Thursday, May 24, 2018

گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 37 الف: موطلق آزادلئق و قئیدییات



گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 37

الف: موطلق آزادلئق و قئیدییات

آزادلیق نه دیر؟ آزادلئقئن دوشمانلاری دوولت، دین و ایدئولوژی لردن عیبارت دیرلر. بونلار، اینسانئن موطلق آزادلئقئنئن دوشمانلاری دیرلار.
منجه، اینسان گرک موطلق آزاد اولسون آمما ایکی اساس پایا اوستونده قورولمالئ یا باغلانمالئ دئر: 1- هئش بیر کسین آزادلئغئ، بیر باشقاسئنئن یا باشقالارئنئن آزادلئغئن آلماسئن یا آزادان آپارماسئن. 2- هر نه منیم اوچون یاخجی و صلاح دئرسا، باضقالارئ اوچونده یاخجی و صلاح اولمالئ دئر. هر نه ایسه منیم اوچون پیس و ضررلی دیر، باشقالارئ اوچونده پیس و صلاحسئز اولمالئ دئر.
منجه، دین و ایدئولوژی نی دینچی لرین و ایدئولوژی چیلرین ائوزلرینه بوراخمالئ و اونلارا وئرمه لی دیر تا اونلار، ائوز اینانجلارئنا، ائوز خلوت لرینده ایستهدیکلری قوللوغو آپارسئنلار آمما حاق وئریلمه مه لی دیر تا هئش بیر کیمسه ائوز دین، اینان و ایدئولوژیسی اوستون بیلسن. بو اوستون بیلمه نین بیر سببی وار و اودا، ائوزون و اینانجئن، چوخلوق و قودرتده گورمک دیر کی آزلئقلارا زور دئییب، اونلارئ ازه بیلر.
قارشئسوندا، چون آزلئقلار، ائوزلرین آز و گوجسوز گورورلر، ایددیعاسئز اولورلار.
اگر دینی و اینانجلارئ بیر بوجاقا
...
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
ایگیرمی دورد، مئی، 2018
hedayat222@yah00.com

خلع سلاح نیروهای مسلح ایران

چرا مسئله خلع سلاح نیروهای نظامی ایران، تا کنون و در رسانه های عمومی، آن هم بطور جدی مطرح نشده است؟ 
علل "تابو" شدن بحث از خلع سلاح نیروهای مسلح ایران چیست که ایرانیان جسارت بحث از آن را ندارند؟ 
آیا ایرانیان می ترسند که مورد حمله و هدف انتقامگیرانه نیروهای مسلح قرار بگیرند؟
آیا نیروهای مسلح ایران، عامل سرکوب و دیکتاتوری در ایران نبوده و نیستند؟
نقش نیروهای مسلح ایران، در داخل ایران چیست؟
نقش این نیروهای مسلح در خارج از ایران چیست؟
آیا دیکتاتوری تاریخی در ایران، بدون حضور نیروهای مسلح در ایران، ممکن بوده و ممکن است؟
آیا ایرانیان، نیروهای مسلح را ستون امنیت داخلی و ضامن امنیت خارجی ایران می دانند؟ یا نیروهای مسلح ایران، این مملکت و ملل را بارها به جنگ داخلی و خارجی کشانده اند؟
اگر نیروهای مسلح ایران نباشند، چه اتفاق هایی منفی، ممکن است رخ بدهد؟
فواید وجود نیروهای مسلح در ایران و برای ایرانیان چیست؟
مضرات خلع سلاح نیروهای مسلح ایران چه هستند؟
تولیدات و محصول نهایی نیروهای مسلح ایران چیستند؟
نیروهای مسلح ایران چه میزان هزینه بر ملل این کشور تحمیل می کنند؟
با 15 میلیارد دلار هزینه دلاری نیروهای مسلح ایران، سالانه چه تعداد کار در صنایع تکنولوژیک می تواند تولید کرده و چه تعداد بیکار را به بازار کار صنایع اساسی کشاند؟
تخمین زده می شود که نیروهای سپاه، ارتش و نیروهای هوایی، دریایی، زمینی آن ها بر روی هم بیش از 660 هزار نفر هستند. حداقل حقوق ماهانه آن ها، در حدود 30 هزار میلیارد تومان در سال است که هیچ تولیدی، جز غرور تو خالی و حمایت روانی از نژادپرستی پانفارسیسم در داخل ایران و در منطقه ندارد.
با 30.000 میلیارد تومان، بودجه جاری پرسنلی نیروهای مسلح، در هر سال، چقدر کار تولیدی می توان ایجاد کرد که بر رفاه، ثروت و توانایی این ملل بیفزاید؟
هزینه های خرید، نگهداری و جایگزینی چندین میلیون سلاح انفرادی، حدود (4) چهار هزار اراده توپ، حدود دو (2) هزار تانک، حدود 310 هواپیماهای بمب افکن و باربری، حدود 365 هلیکوپتر و محهمات این ها، چقدر می شود؟
آیا نمی توان از این پرسنل و از عمر دو سال هدر رفته 425 هزار سرباز، بازده اقتصادی در جهت تولید ثروت در این جامعه استفاده کرد؟
هزینه اشغال یا خرید زمین ها، ساخت و نگهداری صدها پادگان در سراسر ایران چقدر است؟ آیا نمی توان از آن همه منابع، در جهت رفاه عمومی بهره گرفت؟
آیا نیروهای مسلح ایران، عامل سرکوب آزادی ها، حقوق ملل در داخل ایران نیستند؟
آیا رژیم های یک قرن اخیر ایران، با تکیه بر نیروهای مسلح، از آزادی، حقوق بشر و دموکراسی جلوگیری نکرده اند؟
نقش نیروهای مسلح ایران در عدم رشد دموکراسیخواهی و آزادیخواهی در این سرزمین ها چیست؟
نیروهای مسلح ایران در سرکوب خواست های دموکراتیک در داخل ایران، چه نقشی را داشته اند و دارند؟
آیا نیروهای مسلح، عامل اصلی عدم رشد دموکراسی در ایران نیستند؟
آیا در یک قرن اخیر، کارآیی نیروهای مسلح، جز در سرکوب خواست ها و حقوق ملل در داخل ایران، چیز دیگری بوده است؟
آیا نیروهای مسلح، جز تحکیم پانفارسیسم و پان آریاییسم، نفعی بر ملل غیر فارس، در داخل ایران داشته اند؟
آیا، این نیروهای مسلح نبوده اند که در مقابل حرکت های مردمی ملل مختلف در ایران، ایستاده و به قتل عام ده ها هزار انسان دست زده اند؟ و با حقوق ملل مخالفت کرده و حرکت های ملی را نابود کرده اند؟
آیا این نیروهای مسلح نبوده و نیستند که با زبان ها و حقوق انسانی ملل غیر فارس در ایران مخالفت کرده و به تورک زدایی و عرب زدایی از فرهنگ عمومی و گسترش پانفارسیسم در ایران و جهان، همت گماشته بوده و همت گماشته است؟
آیا سرکوب و قتل عام قیام حکومت دموکراتیک شیخ محمد خیابانی در آزربایجان، 
سرکوب و قتل عام قیام حکومت دموکراتیک پیشه وری در آزربایجان، 
سرکوب و قتل عام جنبش خلق مسلمان و آیت الله شریعتمداری در آزربایجان
سرکوب قیام و حکومت دموکراتیک قاضی محمد در کردستان، 
سرکوب و قتل عام جمهوری گیلان، 
سرکوب جنبش مردمی تورکمنستان جنوبی، 
سرکوب جنبش شیخ خزعل و عرب ها، 
سرکوب و قتل عام جنبش بلوچ ها، 
سرکوب و قتل عام جنبش مصدق، 
سرکوب جنبش مردم مشهد در مسجد گوهرشاد، 
سرکوب ملل و حقوق کردها در اوایل انقلاب،
سرکوب جنبش سبز فارس ها،
سرکوب اعتراضات مردم تورک آزربایجان به توهین و تحقیر در روزنامه ایران
سرکوب اعتراضات مردم تورک آزربایجان در تحقیر این مردم در برنامه فتیله،
سرکوب مردم عرب در طول دوسه ماه گذشته،
و ...
آیا در همه این سرکوب ها، نیروهای مسلح در دفاع از خواست و حقوق مردم ایستادگی کرده اند یا در مقابل این ملل ایستاده و فرزندان آنان را قتل عام کرده اند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نبود که علیه قاجار کودتا کرد؟ 
 آیا این نیروهای مسلح ایران نبوده که دو بارعلیه مصدق کودتا کرد؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نبود که همیشه و از پایان دوره قاجار تا کنون، به عامل خارجی برای تامین منافع استعمار خارجی در داخل ایران بدل شده است؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نبود که در مقابل تهاجم روس،  انگلستان و آمریکا به ایران و اشغال کامل ایران و از بین بردن دولت و ارتش آن، هیچ مقاومتی نکرند؟
آیا در جنگ ایران، علیه عراق هم این نیروهای مردمی نبودند که در مقابل اشغال ایران توسط نیروهای عراقی ایستادگی کردند و گرنه، عراق ایران را اشغال می کرد و یا مجاهدین از مهران تا تهران، ایران را اشغال می کردند؟
آیا رهبران سیاسی ایران، در یک قرن اخیر، با تکیه بر نیروهای مسلح ایران، قانون اساسی و حقوق ملل در ایران و همچنین قوانین حقوق بشری بین المللی را نقض کرده اند؟
آیا نیروهای مسلح ایران، باعث نوعی از رشد، روشنفکری، پیدایش طبقه الیتی که به منافع ملی ملل در ایران، در مقابل منافع دولت بایستند، شده است؟
آیا نیروهای مسلح ایران مشغول چپاول و غارت ثروت این ملل نیستند؟
آیا قاچاق مواد مخدر در دست این نیروهای مسلح نیست؟
آیا این نیروهای مسلح میلیون ها فرزندان این ملل را معتاد نکرده اند؟
آیا نیروهای مسلح ایران وارد رانتخواری اقتصادی و قاچاق اقتصادی نشده اند؟
آیا نیروهای مسلح ایران، در بمب گذاری های داخلی، برای آماده سازی زمینه اعدام ها و تسویه حساب های سیاسی، نقش اساسی را نداشته اند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نبودند که ده ها هزار تن را در زندان ها و بدون محاکمه، اعدام کرده اند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نیستند که هر از گاهی، سفارتخانه های خارجی در ایران را اشغال می کنند و ملل ساکن در ایران را تا آستانه جنگی دیگر در منطق، پیش می  برند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نبوده که برای صدور انقلاب به دیگر کشورها، در امور داخلی عراق دخالت کرده و عراق را مجبور به دفاع از خود و حمله به ایران کردند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نیستند که در تک تک کشورهای مسلمان منطقه، دخالت کرده و گروه های طرفدار خود را سازماندهی و حمایت مالی می کنند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نبوده که علیه مقام های عربستان سعودی در مراسم مکه، انقلاب براه انداختند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نیستند که در سوریه، عراق، افغانستان، یمن، لبنان، مصر، فلسطین، اسرائیل و ... دخالت مستقیم می کردند و دخالت می کنند؟
آیا این نیروهای مسلح ایران نیستند که می توانند، ایرانیان را درگیر جنگی دیگر در منطقه بکنند؟
آیا بخاطر وجود این نیروهای مسلح نیست که ایرانیان به بیماری نژادپرستی مبتلا شده اند؟
آیا وجود نیروهای مسلح ایران، باعث رواج خود برتربینی پانفارس ها و گسترش فرهنگ توهین و تحقیر غیر فارس ها در منطقه و جهان نشده است؟
آیا نمی توان با خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، به نوعی دیگری از منطقه اندیشید که در آن صلح، برادری و برابری حقوقی برقرار باشد و منطقه در تهدید نباشد؟
آیا نیروهای مسلح ایرانی باعث پیدایش و رونق مسابقه تسلیحاتی در منطقه نشده اند؟
آیا ثروت ملل فقیر خاورمیانه، برای خرید، نگهداری و آموزش نیروهای مسلح، به جیب ملل و کشورهای ثروتمند سرازیر نمی شود؟ و در مقابل فقیرتر شدن ملل منطقه، دول و شرکت های تولید کننده و فروشنده سلاح، ثروتمندتر می شوند؟
آیا با خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، از تعداد انسان های کشته شده در منطقه کاسته نمی شود؟
آیا با خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، صلح و ثبات در منطقه افزایش نمی یابد؟
آیا با خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، ایرانیان نمی توانند، پیشگامان صلح و خلع سلاح منطقه ای باشند؟
آیا خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، ترس و آمادگی برای جنگ با تهدید ایران را از بین نمی برد؟
آیا خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، اعتماد و دوستی نابود شده و بی اعتمادی رایج در ملل منطقه را به این منطقه برنمی گرداند؟
آیا خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، موجب نمی شود که کشورهای عربی و دیگر کشورهای منطقه ای از مسابقه تسلیحاتی و اتمی خارج شوند و به مشابقه رفاه بپردازند؟
آیا خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، میلیاردها دلاری که صرف خرید اسلحه با هدف کشتار انسان در منطقه می شود را به تولید کار و رفاه در منطقه سوق نمی دهد؟
آیا سلاح هایی که همه نیروهای مسلح، در این منطقه می خرند، برای کشتن انسان ها خریده نمی شوند؟ و نباید روزی با آن ها انسان هایی را کشت؟ 
آیا خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، از شدت مسابقه تسلیحاتی برای کشتار انسان ها در منطقه نمی کاهد؟
آیا با خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، ایرانیان نمی توانند پیشرو صلح و افکار جدید انسان دوستانه در منطقه باشند؟
آیا خلع سلاح نیروهای مسلح ایران، دین اسلام، را از اتهام "دین تروریستی" بودن، رهایی نخواهد داد؟
آیا نمی توان، ایران را به مرکز بین المللی صلح و دوستی در منطقه بدل کرد و فرهنگ نوینی در منطقه تاسیس کرده و رواج داد و الگوی جدیدی برای زیستن در کنار هم ایجاد کرد؟
ایران ایران و ایرانیان مجبور هستند که دایما مسلحانه و در ترس دایمی زندگی بکنند؟
آیا باید دیگر ملل از ایران بترسند؟ آیا نمی شود، ایران به سوئیس و سوئد منطقه بدل شود؟
آیا نمی توان بجای امپراتوری نظامی، امپراتوری حقوق بشری، امپراتوری صلح، امپراتوری اقتصادی، امپراتوری رفاه، امپراتوری امنیت اجتماعی، امپراتوری توسعه اقتصادی، امپراتوری توسعه علمی و تکنولوژیکی و ... پدیدار ساخته و الگویی جدیدی ارائه کرد و بر اساس الگوهای 2500 سال قبل نیاندیشید، رفتار و زندگی نکرد؟
آیا نمی توان با پرداخت یکدهم بودجه نظامی کنونی ایران، به یک کشور قدرتمند، تامین نیازهای دفاعی ایران در مقابل حملات خارجی را به آن، واگذار کرد؟ و از هدر رفتن جان و مال ایرانیان دوری جست؟
آیا نیروهای مسلح ایران برای این ملل نوعی از توسعه را به ارمغان آورده اند؟
چه چیزی با پیدایش نیروهای نطامی ایران بدست آورده ایم که با خلع سلاح آن ها، از مزایا را از دست بدهیم؟
آیا حفظ استقلال ایران، تنها با داشتن نیروهای مسلح و هزینه های سنگین امکان پذیر است و راه حل دیگری برای حفظ استقلال نیست؟
آیا نمی توان استقلال ملی را نوعی دیگر و جدید تعریف کرد که در آن نقشی به نیروهای مسلح داده نشود؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
ببیست و چهارم می 2018
hedayat222@yahoo.com


Saturday, May 19, 2018

دیالوگ: بررسی راهکارهای اتحاد ملل بدون حق و حقوق ملی در ایران - بخش دوم

برنامه هفته پنجاه و هفتم دیالوگ ـ بخش دوم
موضوع: بررسی راهکارهای اتحاد ملل بدون حق و حقوق ملی در ایران
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
فرامرز بختیار
دکتر شهسوار کریم زاده
آریا جبارپور
یوسف عزیزی بنی طرف
برنامه "دیالوگ"، هرهفته، روز شنبه
از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز
از تلویزیون گوناز تی وی
بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۷
در ماه های اخیر، گروه های "سنترالیست" یا "مرکزگرایان پانفارس که از نظر ایدئولوژی، در دو نوک پیکان های ضد هم قرار داشتند، با هم متحد شده اند. مهم نیست که کدام نیرو، امر و فرمان اتحاد آن ها را صادر کرده است. مهم آن است که گروه های پانفارسیست، متوجه اهمیت تاریخ روزهای آینده برای ایران و ایرانیان شده اند و نمی خواهند، بازنده جنگ اعلام نشده در میان ملل ساکن در ایران باشند؟
در همین راستا، پانفارس های سلطنت طلب، با پانفارس های جمهوریخواه و پانفارس های سکولار متحد شده اند. این اتحاد چنان مهم بوده که جمهوری خواهان پانفارس، از خواست اساسی  خودشان که "جمهوریت" نظام آینده ایران بود، صرف نظر کرده، کوتاه آمده اند.
از طرف دیگر، سلطنت طلبان پانفارس هم از "اهورایی  بودن پادشاهی بازمانده پهلوی ها" کوتاه  آمده و انتخاب سلطنت او شرط قرار داده اند و با هم برای مصادره ایران آینده متحد شده اند.
احتمالا، این سه گروه، با مجاهدین خلق هم متحد خواهند شد تا هر چهار ستون مورد نیاز پانفارسیسم با هم متحد شوند.
در این میان، اما، پانفارس ها و فارس ها (بر روی هم) کمتر از 30 درصد جمعیت 80بیش از  میلیونی ملل ساکن ایران را تشکیل می دهند.
سوال این است که در هیاهوی بلوکسازی برای تغییر ایران، چرا از مللی که یک قرن از حق و حقوق ملی و انسانی محروم بوده اند، خبر نیست؟
آیا رهبران و روشنفکران ایران، بطور جدی، متوجه شده اند که منطقه و ایران در حال تغییر است؟
این ملل تحت ستم که بیش از 70 درصد جمعیت های ایران هستند، برای آینده خودشان چه برنامه هایی دارند؟
آیا احزاب و روشنفکران ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... متوجه شده اند که پانفارسیسم برای تسخیر مجدد و مصادره ایران، خیز بر می دارد و اگر پانفارسیسم مجددا بر ایران مسلط شود، این ملل، در آینده ایران، هیچ نقشی نخواهند داشت؟
آیا احزاب و روشنفکران مللی که زبانشان در یک قرن گذشته، به عنوان سمبل حقوقشان، قدغن شده است، متوجه شده اند که جنگ قدرت در میان پانفارسیسم و این ملل، برای تسخیر قدرت، آغاز شده است و اگر  این ملل بدون حقوق ملی، نجنگند و تسلیم بشوند، جنگ نکرده، خواهند باخت؟ و اگر بجنگند، امکان و شانس پیروزی دارند؟
آیا ملل بدون حقوق ملی متوجه شده اند که هر چه تاریخ جلوتر می رود و احتمال تغییر در ایران و منطقه افزایش می یابد، بذرهایی که پانفارسیسم از اول قرن حاضر کاشته و دشمنی ها را  با تقسیم جغرافیایی، در میان این ملل آبیاری کرده بود، نتیجه می دهد و این ملل، به جای جنگ و مبارزه با سلطه همه جانبه پانفارسیسم بر خودشان، به جان هم افتاده اند و با هم در ستیزه هستند؟
آیا ملل بدون حقوق ملی در ایران، به بررسی راهکارهایی برای اتحاد با هم و کاستن از دشمنی هایی که به ضرر منافع ملی آنان و به نفع منافع ملی پانفارسیسم است، افتاده اند؟
با توجه به تاریخ دویست سال اخیر، قدرت های استعماری فرامنطقه ای که مطامع و منافعشان در راستای مطامع و منافع اقلیت فارس بوده و است و از طرف دیگر، منفعشان با منافع ملل بدون حق و حقوق ساکن در ایران سازگار نبوده و نیست و برای همین هم، بدست رضاخان کودتاچی، اقلیت پانفارس را به حکومت نشاندند تا ملل غیر فارس را به زیر ستم ببرند. آیا ملل تورک، کورد، …. درس تاریخی لازم را برای اتحاد در چنین روزهایی گرفته اند؟
ملل بدون حقوق در ایران، چگونه می توانند با هم دیالوگ بکنند؟
راه های نزدیک شدن آن ملل بدون حقوق انسانی به هم چیست؟
چطور می توان دشمنی در میان ملل تحت ستم پانفارسیسم را به همکاری و اتحاد در میان این ملل، برای پیروزی، بعد از یک قرن ذلت، بدل کرد؟
چه کس یا کسانی، کدام حزب یا احزابی باید منافع ملی ملل بدون حق و حقوق در ایران را بیشتر از بقیه این ملل دیده و متوجه برنامه های "اختلاف بینداز و حکومت کن" پانفارسیسم شده، خود را از "عوامگرایی و "پوپولیسم" حاکم بر این سیاستمداران و احزاب رها کرده و برای اتحاد در میان این ملل، در مقابل حمله نهایی پانفارسیسم، پیشقدم خواهد شد؟
آیا ملل بدون حق و حقوق، رهبران، احزاب و روشنفکران آن  ملل، واقعا خطر سلطه پانفارسیسم را درک و فهم کرده اند؟
 آیا رهبران ملل بدون حق و حقوق در ایران، با جنگ با هم، به پیشبرد برنامه های جنگی و تسخیر قلعه های خودشان توسط دشمنی به نام پانفارسیسم، کمک نمی کنند؟
راهکارهای اتحاد این ملل چیست؟
چه سناریوهایی برای اتحاد این ملل قابل تصور است؟
در برنامه امشب "دیالوگ" آقایان:
1.
 جناب فرامرز بختیار؛ رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستانات و کارشناس سیاسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا
2.
دکتر شهسوار کریم زاده؛ استاد فلسفه و اقتصاد در دانشگاه های انگلستان و متخصص و نویسنده چندین کتاب در باره استعمار و مستعمرگی
3.
آریا جبارپور؛ از حزب دموکرات کردستان ایران، خبرنگار، فعال سیاسی و حقوق بشری کرد
4.
 یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده و محقق عرب الاحواز، فعال حقوق بشر و مسئول کانون مبارزه با نژادپرستی و عرب ستیزی در ایران
شرکت کرده اند تا راه ناهموار اتحاد ملل بدون حق و حقوق در ایران را بررسی بکنیم
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هیجدهم می 2018

دیالوگ: بررسی راهکارهای اتحاد ملل بدون حق و حقوق ملی در ایران - بخش اول


برنامه هفته پنجاه و هفتم دیالوگ ـ بخش اول
موضوع: بررسی راهکارهای اتحاد ملل بدون حق و حقوق ملی در ایران
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه: 
فرامرز بختیار
دکتر شهسوار کریم زاده
آریا جبارپور
یوسف عزیزی بنی طرف
برنامه "دیالوگ"، هرهفته، روز شنبه
از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز
از تلویزیون گوناز تی وی
بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۷
در ماه های اخیر، گروه های "سنترالیست" یا "مرکزگرایان پانفارس که از نظر ایدئولوژی، در دو نوک پیکان های ضد هم قرار داشتند، با هم متحد شده اند. مهم نیست که کدام نیرو، امر و فرمان اتحاد آن ها را صادر کرده است. مهم آن است که گروه های پانفارسیست، متوجه اهمیت تاریخ روزهای آینده برای ایران و ایرانیان شده اند و نمی خواهند، بازنده جنگ اعلام نشده در میان ملل ساکن در ایران باشند؟
در همین راستا، پانفارس های سلطنت طلب، با پانفارس های جمهوریخواه و پانفارس های سکولار متحد شده اند. این اتحاد چنان مهم بوده که جمهوری خواهان پانفارس، از خواست اساسی  خودشان که "جمهوریت" نظام آینده ایران بود، صرف نظر کرده، کوتاه آمده اند.
از طرف دیگر، سلطنت طلبان پانفارس هم از "اهورایی  بودن پادشاهی بازمانده پهلوی ها" کوتاه  آمده و انتخاب سلطنت او شرط قرار داده اند و با هم برای مصادره ایران آینده متحد شده اند.
احتمالا، این سه گروه، با مجاهدین خلق هم متحد خواهند شد تا هر چهار ستون مورد نیاز پانفارسیسم با هم متحد شوند.
در این میان، اما، پانفارس ها و فارس ها (بر روی هم) کمتر از 30 درصد جمعیت 80بیش از  میلیونی ملل ساکن ایران را تشکیل می دهند.
سوال این است که در هیاهوی بلوکسازی برای تغییر ایران، چرا از مللی که یک قرن از حق و حقوق ملی و انسانی محروم بوده اند، خبر نیست؟
آیا رهبران و روشنفکران ایران، بطور جدی، متوجه شده اند که منطقه و ایران در حال تغییر است؟
این ملل تحت ستم که بیش از 70 درصد جمعیت های ایران هستند، برای آینده خودشان چه برنامه هایی دارند؟
آیا احزاب و روشنفکران ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... متوجه شده اند که پانفارسیسم برای تسخیر مجدد و مصادره ایران، خیز بر می دارد و اگر پانفارسیسم مجددا بر ایران مسلط شود، این ملل، در آینده ایران، هیچ نقشی نخواهند داشت؟
آیا احزاب و روشنفکران مللی که زبانشان در یک قرن گذشته، به عنوان سمبل حقوقشان، قدغن شده است، متوجه شده اند که جنگ قدرت در میان پانفارسیسم و این ملل، برای تسخیر قدرت، آغاز شده است و اگر  این ملل بدون حقوق ملی، نجنگند و تسلیم بشوند، جنگ نکرده، خواهند باخت؟ و اگر بجنگند، امکان و شانس پیروزی دارند؟
آیا ملل بدون حقوق ملی متوجه شده اند که هر چه تاریخ جلوتر می رود و احتمال تغییر در ایران و منطقه افزایش می یابد، بذرهایی که پانفارسیسم از اول قرن حاضر کاشته و دشمنی ها را  با تقسیم جغرافیایی، در میان این ملل آبیاری کرده بود، نتیجه می دهد و این ملل، به جای جنگ و مبارزه با سلطه همه جانبه پانفارسیسم بر خودشان، به جان هم افتاده اند و با هم در ستیزه هستند؟
آیا ملل بدون حقوق ملی در ایران، به بررسی راهکارهایی برای اتحاد با هم و کاستن از دشمنی هایی که به ضرر منافع ملی آنان و به نفع منافع ملی پانفارسیسم است، افتاده اند؟
با توجه به تاریخ دویست سال اخیر، قدرت های استعماری فرامنطقه ای که مطامع و منافعشان در راستای مطامع و منافع اقلیت فارس بوده و است و از طرف دیگر، منفعشان با منافع ملل بدون حق و حقوق ساکن در ایران سازگار نبوده و نیست و برای همین هم، بدست رضاخان کودتاچی، اقلیت پانفارس را به حکومت نشاندند تا ملل غیر فارس را به زیر ستم ببرند. آیا ملل تورک، کورد، …. درس تاریخی لازم را برای اتحاد در چنین روزهایی گرفته اند؟
ملل بدون حقوق در ایران، چگونه می توانند با هم دیالوگ بکنند؟
راه های نزدیک شدن آن ملل بدون حقوق انسانی به هم چیست؟
چطور می توان دشمنی در میان ملل تحت ستم پانفارسیسم را به همکاری و اتحاد در میان این ملل، برای پیروزی، بعد از یک قرن ذلت، بدل کرد؟
چه کس یا کسانی، کدام حزب یا احزابی باید منافع ملی ملل بدون حق و حقوق در ایران را بیشتر از بقیه این ملل دیده و متوجه برنامه های "اختلاف بینداز و حکومت کن" پانفارسیسم شده، خود را از "عوامگرایی و "پوپولیسم" حاکم بر این سیاستمداران و احزاب رها کرده و برای اتحاد در میان این ملل، در مقابل حمله نهایی پانفارسیسم، پیشقدم خواهد شد؟
آیا ملل بدون حق و حقوق، رهبران، احزاب و روشنفکران آن  ملل، واقعا خطر سلطه پانفارسیسم را درک و فهم کرده اند؟
 آیا رهبران ملل بدون حق و حقوق در ایران، با جنگ با هم، به پیشبرد برنامه های جنگی و تسخیر قلعه های خودشان توسط دشمنی به نام پانفارسیسم، کمک نمی کنند؟
راهکارهای اتحاد این ملل چیست؟
چه سناریوهایی برای اتحاد این ملل قابل تصور است؟
در برنامه امشب "دیالوگ" آقایان:
1.
 جناب فرامرز بختیار؛ رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستانات و کارشناس سیاسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا
2.
دکتر شهسوار کریم زاده؛ استاد فلسفه و اقتصاد در دانشگاه های انگلستان و متخصص و نویسنده چندین کتاب در باره استعمار و مستعمرگی
3.
آریا جبارپور؛ از حزب دموکرات کردستان ایران، خبرنگار، فعال سیاسی و حقوق بشری کرد
4.
 یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده و محقق عرب الاحواز، فعال حقوق بشر و مسئول کانون مبارزه با نژادپرستی و عرب ستیزی در ایران
شرکت کرده اند تا راه ناهموار اتحاد ملل بدون حق و حقوق در ایران را بررسی بکنیم
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هیجدهم می 2018
hedayat222@yahoo.com

دوشونجه لر مئیدانی: مخدومقولو فراغی و تورکمن لرین اویانئش حرکاتی

دوشونجه لر مئیدانی: مخدومقولو فراغی و تورکمن لرین اویانئش حرکاتی
آپارئجی: انصافعلی هدایت
قوناق: اوستاد عبدالرحمان ده وه جی
گوناز تی وی
اوندوققوز مئی 2018
Düşüncələr Meydanı: Məxdumquli Fəraği və Türkəmənlərin Oyanış Hərəkatı Aparıcı: İnsafəli Hidayət
Qonaq: Ustad Abdurrahman Deveci
GünazTV
May.19.2018


آیا باور بکنیم که فارسی، زبانی مستقل بوده و لهجه نیست؟

زمین و آسمان، با این شعار پر شده است که "فارسی" یگ زبان کامل و پیشرفته و جهانی است و باید آن را جهانی هم کرد.
تازه، این ادعا، بعد از یک قرن پر تلاش برای سره و خالص کردن این زبان از زبان های عربی و تورکی بسیار هم پررنگ شده است.
در پس 50 سال آموزش زبان فارسی و نوشتن با آن، من؛ انصافعلی هدایت، به یک فکر و سوال رسیده ام که باید در باره آن اندیشه کرد و پاسخ داد.
سخن و فکر این است که: اگر از مجموعه لغاتی که یک زبان مستقل را تشکیل می دهند، بیش از 75% آن از لغات یک زبان دیگر باشد و از 25% لغات باقی مانده هم حدود 12% به زبان های دیگر متعلق باشند، کجای این زبان، یک زبان مستقل است.
آیا در چنین زبانی، اگر 50% به علاوه یک (+1) از زبان دیگر باشد، طبق قاعده، نباید اکثریت-اقلیت کرد و نتیجه گرفت که زبان چه زبانی است؟
در زبان فارسی 75% عربی وحدود 12% هم تورکی و از دیگر زبان ها هستند که داخل فارسی شده اند.
یعنی حدود 90% لغات زبان فارسی، لغت فارسی نیست. آیا با تکیه به حدود ده درصد کلمات رایج در زبان فارسی، می توان مدعی شد که یک زبانی به نام زبان فارسی وجود مستقلی دارد؟
آیا زبان فارسی با چنین مشخصاتی، یک لهجه از زبان عربی نیست؟
آیا بر همین قیاس نیست که از احمد کسروی تا علی یونسی و سیدجواد طباطبایی مدعی شده اند که چون تعدادی (کمتر از 2%) لغات فارسی یا طالشی وارد زبان تورکی شده است (در مناطقی که فارس ها و طالشی ها با تورکان درآمیخته اند)، پس زبانی با نام و عنوان "زبان تورکی" وجود نداشته و ندارد و آن چه بوده و است، زبان "آذری" (زبان فارسی) بوده است.
آیا زبان فارسی که حدود 90% لغات آن، خارجی (عربی، تورکی، انگلیسی، فرانسوی، روسی، آلمانی و ...) هستند، می تواند یک زبان "جهانی" باشد؟
با کدام ملاک می توان ادعا کرد که زبان فارسی نه تنها لهجه ای از زبان عربی نیست بلکه زبانی مستقل و جهانی است؟
در عین حال که اگر زبانی، مستقل و مدعی جهانی بودن است، باید زبان علوم رایج باشد و لغات مورد نظر علوم (حداقل علوم قدیمه) در آن موجود باشند.
در این صورت، آیا زبان فارسی، یک زبان علمی است؟
منظورم از زبان علمی، زبان علوم قرن بیستم و بیست و یکم (کامپیوتر، اینترنت، پزشکی پیشرفته، مهندسی هوا-فضا، موشک، اتم و ...) نیست.
بلکه منظورم توانایی زبان فارسی در بیان علوم قدیمه که در قرن های گذشته در حوزه های علمیه تدریس می شده، است. آیا فارسی توانایی بیان آن علوم را با زبان فارسی داشته است؟
چرا مدعیان رهبری زبان فارسی پنهان می کنند که تمامی لغات علمی، ریاضی، فیزیک، شیمی، هندسی، مهندسی، معماری، حقوقی، هنری، و ... فارسی نیستند و از زبان های دیگر آمده اند؟
بیش از 75% لغات زبان فارسی، از لغات عربی است.
اگر لغات عربی را از زبان فارسی بگیریم، فارسی زبانان نمی توانند در رابطه با حقوق، فقه، هندسه، ریاضیات، جبر، فلسفه، منطق، هنر، موسیقی، فیزیک، شیمی، مهندسی، معماری، شهرسازی، تمدن، فرهنگ، علم ادبیات (صرف و نحو و دستور زبان فارسی) علم اوزان و شمارش اشیاء، علم شعر و شاعری، جغرافیا، آب و هوا، جنگل و صحرا، کشاورزی و دامداری و باغداری، دامپزشکی، نظامی، و ... سخن بگویند.
حتی گفتگوی ساده در باره مسایل روزانه هم در زبان فارس و بدون استفاده از زبان عربی و تورکی بسیار سخت و شاید هم غیر ممکن می شود.
در حالی ادعا می کنند، زبان فارسی زبانی مستقل و جهانی است که حتی نمی توان با زبان فارسی، بدون یاری لغات عربی و تورکی، در مدارس و دانشگاه ها برای نیم ساعت درس داد.
درس املاء و دستور زبان فارسی، در زبان فارسی هم غیر ممکن است.
آیا می توان باور کرد که زبان فارسی یک زبان مستقل است؟
چرا یک قرن سرمایه گذاری برای فارسی سازی زبان فارسی و هزینه کردن هزاران میلیارد تومان در راه این زبان، نتیجه چندانی نداده است تا آن را در ردیف چند زبان محروم از حق آموزش قرار بدهد؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نوزدهم می 2018
hedayat222@yahoo.com

Friday, May 18, 2018

بررسی راهکارهای اتحاد ملل تحت ستم در ایران

مقدمه ای برای ورد به بحث "دیالوگ" نوزدهم می ماه 2018 از طریق تلویزیون "گوناز تی وی
در ماه های اخیر، گروه های "سنترالیست" یا "مرکزگرایان پانفارس که از نظر ایدئولوژی، در دو نوک پیکان های ضد هم قرار داشتند، با هم متحد شده اند. مهم نیست که کدام نیرو، امر و فرمان اتحاد آن ها را صادر کرده است. مهم آن است که گروه های پانفارسیست، متوجه اهمیت تاریخ روزهای آینده برای ایران و ایرانیان شده اند و نمی خواهند، بازنده جنگ اعلام نشده در میان ملل ساکن در ایران باشند؟
در همین راستا، پانفارس های سلطنت طلب، با پانفارس های جمهوریخواه و پانفارس های سکولار متحد شده اند. این اتحاد چنان مهم بوده که جمهوری خواهان پانفارس، از خواست اساسی  خودشان که "جمهوریت" نظام آینده ایران بود، صرف نظر کرده، کوتاه آمده اند.
از طرف دیگر، سلطنت طلبان پانفارس هم از "اهورایی  بودن پادشاهی بازمانده پهلوی ها" کوتاه  آمده و انتخاب سلطنت او شرط قرار داده اند و با هم برای مصادره ایران آینده متحد شده اند.
احتمالا، این سه گروه، با مجاهدین خلق هم متحد خواهند شد تا هر چهار ستون مورد نیاز پانفارسیسم با هم متحد شوند.
در این میان، اما، پانفارس ها و فارس ها (بر روی هم) کمتر از 30 درصد جمعیت 80بیش از  میلیونی ملل ساکن ایران را تشکیل می دهند.
سوال این است که در هیاهوی بلوکسازی برای تغییر ایران، چرا از مللی که یک قرن از حق و حقوق ملی و انسانی محروم بوده اند، خبر نیست؟
آیا رهبران و روشنفکران ایران، بطور جدی، متوجه شده اند که منطقه و ایران در حال تغییر است؟
این ملل تحت ستم که بیش از 70 درصد جمعیت های ایران هستند، برای آینده خودشان چه برنامه هایی دارند؟
آیا احزاب و روشنفکران ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... متوجه شده اند که پانفارسیسم برای تسخیر مجدد و مصادره ایران، خیز بر می دارد و اگر پانفارسیسم مجددا بر ایران مسلط شود، این ملل، در آینده ایران، هیچ نقشی نخواهند داشت؟
آیا احزاب و روشنفکران مللی که زبانشان در یک قرن گذشته، به عنوان سمبل حقوقشان، قدغن شده است، متوجه شده اند که جنگ قدرت در میان پانفارسیسم و این ملل، برای تسخیر قدرت، آغاز شده است و اگر  این ملل بدون حقوق ملی، نجنگند و تسلیم بشوند، جنگ نکرده، خواهند باخت؟ و اگر بجنگند، امکان و شانس پیروزی دارند؟
آیا ملل بدون حقوق ملی متوجه شده اند که هر چه تاریخ جلوتر می رود و احتمال تغییر در ایران و منطقه افزایش می یابد، بذرهایی که پانفارسیسم از اول قرن حاضر کاشته و دشمنی ها را  با تقسیم جغرافیایی، در میان این ملل آبیاری کرده بود، نتیجه می دهد و این ملل، به جای جنگ و مبارزه با سلطه همه جانبه پانفارسیسم بر خودشان، به جان هم افتاده اند و با هم در ستیزه هستند؟
آیا ملل بدون حقوق ملی در ایران، به بررسی راهکارهایی برای اتحاد با هم و کاستن از دشمنی هایی که به ضرر منافع ملی آنان و به نفع منافع ملی پانفارسیسم است، افتاده اند؟
با توجه به تاریخ دویست سال اخیر، قدرت های استعماری فرامنطقه ای که مطامع و منافعشان در راستای مطامع و منافع اقلیت فارس بوده و است و از طرف دیگر، منفعشان با منافع ملل بدون حق و حقوق ساکن در ایران سازگار نبوده و نیست و برای همین هم، بدست رضاخان کودتاچی، اقلیت پانفارس را به حکومت نشاندند تا ملل غیر فارس را به زیر ستم ببرند. آیا ملل تورک، کورد، …. درس تاریخی لازم را برای اتحاد در چنین روزهایی گرفته اند؟
ملل بدون حقوق در ایران، چگونه می توانند با هم دیالوگ بکنند؟ 
راه های نزدیک شدن آن ملل بدون حقوق انسانی به هم چیست؟ 
چطور می توان دشمنی در میان ملل تحت ستم پانفارسیسم را به همکاری و اتحاد در میان این ملل، برای پیروزی، بعد از یک قرن ذلت، بدل کرد؟
چه کس یا کسانی، کدام حزب یا احزابی باید منافع ملی ملل بدون حق و حقوق در ایران را بیشتر از بقیه این ملل دیده و متوجه برنامه های "اختلاف بینداز و حکومت کن" پانفارسیسم شده، خود را از "عوامگرایی و "پوپولیسم" حاکم بر این سیاستمداران و احزاب رها کرده و برای اتحاد در میان این ملل، در مقابل حمله نهایی پانفارسیسم، پیشقدم خواهد شد؟
آیا ملل بدون حق و حقوق، رهبران، احزاب و روشنفکران آن  ملل، واقعا خطر سلطه پانفارسیسم را درک و فهم کرده اند؟
 آیا رهبران ملل بدون حق و حقوق در ایران، با جنگ با هم، به پیشبرد برنامه های جنگی و تسخیر قلعه های خودشان توسط دشمنی به نام پانفارسیسم، کمک نمی کنند؟
راهکارهای اتحاد این ملل چیست؟
چه سناریوهایی برای اتحاد این ملل قابل تصور است؟
در برنامه امشب "دیالوگ" آقایان:
1.
 جناب فرامرز بختیار؛ رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستانات و کارشناس سیاسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا
2.
دکتر شهسوار کریم زاده؛ استاد فلسفه و اقتصاد در دانشگاه های انگلستان و متخصص و نویسنده چندین کتاب در باره استعمار و مستعمرگی
3.
آریا جبارپور؛ از حزب دموکرات کردستان ایران، خبرنگار، فعال سیاسی و حقوق بشری کرد
4.
 یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده و محقق عرب الاحواز، فعال حقوق بشر و مسئول کانون مبارزه با نژادپرستی و عرب ستیزی در ایران
شرکت کرده اند تا راه ناهموار اتحاد ملل بدون حق و حقوق در ایران را بررسی بکنیم
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هیجدهم می 2018
hedayat222@yahoo.com


گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 36 ب- موصاحیبه 1




گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 36 ب- موصاحیبه 1

بو درسده، گئچمیش درسه داوام وئرمه دیک. بلکه اونون یئرینه، موصاحیبه و دانئشیقا باشلادئق.
موصاحیبه نه دیر؟ نئچه جوز دور؟ خبر اوچون موصاحیبه (رپورتاژ) نی درسین اونملی پارچاسئ اولدو.

بیر نئچه میثالدا ووراراق، خبری موصاحیبه نی و حتتا بیر نئچه موصاحیبه ذن و خبری موصاحیبه دن بیر "گوزاریش و رئپورتاپز یازماغی دا گوستردیم.
اومارام فایدالئ اولسون
بو بحثین داوامی گله جک دیر
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
ویدئونون چکیم تاریخی: 17 مئی 2018
یازئ تاریخی 18 مئی 2018
hedayat222@yahoo.com

گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 36 الف- تئوری: سورو، عاغلئن یولو!

گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 36 
الف- تئوری: سورو، عاغلئن یولو!
بو درسده "سورو، علم و عاغئل" ایله اولان ایلگیلر اوزرینده دانئشئرام. معلوم دور کی علم نه دیر؟ علم: دوز و اگری سورولار و اونلارا وئریلن دوروست و یانلئش جاوابلاردان عیبارت دیر.
عاغئل دا سورونو، جاوابئ و اونلارئن آراسئندا اولان ایگلی لری کشف ادیب، اونلاردان سونوج آلان قووه دیر کی بئیین ده یئر آلئر.
بونون اوچون، علم یاراتماق او زامان مومکون اولار کی اینسانلار، هئش قورخمادان و اوتانمادان، هر جوره "پیس-یاخجی" سورولارئ سورالار. سورو سورماق ایله، علمین اینکیشافئنا یول آچئلار. سورو سورماق باشارمئین بیر توپلوم اصلا علمی اینکیشاف اتمز.
البتته علمی تکجه دانیشگاهلاردا یا مدرسه و مکتبلرده تعلیم اتمزلر. بلکه مدرسه لرده و مکتب لرده، یارانمئش علمی، گووشرلر (نشخوار) ادرلر. علم، تجروبه اهالیسی واسیطه سی ایله تجروبه اولار و سونرالار، اونا بیر آد قویولوب، مدرسه و دانیشگاه علمینه چئویریب، اونو تعلیم ادیب، اوندان ثروت قازانارلار.
بیر چین میثالی دئییر: "هر کیمسه بیر سورو سورورسا، بئش دقیقه لیک آحماق و سفه گورونر آمما هر کیمسه کی سورو سورماز ایسه، عومور بویو آحماق و سفه قالار."
بو مثل گوسته ریر کی نیه اوروپا، آمریکا و ژاپون و پین ترقی و اینکیشاف ادیب و علم و تکنولوژی ده، ایرلیلئیبلر. چون اونلار، ایسته مئییبلر کی بیر عومور بویو آحماق قالسئنلار. اونون اوپون سورو سورماقئ و سورولارا، تجروبه ده جاواب وئرمگی عار و سفهلیک بیلمئییبلر آمما ترسه سینه، ایراندا، سورو سورماق، سفهلیک دیر و حیماقت دیر. اینسانلار، "منه سفه و آحماق و جاهیل دئمه سین لر" دییه، بیر عومور بویو، آحماق قالماغی سئچیب لر.
بیر موضوع یا شئی و حالتدن سورو، یوزلر دفعه بلکه میلیونلار کره سورولمالئ دئر. نیه کی هر زمان و آدالارئن باخئشئ دئییشیدیک ده، اسکی سورولارا، یئنی جاوابلار وئریله بیلر. اگر بیر جامعه و توپلوم، اسکی سورولارا، اسکی و ده ده-بابا جاوابلاری وئریر و ائوزونده بیلیجی فرض ادیر، او جامعه تاریخ ده و ده ده-بابا دئورانئندا دونوب، قالئب دیر.
ژورنالیسم و یازارلئق، سورو سورماق هونری و تخصصوصوندن عیبارت دیر. سورو ایله بیر تخصصوص دور کی هم علم یارادار هم ده دورموش بیر موقعی، حرکته گتیرر. 
اصلینده، سوروسوز بیر جامعه و توپلوم، اولو بیر توپلوم دور. اینسانلار دیری گورونور آمما روحلارندا حرکت یوخ دور. بو اولومه و سوروسوزلوقا نه لر سبب اولوب دور؟
دوولت و دین یا ایدئولوژی لرین دیکتاتور حاکیمییتی، سورو سورماغئ، ائوز ضیدلرینه، بیر اعتیراض و عوصیان گوروبلر کی اونلارئن منافعی ایله موخالیفت ادیر. اونون اوپون، توپلومدا بیر قوئرخو یاراداراق، بیر دیکتاتورلوق و سوروسورمازلار هاواسئ یارادئب لار.
گورونور کی، سورو سورماق، بیر اینقیلاب، بیر حرکت، بیر جانلئلئق، بیر عوصیان دئر کی موجود دورومدان راضی دئییل و سورو ایله موجود دورومدان اینتیقاد ادیر.
بس سورو، علمین یارئسی، عاغلئن نشانه سی، علمین حرکت موتورو و یارئیئ، سوکون و حرکتسیزلیگه عوصیان و بیر اینتیقاد حرکتی دیر.
ایندی سورمالئ دیر، ایراندا نیه علم و تکنیک یارانمئر؟ عجبا، ایراندا یئنی موضوع لار، مسئله لر، موشکوللر، چتین لیک لر، احتیاجلار، دردلر، بالالار، و ... یوخ دور تا ایرانلئلار اونلار حاقدا سورو سورسونلار و اونلارا جاواب آختارسئنلار؟
طبیعی کی ایرانلئلار توپلومودا هر توپلوما تای، سورو و موشکولله دولو دور آمما نییه سورو سورولمور؟
چون، سورو بیر عوصیان، حرکت، اینتیقاد، دئییشیم طلبی دیر. حرکت، دئییشیم، عوصیان و اینتیقاد موجود و حاکیم قووه لرینه قئسسا موددتلیک منفعتلرین خطره سالئر. اونلار سورو و خوصوصیله دوغرو سورو ایله موخالیف دیر لر. چون ایسته میرلر توپلوم و سوکون، حرکته گلسین. سوکون داوام تاپسئن دییه، تامام گوجلری ایله، سورو و دوغرو سورو سورماقئن قاباغئندا دایانئرلار. بونون اوچونده ایراندا اولان مسئله له ره، موضوعلارا، موشکوللره، و ... جاواب وئریلمیر و نتیجه ده علم، فیکیرف دوشونجه، فلسفه و تکنولوژی ده یارانمئر . توپلوم اولدوغو یئردن حکرت اتمیر. ثابیت بیر طبقه، ائوز منافعین گوتورور و بیر طبقه لرده منافع لریندن محروم قالئرلار.
ظاهیرده ایراندا "سورو" سوروشماغئن قارشئسئندا بیر مانع گورونمور. آمما خالقئن و ژورنالیستلر و فیکیر اهالیسینین دوغرو سورو سوروشماق حاققئ یوخ دور. ایراندا سورونون، آنلامی، "پروپاگاندا" و سیاسی تبلیغات دئر. تامام سورولار، بو یون ده دیر کی بیر ایش اوستونده اوتورانی داها یاخشی و داها یارادئجی و داها توپلومو حرکته گتیرن بیر اینسان تثویر اتسین لر.
ایراندا، عالیم لر، سیاستچی لر، ژورنالیست لر، یازارلار، فیکیر صاحیب لری، دوشونجه لی لر، موته خصصیص لر و ... دوغرو و عوصیانچئل، اعتیراضچی، داغئدئجئ، یئخان و یئنی دن یارادان بیر سورولار سورانمئرلار.
سورسائدئلارف ایندی ایراندا را بیر فیکیر دئییشیمی، سیاست دئییشیمی، یول-یونتم دئییشیمی، مودورلر، سیاستچی لر دئییشیمی ائوز وئرمیش دیر. علم و تکنولوژی مرکزینه چئوریلمیش دیر. آمما بویله بیر حکرت گورموروک. هر نه وار ایسه، سوکون و دوراقلئق دئر. بودا گوسته ریر کی ایراندا، سورو سورماق، یالان و ظاهیری بیر شئی دیر کی توپلومو توولاسئنلار. توپلوما دئسین لر کی توپلوم حرکت ده دیر و اونلارئ بو اولمییان آما توپلومون طلبی اولان حرکتین اولماسئنا اینان دئرسئن لار. بو بیر جور "ائوزگه لشمک"، ایلیناسییون، از خود بیگانگی و مانقوردلوق دور کی هم سیستیم همده توپلوم موبطلادئرلار. هر ایکی طرف، مانقوردلاشئب و هر شئیی فرقیلی گورور و فرقیلی اولماسئنادا اینانئرلار. بیر ذهنی اعتیادا موعتاد اولوبلار کی خییاللارئندا اوچور و حرکت ادیرلر آمما واقعییت دهف ساکن و حکرکت سیز دیرلر.
بونون اوچون دور کی "سورو، عاغلئن یولو" دور سوزو، دوغرو گورونور.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
ویدئنون تاریخی 17 می 2018
یازئنئن تاریجی 18 می 2019
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc