادیب، و بیر رهبرلیک قوروپونا باش ایسین لر تا او رهبرلیک شوراسی، اونلارا شیکستدن، بیر ظفر یاراتسین.
منیم یونته میم بو دور کی، آزربایجان و تورک خالقینا گونده لیک چورک دن واجیب، بیر رهبرلیک سیستیمی دیر. من بو سیستیمی یاراتماق اوچون، اون ایلدن چوخ دور کی "تبعیدده پارلیمان سیستیمی" فیکیرین اورتایا آتمایشام. اگر آزربایجان گئچن اون ایلده، بیر پارلیمان یاراتسایدیر، ایندی سیاستی، مشق ادیب، و بیر ایش بیلیک سوییه سینه گلیب چاتمیش دیر آمما بو گونه دک، او فیکیره یاخین بیر سیاسی تشلیلات بارانمئییب دیر.
ایندی، اورتا دوغو یا خاورمییانه و ایرانئن باشیندا قارا بولودلار دولانیر و ایرانئن دئییشمه سی زامانا باغلی دیر. بلکه پارلئمان یاراتماقدان گئچیب و اونا داها زامان یوخ دور آمما "اینقیلاب و مشورت شوراسی" لازیم و ضرورت دیر.
خومئینی بئله، پاریسدن ایرانا گلمک زمانی ایچینده بیر اینقیلاب شوراسی یارات دی و اعتیراضلاردان سونوج آلدی.
منیم "اینقیلاب و مشورت شوراسی" حاقدا اولان فیکیریم، ایکی سوییه لی بیر فیکیر دیر. 1. گونئی آزربایجاندا مشورت شوراسی و خاریجه ده "اینقیلاب و مشورت شوراسی" دیر.
گونئی آزربایجاندا هر شهرین ائوزونه اوزل بیر "مشورت شوراسی" اورمالی دیر. بونون عوضولری، همن شهرین تانئن میش میللی فعاللاریندان عیبارت اولابیلر.
سونرا هر شهردن بیر یا ایکی نوماینده ایله، اوستان "مشورت شوراسی" و ان سونوندا، هر اوستاندان بیر نئچه نفرین حوضورو ایله، ایراندا یاشایان تورکلرین،"میللی مشورت شوراسی" یارانمالی دیر.
بو ایچ شورالارین اوچ سوییه لی وارلیقینین تکمیله سی اوچون، خاریجه ده "اینقیلاب و مشورت شوراسی" یارانمالی دیر. بو شورادا هر آزربایجانئن ایستیقلالچی و فئدرالچی حیزبلریندن بیر نوماینده، هر سابیقه لی اینسان حاقلاری تشلیاتلارینداندا بیر نئماینده و ان سونوندا، آزربایجانین مشهور آمما میللی یازارلاریندان و تجروبه صاحیب لریندن 5-10 خانیملار و خانلار سئچیلسین و بو شورانی یاراتسین. بو شورا بلکه تامام آزربایجان و تورک خالقین، حرکته گتیره بیلمز آمما جمعییتین یارئسین بیرلشدیریب و سیستیماتیک شکیلده اونلارین گوجلرین، آزربایجان و تورکلوک منافعی یولوندا بیرلشدیرر.
"اینقیلاب و مشورت شوراسی" فقط آزربایجانلئلارا محدود اولمامالی دیر بلکه آزربایجانلئلار بو شورانئن بنزرلرین، فارسلار، کوردلر، لورلار، بلوچ لار، عرب لر، تورکمن لر، قشقایی لر، مازنی لر، گیلک لرینده آراسئندا یاراتماغا جیددی جهد اتمه لی دیر (حتتا صوننی شکیلده اولموش اولسا بئله) تا فارس دیکتاتورلوق رئژیمین قارشئسیندا، موختلیف ساواش، اینقیلاب و حرکت مرکزلری یاراتسین. اوولا بو اینقیلاب و مشورت شورالاری بیر بیرله ری ایله امکداشلیق ادیب، و بیر اعتیراضی، بیر سیاست ایله ایرانئن هر بور بوجاغئندا عینی سیاست و تاکتیک ایله آپارار. ایکینجیسی بو کی آزربایجان و تورک، تک جانئنا ایرانئ دئییشمهگه قادیر دئییل و قادیر اولورسا بئله، چوخ هزینه وئرمه لیدیر. بونون یئرینه، بو شورالارین یارانماسینا کومک ادیر ایسه، ایراندا سیاست لرین آپارماق اوچون، و فاشیست رئژیمی یئخماق اوچون، ابانب بولوم بولوم ادر و فارس رئژیمینین قارشئسیندا، بیر آزربایچان یئرینه، تامام میللتلر همده، بیر رهبرلیک اورکستراسی ایله دورار.
هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟ ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از آقایان
چون بیز ایندی یازماغلا مشغوغ اولان میللی فعاللارلا چالئشیریق، ترسه گئدریک تا اونلاری ایشله رینده داها چوخ گوجلندیرک!
گئچن اوچ درسده، "تیتر" حاقدا دانیشدیق. ایندی "لید" نه دیر؟ و نئجه یازیلار؟ بیزیم درسیمیز اولدو. نیه؟
چون تیتردن سونرا، لید گلیر.
"لید" تیتره باغلی و تیتری ایضاح ادن ایکی یا ان چوخو، اوچ جومله دن عبارت دیر. تیتر، چون چوخ چوخ خولاصه دیر، لید گلیر اونوج بیر آز آچیقلئر.
همن جوره کی تیتری موضونون حسساسلیغئنا گوره، ان حسساس کلمه نی باشدا گتیردوخ و تیتری کلمه کلمه قوردوخ، لیدیده، تیترین ان اونملی کلمه سین آچیقلایاراق، باشلاریق و تیتری بیر آز ایضاح اده ریک.
بو درسده، گوناز تی وی نین وبسایتینا باش ووراراق، اوردان بیر خبری سئچیب، و تخته ده یازیب و اونون اوزرینده چالیشیریق.
بو درسده چالیشیرام بیر نئچه کلمه نی میثال چهکهرک، اونلارین آنلاملارئنئن درینلیگینه باش اوزالداق. چون هر بیر اینسان، ذهنین ده کی کلمه لر اساسینا فیکیرله شیر و اونلارین یاخجی- پیس ، ایستی-سویوق، عشقلی-نیفرتلی و... آنلاملارین بیر کلمه ده، بیله رک یا بیلمییه رک اوخوجویا یا اشیدنه، تلقین ادیر و بیر جوره تبلیغات یا پروپاگاندایا ال وورور.
بونون اوچون، من "آزربایجان"، "تورک"، "مهاجر" و "فارس" سوزلرینین گیزلین آمما اونملی 10 (اون) معناسین آچیقلاماغا چالئشئرام.
اونون اوچون ده، بو حیسسه بیر ساحات اوزونلوقوندا اولوب. بو بولوم، چوخ آمما چوخ چوخ حسساس بیر بولوم دور.
بو بولوم گوسته رجک کی نژادپرستلیک، دوشمنچیلیک و نیفرت، نئجه فارس دیلینین کلمه لرینین تک به تکینین ایچینه دولوب. اگر بیر میللی فعال، او 10 آنلاما دیققتسیز اولاراق، یازی یازارسا، فارسین اینسان ضیدلی فیکیر و دویغولارین بیزیم ایجتیماعییاتیمیزا داشیر و خیدمت یئرینه، خیانته ال وورار آمما بلکه بونو بیلمز. بونون اوپونده بیر اولچولردن صوحبت ادریک کی بو عمدی یا سهوی یانلئشلئقلاری تشخیص وئرک.
عینی حالدا، بو حیسسه ده من چالیشیرام بیر اولگولر وئریم کی اونلارا دایاناراق، هر جور توهین و تحقیردن اوزاق دوراق و یا هر جوره گیزلین توهین و تحقیرلری تانییاق و اونلارین قارشئسیندا حسساسییتلی اولاق.
ایرانئن بو شراییطینده، آزربایجانا یئنی ستارخان و تازه فدایی لر لازیم دیر تا بو تاریخده تایسیز فورصتدن آزربایجانا منفعتلر قازاندئرسینلار! بو تاریخی فورصتده، بیر عیدده، تورک آدینا، آزربایجانلئلاری ائوده ساخلاماغا جهد ادیرلر و دئییرلر کی "آزربایجان اعتیراضا چئخارسا، فارسلار اوندان سوء ایستیفاده ادیرلر." نه قدر آزربایجان ضیدلی سوز! آزربایجانئن تورک خالقی، خیاوانلارا گلیرسه و تورک دیلینده حاقلارین طلب ادیرسه، فارسلار بونو اشیتمه گه مجبور دورلار. فارسچیلار و ایرانچیلار، آزربایجانین حاقلارئن و طلب لرین بیر داها گورجکلر. دوولت ده بو ایستکلری بیر داها گورجک! نوماینده لرده گورجکلر. اگر بیزلر خیاوانلاردا آزربایجان منافعین سس لهساخ، اگر بیزلر خیاوانلاردا، اورمو گولونون قورودولماسیندا، فارسی و ایرانی موقصصیر اعلان اتساخ، اگر بیزلر، مدرسه ده تورک دیلینده درس اوخوماقدان گئچیب، تورک دیلینین رسمی اولماسین ایسته ساخ، اگر بیزلر فارس دیلینی آزربایجاندا رسمی و تحصیل دیلی اولماسی ایله موخالیفت اتساخ، اگر ایرانین هر یئرینده بیر تورک وارسا، اوردا، تورک دیلی رسمی و ایکینجی رسمی دیل اولسون، دئساخ، اگر آزربایجان، داخیلی خودموختارلیق (ان آزی) ایسترسه، اگر آزربایجان فارسیستانا مالیات وئرمه سین و 100 ایل گئر ساخلانماقین غرامتینده فارس و ایراندا ایسترسه، اگر آزربایجانئمئزین ایقتیصادی اینکشکاف و توسعه تاپمالی دیر دئساخ، اگر ایشسیزلیک آزربایجاندا آرادان گئتمه لی دیر دئساخ، اگر... ائوز آزربایجانیمیزین مادی و معنوی میللی منافعین باغئرساخ، اگر ... آزربایجانی یاشاتماغا چالیشاخ، اگر هر بیریمیز، ستارخان اولوب، آزربایجان شهرلرین فارس قارشئسئندا سنگرلره چئویرساخ، اگر هر بیریمیز 5-10 دوستوموز و هم محلله لیمیز ایله بیرلیکده فدایی دستهسی قورساخ اگر فارسین وفالی آدامجئل نیرولاری، بیزه حمله ادیرسه، بیز اولارا تسلیم اولمئییب، اونلارین قارشئسیندا الیمیزده اولان ایمکانلار ایله موقابیله ادیب، و شهریمیزین آزادلیغی اوچون ساواشساق، و ... هانکی فارس، بونلاردان سوء ایستیقاده اده بیلر؟ اتسین. آمما اگر فارسین گیزلین مامورلارئنین تبلیغاتینا اویوب، اینقیلاب اتمساخ، آزربایجانئن سوکوتو، رژیمین منفعتینه قورتارار. نیه؟ چون، بیز، نه آزربایجانین حاقلارین ایسته دیک، نه ده بو حاقلار اوچون رژیم و فارسلار ایله ساواشدیق! هر کیم، حتتا من، سیزی سوکوتا دعوت ادیرسم، (ادیرسه) آزربایجان و تورکون میللی منفعتلرینین دوشمانی دیر و ایستیر آزربایجانئن تورک میللتینین سسین و ایستک لرین هئش کیم و خوصوصیله دونیا، اشیتمه سین! "یاشا آزربایجان" دئمکله، آزربایجان یاشاماز! آزربایجانی سیزلی-منلی یاشاتماخ گرکیر! آزربایجانی نئجه "یاشاتماق" اولار؟ آزربایجانئن ایستکلرین و طلب لرین فریاد اتمک و شهرلری فارسا وفادار اولان قووه لرین اللریندن آزاد اتمک و آزربایجان خالقلارئنئن حاقلارین حیاتا گئچیرمکله، آزربایجانی "یاشاتماخ" مومکون اولار! بیزیم وظیفه میز، آیاغا دورماخ و آزربایجانی، هم فارسا هم دونیایا بیر داها گوسترمک و یاشاتماق دیر!
لزوم تعیین رهبران شوراهای انقلاب برای ملل تورک، تورکمن، عرب، بلوچ، قشقایی و ...
وقت بسیار تنگ شده است و اقداماتی که باید سال ها قبل انجام داده می شد ولی نشده است، مانع از آن نیست که تغییر در ایران رخ ندهد ولی این نوع تغییر در ایران، به نفع منافع ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، مازنی و گیلک و ... نیست و نخواهد بود.
برای این که چهل سال اخیر و خونریزی ها و از میان بردن حقوق ملل دوباره تکرار نشود، این ملل مجبور هستند تا شوراهای انقلاب و رهبران شورای های انقلابی را تعیین کنند.
"گئچیجی اینقیلاب مشورت و قرار شوراسی" اوزون بیر پروسه گورونه بیلیر. بونون اوچون، بو حرکتی حیاتا گئچیرمک آدینا، بیر گئچیجی شورا لازیم دیر. منجه، بو شورا آزربایجان حیزبلری، بشر حاقلاری اورگوتلری و تانئنمیش آزربایجانلی میللی فعاللارین حوضورو ایله قورولابیلر تا بیزی بو چتین شرایئط دن گئچیرسین. عینی حالدا، گئنیش شورالاری قورماغادا، هیممت ایله سین! نیه کی ایندیلیکده ایراندا جیددی بیر حرکت گئدیر. بو حرکت میللی دیر و خالقا باغلئدیر یا اجنبی لرین بو ایشده اللری وار، اونم داشئمئر. او کی اونملی دیر، بو دور کی ایرندا بیر حرکت وار. بو حرکت هارا گئدیر؟ نه ایستیر؟ اینقیلاب دیر؟ رژیم دن گئچمه دیر؟ یئنی بیر سیاسی رژیم قورما چاباشی دئر؟ و ... هر نه دیر ایسه، بیر شئی گئدیر. اونملی بو دور کی آزربایجان نه ایستیر؟ ایستک لرینه نئجه ال تاپاجاق؟ بو حادیثه دن هانکی میللی منفعت لری الده اده جک؟ موذاکیره اده جک می؟ یوخسا تک باشئنا گئده جک می؟ موذاکیره ادیرسه، ایرانئن گله جهگینده نئجه شیراکت اده جک؟ موستقیل و تک جانینا یورور ایسه، نئجه بو جریاندا سالیم باش چیغارداجاق؟ یارانان حرکتی، کیم لر آزربایجان منافعی اوچون یوللاندئراجاقلار؟ بو جور سورولار چوخ دور. ایللر دیر، تاریخی فورصت لری الدن وئرمیشیک و بیر سیستیم یاراتمامیشیق کی ائوز آرامئزدا ایش بیرلیک یارانسین و ایشلییه بیلک و هر جور بیر رژیم و سیاسی گئچیشه، حاضیرلئغئمئز ائلسون! ایندی ایسه اطرافیمیز دئییشیر و بیز بو دئییشیمین اورتاسئندایئق آمما حالا مسئله نین اونمین دوشونموروک! ایندیکی دورومدا، ایران رئژیمی و سیاسی سیستیمی، ان ضعییف دورومدا دیر. بو دورومدا، آزربایجان نه ایستیر؟ بو ایستک لری نئجه حیاتا گئچیرجک دیر؟ ایش بیلریک اده جک می اتمیه جکمی؟ میللی منافعی نئجه تامین اده جک؟ یوخسا دوروب، گوزلییه جک تا فارس اونا حاق و سهم وئرسین؟ آزربایجان ایسترسه ایستیقلال، ایسترسه فدرال، ایسترسه خودموختارلیق، ایسترسه کنفدرال، ایسترسه آنا دیلی حاققی، ایسترسه بیر ایالت اولماق، ایسترسه نئچه ایالت له ره بولونمک و... قارشئسئندا دیر. لاکئن، قارا بختلیک بودور کی، بو دورمکلری توتماغا و یئمهگه ایمکانیمیز یوخ کیمی گورونور. ایشین سونون دا، آزربایجانین باشی بورکسوز قالاجاق کیمی گورونور. مشروطه کیمی گورونور. ایللا کی آزربایجان دوشونجه صاحیبلری و سیاستچی لری، ائوز شخصی و حیزبی منفعتلریندن بیر آز گئچیب، آزربایجانین و تورک خالقئمئزین گله جگین دوشونسون لر. ههله لیک، ایراندا گئدن حرکتلرده تاثیریمیزی بوراخماق، اوندا رول اویناماق، یئر و سهم آلماق دوشونجه سی بیزده حاکیم دئییل. یعنی سیاسی باخئشیمیز، صئفئر (0) دیر. هئش بیلینمیر کی آزربایجانین سسی کیم یدر؟ سس واریسه، هاردان گلیر؟ آزربایجان نه یا نه لر ایستیر؟ هر کیم، بیر گوشه ده، (تانئنان، تانئنمایان) آزربایجان آدینا سوز اورتایا آتیر. چوخ زامان گورونور کی میللی منافعی و اوزون زامانلی دوشونولمور. نیه بو آداملار، قیسسا زامانلی منفعت لری دوشونور؟ یوخسا هامئ ایران و ایططیلاعاتا باغلئ دیر؟ هئش کیمی ایتتیهاملاماق اولماز و دوز ده دئییل. ایتتیهاملاماق گرکیر ایسه، آزربایجانین حیزبلری و حیزبلرینین لیدرلری اتتیهاملانمالی دیرلار.اونلار، بیر بویوک ایددیعا اوچون، مئیدانا گلمیش لر. بو عظیم ایددیعانین، واجیب اولان و گورونمه لی یول و یونتملری وار و اولمالی دیر. اگرده یوخیسه، یارادیلمالی دیر و بو او پارتیلرین ان واجیب ایشلری دیر. بونلار گلجگی (کی بو گون دور) گئچمیش ده گورمهلی دیرلر و بو گون اوچون، حاضیرلیق آپارمالی دیرلر. ایندی زامان گلیب چاتیب. ایتتیهاملاما و داوا واختی دئییل. آلده اولان آمما آز فورصتلری الدن وئرمهمک گرکیر. منجه، تبعیدده پارلیمان یاراتماق دان داها اوزاق دایئق. داها قئسسا بیر زاماندا، کیچیک بیچیمده "سیاسی قرار مرکزی" یارادیلمالی دیر تا آزربایجانا بیر یئردن امیر گلسین و خالق و سیاسی و فعال دوشونجه صاحیب لری، اورانی آزربایجانین یئنی سیاسی قیبلاسی کیمی تقدیم ادیب و قبول اتسین لر. یوخسا، اودوزمامئزا، شک اتمئیین! منیم اونریم بیر "سیاسی قرار شورا" سیستیمی دیر. من بو شورانی ایکی سویه ده گورورم: 1. خاریجی قول یا تبعید شوراسی 2. ایچ قوللار و عمل-مشورت شوراسی بو ایکی قولو بو جهت دن واجیب گورورم کی ایچه ری قول، ائوز ائوزه موجود رژیم یا گلن رژیم ایله دورمالی و عئضئلری تانئناجاق. اونلاری تهلوکیه سالماماق گرکیر آمما اونلاردا گرک لازیم شهامتلری اولسون و "آزربایجان ایچ قرار شوراسی" آدینا دانیشیب و ایش لری ایرلی آپارسین لار. یعنی، بیر آز یوموشاق و داها پولوتیک اولابیلرلر کی بونا "سافت لیدرلیک" دئمک اولور. خاریج و تبعید قولو داها "هارد" و "سرت" اولابیلمک مجبورییتینده دیر. چون، ایران و رژیم ضیدلی قرارلار وئرمک دوروموندا دیر. داها جیددی آدلیملار آتماغا مجبور دور. سیاسی اویونلارلا بیرلیم اتمک و اونلاردان آیرئلماق و یئنی سیاسی قرارلارا یورومک مجبورییتینده دیر. ایج قولدا، ان اونملیسی، ایران بویوتوندا بیر "بویوک مشورت و قرار شوراسی" یارانماسی دیر آمما عینی حالدا بو شورا، شهرلر و کیچیک شورالارین یارانماسی ایله موخالیف دئییل. گرک هر شهرده (کیچیک یا بویوک شهرلر فرق اتمز) بیر "قرار و مشورت سوراسی" قورولسون. طبیعی کی هر شهرین میللی فعاللاری، بیر بیرلرین تانئرلار. بیر عیدده یه شک و شوبهه لری وار آمما اونلارلا بئله ایشله مه گه مجبور دورلار. بونون اوچون ده، یوموشاق (سافت) اولمالی دیرلار. هر شهرده بیر "... شهر مشورت و قرار شورای" یارانمالی دیر. بو شورانئن، 11 (اون بیر) دن چوخ عوضوو اولمامالی دیر تا راحاتجاسئنا قرار آلسئنلار. بو مشورت و قرار شورالارئنئن هر موضودا ان سون قرارئ، یوزده اللی بیر ایله (100/51) واجیب سایئلمالی. سس وئرمئیین لر بئله، اونون ایجراسئنا، "گوزوم-باشیم اوسته" دئمه لی و توتولموش قراری ،او شهرده ایجرا اتمه لی و او قرارئن ضیددینه هئش بیر جومله دانئشمامالی دئرلار. بو قرار باشقا شهرلره، یئتیریلر. بو شورا عضولری دیگر شهرلرله علاقه ده اولمالی و عین زاماندا اونلاردان بیری یا ایکیسی، خاریجی قول ایله علاقه دار اولمالی دیر. خاریجی "سرت" یا "هارد" قول، بین المیلل سویه ده و آزربایجانین اونملی قرارلارئن وئرمک آدینا تاسیس اولمالی دئر. بو قول، ایستیقلال، فدرال، کونفدرال، خاریجی دوولت لر و قووه لر ایله امکداشلیق و بویله موضولارلا اویقون ایستیراتیرتتئژیلری یوروتمهگه آماجلانیر. ایچ قول، دوولت و رئژیم طرفیندن ایتتیهاملانماسین، بو قول داها سرت اولمالی دیر. یوخسا ایچ قولون، داها سرت و هارد اولماسئنا هئش بیر موشکول اولمامالی دیر. بلکه حتتی ایچ قول، اینقیلاب و ایستیقلال قراری وئریب و اونو ایجرایا آپارابیلر. ایچ قول هر شهرده، تانینمیش و داها چوخ گووه نیله بیلیر کیشیلر و خانیملاردان قورولمالی دئر. خاریجی قول ایسه، هر سیاسی حیزبیدن (ایستیقلالچی، فئدرالچئ، آغئرلئغئنا و عوضوونون آز-چوخ لوغونا باخمایاراق) بیر نوماینده ایله قورولمالی دیر. آمما چون بیر تعداد اینسانلاریمیز، حیزب عوضوو دئییللر آمما حکرت ده، درین یئر و روللارئ وار، اونلارئندا بو شورادا اولماسی گرکیر کی ایچه ریده بونا "آغساققاللار" اسمی وئریلمیش. بونلاردان علاوه، آزربایجانین خاریجی قولوندا بیر چوخ اینسان حاقلاری فعاللاری و جمعیتتلری وار. اونلارئندا بو "سیاسی قرار شورا"دا اولماقلاری گرکیر تا هم بشر حاقلاری تامام قرارلاردا گوز اونونده توتولسون، همده آز بیر احتیماللا، بیر عیدده فیکیر و دوشونجه لی آمما تاثیرلی اینسانلار بو شورادان اشیکده قالماسینلار. بو فیکرین ایجراسی اوچون هر شهرده و هر مملکت ده، اوچ تا بئش (3-5) آزربایجانلی خانیم و آغنئن بیر یئره توپلانماسی و او شهر یا مملکت ده کی تانینمیش حیزبلری، جمعیتتلری وبشر حاقلاری اورگوتلری و تانینمیش میللی دوشونجه صاحیبلرین، لیسته یه آلماقلاری و اونلاری عوضولوگه دعوت اتمک لری کافی گورونور. بو دعوتلر یازیلی اولمالی دیر. جاوابلاردا بیر آز موددت ایچینده، یازئلی شکیلده وئریمه لی دیر تا هر عمل، مکتوبلانسین و دانیشیق اساسیندا، اولماسین. دعوت اولان اینسانلار، باشقالاریندا به شورایا موعرریفی اده بیلرلر. هر مملکتدخ قورولان شورالاردان، بیر نفرین حوضورو ایله، بیر مرکزی و بین المیلل شورا اورتایا خیخار تا آزربایجانین میللی منافعین مودافیعه اتسین. نئجه کی ایچری قولون شهرلریندن، اوستان و اوستانلاردان، "تورک مشورت و قرار شورای" حیات تاپار. بئله لیک ایله، آزربایجان، گئچیجی و "اینقیلاب مشورت و سیاسی قرار شورا"لارینا مالیک اولار. بو شورالار،هر سوییه ده، ایش باشلار و او شهرین یا مملکتین ایمکان و دورومونا باخاراق، ایشلری ایره لی آپارار. بلکه بو فیکیر بیر چیی (خام) فیکیر اولابیلر آمما بونو اوخویان دوستلار، بو فیکیرین اساسئنا زوم و توججوه اتسین لر. لوطفن، قیمتلی واختلاریزی، منی و فیکیریمی تنقید اتمک ایله زای اتمئیین و آماجا دوغرو آددیملاسین. آزربایجانئن اودوب-اودوزماسی، بیزه و شورالارئمیزا باغلی دیر. بیرلیک بو شورالارلا یارانیر. بلکه بو شورالار، جمعییتیمیزین یوزده یوزونون (100/100) فیکیر و ایستگین نوماینده لیک اتمز آمما یوزده اللیسین کی نوماتیندهلیک ادر. بس اگر بیزیم گئچیجی یا مووققت شورالاریمیز آزربایجان خالقینین یارئسین بئله نوماینده لیک اتسه و اونلاری حرکته گتیریرسه، بیز بو گوندن، یوزلر قات اونده اولارئق! بو شورا بو گون یارانماز ایسه، هم گئج دیر، همده اودوزان فقط آزربایجان خالقی، خیزبلری و بشر حاقلاری و دوشونجه صاحیبلری دیرلر. انصافعلی هدایت