رئیس تروریستهای تحت امر و حمایت ارمنستان-ایران در قرهباغ دستگیر شد.
بزودی، آزربايجان او را تخلیه اطلاعاتی کرده، تمامی جنایتها و جنایتکاران ایران، ارمنستان و روسیه و تمامی دستهایی که در قتلعام ملت تورک دخیل بودند را بدست خواهد آورد.
نجات رژیم و تاسیس مجدد ایرانی متحد با ایجاد ترس مصنوعی از افغانها
ترس و وحشت، مهمترین ابزار شستشوی مغزی و خداحافظی با عقل، منطق و تسلیم در برابر قدرتی است که تصور می شود، می تواند، نجات دهنده از ترس باشد.
غافل از آن که خود آن که نجات دهنده فرض می شود، عامل ایجاد ترس است.
در حقیقت، ترسی در جهان خارج از ذهن ترسوها وجود ندارد. بلکه سیستم مدیریت ترسها و احساسات جمعی، آن ترس را ایجاد کرده است تا جامعه ترسو را کنترل و مدیریت بکند و از افراد و ملل گسسته از هم، یک انبوه، حتی ملت متحد بسازد.
آنها، از قبل، و در سال های آموزش مستقیم در مدارس و دانشگاهها و از طریق آموزش از رسانه ها، مواد لازم را در اذهان تودهها کاشتهاند و هر زمان که نیاز داشته باشند و اراده بکنند، مکانیزم لازم برای ایجاد ترس و کنترل ترسوهای شستشوی مغزی شده را بکار می اندازند.
پانفارسیسم، در سال های گذشته با انجام صدها تحقیق و سمینار، به این نتیجه رسیده بود که جوامع و ملل در ایران، به شکاف های عمیق و گسترده ای مبتلا شده اند و هیچ گروهی و ملتی، بطور جد، به همبستگی در ایران و در میان ایرانیان اهمیت قائل نیست و اعتقادی ندارد.
لذا پروژه ترمیم شکافهای اجتماعی را با کمترین هزینه ممکن و با استفاده از همهگیری ترس و وحشت را به اجرا گذاشتند.
آنها با ایجاد و تبلیغ اغراق آمیز هجوم افغانها و به مدد دهها هزار عوامل خود در شبکههای اجتماعی، با اخبار، ویدئوها، و با استفاده از لشکر فاطمیونی که از استخدام افغانیها تاسیس کرده بودند، ترس طبیعی را به جامعه تزریق کردند.
بعد از سالهای سال که در بین ملل در ایران و حتی در بین خود فارسها، گسستهای اجتماعی، عاطفی و ...عمق یافته بود، دستگاه شستشوی مغزی رژیم با ایجاد نوعی ترس و نگرانی از مهاجرت افغانها، توانست همه ملل غیرفارس و فارسها را به امنیت، نگرانی از اَغال شهر و وزنشان، به هستی در حول محور حفظ ایران پیوند زده و از همه آن پراکندهها، یک ملت بوجود بیاورد.
چه قدر احمقند فعالانی که خودشان را مغز سیاست و سیاسی می دانستند ولی، ترس از هجوم موهوم افغانها، پانایرانیسم دورنشان را آشکار کرد و منافع ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... را فدای ماندگاری ایران، حاگمیت پانفارسیسم کردند.
چه بسیار فعالان ساده تورک، عرب، بلوچ و .... فراموش کردند که در چهل سال گذشته، افغانها همیشه در حال گذر از ایران، بسمت اروپا بودند.
اغلب این افرادی که به ترس از افغانها دامن می زنند، دانسته و ندانسته در خدمت منافع پانفارسیسم و پانایرانیسم قرار دارند و به ملل غیرفارس خیانت می کنند.
آیا جنگ در بین فارسها و افغانها به نفع ملل غیرفارس نیست؟
آیا ملل غیر فارس، در هر نوع جنگ در بین فارسها با افغانها در کنار فارس ها خواهند ایستاد؟
چرا سیستم پروپاگاندا و شستشوی مغزی پانفارسها بکار افتاده تا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... را در دشمنی و جنگ احتمالی با افغانها، با فارسها همراه بکنند؟
چرا ملل و مردمان در ایران جعلی را از افغانها می ترسانند؟
چرا تمامی شبکههای اجتماعی بر علیه افغانیها تبلیغ می کنند؟
چرا تا دیروز، افغانهای پناهنده هیچ مشکلی در ایران جعلی ایجاد نمی کردند ولی ناگهان همه ورقها برگشت؟
چرا در همین بحبوحه، امام جمعه مشهد اعلام کرد که فارسها با افغانها از یک نژاد و خون هستند؟
چرا سیاستمداران فارس می خواهند افغانها را نرم کرده، از پاسخ خشن افغانها به جنایت هایی که فارسها در حق افغانها اعمال می کنند، منصرف بسازند؟
رابطه ترور در آنکارا با تروریسم ارمنی و پان ایرانیستها
انصافعلی هدایت نوشت:
من، تروریسم را محکوم می کنم. ...
هوشنگ امیراحمدی پانایرانیست ناراحت شده، پرسید:
"ارامنه کشی اذربایجان در ارتساخ را چطور؟"
هوشنگ امیراحمدی؛ طالشی مسخ شده بی هویتی است که سالی چند بار به جمهوری آزربایجان سفر کرده، با طالشی ها دیدار میکند. او می داند که تعداد اندکی طالشی در جمهوری تورک آزربایجان زندگی میکنند ولی دارای حقوق آموزش زبان طالشی هستند.
در حالیکه دهها میلیون تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... در ایران جعلی او، فاقد آن حقوق هستند.
هدایت در پاسخ سوال امیراحمدی نوشت:
من جایی به نام ارتساخ نمی شناسم. ارتش جمهوری آزربایجان تحت فرمان عالیجناب الهام علییئف، سرزمین تاریخی قرهباغ که در اشغال قوای ارمنی بود را آزاد کرد و تروریستها را از مرزهایش راند.
آزربایجان شمالی، بعد از آزادی سرزمینهایش، به ارمنی هایی که بدون داشتن مدارک شهروندی، توریستی یا اقامت در آزربايجان حضور داشتند را بین بازگشت به ارمنستان یا اخذ شهروندی و اقامت جمهوری آزربایجان مختار کرد.
آنگاه، هدایت پرسید:
شما ترور در آنکارا را محکوم می کنید یا نه؟
و یک سوال دیگر از همان پانایرانیست:
آیا شما، وحدت سرزمینی کشورها را قبول دارید یا تشکیل دولتهایی در داخل یک دولت را برسمیت می شناسید؟
من، عملیات تروریستی که در زیر نام دفاع از کردها، در آنکارا انجام گرفته است را غیر انسانی دانسته و محکوم می کنم.
چنین عملیاتهای تروریستی نمی تواند از پیشرفت سیاسی، اقتصادی تورکیه و تشکیل اتحادیه کشورهای تورک، همچنین توسعه و فنآوریهای نوین در تورکیه جلوگیری بکند.
ولی راه را برای سرکوب هر چه بیشتر تروریستها تا آخرین نفر و با توسل به پیشرفته ترین تجهیزان نظامی در آن سوی مرزهای تورکیه و جمهوری آزربایجان را باز و محق میکند.
چرا پانفارسها و پان ایرانیستها بد دهان، رکیک و فحاش هستند؟
این سوال زمانی به ذهنخطور می کند که با فارسها، پانفارسها و پانایرانیستها وارد بحثهای سیاسی، اجتماعی، حقوقی و ملی بشوید. یا با حضور این افراد در شبکههای اجتماعی مواجه بشوید.
استفاده از انواع آبدار فحشها چنان رایج است که حتی اساتید دانشگاهی، نویسندگان، شاعران، آیت اللهها، نمایندگان، مدیران و ... وقتی خود را در حال باختن می بینند، برای بدر کردن رقیب، به فحاشی های رکیک و تهدید دست مییازند.
این شیوه عمل و رفتار آنها چنان شایع است، که گاهی، استفاده آنها یا هر بردی از فحش، طبیعی فرض می شود. ولی طبیعی نیست. هیجانی، احساسی، آغشته به ترس و عقدههای روانی و ... است.
در حقیقت، آنها می خواهند از افتضاح شکست در مقابل رقیب فرار بکنند ولی از چاله، به چاه میافتند. یعنی، فحاشی و تهدید، راه فرار از شکست در بحث منطقی، برای آنها است.
برای این سوال دهها پاسخ می توان ردیف کرد.
ولی من (انصافعلی هدایت) خواستم بدانم که دوستان من در اینستاگرام در باره این معضل چگونه فکر می کنند.
برای همین این سوال را از آنها پرسیدم:
"چرا پانفارسها و پان ایرانیستها بد دهان، رکیک و فحاش هستند؟"
بیشترینجواب با 39٪ به "در مقابل منطق مخالفان، راه فراری جز توهین ندارند" مربوط است.
در رتبه بعدی با 27٪ "در نتیجه شستشوی مغزی، ذهنشان جامد و در دام تعصب افتاده اند" قرار گرفته است.
در جایگاه سوم علل توسل به توهین توسط پانفارسها و پانایرانیستها با 23٪ "دارای عقده حقارت هستند، لذا نمیتوانند منطقی و مودبانه پاسخ بدهند." قرار دارد.
در مرتبه چهارم از نردبان سقوط پانفارسها و پانایرانیستها به منجلاب توهین، با 11٪ "رفتار آنها نتیجه فرهنگ 2500 ساله و اشعار شاعران است." قرار گرفته است.
Sağ olun bu gözəl məlumat üçün. Təbii ki Par-farsların arxasında bir güclü devlət və çox böyük mal-pul var.
Onların gəliri, düşüncə otaqlarından qaynaqlanır. Rahatcasına yazıb, pozurlar .
Üniversitetlərdə lisans, yüksək lisans, və doktüra geçirmək imkanları var.
Bizlərin isə, vətənimiz, işğalda, malı gücümüz Pan-farsların əlində, üniversitəmiz, hətta məktəbimiz belə yoxdur.
Başqa bir yöndən də baxarsaq, gündəlikimizdə, fəhləliklə məşğuluq.
Bizlər, artıq vaxtımızda qələm çalırıq.
Bu fərqlərə baxmayaraq, biz, bir dərin və geniş yol açmışıq. Yüzlər min bu yolun yolçusu və fədayısı dır.
O Pan-farsların çalışmaları, bizim yolumuza daş qoymaq və insanların ayılıban bizə qoşulmalarının qarşısında durmaq dır.
Onlan belə, mənim sözlərımdən bu sonuc çıxmaz ki çalışmamalıyıq. Yox, yox, daha çox çalışmağa yer var dır.
Əlbəttəki daha çox çalışmalıyıq. Yazmalı, tədqiqat aparmalı, danışmalı, hətta online üniversitə və məktəblər açmalıyıq. Teorik kitablar yazmalıyıq.Tafıx yazıb, yaratmalıyıq.
Başqa bir tərəfdən isə, bizim millətimizin bir çoxu dilsiz savadsız dır. Onların dönmüş və donmuş beyinlərin sözlə, danışıqla açmalıyıq.
Millətimizin beyinləri, İran fars zəhərindən arınmalıyıq. Yenidən, zəhərlənməmiş və padzəhərli bir millət və dövlət məfkurəsin yaradıban, qəlblərə və beyinlərə salmalıyıq.
Yolumuz uzun, çətin amma olası bir yol dur. Bu yol da bizim, yolçularda bizim dir. Geci tezi bu yolçularla, bu yolu getmək zorundayıq.
. با این ویدئو به عمق شستشوی مغزی خودمان پی ببریم.
ایران مسئول جنگ ایران بر ضد عراق است
همان طور که دهها بار گفته و نوشتهام، مسئول آغاز جنگ ایران بر علیه عراق، ادامه آن، تلاش برای اشغال عراق و سرنگونی رهبر ملل در عراق، همچنین حملات شیمیایی به کردها و حلبچه، ایران به رهبری فارسها، پانفارسها، فرماندهان سپاه پاسداران و خمینی به همراه ملاهای اطرافش بودند که در جنگ نقش اصلی را داشتند.
همان مسئولان، تلاش می کردند تا گروههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی را مسئول حملات شیمایی، ترورها، انفجارها در حرم امامها و ... نشان بدهند و خودشان را از مسئولیت بری بکنند.
همان سیستم شستشوی مغزی پانفارس توانسته است، ملل در ایران را به خیلی از چیزیهایی که احزاب مسلح انجام نداده اند، قانع بکند و ملل را به دشمن گروه های سیاسی تبدیل بکند. ما، هنوز، تاریخ سی-چهل سال قبل را زندگی می کنیم اما ذهن ما را رسانه های دولتی شکل داده، کنترل کرده و راه می برند.
ما مانند صفحه های دیسک یا سیدی هستیم که رژیم و سیستم شستشوی مغزی آنها، هر چه می خواهد را بر ذهن ما جای می دهد ولی ما تصور می کنیم که اطلاعات و قضاوت های ما حاصل تفکر و تحقیق خود ماست. در حالی که ما بر اساس همان دادههایی که رژیم و سیستم شستشوی مغزی او در کابها، ریانهها، نشریات، سمینارها و ... داده است، نه تنها فکر می کنیم، بلکه بر اساس طرح، نقشه، خواست و اراده آنها هم رفتار می کنیم.
شستشوی مغزی یعنی همین و این که متوجه منشاء جریانها نیستم و نمی شویم. و براحتی بر اساس مهندسی اجتماعی رفتارمی کنیم.
تنها راه مقابله با سیستم شستشوی مغزی پانفارسیسم و پانایرانیسم، شورش و عصیان بر علیه تمامی آموزه های مستقیم و غیر مستقیم آن سیستم است.