Saturday, March 17, 2018

دیالوگ: چگونگی توزیع بودجه ایران - بخش دوم


برنامه هفته چهل و هشتم دیالوگ
چگونگی توزیع بودجه ایران
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی: دکترای اقتصاد
اسفندیار خلف: کارشناس اقتصادسیاسی
جهانگیر لقای: کارشناس اقتصاد
محمد حزباوی: کارشناس مدیریت بازرگانی

دولت ایران از جنبش اصلاحات مشروطه و شهرداری ها از سال 1377 بودجه سالانه ای را برای خودشان تنظیم می کنند. بودجه دولت را مجلس و بودجه شهرداری را شورای شهر تصویب می کند که باید بر اجرای بودجه از طرف دولت هم نظارت داشته باشند. بودجه پولی است که دولت یا شهرداری بدست می آورند و باید آن را دقیقا در مواردی که بتصویب رسانده اند، خرج بکنند. دولت یا شهرداری نمی توانند بودجه را در مواردی هزینه بکنند که برای آن از مجلس یا شورای شهر اجازه نگرفته اند؟ و اگر چنین کاری را بکنند، دست درازی در بیت المال یا اختلاس حساب شده و باید محاکمه بشوند. آخرین وضعیت اقتصادی و مالی دولت ایران را چگونه می بینید؟ درآمدهای دولت ایران از کدام منابع است؟ آیا میزان درآمد دولت هم تحت قانون و نظارت مجلس است؟ یا دولت می تواند به هر میزان و از هر راهی درآمد کسب بکند؟ درآمد زیاد دولت چه تاثیری بر معیشت مردم می گذارد؟ هزینه های دولت چیست؟ فرق بین بودجه تصویبی و بودجه اختصاص یافته چیست؟ آیا در بین درآمد و هزینه دولت، توازن و تعادل برقرار است یا دخل و خرج دولت با هم نمی سازند؟ اگر خرج دولت بیش از دخل آن باشد، چه تاثیری بر اقتصاد و بر زندگی مردم می گذارد؟ جایگاه دلار در بودجه چیست؟ کاهش ارزش ریال در مقابل افزایش ارزش دلار، چه تاثیری در زندگی مردم و بودجه دولت می گذارد؟ در گذشته، بودجه شهرداری ها در بودجه سالانه دولت در مجلس تصویب و اختصاص داده می شد. چرا دولت بودجه شهرداری ها را مستقل کرد؟ اگر تجربه شهرداری ها را در اداره سرزمین های ملی ملل ساکن در ایران هم بر عهده این ملل و پارلمان محلی بگذارند، چه اتفاقی می افتد؟ کدام بخش از بودجه دولت برای سال 1397 بیشتر است؛ بودجه جاری یا بودجه عمرانی؟ تاثیر بودجه جاری و بودجه عمرانی بر اقتصاد و بر زندگی مردم چیست؟ کدام بخش های بودجه جاری، بیشترین حجم هزینه های دولت یا پول ملت را می بلعند؟ بودجه وزارت خارجه، وزارت جنگ، وزارت درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت آموزش عالی، وزارت اطلاعات، زندان ها، صنایع، کشاورزی، و ... کار و تامین اجتماعی چقدر است؟ بودجه دخالت های ایران در امور داخلی کشورهای خارجی چقدر است؟ آیا مجلس و نمایندگان می دانند که چه مبلغی برای جنگ در سوریه، یمن، بحرین، عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و ... تصویب کرده اند؟ آیا بودجه فعالیت های تروریستی ایران مشخص است؟ این پول ها و بودجه ها، ردیف مشخصی دارند یا ردیف آن ها مشخص نیست؟ یا در بودجه کدام وزارتخانه یا سازمان نهفته است؟ بودجه فعالیت های اتمی ایران در چه وضعیتی است؟ در میزان بودجه این بخش، کاهش قابل ملاحظه ای دیده می شود؟ یا بئدجه نویسی با هدف تامین توسعه طراحی می شود؟ آیا در بودجه نویسی برای استان ها، توازن و تعادل برقرار است یا در تصویب و اختصاص بودجه به استان ها تبعیض هایی را می بینید؟ بیشترین تبعیض در بودجه، در بین استان ها، در چه بخش هایی هستند؟ آیا بودجه استان ها بر اساس منابع معدنی موجود در آن ها، یا بر اساس تعداد کارخانه ها یا بر اساس جمعیت، یا بر اساس دین و نژاد و ... تصویب و توزیع می شود؟ یعنی عوامل تاثیر گذار بر تقسیم ناعادلانه بودجه در بین استان ها چیستند؟ آیا می توان بودجه نویسی در ایران را عامل اصلی توسعه یا عقب ماندگی استان ها دانست؟ چرا در مناطق مختلف ایران توسعه نامتوازن است؟ بودجه سازمان های دولتی و غیر دولتی دینی چقدر هستند؟ آیا فعالیت های این سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، تاثیری در دینداری مردم داشته اند؟ بودجه سازمان های فرهنگی چقدر است و این سازمان ها، در چند سال گذشته، چه تاثیری بر فرهنگ مردم داشته اند؟ آیا از بودجه های رادیو تلویزیون ایران، آمار دقیقی در دست است؟ بودجه اختصاص یافته به زبان فارسی در ایران و در خارج از ایران چقدر است؟ آیا نمی توان، بودجه آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت، توسعه زبان فارسی، ایران شناسی را که بودجه های هزینه ای هستند، به زبان مردم هر استان اختصاص داد؟ اختصاص بودجه به توسعه و آموزس زبان مردم هر استان، در هزینه های دولت چه تاثیری می گذارند؟ آیا عقب ماندگی استان های مرزی، در بودجه دولتی پیش بینی شده و اعمال می شود؟ یعنی آیا عدم توسعه استان های، مرزی در بودجه برنامه ریزی شده است؟ چرا؟ مهمانان برنامه این هفته دیالوگ، آقایان 1. دکتر محمدحسین یحیایی: اقتصاددان 2. اسفندیار خلف: کارشناس اقتصاد سیاسی 3. جهانگیر لقایی: کارشناس اقتصاد 4. محمد حزباوی: کارشناس مدیریت بازرگانی انصاقعلی هدایت تورنتو - کانادا هفدهم مارچ 2018 hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: چگونگی توزیع بودجه ایران - بخش اول

برنامه هفته چهل و هشتم دیالوگ
چگونگی توزیع بودجه ایران
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی: دکترای اقتصاد
اسفندیار خلف: کارشناس اقتصادسیاسی
جهانگیر لقای: کارشناس اقتصاد
محمد حزباوی: کارشناس مدیریت بازرگانی
دولت ایران از جنبش اصلاحات مشروطه و شهرداری ها از سال 1377 بودجه سالانه ای را برای خودشان تنظیم می کنند. بودجه دولت را مجلس و بودجه شهرداری را شورای شهر تصویب می کند که باید بر اجرای بودجه از طرف دولت هم نظارت داشته باشند.
بودجه پولی است که دولت یا شهرداری بدست می آورند و باید آن را دقیقا در مواردی که بتصویب رسانده اند، خرج بکنند. دولت یا شهرداری نمی توانند بودجه را در مواردی هزینه بکنند که برای آن از مجلس یا شورای شهر اجازه نگرفته اند؟ و اگر چنین کاری را بکنند، دست درازی در بیت المال یا اختلاس حساب شده و باید محاکمه بشوند.
آخرین وضعیت اقتصادی و مالی دولت ایران را چگونه می بینید؟
درآمدهای دولت ایران از کدام منابع است؟
آیا میزان درآمد دولت هم تحت قانون و نظارت مجلس است؟ یا دولت می تواند به هر میزان و از هر راهی درآمد کسب بکند؟ درآمد زیاد دولت چه تاثیری بر معیشت مردم می گذارد؟
هزینه های دولت چیست؟
فرق بین بودجه تصویبی و بودجه اختصاص یافته چیست؟
آیا در بین درآمد و هزینه دولت، توازن و تعادل برقرار است یا دخل و خرج دولت با هم نمی سازند؟ اگر خرج دولت بیش از دخل آن باشد، چه تاثیری بر اقتصاد و بر زندگی مردم می گذارد؟
جایگاه دلار در بودجه چیست؟ کاهش ارزش ریال در مقابل افزایش ارزش دلار، چه تاثیری در زندگی مردم و بودجه دولت می گذارد؟
در گذشته، بودجه شهرداری ها در بودجه سالانه دولت در مجلس تصویب و اختصاص داده می شد. چرا دولت بودجه شهرداری ها را مستقل کرد؟
اگر تجربه شهرداری ها را در اداره سرزمین های ملی ملل ساکن در ایران هم بر عهده این ملل و پارلمان محلی بگذارند، چه اتفاقی می افتد؟
کدام بخش از بودجه دولت برای سال 1397 بیشتر است؛ بودجه جاری یا بودجه عمرانی؟ تاثیر بودجه جاری و بودجه عمرانی بر اقتصاد و بر زندگی مردم چیست؟
کدام بخش های بودجه جاری، بیشترین حجم هزینه های دولت یا پول ملت را می بلعند؟
بودجه وزارت خارجه، وزارت جنگ، وزارت درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت آموزش عالی، وزارت اطلاعات، زندان ها، صنایع، کشاورزی، و ... کار و تامین اجتماعی چقدر است؟
بودجه دخالت های ایران در امور داخلی کشورهای خارجی چقدر است؟
آیا مجلس و نمایندگان می دانند که چه مبلغی برای جنگ در سوریه، یمن، بحرین، عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و ... تصویب کرده اند؟
آیا بودجه فعالیت های تروریستی ایران مشخص است؟
این پول ها و بودجه ها، ردیف مشخصی دارند یا ردیف آن ها مشخص نیست؟ یا در بودجه کدام وزارتخانه یا سازمان نهفته است؟
بودجه فعالیت های اتمی ایران در چه وضعیتی است؟ در میزان بودجه این بخش، کاهش قابل ملاحظه ای دیده می شود؟
یا بئدجه نویسی با هدف تامین توسعه طراحی می شود؟
آیا در بودجه نویسی برای استان ها، توازن و تعادل برقرار است یا در تصویب و اختصاص بودجه به استان ها تبعیض هایی را می بینید؟
بیشترین تبعیض در بودجه، در بین استان ها، در چه بخش هایی هستند؟
آیا بودجه استان ها بر اساس منابع معدنی موجود در آن ها، یا بر اساس تعداد کارخانه ها یا بر اساس جمعیت، یا بر اساس دین و نژاد و ... تصویب و توزیع می شود؟ یعنی عوامل تاثیر گذار بر تقسیم ناعادلانه بودجه در بین استان ها چیستند؟
آیا می توان بودجه نویسی در ایران را عامل اصلی توسعه یا عقب ماندگی استان ها دانست؟
چرا در مناطق مختلف ایران توسعه نامتوازن است؟
بودجه سازمان های دولتی و غیر دولتی دینی چقدر هستند؟ آیا فعالیت های این سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، تاثیری در دینداری مردم داشته اند؟
بودجه سازمان های فرهنگی چقدر است و این سازمان ها، در چند سال گذشته، چه تاثیری بر فرهنگ مردم داشته اند؟
آیا از بودجه های رادیو تلویزیون ایران، آمار دقیقی در دست است؟
بودجه اختصاص یافته به زبان فارسی در ایران و در خارج از ایران چقدر است؟
آیا نمی توان، بودجه آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت، توسعه زبان فارسی، ایران شناسی را که بودجه های هزینه ای هستند، به زبان مردم هر استان اختصاص داد؟
اختصاص بودجه به توسعه و آموزس زبان مردم هر استان، در هزینه های دولت چه تاثیری می گذارند؟
آیا عقب ماندگی استان های مرزی، در بودجه دولتی پیش بینی شده و اعمال می شود؟ یعنی آیا عدم توسعه استان های، مرزی در بودجه برنامه ریزی شده است؟ چرا؟
مهمانان برنامه این هفته دیالوگ، آقایان
1. دکتر محمدحسین یحیایی: اقتصاددان
2. اسفندیار خلف: کارشناس اقتصاد سیاسی
3. جهانگیر لقایی: کارشناس اقتصاد
4. محمد حزباوی: کارشناس مدیریت بازرگانی
انصاقعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

دوشونجه لر میدانی: ايران دؤلتی بودجه ايله نه ائدير؟


Düşüncələr Meydanı: İran dövləti Büdcə ilə nə edir?
Aparıcı: İnsafəli Hidayət
Qonaq: Dr. Məhəmmədhüseyn Yəhyayı
GünazTV
March.17.2018

دوشونجه لر میدانی: ايران دؤلتی بودجه ايله نه ائدير؟

آپاریجی: انصاف علی هدایت

 چیخیشچی: محمد حسین يحیایی

 گوناز تی وی

بیست و ششم اسفند ۱۳۹۶ 

Friday, March 16, 2018

چگونگی توزیع بودجه ایران


ورودیه ای بر برنامه دیالوگ شنبه (17 مارچ 2018)1

دولت ایران از جنبش اصلاحات مشروطه و شهرداری ها از سال 1377 بودجه سالانه ای را برای خودشان تنظیم می کنند. بودجه دولت را مجلس و بودجه شهرداری را شورای شهر تصویب می کند که باید بر اجرای بودجه از طرف دولت هم نظارت داشته باشند.
بودجه پولی است که دولت یا شهرداری بدست می آورند و باید آن را دقیقا در مواردی که بتصویب رسانده اند، خرج بکنند. دولت یا شهرداری نمی توانند بودجه را در مواردی هزینه بکنند که برای آن از مجلس یا شورای شهر اجازه نگرفته اند؟ و اگر چنین کاری را بکنند، دست درازی در بیت المال یا اختلاس حساب شده و باید محاکمه بشوند.
آخرین وضعیت اقتصادی و مالی دولت ایران را چگونه می بینید؟
درآمدهای دولت ایران از کدام منابع است؟
آیا میزان درآمد دولت هم تحت قانون و نظارت مجلس است؟ یا دولت می تواند به هر میزان و از هر راهی درآمد کسب بکند؟ درآمد زیاد دولت چه تاثیری بر معیشت مردم می گذارد؟
هزینه های دولت چیست؟
فرق بین بودجه تصویبی و بودجه اختصاص یافته چیست؟
آیا در بین درآمد و هزینه دولت، توازن و تعادل برقرار است یا دخل و خرج دولت با هم نمی سازند؟ اگر خرج دولت بیش از دخل آن باشد، چه تاثیری بر اقتصاد و بر زندگی مردم می گذارد؟
جایگاه دلار در بودجه چیست؟ کاهش ارزش ریال در مقابل افزایش ارزش دلار، چه تاثیری در زندگی مردم و بودجه دولت می گذارد؟
در گذشته، بودجه شهرداری ها در بودجه سالانه دولت در مجلس تصویب و اختصاص داده می شد. چرا دولت بودجه شهرداری ها را مستقل کرد؟
اگر تجربه شهرداری ها را در اداره سرزمین های ملی ملل ساکن در ایران هم بر عهده این ملل و پارلمان محلی بگذارند، چه اتفاقی می افتد؟
کدام بخش از بودجه دولت برای سال 1397 بیشتر است؛ بودجه جاری یا بودجه عمرانی؟ تاثیر بودجه جاری و بودجه عمرانی بر اقتصاد و بر زندگی مردم چیست؟
کدام بخش های بودجه جاری، بیشترین حجم هزینه های دولت یا پول ملت را می بلعند؟
بودجه وزارت خارجه، وزارت جنگ، وزارت درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت آموزش عالی، وزارت اطلاعات، زندان ها، صنایع، کشاورزی، و ... کار و تامین اجتماعی چقدر است؟
بودجه دخالت های ایران در امور داخلی کشورهای خارجی چقدر است؟
آیا مجلس و نمایندگان می دانند که چه مبلغی برای جنگ در سوریه، یمن، بحرین، عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و ... تصویب کرده اند؟
آیا بودجه فعالیت های تروریستی ایران مشخص است؟
این پول ها و بودجه ها، ردیف مشخصی دارند یا ردیف آن ها مشخص نیست؟ یا در بودجه کدام وزارتخانه یا سازمان نهفته است؟
بودجه فعالیت های اتمی ایران در چه وضعیتی است؟ در میزان بودجه این بخش، کاهش قابل ملاحظه ای دیده می شود؟
آیا بئدجه نویسی با هدف تامین توسعه طراحی می شود؟
آیا در بودجه نویسی برای استان ها، توازن و تعادل برقرار است یا در تصویب و اختصاص بودجه به استان ها تبعیض هایی را می بینید؟
بیشترین تبعیض در بودجه، در بین استان ها، در چه بخش هایی هستند؟
آیا بودجه استان ها بر اساس منابع معدنی موجود در آن ها، یا بر اساس تعداد کارخانه ها یا بر اساس جمعیت، یا بر اساس دین و نژاد و ... تصویب و توزیع می شود؟ یعنی عوامل تاثیر گذار بر تقسیم ناعادلانه بودجه در بین استان ها چیستند؟
آیا می توان بودجه نویسی در ایران را عامل اصلی توسعه یا عقب ماندگی استان ها دانست؟
چرا در مناطق مختلف ایران توسعه نامتوازن است؟
بودجه سازمان های دولتی و غیر دولتی دینی چقدر هستند؟ آیا فعالیت های این سازمان ها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، تاثیری در دینداری مردم داشته اند؟
بودجه سازمان های فرهنگی چقدر است و این سازمان ها، در چند سال گذشته، چه تاثیری بر فرهنگ مردم داشته اند؟
آیا از بودجه های رادیو تلویزیون ایران، آمار دقیقی در دست است؟
بودجه اختصاص یافته به زبان فارسی در ایران و در خارج از ایران چقدر است؟
آیا نمی توان، بودجه آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت، توسعه زبان فارسی، ایران شناسی را که بودجه های هزینه ای هستند، به زبان مردم هر استان اختصاص داد؟
اختصاص بودجه به توسعه و آموزس زبان مردم هر استان، در هزینه های دولت چه تاثیری می گذارند؟
آیا عقب ماندگی استان های مرزی، در بودجه دولتی پیش بینی شده و اعمال می شود؟ یعنی آیا عدم توسعه استان های، مرزی در بودجه برنامه ریزی شده است؟ چرا؟
مهمانان برنامه این هفته دیالوگ، آقایان
1. دکتر محمدحسین یحیایی: اقتصاددان
2. اسفندیار خلف: کارشناس اقتصاد سیاسی
3. جهانگیر لقایی: کارشناس اقتصاد
4. محمد حزباوی: کارشناس مدیریت بازرگانی
انصاقعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, March 15, 2018

گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 24 ب- خبر یازاق

گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 24
ب- خبر یازاق

بو درسده ساده جه بیر فارسی دیلینده اولان خبرین اوستونده ایشلیرم. بو خبری "گوناز تی وی"-نین سیته سیندن گوتورموشم.
https://www.gunaz.tv/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-1/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87---%DB%8C%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C--%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-104356
خبر چوخ جالیب دیر.
فیکیرلریزی گوزلورم
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اون بیش مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com


گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 24 الف- تئوری - خبرلشمک آر...





گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 24
الف- تئوری - خبرلشمک آراجلاری
بو درسده خبر "اراجلاری" یا وسیله لری و اونلارین آیدینلاشماقدا اولان یئریلری و قییمت لری حاقدا دانیشیرام. بو آراجلار هر نه قدر اوجوز اولورسا و هر نه قدر گئنیش یایئلئرسا و خالق اونلاردان فایدالانئرسا، او قدر بیر میللت یا توپلوم اینکیشاف تاپمیش و هر نه قدر خبر آراجلارئنئن قارشئسئندا سد یازادارلارسا، او قدر جامعه گئریه قالمئش دیر.
بو آرادا، هر نه قدر بیر دوولت خالقی آسیمیله اتمه گه و اونلارین الوانلئقئن و جور بجور اولماقلارئن اللریندن آلماقا جهد ادیرسه، او قدر گئری قالمئش بیر اولکه و میللت ایله اوز به اوزوک!
بودا بیر کاریکاتورون لینکی دیر کی درسله چوخ ایلگیلی دیر.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=10155608567465950&set=a.10154456613585950.1073741869.724490949&type=3&theater
بودا ایکینجی کاریکاتوئر دور که بو درسین دوشونمه سینه یاردئم ادر.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=357033601353960&set=a.282137225510265.1073741830.100011419691787&type=3&theater
بو درسده چوخ اونملی موضوعلارا بارماق باسئرام.
لوطفن فیکیرلریز ایله منه یادریمجی اولون!
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اون بئش مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

Wednesday, March 14, 2018

اذهانی پر از پروپاگاندای دو رژیم

آغا مجید گرامی، (نوشته شما در فیس بوک را در زیر نوشته خوم خواهم آورد)
بطور خلاصه:
1. بین "خودگردانی" و "خودمختاری" تفاوت بسیار زیاد است. خودگرادانی بیشتر جنبه مالی دارد و در زوایای دیگر، به مرکز وابسته است. تقریبا چیزی کمی بیشتر از شوراهای شهری کنونی.
خودمختاری، شبه کشور، در دل کشور دیگر است. تنها ممکن است دارای پرچم، پول، ارتش و روابط بین المللی مستقلی نداشته باشد.
من با هیچ کدام این دو گزینه مخالفت نکرده ام بلکه گفته ام که امضاء کنندکان بیانیه، از دو احتمالی که خودشان مطرح کرده اند، یکی را هم حذف کرده اند.
از طرف دیگر، به دیگر گزینه های احتمالی موجود در جوامع بشری و یا گزینه هایی که خود ما به عنوان ملل ساکن در ایران کنونی، می توانیم ایجاد و تاسیس کنیم، التفاتی نکرده است.
2. در مورد منابع از ایران باستان هم باید عرض شود که تخصصی در ایران باستان یا تاریخ ندارم اما تعدادی از محققیان معتقدند که از تاریخ باستان ایران آثار زیادی در دست نیست.
مثلا در صحت استوانه منتسب به کوروش تشکیک شده است. اگر هم صحت داشته باشد و اگردرست ترجمه شده باشد، نمی توان از چند صد کلمه روی آن ده ها و صد ها کتاب نوشت.
اگر کسی بر تعداد کلمات آن استوانه، یک کلمه بیفزاید، آن یک کلمه، نظر و برداشت و فهم شخصی آن فرد است، نه گزارسی از تاریخ در آن استوانه.
در مورد بقیه آثار هم تشکیک فراوان است. مثلا، نه فردوسی، نه حافظ، نه سعدی که جهانگری (!) کرده است، نه مولانا، نه ... در باره کوروش و تخت جمشید و پایتخت آن در نزدیکی شیراز سخنی نگفته اند. یا نام هیچ کس در 1400 قرن گذشته کوروش نبوده است. می توانید به پور پیرار و محققان جدیدی که در اروپا تحصیل کرده اند مراجعه بفرمایید.
3. نوعی از فدرالیسم در دوران باستان و دوران حاکمیت تورکان:
در مورد ایران باستان خبر چندانی نیست جز این که پان ایرانیست ها بر اساس ذهن خلاق خود، داستان هایی ثبت و ضبط کرده اند. اگر هم نوشته ای و تاریخی مانده است، نوشته مسلمانان، صدها سال بعد از خود اسلام جمع آوری شده اند که "شعوبیه" در آن ها دست زیادی داشته و طرفدارانه بوده اند و معلوم هم نیست که چقدر از آن حکایت واقعی و چه مقدار تخیلی و آرمانی و دلبخواهی ایرانیان قصه گو باشد.
4. از دوران تورکان، بخاطر رواج کتابت و نوشتار و آموزش های مدرسه ای و حوزه ای، ده ها کتاب تاریخی موجود است که نوع حاکمیت در این دوران را بسیار ریز و در حزئیات ثبت و صبط کرده اند.
5. در باره نوع فدرالیسم ممالک محروسه در دوران قاجار هم اسناد بسیار زیادی هست.
اولا در دوران تورکان و قاجار، ممالک بر اساس زبان و دین و نژاد افرادی که در یک جامعه زندگی می کرده اند، می چرخیده است. کافی است که به اسامی کشورها توجه بفرمایید: هندوستان، تخارستان، افغانستان، ازبکستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، و قزاقستان. ارمنستان، بلوچستان، ترکستان، تاتارستان، مغولستان، یونانستان، عربستان (الاحواز) ترکمنستان جنوبی، لرستان، کردستان، گلستان و ...
در همه این اسامی، به نوعی از ویژگی های ملی-جمعی مردمانی اشاره می شود که دارای نوعی از استقلال از دیگر ملل بر اساس نژاد، دین، زبان، جغرافیای زندگی و ... هستند. حتی اگر مستعمره بوده باشند، ملتی مستقل شناخته شده اند.
6. در دوران قاجاریه، هر مملکتی استقلال نسبی داشته است. دارای ارتش و نیروی نظامی مستقل، پول مستقل، پرچم مستقل، زبان مستقل (جز استفاده از زبان اداری مرکز در مراودات با مرکز)، اقتصاد مستقل و دین و مراجع دینی مستقل و ...بوده اند و این ها چیزی نیست که قابل انکار باشند.
در فدرالیسم آمریکایی هم بخشی از این مزایا دیده نمی شوند. البته شاید یکی از دلایل لزوم برقراری آن نوع از فدرالیسم و استقلال نسبی، در نبود ارتباطات سریع بوده است.
من هم عرض کردم که "نوعی از فدرالیسم" که گاهی شاهان، افراد وفادار بخودشان را منسوب می کردند. همان طور هم که نوشته ام، انتخابی نبوده است.
7. مسئله "ایالت و ولایت" و مطرح شدن آن در قانون اساسی مشروطه، نشان می دهد که نمایندگان ملت می خواسته اند، سیستم موجود را قانونی بکنند تا این حق، نابود نشود. همچنین آنان می خواسته اند تا "بخشی" از سیستم قانونگذاری را از دست مرکز گرفته و به ایالت ها هم منتقل بکنند. در اصل، دعوا بر سر "ایالت و مرکز" بوده است.
علاوه بر این که در دوران قاجار، تکنولوژی ها و رسانه ها و بخصوص تلگراف و تلفن در حال گسترش بودند. مسئله زبان و آموزش آن هم مطرح شده بود. دولت وارد سیستم آموزش عمومی شده بود.
برای همین هم، ایالت ها و ولایت ها استقلال بیشتری می خواستند. کافی است که استقلال آن ها را در داشتن پول مخصوص ایالت خراسان، یا ایالت آزربایجان، یا ایالت عراق عجم و ... را ببینید.
در آن دوران، دین، زبان رسمی، پرچم و ... که علامت تسلط مرکز بر پیرامون است، در قانون اساسی مشروطه هم دیده نمی شود. مرکزگرایان و پان فارس ها و پان ایرانیست ها، برخی از این موارد را در متمم وارد قانون اساسی می کنند.
8. این که تا زمان قاجار، فاقد قانون بوده ایم، چیزی جز یک دروغ و اشتباه عمدی نبوده و نیست.
از صدر اسلام تا کنون، در اغلب کشورها و از جمله در ایران فعلی، بیش از 99 درصد قوانین اسلامی هستند. این قوانین در دوران پس از مشروطه مدون نشده اند. همیشه هم عدلیه وجود داشته است.
مثلا، وقتی ناصرالدین شاه را ترور کرده و بشهادت می رسانند، همین فرزندانی که شما آنان را به استبداد متهم می کنید، قاتل را بلافاصله اعدام نمی کنند. بلکه نگه می دارند تا توسط محکمه محاکمه شود.
این هم درست است که قانون اساسی مدونی وجود نداشته است که در آن "قدرت شاه" محدود شده و "قدرت" به ملت منتقل شده باشد.
همچنین در دوران قبل از جنبش اصلاحی مشروطه، در ممالک محروسه، چندین شورا برای مشورت و اداره کشور، قانونگذاری های جدید، و ... همچنین محکمه ها وجود داشته است.
بسیاری از این مورادی که ذکر می فرمایید، پروپاگاندای رژیم پهلوی بوده است که تا هنوز هم در اذهان مردم باقی مانده است.
خوشبختان، چندین کتاب تحقیقی جدید در ایران چاپ شده است که بطور غیر مستقیم، پروپاگانداهای دو رژیم را برملا می کنند.
9. این که قاجارها هم حکومت می کرده اند و حکومت ها هم ظلم می کرده اند، شکی در آن ها نیست و ادعا هم نمی کنیم که قاجاریه بهشت ساخته بوده است اما باید حقایق را از پروپاگانداهایی که دو رژیم بعد از قاجارها ساخته و اذهان شما و من را آلوده کرده اند، آگاه کرد تا تاریخ را خوب بفهمیم.
مثلا کتاب سه جلدی و تحقیقی در عین حالی پان ایرانیستی "دکتر مهدی محسنیان راد" با عنوان "ایران در چهار کهکشان ارتباطی" یا کتاب "28000 روز تاریخ ایران و جهان" که روزنامه اطلاعات از اخبار رسانه های نوشتاری بین المللی و ایرانی تدوین کرده است، اخبار روز و مظالم و خدمات قاجار و پالانی ها را نشان می دهد.
من، شاگرد دکتر محسنیان راد بوده ام و ایمان دارم که کارهای تحقیقی ایشان بسیار زمان بر و اما همه جانبه است. کتاب ایشان را خریده ام اما اگر کتاب دوم (سی دی) را برای من بفرستید (با تقدیم هزینه ها) خیلی خوشحالم می فرمایید.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

آغا مجید در زیر مقاله من "تنها راه جلوگیری از باز تولید استبداد در ایران"
http://ensafali.blogspot.ca/2018/03/blog-post.html
چنین مطلبی را به عنوان کامنت منتشر کرده اند:

سلام آقای هدایت، من متن شما را خواندم چند نکته اینجا بگویم. اولا از نظر شما فرق خودگردانی با خودمختاری چیست؟ که شما در این متن خودت خودگردانی را قبول نداری ولی خودمختاری را آری قبول داری. ثانیا من مثل همیشه تعصب را در این متن شما دیدم، شما یک جا نظام فدرال در ایران باستان را افسانه می دانی ولی نظام فدرال در تاریخ ایران عصر ترکان را حقیقی چرا؟ شما می گویی از تاریخ ایران باستان آثاری جز در ذهن نویسندگان معاصر نیست پس این همه آثار باستانی از ایران باستان داریم از نظر شما اینها چیستند؟ ثالثا ما در عهد قاجار دارای یک نظام فدرال نبودیم این یک دروغ و مغلطه در تاریخ است. عنوان ممالک محروسه ی ایران نباید شما را به اشتباه بیاندازد. این عنوان مملکت در زمان قاجار در معنای یک سرزمین و کشور مستقل یا شبه مستقل به کار نمی رفت و واژه ی مملکت در زمان قدیم خصوصا قاجاریه مانند زبان فارسی امروز به معنای کشور یا سرزمین مستقل یا شبه مستقل نبود بلکه همان معنای استان و ایالت و ولایت امروزی را افاده می کرد و مترادف با این کلمات بود نه چیز دیگری. این واژه ی مملکت از دوران قاجار یعنی از فارسی زمان قاجار تا به امروز دچار تحول معنایی شده است. اصولا تقسیمات استانی، اداری و سیاسی ایران در زمان قاجار به این شکل بود که به استانها و یا ایالاتی که دارای مساحت و جمعیت زیاد بود مملکت می گفتند مانند مملکت خراسان و استانهایی که از نظر مساحت و جمعیت در مقایسه با مملکت کمتر بود را ولایت می گفتند مثل ولایت خمسه یا زنجان یا ولایت مازندران و.... بنابراین اساس تقسیمات اداری عصر قاجار بر مبنای مملکت و ولایت بود منتها پس از روی کارآمدن دولت پهلوی و اتخاذ سیاست کاربرد واژگان پارسی به جای واژگان غیرفارسی خصوصا عربی استفاده ی کلمات عربی مملکت و ولایت منسوخ شد و واژه ی فارسی استان جایگزین آنها گردید که تا امروز این واژه برای تقسیمات استانی و اداری داخلی ایران به کار می رود. آقای هدایت ایران هیچ گاه در دوران قاجار فدرال نبوده است مثلا همین آذربایجان در دوران قاجار ولیعهد نشین بوده و ولیعهد تابع شاه قاجار در مرکز ایران و تهران بوده است و والی تبریز و کل آذربایجان هم مستقیما از طرف شاه قاجار تعیین می شد خوب این کجایش فدرالیسم بوده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تمام حکام ایالات و ولایات مهم در دوران قاجار اعم از آذربایجان خراسان اصفهان کرمان فارس و..... مستقیما توسط شاه قاجار که عموما از میان شاهزادگان قاجاری بودند انتخاب می شدند این کجایش فدرالیسم بوده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مثلا حاکم ولایت اصفهان در عصر ناصرالدین شاه قاجار پسرش ظل السلطان بوده که توسط خود شاه تعیین شد یا حاکم خراسان احتشام السلطنه شاهزاده ی دیگر قاجاری بوده یا حاکم فارس و کرمان هم فلان شاهزادگان قاجار بودند که توسط شاه قاجار در تهران و مرکز به حکومت آن نواحی منصوب شدند این کجایش فدرالیسم سنتی در عهد قاجار بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تمام این شاهزادگان قاجاری، حکام ولایات مختلف ایران بودند و تابع و وفادار به شاه قاجار در مرکز این کجایش معنای فدرالیسم می دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته این حاکمان و شاهزادگان قجری در آن نواحی به صورت مستبدانه و مطلق العنان حکومت می کردند چون اساسا آن زمان ما هنوز دارای قوانین مدونی نبودیم پس از مشروطه دارای قانون شدیم و اساس حکمرانی بر قانون قرار گرفت. این درست بر عکس حرف و ادعای شماست، در عصر قاجار هم ایران دارای ساختار متمرکز سیاسی بوده و هیچ وقت فدرال نبوده است و فدرالیسم در ایران عصر قاجاری یک سخن فاقد حقیقت و اعتبار تاریخی است و نوعی تحریف و مغلطه در تاریخ است. شما دچار سوء تفاهم و سوء برداشت از برخی مفاهیم و کلمات و متون تاریخی دوره ی قاجار شده اید. حالا این که در مقاطعی از تاریخ به دلائل متعددی مانند انقلاب مشروطه یا جنگ اول جهانی و... دولت قاجار دچار ضعف شده و برخی امیران مناطق مختلف مانند شیخ خزعل و... از این وضعیت سوء استفاده کردند و راه جداسری پیمودند این به معنای فدرالیسم در طول دوره ی قاجار نبوده و نباید از این موضوع برداشت و تفسیر اشتباه در تاریخ کرد. این یک بحث دیگر است. بنابراین وجود ساختار فدرال در ایران قاجاری حقیقت تاریخی ندارد و چنین چیزی مورد تایید مورخان ایرانی نیست. ضمنا آقای هدایت این قدر هم تبلیغ دوره ی قاجار را نکن و سنگ قاجارها را به سینه نزن آن زمان قاجار مثلا وضع مملکت خیلی خوب بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه چی گل و بلبل بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قاجارها هم بی عیب و نقص نبودند در زمانه ی آنها هم ضعف و سستی و ظلم و ستم فراوان بوده که نمونه هایش در تاریخ فراوان است. اگر آنها بی عیب و نقص بودند که برعلیه آنان انقلاب مشروطه صورت نمی گرفت و یا دچار سقوط و اضمحلال نمی شدند. متشکرم.



آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 23 ب- خبر یازاق

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 23
ب- خبر یازاق

بو درسده، ایکی خبر و بیر عکسین اوزرینده دایانئرام. عکی یا شکیل بیر خبرین و آمار یا ایستاتیکانئن خولاصه سی دیر. 
خبرلرین بیری ایله "تورکجه" دیر و "یول پری" آدلئ خبر آزانسئندان آلمئشام.
ایکینجی خبر ایسه فار دیلینده یازئلئب و گوناز تی وی دن آلمئشام.  هر ایکی خبر، خبر یازماق آچئدان بیزه چوخ جالیب منبع لر حساب اولورلار.
یول پرس بو لینکیده بیله بیر خبر یازئر:
http://yolpress.ir/?p=14193
بو خبرین تیتریندن تا سونونا قدر اورگنمک اوچون اونلار نارین آمما چوخ اونملی نوکته لر وار.
ایکینجی موطلب بیر شکیل دیر. بو شکیلده، ایران-عراق ساواشئ ایللرینده اولنلر، سوریه ده اولن لر و افغانیستانئن 40 ایل ساواشئندا اولن لرین آمارلاری حاقدا دئر. آشاغا لینکیدن شکیله اوزانابیلرسیزو
https://scontent.fybz1-1.fna.fbcdn.net/v/t1.0-9/29103468_10155599184900950_7767352701412493864_n.jpg?oh=d395b17daf11c533e33b9239884db7b2&oe=5B4C673C

اوچ اینچی مطلب، بیر فارس خبر دیر کی گوناز تی وی نین خبر سیته سیندن آلمئشام.
https://www.gunaz.tv/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-1/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AC-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%DA%98-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-104288
خبرده ایکی شکیل قویولوب. بو خبر "واندالیزم" یا "تخریب" خبری دیر. بو خبرین، تیه سیندن تا دئرناغئنا قدر، دانئشماق لازیم دیر.
خبر آزربایجانچئلئق اساسئندا یازئلئب و آزربایجانا خیدمت اوچون دور و میللی منافعی قوروماغا جهت ادیر آمما بیر سورو عیبی-ایرادئ وار. بیر سورو سورولارا جاواب وئریرسه، آزربایجانئن تورک میللتینین خیدمتینده اولابیلر.
بو درسده اوزونا چکیب آمما تعلیم اوچون اونلار بالاجا آما موهوم شئی لر وار.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اون دورد مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com
بو ویدئونو اون اوچونده چکمیشدیم آمما بیر گون گوچ یوتویوبا آپلود اتدیم


آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 23 الف- تئوری - دیل و اینکیشاف

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 23
الف- تئوری - دیل و اینکیشاف

بو درسده، قلم و دانئشئغی قوروماق حاقدا دانئشئرام. دیلده بعضی سوزلر، عصبانیت، ناراحاتچئلئق، اوفکه لر و ... قلمه و دیله گلیر ایسه، یازارئن و چئخئشچئنئن دلیللری و عاقیلانه سوزلری، ناحاق یئره اوتورار. یانئ، حاقلی اولارکن، ناحاق گورونر.
بیرده دیلی قوروماق، او زمان دوولتین واجیب ایشی اولار کی دیل صاحیب لری، دیلی ائوزلری نین حاقلاری بیلیب، و باشقا دیلده ساوادی اولوب-اولماماغا باخمایاراق، آنا دیلینده دانئشا و یازا و دوولت ایداره لرینده، یارئ دوولت تشکیلاتلارئندا، خوصوصی شریکت لر و موسسیسه لرده، و ... هر یئرده، هئچ بیر سنده ایمضا آتمایا. ایللاکی او سند، آنا دیلینده حاضئرلانمئش اولا.
 موضوعلاردان علاوه، اینکیشاف تاپمئش میللت لر و دالییه ساخلاندئرئلمئش میللت لرین دیل و اونون ایلگیسین اینکیشافلا بحثه قویورام. 
دیققتیزی ایستیر و خواهیش ادیرم کی منی نقد ادین و درس لرین داهادا فایدالئ اولماسئنا کومک اولون
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اون دورد مارچ 2018 
ویدوئو اوچونده چکیلمیش دیر
hedayat222@yahoo.com

تنها راه جلوگیری از باز تولید استبداد در ایران


نقدی بر "ميثاق ملی برای جلوگيری از بازتوليد استبداد"
تا زمانی که من لینک این میثاق را دریافت کردم و تک تک امضاء ها را شمردم، 173 تن بر آن، مهر تایید گذاشته اند.
https://www.ipetitions.com/petition/Misagh
در میان امضاء کنندگان، افراد بسیار دیده می شوند که صاحب نام و اثرهای ادبی و سیاسی بسیاری هستند اما در حقیقت، زاویه دید آن ها، چنان است که بخش اصلی ایرادها را ندیده اند و تصور کرده اند که راه مقابله با بازتولید استبداد، تجربه کردن آن چیزی است که در قرن اخیر تجربه کرده اند و از یک قرت تجربه، درسی نیاموحته دیده می شوند. لذا راه برون رفت را در فرای "سلطنت" و "جمهوری" از نوع "اسلامی ایرانش"، نجسته اند.
امیدوارم که این آقایان و خانم های صاحب امضاء، خود را مسئول پاسخ گویی به این نقد بدانند.
من متن "ميثاق ملی برای جلوگيری از بازتوليد استبداد" را بدقت خواندم. تلاش بسیار با ارزشی برای جلوگیری از باز تولید استبداد در ایران را آغاز کرده اند اما متاسفانه، در بخش پایانی آن، پاراگرافی گنجانده شده است که ملل در ایران را به "خودی" و "غیرخودی" یا طرفداران استبداد و ضد استبدادیان تقسیم بندی می کند:
"تجربهء صد سالهء اخير ثابت کرده است که رسيدن به يک «حکومت سکولار دموکرات» در ايران، بدون تعهدِ غير قابل بازگشت مدعيان رهبری مبارزات مردم ايران به اصول هفت گانهء فوق و منعکس کردن اين تعهدات در قالب يک ميثاق، امری ناممکن است و نيز کسانی که از پذيرش اين اصول سر باز زنند، در واقع، خواهان استقرار سکولار دموکراسی واقعی نيستند."
این در حالی است که نقدهای اساسی بر این "هفت اصل"، وارد است.
به عقده من، ابتداد باید این متن مانند هر متن و بخصوص متن قانون اساسی آینده، نوشته شده، به نقد و بررسی افکار عمومی سپرده می شد تا ملل یا حداقل بخشی از ملت و حقوقدانان، فعالان سیاسی-مدنی و ملل تحت ستم، به نقد آن همت گمارده، نقایص آن را یافته و راه های سوء استفاده در آن را پیش بینی کرده و اعلام می کردند تا قبل از این که به یک "متن مقدسی" برای سرکوب حقوق و آزادی های ملل بدل گردد، آزادی های ملت، در مقابل حاکمیت دو گانه که از "جنبش اصلاحی مشروطه" تا کنون تجربه شده است را تامین و تضمین نماید.
نامگذاری حاکمیت، به "سلطنت" یا به "جمهوری" بسیار مهم و اساسی است. یکی از آن سیستم ها دایمی و "چند نسلی" است و دیگری موقت، با ریاستی چهار ساله، پنج ساله، یا شش ساله است.
کدامیک براحتی و سهولت بیشتری می تواند، در طول یک زمان نسبتا طولانی، به استبداد و دیکتاتوری تبدیل شود؟
طبیعتا، تبدیل "سلطنت" چند نسلی، به حکومتی استبدادی، سهلتر از تبدیل جمهوری با حاکمیت چند ساله، به حکئمتی استبدادی است.
همان طور که در دوران پهلوی اول و دوم تجربه شد، در دوران جمهوری اسلامی "سلطنت ولایت فقیه"-ی که منتخب یک شورای فقیهان و موقتی هم هست، توانست، قانون اساسی را در مسیر "مطلقیت" خود تغییر دهد و قوای مقننه و قضائیه را هم بخدمت اهداف استبدادی خود در آورد.
پس هر نوع اشاره به "طولانی مدت بودن حاکمیت" در ایران، خود در تناقض آشکار با ادعای ضدیت با استبداد و باز تولید استبداد در ایران است.
راه حل اساسی آن است که بر محدودیت دوره حاکمیت در ایران تاکید شود تا در اثر طولانی نبودن دوره "ریاست" بر ملت، نتوانند دولت، پارلمان، و قوه عدلیه را تسخیر و تسلیم اراده شخص خاصی گردانند.
وقتی سخن ار فرض "سلطنت" پیش می آید، آیا جز توجه به بازمانده خانواده پهلوی، به کس دیگر هم به عنوان "شاه آینده" توجه می شود؟ آیا هر ایرانی، از هر نژادی شانس شاه شدن را خواهد داشت؟
در عین حالی که "سلطنت" بر تبعیض استوار است که هر فردی از احاد ملل ساکن ایران، فرصت شاه شدن را نخواهد داشت و امتیازی منحصر بفرد است که از هم اکنون برای یک خانواده و در نهایت برای دو خانواده در نظر گرفته شده است: یک بازمانده از پهلوی و یا قاجار!
از طرف دیگر، در این متن که 173 نفر هم آن را امضاء هم کرده اند، با حقوق و خواست جمعی ملل ساکن در ایران مخالفت جدی شده است.
چرا امضائ کنندگان، از ده ها راه حل ممکن برای ملل ساکن در ایران، برای عدم تمرکز قدرت در مرکز و در دست یکی از این ملل، چرا فقط بر روی "خودگردانی" تمرکز کرده و تنها یک راه حل را راه حل نهایی دانسته و تصویب و تایید کرده اند. این گروه، با مخالفت به بقیه راه حل های ممکن برای "توزیع قدرت" در میان ملل ساکن ایران، راه را برای هر نوع تغییر مسالمت آمیزی در ایران بسته اند. تنها راه حل آنان برای حقوق ملت، "کشتار" پیش بینی شده است و این یعنی آغاز و زایش دوباره استبداد آن هم بدست مدعیان مبارزه با استبداد.
امضاد گنندگان این میثاق، در بند ششم گفته اند: "6. تجديد نظر در ساختار تقسيمات کشوری و تعيين نحوهء مديريت مناطق؛ منطقه بندی کشور بر اساس اصول «آمايش سرزمين»، و خودگردان (و نه خودمختار) کردن مناطق کشور برای جلوگيری از تمرکز قدرت اداری و مديريتی در پايتخت کشور."
آنان با دو راه برای توزیع قدرت آشنا بوده اند. برای همین هم، یکی از آن دو راه را مناسب ملل ساکن در ایران و دیگری را نامناسب برای آنان، فرض کرده و با آن مخالفت کرده اند.
این گروه، یکی از مجموعه راه حل های موجود و متصور را انتخاب کرده اند. این گروه، هم در عمل و هم در اندیشه، به استبداد رسیده اند. استبدادی سیاسی و محیط بر فکر و اندیشه سیاسی که نتایج عملی سیاسی استبدادی خواهد زایید.
خود آنان با 50% از دو احتمال خودشان هم مخالفت کرده اند. بر همین اساس؛ این افراد، راه را بر استقرار و بحث بر سر فدرالیزم، کنفدرالیزم، استقلال، خودمختاری، و ... بسته اند. با "تعیین حق سرنوشت" هم مخالت کرده اند با آن که بخشی از امضاء کنندگانه، سابقه گرایش های چپی هم دارند.
باید متوجه بود که مشکل اصلی استبداد، در عدم توزیع 100 قدرت در پیرامون و تمرکز نسبی آن در مرکز است.
برای این که استبداد باز تولید نشود، باید مسیرهای منتهی به باز تولید فکری، حقوقی، سیاسی، اداری و آموزشی سیستم استبدادی بسته شود و این ممکن نیست الا آن که حقوق ملل تورک، عرب، تورکمن، بلوچ، لر، مازنی، گیلکی، قشقایی، فارس و ... مورد توجه بوده و این حقوق، برابر و یکسان پذیرفته شود.
"حق تعیین سرنوشت" هر کدام از این مللهم باید پذیرفته شده و حقوق جمعی-ملی آنان برای استقلال و جدا زیستی آنان برسمیت شناخته شود تا هر کدام از این ملل، به مرکزی برای مقابله با استبداد و عدم بازگشت استبداد به این منطقه، بدل شوند.
اگر بجای یک مرکز رسمی، اداری، حقوقی، آموزشی و ... چند مرکز رسمی، اداری، حقوقی، آموزشی و ... رقیب و در مناطق مختلف باشند، آن ها همدیگر را کنترل کرده و حتی برای دادن آزادی و حقوق بیشتر به شهروندان و مهار کردن حاکمیت و ریاست، با هم مسابقه داده و رقابت می کنند اما این نوع رقابت در یک مرکز ممکن دیده نمی شود.
در چنین سیستمی، قدرت، بجای تمرکز در یک جا و در اختیار یک ملت، یک دین، یک نژاد و یک زبان، در ده ها مرکز پراکنده می شود و اگر هر کدام آن ها به سمت استبداد تمایل بکند، دیگر مراکز، می توانند به مخالفت با آن برخیزند.
گر چه، باید حق دخالت نظامی، اداری، حقوقی، آموزشی در امور دیگر ملل یا بخش های مستقل از هم را نداشته باشند، اما می توانند، از طریق رسانه های عمومی، افکار عمومی، افکار مردم را بر علیه بازگشت استبداد در آن مناطق یا منطقه روشن بکنند.
در چنین سیستمی است که در این منطقه، بجای یکی-دو حزب "دولت ساخته" یا "حاکمیت ساخته"، چندین حزب سیاسی فعال خواهند شد.
ممکن است، بعضی از این احزاب بتوانند در همه اعضای حقوقی این منطقه (یا کشورهای این کنفدرال یا فدرال یا خودمختاری ها، یا مجمع و ... در همه این واحدها) حضور داشته باشند یا فقط در یک واحد حضور داشته باشند.
جاعلان تاریخ ایران، چنان وانمود می کنند که ایران باستانی که از آن، اثری جز در خیال نویسندگان معاصر باقی نمانده است، دارای نوعی از "فدرالیزم باستانی" بوده است که در راس هرم حاکمیت "شاه شاهان" یا "پادشاه" (پاد=ضد) قرار داشته است اما در پایین تر از "شاه شاهان" یا "پادشاه"، شاهان یا حکمرانان منطقه ای و کشورهای تحت اشغال قرار داشته اند که از نظر حقوقی، دینی، سیاسی، اداری، نظامی، آموزشی، اجتماعی و ... مستقل از هم و مستقل از حاکمیت شاه شاهان یا پادشاه بوده اند.
گرچه در باره صحت آن گونه ادعا ها تشکیک کرده اند، اما می دانیم که از دوره حاکمیت تورکان بر این منطقه، نوعی از فدرالیسم حاکم بوده است. تورکان، سیستم اداری پس از اشغال و سرکوب ملل و استیلای بر آن ها را بر مبنای "وفاداری اما استقلال آن واحدها از مرکز گذاشته بوده اند که تا زمان پایان سلسله قاجرایه، ادامه داشته و از "ممالک محروسه" سخن می رفته است. حتی واحدهای سیاسی دوران قاجاریه و اوایل پهلوی هم این گفته را تایید می کنند.
آن نوع از استقلال، شعاری و تو خالی نبوده است. البته، گاهی وقت ها، حاکم منطقه، توسط مرکز ابقاء می شده و گاهی وقت ها یک حاکم بر آن جا تحمیل می کشته است ولی در هر دو حالت، هر واحد، سیستم سیاسی، اداری، حقوقی، آموزشی، اجرایی و نظامی خودش را داشته است. در امور داخلی آن ها دخالت نمی کرده است. آن ها پول و روابط بین الملل خودشان را داشته اند. گاهی هم چنان قدرتمند می شده اند که می توانسته اند، قدرت مرکزی را از بین ببرند.
به این ترتیب، آن ها می توانستند، در مقابل استبداد مرکزی و حمله خارجی، با تکیه بر نیروهای مسلح و مردم خود، مقاومت بکنند.
شاید آن سیستم ها، چون بر اساس انتخاب مردم و حضور فعال و مستقل احزاب نبود، دارای نوعی از استبداد در هر کدام از آن ها بوده است.
می دانیم که در آن تاریخ، بجای احزاب، خان ها و ارباب ها با قدرت و سلاح و نیروهای خودشان، در سیاست منطقه ای دخالت و بازی می کردند و قدرت هر منطقه، در میان ارباب ها و خان ها تقسیم می شده است. یعنی در داخل هر ایالتی هم، نوعی از فدرالیزم داخلی مستقر بوده است. یعنی نوعی از تقسیم های منطقه ای وجود داشته که حقوق مردمان نواحی خودشان را تامین و تظمین می کرده اند.
رضا و محمدرشاه، آن سیستم غیر متمرکز، تاریخی، تجربه شده و موفق را از بین بردند. "شاید" هم غیر قابل برگشت شده است اما می توان با تکیه بر تجربه های دوران قبل و بعد از مشروطیت تا رضا کودتاچی، سیستم حاکمیتی و اداری بر این جغرافیا را از نو سازماندهی و بازسازی کرد و کشور و مملکت بودن هر ملتی را بر اساس زبان، پذیرفت و برسمیت شناخت.
قدرت را نه باید به دست رضا یا محمدرضا (شاه) و نه باید به دست آیت الله ... (ولی مطلق فقیه) داد بلکه باید قدرت را تکه تکه کرده، قدرت را به ملت داده و در میان ملل ساکن در ایران توزیع کرد.
بر این اساس، به آن ملل حق داد تا قوای مسلح خودشان را داشته باشند تا در مقابل تعدی و تجاوز مرکز قدرتمند (در هر صورت قدرتمندتر از بقیه خواهد بود. چون مالیات بیشتری دریافت می کند)، تجربه شده در دوران پیش و پس از مشروطه مقاومت بکنند.
آزربایجان و ستارخان، چرا توانست در مقابل بازگشت مجدد استبداد فردی سلطنتی، مقاومت بکند؟
گر چه آزربایجان و حاکمیت در مرکز، تورک بودند اما همه قدرت آزربایجان در اختیار مرکز نبود. در نتیجه توانستند از قوامگیری مجدد استبداد سلطنتی جلوگیری بکنند اما وقتی نوبت به فارسیسم و رضا میر پنج رسید، نه تنها علیه مشروطه، حکومت قانونی، قانون و ملت کودتا کردند، استبداد سلطنتی را حاکم ساختند. قانون اساسی را تغییر دادند. سلطنت قانونی را از بین بردند و سلطنت خودشان را بر تخت نشاندند.
کار فراتر از این ها هم رفت و خاندان "پهلوی" مجلس را "طویله" نامیدند و نمایندگان ملل در ایران را به "خر و قاطر" بدل کردند. همه اجزاب و مطبوعات را نابود کردندو استبدادی حاکم شد که هیچ وقت در ایران سابقه نداشته است.
پهلوی ها، قوه اراده و اداره اصلی را از مجلس و قوه عدلیه گرفتند و هر چه را خواستند بر سر این ملت آوردند. یعنی استبداد پهلوی ها. باید تاریخ استبداد در ایران را به سه نوع استبداد قبل از پهلوی ها، استبداد پهلوی ها و استبداد بعد از پهلوی ها تقسیم کرد!
اگر نگاهی به دور از تعصب داشته باشیم، فرق چندانی در بین پهلوی ها و آیت الله ها در ایران استبدادی یک قرن اخیر دیده نمی شود.
تنها فرق در اعمال استبداد مطلق، بر فرق نهادن "عمامه" به جای "تاج" است. در استبداد رضا خان مستبد با استبداد دینی خمینیتفاوتی دیده نمی شود. خمینی "آیت خدا" بود و رضا و محمدرضا "سایه خدا". هر دو اراده مطلق داشتند و مردم بی اراده مطلق بودند.
گر چه در هر دو دوره، هم حاکمیت "دو ریاستی" بود. شاه یا ولی فقیه در بالای هرم و نخست وزیر یا رئیس جمهور در رده دوم هرم قانون و حاکمیت حضور داشتند اما هر دو سیستم ریاستی، نتوانستند از بازگشت مجدد استبداد جلوگری بکنند بلکه خود استبداد زا شدند.
اگر واقعیت های تاریخی را بررسی بکنیم، خواهیم دید که در این دو دوره، در زمان کوتاهی، نه تنها سیستم دو ریاستی وجود داشت بلکه سیستم "سه" ریاستی هم تجربه شد ولی باز هم به استبداد انجامیده است.
سیستم سه ریاستی، در دوران بعد از 1357 برای چند سال اجرا می شد تا این که در دوران ریاست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قانون اساسی به نفع دو ریاستی، تغییر داده شد. رهبر، "مطلق" گشت. ریاست جمهوری سمبلیک، قدرت اجرایی را تسخیر کرد و ریاست اجرایی دولت یا نخست وزیری حذف شد.
تا این هنگام و در اوایل جمهوری اسلامی، سه ریاست بر ایران حاکم بودند:
1. رهبر در راس هرم حضور داشت و قدرت و رهبری اکثر سازمان ها و نهادها در ید قدرت او متمرکز بود.
2. رئیس جمهوری وجود داشت که ابوالحسن بنی صدر قدرتمندترین آن رئیس جمهوری ها بود. از سرنوشت ایشان هم باخبر هستیم. بعد از جناب بنی صدر هم چند رئیس جمهور تا خود هاشمی رفسنجانی، در این پست بظاهر بی مسئولیت یا کم مسئولیت سیستم اداری-سیاسی حضور داشتند.
3. نخست وزیری هم بود که مشهورترین و قدرتمندترین آن ها تا تغییر قانون اساسی، میرحسین موسوی تبریزی که بعدها به رهبری "جنبش سبز" رسید، بود. از 1357 تا آن زمان، قدرت اجرایی کشور، نه در دستان رئیس جمهور که در دستان نخست وزیر متمرکز شده بود.
از طرف دیگر، قوا در ایران 150 سال اخیر هم به سه قوه مجزا از هم تقسیم شده است که عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه عدلیه اما باعث توزیع قدرت و نظارت بر قدرت و موجب جلوگیری از بازگشت و بازتولید دیکتاتوری نبوده اند.
من، برای عدم بازگشت استبداد به این منطقه و برای تامین و تظمین حقوق مللی که در "ميثاق ملی برای جلوگيری از بازتوليد استبداد" بدون توجه مانده اند و عمدا هم نادیده گرفته شده اند، در گذشته مقاله کوتاهی نوشته ام که در اینجا لینک آن را می گذارم.
http://ensafali.blogspot.ca/2017/09/blog-post_6.html
من، تصور می کنم، تا مادامی که تکیه گاه هر سیستم فکری، به جای "تکیه" بر "ملل" در ایران، بر "مرزهای پر گهر" بنا شده باشد، استبداد بازتولید خواهد شد.
برای این که استبداد باز تولید نشود، باید زمینه های فکری و ایدئولوژیک بازتولید استبداد را از بین برد. برای این منظور، باید افکار باز تولید کننده استبدادی را بررسی و شناخت.
یکی از این عوامل بازتولید کننده استبداد، "مطلق انگاری" و "مقدس بودن" در اندیشه و اعتقادات متفکران ایرانی است.
باید با قدسیت هر چیزی در این منطقه مخالفت کرد. تنها باید یک چیز مقدس برسمیت شناخته شود که باید غیر قابل تغییر هم باشد و آن "انسان و حقوق انسانی" وی است. یعنی تنها باید انسان و حقوق انسانی وی، مقدس و قابل تقدیس باشد.
در فرای "انسان و حقوقش" هر چیز دیگری، مانند مرز، دین، نژاد، تاریخ، زبان، تمدن، آثار تاریخی، قهرمانان تاریخی (که از قضاء جنایتکاران تاریخی هم هستند) شاعران و کتاب ها و ... نباید مقدس فرض شوند.
اتفاقا، من تصور می کنم که اگر انسان و حقوقش مرکز تمرکز ما ملل و بخصوص ملت فارس قرا بگیرد و اگر همه ما در دفاع از حقوق و اراده جمعی و فردی انسان ها و ملل ساکن در ایران متمرکز بشویم، تکیه بر حقوق فردی و جمعی، اجازه نخواهد داد تا استبداد که بر خواسته از تمرکز بر "حقوق حاکمیت" است، قدرت بگیرد.
برای تامین و تظمین اتحاد ملل و مرزهای ایرانی کنونی، توجه به نوشته زیر حتمی است. تا زمانی که به این نگرانی ها و حقوق ذکر شده در نوشته زیر توجه نشده و این نگرانی ها و دغدغه های ملل در ایران، بدور از توجه و راه حل عملی و منضفانه قرار بگریند، در ایران نه تنها استبداد قابل برگشت است، بلکه راهی بجز استبداد نمی تواند مرزهای ایران را نگه دارد و راه فرای از استبداد نیست. تنها استبداد است که مدعی جلوگیری از تجریه ایران است و به همین بهانه هم می تواند استبداد را باز تولید بکند!
http://ensafali.blogspot.ca/2017/09/blog-post_6.html
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs