موضوع : چرا "عفو بین الملل" ۲۰۱۸ را "سال شرم ایران" نامید؟
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
دکتر ژاله تبریزی
شیما سیلاوی الاحوازی
عبدالله بلوچ
زمان فیلی
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و ازساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون" گوناز تی وی" بطور زنده پخش می شود
در یک اقدام کم سابقه، "سازمان عفو بین الملل" نه تنها ایران را بخاطر رفتار ضد حقوق بشریش محکوم کرد، بلکه سال 2018 را "سال شرم و ننگ" برای ایران دانست.
چرا عفو بین الملل، ایران را با چنین الفاظ سنگینی محکوم کرده است؟
این محکومیت های ایران در عرصه بین الملل، چه تاثیرهای بین المللی بر رفتار ایران خواهد داشت؟
آمار عفو بین الملل، چه چیزهایی را در باره رفتار مسئولان و مدیران ارشد با مردمان، در ایران را افشا می کند؟
آیا این محکومیت، بر تغییر رفتار ایران تاثیر خواهد گذاشت؟
آیا دستگیری ها، محاکمات، زندانی کردن ها، شکنجه ها، تبعیدها، کشتارها، جلوگیری از اجتماع، اعتراض، بیان آزاد عقاید سیاسی، حقوقی و صنفی بر اساس قوانین داخلی ایران و قوانین بین المللی که ایران آن ها را امضا کرده و متعهد به اجرای آن ها شده است، انجام می شود؟
آیا برای جمع آوری اطلاعاتی در باره رفتارهای غیر قانونی حکومت ایران با افراد و ملل ساکن در ایران، کمک هایی از طرف سازمان ها و کشورهای مختلف انجام می گیرد؟
کمک های سازمان ها، نهادها و کشورها به تشکیلات حقوق بشری ایرانی، چگونه در میانسازمان های فعال حقوق بشری ملل ساکن در ایران توزیع می شود؟
پوشش خبری نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی ایرانیان غیر فارس، توسط نهاد های مدافع حقوق بشری فارس و رسانه های تحت کنترل و مدیریت فارس ها چگونه است؟
آیا در جمع آوری و اطلاع رسانی از وضعیت فعالان حقوقی، سیاسی، اجتماعی، دینی، نژادی، و نقض حقوق افراد و ملل در ایران، تبعیض هایی دیده می شود؟
آمارها در باره نقض حقوق بشر فردی و جمعی یا ملی، در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و فارس (جدا از هم) چه می گویند؟
چگونه می توان در میان فعالان حقوق بشری و امکاناتی که در بین آن ها توزیع می شود و توانایی رسانه ای آن ها، تعادل و همکاری ایجاد کرده و بر تبعیض ها و نادیده گرفتن های تبعیض آمیز در نقض حقوق بشر در نقاط مختلف ایران چیره شد؟
در فعالیت های حقوق بشری، چه مشکلاتی وجود دارد؟
مردم، خانواده ها و دوستان افرادی که حقوقشان ضایع می شود و یا دستگیر و زندانی می شوند، چگونه می توانند با گروه های حقوق بشری همکاری بکنند؟
کدام افراد و تشکیلات ها می توانند با گروه های فعال حقوق بشری در تماس باشند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها
خانم ژاله تبریزی؛ رهبر تشکیلات حقوق بشری "ارک" از فرانسه
خانم شیما سیلاوی الاحوازی؛ مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر الاحواز در بلژیک
جناب عبدالله بلوچ؛ عضو هیات اجرایی جنبش ملی بلوچستان
مقدمه ای برای بحث در باره نشست لهستان- "ورشو"، در برنامه "دیالوگ" روز شنبه 27 بهمن 1397 (16 فوریه 2019) که بطور زنده از "گوناز تی وی" پخش خواهد شد
در روزهای قبل از آغاز کنفرانس "لهستان-ورشو" در مورد اهداف آن، سخنان و تفسیرهای بسیار زیادی گفته شده بود.
بعضی آن را با "کنفرانس گوادلوپ" مقایسه می کردند که از 14 تا تا 17 دی 1357 با حضور رهبران چهار قدرت آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی در جزیره گوادلوپ برگزار شد. آن ها وضعیت و آینده ایران در تلاطم انقلاب را بررسی کردند و در باره تغییرات رژیم در ایران و روی کار آوردن خمینی، تصمیم هایی را گرفتند.
برخی دیگر آن را با جبهه بندی دوران جنگ سرد در میان دو بلوگ شرق و غرب سابق مقایسه کردند.
عده ای هم آن را به آغاز جنگی در میان چین، روسیه و کشورهای وابسته به آن دو، در یک طرف، و آمریکا و همپیمانان آن در طرف دیگر تشبیه کردند.
عده ای هم از آن برای پایان دادن به عمر جمهوری آخوندی ایرانی سخن گفتند.
چقدر در باره زیر و بم و تصمیات کنفرانس ورشو اطلاعات دقیق و صحیح داریم؟
واقعا در "ورشو" لهستان چه گذشت؟
کدام مسایل جهانی و منطقه خاورمیانه مطرح شدند؟ و چرا؟
آیا در کنفرانس ورشو، در باره ایران و آینده آن، برنامه هایی روی میز سیاست جهانی گذاشته شده است؟
آیا ایران به عنوان یک خطر جهانی و عامل بی ثباتی منطقه و بخشی از جهان، تصویر شده است؟
آینده ایران چگونه خواهد بود؟
آیا در کنفرانس ورشو به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد و فارس در ایران، نقش و جایگاه هر کدام از آن ملل در صلح منطقه ای، توجه لازم شده است؟
آیا بدون توجه با حقوق، جایگاه و نقش مللتورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد و فارس در ایران آینده و منطقه خاورمیانه آتیه، امکان صلح و آرامش در منطقه امکان پذیر است؟
اگر کشورهای منطقه و قدرت های جهانی به نقش، جایگاه و حقوق ملل در ایران توجه کافی نکنند، کدام رخ دادهای احتمالی سیاسی و امنیتی در منطقه قابل پیش بینی است؟
کدام کشورها در آن کنفرانس حضور داشتند؟
آیا مشارکت ساده کشورها در ورشو، دارای معنای خاصی بود؟
آیا سیاستمداران ایرانی توانسته اند اهداف و برنامه های کنفرانس ورشو را پیش بینی بکنند؟
برای پاسخ به این نوع از سوال ها، از آقایان:
جناب جلیل آزادیخواه؛ از سیاستمداران، متفکران و نویسندگان ملت کرد
جناب محمود احمد احوازی؛ از سیاستمداران، رهبران و متفکران ملت عرب الاحواز
جناب جهانگیر لقائی؛ از متفکران، اقتصاددانان، سیاستمداران ملت فارس
جناب دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان، سیاستمدار، متفکر و نویسنده تورک آزربایجان
مقدمه بحث برنامه "دیالوگ" روز 20 بهمن 1397 (09 فوریه 2019) در "گوناز تی وی" که بطور زنده و از ساعت 21:30 به بعد، پخش خواهد شد
چهل سال از انقلاب 1357 می گذرد. در این مدت و به بهانه سالگرد آن، سخن های زیادی در خوبی و بدی، با ارزش و بی ارزش بودن آن، اسلامی یا اسلامی نبودنش، انسانی یا ضد انسانی بودنش، کشتار ده ها هزار انسان توسط انقلابیون، افکار ضد حقوق بشری که همراه آن حوادث آمدند، نشستن عمامه در جای تاج، تداوم مجلس فرمایشی با نمایندگان گماشته و "بله قربان!" گوی شاه با رهبر، و ... گفته شده و شنیده ایم اما تا کنون، کمتر، در مورد آن چه در اثر حوادث تلخ 1357 باخته ایم و از دست داده ایم، گفته شده است و شنیده ایم.
به عقیده من؛ "شیعیزم پارسی" و "روحانیت شیعه"، دو بازنده اصلی هستند که بیشترین صدمه را یا دیده اند و یا خواهند دید و به این زودی ها هم نخواهند توانست جایگاه شان در سال 1357 و قبل از آن را بدست بیاورند.
این، همان چیزی است که با قتل سه خلیفه اسلام بدست ایرانیان "ساسانی مذهبی" که در قالب "شیعه پارسی یا شعوبیه" و در ضدیت با دین حضرت محمد ظهور کرد تا احکام و تاریخ اسلام را تحریف کنند، تا در دراز مدت، اسلام را در ایران از بین ببرند. بعد از 1400 سال، با حذف روحانیت و اسلام از زندگی اغلب ایرانیان، به نتیجه دلخواه و تاریخیشان خواهند رسید.
چنانچه نقل است، مرحوم علامه محمدحسین طباطبایی، از روحانیان تورک، معتقد بودند که "انقلاب یک شهید داشت و آن هم اسلام بود." ایشان به عنوان یک مفسر قرآن و شیعه در سنت مذهبی تورکی که در زمره روحانیت "ضد ولایت فقیه" تورک بود، مرگ صدها تن برای پیروزی خمینی را به عنوان "شهادت" قبول نداشتند و کشته شدگان را "شهید" نمی دانستند، بلکه تنها "اسلام" را شهید راه عصیان خمینی می دانستند.
راستی، بازندگان اصلی حوادث 1357، کدام افراد، اقشار یا عقاید و ادیان بوده و هستند؟
آیا جریانات 1357 و بعد از آن، دستاوردهایی برای افتخار کردن ملل ساکن در ایران داشته است که برای آن ها، صدها هزار کشته داده اند؟
چه چیزهایی سبب شدند تا روشنفکران و متفکران جوامع در ایران نتوانستند نتایج تلخ دینی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، عقب ماندگی-ویرانی، جنگ، اعدام ها، دشمنی با دنیا و ... را نبینند؟
برای بررسی آن چه، در اثر حوادث 1357 باخته ایم، از آقایان:
جناب صلاح ابوشریف الاحوازی؛ دبیر کل جبهه دموکراتیک مردمی الاحواز، حقوقدان و سیاستمدار عرب
جناب جمشید شارمهد؛ از اعضای اصلی انجمن پادشاهی و سیاستمدار فارس
جناب محمد شوری؛ روزنامه نگار آزاد و متفکر منتقد آبادانی الاصل فارس زبان
جناب مهیم سرخوش؛ متفکر و سیاستمدار بلوچ
خواسته ام تا با حضور در این برنامه، در روشن کردن تاریخ جاری ایرانیان، سخن بگویند.
مقدمه ای برای ورود به بحث "دیالوگ" روز شنبه (13 بهمن 1397) به بطور زنده از "گوناز تی وی" پخش خواهد شد
در یک اقدام کم سابقه، "سازمان عفو بین الملل" نه تنها ایران را بخاطر رفتار ضد حقوق بشریش محکوم کرد، بلکه سال 2018 را "سال شرم و ننگ" برای ایران دانست.
چرا عفو بین الملل، ایران را با چنین الفاظ سنگینی محکوم کرده است؟
این محکومیت های ایران در عرصه بین الملل، چه تاثیرهای بین المللی بر رفتار ایران خواهد داشت؟
آمار عفو بین الملل، چه چیزهایی را در باره رفتار مسئولان و مدیران ارشد با مردمان، در ایران را افشا می کند؟
آیا این محکومیت، بر تغییر رفتار ایران تاثیر خواهد گذاشت؟
آیا دستگیری ها، محاکمات، زندانی کردن ها، شکنجه ها، تبعیدها، کشتارها، جلوگیری از اجتماع، اعتراض، بیان آزاد عقاید سیاسی، حقوقی و صنفی بر اساس قوانین داخلی ایران و قوانین بین المللی که ایران آن ها را امضا کرده و متعهد به اجرای آن ها شده است، انجام می شود؟
آیا برای جمع آوری اطلاعاتی در باره رفتارهای غیر قانونی حکومت ایران با افراد و ملل ساکن در ایران، کمک هایی از طرف سازمان ها و کشورهای مختلف انجام می گیرد؟
کمک های سازمان ها، نهادها و کشورها به تشکیلات حقوق بشری ایرانی، چگونه در میانسازمان های فعال حقوق بشری ملل ساکن در ایران توزیع می شود؟
پوشش خبری نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی ایرانیان غیر فارس، توسط نهاد های مدافع حقوق بشری فارس و رسانه های تحت کنترل و مدیریت فارس ها چگونه است؟
آیا در جمع آوری و اطلاع رسانی از وضعیت فعالان حقوقی، سیاسی، اجتماعی، دینی، نژادی، و نقض حقوق افراد و ملل در ایران، تبعیض هایی دیده می شود؟
آمارها در باره نقض حقوق بشر فردی و جمعی یا ملی، در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی،عرب، بلوچ و فارس (جدا از هم) چه می گویند؟
چگونه می توان در میان فعالان حقوق بشری و امکاناتی که در بین آن ها توزیع می شود و توانایی رسانه ای آن ها، تعادل و همکاری ایجاد کرده و بر تبعیض ها و نادیده گرفتن های تبعیض آمیز در نقض حقوق بشر در نقاط مختلف ایران چیره شد؟
در فعالیت های حقوق بشری، چه مشکلاتی وجود دارد؟
مردم، خانواده ها و دوستان افرادی که حقوقشان ضایع می شود و یا دستگیر و زندانی می شوند، چگونه می توانند با گروه های حقوق بشری همکاری بکنند؟
کدام افراد و تشکیلات ها می توانند با گروه های فعال حقوق بشری در تماس باشند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها
خانم ژاله تبریزی؛ رهبر تشکیلات حقوق بشری "ارک" از فرانسه
خانم شیما سیلاوی الاحوازی؛ مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر الاحواز در بلژیک
جناب عبدالله بلوچ؛ عضو هیات اجرایی جنبش ملی بلوچستان
چه موافق باشیم یا مخالف، اکثریت مطلق مردمان ایران، مسلمان و شیعه دوازده امامی بوده و منتظر ظهور امام دوازدهم؛ حضرت مهدی (ع) هستند.
ملاها و آیت الله های حاکم بر سرنوشت ملل ساکن در ایران هم به نام حضرت مهدی، حاکمیت خودشان را مشروع جلوه می دهند و خودشان را نایب به حق فرزند فاطمه و علی و محمد می دانند.
همین روحانیان، به نام فرزند زهرا، خون ده ها هزار انسان شیعه را ریخته اند تا مثلا، پایه های حکومت امام عصر را آماده بکنند تا حضرات ایشان ظهور بفرمایند و حکومت را بدست بگیرند.
میلیون ها انسان هم ادعا می کنند که برای روئیت روی حضرت ایشان نفس می کشند.
تعدادی از ملاها، آیت الله ها، اطلاعاتی ها و سیاستمداران فرصت طلب زر اندوز، ادعا می کنند که سعودی ها، در نزدیکی مکه، ساختمانی برپا کرده اند تا بهنگام ظهور مهدی در مکه، او را با تک تیر انداز بقتل برسانند.
برخی دیگراز ملاها، سیاستمداران و اطلاعاتی ها، ادعا می کنند که اسرائیل، آمریکا، و ... آماده کشتن امام زمان هستند.
می دانیم که تاریخ شیعه، از شهادت اغلب امام ها بدست حکومت هایی اموی و عباسی که خودشان را وارث حضرت محمد می دانستند و حکومت اسلامی را در دست داشتند، بقتل رسیده اند تا پایه های حکومت اسلامی امویان و عباسیان، متزلزل نشود. آن ها هم "حفظ حکومت اسلامی را اوجب واجبات" می دانستند.
آیت الله خمینی که خون ده ها هزار شیعه را به نام امام زمان ریخته است، گفته بود که "حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است" و برای حفظ حکومت ایشان، هر جنایتی آزاد و زوا است.
اخیرا هم ملایی ادعا کرده است که اگر امام زمان، بر علیه حکومت اسلامی قیام بفرمایند، چون حفظ نظام اسلامی اوجب واجبات است، باید خون حضرت ولیعصر را هم ریخت."
این که ادعا می کنند، "حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است" چه معنایی دارد و جایگاه قیام حضرت مهدی در کجای این تئوری جای دارد؟
آیا این حکومت، اسلامی و حکومت مورد نظر امام زمان می تواند باشد؟
آیا واقعا، روحانیان حکومتی، منتظر ظهور حضرت مهدی هستند؟
اگر حضرت مهدی ظهور بکنند و بفرمایند که این حکومت به رهبری خمینی و خامنه ای، نه اسلامی است و انسانی، روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان های درباری، سیاستمداران زراندوز و عوام وابسته به این اقشار، با امام زمان چه خواهند کرد؟
واقعا، اموی ها و عباسی ها، امامان و انقلابی های عصر خودشان را با چه توجیه سیاسی و دینی به قتل می رساندند؟
آیا روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان ها و سیاستمدارانی که منافع شخصی خودشان را بر هر چیزی برتر می دانند، واقعا تسلیم امام زمان خواهند شد و ایشان را نخواهند کشت یا به بهانه حفظ حکومت اسلامی، او را هم بقتل خواهند رساند؟
آیا روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان ها و ... سیاستمداران حاضر هستند تا همین الآن، به نفع امام دوازدهم از حکومت خارج شوند یا برای کشتن امام دوازدهم آماده می شوند؟
علما و آیت الله ها، سیاستمداران و نوحه خوان هایی که امروزه، در مقابل تضییع حقوق افراد و ملل شیعه و غیر شیعه در ایران و منطقه، بخاطر ترس، تقیه، مصلحت و منافع شخصی و یا هر دلیل دیگری، سکوت پیشه کرده اند، چگونه، از ظهور و انقلاب امام زمان، بر علیه حکومت آیت الله ها دفاع خواهند کرد؟
چگونه، طرفداران تقیه چی، ترسو، ساکت، کوشه گیر، فرمانبر حکومت خمینی و خامنه ای، برای دفاع از امام دوازدهم، دیگر تقیه نخواهند کرد؟ دیگر نخواهند ترسید؟ دیگر، از فرمان حکومت آیت الله های مدعی نایب امام زمان بودن سرپیچی خواهند کرد؟
روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان، سیاستمداران از کجا و چگونه متوجه خواهند شد که آن فرد مدعی، امام زمان است تا از انقلاب ایشان بر علیه این رژیم بظاهراسلامی و مدعی نایب امار زمان، انقلاب کرده و حمایت بکنند؟
از کدام طرف، خطر قتل امام مهدی جدی است؟ از طرف خارجی ها یا رهبران و فرمانبران حکومت فعلی ایران؟
آیا می توان قبول کرد که این ملاها، آیت الله ها، روضه خوان ها، سیاستمداران و اختلاسگران و مفسدانی که در دفاع از حکومت جمهوری اسلامی ایران اجتماع کرده اند یا با سکوتشان، همین سیستم سیاسی را تقویت می کنند، واقعا و بطور عملی طرفدار امام زمان هستند؟
اگر ملائی، آیت اللهی، روضه خوانی، سیاستمداری، دینداری، نمازخوانی و ... مدعی آمادگی برای جانفشانی در راه قیام امام عصر است، الآن باید چکار بکند؟
آیا راه امام زمان با راه روش ملاهای درباری همسو است؟
آیا امام زمان می تواند بر علیه دموکراسی و حقوق بشر رفتار بکند؟
آیا امام زمان می تواند، خواست ملل، حقوق زبانی، زیستی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی و ... ملل در ایران و منطقه را نادیده بگیرد؟
آیا امام زمان به ترور و خون ریزی مسلمانان ادامه خواهد داد؟
آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی؛ آیت الله خلع لباس شده و زندان کشیده ای که از فرمان دادگاه حکومتی روحانیت تبعیت نکرده است
دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ محققی که در باره نظام های سیاسی و فکری و دینی در تاریخ اسلام تحقیقیات گسترده ای دارد
جناب محسن رسولی؛ متفکر جوانی که بخشی از سلامتی جسمی خودش را بر پای حکومت خمینی فدا کرده است
سه مهمان برنامه روز شنبه (06 بهمن 1397) خواهند بود تا به بخش هایی از این قبیل سوال ها پاسخ بدهند.
مقدمه ای برای ورود به بحث روز شنبه (06 بهمن 1397) در برنامه دیالوگ که از ساعت 21:300 بوقت تبریز، از "گوناز تی وی" و بطور زنده پخش خواهد شد
چه موافق باشیم یا مخالف، اکثریت مطلق مردمان ایران، مسلمان و شیعه دوازده امامی بوده و منتظر ظهور امام دوازدهم؛ حضرت مهدی (ع) هستند.
ملاها و آیت الله های حاکم بر سرنوشت ملل ساکن در ایران هم به نام حضرت مهدی، حاکمیت خودشان را مشروع جلوه می دهند و خودشان را نایب به حق فرزند فاطمه و علی و محمد می دانند.
همین روحانیان، به نام فرزند زهرا، خون ده ها هزار انسان شیعه را ریخته اند تا مثلا، پایه های حکومت امام عصر را آماده بکنند تا حضرات ایشان ظهور بفرمایند و حکومت را بدست بگیرند.
میلیون ها انسان هم ادعا می کنند که برای روئیت روی حضرت ایشان نفس می کشند.
تعدادی از ملاها، آیت الله ها، اطلاعاتی ها و سیاستمداران فرصت طلب زر اندوز، ادعا می کنند که سعودی ها، در نزدیکی مکه، ساختمانی برپا کرده اند تا بهنگام ظهور مهدی در مکه، او را با تک تیر انداز بقتل برسانند.
برخی دیگراز ملاها، سیاستمداران و اطلاعاتی ها، ادعا می کنند که اسرائیل، آمریکا، و ... آماده کشتن امام زمان هستند.
می دانیم که تاریخ شیعه، از شهادت اغلب امام ها بدست حکومت هایی اموی و عباسی که خودشان را وارث حضرت محمد می دانستند و حکومت اسلامی را در دست داشتند، بقتل رسیده اند تا پایه های حکومت اسلامی امویان و عباسیان، متزلزل نشود. آن ها هم "حفظ حکومت اسلامی را اوجب واجبات" می دانستند.
آیت الله خمینی که خون ده ها هزار شیعه را به نام امام زمان ریخته است، گفته بود که "حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است" و برای حفظ حکومت ایشان، هر جنایتی آزاد و زوا است.
اخیرا هم ملایی ادعا کرده است که اگر امام زمان، بر علیه حکومت اسلامی قیام بفرمایند، چون حفظ نظام اسلامی اوجب واجبات است، باید خون حضرت ولیعصر را هم ریخت."
این که ادعا می کنند، "حفظ حکومت اسلامی از اوجب واجبات است" چه معنایی دارد و جایگاه قیام حضرت مهدی در کجای این تئوری جای دارد؟
آیا این حکومت، اسلامی و حکومت مورد نظر امام زمان می تواند باشد؟
آیا واقعا، روحانیان حکومتی، منتظر ظهور حضرت مهدی هستند؟
اگر حضرت مهدی ظهور بکنند و بفرمایند که این حکومت به رهبری خمینی و خامنه ای، نه اسلامی است و انسانی، روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان های درباری، سیاستمداران زراندوز و عوام وابسته به این اقشار، با امام زمان چه خواهند کرد؟
واقعا، اموی ها و عباسی ها، امامان و انقلابی های عصر خودشان را با چه توجیه سیاسی و دینی به قتل می رساندند؟
آیاروحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان ها و سیاستمدارانی که منافع شخصی خودشان را بر هر چیزی برتر می دانند، واقعا تسلیم امام زمان خواهند شد و ایشان را نخواهند کشت یا به بهانه حفظ حکومت اسلامی، او را هم بقتل خواهند رساند؟
آیا روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان ها و ... سیاستمداران حاضر هستند تا همین الآن، به نفع امام دوازدهم از حکومت خارج شوند یا برای کشتن امام دوازدهم آماده می شوند؟
علما و آیت الله ها، سیاستمداران و نوحه خوان هایی که امروزه، در مقابل تضییع حقوق افراد و ملل شیعه و غیر شیعه در ایران و منطقه، بخاطر ترس، تقیه، مصلحت و منافع شخصی و یا هر دلیل دیگری، سکوت پیشه کرده اند، چگونه، از ظهور و انقلاب امام زمان، بر علیه حکومت آیت الله ها دفاع خواهند کرد؟
چگونه، طرفداران تقیه چی، ترسو، ساکت، کوشه گیر، فرمانبر حکومت خمینی و خامنه ای، برای دفاع از امام دوازدهم، دیگر تقیه نخواهند کرد؟ دیگر نخواهند ترسید؟ دیگر، از فرمان حکومت آیت الله های مدعی نایب امام زمان بودن سرپیچی خواهند کرد؟
روحانیان، آیت الله ها، اطلاعاتی ها، روضه خوان، سیاستمداران از کجا و چگونه متوجه خواهند شد که آن فرد مدعی، امام زمان است تا از انقلاب ایشان بر علیه این رژیم بظاهراسلامی و مدعی نایب امار زمان، انقلاب کرده و حمایت بکنند؟
از کدام طرف، خطر قتل امام مهدی جدی است؟ از طرف خارجی ها یا رهبران و فرمانبران حکومت فعلی ایران؟
آیا می توان قبول کرد که این ملاها، آیت الله ها، روضه خوان ها، سیاستمداران و اختلاسگران و مفسدانی که در دفاع از حکومت جمهوری اسلامی ایران اجتماع کرده اند یا با سکوتشان، همین سیستم سیاسی را تقویت می کنند، واقعا و بطور عملی طرفدار امام زمان هستند؟
اگر ملائی، آیت اللهی، روضه خوانی، سیاستمداری، دینداری، نمازخوانی و ... مدعی آمادگی برای جانفشانی در راه قیام امام عصر است، الآن باید چکار بکند؟
آیا راه امام زمان با راه روش ملاهای درباری همسو است؟
آیا امام زمان می تواند بر علیه دموکراسی و حقوق بشر رفتار بکند؟
آیا امام زمان می تواند، خواست ملل، حقوق زبانی، زیستی، اجتماعی، آموزشی، اقتصادی و ... ملل در ایران و منطقه را نادیده بگیرد؟
آیا امام زمان به ترور و خون ریزی مسلمانان ادامه خواهد داد؟
آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی؛ آیت الله خلع لباس شده و زندان کشیده ای که از فرمان دادگاه حکومتی روحانیت تبعیت نکرده است
دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ محققی که در باره نظام های سیاسی و فکری و دینی در تاریخ اسلام تحقیقیات گسترده ای دارد
جناب محسن رسولی؛ متفکر جوانی که بخشی از سلامتی جسمی خودش را بر پای حکومت خمینی فدا کرده است
سه مهمان برنامه روز شنبه (06 بهمن 1397) خواهند بود تا به بخش هایی از این قبیل سوال ها پاسخ بدهند.
در سال 2006، زنی سیاهی "تارانا بارک"، فعال حقوق اجتماعی، کلید جنبش "می تو موومنت" یا "جنبش من هم" را در اعتراض به حشونت های کلامی و رفتاری مردان نسبت به زنان در محل کار را زد.
این حرکت، بسرعت مورد حمایت رسانه ها و زنان در آمریکا و سایر کشورها قرار گرفت. هدف "جنبش من هم" اعتراف و اعتراض به دست درازی نامردان صاحبان کار، پول و قدرت به نوامیس مردم و سوء استفاده ازنیاز زنان به کار و درآمد بود. همچنین، این حرکت می خواست به هر نوع توهین، تحقیر، سرکوفت و افسرده کردن زنان در محل کار پایان بدهد.
جنبش من هم، یکبار دیگر، در سال اکتبر 2017 (اوایل زمستان 1396) از طریق هشتک "می تو" در سراسر کرده زمین شیوع یافت. زنانی از سطوح پایین جامعه، مغازه ها و شرکت ها، تا درون نیروهای نظامی، امنیتی، دولت و مجلس، از آزار و اذیت مردان در محل کارشان سخن گفته و نام آزار دهند جنسی و کلامی را افشا کردند.
این چنبش و این زنانی که جسارت آشکار کردن فساد خفته در لایه های اجتماعی را داشتند، در زیر حمایت افراد سالم و اخلاقی اجتماعی پیش رفت. افراد، روشنفکران، رسانه ها و الیت جوامع از شهامت، شجاعت و معصومیت این زنان حمایت کردند. مجالس قانونگذاری، قوانین و مجازات های سنگینی برای چنان مردانی که از قدرت و پول خودشان سوء استفاده می کردند، تصویب کردند.
کار بجایی رسید که نمایندگان مجلس فدرال کانادا، تصویب کردند تا نمایندگان این مجلس، همیشه، دوربین سنجاق شده به سینه یشان، به همراه داشته باشند تا سخنان و رفتار آن ها با دیگران را ضبط بکند. بخشی از پلیس کانادا هم که در ارتباط مستقیم با مردم بودند، به حمل چنین دوربین هایی مجبور شدند.
در این حرکت افشاگرانه و فداکارانه که برای اصلاح اجتماعی انجام می گرفت، از بی ناموسی، پستی و سوء استفاده گری هزاران مرد صاحب ثروت و قدرت پرده برداشته شد.
نه تنها افکار عمومی، این مردان سوء استفاده چی را مجازات کرد، بلکه دادگاه ها و نمایندگان مردم هم به مجازات چنان افرادی همیت گماشتند.
در مقابل، دادگاه ها، پلیس، مردم و افکار عمومی و رسانه ها از شجاعت و فداکاری اصلاحگرانه این زنان حمایت کردند تا اخلاق را از غارت چنان بی رشف هایی نجات بدهند.
هیچ کس، نهاد و رسانه ای این زنان را به فاحشه گری متهم نکرد بلکه از معصومیت و قربان شدگی این زنان در مقابل صاحبان پول و قدرت دفاع کردند.
گرچه این جنبش در خیلی از کشورها رواج یافت و مورد حمایت مردم، اخلاق، دین، دینداران و قانون قرار گرفت اما صدایی از زنان ایران برنیامد. گو آن که در شرکت ها، دفاتر کار خصوصی، سازمان ها، کارگاه ها و کارخانه ها دولتی و خصوصی به ناموس، حقوق و اخلاق انسانی زنان نیازمند به کار تجاوز نمی شود.
در حالی که می دانیم، کمتر محل کاری است که تجاوز کلامی و بدنی نسبت به زنان در آن ها رخ نداده باشد.
تعداد زیادی خبر و ویدئو از تجاوز روحانیان، امام جمعه ها، پزشکان، معلمان، اساتید قرآن، مدیران و صاحبان قدرت در ادارات و سازمان ها، وزارتخانه ها، مجلس، دولت و قوه قضائیه و دادگاه ها منتشر شده که بخشی از آن ها در یوتیوب و وبسایت های دیگر قابل مشاهده هستند.
در این میان اما، یک زن جوان با تحصیلات حقوق که با قوانین ایران هم آشنا بود، بعد از سال ها تلاش، صدایش را همزمان با "جنبش من هم" بالا آورد و نه تنها از ناموس و حیثت شخص خودش دفاع کرد بلکه از ناموس و حیثیت صدها هزار زن که در محل کار و بخاطر نیاز مالی، مورد سوء استفاده قرار می گیرند، با صراحت سخن گفت، افشاگری کرد.
اما همان صاحبان پول و قدرت، به پشتوانه پول و قدرت خود، نه تنها او را تهدید به مرگ کردند بلکه او را "شهید" هم کردند. زهرا نویدپور؛ اولین زن شهیدی است که بخاطر دفاع از ناموس خود، توسط عوامل و به فرمان سلمان خدادادی؛ اطلاعاتی سابق و نماینده مجلس چند دوره، به قتل رسید.
آیا مجلس، خانه فساد و نمایندگان مفسدان فی الارض نیستند؟
چرا مطبوعات، جامعه، بخصوص جامعه زنان ستم دیده ایران به این جریان نپیوستند و از این شهیده حمایت نکردند؟
متهم اصلی این پرونده کیست؟ آیا تنها یک نفر متهم است یا چون مجلس هم سکوت کرده است و به فریادهای آن شهیده پاسخ نداده است، مجلسیان هم متهم هستند؟
دادستان و قوه قضائیه چه مسئولیتی داشتند و چه کرده اند؟
چرا متهمان یا مظنونان دستگیر و محاکمه نمی شود؟
چرا مجلس منحل نمی شود؟
کدام نهادها، سازمان ها، نیروها در کشته شدن زهرا نویدپور، بطور مستقیم و غیر مستقیم، نقش بازی کرده اند؟
چرا نمایندگان مجلس از ناموس زنان جامعه دفاع نکردند و از قاتل و متجاوز به ناموس مردم حمایت کردند؟
آیا دیگر نمایندگان هم دارای چنین پرونده هایی هستند؟
چرا دادستانی، قوه قضائیه و پلیس که کوچکترین سخن و نوشته افراد را دیده و آن ها را به اشد مجازات محکوم می کنند، از این زن شهیده و افشاگری های اصلاح طلبانه اش حمایت نکرده و او را در مسیر کشته شدن قرار دادند؟
فرق بین جامعه عقب مانده و پیشرفته در چنین مواردی چیست؟ در آمریکا و اروپا با چنین پرونده ها و جریان ها چگونه رفتار می کنند؟
مفهوم تئوریک اخلاق و بی اخلاقی و همچنین معنای عملی اخلاق و بی اخلاقی در ایران چیست؟
آیا می توان قوه قضائیه، قضات و دادگاه ها، نیروهای امنیتی، مجلس و دولت و حتی احزاب و مطبوعات و رسانه ها را صدای خواست ها و حقوق مردم ستم دیده خواند؟
و آیا می توان به آن ها اعتماد کرد؟ آیا می توان سرنوشت مردم و جامعه را به آن ها دسپرد؟
مردمی که ناموس زنان و دخترانشان مایه هوسرانی پولداران و قدرتمندان شده است، چکار می توانند بکنند؟
امتیاز این مردان پولدار و صاحبان قدرتی که مردم آن قدرت را به آن ها داده اند، بر مردم عادی کوچه و بازار چیست که جسارت تجاوز به نوامیس مردم و کشتن زنان و مردان را بخود می دهند؟
سکوت در مقابل ظلم و ستم به نیازمندان نان روزانه، به چه معنی است؟
چرا دینداران، رهبران دینی و آیت الله ها خاموشی پیشه کرده اند؟
چرا جمهوری اسلامی و رهبران آن، از خجالت خودکشی نکرده یا استعفا نمی دهند و از مردمی عذر خواهی نمی کنند؟
این پر روئی ضد اخلاق و ضد انسانیت و این مصونیت از مجازات، از کجا ریشه می گیرد؟
خانم مینا احدی؛ فعال سیاسی، حقوق بشری و مدافع حقوق زنان از اروپا
آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی؛ آیت الله خلع لباس شده و زندان کشیده ای که تسلیم حکم دادگاه نشده است، از تهران
در برنامه "دیالوگ" این هفته، به این قبیل از سوال ها در رابطه با افشاگری و شهادت مرحوم زهرا نویدپور پاسخ خواهند داد.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هیدهم (18) ژاونیه 2019
hedayat222@yahoo.com
با عرض معذرت بخاطر انتشار مجدد چنین صحنه هایی، برای آشنایی بیشتر با این جنایتکاران، ویدئوهای زیر را ببینید: