Wednesday, January 10, 2018

نقد اعتراضات اخیر در ایران

نقد اعتراضات اخیر در ایران

مقدمتا، می دانیم که اگر یک حرکت و جریان یا آزمایشی، بخواهد تکرار شود، اگر حداقل یکی دو عامل دخیل در آن جریان، حرکت و آزمایش تغییر نکند، نتیجه همانی خواهد بود که در آزمایش، جریان و اعتراضات قبلی نتیجه داده بود.
در ایران 25 سال اخیر، حرکات، جریان ها، اعتراضات و شورش هایی انجام شده است که همه آن ها بعد از چند روز کش و قوس، به پایان رسیده اد ولی بعد از چند سال، از نو و بدون هیچ تغییری در فاکتورهای فکری، حقوقی، سازمانی، رهبری، ایده آل ها و خواست ها، شعارها، نخواستنی ها، و ... دوباره پدیدار شده و صد البته دوباره با همان سرنوشت تلخ: شکست، مواجه شده اند.
روشنفکر ایرانی و بخصوص روشنفکر سنترالیست و مرکزگرا و معتقد به تقدس و ارجحیت زمین و مرزهای خاکی و امپراتوری ایران، بر جان مردم، برخواست و حقوق ملت ها، به نقد نقش مثبت یا منفی خود و جریان نپرداخته و علل شکست های پی در پی جامعه و تحمل هزینه ها را نقد و تحلیل نکرده است.
من در این فرصت، به نقد روشنفکر، روشنفکری و مسئولیت او در قبال جامعه خواهم پرداخت.
به عقیده من؛ تنها دستاورد این اعتراض ها، آن بود که دولت و رژیم سرکوب، نقاط ضعف خود، ضعف سیاست ها و نیروهای سرکوب، شناسایی نقص در تجهیزات، آموزش، تاکتیک های سرکوب مردم، خبرگیری و مستند سازی اعتراض ها برای دستگیری های بعدی، استخدام نیرو، آموزش آن ها و ... بوده است
در مقابل، ملت و نیروهای مخالف، چه تجربه ای اندوخته اند و بکار می برند؟
آیا روشنفکر ایرانی توانایی تحلیل جامعه را دارد؟ 
آیا روشنفکر ایرانی می تواند احتمالات اجتماعی را پیش بینی کرده و برای آن ها برنامه ها، تاکتیک ها و استراتژی هایی داشته باشد؟
آیا روشنفکر ایرانی، پیشرو حرکات در جامعه است و نقش رهبری را دارد یا پسرو در جامعه بوده و تابعی از حرکت توده های مردمی است و تاثیری در زایش حرکت های اعتراضی ندارد؟
آیا روشنفکر ایرانی منفعل و پسیو است یا فعال و اکتیو است؟ حرکت را ایجاد و رهبری می کند یا بعد از پدیدار شدن موج، در پی موج می دود و تلاش می کند، از آن در راستای دیدگاه های عقب مانده خودش، تحلیل و تفسیری ارائه بدهد؟
در نگاهی به آن چه روخ داد و در بیش از 60 شهر ریز و درشت پدیدار شد، می توان این ها را دید:
1. شعار ها بر ضد هم بودند و توانستند، اقشار مختلف را از هم دور بسازند.
2. اهداف بسیار متفاوت بودند: اقتصادی، مقابله با گرانی، دزدی های بانکی و موسسات مالی و اعتباری، مخالفت با ملاها و دیدنداران، مخالفت با دخالت ایران در کشورهای دیگر، مخالفت با ولایت فقیه، مخالفت با خامنه ای، روحانی، سپاه، مخالفت با دیکتاتوری، رفراندم خواهی، خواهان بازگشت پهلوی و رضاخان، جان فدای ایران، جان فدای آزربایجان، جان فدای عربستان، و ...
3. اعتراضات پراکنده با شعارهای ضد و نقیض نشان دادند که هیج نوع سازماندهی و انسجام در این جریانات نبوده است.
4. بی در و پیکر بودن اعتراضات نشان داد که اپوزیسیونی جدی وجود ندارد تا بعد از سرنگونی رژیم موجود جانشین آن بشود. چرا که هیج نوع سازمان، جبهه، جمعیت، پارلمان و نیروی رهبری کننده وجود نداشت. در نتیجه، مجموعه پراکنده مخالفان، فاقد تاثیر در مسیر و نتیجه اعتراضات هستند.
5. آینده بعد از فروپاشی رژیم استبدادی، بسیار تاریک و مبهم است. کدام حکومت، سیاست، قانون اساسی، ایده آل ها و خواسته ها چرغ راه آینده بعد از رژیم نژادپرست ملاها را روشن کرده است؟
6. مردم می دانند که چه چیز هایی را نمی خواهند ولی هنوز روشن نیست که چه چیزهایی را باید بخواهند. بلبشو در خواست ها و عدم تکرار شعارهای ثابت و روشنگر راه پیش رو، نشان می دهد که هیچ چراغی در افق بعد از جمهوری اسلامی فارس محور، وجود ندارد.
7. شعارها فراگیر نیستند. شعارها، همه خواست ها و حقوق و انتظارات ملل در ایران را در بر نمی گیرند. هر شعاری، منافع جمع اندکی را آن هم برای مدت بسیار کوتاهی نمایش می دهد و در عرض چند دقیقه، شعارها تغییر می کنند.
8. در شعارها، به منافع ملی ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، کرد، گیلکی، مازنی اشاه نمی شود. 
این به آن معنی است که هنوز حرکت های اعتراضی در داخل، نژادپرستانه و فارس محور و ایران پرست است. 
نشان می دهد که هنوز حقوق بشر، دموکراسی، قانون، حق تعیین سرنوشت و ... و حقوق 100 در 100 مساوری همه ملل ساکن ایران با فارس ها، مورد توجه نیست. خواست ها و حقوق ملل مورد تاکید قرار نمی گیرند. فرقی در بین رژیم موجود و رژیم بعدی، از نظز منافع ملی ملل دیده نمی شود و این مایوس کننده است.
9. نه تنها شعارها و اهداف بسیار متضاد بودند بلکه با خواست ها و حقوق اکثریت ملل ساکن در ایران مخالفت می شد. برای همین هم، ملل تورک آزربایجان، تورک تورکمن، تورک قشقایی، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی و ... ترجیح دادند که در اعتراضات شرکت نکنند.
چرا؟ 
چون جریان های پراکنده اعتراضی را لبه دیگر قیچی جمهوری اسلامی می دیدند که برای از بین بردن حقوق و خواست های اولیه و حداقلی این ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و کرد و ... حرکت کرده است.

لطفا به مشروح این گفتار و پاسخ به چند سوال، در ویدئو دقت بفرمایید و سوال ها و دیدگاه های انتقادی خودتان را برای من بفرستید:

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com



Tuesday, January 9, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 5. عملی بولوم



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5

عملی بولوم



گئچمیش بحثلرین "عملی بولومونده" تیتر و لید یازماق حاقدا دانبشدیق. بو هفته و بو گون ایستیرم یوزلر خبردن، نئجه بیر خبری سئچاق و ائوز رادیو، تی وی، وبسایت، روزنامه یا مجله میزده قویوب، یایماقین اولچولری حاقدا دانیشام.

هر گون، باش یازارلار یا سردبیرلر، یئددی اولچو ایله، مین لر خبرین ایچینده، بیر نئچه خبری سئچیب، ائوز میدیالاریندا یایماقا جهد ادرلر. ب. یئددی اولچونو، بیلسک، آزربایجان اوچون خبرلری سئچمک ده، الیمیز آچیلار و خالقیمیزا درین خیدمتلر اده ریک!

انصافعلی هدایت

09 ژانویه 2018

تورنتو - کانادا



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5 بخش تئوریک : طرفسیزلیک یالانی



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5

بخش تئوریک



بو بولومده، "طرفسیزلیک" یالانی حاقلا میثاللار چکه رک، آچیقلاما گتیریلیر.

منجه چوخ گوزل و جالیب بحث دیر کی هئش بیر میدیادا، دانیشگاهدا و ... بحث اولونماز.

انصافعلی هدایت

09 ژانویه 2018

تورنتو - کانادا



حداقل شروط برای بقای ایران کنونی ایران کنفدرال


ایران کنونی، صد در صد، به چند کشور مستقل تجزیه خواهد شد و ملل استقلالشان را خواهند گرفت. در صورت مقاومت ایران و پانفارسیسم در مقابل این خواست و حق عمومی ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، گیلکی، مازنی و ...، گذر از مرحله، بسیار خونین خواهد بود. 
تنها یک راه برای کمتر کردن هزینه های این مسیر برای فارس ها و دیگر ملل وجود دارد و آن این که روشنفکران فارس و پان ایرانیست ها، حاکمیت یکصد ساله "استعمار فارس" و "ظلم مضاعف فارس" بر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، عرب، کرد، گیلک، مازنی و ... را بپذیرند و از همین امروز باز نگری در اندیشه هایشان را مکتوب بکنند. 
فارس ها باید بپذیرند که در این یکصد سال، برای نابودی هستی و موجودیت تورکان، عرب ها، بلوچ ها، کردها، و ... به هر جنایت و پستی سیاسی، اقتصادی، حقوقی، آموزشی، تاریخی، و ... دست زده است.
باید بپذیرند که در این یکصد سال، موجودیت و هستی این ملل را نادیده گرفته و در انکار موجودیت آن ها تلاش هایی برای تحریف تاریخی، سیاسی، اقتصادی و ... انجام داده اند.
باید بپذیرند که در این صد سال، مانع توسعه همه جانیه جوامع ملی تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... شده و آن ها را در همه زمینه های عقب مانده نگه داشته اند.
فارس باید بپذیرد که بر علیه این ملل ظلم مضاعف روا داشته و حقوق انسانی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، آموزشی و ... این ملل را ضایع کرده است.
باید بپذیرند که این ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لیلکی، مازنی و ... راهی جز آزادی و استقلال از استعمار فارس (ایرانی) ندارند. 
اگر فارس های عاقل، در پی آن هستند که در فردای آزادی این ملل، خونشان کمتر ریخته شود و در همسایگی این ملل آرامش و امنیت داشته باشند، باید تظمین های قابل اجرا در دو سطح داخلی و بین المللی بدهند. 
ایران کنونی نابود خواهد شد ولی ممکن است که بتوان نقشه سیاسی آن را در قالب "کشورهای متحد کنفدرال" با ملل و کشورهایی مستقل اما حقوق صد درصد مساوی در همه زمینه ها حفظ کرد.

برای این منظور باید:

1. پان ایرانیست ها، روشنفکران ، احزاب و رهبران اجتماعی فارس بپذیرند که در ایران "چندین ملت" ساکن (نه اقوام و اقلیت ها) هستند.
2. استقلال صد در صد همه هویت ها و زبان ها و فرهنگ ها را بپذیرند.
3. باید حقوق مساوی این ملل در دو سطخ داخلی و بین المللی تظمین شود.
4. باید حق استقلالخواهی این ملل از "کشورهای کنفدرال" را (در هر زمانی) برسمیت بشناسند.
5. برای تظمین حقوق این ملل، باید حق این ملل برای داشتن ارتش مستقل را برسمیت بشناسند.
6. همین امروز، باید فارس روشنفکر، یک قرن استعمار ملل و سرزمین های ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لیلکی، مازنی و ... را بپذیرد و به تبعات این پذیرش تن بدهد.
7. فارس باید بپذیرد که در حق این ملل یک قرن ظلم مضاعف روا داشته است که باید جبران شود.
8.فارس باید بپذیرد که برای جبران همه عقب نگه داشته شدگی های این ملل و ظلم های مضاعف بر آنان، غرامت بپردازد
9. باید فارس رسمی شدن همه زبان های این ملل را بپذیرد و اولویت استخدام را به افرادی بدهد که زبان های بیشتری را می دانند.
10. برای جبران بخشی از ضررهایی که بر این ملل وارد ساخته اند، باید بابت سرکوب حکومت های ملی، آتش زدن کتاب ها، قتل عام ها، شهید کردن ده ها هزار جوان این ملل، زندانی و شکنجه کردن صدها هزار تن، آواره کردن میلیون ها تن در این یک قرن، به خانواده های قربانیان غرامت پرداخت شود. 
برای دریافت کامل این اطلاعات و اطلاعات دیگر به متن ویدئو رجوع بفرمایید.
اگر فکری یا نقدی دارید، بنویسید تا به آن ها پاسخ بدهم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com





Monday, January 8, 2018

کدام خواست های "ملل" ساکن ایران تجزیه طلبانه هستند؟

کدام خواست های "ملل" ساکن ایران تجزیه طلبانه هستند؟

چهار حزب ضد حقوق بشر، ضد دموکراسی و ضد ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، کرد، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... لیستی از خواست ها و حقوق تجزیه طلبانه این ملل را منتشر کرده و هر نوع تلاش برای کسب حقوق ملی و گفتگو در باره آن حقوق را محکوم کرده اند.

این چهار حزب، خودشان را "جبهه ایرانگرایان" می نامند که عبارتند از 1. جبهه ملی ایران ( آمریکا)، 2. سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست، 3. حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) 4. جنبش رنسانس (نوزایی) ایرانی.

بنا به درک این چهار حزب میراث دار اندیشه های دوره عهد نئوسنگی: هر ملت و تشکیلاتی که در باره 1. "حقوق بشر"، 2. "دمکراسی" 3. فدرالیسم، 4. "آموزش به زبان مادری"، 5. “کثیرالمله بودن ایران"، 6. “هویت قومی” 7. “حق تعیین سرنوشت”، سخن بگوید، تجزیه طلب است و باید سرکوب شود و حق زندگی ندارد!

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هشتم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

لینک بیانیه "جبهه ایرانگرایان":1






Sunday, January 7, 2018

دیالوگ: آیا حاکمیت در ایران، صدای اعتراض های مردم را شنید؟ - بخش دوم


 برنامه هفته سی وهشتم دیالوگ 

 مدیر برنامه: انصافعلی هدایت 

 میهمانان برنامه: 

دکتر ضیاء صدرالاشراف

 روح الله مرادی قشقایی

یوسف عزیزی بنی طرف

دکتر رضا حسین بر

گوناز تی وی

 شانزدهم دی ۱۳۹۶


آیا نظام، پیام اعتراضات در ایران را گرفته است؟



هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی  را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟ 
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
 مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از  آقایان
1. یوسف عزیزی بنی طرف - عرب
2. دکتر رضا حسین بر - بلوچ
3. روح الله مرادی قشقایی - تورک قشقایی
4. محسن رسولی -  فارس
بگیرم

انصافعلی هدایت
برای برنامه دیالوگ - گوناز تی وی  
https://youtu.be/QQB7U-R81M8

دیالوگ: آیا حاکمیت در ایران، صدای اعتراض های مردم را شنید؟ - بخش اول

 برنامه هفته سی وهشتم دیالوگ 

 مدیر برنامه: انصافعلی هدایت 

 میهمانان برنامه: 

دکتر ضیاء صدرالاشراف

 روح الله مرادی قشقایی

یوسف عزیزی بنی طرف

دکتر رضا حسین بر

گوناز تی وی

 شانزدهم دی ۱۳۹۶


آیا نظام، پیام اعتراضات در ایران را گرفته است؟



هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی  را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟ 
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
 مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از  آقایان
1. یوسف عزیزی بنی طرف - عرب
2. دکتر رضا حسین بر - بلوچ
3. روح الله مرادی قشقایی - تورک قشقایی
4. محسن رسولی -  فارس
بگیرم

انصافعلی هدایت
برای برنامه دیالوگ - گوناز تی وی  

https://youtu.be/XCgbfunPYCU

ایران حرکاتیندا لیدرسیزلیک İran Hərəkatında Lidersizlik


بو قطعی و بللی دیر کی هر بیر کیچیک لیدرلس یا رهبرلی قوروپ بیر چون چوخ بویوک آمما لیدرسیز یا رهبرسیز قوروپو شکست وئرر. نیه؟ چون رهبر سیز قوروب، ائوز گوجلریندن فایدالانماقا قادیر دئییرلر آمما بیر کیچیک قوروپ، ائوز آز گوجلرین، سیستیماتیک بیر شکیلده و البتته رهبرلیک گولگه سینده نئجه قاتا چوخالدیر.
بونون ان لمسیلی نومونه سی اوردونون  یا پلیسین ان کیچیک دستهسی دیر. بیر 150-200 نفر پلیس دسته سی 200.000 تا 500.000 رهبرسیز اعتیراضچیلاری، چوخ راحاتجاسینا قوووپ، داغیدیر. 
ایراندا، گئچن 40 ایلده، دفعه لرجه اعتیراضلار نوماییشلری گئچیریلیب دیر آمما هر دفعه ده معتریض لر اونلار اولو، اونلار یارالی و یوزلرجه محبوس وئریب، ائولرینه گئری دونوبلر. بو حالدا کی معتریض لرین سایی میلنلر بلکه یوز مینلر قات پلیس و دیگر قووه لردن ایضافه دیر.
نیه؟
چون پولیسده رهبرلیک واز و آز پرسینلین، گوجوندنف رهبرلیک گولگهسینده، چوخ فایدا آلیر آمما چون اعتیراضچیلاردا بو بیرلیک و رهبرلیک یوخ دو، حتتی شخصی گوجله ریده، هده ره گئدیر.
ایران ایجتیماعییاتی اورگنمه لیدیر کی داها رهبرسیز اعتیراضلارا قالخماسین.
بو فیکیر هاردان گلیب کی ایرانلیلار، رهبرسیزلیگه باش اگیرلر و هر دفعه، شیکست یئمیش بیر تجروبه نین تیکریاری اوچون، گئنه مئیدانا گلیرلر و اومودلاری وار کی ظفر قازانسینلار؟
روحواللاه خومئینی، ساوادسیز، سیاست و ایقتیصاد بیلمه ین بیر قوجا کیشی دیر آمما ایلیه بیلدی کی آن گئر قالمیش فیکیری ایله داغیشمیش و سپهلنمیش فرد فرد اینسانلاری بیرلش دیریب و بیر واحید و تاثیرلی گوجه چئویرسین و اونو، پلیس و اوردو گوجلری قارشئسئندا، رهبرلیک اتسین و شاها ظفر قازانسین.
بو اینقیلابدان سونرا، او و آداملاری "اینقیلاب" تیکرار اولماسین دییه، موللالارا و دانیشگاه اوستادلارینا تعلیم وئردیلر کی، "رهبر و رهبریت چوخ گئری قالمیش فیکیر دیر و رهبرلیک چاغی گئچسیب، گئدیب دیر.
جامعه و حتتا دانیشگاهدا تحصیل آلان جمعییت ده بو شوعارا و یارانا ایله دریندن ایناندیلار کی بو فیکیری بیر موته رققی فیکیرکیمی آیب، منیمسه دیرلر و بو فیکیره قول قانات وئریب و بیر عومومی فرهنگه یا کولتوره چئویردیلر. بو ضیددی ایجتیماعی فیکیرین سونوجو بوندان عیبارت دیر کی ایران مللت لری، بیرلشمک ایله موخالیف دیرلر. لیدرلیک ایله ده موخالیف دیر لر. بونون اوچون ده، داییما شیکست یئییرلر و تجروبه لریندن درس آلمایاراق، هر دفعه همان شیکسته آپاران تجروبه ایله حرکته پئچیرلر و گوزلنتیلری، ظفر دیر آمما سهولری و تجروبه لرین عیبه جر داییره سیندن خاریج اولماسالار، نتیجه گئنه ده شیکست اولاجاق.
نتیجه بودور کی ایرانلئلار لیدرلیک و رهبرلیک مسئله سینده، موللالار تبلیغاتیندا ائوزلرین آزاد ادیب، و بیر رهبرلیک قوروپونا باش ایسین لر تا او رهبرلیک شوراسی، اونلارا شیکستدن، بیر ظفر یاراتسین.
منیم یونته میم بو دور کی، آزربایجان و تورک خالقینا گونده لیک چورک دن واجیب، بیر رهبرلیک سیستیمی دیر. من بو سیستیمی یاراتماق اوچون، اون ایلدن چوخ دور کی "تبعیدده پارلیمان سیستیمی" فیکیرین اورتایا آتمایشام. اگر آزربایجان گئچن اون ایلده، بیر پارلیمان یاراتسایدیر، ایندی سیاستی، مشق ادیب، و بیر ایش بیلیک سوییه سینه گلیب چاتمیش دیر آمما بو گونه دک، او فیکیره یاخین بیر سیاسی تشلیلات بارانمئییب دیر.
ایندی، اورتا دوغو یا خاورمییانه و ایرانئن باشیندا قارا بولودلار دولانیر و ایرانئن دئییشمه سی زامانا باغلی دیر. بلکه پارلئمان یاراتماقدان گئچیب و اونا داها زامان یوخ دور آمما "اینقیلاب و مشورت شوراسی" لازیم و ضرورت دیر.
خومئینی بئله، پاریسدن ایرانا گلمک زمانی ایچینده بیر اینقیلاب شوراسی یارات دی و اعتیراضلاردان سونوج آلدی.
منیم "اینقیلاب و مشورت شوراسی" حاقدا اولان فیکیریم، ایکی سوییه لی بیر فیکیر دیر. 1. گونئی آزربایجاندا  مشورت شوراسی و خاریجه ده "اینقیلاب و مشورت شوراسی" دیر.
گونئی آزربایجاندا هر شهرین ائوزونه اوزل بیر "مشورت شوراسی" اورمالی دیر. بونون عوضولری، همن شهرین تانئن میش میللی فعاللاریندان عیبارت اولابیلر.
سونرا هر شهردن بیر یا ایکی نوماینده ایله، اوستان "مشورت شوراسی" و ان سونوندا، هر اوستاندان بیر نئچه نفرین حوضورو ایله، ایراندا یاشایان تورکلرین،"میللی مشورت شوراسی" یارانمالی دیر.
بو ایچ شورالارین اوچ سوییه لی وارلیقینین تکمیله سی اوچون، خاریجه ده "اینقیلاب و مشورت شوراسی" یارانمالی دیر. بو شورادا هر آزربایجانئن ایستیقلالچی و فئدرالچی حیزبلریندن بیر نوماینده، هر سابیقه لی اینسان حاقلاری تشلیاتلارینداندا بیر نئماینده و ان سونوندا، آزربایجانین مشهور آمما میللی یازارلاریندان و تجروبه صاحیب لریندن 5-10 خانیملار و خانلار سئچیلسین و بو شورانی یاراتسین. بو شورا بلکه تامام آزربایجان و تورک خالقین، حرکته گتیره بیلمز آمما جمعییتین یارئسین بیرلشدیریب و سیستیماتیک شکیلده اونلارین گوجلرین، آزربایجان و تورکلوک منافعی یولوندا بیرلشدیرر.
"اینقیلاب و مشورت شوراسی" فقط آزربایجانلئلارا محدود اولمامالی دیر بلکه آزربایجانلئلار بو شورانئن بنزرلرین، فارسلار، کوردلر، لورلار، بلوچ لار، عرب لر، تورکمن لر، قشقایی لر، مازنی لر، گیلک لرینده آراسئندا یاراتماغا جیددی جهد اتمه لی دیر (حتتا صوننی شکیلده اولموش اولسا بئله) تا فارس دیکتاتورلوق رئژیمین قارشئسیندا، موختلیف ساواش، اینقیلاب و حرکت مرکزلری یاراتسین. اوولا بو اینقیلاب و مشورت شورالاری بیر بیرله ری ایله امکداشلیق ادیب، و بیر اعتیراضی، بیر سیاست ایله ایرانئن هر بور بوجاغئندا عینی سیاست و تاکتیک ایله آپارار. ایکینجیسی بو کی آزربایجان و تورک، تک جانئنا ایرانئ دئییشمهگه قادیر دئییل و قادیر اولورسا بئله، چوخ هزینه وئرمه لیدیر. بونون یئرینه، بو شورالارین یارانماسینا کومک ادیر ایسه، ایراندا سیاست لرین آپارماق اوچون، و فاشیست رئژیمی یئخماق اوچون، ابانب بولوم بولوم ادر و فارس رئژیمینین قارشئسیندا، بیر آزربایچان یئرینه، تامام میللتلر همده، بیر رهبرلیک اورکستراسی ایله دورار.

شانزدهم دیماه 1396

گوناز تی وی


Friday, January 5, 2018

آیا نظام، پیام اعتراضات در ایران را گرفته است؟




هر گفتار و عملی، (چه فردی و چه جمعی، چه در آرامش و چه در عصیان) یک پیام معین و آشکاری به همراه دارد. از طرف دیگر، هر گفتار و عملی، یک مخاطب معین و مشخص دارد. هر پیامی که بشکل گفتار یا عملکرد، تبلور پیدا می کند، مخاطب خاصی را در نظر گرفته است و آن مخاطب، آن پیام گفتاری یا عملی را می فهمد الا این که خودش را به نفهمی و بیشعوری بزند.
حال اگر مخاطب، به این پیام ها بی توجهی بکند یا کم محلی بکند یا آن پیام هخا را نادیده بگیرد و اهمیتی به آن پیام ها ندهد، چه اتفاقاتی ممکن است رخ بدهد؟ آیا آن پیام یا پیام ها، در دور بعدی، به همان شکلی که در مرحله اول، بیان و اظهار شده بود، خواهد بود؟ یا نوع گفتار، شیوه عمل و تن گفتار و عمل، متفاوت، شدیدتر و خشن تر خواهد شد؟
در ایران روزهای اخیر، در حدود 70 شهر ریز و درشت، مردمانی به خیابان ها آمدند. خود نفس "به خیابان آمدن" یک معنا و مفهومی دارد که برای هر فرد ناظر، قابل ادراک است و نمی توان آن را به معنای در خارج از چهار چوب پیام تاویل و تفسیر کرد تا بتوان آن را ناشنیده و نادیده گرفت. چه کسی یا نهادی، مخاطب این پیام های گفتاری و عملی است؟
در بعضی از استان ها و شهرها، مثل اقلیم الاهواز و لرستان چند شهر از دست ماموران دولتی خارج شدند و دولت، کنترل خود بر آن شهرها و مردم را از دست داد؟
،پیام های عرب ها و لرها به نظام، به دولت، به خود ملت عرب و ملت لر، به مردمان ساکن دیگر نقاط ایران چه بود؟ چرا این رفتار از آن ها سر زد؟ آن ها چه خواست های انباشته و توجه نشده و حتی انکار شده ای در گذشته داشته اند که باعث پیام هایی با این درچه از خشونت شد؟
در بعضی از شهرها، مردم نه تنها خیابان ها را اشغال کردند، بلکه اداره های دولتی  را تسخیر کردند. ساختمان های متعلق به نهادهای دولتی یا نیمه دولتی را آتش زدند. بانک ها را سوزاندند. در بعضی از جاها و شهرها، پلاکاردها، تابلوها، نام ها، شعارهای رسمی و متعلق به رهبران نظام را به آتش کشیدند و پاره کردند و سرنگون کردند. پاره کردن تابلوهای خمینی و خامنه ای، چه مفاهیم و پیام هایی را آشکارا به نظام می گوید؟ آن آتش زدن ها به معنی چیست؟ و چه خواست هایی ناگفته ای را برملا می کند؟
در بعضی از جاها، مرگ بر خامنه ای! مرگ بر روحانی! بر بر دیکتاتور! مرگ بر جمهوری اسلامی! و نظایر این شعارها سر داده شدند. چرا؟ چرا مردمی که معترض بودند، رهبر نظام را نشانه گرفته اند؟ چرا رئیس جمهور تازه منتخب را در نوک مگسک اعتراض های قرار دادند؟ چرا خواهان نابودی نظام شدند که برایش این همه سختی کشیده و خون داده اند؟
مردم چرا به نهاد روحانیت که خودش را سمبل دین می دانست، حمله کردند؟ چرا روحانیان را عامل فساد دانستند؟ چرا اعلام کردند که دین بازیچه روحانیان شده است؟ 
چرا مردم در همه شهرها، به خامنه ای، روحانی و ملاهای حمله کردند؟ این همه شباهت در میان پیام های داده شده از طرف مردم، بر علیه نظام و بر علیه نهاد روحانیت شیعه فارس، چه دلایل مشابهی دارد؟
چرا مردم خواهان هزینه نشدن پول ها و حیثیت تاریخیشان در پای سیاست های ایران در لبنان و سوریه و عراق، یمن و عربستان و ... شدند؟ آیا شعار "نه غزه، نه لبنان" به معنی مخالفت مردم با دخالت های ایران، تنها در این دو کشور است؟ یا مقصود مردمان، مخالفت با همه نوع دخالت های و ترورها و جنگ هایی است که نظام و رهبران ایران به مردم منطقه و ملل ساکن در داخل ایران تحمیل می کنند، است؟
آیا درگیریهای گسترده مردم معترض با نیروهای امنیتی در خیابان ها، معنی و پیام مخصوصی ندارد؟ آیا همه این اعتراض ها، به همین عمل ها و گفتارها و شعارهای داده شده، خلاصه می شود؟ یا پیام های دیگری هم در دل این اعتراض ها نهفته است که ممکن است، در آینده، به طوفان بدل شود و از راه برسد؟
آیا در این پیام ها، بی اعتمادی مردم به همه نهادی متعلق به نظام از رهبری گرفته تا شورای مصلحت نظام، مجلس، شورای نگهبان، سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی، احزاب و جناح های داخل نظام، از اسلامی و غیر اسلامی گرفته تا اصلاح طلب های رنگارنگ تا اصلاح طلبان پناهنده، محافظه کاران و رادیکال ها و ... را نشان نداد. آیا نشان نداد که از نظر این مردمان، نهادهای حکومتی دارای مشروعیت اعمال حاکمیت و حکومتداری نیستند؟ آیا این به معنی این نیست که حق حاکمیت آن ها باطل شده است و غاصب هستند؟
آیا مردمان شهرها و یالت هایی که به خیابان ها نیامدند و اعتراضات خودشان را به شگل گفتار و عملکرد معترضانه، نشان ندادند، پیام خاصی نفرستادند؟ آیا عدم همراهی این مردمان با اعتراض های کنونی، به معنی حمایت اینان از نظام است؟ آیا این ها پیام مهمتری به قوم حاکم و فارس ها نفرستادند؟ آیا حاکمیت می تواند روی سکوت این افراد و جوامعشان حساب باز بکند؟ و مشروعیت بگیرد؟
 مخاطب پیام آن مللی که به خیابان ها نیامدند و با شعارهای معترضان همراهی نکردند، کیست؟ و پیام های ناگفته اما معترضانه آن ها چه چیزهایی است؟
نظام و سیستم سیاسی مبتنی بر تبعیض در ایران، از این اعتراض ها، کدام پیام ها را دریافت کرده است؟ آیا از این پس، سیاست و روش کشورداری در ایران، به سیاق گذشته ادامه خواهد یافت؟ اگر تغییری در سیاست های ایران در داخل و در صحنه بین الملل اتفاق بیفتد، آن تغییرها به کدام سمت و سویی خواهند بود؟ آیا نیروهای کنونی و امتحان پس داده داخل نهادهای نظام، توانایی پاسخ گویی و راهبرد سیاست های جدید را دارا هستند؟ یا باید سیستم سیاسی، اداری و راهبری کنونی، داغان گشته و افراد جدیدی که در سیستم نبوده و آلوده به بیماری های واگیر سیستم نشده اند؟ وارد سیستم سیاسی-اداری جدید بشوند؟
آیا اگر اراده ای برای اصلاحات در ایران آینده بعد از این اعتراضات باشد، با اصلاح طلبان و اهداف اصلاحی گذشته چه فرق هایی خواهند داشت؟ اصلاح طلبان حکومتی، از مردم معترض چه نمره ای گرفتند؟ اگر اصلاح طلبان بخواهند عمر سیاسی داشته باشند، چه باید بکنند؟
ملی مذهبی ها، ملی ها، پان ایرانیست ها، و ...چه نمره هایی گرفتند؟
در این برنامه "دیالوگ" من تلاش خواهم کرد تا پاسخ بخشی از این سوال ها را از  آقایان
1. یوسف عزیزی بنی طرف - عرب
2. دکتر رضا حسین بر - بلوچ
3. روح الله مرادی قشقایی - تورک قشقایی
4. محسن رسولی -  فارس
بگیرم

انصافعلی هدایت
برای برنامه دیالوگ - گوناز تی وی  


Thursday, January 4, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 4- لید نه دیر؟

آزربایجان میللی فعاللار اوچون: ژورنالیسم 4

 لید نه دیر؟



چون بیز ایندی یازماغلا مشغوغ اولان میللی فعاللارلا چالئشیریق، ترسه گئدریک تا اونلاری ایشله رینده داها چوخ گوجلندیرک!

گئچن اوچ درسده، "تیتر" حاقدا دانیشدیق. ایندی "لید" نه دیر؟ و نئجه یازیلار؟ بیزیم درسیمیز اولدو. نیه؟

چون تیتردن سونرا، لید گلیر.

"لید" تیتره باغلی و تیتری ایضاح ادن ایکی یا ان چوخو، اوچ جومله دن عبارت دیر. تیتر، چون چوخ چوخ خولاصه دیر، لید گلیر اونوج بیر آز آچیقلئر.

همن جوره کی تیتری موضونون حسساسلیغئنا گوره، ان حسساس کلمه نی باشدا گتیردوخ و تیتری کلمه کلمه قوردوخ، لیدیده، تیترین ان اونملی کلمه سین آچیقلایاراق، باشلاریق و تیتری بیر آز ایضاح اده ریک.

بو درسده، گوناز تی وی نین وبسایتینا باش ووراراق، اوردان بیر خبری سئچیب، و تخته ده یازیب و اونون اوزرینده چالیشیریق.



انصافعلی هدایت

12 دسامبر 2017

تورنتو - کانادا

hedayat222@yahoo.com





بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs