Thursday, December 21, 2017

Yazar ve Yazmaq (k)





yazmak:
1. Söz ve düşünceyi özel işaret veya harflerle anlatmak:
2. Yazı ile anlatmak, yazıya dökmek:
3. Yazar olarak görev yapmak.
4. Yazı ile bildirmek, haber vermek
5. Bir bilim veya edebiyat eseri oluşturmak.
6. Sayaç vb. sayılarla niceliği belirtmek.
7. Kaydetmek
8. Bir göreve almak
9. İnsanın geleceğini belirlemek
10. Gelinin yüzünü süslemek
Yaymak, sermek. 2. (nsz) Açmak: Hamur yazmak.

Hamur açmak.

Neden yazar olmaq(k) olub, yazmaq (k) istirux?

Tuesday, December 19, 2017

تورک ستیزی پهلوی ها و مجسمه های شاه عباس و نادرشاه افشار توک


دوستی از مشهد با دین این عکس در صفجه فیس بوک من: انصافعلی هدایت، به نقد بخشی از تاریخ معاصر پرداخته است . همه آن نقد را به شکل یک سوال از من پرسیده است. در زیر عکس، نوشتا ر "آغا مجید" و در ادامه هم نوشته من را ملاحظه خواهید فرمود
Image may contain: one or more people
Aqa Majid 
سلام آقای هدایت گرامی 
شما با گذاشتن این پست باز، به نظر من اظهارات متناقضی بیان کردید شما دائما می گفته و می گویید که پهلوی ها ترک ستیز بودند 
خوب پس چرا مجسمه ی شاه عباس صفوی را تخریب نکردند و اصلا چرا برای شاه عباس مجسمه ساختند؟ مگر شاه عباس ترک نبود؟ مجسمه ی او را پهلوی ها تخریب نکردند بلکه جمهوری اسلامی تخریب کرد. 
نمونه ی دیگر ساختن مجسمه و آرامگاهی با شکوه برای نادر شاه افشار در شهر خود من، مشهد است که توسط پهلوی ها انجام شد در سال 1342 شمسی، محمد رضا شاه پهلوی شخصا آنجا را افتتاح کرد. مگر نادر شاه افشار ترک نبود؟ 
Image may contain: sky and outdoor
اگر پهلویها طبق ادعای شما ترک ستیز بودند چرا برای نادر شاه افشار چنین مجسمه و مقبره ی باشکوهی ساختند؟ نمی دانم به مشهد آمده و آرامگاه نادر شاه افشار را دیده اید یا نه؟ ولی بناء و آرامگاه و مجسمه ی با شکوهی است نمای خارجی آن از سنگ گرانیت و داخلش تماما مرمر است و به شکل یک چادر عشایری قزلباشی است چون نادر شاه ریشه ی عشایری قزلباشی داشت. 
Image may contain: 1 person, sky and outdoor
اگر شما به بدگویی پهلویها از قاجارها اشاره می کنید این یک بحث سیاسی است و ربطی به مسائل قومی و ترک ستیزی پهلوی ها ندارد حالا چه بحثی فکر می کنم که خودتان می دانید و نیازی به گفتن بنده نیست حالا اگر لازم است بفرمایید تا علتش را برایتان بگویم. 
قاجارها که فقط تنها حکومت ترک در ایران نبودند حکومتهای ترک دیگری هم در ایران داشتیم اگر پهلویها واقعا طبق ادعای شما ترک ستیز بودند طبیعتا باید از سلسله های دیگر ترک در ایران هم بد گویی می کردند و یا آثارشان را تخریب می کردند ولی می بینیم چنین نکردند که هیچ بلکه بر عکس ادعای شما نسبت به برخی از سلسله ها و شاهان ترک ایرانی دیگر خدماتی هم انجام دادند مثل ساختن آرامگاهی با شکوه برای نادر شاه افشار همان طور که ذکر شد در ضمن من خودم اهل و ساکن مشهد هستم 
این را هم جهت اطلاع شما بگویم که مقبره ی عباس میرزا هم در مشهد و در حرم امام رضا است و تا پیش از انقلاب اسلامی و در زمان همان پهلوی سنگ قبر و محل قبرش در حرم امام رضا معین و مشخص بود و پهلویها متعرض آن نشده بودند ولی متاسفانه بعد از انقلاب سنگ قبرش را برداشته الان در موزه امام رضا در مشهد است ولی دیگر از محل قبرش در داخل حرم اثری نیست پهلوی متعرض قبر عباس میرزا نشد ولی جمهوری اسلامی شد باورتان می شود آقای هدایت؟؟ 
به نظرم این نظریه ی ترک ستیزی پهلوی ها که توسط پاره ای از روشنفکران ترک ایرانی ترویج شده و می شود کمی نیاز به بازنگری دارد و محل بحث است خصوصا در دوره ی پهلوی دوم. در مورد عربها هم می توانم شواهد و مستنداتی ارائه کنم که نظریه ی عرب ستیزی پهلوی ها را هم با چالش مواجه خواهد کرد که اگر فرصت شد و تمایل داشتید اعلام کنید تا بگویم. در پایان عکس هایی از آرامگاه نادر شاه و مجسمه ی او را تقدیمتان می کنم. ممنونم



سلام آغا مجید.
بسیار ممنونم از این سوال بسیار مهم. برای این سوال بلند، پاسخی بلند لازم است که در فرصتی، خواهم نوشت ولی در این مجال اندک، پاسحی کوتاه عرضه می دارم.
می دانیم که فارس قهرمانی ملی-واقعی ندارد و آن چه فردوسی آفریده است، افرادی خیالی و غیر واقعی هستند.
میدانیم که فارس ها هم مانند هر ملت دیگری به قهرمان ملی-واقعی نیاز دارند تا احساس غرور و اعتماد بنفس به آن ها تلقین شود که "شما هم می توانید".
برای همین هم ایران پهلوی و ملاها، به قهرمان هایی برای ملی گرایی ایرانی (فارس)ها نیاز داشت.
برای همین، تلاش کردند و می کنند تا همه متفکران ممالک محروسه و دیگر مللی که احیانا توسط اعراب و تورکان اشغال شده بودند را ایرانی قلمداد کرده و انسان های غیر فارس را تحت نام ایرانی نمایش دهند تا ایرانیان کس و کسانی برای قهرمانسازی و الگوسازی داشته باشند.
برای همین، تمامی متفکران، شاعران، عارفان، فقیه هان، متکللمان، فیلسوفان، مخترعان و مکتشفان غیر فارس را هم "ایرانیزه" کردند تا برای عنصر "ایرانیت مورد نظرشان" قهرمانسازی علمی، فکری، دینی، سیاسی، و ... بکنند تا بدین وسیله به ایرانیان، خود باوری القاء را کنند تا جوان ایرانی اعتماد بنفس داشته باشد.
از طرف دیگر، "ایرانیت" نامی بود که "فارسیزم" را در پس پرده نگه می داشت و اجازه نمی داد تا ملل غیر فارس ساکن و غیر ساکن ایران کنونی، متوجه عمق نژادپرستی تحت نام "فارس" شوند.
ساختن مجسمه برای نادرشاه تورک، برای صفویان تورک، برای ستارخان تورک، نه برای آن بوده و است که بگویند؛ این افراد قهرمانان ملی تورکان هستند که جهانگیر و جنگجو بوده اند و "فارس" هم یکی از ملل تحت لوای حکم و فرمان و حکومت تورکان بوده است. یعنی نمی خواستند به جوان ایرانی فارس و اسیمیلاسیون شده و از خودبیگانه، بگویند که فارسیستان هم یکی از ممالک تحت استیلای تورکان بوده است.
بلکه می خواستند، تاریخ تورکان حاکم بر ایران را تحریف کرده و به نفع فارسیسم مصادره کنند.
لذا از آن وقتی که تورکان به دفاع از داشته های تاریخی خودشان برآمده اند، و اجازه ندادند تا فارسیسم، تاریخ و تمدن و قهرمانان ملی تورکان را به نفع فارسیسم مصادره کند، فارسیسم در محو همان قهرمانانی که تا دیروز سعی می کگرد تا به بودن آن ها افتخار کند، در محو آن ها می کوشند.
آیا تصور می فرمایید که سیاست های نژادپرستانه و ضد عرب و ضد تورک رژیم ملای های فارس، با یاست های نژادپرستانه و ضد عرب و ضد تورک پالانی ها (پهلوی ها) متفاوت هستند؟
نه! ابدا!
رژیم پالانی ها یک شعار سه استراتژیک داشت: "خدا، شاه، میهن"!
همان طور که ملاحظه می فرمایید، در این شعار های استراتژیک، از آزادی، مردم و حقوق انسان ها خبری نیست.
پالانی ها، در باره استراتژی "خدا"، مهمترین کاری که کردند، انتقال مرکز رهبری فقه شیعه از عراق به ایران و تمرکز آن در قم بود تا استراتژی های دینی را ملاها، آن هم در آینده و بر اساس پان فارسیسم و پان ایرانیسم ترسیم کنند.
شاه های پالانی تصور می کردند که خواهند توانست این نهاد ملاها را مهر کرده و نحن سیطره خودشان داشته باشند. اما وقتی ملاها به چنان جایگاهی رسیدند، حکومت را از پالانی ها گرفتند.
شاه قدر مطلق و مافوق همه قوا و ملت بود. ملت هیچ حقی نداشت، مگر این که شاه اراده فرمده و لطفی در حق ملت کرده و گوشه چشمی از محبت و بنده نوازی نشانشان می داد. در حقیقت، شاه محور اصلی استراتژی پانفارسیسم و پان ایرانیسم بود که دیگر محورها را تحت اراده خویش به هم متصل می کرد.
این حاکمیت و اراده مطلق شاهی، از تاج به عمامه منتقل شد اما سیاست هالی پان ایرانیستی و پان فارسیستی نه تنها تغییری نرکرد بلکه با شدت بیشتری هم دوام یافت. چرا که با به میدان سیاست و عمل آمدن آوردن مذهب تشیع فارسیزه شده و دین، تحریف شده پانفارسیسم، استراتژی پانفارسیستی و پان ایرانیستی از قدرت بیشتری برخوردار شد.
ولایت مطلق فقیه، همان سلطنت مطلقه شاه در لباس ملا بود و است و سیاست های ملا همان سیاست های شاهان پالانی است.
در این میان، استراتژی "میهن" تنها عنصر قابل لمس و مورد تعصبی بود که می توانست از حمایت همه انسان ها برخوردار باشد و پتانسیل آن را داست که می توانست همه افراد را در سایه "میهن" متحد کرد اما سیاست های نژادپرستانه و تبعیض آمیز فارس، باعث شد تا حس وطن، از تمامیت ممالک محروسه، به افراد و هموطنان وطن و مملکت معین و مشخصی فروکش کرده و متمرکز شود.
برای همین و در پی همسن سیاست های نژادپرستانه و فارس پرستانه، گریز از مرکز تشدید شده است.
پیرامون و ممالک غیر فارس، در حال دور شدن از استراتژی های سه گانه شاه و ملا هستند.
ملی گرایی در حال رشد است اما این ملی گرایی، ملی گرایی بر اساس پان فارسیسم و پان ایرانیسم نیست بلکه بر اساس ملی گرایی تورک، ملی گرایی عرب، ملی گرایی تورکمن، ملی گرایی قشقایی، ملی گرایی بلوچ و ... استوار و در حال رسد روز افزون است. با انکار آن هم کاری پیش نمی رود.
بر اساس این جدایی ها و گریز از مرکزها است که پانفارسیسم و پان ایرانیسم، زمانی که متوجه می شود که دیگر نمی تواند از یک قهرمان تاریخی، برای همبستگی و اتحاد ایران (برای تامین هر چه بیشتر منافع فارسیسم) استفاده کند، آن ها را موقوف و ممنوع می کند.
همان طور که شاید شنیده باشید، دیگر دولت های جمهوری فارسیستان اجازه نمی دهند در باره بابک خرمدین، کتاب (چه در موافقت با بابک خرمدین، چه در ضدیت با بابک خرمدین) منتشر شود.
چرا؟
چون تورکان بابک را از دستان فارس بیرون کشیدند و دوباره قهرمان ملی خودشان قرارش دادند. دیگر فارس نمی تواند از منافع قهرمانی بابک خرمدین در تحمیق ملل غیر فارس استفاده کند بلکه این خطرجدی هم هست که فارس ها، هویتشان را در آینده بر اساس قهرمانان تورک تعریف کرده و خودشان را تورکانی بدانند که با زور تعدادی پانفارس، "فارس زبان" شده اند.
در نتیجه، مجسمه های قرمانان فکر، شعر، فلسفه، ورزش، و ... تورک همانند بابک خرمدین، در خدمت منافع فارسیسم نیست بلکه بر علیه منافع ملی فارسیسم عمل می کنند و بر شدت فرار تورکان از مرکز دامن می زنند.
برای همین هم نباید در شهرها و میادین حضور داشته باشند.
همان طور که با مجسمه های شهریار همین کار را کردند. همان طور که اجازه نمی دهند نمادی ملی بر سر مزار ستارخان ساخته شود!
همان طور که اجازه نمی دهند ...
انصافعلی هدایت
بیستم دسامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com


***

Saturday, December 16, 2017

دیالوگ: نقش ایران در خونریزی های یمن و عراق - بخش دوم


برنامه هفته سی وپنجم دیالوگ

مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر ماشاءالله رزمی
سمیر نوری
ويدئو: گوناز تی وی
بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶

https://youtu.be/NMGZJXUShCY


رهبران عمامه دار و بی عمامه ایران، همیشه تاریخ، دو فکر در سرشان بود: بازیابی دوباره امپراطوری تاریخی پرشیا و انتقامگیری از ملل عرب و تورکی که در 1400 سال گذشته استقلال فارس ها را از بین برده اند.
وقتی در سال 1357 عمامه بر سرها حکومت را از کراواتی ها گرفتند،  برای دستیابی به همان آرمان های تاریخی، دین را هم وسیله و ابزار سیاست های خود برای رسیدن به اهدافشان کردند.
در همین راستا بود که خمینی، شعار و استراتژی "صدور انقلاب" و "راه قدس از کربلا می گذرد" را برای نفوذ به کشورهای عربی و اسلامی ترسیم کرد. از آن به بعد، همه قوانین و سیاست های داخلی، منطقه ای و جهانی فارس ها، بر اساس دستیابی به آن دو هدف پیشین، طراحی و در قوانین گنجانده شدند.
اگر انقلاب را بی ثباتی و عدم امنیت پایدار فرض کنیم، سیاستمداران پانفارس حدود 40 سال گذشته، میلیاردها دلار خرج کرده و به آرامی در دیگر کشورها رسوخ کردند و بدین گونه به صدور انقلاب و بی ثباتی در منطقه دامن زده اند. در آن کشورها، گروه های تروریستی  تشکیل دادند که باید بدون آن که متوجه باشند، برادران و خواهران هموطنشان را بخاطر اهداف پنهان ایرانیان فارس، بقتل برسانند.
ایران این گروه های بظاهر انقلابی و ابزارهای صدور انقلاب به دیگر کشورها را بر میدان سیاست در آن کشورها هم مسلط کرد. 
فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و یمن هدف های اصلی امپراطوری فارس بودند. برای همین هم فارس ها، علنا خاک این کشورها را بر خاک های داخلی ایران برتر و ارجح می دانند.
در اثر سیاست های ایران، در آن مناطق امنیت وجود ندارد و کشتار انسان ها برای یک روز هم متوقف نمی شود. چرا که ایران فارس، از اعراب انتقام کشتارهای تخیلی اما تاریخی را می گیرد.
 سلاح ها و دلارهای نفتی ایران، اسلحه و گلوله و بمب و مین می شوند و زندگی عرب ها را از آنان می ستانند.
خون ریزی ها در یمن، و بشدت دوام دارد . من به همراه مهمانان گرامی برنامه این هفته "دیالوگ" قصد داریم تا نیم نگاهی به آن مسایل بیفکنیم. در این زمینه با آقایان

دکتر ماشاآللاه رزمی - متخصص علوم سیاسی و کارشناس مسایل ایران و خاورمیانه

سمیر نوری - عراقی

به تبادل افکار و اندیشه ها خواهیم پرداخت تا به این دست از سوال ها جواب بدهیم:




ایران در پی چه اهدافی در کشورهای عربی است؟
آیا واقعا ایران در پی سیراب کردن هوس امپراطوری تخیلی خود است؟
در یمن چه می گذرد؟
کدام کشورها، مستقیم و غیر میتقیم در کشتارهای یمن دست دارند؟
حوثی ها چه کسانی هستند و چه می خواهند؟
آیا دلایل قانع کننده ای وجود دارد که ایران در یمن دخالت دارد و حوثی ها را مسلح می کند؟
چرا شما متوجه حضور ایران در جنگ های در کشورهای عربی شده اید اما ملل آن کشورها و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای عربی متوجه آن نشده اند؟
اگر کشورهای عربی متوجه نقش ایران در جنگ های داخلی کشورهای عربی شده اند، پس چرا بر علیه ایران متحد نمی شوند؟
ایرانیان چند درصد ملل مسلمان را تشکیل می دهند؟
آیا جنگ شیعه و سنی در منطقه قابل پیش بینی است؟
اگر جنگ شیعه و سنی در بگیرد، کدام طرف بیشتر صدمه خواهد دید؟
آیا ایران می تواند در مقابل تحریم های بین المللی که سازمان ملل و برخی از کشورهای غربی و بسیاری از کشورهای عربی از آن حمایت می کنند، بایستد؟
آیا اقتصاد ایران توان تحمل جنگ دیگر را دارد؟
آیا مردم ایران توانایی تحمل هزینه های جنگی مانند کشتار، ویرانگری، بیکاری، زخمی ها و ... را دارند؟
وضعیت ایران در عراق را چطور ارزیابی می کنید؟
آیا فتوای آیت الله سیستانی برای تحویل دادن سلاح ها به ارتش در راستای مخالفت با منافع ایران درعراق نیست؟
آیا سپاه پاسداران در حال عقب نشینی از عراق است یا تاکتیک هایش را تغییر می دهد؟




دیالوگ: نقش ایران در خونریزی های یمن و عراق - بخش اول


برنامه هفته سی وپنجم دیالوگ

مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر ماشاءالله رزمی
سمیر نوری
ويدئو: گوناز تی وی
بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶

https://youtu.be/uo44BubMP8I

رهبران عمامه دار و بی عمامه ایران، همیشه تاریخ، دو فکر در سرشان بود: بازیابی دوباره امپراطوری تاریخی پرشیا و انتقامگیری از ملل عرب و تورکی که در 1400 سال گذشته استقلال فارس ها را از بین برده اند.
وقتی در سال 1357 عمامه بر سرها حکومت را از کراواتی ها گرفتند،  برای دستیابی به همان آرمان های تاریخی، دین را هم وسیله و ابزار سیاست های خود برای رسیدن به اهدافشان کردند.
در همین راستا بود که خمینی، شعار و استراتژی "صدور انقلاب" و "راه قدس از کربلا می گذرد" را برای نفوذ به کشورهای عربی و اسلامی ترسیم کرد. از آن به بعد، همه قوانین و سیاست های داخلی، منطقه ای و جهانی فارس ها، بر اساس دستیابی به آن دو هدف پیشین، طراحی و در قوانین گنجانده شدند.
اگر انقلاب را بی ثباتی و عدم امنیت پایدار فرض کنیم، سیاستمداران پانفارس حدود 40 سال گذشته، میلیاردها دلار خرج کرده و به آرامی در دیگر کشورها رسوخ کردند و بدین گونه به صدور انقلاب و بی ثباتی در منطقه دامن زده اند. در آن کشورها، گروه های تروریستی  تشکیل دادند که باید بدون آن که متوجه باشند، برادران و خواهران هموطنشان را بخاطر اهداف پنهان ایرانیان فارس، بقتل برسانند.
ایران این گروه های بظاهر انقلابی و ابزارهای صدور انقلاب به دیگر کشورها را بر میدان سیاست در آن کشورها هم مسلط کرد. 
فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و یمن هدف های اصلی امپراطوری فارس بودند. برای همین هم فارس ها، علنا خاک این کشورها را بر خاک های داخلی ایران برتر و ارجح می دانند.
در اثر سیاست های ایران، در آن مناطق امنیت وجود ندارد و کشتار انسان ها برای یک روز هم متوقف نمی شود. چرا که ایران فارس، از اعراب انتقام کشتارهای تخیلی اما تاریخی را می گیرد.
 سلاح ها و دلارهای نفتی ایران، اسلحه و گلوله و بمب و مین می شوند و زندگی عرب ها را از آنان می ستانند.
خون ریزی ها در یمن، و بشدت دوام دارد . من به همراه مهمانان گرامی برنامه این هفته "دیالوگ" قصد داریم تا نیم نگاهی به آن مسایل بیفکنیم. در این زمینه با آقایان

دکتر ماشاآللاه رزمی - متخصص علوم سیاسی و کارشناس مسایل ایران و خاورمیانه

سمیر نوری - عراقی

به تبادل افکار و اندیشه ها خواهیم پرداخت تا به این دست از سوال ها جواب بدهیم:

ایران در پی چه اهدافی در کشورهای عربی است؟
آیا واقعا ایران در پی سیراب کردن هوس امپراطوری تخیلی خود است؟
در یمن چه می گذرد؟
کدام کشورها، مستقیم و غیر میتقیم در کشتارهای یمن دست دارند؟
حوثی ها چه کسانی هستند و چه می خواهند؟
آیا دلایل قانع کننده ای وجود دارد که ایران در یمن دخالت دارد و حوثی ها را مسلح می کند؟
چرا شما متوجه حضور ایران در جنگ های در کشورهای عربی شده اید اما ملل آن کشورها و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای عربی متوجه آن نشده اند؟
اگر کشورهای عربی متوجه نقش ایران در جنگ های داخلی کشورهای عربی شده اند، پس چرا بر علیه ایران متحد نمی شوند؟
ایرانیان چند درصد ملل مسلمان را تشکیل می دهند؟
آیا جنگ شیعه و سنی در منطقه قابل پیش بینی است؟
اگر جنگ شیعه و سنی در بگیرد، کدام طرف بیشتر صدمه خواهد دید؟
آیا ایران می تواند در مقابل تحریم های بین المللی که سازمان ملل و برخی از کشورهای غربی و بسیاری از کشورهای عربی از آن حمایت می کنند، بایستد؟
آیا اقتصاد ایران توان تحمل جنگ دیگر را دارد؟
آیا مردم ایران توانایی تحمل هزینه های جنگی مانند کشتار، ویرانگری، بیکاری، زخمی ها و ... را دارند؟
وضعیت ایران در عراق را چطور ارزیابی می کنید؟
آیا فتوای آیت الله سیستانی برای تحویل دادن سلاح ها به ارتش در راستای مخالفت با منافع ایران درعراق نیست؟
آیا سپاه پاسداران در حال عقب نشینی از عراق است یا تاکتیک هایش را تغییر می دهد؟





Azərbaycançılıq və İrançılıq: hankısı qalarqı fikirdir ?


Aparıcı: İnsafəli Hidayət

GünazTV Dec.16.2017

https://youtu.be/trGKXxPg22I

Friday, December 15, 2017

نقش ایران در خونریزی های یمن و عراق



رهبران عمامه دار و بی عمامه ایران، همیشه تاریخ، دو فکر در سرشان بود: بازیابی دوباره امپراطوری تاریخی پرشیا و انتقامگیری از ملل عرب و تورکی که در 1400 سال گذشته استقلال فارس ها را از بین برده اند.

وقتی در سال 1357 عمامه بر سرها حکومت را از کراواتی ها گرفتند،  برای دستیابی به همان آرمان های تاریخی، دین را هم وسیله و ابزار سیاست های خود برای رسیدن به اهدافشان کردند.

در همین راستا بود که خمینی، شعار و استراتژی "صدور انقلاب" و "راه قدس از کربلا می گذرد" را برای نفوذ به کشورهای عربی و اسلامی ترسیم کرد. از آن به بعد، همه قوانین و سیاست های داخلی، منطقه ای و جهانی فارس ها، بر اساس دستیابی به آن دو هدف پیشین، طراحی و در قوانین گنجانده شدند.

اگر انقلاب را بی ثباتی و عدم امنیت پایدار فرض کنیم، سیاستمداران پانفارس حدود 40 سال گذشته، میلیاردها دلار خرج کرده و به آرامی در دیگر کشورها رسوخ کردند و بدین گونه به صدور انقلاب و بی ثباتی در منطقه دامن زده اند. در آن کشورها، گروه های تروریستی  تشکیل دادند که باید بدون آن که متوجه باشند، برادران و خواهران هموطنشان را بخاطر اهداف پنهان ایرانیان فارس، بقتل برسانند.

ایران این گروه های بظاهر انقلابی و ابزارهای صدور انقلاب به دیگر کشورها را بر میدان سیاست در آن کشورها هم مسلط کرد. 

فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و یمن هدف های اصلی امپراطوری فارس بودند. برای همین هم فارس ها، علنا خاک این کشورها را بر خاک های داخلی ایران برتر و ارجح می دانند.

در اثر سیاست های ایران، در آن مناطق امنیت وجود ندارد و کشتار انسان ها برای یک روز هم متوقف نمی شود. چرا که ایران فارس، از اعراب انتقام کشتارهای تخیلی اما تاریخی را می گیرد.

 سلاح ها و دلارهای نفتی ایران، اسلحه و گلوله و بمب و مین می شوند و زندگی عرب ها را از آنان می ستانند.

خون ریزی ها در یمن، و بشدت دوام دارد . من به همراه مهمانان گرامی برنامه این هفته "دیالوگ" قصد داریم تا نیم نگاهی به آن مسایل بیفکنیم. در این زمینه با آقایان

دکتر ماشاآللاه رزمی - متخصص علوم سیاسی و کارشناس مسایل ایران و خاورمیانه

سمیر نوری - عراقی

به تبادل افکار و اندیشه ها خواهیم پرداخت تا به این دست از سوال ها جواب بدهیم:

ایران در پی چه اهدافی در کشورهای عربی است؟

آیا واقعا ایران در پی سیراب کردن هوس امپراطوری تخیلی خود است؟

در یمن چه می گذرد؟

کدام کشورها، مستقیم و غیر میتقیم در کشتارهای یمن دست دارند؟

حوثی ها چه کسانی هستند و چه می خواهند؟

آیا دلایل قانع کننده ای وجود دارد که ایران در یمن دخالت دارد و حوثی ها را مسلح می کند؟

چرا شما متوجه حضور ایران در جنگ های در کشورهای عربی شده اید اما ملل آن کشورها و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای عربی متوجه آن نشده اند؟

اگر کشورهای عربی متوجه نقش ایران در جنگ های داخلی کشورهای عربی شده اند، پس چرا بر علیه ایران متحد نمی شوند؟

ایرانیان چند درصد ملل مسلمان را تشکیل می دهند؟

آیا جنگ شیعه و سنی در منطقه قابل پیش بینی است؟

اگر جنگ شیعه و سنی در بگیرد، کدام طرف بیشتر صدمه خواهد دید؟

آیا ایران می تواند در مقابل تحریم های بین المللی که سازمان ملل و برخی از کشورهای غربی و بسیاری از کشورهای عربی از آن حمایت می کنند، بایستد؟

آیا اقتصاد ایران توان تحمل جنگ دیگر را دارد؟

آیا مردم ایران توانایی تحمل هزینه های جنگی مانند کشتار، ویرانگری، بیکاری، زخمی ها و ... را دارند؟

وضعیت ایران در عراق را چطور ارزیابی می کنید؟

آیا فتوای آیت الله سیستانی برای تحویل دادن سلاح ها به ارتش در راستای مخالفت با منافع ایران درعراق نیست؟

آیا سپاه پاسداران در حال عقب نشینی از عراق است یا تاکتیک هایش را تغییر می دهد؟


Wednesday, December 13, 2017

رضا پالانی کوچک شریک جرم پدر قاتل!



شرمت باد رضا پالانی کوچک

با این جمله هایی که این بی شرم و ضد آزادگی، انسانیت، کتاب و فرهنگ و ادب و تاریخ و حقوق انسان ها زده است، خود او هم شریک جرم پدرش در قتل عام ملت تورک آزربایجان محسوب می شود.
چنین موجود پستی، لایق خطاب انسانی هم نیست.
می توانست جنایت علیه بشریت در آزربایجان را محکوم کند.
می توانست جنایات ارتش پدرش علیه مردان و زنان بی دفاعی که سلاح هایشان را به دولت مرکزی تحویل داده بودند را محکوم کند.
می توانست، کتابسوزان در آزربایجان را غیر انسانی و ضد علم و ادب و فرهنگ بداند و محکوم کند.
می توانست ... اما نخواست!
چرا؟
چون او پان فارس تورک ستیز است. او خونریزی تورکان آزادیخواه و استقلال طلب را حق می داند.


شرمت باد ای نا انسان!

Saturday, December 9, 2017

دیالوگ: شرایط تاسیس دولت-ملت و حکومت دموکراتیک آزربایجان: پیشه وری - بخش دوم


برنامه هفته سی وچهارم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت

میهمانان برنامه:

دکتر محمدحسین یحیایی - اقتصاددان تورک
محسن ابراهیمی - از حزب کمونیست کارگری
حسن حاتمی - از حزب دموکرات کردستان
دکتر حسن نایب هاشم - پزشک و فعال حقوق بشر

ويدئو: گوناز تی وی
هیجدهم آبان 1396



https://youtu.be/rtye2tEt7Ro
با نگاهی به تاسیس ده ها دولت-ملت جدید در یک قرن گذشته، می توان از تاسیس اسرائیل، فلسطین، دولت های عربی بعد از نابودی امپراطوری عثمانی، رفراندم استقلال بحرین از ایران، رفراندم تاسیس دولت-ملت اسکاتلند، رفراندم تاسیس کردستان عراق، رفراندم تاسیس کاتالونیا و ... را نام برد. در همه این تلاش هایی که منجر به استقلال و تاسیس ملت-دولت و یا بی نتیجه ماندن آن ها شده است، می توان مشاهده کرد که هیچ حرکت و رهبر استقلال طلبانه، بدون حمایت (حداقل) یک کشور خارجی نمی توانسته است، کاری از پیش ببرد.
در صورت مخالفت کشورهای خارجی با حرکتی استقلال طلبانه و عدم حمایت آن ها از چنان حرکتی، در هر مرحله ای از روند تاسیس ملت-دولت بوده باشند، محکوم به شکست هستند.
اگر از صحنه جهانی و خاورمیانه، به ایران برگردیم و نگاهی به تاریخ حرکت های استقلال طلبانه ملل ساکن در ایران بیاندازیم، همین منطق سیاسی را حکمفرما خواهیم دید.
ترکمنستان جنوبی یا ترکمن صحرا پیشگام حرکت تاسیس ملت-دولت نوین بوده و تلاش کرده است تا جمهوری ترکمنستان را تاسیس بکند اما با مخالفت نیروهای دشمن و خارجی، با شکست اما خونین مواجه شده است.
جمهوری گیلان هم به همین سرنوشت مبتلا شد و سر میرزا کوچک به لبان چاقوی یخ زده عامل دشمن، بوسه زد.
دولت دموکراتیک آزربایجان، طولانی ترین تلاش های ملل ساکن ایران برای استقلال بود که قربانی مخالفت های جدی قوای خارجی شد.
جمهوری مهاباد هم در این مسیر رفت و رهبرانش در پی مخالفت کشورهای خارجی، کشته شدند.
در میان متفکران و رهبران سیاسی استقلال طلب یک قرن اخیر در ایران، هیچ فردی به اندازه سیدجعفر پیشه وری؛ رهبر حکومت دموکراتیک آزربایجان مورد بحث و مناقشه نبوده است.
تعداد زیادی از متفکران سیاسی و بخصوص نویسندگان آزربایجانی، پیشه وری را رهبر ملی، موسس حکومت ملی و دموکراتیک آزربایجان، رهبر با تجربه ای که توانسته بود در تاسیس جمهوری گیلان، حکومت ملی-دموکراتیک آزربایجان و جمهوری مهاباد نقش رهبری داشته باشد، سیاستمداری که خواست ها و حقوق مورد نظر توده های مردمی را می شناخت. از طرف دیگر، پیشه وری، دولت ایران و دولت های خارجی را خوب می شناخت و می توانست از فرصت های تاریخی خوب استفاده بکند، می دانند.
عده دیگری که عموما پان ایرانیست هستند، به نگاه بدبینانه و دشمنانه به پیشه وری می نگرند و او را بخاطر نقشش در استقلالخواهی های ملل ساکن در ایران، به وابستگی به روسیه متهم می کنند. این گروه تلاش می کنند تا هر نوع مراده وی با کشورهای خارجی را بر مسند "وابستگی" او و "عدم استقلالش" در استقلالخواهی حمل کنند. وگرنه، نمی توانند بر دانش و تجربه و توانایی سازماندهی وی و تسلط او بر سیاست بین الملل و سیاست در ایران ایراد وارد بکنند.
حال با توجه به این که این روزها در آستانه 21 آذر ماه هستیم و پیشه وری در چنین روزهایی توانست حکومت ملی-دموکراتیک را در آزربایجان برای تحقق خواست ها و حقوق ملی مردم تورک آزربایجان تاسیس کند، به موضوع "شرایط تاسیس دولت-ملت و حکومت دموکراتیک آزربایجان - پیشه وری" می پردازیم.
در این بحث آقایان:
1. محسن ابراهیمی - حزب کمونیست کارگری
2. حسن حاتمی -از حزب دموکرات کردستان
3. دکتر حسن نایب هاشم - فعال حقوق بشر
4. دکتر محمدحسین یحیایی - اقتصاددان تورک
سوال های دیالوگ این هفته، شبیه سوال های زیر خواهند بود:
دولت-ملت چیست؟
تاسیس یک دولت-ملت نوین به چه شرایطی در داخل ملت و در منطقه یا در صحنه بین الملل بستگی دارد؟
آیا بدون حمایت و پشتیبانی کشورهای خارجی، امکان تاسیس دولت-ملت جدیدی در عرصه سیاسی و در عمل، وجود دارد؟
آیا تلاش برای تاسیس دولت-ملت از اجزای بهم پیوسته حقوق بشر است؟
آیا برای تاسیس یک دولت ملت جدید، نباید با کشورهای خارجی همکاری کرد؟
اگر بین رهبران استقلال طلب و رهبران کشورهای دیگر، در مسیر تاسیس کشور-ملت هماهنگی، همکاری وجود داشته باشد، آیا این همکاری، به مفهوم وابستگی و یا جاسوسی و خیانتکاری است یا درک ملزومات سیاست بین الملل؟
آیا دولت-ملت جدید و مستقلی که با هیج دولت خارجی تماس و همکاری فکری-سیاسی و اجرایی نداشته باشد، قابل تصور است؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هشتم دسامبر 2017
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: شرایط تاسیس دولت-ملت و حکومت دموکراتیک آزربایجان: پیشه وری - بخش اول


برنامه هفته سی وچهارم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت

میهمانان برنامه:


دکتر محمدحسین یحیایی - اقتصاددان تورک
محسن ابراهیمی - از حزب کمونیست کارگری
حسن حاتمی - از حزب دموکرات کردستان
دکتر حسن نایب هاشم - پزشک و فعال حقوق بشر

ويدئو: گوناز تی وی
هیجدهم آبان 1396

https://youtu.be/fwIy8TE-UzE

با نگاهی به تاسیس ده ها دولت-ملت جدید در یک قرن گذشته، می توان از تاسیس اسرائیل، فلسطین، دولت های عربی بعد از نابودی امپراطوری عثمانی، رفراندم استقلال بحرین از ایران، رفراندم تاسیس دولت-ملت اسکاتلند، رفراندم تاسیس کردستان عراق، رفراندم تاسیس کاتالونیا و ... را نام برد.
در همه این تلاش هایی که منجر به استقلال و تاسیس ملت-دولت و یا بی نتیجه ماندن آن ها شده است، می توان مشاهده کرد که هیچ حرکت و رهبر استقلال طلبانه، بدون حمایت (حداقل) یک کشور خارجی نمی توانسته است، کاری از پیش ببرد.
در صورت مخالفت کشورهای خارجی با حرکتی استقلال طلبانه و عدم حمایت آن ها از چنان حرکتی، در هر مرحله ای از روند تاسیس ملت-دولت بوده باشند، محکوم به شکست هستند.
اگر از صحنه جهانی و خاورمیانه، به ایران برگردیم و نگاهی به تاریخ حرکت های استقلال طلبانه ملل ساکن در ایران بیاندازیم، همین منطق سیاسی را حکمفرما خواهیم دید.
ترکمنستان جنوبی یا ترکمن صحرا پیشگام حرکت تاسیس ملت-دولت نوین بوده و تلاش کرده است تا جمهوری ترکمنستان را تاسیس بکند اما با مخالفت نیروهای دشمن و خارجی، با شکست اما خونین مواجه شده است.
جمهوری گیلان هم به همین سرنوشت مبتلا شد و سر میرزا کوچک به لبان چاقوی یخ زده عامل دشمن، بوسه زد.
دولت دموکراتیک آزربایجان، طولانی ترین تلاش های ملل ساکن ایران برای استقلال بود که قربانی مخالفت های جدی قوای خارجی شد.
جمهوری مهاباد هم در این مسیر رفت و رهبرانش در پی مخالفت کشورهای خارجی، کشته شدند.
در میان متفکران و رهبران سیاسی استقلال طلب یک قرن اخیر در ایران، هیچ فردی به اندازه سیدجعفر پیشه وری؛ رهبر حکومت دموکراتیک آزربایجان مورد بحث و مناقشه نبوده است.
تعداد زیادی از متفکران سیاسی و بخصوص نویسندگان آزربایجانی، پیشه وری را رهبر ملی، موسس حکومت ملی و دموکراتیک آزربایجان، رهبر با تجربه ای که توانسته بود در تاسیس جمهوری گیلان، حکومت ملی-دموکراتیک آزربایجان و جمهوری مهاباد نقش رهبری داشته باشد، سیاستمداری که خواست ها و حقوق مورد نظر توده های مردمی را می شناخت. از طرف دیگر، پیشه وری، دولت ایران و دولت های خارجی را خوب می شناخت و می توانست از فرصت های تاریخی خوب استفاده بکند، می دانند.
عده دیگری که عموما پان ایرانیست هستند، به نگاه بدبینانه و دشمنانه به پیشه وری می نگرند و او را بخاطر نقشش در استقلالخواهی های ملل ساکن در ایران، به وابستگی به روسیه متهم می کنند. این گروه تلاش می کنند تا هر نوع مراده وی با کشورهای خارجی را بر مسند "وابستگی" او و "عدم استقلالش" در استقلالخواهی حمل کنند. وگرنه، نمی توانند بر دانش و تجربه و توانایی سازماندهی وی و تسلط او بر سیاست بین الملل و سیاست در ایران ایراد وارد بکنند.
حال با توجه به این که این روزها در آستانه 21 آذر ماه هستیم و پیشه وری در چنین روزهایی توانست حکومت ملی-دموکراتیک را در آزربایجان برای تحقق خواست ها و حقوق ملی مردم تورک آزربایجان تاسیس کند، به موضوع "شرایط تاسیس دولت-ملت و حکومت دموکراتیک آزربایجان - پیشه وری" می پردازیم.
در این بحث آقایان:
1. محسن ابراهیمی- از جزب کمونیست کارگری
2. حسن حاتمی - از حزب دموکرات کردستان
3. دکتر حسن نایب هاشم - فعال حقوق بشر
4. دکتر محمدحسین یحیایی - اقتصاددان تورک
سوال های دیالوگ این هفته، شبیه سوال های زیر خواهند بود:
دولت-ملت چیست؟
تاسیس یک دولت-ملت نوین به چه شرایطی در داخل ملت و در منطقه یا در صحنه بین الملل بستگی دارد؟
آیا بدون حمایت و پشتیبانی کشورهای خارجی، امکان تاسیس دولت-ملت جدیدی در عرصه سیاسی و در عمل، وجود دارد؟
آیا تلاش برای تاسیس دولت-ملت از اجزای بهم پیوسته حقوق بشر است؟
آیا برای تاسیس یک دولت ملت جدید، نباید با کشورهای خارجی همکاری کرد؟
اگر بین رهبران استقلال طلب و رهبران کشورهای دیگر، در مسیر تاسیس کشور-ملت هماهنگی، همکاری وجود داشته باشد، آیا این همکاری، به مفهوم وابستگی و یا جاسوسی و خیانتکاری است یا درک ملزومات سیاست بین الملل؟
آیا دولت-ملت جدید و مستقلی که با هیج دولت خارجی تماس و همکاری فکری-سیاسی و اجرایی نداشته باشد، قابل تصور است؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هشتم دسامبر 2017
hedayat222@yahoo.com

Azərbaycanda Dövlətçilik Hərəkatı




Aparıcı: İnsafəli Hidayət

Qonaq: Dr.Ziya sədroləşrafi
GünazTV
Dec.09.2017

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs