Friday, August 24, 2018

ایران، بحرانی است که جز با عدمش آرام نمی گیرد

سیاست در بحران - بحران در سیاست
ایران، هم مادر و هم فرزند بحران است. یعنی هم بحران می زاید و هم آن را پرورش می دهد تا از آن بهره برداری های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و دینی بکند. در بحران است که ایران، معنی خودش را می یابد.
تاریخ ایران، تاریخ جنگ، انقلاب و بحران بوده، است و احتمالا تاریخ آینده اش هم بحرانی خواهد بود.
اگر نگاهی به چهل سال گذشته ایران بیندازیم، جز بحران، نخواهیم دید. سیستم سیاسی و فکری ایرانیان، بحران زا بوده است. همان طور که گفته اند:
"ما زنده به آنیم که آرام نگیریم --- موجیم که آسودگی ما عدم ماست!"
خود انقلاب 1358 بحران بزرگی بود. جنگ مسلحانه در کردستان، قلع و قمع مخالفان اصل 110 قانون اساسی یا ولایت مطلق فقیه در آزربایجان، برکناری مهدی بازرگان از وزارت، کشتار در ترکمن صحرای جنوبی، جنگ هشت ساله بر علیه عراق و دخالت در امور داخلی کشورهای عربی منطقه، اشغال سفارت آمریکا و حمله به ده ها سفارت و کنسولگری، ارسال نظامیان ایران برای ایجاد بحران انقلابی در مراسم حج در کشورعربستان سعودی، حذف احزاب و مخالفان حزب جمهوری اسلامی، برکناری ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری، اعدام های دسته جمعی که هنوز هم ادامه دارد، اصرار بر ادامه جنگ تا فتح عراق و اسرائیل، تلاش برای ساخت بمب اتم و موشکباران عربستان، صدور تروریسم به کشورهای دور و نزدیک، تخریب دین اسلام در میان ملل مختلف در جهان، ایجاد مشکل برای دولت های بظاهر برگزیده مردم در ایران.
در همین راستا، دولت سید محمد خاتمی اعلام کرد که در هر نه (9) روز با یک بحران دست و پنجه نرم کرده و در نبرد بین رهبر و دولت، دولت خاتمی به "تدارکاتچی" نزول کرده بود.
دولت احمدی نژاد با حمایت صد در صدی رهبر، قدرت در قوه مجریه را بدست گرفت و بحران زندان ها و تجاوز به دختران و پسران معترض به انتخابات را در راه دفاع از احمدی نژاد ایجاد کرد اما در نهایت، آب رهبر با احمدی نژاد به به یک جوی نرفت و احمدی نژاد برای بیش از ده روز قهر کرد و حضور در ساختمان ریاست جمهوری را تحریم کرد. بین رهبر و احمدی نژاد شکر آب شد که این روزها هم میان آن دو و قوه قضائیه تحت فرمان رهبر، مبارزه و بحرانی در جریان است.
سپس، رهبر، حسن روحانی را به ریاست قوه مجریه گماشاند ولی او هم رئیس جمهور واقعی نیست و شبیه یک مترسک سر جالیز است و توان انجام وظایف قانونی ریاست جمهوری و اجرای خواست مردم و قانون اساسی را ندارد. نمی تواند وعده های داده به مردم در باره آموزش و رسمی شدن زبان های مادری در ایران، نجات دریاچه ارومیه، تقویت اقتصادی مردم و ... که شعارهای انتخاباتی او بودند را عملی بسازد.
باز هم، مدت هاست که در بین رهبر و حسن روحانی جنگ و ستیز است. طرفداران رهبر، می خواهند علیه او کودتا بکنند. ماجرای برکناری بنی صدر را بر سر او بیاورند یا ماجرای کودتای رضاخائن را تکرار بکنند.
می دانیم که در بحران، هیچ چیزی ثبات ندارد. اقتصاد فرو می پاشد. امنیت از بین می رود. اخلاق محو می شود. دین توانایی و کارکرد خود را از دست می دهد.
باید، بنقل از وبسایت "خبرگزاری میزان" بدانیم که سردار سرلشکر قاسم سلیمانی؛ فرمانده نیروی قدس سپاه اخیرا در بخشی از یکی از سخنرانی‌های خود گفت:
«من با تجربه این را می‌گویم که میزان فرصتی که در بحران‌ها وجود دارد در خود فرصت‌ها نیست. اما شرط آن این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم."
لذا باید پرسید:
چرا این همه بحران و بحران سازی؟
بحران به چه کار ایران و رهبران سیاسی و اداریش می آیند؟
بحران های میان رهبر و حسن روحانی چیستند؟
آیا این بحران ها واقعی هستند؟
چرا این بحران ها ساخته می شوند و کدام اهداف معین و یا اهداف پشت پرده را تعقیب می کنند؟
آیا می توان مبانی فکری و دینی یا سیاسی این بحران ها را درک کرد؟
این بحران ها چه نتایجی می توانند داشته باشند؟
چقدر می توان به صحت این بحران ها و آن اختلاف ها در بین رهبر و رئیس جمهور انتخابی وی اطمینان کرد؟
این دولت و سیستم سیاسی چطور می تواند در دل این همه بحران دوام بیاورد؟
آیا این نوع بحران و اختلاف به جزئی از فرهنگ زیستی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رهبران و افراد ایرانی تبدیل نشده است؟
آیا این اختلافات و بحران ها، جنگ در میدان قدرت هستند یا برای سرگرم کردن و فریب و گمراه کردن مردم طراحی می شوند؟
این بحران ها چه تاثیری هایی بر زندگی، اخلاق و اقتصاد مردم می گذارند؟
آیا این همه بحران سازی ها، به فروپاشی سیاسی-اجتماعی و اخلاقی ایران منجر خواهد شد؟
برای بررسی بحران های موجود در میان رهبر و رئیس جمهور و قوای سه گانه در ایران، چند متفکر و فعال سیاسی، مهمان برنامه امشب "دیالوگ" خواهند بود.
آقایان:
دکتر رضا حسین بر؛ از فعالان سیاسی ملت بلوچ
جناب کیانوش توکلی، مدیر وبسایت ایران گلوبال، فعال سیاسی از مردمان گیلان و مازندران
جناب محسن ابراهیمی؛ از فعالان سیاسی چپگرا و تورک
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و چهارم (24) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com

Saturday, August 18, 2018

دیالوگ: نماینده گان کوکی ـ مجلس رانتخوار



برنامه هفته هفتادم دیالوگ 
موضوع : نماینده گان کوکی ـ مجلس رانتخوار
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
با همکاری: جواد اسماییل بیلی 
میهمانان برنامه: 
دکتر محمدحسن حسین بر
جهانگیر لقایی
دکتر محمدحسین یحیایی
زمان فیلی
برنامه "دیالوگ"، هرهفته، در روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده، به روی آنتن گوناز تی وی" می رود
وظایف نمایندگان مجلس در ایران چیست؟
آیا نمایندگان مجلس باید مطیع، برده و غلام شاه و رهبر باشند و به امر و صلاح اندیشی همان شاه و رهبر، رفتار بکنند؟
آیا نمایند گان، نباید از منافع مردمی که آن ها را انتخاب کرده اند، آن هم در مقابل قدرت، شاه و رهبر، دفاع نمایند و به این ترتیب، منافع مردم منتخب خویش و منافع ملی را تامین کنند؟
 آیا نباید منافع و امنیت ملی را نمایندگان ملت تشخیص بدهند؟
جایگاه نمایندگان و قوه مقننه، در مقابل دولت (قوه مجریه) و قوه قضائیه (دادگاه ها) در کجاست؟
آیا نباید نمایندگان از قانون اساسی و دیگرا قوانینی که تصویب شده، دفاع کرده و مراقبت به اجرا در آمدن آن قوانین باشند؟
اگر قوانین تصویب شده اند تا دولت مردان، قوه قضائیه و خود نمایندگان آن ها را بشکنند، چرا این قوانین تصویب می شوند؟
آیا نمایندگان نباید اراده، خواست و حقوق ملت را از قدرت و حاکمیت بگیرند؟
چرا نمایندگان، رهبر، دولت و قوه قضائیه را به اجرای قوانین و بخصوص، همه اصول قانون اساسی مجبور و ملزم نمی کنند؟ چرا اصول مربوط به حقوق ملت در قانون اساسی تا کنون اجرا نشده است؟ چرا نمایندگان ساکت مانده اند؟ چرا استعفاء نمی دهند؟
چرا نمایندگان، صدای مردمی که خواهان رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران و به موازات زبان فارسی هستند را نمی شنوند؟
چرا نمایندگان، از قدرت نمایندگی که از طرف مردمان به آن ها داده شده است، استفاده نمی کنند؟
نمایندگان در مقابل لال شدن در باره حقوق ملت در مقابل قدرت، رهبر و دولت و قوه قضائیه، چه چیزهایی را بدست می آورند؟
نمایندگان مجلس، برای اشغال صندلی ها، چقدر هزینه می کنند؟ این افراد از آن همه سرمایه گذاری، در انتظار چه سود و رانت اقتصادی هستند؟
آیا مجلس، به دفتر کار و محل زد و بندهای پشت پرده و رانتخواری های اقتصادی نمایندگان با رهبر و دولت بدل نشده است؟
آیا نمایندگان، به کارمندان وعروسک های کوکی بدل نشده اند که دیگران آن ها را کوک می کنند و نمایندگان عکس العملی را انجام می دهند که قدرتمداران از آن نمایندگان می خواهند؟
آیا مجلس به محل تولید فساد اقتصادی و اخلاقی بدل نشده است تا همگی محکوم به سکوت در باره خواست و حقوق مردم باشند؟
مردم از انتخاب مجدد نمایندگان، در پی بدست آوردن کدام حق و حقوق هستند؟
برای پاسخ به بخش هایی از این نوع سوال ها و ایجاد سوال های بیشتر در ذهن مردم، برنامه امشب "دیالوگ" به موضوع "نماینده گان کوکی - مجلس رانتخوار" اختصاص دارد.
من، به همراه همکار دیگرم در استودیوی شیکاگو؛ جناب جواد اسماعیل بیلی، میزبان آقایان:
1. دکتر محمدحسن حسین بر؛ حقوقدان - بلوچ
2. جناب جهانگیر لقایی؛ متخصص اقتصاد - فارس
3. دکتر محمدحسین یحیایی؛ دکترا در اقتصاد - تورک
4. جناب زمان فیلی؛ روزنامه نگار - کرد
خواهیم بود.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
تهیه شده در تاریخ: هفدهم (17) آگوست 2018
اجرا شده در تاریخ: هیجدهم (18) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com
0016475540741

Friday, August 17, 2018

آیا وطیفه نمایندگی رانتخواری و مجلس، محل فعالیت های اقتصادی 290 رانتخوار نیست؟

وظایف نمایندگان مجلس در ایران چیست؟
آیا نمایندگان مجلس باید مطیع، برده و غلام شاه و رهبر باشند و به امر و صلاح اندیشی همان شاه و رهبر، رفتار بکنند؟
آیا نمایند گان، نباید از منافع مردمی که آن ها را انتخاب کرده اند، آن هم در مقابل قدرت، شاه و رهبر، دفاع نمایند و به این ترتیب، منافع مردم منتخب خویش و منافع ملی را تامین کنند؟
 آیا نباید منافع و امنیت ملی را نمایندگان ملت تشخیص بدهند؟
جایگاه نمایندگان و قوه مقننه، در مقابل دولت (قوه مجریه) و قوه قضائیه (دادگاه ها) در کجاست؟
آیا نباید نمایندگان از قانون اساسی و دیگرا قوانینی که تصویب شده، دفاع کرده و مراقبت به اجرا در آمدن آن قوانین باشند؟
اگر قوانین تصویب شده اند تا دولت مردان، قوه قضائیه و خود نمایندگان آن ها را بشکنند، چرا این قوانین تصویب می شوند؟
آیا نمایندگان نباید اراده، خواست و حقوق ملت را از قدرت و حاکمیت بگیرند؟
چرا نمایندگان، رهبر، دولت و قوه قضائیه را به اجرای قوانین و بخصوص، همه اصول قانون اساسی مجبور و ملزم نمی کنند؟ چرا اصول مربوط به حقوق ملت در قانون اساسی تا کنون اجرا نشده است؟ چرا نمایندگان ساکت مانده اند؟ چرا استعفاء نمی دهند؟
چرا نمایندگان، صدای مردمی که خواهان رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران و به موازات زبان فارسی هستند را نمی شنوند؟
چرا نمایندگان، از قدرت نمایندگی که از طرف مردمان به آن ها داده شده است، استفاده نمی کنند؟
نمایندگان در مقابل لال شدن در باره حقوق ملت در مقابل قدرت، رهبر و دولت و قوه قضائیه، چه چیزهایی را بدست می آورند؟
نمایندگان مجلس، برای اشغال صندلی ها، چقدر هزینه می کنند؟ این افراد از آن همه سرمایه گذاری، در انتظار چه سود و رانت اقتصادی هستند؟
آیا مجلس، به دفتر کار و محل زد و بندهای پشت پرده و رانتخواری های اقتصادی نمایندگان با رهبر و دولت بدل نشده است؟
آیا نمایندگان، به کارمندان وعروسک های کوکی بدل نشده اند که دیگران آن ها را کوک می کنند و نمایندگان عکس العملی را انجام می دهند که قدرتمداران از آن نمایندگان می خواهند؟
آیا مجلس به محل تولید فساد اقتصادی و اخلاقی بدل نشده است تا همگی محکوم به سکوت در باره خواست و حقوق مردم باشند؟
مردم از انتخاب مجدد نمایندگان، در پی بدست آوردن کدام حق و حقوق هستند؟ 
برای پاسخ به بخش هایی از این نوع سوال ها و ایجاد سوال های بیشتر در ذهن مردم، برنامه امشب "دیالوگ" به موضوع "نماینده گان کوکی - مجلس رانتخوار" اختصاص دارد.
من، به همراه همکار دیگرم در استودیوی شیکاگو؛ جناب جواد اسماعیل بیلی، میزبان آقایان:
1. دکتر محمدحسن حسین بر؛ حقوقدان - بلوچ
2. جناب جهانگیر لقایی؛ متخصص اقتصاد - فارس
3. دکتر محمدحسین یحیایی؛ دکترا در اقتصاد - تورک
4. جناب زمان فیلی؛ روزنامه نگار - کرد
خواهیم بود.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com
0016475540741

Sunday, August 12, 2018

دیالوگ: بررسی دلایل شرکت یا عدم شرکت مردمان در اعتراضات خیابانی


برنامه هفته شصت و نهم دیالوگ
موضوع : بررسی دلایل شرکت یا عدم شرکت مردمان در اعتراضات خیابانی

مجریان برنامه:
انصافعلی هدایت
جواد اسماییل بیلی

میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی
یوسف عزیزی بنی طرف
محسن رسولی
جلیل آزادیخواه
مرتضی اسماعیل پور
خانم عواطف اسدی
دکتر شهسوار کریم زاده
برنامه دیالوگ، هرهفته، روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، از تلویزیون گوناز تی وی پخش می شود
از دی ماه 1396 در برخی از شهرهای ایران و در میان ملل مختلف، خیابان ها شاهد اعتراض های مردمان بوده است. گر چه و هر از گاهی، بیش از 80 شهر به اعتراض های خیابانی و اقتصادی پیوسته اند لکن، همه شهرها و همه مردمان به این اعتراض ها نپیوسته اند. 
با این حال، کسانی که در رسانه های عمومی یا شبکه های اجتماعی قلم می زنند، تنها از مردم تورک آزربایجان انتظار دارند که وارد اعتراض های خیابانی شده و به اعتراض های مردمان دیگر در ایران، سمت و سو بدهند اما مردم تورک، بنا به دلایلی، سکوت پیشه کرده اند.
آیا سکوت تورکان در ایران، علامت رضایت آنان از وضع موجود است؟
آیا سکوت، جبهه دولت را تقویت نمی کند؟
آیا همه مردمان ساکن در ایران به اعتراض ها پیوسته اند؟
چرا از عدم مشارکت همه مردم همه شهرهای فارس در این اعتراض ها، انتقاد نمی شود؟
چرا از مردم گیلک و مازن، از لرها و بختیاری ها، از کردها، از بلوچ ها، از همه عرب ها، و از ... سخن گفته نمی شود و چنان انتظاری نمی رود؟
چرایی و دلایل شرکت مردمان در این اعتراض ها چیست؟
دلایل و چرایی عدم شرکت مردمان در این اعتراض ها چیست؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
یازدهم (11) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com

Friday, August 10, 2018

آیا مردمان ایران باید در اعتراض ها شرکت بکنند؟

مقدمه ای برای ورود به "دیالوگ" یازدهم (11) آگوست 2018 در گوناز تی وی
از دی ماه 1396 در برخی از شهرهای ایران و در میان ملل مختلف، خیابان ها شاهد اعتراض های مردمان بوده است. گر چه و هر از گاهی، بیش از 80 شهر به اعتراض های خیابانی و اقتصادی پیوسته اند لکن، همه شهرها و همه مردمان به این اعتراض ها نپیوسته اند. 
با این حال، کسانی که در رسانه های عمومی یا شبکه های اجتماعی قلم می زنند، تنها از مردم تورک آزربایجان انتظار دارند که وارد اعتراض های خیابانی شده و به اعتراض های مردمان دیگر در ایران، سمت و سو بدهند اما مردم تورک، بنا به دلایلی، سکوت پیشه کرده اند.
آیا سکوت تورکان در ایران، علامت رضایت آنان از وضع موجود است؟
آیا سکوت، جبهه دولت را تقویت نمی کند؟
آیا همه مردمان ساکن در ایران به اعتراض ها پیوسته اند؟
چرا از عدم مشارکت همه مردم همه شهرهای فارس در این اعتراض ها، انتقاد نمی شود؟
چرا از مردم گیلک و مازن، از لرها و بختیاری ها، از کردها، از بلوچ ها، از همه عرب ها، و از ... سخن گفته نمی شود و چنان انتظاری نمی رود؟
چرایی و دلایل شرکت مردمان در این اعتراض ها چیست؟
دلایل و چرایی عدم شرکت مردمان در این اعتراض ها چیست؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
یازدهم (11) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com


Monday, August 6, 2018

راه حل یک جامعه سناس برای نابودی ملت تورک در ایران

یک پیشنهاد جامعه شناسانه برای نابودی ملت تورک و دیگر ملل غیر فارس در ایران
یک جامعه شناس پانفارس ضد تورک، راه حل جدیدی برای نابود کردن و از بین بردن خطر ملت تورک برای فارس ها در صفحه رسمی خودش در تلگرام مطرح کرده است.
این جامعه شناس ضد تورک و نژادپرست پانفارس، مخالف نوع جامعه شناسی رایج در دانشگاه های ایران است. او برای اثبات مخالفت خودش با آن نوع از جامعه شناسی، از "جامعه‌شناسی ملتگرا" سخن می گوید.
به نظر می رسد که در این نظریه، تاکید بر "ملت" و رهایی از وابستگی به جامعه شناسی غربی سخن خواهد رفت ولی دغدغه او، موضوع مهمتری است: "چطور می توان ملل غیر فارس در ایران را در معده ملت فارس هضم کرده و خطر هویت طلبی آن ملل را از بین برد؟"
به عقیده این جامعه شناس پانفارس نژادپرست ضد تورک، جامعه شناسی جاری در ایران، نتوانسته است، در یک صد سال گذشته، مشکل "هویتی" و "هویتخواهی" ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، مازنی و گیلک و .... در ایران را حل بکند.
جامعه شناسی او برای رهایی ملت تورک از دردسرهایی هویت طلبی و همچنین برای رهایی پانفارسیسم-شوونیسم فارسیسم ایرانی از نگرانی، یک پیشنهاد جالب "جامعه شناسانه ملت گرایانه" ارائه کرده است.
من: انصافعلی هدایت، در ابتدای خواندن مطلب این جناب (!) در تلگرامش (نام کانال او "جامعه شناسی ملت گرا" و نام خودش "سیاوش موسوی" است) تصور می کردم که با یک نوشته طنز مواجه هستم ولی هر چه به طرف سطر پایانی پیش رفتم، بر جدی بودن این نظریه جامعه شناسانه، بیشتر پی بردم.
سوال های اولیه: 1. چرا در بین ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، گیلک، مازنی، کرد و ... نظریه پردازان پیدا نمی شود که خواهان نابودی فارس ها و یا هضم فارس ها در معده ملل دیگر باشند؟ 2. این بیماری از کجا ریشه می گیرد؟ 3. با چنین افرادی چه باید کرد؟ 4. آیا دانشگاه ها جای چنین افرادی است؟ 5. کسانی که در کلاس های درس امثال این بشر، تربیت شوند، انسان ها و ملل را به کدام سمت 
خواهند برد؟
ششم (6) آگوست 2018
تورنتو - کانادا
انصافعلی هدایت
hedayat222@yahoo.com
####
سیاوش موسوی
Image may contain: 1 person, plant
کدام هویت؛ برای آذربایجان!!

 ایرانیان هنوز فراموش نکرده اند که عهدنامه های گلستان، ترکمانچای،
آخال و پاریس چقدر ازسرزمین هایشان را از آنها گرفت!!
پادشاهان زنباره ی قاجار عملا ایران را به روسها و انگلیسی ها فروختند و خود به
مثابه ی یک فاتح بیگانه،بقیه ی رمق رعایای ایرانی را درو کردند!!!
اما متاسف تر این است که زمانی که، آذربایجان مرکز شاهنشاهی مغولان قرار گرفت، زبان و هویت مردم این منطقه تغییر کرد.
به نظر می رسد حاکمیت آق قویونلو ها و قراقویونلوها، هویت ایرانی در این
منطقه را کاملا تضعیف نمود.
آتروپات به دلیل مقاومت در برابر اسکندر بنیان گذار آتروپاتگان شد. سرزمینی که ماد کوچک را تشکیل می داد!!
ماد کوچک، آتروپاتگان و هم اکنون آذربایجان به کدام سمت پیش می رود؟!
نمونه های تجربی و عینی از آذربایجان چه می گویند؟!!!
یکی از دوستان در دانشگاه آزاد واحد تبریز قبول شده بود، او تعریف می کرد وقتی وارد دانشگاه شدم و می خواستم ثبت نام کنم، کارمندان با هم ترکی صحبت می کردند؛ و کسی فارسی صحبت نمی کرد!!
او بعد از چند روز مجبور به انصراف شد!!
دوست دیگری که برای تفریح به آذربایجان رفته بود، می گفت، یک مشکل بانکی برایم پیش آمد، وقتی به داخل بانک رفتم کسی، فارسی صحبت نمی کرد؛ هر چه گفتم آقا، می خواهم ببینم حسابم چه مشکلی دارد، کسی جوابم را نداد!! 
در نهایت یک نفر گفت؛ بیرون!! فقط همین!!!
او می گفت، حتا در خیابان هم کسی جواب مرا نمی داد!!! فقط در پایانه بود که راننده برای تکمیل شدن مسافران، مجبور بود فارسی صحبت کند!!! اما مهمتر این که به دکتر جواد طباطبایی اجازه ی سخنرانی به زبان فارسی را نمی دهند!!! متاسفانه این خبر دردناک هماهنگی عالمان و توده ها در تبریز علیه زبان فارسی است.
این کنش اندوهناک در تبریز یک واکنش علمی و منطقی می خواهد!! حال این سوال پیش می آید؛ 
به راستی آذربایجان به کدام سمت پیش می رود؟!
آیا گروهی اندک اما هماهنگ می توانند هویت جعلی فرقه ی دموکرات را در
آذربایجان زنده کنند؟!!
به راستی چرا این گروه اندک تونسته اند ذهن شهروندان تبریزی و بقیه، را این قدر
شتشو دهند که از زبان ملی متنفر باشند و هویت قومی را بر هویت ملی ترجیح
دهند؟!!!
میراث تجزیه طلبی پیشه وری که سرانجام فرار به شوروی شد!! تا جاسوس استالینی بودنش اثبات شود!! الحاق آذربایجان به شوروی را با خود به گور برد!!! اما این میراث شوم طرفدارانی هم دارد!! 
به زعم من، یک بار برای همیشه مساله آذربایجان باید حل شود؛
استان آذربایجان شرقی، چهار میلیون نفر جمعیت دارد، این چهار میلیون نفر باید
به طور مساوی بین سی استان دیگر ایران تقسیم شود؛ و همان تعداد جمعیت از هر استان وارد آذربایجان شود.
زمان تغییر جمعیتی استان آذربایجان شرقی فرا رسیده است!
به نظر می رسد تمامی استان هایی که هویت قومی دارند، باید تغییر کنند، زیرا هویت قومی بزرگترین مانع در تبدیل افراد به شهروند است!
هیچ فرد قومگرایی نمی تواند ادعای شهروندی داشته باشد. قومگرایی در ایران بزرگترین مانع تشکیل هویت ملی و حقوق شهروندی و دموکراسی است. تا تک تک افراد یک جامعه به هویت شهروندی نرسند خبری از آزادی، عدالت، حقوق هروندی، جامعه ی مدنی و دموکراسی نخواهد بود.
تمام استانهایی که هویت قومی دارند باید تمام جمعیت آنها با گذشت زمان بین  استانهای دیگر تقسیم شود، و الا نه تنها هویت ملی شکل نخواهد گرفت، بلکه تمامیت
ارضی کشور با نگرش قومگرایانه به خطر خواهد افتاد!!
هیچ استانی نباید هویت قومی داشته باشد. زیرا سرانجام استان های قومی، مثل بحرین خواهد شد!!
تا دیر نشده است اندکی ملت گرایانه بیندیشیم، زیرا فردا دیر است!!
@siavashmousavirakati

{در ششم آگوشت 2018 منتشر کرده است}

Saturday, August 4, 2018

دیالوگ: تحریم ها و مذاکره رویا رو؟!


برنامه هفته شصت و هشتم دیالوگ
موضوع : تحریم ها و مذاکره رویا رو؟
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی
فرامرز بختیار
محمد المدحجی
برنامه "دیالوگ"، هرهفته، روز شنبه، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" پخش می شود
سیزدهم (۱۳) مرداد ۱۳۹۷
https://youtu.be/Qd2524fWaQo
سال هاست که جنگ ایران و آمریکا آغاز شده است و آغازگر این جنگ، ایران بود. هر چه جلوتر می رویم، این جنگ، چهره هایی جدیدی از خودش را نشان می دهد. این جنگ دقیقا در 13 آبان 1358 و با حمله "دانشجویان پیرو خط امام" به مرزهای آمریکا و اشغال بخشی از خاک آن کشور آغاز شد. جنگ زمانی شدت گرفت که آیت الله خمینی، اشغال خاک آمریکا را "انقلابی مهمتر از انقلاب اول" نامید. 
جنگ با کشورهای دور و نزدیک، تنها با اشغال سفارت آمریکا پایان نیافت بلکه فرزندان تروریست سپاه پاسداران، از دیوارهای چند کشور دیگر در تهران و شهرهای دیگر هم بالا رفته و امنیت ملی آن ها را بخطر انداختند.
با پرتاب موشک و با اعزام تروریست هایش، امنیت عربستان و کشورهای دیگر عربی را مخدوش کرد و در صدد تغییر رهبران و سیستم سیاسی آن ها برآمد. آخرین تلاشس ایران در این مسیر، برگزاری مانوری نظامی سپاه، برای بستن تنگه هرمز است که منافع ملی اغلب کشورهای دور و نزدیک را بخطر می اندازد.
مهم آن است که آن کشورها، حتی در زمان اشغال بخشی از کشورشان و گروگان گیری سیاستمدارانشان در ایران، منافع ملی خودشان را در آغاز جنگی با کشتار و خونریزی، در پیش نگرفتند بلکه راه تحمل و سیاست را پیشه کردند.
تا این که دولت آمریکا اعلام کرد: اگر ایران 12 شرط آن ها را بجا نیاورد، به تحریم های جدیدی بر ضد ایران اقدام خواهد کرد که در تاریخ، کم نظیر خواهد بود. اما چندی بعد، ترامپ؛ رئیس جمهور، برای تامین حداکثر منافع ملی آمریکا و گریز از جنگ بین ایران و همچنین تحمیل فقر بیشتر بر مردمان ایران، اعلام کرد که حاضر است با رهبر ایران در هر کجا و در هر زمانی که آن ها بخواهند و بدون هیچ نوع پیش شرطی که قبلا مطرح کرده بودند، دیدار بکند.
این راهی بود که می توانست، حداکثر منافع ملی همه ایرانیان را تامین کند و حتی سایه جنگ و کشتار را از سر ملل در ایران دور سازد اما بجای این که رهبران و سیاستمداران ایران، به این مسئله مهم جواب بدهند، تروریست های سپاه پاسدارن پاسخ دادند و هر نوع دیدار و مذاکره بین رهبران آمریکا و ایران را (آن هم از زبان مردمان ایران) محکوم کردند. می توان گفت که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، رهبران سیاسی ایران را هم تحدید کردند و رهبران سیاسی ایران در سایه فرماندهان سپاه قرار گرفتند. معلوم شد که قدرت واقعی سیاسی در دست خامنه ای و روحانی به عنوان رهبر و رئیس جمهور ایران نیست بلکه همه قدرت، در دست سپاه است و رهبران ایران بدون اجازه سپاه، حقوق و قدرت سیاسی ندارند.
بدین سان، سپاه پاسدارن، هم رهبران ایران را تهدید کرد و هم به رئیس جمهور آمریکا گفت که اگر خواستار مذاکره هستید، نه با رهبران سیاسی، دینی و ایدئولوژیک ایران که باید با فرماندهان تروریست ها، طرف بوده و سر میز مذاکره بنشینید.
ما در برنامه های مختلف "گوناز تی وی" و حتی در همین برنامه "دیالوگ" در چهار ماه گذشته، بارها به بینندگان خود یادآوری کرده بودیم که دارایی و اموال آن ها، بخاطر سیاست های تروریستی سپاه در خطر است و باید پول و ثروت خودشان را از ورشکستگی که سپاه و دولت ایران، و با سیاست های غلط، به مردم تحمیل می کنند، نجات دهند.
هنوز بخش اصلی سری جدید تحریم های شدید آغاز نشده، دارایی مردمان ایران، به یک سوم کاهش یافته است. با اعمال تحریم های شدیدتر، وضعیت مردمان ایران به کدام سمت پیش خواهد رفت؟
جنگ ایران بر علیه آمریکا و غرب، بر چه پایه ای استوار است و کدام منافع ملی همه ملل در ایران را تامین می کند؟
آیا می توان آغاز جنگ ایران و غرب را با اشغال سفارت آمریکا همزمان دانست؟
آیا تحریم های آمریکا و همراهان غربی و شرقی او، بخشی از جنگ چهل ساله ایران علیه غرب، نیست؟
تحریم هایی که در این روزها اعمال خواهد شد، چه تفاوت هایی با تحریم های قبلی خواهد داشت؟
رابطه بین گرانی دلار یا سقوط ارزش ریال، در مقابل ارزهای خارجی، کدام بخش از این جنگ است؟
آیا این تحریم ها از بین بردن ثروت و دارایی مردمان و افراد در ایران را هدف گرفته اند یا می خواهد به سپاه و رهبران ایران ضربه بزند؟
چرا سپاه پاسداران مخالف دیدار و مذاکره میان ایران و آمریکا است؟
آیا رهبران ایران و فرماندهان سپاه نمی توانستند، با استقبال از دیدار و گفتگوی رویا روی رهبران آمریکا و ایران، مانند رهبران جوان و کم تجربه کره شمالی، حداکثر منافع ملی و مردمان ایران را تامین بکنند؟
اگر رهبران ایران با رئیس جمهور آمریکا دیدار می کردند، چه تاثیری منفی یا مثبتی در وضعیت مردمان ایران می گذاشت؟
آیا دیدار رهبران ایران با رئیس جمهور آمریکا، بر ضد منافع ملی ایرانیان هست؟
چگونه می توان، در این شرایطی که مردمان در ایران قرار دارند، حداکثر منافع ملی ایرانیان را تامین کرده و از فشارهای زیادتر اقتصادی بر مردم جلوگیری کرد؟
ضدیت ایران با غرب و کشورهای عرب همسایه، تا کجا می تواند ادامه بیابد؟
چرا ایران نمی خواهد از فکر تجاوز به کشورهای عربی و سرنگونی دولت های آنان، موشک پرانی به خاک آن ها و ایجاد ترور و ناامنی در آن ها خودداری بکند؟
جنگ یکطرفه ایران بر علیه عرب ها، کدام منافع ملی ایرانیان را تامین می کند؟
آیا سپاه پاسداران در اعتراضات اخیر مردمان ایران، نقشی دارد؟
آیا سپاه پاسداران در پی آن نیست که رهبران سیاسی و دولت ایران را فلج کرده، خود ابتکار مذاکره با آمریکا را بر عهده بگیرد؟
چرا سپاه پاسداران، از مذاکره رهبر یا رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا نگران است و می خواهد مانع این نوع از دیدارها باشد؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، از آقایان :
1. دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان تورک
2. دکتر شهسوار کریم زاده؛ اقتصاددان و استاد فلسفه در انگلستان؛ از بلوچ ها
3. جناب فرامرز بختیار؛ کارشناس سیاسی از آمریکا و مسئول "حزب اتحاد بختیاری لرستانات"، از لرها
4. جناب محمد المدحجی؛ روزنامه نگار اقتصادی از مردمان عرب
دعوت کرده ایم.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سوم (3) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com

Friday, August 3, 2018

دور جدید تحریم ها و مذاکره رویا روی رهبران آمریکا-ایران

سال هاست که جنگ ایران و آمریکا آغاز شده است و آغازگر این جنگ، ایران بود. هر چه جلوتر می رویم، این جنگ، چهره هایی جدیدی از خودش را نشان می دهد. این جنگ دقیقا در 13 آبان 1358 و با حمله "دانشجویان پیرو خط امام" به مرزهای آمریکا و اشغال بخشی از خاک آن کشور آغاز شد. جنگ زمانی شدت گرفت که آیت الله خمینی، اشغال خاک آمریکا را "انقلابی مهمتر از انقلاب اول" نامید. 
جنگ با کشورهای دور و نزدیک، تنها با اشغال سفارت آمریکا پایان نیافت بلکه فرزندان تروریست سپاه پاسداران، از دیوارهای چند کشور دیگر در تهران و شهرهای دیگر هم بالا رفته و امنیت ملی آن ها را بخطر انداختند. 
با پرتاب موشک و با اعزام تروریست هایش، امنیت عربستان و کشورهای دیگر عربی را مخدوش کرد و در صدد تغییر رهبران و سیستم سیاسی آن ها برآمد. آخرین تلاشس ایران در این مسیر، برگزاری مانوری نظامی سپاه، برای بستن تنگه هرمز است که منافع ملی اغلب کشورهای دور و نزدیک را بخطر می اندازد.
مهم آن است که آن کشورها، حتی در زمان اشغال بخشی از کشورشان و گروگان گیری سیاستمدارانشان در ایران، منافع ملی خودشان را در آغاز جنگی با کشتار و خونریزی، در پیش نگرفتند بلکه راه تحمل و سیاست را پیشه کردند.
تا این که دولت آمریکا اعلام کرد: اگر ایران 12 شرط آن ها را بجا نیاورد، به تحریم های جدیدی بر ضد ایران اقدام خواهد کرد که در تاریخ، کم نظیر خواهد بود. اما چندی بعد، ترامپ؛ رئیس جمهور، برای تامین حداکثر منافع ملی آمریکا و گریز از جنگ بین ایران و همچنین تحمیل فقر بیشتر بر مردمان ایران، اعلام کرد که حاضر است با رهبر ایران در هر کجا و در هر زمانی که آن ها بخواهند و بدون هیچ نوع پیش شرطی که قبلا مطرح کرده بودند، دیدار بکند.
این راهی بود که می توانست، حداکثر منافع ملی همه ایرانیان را تامین کند و حتی سایه جنگ و کشتار را از سر ملل در ایران دور سازد اما بجای این که رهبران و سیاستمداران ایران، به این مسئله مهم جواب بدهند، تروریست های سپاه پاسدارن پاسخ دادند و هر نوع دیدار و مذاکره بین رهبران آمریکا و ایران را (آن هم از زبان مردمان ایران) محکوم کردند. می توان گفت که فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، رهبران سیاسی ایران را هم تحدید کردند و رهبران سیاسی ایران در سایه فرماندهان سپاه قرار گرفتند. معلوم شد که قدرت واقعی سیاسی در دست خامنه ای و روحانی به عنوان رهبر و رئیس جمهور ایران نیست بلکه همه قدرت، در دست سپاه است و رهبران ایران بدون اجازه سپاه، حقوق و قدرت سیاسی ندارند.
بدین سان، سپاه پاسدارن، هم رهبران ایران را تهدید کرد و هم به رئیس جمهور آمریکا گفت که اگر خواستار مذاکره هستید، نه با رهبران سیاسی، دینی و ایدئولوژیک ایران که باید با فرماندهان تروریست ها، طرف بوده و سر میز مذاکره بنشینید.
ما در برنامه های مختلف "گوناز تی وی" و حتی در همین برنامه "دیالوگ" در چهار ماه گذشته، بارها به بینندگان خود یادآوری کرده بودیم که دارایی و اموال آن ها، بخاطر سیاست های تروریستی سپاه در خطر است و باید پول و ثروت خودشان را از ورشکستگی که سپاه و دولت ایران، و با سیاست های غلط، به مردم تحمیل می کنند، نجات دهند.
هنوز بخش اصلی سری جدید تحریم های شدید آغاز نشده، دارایی مردمان ایران، به یک سوم کاهش یافته است. با اعمال تحریم های شدیدتر، وضعیت مردمان ایران به کدام سمت پیش خواهد رفت؟

جنگ ایران بر علیه آمریکا و غرب، بر چه پایه ای استوار است و کدام منافع ملی همه ملل در ایران را تامین می کند؟

آیا می توان آغاز جنگ ایران و غرب را با اشغال سفارت آمریکا همزمان دانست؟

آیا تحریم های آمریکا و همراهان غربی و شرقی او، بخشی از جنگ چهل ساله ایران علیه غرب، نیست؟

تحریم هایی که در این روزها اعمال خواهد شد، چه تفاوت هایی با تحریم های قبلی خواهد داشت؟

رابطه بین گرانی دلار یا سقوط ارزش ریال، در مقابل ارزهای خارجی، کدام بخش از این جنگ است؟

آیا این تحریم ها از بین بردن ثروت و دارایی مردمان و افراد در ایران را هدف گرفته اند یا می خواهد به سپاه و رهبران ایران ضربه بزند؟



چرا سپاه پاسداران مخالف دیدار و مذاکره میان ایران و آمریکا است؟

آیا رهبران ایران و فرماندهان سپاه نمی توانستند، با استقبال از دیدار و گفتگوی رویا روی رهبران آمریکا و ایران، مانند رهبران جوان و کم تجربه کره شمالی، حداکثر منافع ملی و مردمان ایران را تامین بکنند؟

اگر رهبران ایران با رئیس جمهور آمریکا دیدار می کردند، چه تاثیری منفی یا مثبتی در وضعیت مردمان ایران می گذاشت؟

آیا دیدار رهبران ایران با رئیس جمهور آمریکا، بر ضد منافع ملی ایرانیان هست؟

چگونه می توان، در این شرایطی که مردمان در ایران قرار دارند، حداکثر منافع ملی ایرانیان را تامین کرده و از فشارهای زیادتر اقتصادی بر مردم جلوگیری کرد؟

ضدیت ایران با غرب و کشورهای عرب همسایه، تا کجا می تواند ادامه بیابد؟

چرا ایران نمی خواهد از فکر تجاوز به کشورهای عربی و سرنگونی دولت های آنان، موشک پرانی به خاک آن ها و ایجاد ترور و ناامنی در آن ها خودداری بکند؟

جنگ یکطرفه ایران بر علیه عرب ها، کدام منافع ملی ایرانیان را تامین می کند؟

آیا سپاه پاسداران در اعتراضات اخیر مردمان ایران، نقشی دارد؟

آیا سپاه پاسداران در پی آن نیست که رهبران سیاسی و دولت ایران را فلج کرده، خود ابتکار مذاکره با آمریکا را بر عهده بگیرد؟

چرا سپاه پاسداران، از مذاکره رهبر یا رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا نگران است و می خواهد مانع این نوع از دیدارها باشد؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، از آقایان :
1. دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان تورک
2. دکتر شهسوار کریم زاده؛ اقتصاددان و استاد فلسفه در انگلستان؛ از بلوچ ها
3. جناب فرامرز بختیار؛ کارشناس سیاسی از آمریکا و مسئول "حزب اتحاد بختیاری لرستانات"، از لرها
4. جناب محمد المدحجی؛ روزنامه نگار اقتصادی از مردمان عرب
دعوت کرده ایم.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سوم (3) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, August 2, 2018

هر بیر تومن، بیر مرمی دیر، فارس فاشیسمینه آت!!

آزربایجاندا یئنی منفی و مدنی دیرنیش و دایانئش!
اگر آزربایجانلی تورکلر، ایللر ائونجه، فارسیستان تورکلر ایله دوشمانلئعئنا اساسن، فارس ماحاللارئن ماللارئن تحریم ائتسئیدیرلر، ایندی، فارسلار تورکون طلب‌له‌رینه تسلیم اولموش دور. نه‌کی ایندی "پانفارسیست" پارتی‌سی تورکلرین ماللارئن تحریم اتسین!
من؛ (انصافعلی هدایت) ایللردیر بو فیکیردییه‌م کی تورکلر، فارس مالی آلمامالئ دیرلار.
هر بیر "قئران" مال، فارس فاشیستینین گوجلنمه‌سینه و تورکون داها درین ضعیفلنمه‌سینه سبب اولار.
بیز تورکلر، گوجومووزو و مالئمئزی، فارس فاشیستله‌ری گوجلن دیرمه‌گه یونلندیرمه‌مه‌لییک!
آزربایجانلی و تورک، آزربایجان و تورک مالی آلمالی و آزربایجان تورکونون ثروتین و ایشین گوجلن دیرمه‌لی و آزربایجاندا ایشسیزلیگی آزالتمالئ دیر!
فارس ماللارئنئن تحریمی، سیلاحلی شاواشا تای دیر و او قه‌ده‌ر گوجلو و باسقئ صاحیبی دیر!
سنین و منیم الیمیزده‌کی سیلاحئمئز و گوللهمیز، جیبیمیزده کی پولوموز دور!
بو پوللا، فاشیست فارسلارئ، دیزه ایندیره‌لیم!
پولووو و گوجوو، هده‌ره وئرمه!
هدف، بللی دیر! چاشما!
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اوچ (3) آگوست 2018
hedayat222@yahoo.com
Image may contain: text

Saturday, July 28, 2018

دیالوگ: چرا دشمنی زبانی؟ ایران و ایرانی یعنی چه؟


برنامه هفته شصت و هفتم دیالوگ
موضوع : چرا دشمنی زبانی؟ ایران و ایرانی یعنی چه؟
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
رحیم بندوئی
دکتر ضیاء صدرالاشرافی
محسن رسولی
صلاح ابوشریف الاحوازی
برنامه دیالوگ، هرهفته، روز شنبه، در ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، از تلویزیون گوناز تی وی بطور زنده پخش می شود
 ششم (۶) مرداد ۱۳۹۷
موضوع: قانون اساسی ایران آینده: چرا دشمنی زبانی؟ ایران و ایرانی یعنی چه؟
برعکس پندارغلط بعضی ها، "زبان"، تنها یک وسیله برای برقراری ارتباط زبانی نیست بلکه زبان ها، عامل اصلی شکل دهنده به هویت، کیستی و شخصیت افراد و جوامع هستند و مردمان را در کنار هم قرار می دهند و از آن ها، یک مجموعه انسانی اجتماعی-فرهنگی منسجم می آفریند. در گذشته تاریخ ایران، با مرزهای کنونی، زبان هر ملتی-قومی، نه تنها برای همان ملت بلکه برای دیگران هم مورد احترام بوده اند. هیچ دولت یا ملت پیروزی، برای نابودی زبان های مردمان مغلوب، کاری نمی کردند. گر چه، همیشه، در بین ملل و اقوام با زبان های مختلف در ایران، جنگ و خونریزی بوده است و سلسله های حکومتی، بر اساس همین جنگ ها در میان اقوام و ملل تغییر می کرده اند. بعضی ها به انکار آن جنگ و نزاع دایمی در میان ملل ساکن در ایران، همت سیاسی گماشته اند تا تاریخ جنگ های این منطقه را تحریف بکنند این دسته از تحریف گران تاریخ، یک هدف سیاسی-ایدئولوژیک را تعقیب می کنند. آن ها در پی اقدام سیاسی-ایدئولوژیک برای شستشوی ذهن جمعی-تاریخی افراد و جوامع هستند تا از این طریق، بتوانند، زبان سیاسی جدید؛ "فارسی" را به همه تحمیل کرده و به عنوان تنها "زبان مشترک و ملی" در میان همه ملل در ایران بقبولانند و یک ملت بر اساس زبان مشترک اما ساختگی، شکل بدهند. این روند اما از زمان کودتای انگلیسی رضاخان که بعدها هم شاه شد هم پهلوی، سیاست احترام به زبان ها، فرهنگ ها و تمدن های ملل، به نفع فارس ها تغییر یافت. در قانون اساسی و متمم قانون اساسی مشروطه، به زبان فارسی و رسمی شدن آن اشاره ای شمنی هم نشده بود ولی از وقتی رضا میرپنج، سرداری سپه را گرفت، دشمنی با زبان های غیر فارسی موجود در ایران، از درون ارتش تحت فرماندهی وی آغاز شد و بسرعت، به دیگر دوایر و ادارت هم رسید. از آن روز تا انقلاب 1357، با فارسی همچون زبان رسمی برخورد می کردند و این توهم را پیش می آوردند که زبان فارسی، زبان مشترک همه ایرانیان و در همه اعصار بوده است. به موازات آن، دشمنی با زبان ها غیر فارس هم آغاز شد. زبان فارسی، به هسته تشکیل دهنده دولت-ملت ایران و هویت بخش به ایرانیان در آمد ولی زبان های تورکی، عربی، بلوچی، تورکمنی، لری، گیلکی، کردی و ... در مدارس قدغن گشتند. حتی انتشار کتاب، در آن زبان ها ممنوع شد. در مقابله با این دشمنی با زبان های مادری بود که قیام هایی در نقاط مختلف ایران بر علیه پانفارسیزم رشد کردند که می توان از تاسیس دولت های مدرن و دموکراتیک آزربایجان و کردستان در 1945 یاد کرد. در سال 1357 غلیان مردمان در ایران، نور امیدی را در فاصله ای دست یافتنی تصویر کرد ولی قانون اساسی در مجلس موسسان قانون اساسی و توسط کسانی تدوین شد که در دوره پهلوی ها تربیت شده و ناخواسته، پانفارس و ضد زبان ها و ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، و ... در آمده بودند. آن ایدئولوژی پانفارسیسم و برتری طلبی فارس ها، در مجلس موسسان کار خود را کرد و بجای متساوی الحقوق بودن همه ملل در ایران که در قانون اساسی مشروطیت قید شده بود، بر اساس برتری و رجحان فرهنگ و نژاد فارس (تبعیض) نوشته شد. بقیه ملل و زبان ها در زیر سایه لطف و کرم این زبان و نژاد ماندند. یعنی، بر عکس قانون اساسی مشروطه، قانون اساسی جدید بر "رسمیت زبان فارسی" در ایران انگشت تاکید گذاشت و تساوی حقوقی و آموزشی زبان های ملل ساکن در ایران را بهم زد اما برای این که از احتمال شورش در میان غیر فارس نژادان و غیر فارس زبانان بکاهد، به آن ها وعده داد که در سایه زبان فارسی، حق خواهند داشت تا یک ماده درسی، یعنی؛ "ادبیات" زبان خودشان را تحصیل بکنند. آن دشمنی و ضدیت با قانون در دوران پهلوی ها، به دشمنی بر اساس قانون، در 40 سال گذشته بدل شد. در طول این سال ها، ملل تورک، تورکمن، عرب، بلوچ، قشقایی، لر، بختیاری، گیلک و ... بارها شورش و عصیان کرده و خواستار آموزش به زبان خودشان در سرزمین های خودشان شدند اما دولت و ایدئولوژی پانفارس که تبعیض را بر له زبان و منافع خود قانونی کرده بود، این مدافعان حقوق ملل را به زندان ها افکنده و حتی تعدادی از آنان را اعدام کرد تا پیروزی حقوقی-سیاسی-زبان فارسی بر دیگر ملل و زبان ها را در زیر لوله های تفنگ ها، تظمین بکند. با تکیه بر همان قانون رسمی شدن زبان فارسی در قانون اساسی بعد از انقلاب 1357، هر روز، بیشتر از گذشته، رنگ دشمنی فارس زبان ها و زبان فارسی با دیگر زبان ها پررنگتر می شود. این دشمنی و کینه نسبت به زبان های ملل غیر فارس در ایران، در دولت حسن روحانی رشد و شکوفایی ترسناکی گرفته است و بر ارتفاع دیوار بی اعتمادی و دشمنی بین ملت فارس با دیگر ملل بشدت می افزاید تا امکان همزیستی این ملل در آینده، بطور کامل، از بین برود. اخیرا، سه عملیات دشمنانه دولت پانفارس حاکم بر ایران، بر علیه ملل غیر فارس افشا شده است. اولین حمله سراسری و دشمنانه علیه زبان و حقوق انسانی ملل غیر فارس در ایران که از طرف وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی؛ محمد بطحایی؛ اجرا می شد، دستور به عدم استخدام افراد دارای "لهجه شدید" بود. طبیعی است که داشتن لهجه اصفهانی، شیرازی، خراسانی، کرمانی و ... مد نظر پانفارسیسم نیست بلکه لهجه ملل غیر فارس مد نظر بوده است تا این ملل را از سیستم آموزش فرزندان خود، بیشتر از گذشته دور بکنند تا دست پانفارس برای شستشوی ذهنی فرزندان این ملل، بیش از گذشته باز باشد. دومین حمله دشمنانه ای که افشا شد، آموزش زبان روسی به عنوان دومین زبان رسمی در ایران و در کنار زبان فارسی بود. این حمله هم نشان می داد که آن چه برای زبان فارسی، دشمن محسوب می شود، نه زبان های کشورهای خارجی که زبان ملل در داخل ایران است. حمله دشمنانه افشاء شده سوم پانفارسیزم که از زبان خود محمد بطحایی به بیرون درز کرد، "خطرناک" و "خط قرمز" بودن آموزش زبان های مادری ملل غیر فارس در ایران بود. آیا فقط زبان های مادری ملل غیر فارس بای زبان فارسی و منافع فارس زبانان خطرناک و خط قرمز است؟ یا زبان فارسی هم برای ملل غیر فارس زبان، خطرناک و خط قرمز است؟ این در حالی است که سیاستمداران و روشنفکران فارس ها در ایران، ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، کرد و ... را "ایرانی" می خوانند. - این ایران چیست که برای ایرانی شدن، باید، با زبان های غیر فارسی و با مللی که زبان مادری آنان فارسی نیست، دشمن شد؟ - چرا لازم است، برای ایرانی شدن، با ملل، زبان، فرهنگ و تمدن تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، کرد و ... دشمنی کرد؟ - آیا نمی شود، بر اساس مهر، دوستی و حقوق 100 در صد مساوی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، کرد و ... با فارس ها، در کنار هم زیست؟ - آیا سیستم دیکتاتوری سیاسی-زبانی و ایدئولوژیک پانفارسیسم، دشمنانه، ضد صلح، نژادپرستانه، ضد حقوق بشر، ضد قوانین بین المللی و ضد دموکراسی نیست؟ بسیاری از سیاستمداران فارس، با این سخنان مخالفت خواهند کرد. برای پاسخ به آن ها باید به آخرین کتابی که با مقدمه سیدمحمد خاتمی؛ رئیس جمهور اصلاح طلب منتشر شده است ارجاع بدهم. نام کتاب "مدیریت منازعات قومی در ایران" است. در نوشتن این کتاب، از "مشورت و همکاری" هفده (17) استاد دانشگاه و متخصص و همچنین از شخصیت هایی چون سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی، علی یونسی، مهندس ملایری استفاده شده است. البته این کتاب در دوران ریاست جمهوری خاتمی و از طرف "پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، مجمع تشخیص مصلحت نظام" سفارش داده شده و منتشر شده است و می توان گفت که سیاست های رسمی پانفارسیسم در ایران را نشان می دهد. در این کتاب، ملت های مدرن را "ملت هایی متاثر از فرآیندهای مدرنیته و از جمله ایدئولوژی های ناسیونالیستی" تعریف می کند که "بوسیله گروهی از نخبکان فکری، فرهنگی، و سیاسی این جوامع طراحی شده است." در این حال، "اقوام" را که در ایران مورد تاکید ویژه هستند، دارای "ایدئولوژی های قومگرایانه با تاکید بر مفاهیمی همچون تبعیض و ستم ملی از یک سو و بزرگنمایی خطر اضمحلال فرهنگ های خرد در فرهنگ کلان تر ملی از سوی دیگر، در تلاشی برای ایجاد شکاف در همبستگی ملی و عناصر وحدت آفرین" تعریف می کند و بدین سان، زبان ها و فرهنگ های ملل را خطرناک تصویر می سازد و می خواهد از بار معنایی زبان فارسی کاسته و زبان های مادری را دشمن زبان فارسی نشان بدهد. این کتاب، رهکارهای همانند سازی یا آسیمیلاسیون را شامل "همانند سازی در هماهنگ سازی های فرهنگی، ساختاری، مادی، هویتی، بینشی، مدنی و رفتاری" ترسیم می کند. این در حالی است که در گذشته، کشوری به نام "ایران"، فرهنگی به نام "فرهنگ ایرانی"، تمدنی" با نام "تمدن ایرانی" وجود خارجی نداشته است. یعنی، با غلبه هر نیروی مهاجمی، چه داخلی و چه خارجی، سلسله ها عوض می شده و نام سرزمین با نام حاکمان پیروز، گره می خورده است. آخرین تلاش ها برای پیدا کردن نامی قابل قبول برای این مجموعه از سرزمین ها، که مورد قبول همه ملل ساکن در این منطقه جغرافیایی باشد، در زمان محمدعلی شاه قاجار در جریان بوده و جزو بحث های روشنفکری آن زمانه بوده است. در آن دوره، مرحوم علی اکبر دهخدا در پی تثبیت برنامه ای با عنوان "جمهوری ممالک متحده ایران" بوده است. سید ضیاء طباطبایی هم پروژه "ممالک متحده ایران" را ترویج می کرده است. خود رضاخان پهلوی هم، قبل از این که تاج را برسرش بگذارند، طرفدار جمهوری بوده است و گویا قرار بوده تا او در فروردین سال 1303 و بعد از تصویب جمهویت در مجلس، بهعنوان اولین رئیس جمهور، قسم بخورد. - آیا پانفارسیسم، تنها بر اساس دشمنی با زبان های غیر فارس استوار است یا با ملل غیر فارس هم دشمن است؟ - بسیار انکار می کنند که در ایران قوم یا ملتی به نام فارس موجود است. پس چرا همه ملل در ایران، مجبور به آموزش زبانی هستند که به هیچ کس تعلق ندارد ولی سیستم سیاسی-حقوقی-اداری، برای آموزش اجباری و دشمنانه آن به غیر فارس زبانان، هزاران میلیارد تومان هزینه کرده و آموزش و کاربرد اداری آن را هم رسمی و اجباری قرار داده است؟ - زبان فارسی چه منافعی برای ایران یا فارس ها دارد؟ آیا این زبان منافع ملل غیر فارس را هم تامین می کند؟ - آیا زبان فارسی بر توزیع متساوی توسعه، توزیع برابر ثروت، رفاه، امنیت، توسعه، آموزش، اشتغال، سیاست ورزی در ایران منجر شده است؟ - آیا زبان فارسی امکان دستیابی برابر به فرصت های سیاسی، شغلی، اجتماعی، حقوقی، اقتصادی را برای همه ملل غیر فارس فراهم کرده است؟ - "ایران" بر اساس چه معیارهایی تعریف شده است؟ آیا معیارهای تعریف ایران، در قانون اساسی آینده، قابل قبول هستند؟ - آیا شما کشوری با نام "ایران" و مردمانی با نام "ایرانی" را قبول دارید؟ - چرا باید مرزهای موجود ایران دست نخورده بمانند؟ - ایران موجود، چه مزایایی برای ملل غیر فارس داشته یا خواهد داشت؟ - برای این که این مرزها باقی بمانند، در تعریف ایران، باید چه چیزهایی گنجانده بشوند؟ به بخشی از این دغدغه ها با حضور آقایان: 1. مهندس رحیم بندوئی؛ سیاستمدار و سخنگوی حزب مردم بلوچستان، بلوچ 2. دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ سیاستمدار فدرالیست و تاریخدان تورک 3. جناب محسن رسولی؛ کارشناس ارشد برنامه ریزی و فعال سیاسی فارس 4. جناب صلاح ابوشریف الاحوازی؛ حقوقدان، سیاستمدار و دبیرکل جبهه دموکراتیک مردم الاحواز پاسخ خواهیم داد.
انصافعلی هدایت تورنتو - کانادا بیست و هفتم (27) جولای 2018
پخش از تلویزیون در تاریخ 28 جولای 2018 hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs