Wednesday, May 27, 2009

قرار بازداشت موقت هدايت لغو و به وثيقه تبديل شد


قرار بازداشت موقت هدايت لغو و به وثيقه تبديل شد
حكم انصافعلی هدايت فردا صادر می‌‌شود


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران


چهار‌شنبه ٢٦ فروردين ۱۳۸۳


قاضي دادگاه انصافعلي هدايت، ختم رسيدگي به پرونده‌ي وي را اعلام كرد.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) جلسه‌ي علني دادگاه هدايت، امروز براي رسيدگي به سه اتهام «تبليغ گسترده عليه نظام، شركت در حادثه‌ي دانشگاه تبريز و تحريك مردم و شركت در اجتماع جمهوري‌خواهان در برلين و همچنين توهين به مقامات ارشد نظام» در شعبه‌ي اول دادگاه انقلاب تبريز به رياست قاضي نقوي برگزار شد.

در اين جلسه كه با حضور خبرنگاران، وكيل مدافع و خانواده‌ي اين متهم و چند تن از اعضاء كميسيون حقوق بشر اسلامي برگزار شد، هدايت در مقابل اتهامات مطروحه از خود دفاع كرد.

هدايت در دفاعياتش با رد اتهام فعاليت عليه نظام جمهوري اسلامي گفت: اگر منظور از جمهوري اسلامي يك سازمان يا يك فرد باشد اين اتهام وارد است اما در غير اين صورت يك ادعاي صرف است و اظهارنظر از طرف يك روزنامه‌نگار منتقد نمي‌تواند تبليغي عليه نظام باشد.

وي در مورد اتهام دوم خود يعني توهين به مقامات، اظهاراتي كه به وي نسبت داده شده را تكذيب كرد.

هدايت درباره‌ي اتهام تحريك مردم در اغتشاش دانشگاه و درگيري با پليس و شركت در اجتماع جمهوري‌خواهان در برلين نيز اظهار داشت: قانون به من اجازه داده است كه در هرجا كه مايلم به كار قانوني خود بپردازم؛ آيا اين جرم است كه شخصي افكار سياسي داشته باشد؟

هدايت در پايان دفاعياتش با بيان اين كه «منتقد جمهوري اسلامي اما اصلاح‌طلب هستم»، تصريح كرد: منتقد به معني برانداز نظام نيست. من خود را خادم ملت ايران و آذربايجان مي‌دانم و از محضر دادگاه درخواست برائت مي‌كنم.

بنا به اين گزارش محمدعلي ‌دادخواه، وكيل مدافع هدايت، اقدامات موكلش را در راستاي تكاليف شغلي و حرفه‌اي وي خواند و گفت كه وي قانون را در انجام وظايفش رعايت كرده است.

دادخواه در خاتمه صدور حكم برائت براي هدايت را از دادگاه تقاضا كرد.

نعمت احمدي، ديگر وكيل اين روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اعلام اين كه قاضي پرونده فردا حكم هدايت را صادر خواهد كرد، اظهار داشت كه امروز پس از پايان دادگاه، قرار بازداشت موكلش لغو و به وثيقه تبديل شد.

وي ادامه داد: از سه اتهام «تبليغ عليه نظام و اهانت به مقامات ارشد نظام و شركت در كنفرانس جمهوري‌خواهان و تظاهرات دانشجويي» دادگاه، شركت در كنفرانس و تظاهرات را فاقد اوصاف كيفري تشخيص داد.

احمدي با رضايتمندي از روند رسيدگي به اين پرونده و برگزاري علني دادگاه موكلش، اين محكمه را قانونمند توصيف كرد.1




Friday, April 02, 2004
جلسه دادگاه انصافعلی هدایت برگزار شد


وكيل انصافعلی هدايت در خصوص موارد اتهامی پرونده گفت: موارد اتهامی كه قبلاً در كيفرخواست بود، خيلی زياد است اما آنچه كه امروز در دادگاه مطرح شد، تحريك به اغتشاش، اقدام گسترده در جهت تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی و توهين به مقام رهبری بود. 1




چهارشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۳ – ۱۴ اوريل ۲۰۰۴


جلسه دادگاه انصافعلی هدايت، روزنامه‌‏نگار صبح امروز در شعبه 1 دادگاه انقلاب برگزار شد. 1


محمدعلی دادخواه، در گفت و گو با خبرنگار "ايلنا" گفت: اول بايد از قانونگذاری و رعايت موازين مورد نظر مقنن تشكر كنم. در طول دوران وكالتی خود دادگاهی را نديدم كه اين‌‏قدر معتقد به مجری و تابع قانون باشد.1


وی با اشاره به اينكه دادگاه در ساعت مقرر تشكيل شد، گفت: در اين جلسه، رياست دادگاه فرصت كافی را به متهم جهت دفاع از خود داد. در ابتدای اين دادگاه آقای نعمت احمدی از متهم دفاع كردند، سپس آقای جمالی و بنده به دفاع از موكل خود پرداختيم كه بنا به خواست خود متهم ايشان دفاعی از خود نكرد و دفاع از خود را به بنده واگذار كرد. 1


دادخواه تصريح كرد: دادگاه با توجه به دفاعيات انجام گرفته، قرار بازداشت موقت موكل بنده را لغو كرد و يك قرار 40 ميليون تومانی صادر كرد و تعهد كرد كه در فرجه قانونی مبادرت به صدور رأی كند و تا اطلاع ثانوی جلسه دادگاه بعدی ايشان مشخص نيست.1


وكيل انصافعلی هدايت در خصوص موارد اتهامی پرونده گفت: موارد اتهامی كه قبلاً در كيفرخواست بود، خيلی زياد است اما آنچه كه امروز در دادگاه مطرح شد، تحريك به اغتشاش، اقدام گسترده در جهت تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی و توهين به مقام رهبری بود. 1


وی خاطرنشان كرد: در خصوص شركت در اجتماعات بايد گفت كه اصولاً تحريك مقيد است و كسانی كه تحريك شده‌‏اند در دادگاه به عنوان مباشر، معاون يا شريك حضور ندارند، اصلاً ذات اين ادعات خلاف است، چون با توجه به قانونی كه مجلس شورای اسلامی تصويب كرده، مباشر، معاون و شريك در اقدام به تحريك بايد در اين جلسه محاكمه شوند، بنابر اين چون كسی با اين عناوين در اين دادگاه حضور ندارد، مي‌‏توان اين ادعا را رد كرد. 1


دادخواه در خصوص ديگر موارد اتهامی پرونده مبنی بر "توهين به مقام رهبري" گفت: طبق اصل هشتم قانون اساسي، وظيفه هر كسی است كه امر به معروف و نهی از منكر كند. 1


وكيل انصافعلی هدايت در مورد ديگر موارد اتهامی پرونده مبنی بر "شركت در اجتماعات" گفت: در اين مورد بايد گفت كه موكل بنده كارت معتبر خبرنگاری دارد و مكلف است در همه اجتماعات اعم از قانونی و غيرقانونی شركت كند، مضاف بر اينكه اجتماع غيرقانونی وجود ندارد مگر كسانی كه اسلحه داشته باشند.1

وثيقه 40 ميليون تومان براي آزادي انصافعلي هدايت



دادگاه رسيدگي به اتهامات انصافعلي هدايت برگذار شد





دومي نجلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات خبرنگار آزاد انصافعلي هدايت روز چهارشنبه 26 فرورين, 14 آوريل در محل دادگستري شهرستان تبريز و با حضور وكلاي وي برگذار شد.1



در اين جلسه كه علاوه بر اعضاي خانواده و دوستان وي چند تن از فعالان سياسي شهر تبريز از جمله منوچهر عزيزي, دكتر حسن فرهودي نيا و چند نفر از خبرنگاران تبريز نيز حضور داشتند, بعد از قرائت اتهام نامه توسط قاضي نقوي انصافعلي هدايت به دفاع از خود پرداخت.1



انصافعلي هدايت متهم به فعاليت تبليغي كسترده عليه نظام جمهوري اسلامي, اهانت به مقام معظم رهبري, تحريك مردم به شركت دراغتشاشات 26 خرداد82 و درگيري با پليس و شركت در اجتماع ضد امنيتي جمهوري خواهان در آلمان طي دفاعياتش خود را بي گناه دانست.1


قاضي نقوي بعد از شنيدن دفاعيات هدايت و وكلاي مدافع ايشان آقايان دكتر احمدي , جمالي و دادخواه با دو اتهام انصافعلي هدايت مبني بر اهانت به رهبري و فعاليت تبليغي عليه نظام خواستار دفاع ايشان شدند.1


آقاي نقوي قاضي پرونده بعد از شنيدن دفاعيات هدايت و وكلاي ايشان , قرار بازداشت موقت وير ا فك و ايشان را به قئيد وثيقه 40 ميليون توماني آزاد اعلام كرد. 1


علي عباسي روزنامه نگار – تبريز
ali abbasi qazetaci - tabriz
aliersoy2003@yahoo.com

ين سومين نامه " سرگشاده " اين روزنامه نگار آزاد و مستقل از زندان تبريز است



حضور ملت ايران و رياست قوه قضائيه : آيت الله هاشمي شاهرودي


" سلام " يك روزنامه نگار آزاد و مستقل را از زندان بپذيريد !


اين سومين نامه " سرگشاده " اين روزنامه نگار آزاد و مستقل از زندان تبريز است كه نمي دانم ، آيا به دست شما ملت ايران و رئيس قوه قضائيه خواهد رسيد يا هم چون نامه سرگشاده دوم كج راهه خواهد رفت كه خطاب به رياست دادگستري استان آذربايجان شرقي نوشته بودم و به مسئولان زندان داده بودم تا به گفته خودشان از نوشته هايم بي خبر نباشند . از زماني كه آن را نوشته ام ، اعضاي خانواده ام ، براي گرفتن آن ، هر روز به زندان مراجعه مي كنند . خود من بارها به نگهبانان بند بهداري پيام داده و يكي دو بار هم به دفتر " حفاظت " زندان مراجعه كرده ام اما هنوز آن نامه ، هم چون " دفتر يادداشتهاي پراكنده زندان " من از راهرو تنگ و تاريك " سانسور " زندان عبور نكرده است . ( اكنون 16 / 2 / 1383 )1


راستش را بخواهيد ، وقتي متن بخشنامه جديد پانزده ماده اي رياست قوه قضائيه را در روزنامه ها خواندم ، خيلي خوشحال شدم :1


1 - بسياري از واقعيت هايي را كه كتمان مي شد ، بعد از سالها ، پذيرفته ايد و اين قدمي به سمت اصلاح است و بايد عمق يابد . خسته نباشيد !1


2 – تنها صدور دستور و بخشنامه ، كفايت نمي كند . بايد قانون شكنان تحت عنوان و زير پرچم قانون را به اشد مجازات رساند تا احترام به قانون در ميان قضات ،پليس و نيروهاي امنيتي عمق يافته و ريشه بدواند و اگر نه ، قانون اساسي از سالها قبل اغلب اين موارد را داشت اما همه را زير پا گذاشته بودند .1


3 – اگر بازداشت ، ضبط اموال ، بازجويي ها ، زندان ، محاكمه هاي خلاف نص صريح قانون ، نقض احكامي كه به نفع زندانيان است و ... ما فعالان سياسي ، روزنامه نگاران و اصلاح طلبان ، تنها يك نتيجه عملي داشته باشد ، - اجراي عملي آن بخشنامه – مايه مباهات ما خواهد بود و تحمل اين همه شكنجه هاي جسمي و رواني ،را بر ما آسان مي سازد چرا كه نتيجه مثبتي را به پيشگاه ملت ايران تقديم كرده ايم .1


4 – صدور اين بخشنامه از طرف شما ، قدم مهمي است و من خوشحالي خود و تعدادي از زندانيان را به شما مي رسانم اما يادآوري مي شوم كه بسياري از زندانيان ، اين اقدام را " باور " نكردند و آن را " دستوري موقتي و مقطعي " ناميدند كه به زودي به فراموشي سپرده خواهد شد . مثل بسياري از مواد قانون اساسي و قوانين عادي .1


در اينجا لازم مي دانم از جريانهايي كه در روزهاي اخير به دست آمده است ، برايتان بنويسم و مايلم شما اين جريانات را " مشت نمونه خروار " بپنداريد . تازه ، به خاطر شغل و حرفه من ، بازجويان ، قاضي ها ، رياست دادگستري آذربايجان شرقي ، دادگاه تجديد نظر ، مسئولان زندان ، بسيار محترمانه با من ، رفتار كرده اند . اين در حالي است كه اغلب زندانيان و دستگير شدگان ، از حداقل اطلاعات لازم از حقوق يك ايراني ، بي خبرند و در آرزوي برخوردي همسان با من در همه مراحل و از طرف همه مقامها با خودشان ، هستند .1


در اينجا به موارد قانون شكني در رسيدگي به اتهامات خودم و ادامه غير قانوني بازداشتم را به اطلاع ملت ايران و شما مي رسانم و خواهان همت شما براي جلوگيري از وقوع اين نوع بي قانوني ها هستم :1


الف – با وجود گذشت حدود چهار ماه از دستگيري ، بازداشت و محاكمه من ، هنوز متوجه نشده ام كه قاضي دادگاه انقلاب ، با مشاهده كدام دلايل و مدارك ، دستور بازداشت و ضبط اموال و مدارك مرا صادر كرده است ؟ گرچه حدود 30 ساعت بعد از دستگيريم ، به قاضي گفته بودم كه آيا كوچكترين سند و دليلي از طرف اداره اطلاعات مبني بر جاسوسي و ديگر اتهامات من براي صدور دستور دستگيري به قاضي ارائه شده است ؟ در طول بررسي هاي بعدي ، براي قاضي هم مستدل شد كه ادعاي اداره اطلاعات از بيخ و بن ،واهي بوده است . و او به خطا رفته كه ادعاي صرف آن اداره را بدون دليل و مدرك پذيرفته است .1


ب – آيا ادعاي صرف و بدون دليل و مدرك ، قابل قبول دادگاه هاي داخلي و بين المللي ، نيروهاي ضابط قوه قضائيه ن مي تواند قانع كننده قاضي دادگاه براي صدور دستگيري ، بازداشت موقت و تمديد چند باره آن ، بازداشت در سلول انفرادي و بازجويي هاي بي ربط به اتهامات باشد ؟ اگر بعد از محاكمات معلوم شد كه نيروهاي ضابط دادگستري ، دروغ گفته اند و صحنه سازي كرده اند ، چه كسي غرامت جسمي – رواني ، مادي ، اجتماعي ، خانوادگي ، شغلي ، آبرويي وارد آمده بر بازداشتي محاسبه و خواهد پرداخت ؟ قاضي يا نيروهاي ضابط دادگستري ؟ ( با توجه به نص قانون )1


ج – آيا قاضي مي تواند به صرف ادعاي نيروي انتظامي – امنيتي ، دستور دستگيري ، بازداشت و بازجويي را صادر كند ؟ آيا نبايد ابتدا اتهامات را بررسي كرده و بعد، نيروهاي ضابط را براي تحقيق در آن مورد ، وارد سازد ؟ يا مثل قاضي شعبه اول دادگاه انقلاب تبريز ، به بازجويان اين فرصت را فراهم مي كند كه در فرصت نامحدود ، به دنبال يافتن اتهامات و جرمهايي باشند كه براي آن دستگير نكرده اند ؟ در مورد من چنين بود . يعني ادعاي بدون دليل نيروهاي امنيتي ، تسليم قاضي به خواست آن نيروها ، اجازه به آن نيروها براي كشف اتهامات جديد از من در طول بازجويي ، بازجويي از مسائلي كه هيچ ربطي به اتهامات اوليه نداشت و ... از اين موارد بود .1


د – جاي تشكر است كه بعد از انتقال من به زندان تبريز و تقديم پرونده من به قاضي دادگاه ، قاضي با عدم مشاهده دليلي بر تعدادي از ادعاهاي اداره كل اطلاعات ، آنها را از طرح در جلسه دادگاه حذف كرده و حكم تبرئه مرا صادر كرد اما قاضي كه در قبال اقدام انجام داده خود قرار گرفته و ماهها مرا زنداني كرده بود ، نمي توانست ، بدون محكوم كردن من ، رسيدگي به پرونده را مختومه اعلام كند . چرا كه " جاهل " جلوه ميكرد كه چگونه ، در ابتدا و به هنگام در خواست اداره اطلاعات در پي مشاهده دلايل آن اداره نبوده و متهم را به صرف ادعاي آن اداره ، روانه زندان نكرده است . فقط ، به همين دليل ، در دو مورد مرا محكوم كرده است .1


ه – از آنجايي كه من روزنامه نگار هستم و اتهامات منتسب به من ، بايد در اينم حيطه جاري باشد كه به واسطه شغلم ، به من نسبت داده شده است ، بايد به اين اتهامات در دادگاه مطبوعات رسيدگي مي شد . حتي اگر رسيدگي به آنها در حوزه عمل قانوني دادگاه انقلاب هم بود ، بايد هيات منصفه حضور پيدا مي كرد ولي چنين نشد .1



ط – قاضي محترم از ارائه هر گونه دليل ، سند و مدرك از گفتار يا نوشتار من در طول رسيدگي به اتهام من ، خودداري كرد و فقط " تيتر " اتهامات را قرائت كرد : من و وكلاي ارجمندم هم ، به دفاع از اتهام " كلي " وارده ، پرداختيم . مثلا َ قاضي دادگاه ، يك خبر يا جمله يا كلمه اي از نوشته ها يا گفتار من در صحن دادگاه ارائه نداد تا اتهام " تبليغ گسترده عليه نظام " و يا " توهين به رهبري " را اثبات كند . آيا چنين جلسه رسيدگي به اتهامات ، قانوني است ؟ و حكم صادره بر اساس چنين محاكمه اي ، مي توان ناخذ باشد ؟


ي – آيا پيدا نكردن دليلي براي اثبات ادعا از طرف قاضي ، نبايد منجربه صدور راي برائت گردد ؟ چرا در مورد پرونده من چنين نشده است ؟ و بدون اينكه دليلي براي توهين ، اقامه كنند ، يك سال زندان به من داده اند ؟ آيا مخابره اخبار رخ داده در كشور و جامعه ، مثل زلزله بم ، حادثه گروگانگيري در شركت " جرنگ " تبريز و كشته شدن گروگانگير و گروگان ها ، اجتماع صد هزار نفري ( كمتر يا بيشتر ، در سالهاي مختلف ) مردم آذربايجان در قلعه بابك ، اعتصاب كارگران كارخانه ها ، جنگ قدرت در شوراي شهر و ... تبليغ عليه نظام است ؟ يا انشا و نوشتن عقايد شخصي در مورد مسائل جاري كشور ، "تبليغ" به حساب مي آيد ؟ آيا شما هم قانون را زير پا مي گذاريد و انتشار اخبار و عقايد شخصي كه بر خواسته از حقوق اجتماعي قانوني امثال من است را از ما سلب مي كنيد و با اشاره چشم و ابرو ، حكم صادره و رفتار خلاف قانون قاضي را تاييد مي فرماييد ؟


ح – قاضي مرا محاكمه كرده و حكم خود درباره " قرار بازداشت موقت " من را در همان تاريخ ( 26 / 1 / 1383 ) نقض كرده است و دستور داده تا با توديع يك وثيقه چهل ميليون توماني ، از زندان آزاد شوم ولي از آن تاريخ تاكنون ، پرونده يا در دست رئيس دادگستري استان آذربايجان شرقي ؛ آقاي ناصري بوده يا در اختيار دادگاه تجديد نظر و عملا از اجراي آن حكم ، خودداري كرده اند و بدين گونه بر تداوم " بازداشت موقت " من ، مهر تاييد گزارده اند . آيا اين اقدام رئيس حوزه قضاييه ( آقاي ناصري ) و دادگاه تجديد نظر در ناديده گرفتن آزادي من با وثيقه ، قانوني است ؟ اگر نيست ، آيا براي مجازات متخلفان ، قانوني وجود دارد ؟


و – در زمان دستگيري ، در حكم بازداشت موقت من ، در طول بازجويي در سلول انفرادي ، مدتي كه در زندان تبريز و بهداري آن بستري بودم ، نه من و نه وكلاي شريفم از شاكي اي با نام " رئيس حوزه قضايي " يا آقاي ناصري ، بي خبر بوديم و در همه مراحل ، شاكي من اداره اطلاعات بود . چگونه ممكن است كه در حكم صادره ، جناب آقاي ناصري به عنوان مدعي العموم ، طرف دعوا و شاكي من ، جلوه گرشود ؟ آيا او كه اكنون شاكي من است ، حق دارد و مي تواند ، بدون اجراي دستور قاضي دادگاه بدوي در نقض " قرار موقت بازداشت " من ، پرونده مرا 12 – 13 روز در دفتر خود نگهداشته و همه صفحات پرونده مرا مطالعه كند ؟ در حالي كه شخص من ، تاكنون بك صفحه از پرونده ام را نديده ام ؟ ( جز آن صفحه هايي كه از من بازجويي شده است . ) آيا منظور از برابري شاكي و مشتكي ، اين است ؟


س – اين وضع در حالي ادامه داشت و دارد كه من به سختي بيمار بودم و رنج مي كشيدم . علي - الاصول ، قاضي و دادگستري هم بايد سلامت و آسايش مرا به عنوان يك زنداني ( در درجه اول ) و به عنوان يك بيمار ( در درجه دوم ) تامين و تضمين مي كردند ولي هنوز هم در بهداري زندان از آب گرم لازم بي نصيب هستم و در اين شبهاي سرد ( درجه حرارت اتاق به كمتر از 10 درجه مي رسد )، اتاق را با گرماي نفسهايمان ، گرم مي كنيم .1


ش – قانون به زنداني اجازه داده است كه هر چه مي خواهد بنويسد . زندان هم ، طبق قانون سازمان زندانها و ... حق دارد در دو مورد ( " توهين " و " افترا " ) نامه ها و نوشته هاي زندانيان را سانسور كند ولي متاسفانه ، نامه سرگشاده من ، خطاب به آقاي ناصري ، هنوز از زندان خارج نشده است . ( تا 16 / 2 / 1383 )1


ص – آيا زندان مي تواند و حق قانوني دارد كه اجازه ندهد خاطرات زنداني ، از زندان خارج شود و مقامات زندان ، خاطرات و يادداشتهاي سياسي – اجتماعي زنداني را ضبط كرده و به او باز پس ندهند؟ آيا اين مسئولان ، نگران هستند كه واقعيت هاي تلخ داخل زندان ، به بيرون درز نكند و آبروي زندان باني آنها ، به هدر برود ؟ آيا بهتر نيست كه به حق زندانيان براي نوشتن آزادانه خاطره و همراه داشتن آن يا ارسال آن به خانواده يا دوستان ، ضمن دستوري ، تاكيد بفرماييد و امر كنيد تا دفتر " يادداشتهاي پراكنده زندان " مرا هم به اينجانب مسترد دارند .1


ياد آوري مي كنم كه رئيس حفاظت زندان مركزي تبريز ؛ آقاي " آقايي " آن را خوانده و بي اشكال يافته بود . او تنها دو ايراد جزئي عقيدتي و ادبي به آن وارد كرده بود كه مسئوليت هر دو هم با من است اما براي " محكم كاري " ، دفتر مرا به بخش حفاظت اداره كل زندانهاي تبريز ؛ آقاي ياري داده است و اين آقا هم تصميم گرفته است ( به گفته آقاي آقايي ) تا آن دفتر را به من باز پس ندهد و در اداره كل ، نگهداري كند . آيا اين حق قانوني او است يا با اعمال سليقه شخصي ، مي خواهد از قدرت خود استفاده كرده و حق مسلم يك زنداني در نوشتن يادداشت و خاطره در زندان را از او سلب كند ؟


ط – نه تنها پزشكان و متخصصان خود زندان ، بلكه پزشكان سازمان پزشكي قانوني هم مرا معاينه كرده و رژيم غذايي خاص ، ميوه و سبزيجات ، اتاق گرم ، آب گرم و ... را لازمه مداواي من اعلام كرده اند ولي نميدانم چرا تاكنون آن دستور از طرف دادگستري و زندان تبريز ناديده گرفته شده است ؟ حتي خانواده من ، سبزيجات و ميوه لازم را از بيرون خريداري كرده و به زندان آورده اند اما زندان از تحويل گرفتن آنها ، خودداري كرده است . آيا اگر دادگستري و زندان نمي تواند از عهده نگهداري يك زنداني ( بر حسب نظر متخصصان ) بر آيد ، نبايد او را آزاد كنند تا خود به مداوايش بپردازد ؟ در پايان ، دوباره به شما درود فرستم . شجاعت شما را در صدور بخشنامه 15 ماده اي مي ستايم و از حضورتان در خواست مي كنم ، نسبت به حفظ و رعايت حقوق فعالان سياسي ، مطبوعاتي و زندانيان در همه مراحل آزادي در اجتماع ، در بازداشت ، در بازجويي ، در زندان ، در محاكمه ، در صدور حكم ، تفسير و در اجراي حكم به نفع زنداني يا متهم ، اقدام فرماييد و دستورات مقتضي ، صادر فرماييد .1


در مورد رسيدگي به موارد مطروحه در اين نامه سرگشاده هم ، از شما ملت ايران و رياست قوه قضاييه در خواست توجه و قضاوت مي كنم .1


با درود به آزادي

با درود به آزادگي

با درود و سلام به آزادگان


انصافعلي هدايت


روزنامه نگار آزاد و مستقل – زندان تبريز


12 / 2 / 1383


Wednesday, April 14, 2004

نامه دختر انصافعلی هدايت به خاتمی


به نام ‌آزادي و آزادگي


با سلام



آقاي خاتمي ،رياست محترم جمهوري اسلامي ايران


ما امسال دور از پدر ، در حالي كه او در زندان و ما در بيرون تحويل كرديم . در حالي كه من از سال 1382 سوالاتي را پرسيده و واقعيت هايي را در مورد پدرم بيان كرده بودم ولي نامه اي ، صحبتي يا حتي اشاره اي از شما نديدم . خوشحالم كه امسال را سال پاسخگويي ناميدند و شما بايد به عنوان رئيس دولت ايران به سوالات من پاسخ بدهيد . نامه هايي برايتان نوشته بودم كه در آن سوالاتي بود كه شايد تا به حال بارها و بارها از شما پرسيده شده ولي جوابي دريافت نشده است !!!1



من از شما به عنوان نماينده نسل سبز ايران ، نماينده نسلي كه انتظار تحقق آرمانهايمان را در شما مي ديديم ، مي پرسم آيا ما واقعا آزاديم ؟؟!! اگر آزاديم ، پس چرا 12 زنداني سياسي – مطبوعاتي فقط براي بيان يك سري حقايق و عقايد شخصي در بند و زنجيرند ؟ اگر آزاد نيستيم چرا آزادي انديشه ، آزادي بيان و قلم را بر سر زبانها جاري ساختيد ؟ چرا از روشنفكران و اين انسان هاي واقع بين دفاعي نكرديد ؟ چرا اين همه بي عدالتي را در دولتتان در قالب قانون به نظاره نشستيد و هيچ عكس العملي از خود نشان نمي دهيد؟ چرا تا به حال به جواب نامه هاي ما توجهي نكرده ايد ؟ آيا ما را كوته انديش و كودك پنداشته ايد ؟ يا ما را كوچكتر از آن تصور داريد كه خواهان رعايت حقوقمان باشيم ؟


من ، بارها برايتان نامه نوشته ام و از شما خواستم تا به عقايدتان پايبند بوده و از سنگرتان عقب نشيني نكنيد .

آيا ما در ايران زندگي مي كنيم ؟ همان ايراني كه ادعاي رعايت حقوق بشر را دارد ؟ همان سرزميني كه خود را پيرو خط و مشي مولا علي ( ع ) و خاندان او مي داند ؟ همان دياري كه دم از اسلام و عدل آن ميزند ؟ پس كو ؟؟؟ كجاست ؟؟؟ چرا ما نمي بينيم ؟ !1

آيا عدالت جز اين است كه انساني بي گناه كه در بند تهمت و افترا است آزاد شود ؟؟ آيا اسلام جز اين است كه حقوق يك انسان رعايت شود و كسي از مقام خود سو‌ء استفاده نكند ؟ آيا علي همان انساني نيست كه در راه عقايدش جنگيد ، هر نقد و انتقادي را شنيد و كينه اي از آنها به دل نگرفت ؟

چرا ما فقط براي زيبايي سخنانمان از كلماتي مثل عدل ، حقوق ، انسان ، اسلام و ... استفاده مي كنيم و از عمل هيچ خبري نيست ؟ آيا شعار دادن بهتر از عمل كردن است ؟

آقاي خاتمي رئيس جمهور حكومت ايران جوان !
چرا بايد در دولت تحت رياست شما بي عدالتي و بي قانوني خود را عدل كامل و قانون مطلق معرفي كند ؟ چرا ما قادر نيستيم در مقابل اين بي عدالتي ها قد علم كنيم ؟


من از شما خواستم تا پدرم طبق قانون ، طبق عدل و طبق اسلام كه خودمان را پايبند آن مي دانيم آزاد شود ولي گويا اين همه حرفي است كه در فرهنگ و جامعه مه عادت شده است . من از شما خواستم تا پدرم را از بند تهمت و افترا آزاد كنيد و او را از عذابي كه در اثر كتكهاي 26 / 3 / 1382 ناشي شده است برهانيد ولي شايد 115 روز خونريزي شديد روده و درد آن چيز زيادي نباشد . من از شما خواستم تا هويت يك ايراني اصيل را نشانم دهيد اما ...

آقاي خاتمي ، رئيس جمهور !

به روزها و ماههاي آخر دوره رياستتان مي رسيد و من از شما خواهشي عاجزانه دارم تا برگرديد به هفت سال پيش و نظري به دفتر رياست خود بيندازيد. من از شما عاجزانه تقاضا دارم كه فقط به حرفهاي من گوش دهيد ، مي دانم كه چيز زيادي نيست .

پدر من جزو آن خبرنگاراني است كه عده آنها محدود و حتي كمتر از شمارش انگشتان است . او خبرنگاري آزاد و مستقل از قلب تبريز ، از قلب مردمان اين ديار غيور برخاست و نوشت آن حقايقي را كه پشت در سكوت مانده بودند . پدر من همان خبرنگاري است كه نامه اي سرگشاده خطاب به شما و ملت ايران نوشته و در آن طرز برخورد بي رحمانه و رفتار غير انساني را كه با وي شده ، شرح داده بود . پدر من همان خبرنگاري است كه از آزادي بيان ، قلم و انديشه اي كه رئيس دولت كشورش داده بود به نحو احسن انجام داد.

او حال در بهداري زندان كل تبريز به سر مي برد . از لحاظ جسمي در وضعيت بسيار وخيمي به سر مي برد . او از بابت خانواده اش مضطرب است . مي دانيد چرا ؟؟ براي اينكه خانواده او تحت بيشترين فشار روحي و رواني قرار دارد . مدام تعقيب مي شوند ، دادگستري تبريز خانواده او را مانند توپي به هر سويي كه مايلند حتي خارج از چهار چوب قانون سوق مي دهند و ... . آري اين است ايراني كه ما در آن زندگي مي كنيم . ايراني كه يك عده انسان حقيقت بين و حقيقت گو در بند زندانند . ايراني كه حقوق يك انسان در آن رعايت نمي شود . حقوق انساني كه در بند رنج و عذاب است .

آيا بايد هميشه صحنه هاي ناگوار رخ دهد تا وجدانهايمان بيدار شوند ؟ آيا اين همه عدل و قانون است ؟

با تشكرفراوان

فاطمه هدايت


از تبريز


20 / 2 / نمي دانم آيا به جواب سوالهاي من و فرزندان ساير زندانيان سياسي – مطبوعاتي انديشيده ايد ؟ 1383

هنوز پليس لباس شخصي و اداره كل اطلاعات لباسها و مدارک شخصی مرا نداده است

ضميمه نامه سرگشاده انصافعلی هدايت به ملت ايران و آيت الله هاشمي شاهرودي:

هنوز پليس لباس شخصي و اداره كل اطلاعات لباسها و مدارک شخصی مرا نداده است


نامه انصافعلی هدايت، روزنامه نگار، در اخبار امروز پيک ايران آمده است و مطلب حاضر بعنوان ضميمه آن نامه مي باشد: 1


نمي دانم ، مي دانيد يا نمي دانيد ، مي خواهيد باور بفرماييد يا نمي خواهيد ولي يادآوري مي كنم حكم قاضي الزام آور است . به خصوص اگر خطاب به سازمان ها و نهادهاي ضابط قوه قضائيه باشد ، الزام به اجراي دستور قاضي ، واجب تر است اما متاسفانه ، حكم قاضي در مورد متهمان ، دستگيري آنان ، بازداشت ، اعتراف گيري و زنداني كردن آنان از طرف پليس و نيروهاي امنيتي ، نافذ است اما خود پليس و سازمان ها امنيتي تن به اجراي حكم قاضي نمي دهند .

من در كمتر از يك سال گذشته ، دو بار دستگير شده ام :

بار اول توسط لباس شخصي هاي پليس و بار دوم توسط اداره كل اطلاعات استان آذربايجان شرقي . در هر دو بار مقداري از وسايل و مدارك مرا ضبط كرده اند. بعد از آزادي به قيد وثيقه و محاكمه در دادگاه ، قاضي حكم صادر كرده تا لباس شخصي پليس و اداره كل اطلاعات استان آذربايجان شرقي آن اسناد ، مدارك و وسايلم را به من بازگردانند اما از خرداد 82 تاكنون ، هنوز پليس لباس شخصي و اداره كل اطلاعات ، ( با وجود دستور قاضي ) اسناد و مدارك و لوازم را تحويل نداده اند و آن چه تحويل داده اند با تاخير در اجراي حكم قاضي بوده ( پليس لباس شخصي ماه ها حكم را ناديده گرفته است ) .

اين تخلف آشكار از دستور قاضي و بي توجهي به حكم صادره ، تنها به پليس مربوط نيست ، بلكه اداره كل اطلاعات استان هم ، به حكم قاضي دادگاه انقلاب ، محلي از اعراب نگذاشته و تنها از انبوه اسناد، گزارشات ، خبرها ، مدارك بانكي ، دانشگاهي ، پاسپورت ، شناسنامه ، كارت هاي شناسايي و ... تنها كامپيوتر و دستگاه موبايل مرا پس داده است .

آيا حكم قضات شما فقط در مورد متهمان بي قدرت و مطيع قانون ، نافذ است ؟ و مراكز قدرت مي توانند دستور قاضي را به هيچ انگاريد ؟ و يادآور آن جك و طنز تلخ " گفتگوي پسر پاسبان و پسر قانونگذار " باشند .1



روزنامه نگار آزاد و مستقل – زندان تبريز
انصافعلي هدايت
20/ 2 / 1383

اعلام اعتصاب غذا و شرایط محاکمه و رسیدگی


از تداوم ظلم در لباس قانون و اسلام، جلوگيري كنيد


به نام الله حق و حقيقت


حكم دادگاه انقلاب، در دادگاه تجديد نظر تاييد شد . دادگاه تجديد نظر بر ظلمي در لباس قانون ، بر رويه قضايي استوار بر نفوذ ، بر رويه محاكمه بدون ارائه دليل در اثبات اتهام ، بدون پرس و جو و تحقيق در جلسه رسيدگي به اتهامات ، حكم ظالمانه دادگاه انقلاب صحه گذاشته شد من ، بارها اعلام كرده ام و مي كنم كه به قوانين جمهوري اسلامي ايران ، معترضم و انتقاد دارم اما تا زماني كه ملت ايران ، آنها را تغيير نداده اند ، بر همين قوانين نصف و نيمه گردن خم مي كنم اما نگفته ام كه به هر چه كه لباس " قانون " و " اسلام " بپوشانند ، تسليم خواهم شد . اين محاكمه به دلايل فراوان ، درست نبوده و نيست . در نتيجه حكم آن را نمي پذيرم و تسليم نمي شوم ولي به اعمال خشونت باز هم دست نمي زنم . اسلحه به دست نمي گيرم . از زندان فرار نمي كنم . بلكه با تداوم اعتصاب غذايم ، با اين نوع محاكمات و رويه ها و نقض قوانين داخلي و بين المللي ، نفوذ بر قاضي از طرف هر كس كه باشد ، به مبارزه بر مي خيزم و چنين احكامي را نمي پذيرم تا اين كه يا بكشندم و يا خود بميرم .


چون بارها در دفاعياتم و نامه هاي سرگشاده ام ، به افشاي اعمال خلاف قانون قاضي و رئيس دادگستري استان آذربايجان شرقي پرداخته ام ، به آنها طول نمي دهم :


1 – قاضي بدون دليل محكمه پسند و صرفا به ادعاي اداره كل اطلاعات ، حكم دستگيري و زنداني كردن در سلول انفرادي به مدت 44 روز صادر كرده است .

2 – از اغلب اتهامات وارد بر من ، از ابتدا تا انتهاي دستگيري و محاكمه ، به علت نبودن ادله محكمه پسند ، تبرئه شد ه ام كه نشان از اعمال نفوذ و خامي قاضي در رسيدگي به ادعاهاي شاكي يا شاكيان ( مدعي العموم به اداره اطلاعات اضافه شده است ) است .

3 – قاضي يا بازپرس كه بايد در طول 44 روز انفرادي و بازجويي من ، حضور پيدا مي كرد ، گرچه به طور كتبي نوشته و از او درخواست كرده ام ، در بازجويي هايم حاضر نشده است .

4 – قاضي دادگاه انقلاب و قضات دادگاه تجديد نظر ، به دنبال ارائه ، درخواست و اثبات ادله اتهام ( از طرف مدعي العموم و اداره كل اطلاعات ) نبوده اند و خواستار يك دليل محكمه پسند از شاكيان نشدند .

5 – در طول جلسه محاكمه كه ضبط شده است ( ويدئويي ) ، قاضي يا وكيل شاكيان هيچ شاهدي ، مدركي ، سندي در اثبات ادعاي خود ، نداده اند .

6 – گرچه دادگاه علني بود اما رسيدگي به اتهامات به سرعت طي شد و به جزئيات پرداخته نشد .

7 – قضات هر دو دادگاه به ادله من و وكلاي محترمم و بر تراز ادله ما ، به قانون اساسي و قوانين جاري كشور ، توجهي نكردند .

8 – قاضي دادگاه انقلاب ، رئيس دادگستري يا همان مدعي العموم و قضات دادگاه تجديد نظر ، تحت فشار بودند تا مرا در زندان نگه دارند و به زندان محكوم كنند كه چنان هم كردند . بدين لحاظ بود كه بدون وجود دليل موجه مرا در زندان نگه داشتند و حتي بعد از نقض قرار بازداشت موقت از طرف قاضي صادر كننده آن ، نه خود او ، نه رئيس دادگستري و نه قضات دادگاه تجديد نظر ، نخواستند مرا از زندان با اخذ وثيقه آزاد كنند .

9 – آيا بعد از گذشت حدود 4 ماه از دستگيري من ، يك جمله اي پيدا كرده اند كه من " توهين " كرده ام كه به خاطر آن به زندان محكوم شده ام . آيا اراده اي و نفوذي در پشت اين حكم نيست ؟

10 – آيا انتشار اخباري كه رخ داده است ، هنوز هم " تبليغ " ناميده مي شود و خبرنگاري كه اخباري را بدهد كه از منظر حاكمان ، نبايد داده مي شد ، ( چون بي كفايتي آنها را روشن مي كرد ) " تبليغ عليه نظام " كرده است و بايد به زندان محكوم شود يا به خاطر ارائه نظر و ديدگاه سياسي و اجتماعي از حوادث تاريخي اين سرزمين و رهبران آن ، خونريزي ها و ... به " تبليغ عليه نظام " متهم مي شود تا محكوم شود ؟

11 – آيا اداره كل اطلاعات ، پليس ، منابع پرنفوذ قدرت ، دادگاه انقلاب ، دادگاه تجديد نظر و رئيس دادگستري دلايلي بر توهين يا تبليغ عليه نظام ، كشف كرده اند و در دست دارند يا مي خواهند سر يك منتقد يا مخالف را زير آب كنند و صدايش را خفه سازند ؟ اگر داريد ، چرا علني نمي كنيد و با ارائه آنها در جلسه محاكمه ، به محاكمه ام نمي كشيد ؟


بگذريم كه ظلم به زندانيان سياسي ، فكري و مطبوعاتي از حد و اندازه گذشته است و " من و ما " ، در پناه امن قانون ، قرار نداريم . در نتيجه ، حكم صادره را نمي پذيرم و به آن گردن نمي نهم و به اعتصاب غذايي كه آغاز كرده ام ادامه مي دهم تا به خواسته هاي زير برسم و يا در زندان جمهوري اسلامي ، در زندان جور و ستم ، بميرم .


الف – تا لغو نشدن حكم دادگاه ، از اعزام به بيمارستان و عمل جراحي يا هر نوع مراقبت پزشكي خودداري خواهم كرد .


ب – خواستار محاكمه علني همه 18 لباس شخصي پليس هستم كه در عصر 26 خرداد ماه به من حمله كردند و مورد ضرب و شتم ، توهين ، آزار جسمي ، رواني ، گرسنگي و تحقيرم كوتاهي نكردند .


پ – خواستار رسيدگي مجدد به اتهامات خود نيستم اما تا تشكيل دادگاهي بي طرف ، براي رسيدگي به روند رسيدگي به اتهامات من ، ادله محكوميتم از طرف دادگاهها و شاكيان ، كشف اعمال نفوذهاي احتمالي در پرونده ، نقض قانون ، تداوم بازداشت غير قانونيم و علل بي توجهي به دفاعيات وكلايم و من ، از اعتصاب غذا دست نخواهم كشيد . در اين دادگاه بايد افراد زير حضور داشته باشند :

1 – قاضي دادگاه انقلاب

2 – قاضي دادگاه تجديد نظر ( قاضي و مستشاران )

3 – يك قاضي يا وكيل بي طرف ، به انتخاب انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران

4 – يك قاضي يا وكيل به انتخاب سازمان خبرنگاران بدون مرز

5 – يك استاد رشته روزنامه نگاري از ميا دكتر خانيكي ، دكتر محسنيان راد ، دكتر معتمدنژاد ، دكتر قندي و دكتر شكرخواه .

6 – يك حقوقدان از كميسيون حقوق بشر ا سلامي

7 - يك حقوقدان يا وكيل از يكي از سازمانهاي حقوق بشر بين المللي


ت – خواستار انتشار دلايل و جزئيات مورد استناد قضات در صدور حكم و زنداني كردنم در رسانه هاي عمومي ، هستم . بايد اين دلايل و جزئيات مستند به نوشته ها ، خبرها ، گزارشها يا صداي من باشد .


ث – بايد دادگاه رسيدگي به جرايم سياسي ، مطبوعاتي ، عقيده و انديشه با حضور هيات منصفه تشكيل شود .


آهاي قضات و وكلاي آزاده و با شرف ايران ! آهاي ملت ايران ! آهاي سازمانها و انجمن هاي روزنامه نگاري ملت ها ! آهاي سازمانهاي حقوق بشري ! آهاي دولتها ! آهاي ملتها !


من يك مظلومم . يك روزنامه نگار مظلومم . مدت زنداني كه به من تعلق گرفته است در مقابل محكوميت صاحبان انديشه ، بزرگان سياست ، نويسندگان قدر و روزنامه نگاران دگر انديش ، ناچيز است اما من به سهم خودم تصميم گرفته ام ، به ظلم در لباس قانون ، تسليم نشوم و به بي قانوني ، قانون شكني و نقض قانون اعتراض كنم . من اعتراض مي كنم و دست ياري به سوي شما دراز مي كنم . از شما كمك مي طلبم تا از تداوم ظلم در لباس قانون و اسلام ، جلوگيري كنيد . ياري مي طلبم تا رويه محاكمات غير قانوني و مخالف رويه هاي قضايي ، به رويه هاي عادلانه و جاري در اغلب كشورها ، تبديل شود تا ظلم و ظالم نتوانند ما را در لباس قانون و اسلام به مسلخ ديكتاتورها ببرد .


با تقديم احترام انصافعلي هدايت
روزنامه نگار آزاد و مستقل – بهداري زندان
28 / 2 / 1383



هيچ دليلي براي نگهداري من در زندان و محاكمه‌‏ام وجود ندارد


خبرگزاري كار ايران"انصافعلي هدايت":

هيچ دليلي براي نگهداري من در زندان و محاكمه‌‏ام وجود ندارد. به كسي توهين نكرده ام، دادگاه انقلاب صلاحيت بررسي پرونده مرا ندارد

انصافعلي هدايت گفت: به اعتصاب غذاي خود ادامه خواهم داد تا اينكه مراحل قانوني پرونده‌‏ام طي شود، چون معتقدم هيچ دليلي براي نگهداري من در زندان و محاكمه‌‏ام وجود ندارد، من خواستار انتشار اوراق پرونده هستم تا مردم در جريان موارد اتهامي من قرار گيرند.

هدايت در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا" با اشاره به اينكه در حال حاضر در مرخصي استعلاجي پس از عمل جراحي بسر مي‌‏برم، تصريح كرد: قرار است بعد از 21 روز مرخصي استعلاجي به زندان مراجعه كنم. قاضي هاشم زاده قاضي اجراي احكام دادگاه انقلاب اعلام كرده كه اگر پزشك معالج تشخيص دهد كه به بستري شدن يا مرخصي استعلاجي نياز باشد با تمديد مرخصي‌‏ام موافقت خواهد كرد.

وي در خصوص وضعيت عمومي خود گفت: در حال حاضر در منزل خود در بستري هستم و در سه روز گذشته خونريزي روده‌‏ داشته‌‏ام. با اينكه تحت عمل جراحي قرار گرفته‌‏ام ولي ظاهراً وضعيتم عادي نيست و شنبه بايد به پزشك جراح معالجه كنم تا ببينم نظرش چيست.

هدايت به نحوه دستگيري خود اشاره كرد و گفت: در زماني كه حادثه تأسف بار زلزله بم رخ داده بود در آنجا بودم كه قرار بود همزمان با آن سفري به آلمان داشته باشم. در تاريخ 14 دي ماه سال 82 حكم دستگيري من توسط قاضي شعبه يك دادگاه انقلاب صادر شد كه شاكي من هم يكي از نهادهاي امنيتي بود.

وي در خصوص موارد اتهامي خود مدعي شد: اتهامات من جاسوسي، توهين به رهبري، تجزيه طلبي، پان تركيسم، رابطه با خارجي‌‏ها از طريق اينترنت، تبليغ عليه نظام و برخي موارد ديگر بود كه حتي مصاحبه‌‏هاي من با راديوهاي خارجي نيز به عنوان جاسوسي محسوب شد.

هدايت ادعا كرد: من به عنوان يك خبرنگار به آلمان سفر و در يك كنفرانس مطبوعاتي شركت كردم. در كشور آلمان بودم كه فردي كه خود را به نهادهاي امنيتي منتسب مي‌‏كرد به من تلفن زد و اعلام كرد كه مي‌‏خواهيم شما را ببينيم كه من اعلام كردم در مسافرت هستم. پس از مراجعت از كشور آلمان دوباره زنگ زدند و من گفتم شنبه ساعت 8:30 خودم مراجعه خواهم كرد.

وي خاطرنشان كرد: جمعه 9 اسفند ماه سال 82 بود كه وقتي از سفر آلمان مراجعت كردم و به خانه رسيدم در حدود بيست دقيقه نگذشته بود كه سه نفر وارد خانه شدند و حكم دستگيري‌‏ام را نشان دادند و تمام كارت‌‏هاي شناسي مربوط به حرفه خبرنگاري، تلفن، كامپيوتر و هزاران صفحه از اسناد از قبيل شعرها و تحليل‌‏هايم را جمع‌‏آوري كردند، بدون اينكه به من اجازه داده شود كه ليستي از آنها تهيه كنم. مأموران به من گفتند كه ساعت 5 عصر برمي‌‏گرديم و مدارك را تحويل مي‌‏دهيم در حالي كه اين مدارك را با نواقصي از جمله يادداشت‌‏هايم، يك هفته پيش به من تحويل داده شد.

هدايت با اشاره به اينكه در اوايل بازداشت در حدود 44 روز در انفرادي بودم و در حالي كه وضعيت مساعدي نداشتم، به بند مالي زندان تبريز منتقل شدم، مدعي شد: حدود 15 روز در بند مالي بودم در حالي كه در اوايل بازداشت از امكاناتي نظير؛ آب و غذاي گرم و پزشك برخوردار بودم و مي‌‏توانستم هر روز دوش بگيرم، اين امكانات در زندان تبريز وجود نداشت. با توجه به اينكه بيماري من وخيم‌‏تر شده بود به بهداري زندان منتقل شدم كه بعد از آن نيز به بيمارستان سيناي تبريز منتقل و تحت عمل جراحي قرار گرفتم.

وي ضمن بيان اين مطلب كه قرار بود در تاريخ 18 فروردين جلسه محاكمه من برگزار شود كه به دليل درخواست وكلايم يك هفته به تعويق افتاد، تصريح كرد: در تاريخ 26 فرودين سال جاري اولين جلسه دادگاه من به صورت علني برگزار شد كه در آنجا اعلام كردم كه شما براي نگه داشتن من هيچ مدركي حتي يك پاراگراف و عكسي كه من را متهم به انجام تخلفي كرده باشد، نداريد، من به كسي توهين نكرده‌‏ام.

هدايت افزود: حتي خود قاضي جوان شعبه اول دادگاه انقلاب هم تشخيص داد كه بسياري از موارد اتهامي موجود در پرونده من فاقد ارزش مطرح كردن در جلسه دادگاه را دارد و فقط چهار مورد اتهامي را مطرح كرد كه در دو مورد آن تبرئه و در دو مورد ديگر يعني تبليغ گسترده عليه نظام و توهين به رهبري به ترتيب به 6 ماه و يك‌‏سال حبس محكوم شدم.

وي گفت: اگر دادگاه شهلا جاهد را با دادگاه من مقايسه كنيد مي‌‏بينيد كه در جلسه محاكمه شهلا جاهد، قاضي پرونده براي اينكه جرم متهم را اثبات يا نفي كند، دلايلي از جمله نمايش فيلم بازسازي صحنه و اسناد و اوراق را ارائه كرد اما در دادگاه من متأسفانه اشتباهاتي رخ داد كه من نسبت به آنها اعتراض كردم؛ اول اينكه رسيدگي به برخي از موارد اتهامي من در صلاحيت دادگاه انقلاب نبود و بايد به دادگاه مطبوعات ارجاع داده مي‌‏شد چرا كه اگر توهيني كرده باشم به عنوان يك روزنامه‌‏نگار توهين كرده‌‏ام و بايد در دادگاه مطبوعات به اين اتهام رسيدگي مي‌‏شد و دادگاه انقلاب بايد از خود سلب صلاحيت صادر مي‌‏كرد كه اين امر صورت نگرفت.

هدايت اظهار داشت: ايراد بعدي من به دادگاه اين بود كه در جلسه دادگاه حداقل يك‌‏بار اعلام نشد كه مثلاً شما در فلان مقاله به رهبر توهين كرده‌‏ايد، در حالي كه مواردتوهين به صراحت در قانون اساسي ما مشخص شده است در حالي كه قاضي فقط گفت كه؛ اتهام شما توهين به رهبري، جاسوسي و تحريك مردم به شركت در ناآرامي‌‏هاي روز 26 خرداد ماه 82 است و تاكنون هم مدركي دال بر اين اتهامات در متن حكم ارائه نشده است.

هدايت با اشاره به اينكه حكم صادره از سوي شعبه يك دادگاه انقلاب غيرقانوني است و قاضي اين شعبه قانون را نقض كرده است، افزود: به همين دليل به دادگاه تجديد نظر اعتراض كردم كه متأسفانه در آنجا هم اين حكم تأييد شد. ضمن اينكه چون من به اعتصاب غذا دست زدم براي اينكه حكم را قبل از اعتصاب غذا به من ابلاغ كنند، با عجله حكم را صادر كردند و از طرفي هم مشخص بود كه مي‌‏خواهند من را در زندان نگه دارند.

وي ادعا كرد: در جلسه دادگاهي كه در روز 26 دي ماه 82 برگزار شد، قاضي پرونده اعلام كرد كه قرار بازداشت من نقض شده و با 40 ميليون تومان وثيقه مي‌‏توانم آزاد شوم، در حالي كه من در پرونده خود 50 ميليون تومان وثيقه داشتم، اما دادگاه انقلاب آن را نپذيرفت و پرونده را به رئيس دادگستري تبريز كه بعدها با مشاهده نسخه‌‏اي از حكم متوجه شديم كه خود مدعي العموم و شاكي من بوده، ارجاع داد كه ايشان هم من را 13 روز در زندان نگه داشتند و وثيقه من را نپذيرفتند در حالي كه حكم نقض شده بود و وي بايد به عنوان قاضي القضات منطقه حكم را اجرا و مرا آزاد مي‌‏كرد تا در موعد مشخص به پرونده‌‏ام رسيدگي كند.

هدايت با اشاره به اينكه پرونده‌‏ام به مدت دو هفته در شعبه 13 دادگاه تجديد نظر مراحل خود را طي كرد، در خصوص شكستن اعتصاب غذاي خود، گفت: با توجه به قول‌‏هايي كه به من جهت برگزاري مجدد جلسه دادگاه در دادگاه مطبوعات داده شد، اعتصاب غذاي خود را شكستم و تحت عمل جراحي قرار گرفتم.

وي در مورد بردن شكايت به ديوان عالي كشور گفت: با توجه به اينكه حكم من غير قانوني است و وكلاي من هم پرونده را به ديوان عالي كشور بردند، ديوان اعلام كرد كه چون پرونده كيفري است و قتلي در آن اتفاق نيفتاده است، قابل رسيدگي در ديوان نيست ولي طبق آخرين اطلاعاتي كه دارم پرونده به هيئت تشخيص ديوان عالي كشور ارجاع شده است.

هدايت با اشاره به اينكه خواستار ابطال قانوني حكم و برگزاري مجدد دادگاه در دادگاه مطبوعات هستم، خاطرنشان ساخت: تاكنون قاضي دادگاه مداركي دال بر اتهامات من مبني بر تبليغ عليه نظام و توهين به رهبري ارائه نداده است.

هدايت در پايان مدعي شد: در بازجويي‌‏هاي صورت گرفته، آقايان به من گفتند كه چرا شما گفتيد آب درياچه اروميه 15 سال ديگر خشك مي‌‏شود در حالي كه اين خبر، يك خبري رسمي بود و يا اينكه چرا فلان جا گروگان‌‏گيري شده بود خبر آن را منتشر كردي و حتي انعكاس اخبار زلزله بم هم براي من مشكل آفرين شد، در حالي كه من در خصوص زلزله بم به راديوهاي آذربايجان خبري دادم كه فرداي آن روز آذربايجان اعلام كرد كه هلال احمر يك حساب ويژه جهت كمك به مردم بم اعلام كند كه هلال احمر هم چنين كاري را انجام داد.




Tuesday, May 25, 2004

براي ضاربان من قرار منع تعقيب صادر شده است

انصافعلي هدايت: براي ضاربان من قرار منع تعقيب صادر شده است، طبق قانون آزادي مشروط بايد 26 شهريور ماه از زندان آزاد شوم

تهران-خبرگزاري كار ايران


انصافعلي هدايت، گفت: قاضي شعبه 2 دادسراي نظامي آذربايجان شرقي شكايت من از 18 تن از ماموران نيروي انتظامي كه مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند، وارد ندانست و براي همگي ايشان قرار منع تعقيب صادر كرد.

اين روزنامه نگار در گفت و گو با خبرنگار حقوقي "ايلنا"، با اعلام اين مطلب افزود : از سال گذشته كه بنده توسط ماموران نيروي انتظامي دستگير شدم و توسط آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفتم، همراه با نوشت نامه سرگشاده اي به آقاي خاتمي؛ رئيس جمهوري، شكايتي نيز به دادسراي نظامي استان آذربايجان شرقي ارايه كردم كه به شعبه 2 اين دادسرا ارجاع شد.

وي افزود: قاضي شعبه 2 نيز قول داد كه محاكمه را ظرف مدت 2 ماه آغاز كند كه پس از اين مدت احضاريه اي به دست من رسيد كه بايد طبق آن صبح امروز در اين شعبه حضو ر مي يافتم. البته در متن احضاريه اشتباها اسم من هم به عنوان شاكي و هم به عنوان متهم آورده شده بود.

اين زنداني سياسي در ادامه تصريح كرد: با توجه به اين كه طبق احضاريه دريافتي من بايد صبح امروز به عنوان شاكي در دادگاه حضور مي يابم اما هفته گذشته يعني در روز دوم شهريور از سوي دادسراي نظامي نامه اي مبني بر صدور قرار منع تعقيب از سوي شعبه 2 اين دادسرا دريافت كردم.

انصافعلي هدايت بابيان اين خبر كه "صبح امروز نيز با مراجعه به دادسراي نظامي خواستار استيفاي حقوق خود شدم "، گفت :قاضي محمودي قاضي شعبه 2 دادسراي نظامي اعلام كرد كه شما حق اعتراض داريد .

اما من گفتم مي خواهم مستندات پرونده را مشاهده كنم تا متوجه شوم كه دادسرا با توجه به چه مستنداتي حكم منع تعقيب ضاربان مرا صادر كرده است كه قاضي محمودي نيز اعلام كرد كه نه شما و نه وكيلتان حق مشاهده پرونده را ندارند.

اين روزنامه نگار با اشاره به اين كه "اعتراضيه اي نسبت به راي شعبه 2 دادسراي نظامي استان آذربايجان شرقي نوشته ام"، افزود: قاضي شعبه 2 حتي از من نخواست كه شهود خود را به دادگاه معرفي كنم كه اين قائل نشدن ارزش رسيدگي به شكايت مرا را مي رساند.

وي با اشاره به اين كه " روز چهار شنبه هفته جاري بايد خود را به زندان معرفي كنم"، اظهار داشت: قاضي ناظر زندان اعلام كرده است كه ديگر به شما مرخصي اعطا نخواهد شد.

انصافعلي هدايت در پايان با اشاره به اين كه دو هفته ديگر 9 ماه از 18 ماه محكوميت خو د در زندان را به پايان مي رسانم ،اظهار داشت: طبق قانون اگر هر زنداني مدتي از دوران محكوميت قطعي خود را در زندان گذرانده باشد، مي تواند از آزادي مشروط استفاده كند كه بنابراين، بايد در تاريخ 26 شهريور ماه آزاد گردم.1
مصاحبه راديوفردا با انصافعلي هدايت در پي عمل جراحي و آزادي موقت از زندان


[ 3:57 min ]


انصافعلي هدايت، روزنامه نگار مستقل در تبريز، در پي انجام عمل جراحي از زندان آزاد شد. وي در مصاحبه با راديوفردا مي گويد که در هنگام مسافرت به آلمان براي تهيه گزارش از کنفرانس جمهوري خواهان، از اداره اطلاعات براي بازجويي ماهانه با وي تماس گرفتند، و پس از برگشت هم در فرودگاه مهرآباد اولين کسي که به او زنگ زد، بازجوي قديمي وی بود. و آقاي هدايت قول داد که پس از رسيدن به تبريز، خود به اداره اطلاعات معرفي کند.

وي مي افزايد: هنگامي که به خانه رسيد، ماموران به خانه وي آمدند و تمامي وسايل از جمله کامپيوتر، موبايل و دست نوشته هایش را بردند، که بعضي اقلام از جمله دست نوشته ها را پس ندادند.

وي پس از ملاحظه حکم متوجه شده است که حکم بازداشت وي روز چهاردهم ماه صادر شده است و او در 18 ماه به برلين رفته بود، لذا شرکت آقاي هدايت در کنفرانس جمهوري خواهان نقشي در اين قضيه نداشته است.

وي مي گويد که رفتار با وی در زندان انفرادي خوب بود و امکانات غذايي و بهداشتي هم در اختيار بود، اما در زندان عمومی وضعيت فرق مي کرد و آب گرم و امکانات بهداشتي وجود نداشت.

وي مي افزايد: در مدت اين 44 روز مي خواستند گوش من را بکشند تا حساب کار دست بقيه بيايد تا بدانند که اگر پا را از گليم خود فراتر بگذارند، گوششان را مي برند.

وي مي افزايد که پس از 21 روز مرخصي استعلاجي، به زندان برخواهد گشت.

آقاي هدايت رفتار ماموران اطلاعاتي را خوب توصيف مي کند.


فريدون زرنگار، مصاحبه با انصافعلي هدايت (تبريز)1

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs