Tuesday, January 16, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 7 الف- عملی- سپه بانکئنئن تورکل...

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 7
الف- عملی بولوم: سپه بانکئنئن تورکلره توهینی

بو درس، آلتئ اینجی درسین ایکینجی یا عملی بولومو دور و بوردا چالئشئرام، بیر خبری آنالیز ادم.
خبر، ایرانئن "سپه" آدلئ بانکئنئن تورکلره اتدیگی توهیندن عیبارت دیر.
بو خبر یا بونا بنزر خبرلر نئجه یازئلمالی دیرلار؟
خبرده هانکی تحقیق لری آپارمالئیئق؟
معلوماتی نئجه توپلامالئیئق؟
بو نیفرتلی حادیثه حاقدا نئچه جوره خبر و معلومات یازماق اولار؟
بو خبری نئچه گون سوردورمهلییک؟
بو جور خبرلرده، هانکی میللی هدفلری اونده توتمالییئق؟
و ...
بو جور سورقولارا، بو ویدئودا جاواب وئرمهگه جهد ادیرم.
سیزی ویدئونو مولاحیظه اتمهگه و تنقیدلریز ایله منه یاردیمجی اولماغا دعوت ادیرم.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کاندا
16 ژانویه 2018




hedayat222@yahoo.com




آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 7 الف- تئوری سورقولاما

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 7
الف- تئوری -سورقولاما
سورقولاما تکجه ضییالئلئق و تجروبه علم لری عالیملیک نیشانه سی دئییل بلکه ژورنالیستلیگین آان اونملی آیرئنتئسی دیر!
هر خبر و اینفورماسییا یا ایططیلاعات، بیر سئرا منافع و سورقولاردان گئچیب، سانسور اولوب و بیزیم الیمیزه چاتار. اگر قرار دیر همنی کی بیزیم الیمیزه گلیب چاتان خبری یازاق و یایاق، نیه ژورنالیست اولوروق؟ کوپی-پئیست ادن لر بونو داها گوزل باشارئرلار.
ژورنالیستلر ایله کوپی-پیست ادن لرین فرقلری بوردا دیر کی ژورنالیست لر هر حادیثه، خبر و انفورماسییا یا معلوماتی سورقولارلار.
هله کی سورقولار، اصلا بیر بیرلرینه بنزرلی اولمامالی دیر. اگر بیر حادیثه نی یا معلومانی 10000 ژورنالیست یازیر و اونلار 9999 سورقونو سوروبلار و بئله گورونور کی داها فرقیلی سورقو سورماغا یئر یوخ دور، ژورنالیست گرک او خبری یا معلوماتی یایماق دا ال ساخلاسین.
نیه کی، اگراونون باخئش آچئسئنئن، او بیری ژورنالیستلر ایله فرقی اولماسا، نیه اونو یازیر؟
او هر شئیه، یئنی آچئدان بیر نئجه سورقو یاراتمالی و هر بیر معلوماتا و خبره یئنی بیر باخئش و پئنجره آچمالی دیر.
نیه کی ژورنالیست، جامعه ده یاشایان اینسانلارئن ذهنین آچماقلا حوکوملو دور و بو ضییالئلئقئن ان اونملی ایشی دیر. بئله لیکله گورونور کی ژورنالیستلیک "ضییالئلئق دیر!
بیر دوغرو و دوزگون ژورنالیستین ایشی، خالقا فیکیر و باخئش و عینی حالدا، ضیالئلئق توحفه اتمه لی دیر!
بو بحثه ویدئودا دیققلتی اولمانئزئ خواهیش ادیرم!

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
16 ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com


Monday, January 15, 2018

یک کشتی سوال بی جواب


دوست عزیز!
این کشتی نفتکش که یکهو از همه طرف شعله ور نشده است. کشتی نفتکش دارای ده ها مخزن نفت است که اگر چند تا از آن ها هم تخریب شود و نفت به دریا سر ریز بشود، چرا همه جای کشتی و ناگهان آتش بگیرد؟
اگر یک قسمتی از کشتی که خسارت دیده، آتش بگیرد، ساعت ها و روزها وقت لازم است تا آتش به دیگر قسمت های کشتی سرایت بکند.
چی شده که ملوانان موفق به فرار از آتش سوزی نشده اند؟
چرا از طریق رادار نفتکش، از راه رسیدن کشتی دیگر و از احتمال برخورد با کشتی دیگر خبر دار نشده اند؟ مگر کشتی چند ده میلیارد دلاری و با محموله ده ها میلیون دلاری، رادار نداشته است؟
چرا از طریق سیستم و امکانات ویژه بین المللی دریانوری به کشتی های نزدیک خبر نداده اند؟
چرا ایران با آن همه هواپیما و جنگنده، برای نجات کارکنان کشتی نرفته است؟
کشتی که در داخل آب بوده است و دارای چندین قایق نجات و سیستم های رادیویی، چرا فرار نکرده اند؟
چرا ملوانان کشتی، در سوشیال میدیا یا شبکه های اجتماعی از آتش سوزی خبر نداده اند؟
چرا ملوانان کشتی خودشان را به آب نزده اند؟
چرا دیگر کشتی هایی که از آن مسیر رفت و آمد می کردند، متوجه ماجرا نشده اند؟
ماجرا چیست؟
سران و رژیم، چه چیزی را در پس این جریان مصنوعی پنهان کرده، پوشش می دهد؟
آیا هدف رژیم، منحرف کردن ذهن مردم از اعتراض ها جاری نیست؟
آیا اعدام ها و کشتارها، زندانی شدن ها را مخفی نمی کند؟
آیا دست رژیم در قتل عام کارکنان کشتی دخیل نیست؟
این نوع کشتی ها طوری طراحی و ساخته می شوند که به این راحتی آتش نمی گیرند، غرق نمی شوند، کارکنان آن نمی میرند؟
خانواده ها خیلی آرامند ...
وزیر گریه می کند!
یک جای بسیار بزرگ ماجرا می لنگد؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
شانزدهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

مرگ در پیراهن جوامع فارس و تورک افتاده است

قدرت لغوی زبان تورکی نسبت به زبان فارسی، بسیار گسترده تر است.
این یک ادعا است که می توان آن را به "پانترکیسم" نسبت داد ولی اگر واحدهای اندازه گیری قدرت یک زبان را مشخص بکنیم، در آن صورت قدرت زبان ها را می توان با هم مقایسه کرد.
زبان عربی (خوشحال شویم یا بد حال) جزو یکی زبان های قدرتمند دنیای امروز است. اگر به صفحه "زبان های رسمی سازمان ملل برویم، عربی در صدر لیست زبان های این سازمان قرار دارد. ساید این صدر نشینی به خاطر تقدم الفبایی این زبان بر پنج زبان دیگر است ولی به هر حال، این شش زبان، در سازمان های بین المللی رسمی هستند: عربی، چینی، انگلیسی، فرانسه، روسی و اسپانیایی.
(http://www.un.org/en/sections/about-un/official-languages/)
به دومین جمله این نوشته دقت فرمایید:
There are six official languages of the UN. These are Arabic, Chinese, English, French, Russian and Spanish. The correct interpretation and translation of these six languages, in both spoken and written form, is very important to the work of the Organization, because this enables clear and concise communication on issues of global importance.
نه تنها زبان های فارسی و تورکی بلکه بسیاری از زبان ها هم در این لیست جای ندارند. به احتمالی، رسمیت این زبان ها، جنبه سیاسی داشته است. با این حال، نمی توان انکار کرد که یکی از ملاک های قدرت زبان است.
یکی از واحدهای اندازه گیری قدرت یک زبان، ترجمه یک اثر مهم و قابل احترام دینی از یک زبان به زبان ها دیگر و ملاحظه قدرت آن هاست.
چرا کتاب مقدس؟
برای این که، می توان در کتاب های دیگر دست برد و معنا و مفهوم ذهنی مترجم را داخل متن اثر ترجمه شده کرده و به نویسنده اصل آن نسبت داد یا می توان با توجه به درک مترجم، معانی متفاوتی از یک کلمه را در ترجمه بکار برد. چنین احتمال هایی در کتاب های علمی، سیاسی، اجتماعی و حتی دینی رایج و حتا تحریف و نسبت دروغ در ترجمه (افزودن یا حذف کردن)، بسیار رایج است. مثلا کتاب "هنر جنگ" (سان تسو) در زبان انگلیسی چنجاه شش صحفه است اما جناب دکتر حسن جبیبی از آن، یک کتاب 204 صفحه ای بدست می دهند.
در میان کتاب های دینی هم "قرآن" کتاب بسیار حساسی است که نه می توان و نه امکان دارد که کلماتی را از آن حذف کرده یا بر آن افزود. بخصوص در عصر حاضر که علاوه بر قاریان و حافظان قرآن، نرم افزارهایی هم بکمک مسلمانان آمده اند تا بیش از گذشته در تعداد حروف، صداها و کلمات قرآن دقت بکار ببرند.
این حساسیت بیش از حد به قرآن، دست و بال مترجم را می بندد. مترجم باید بهترین و سلیس ترین کلمات معادل برای کلمات عربی قرآن در زبان مورد ترجمه را پیدا کرده و در جملات خود بکار گیرد.
حال می خواهیم قدرت زبان تورکی و فارسی را نسبت به زبان عربی و در ترجمه قرآن بفهمیم.
وبسایت روزنامه "همشهری" در لینک زیر، چنین ادعا کرده است:
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Zanjan/Contents/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C
"آمارها نشان می دهد که زبان ترکی در ترجمه قرآن، گوی سبقت را از دیگر زبان ها ربوده است. تعداد ترجمه های ترکی قرآن را بالغ بر 1600 ترجمه معرفی می کنند."
وبسایت "ئانشنامه موضوعی قران" هم در مقاله ای در باره ترجمه قرآن بفارسی اینگونه نوشته است:http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,4104
"تا كنون بيش از هزار بار قران كريم به زبان فارسى ترجمه شده است از اين رو زبان فارسى اين افتخار را دارد از بين يکصد و شش زبان زنده دنيا که قرآن به آنها ترجمه شده است[1] نخستين و بيشترين ترجمه قران را به نام خود ثبت کند."
ملاحظه می کنیم که در این دو مقاله، آمارها "تقریبی" و با "احتیاط" بکار رفته اند. در یکی "بالغ بر 1600" و در دیگری "بیش از 1000" ترجمه از قرآن سخن گفته شده است.
"بالغ" واژه ای برای کمتر نشان دادن و "بیش" واژه ای برای بیشتر نشان دادن بکار می روند. هر دوی این کلمان بار "مخالفت با توان یک زبان" و "تاکید بر قدرت زبان دیگر" دارند.
نویسنده ها تلاش کرده اند از قدرت زبان تورکی کاسته و بر قدرت زبان فارسی بیفزایند و این نوعی از داوری "طرفدارانه"، غیر علمی، نژادپرستانه و ضد تورک است.
علی الاصول، نباید در شمارش "عددی" شک و تردید و "قضاوت دوستانه یا دشمنانه" کرد.
1. پس فقط در ترجمه قرآن، در زبان تورکی 600 اثر بیشتر از فارسی موجود است و این به معنی قدرت زبان است.
2. اگر به ترجمه های قرآن در زبان فارسی دقت کرده باشید، فهم و درک کلمات و جملات عربی قرآن برای یک فارس زبان، از فهم و ادراک کلمات فارسی در زیر آیه های قرآن بسیار دشوارتر است.
3. می دانیم که در ترجمه قرآن به زبان فارسی، حداقل، 60 تا 70 درصد کلمات فارسی نیستند و عربی هستند.
4. یعنی زبان فارسی توانایی و ظرفیت و قدرت ترجمه قرآن را ندارد.
5. بخش مهمی از کلمات و جملات زبان قرآن، به معنا و مفاهیم "انتزاعی"، "ذهنی"، "غیر ملموس" و"از جنس تفکر خالص" هستند.
6. اغلب موضوعات و مباحث مطروحه در زمینه های آلله، ریاضیات، هندسه، نجوم، زمان، فلسفه، منطق، حقوق، موسیقی، تفکر، روان و روانشناسی، روح، آینده نگری و معادشناسی، ملائکه، جن، شیطان، تخیل و قوه خیال و ... مباحثی هستند که انتزاعی و ذهنی بوده و از دایره احساس های ما خارج هستند. بخش مهمی از مفهیم مطروجه در قران از این جنس ها هستند که متاسفانه یا خوشبختانه زبان فارسی برای آن ها مکعادلی ندارد و مجبور است، لغات این مباحث و علوم را از زبان عربی و دیگر زبان ها قرض بگیرد و بکار ببرد.
7. حتی لغات علوم جدید و تکنولوژی های جدید مثل کامپیوتر، فیزیک، شیمی، نرم افزارها، اینترنت، عکاسی و فیلم، سینما و تاتر، پزشکی و جراحی، دارو سازی، رنگ، طراحی و مدلینگ، مهندسی، روانشناسی، روانپزشکی، نانو، ماهواه، رباتیک، و انرژی ها، تغذیه و دایت ها (رژیم های تغذیه) و ... هم فارسی نیستند. زبان فارسی توانایی معادل سازی برای همه این علوم و تخصص ها را هم ندارد.
8. چرا که اکثر فرهنگ و تمدن ها، کلماتی تولید می کنند که در رابطه با حواس انسانی و قابل لمس برای ایجاد رابطه در میان انسان ها باشد و همچنین به میزان تولیدات فکری و اختراعات و ابتکارات و اکتشافات هر جامعه بستگی دارد که باید برای آن چه ساخته و ارئه کرده است، (فکری یا تکنولوژیک) کلمه بسازد تا بتواند در باره آن دست آوردش، با دیگران رابطه و دیالوگ برقرار کند.
9. براحتی می توان ادارک کرد؛ آن زبانی قدرتمند است که اختراعات، اکتشافات، تولیدات فکری و تکنولوژیکی بیشتری دارد و می تواند در پروسه دیگری و انتزاعی، برای دستاوردهای جدیدش، کلماتی را ایجاد کند تا در قالب آن کلمات، هم دایره و وسعت قدرت انتزاعی انسان گسترش یابد و هم توان ارتباطی آدم ها توسعه بیابد.
10 چرا در یک زبان و فرهنگ، انسان ها از نظر توانایی فکری، قوه تخیل، انتزاع، توانایی ذهنی، سفر در دل واژه ها، در تولید علم و تکنولوژی (حتی ملموس) عقیم است و نمی تواند یک هزارم فرهنگ رقیب را تولید کند؟
11. چرا مردم، زبان، فرهنگ و تکنولوژی یک جامعه ای، تولید کننده نیست و مصرف کننده است؟ مصرفگرایی، یعنی نشخوار کردن اندیشه ها و تولیدات دیگران. یعنی تنبلی. یعنی آسان خوری و راحت طلبی و استراحت. یعنی توانایی ذهنی و تولیدات ذهنی و فکری این جامعه تعطیل است. یعنی این جامعه تعطیل است.یعنی جامعه مرده است. بی حرکت است. جامعه ای است که در میان گورستانی از مرده ها، نقش مرده را بازی می کند. از زیستن، تنها خوردن، مصرف، شاشیدن و ریدن، جفتگیری را دارد. یعنی سلول های مغزی این جامعه و جمعیت مرده است. تولید نمی کند. در دست افیون گرفتار است.
12. اگر جامعه ای تحرک تولیدی ذهنی، انتزاعی، فکری و تکنولوژیک را دارد ولی کم دارد، حرکت می کند ولی آرام حرکت می کند، نمرده است و راه می رود و ایستا نیست، این جامعه می تواند از جوامعه دیگر گرفته، آن را هضم کند و تلاش کند تا از نشخوار ان خودداری کند بلکه تلاش می کند تا آن مفاهیم را درک کند. بفهمد. لمس کند. درونی کند. مال خودش بکند. به آن ها ایمان بیاورد و تلاش بکند، راه جدیدی از دل آن ها برای حرکت و جنب و جوش خود بجوید. این جامعه اگر هوس زنده ماندن دارد، روزی خواهد توانست به مرحله تولید و انتزاع و ساختن برسد. سرعت حرکت ان جامعه، به میزان هوس جلمعه برای نشان دادن سر زنده بودنش دارد.
13. ژاپن، کره، چین و هندوستان در این مثال جای گرفته اند. آن ها در زمانی ایستا بوده و نقش مرده اجتماعی را در میان جوامع در حال توسعه و تولید بازی می کردند. قدرت تولیدان انتزاعی از آن ها سلب شده بود. در گوشه ای از قبرستان و در حال نشخوار کردن تولیدات فکری و تکنولوژیک دیگر زنده ها بودند ولی هوس زنده ماندن در اندکی از سلول های آن ها می چرخید. برای همین، دستاوردها و تولیدات فکری، انتزاعی، ذهنی و محصولات تکنولوژیکی زنده ها را گرفتند. خودشان را برای ادراک آن تولیدات در سختی ها قرار دادند. برای ادارک شرایط و چگونی پروسه و روند تولیدا آن ها قرار دادند. هوس زنده شدن در آن ها رو به افزایش بود. هر آشنایی و بومی کردن و درک و ادراک تولیدات وارداتی، به آن ها لذت نمی داد بلکه آگاهی به عقب ماندگی خود و توسعه یافتگی تولید کننده و هوس بیشتر برای دسیدن به پای تولید کننده، آن ها را برای زنده ماندن سمج تر می کرد. برای همین، آن ها ژاپن، کره، چین و هندوستان شدند. چون از تقلید و تسلیم و مردن و از مرده بودن، خوششان نمی آمد. آن ها می خواستند، زنده باشند و از زنده بودن، زندگی را زندگی کنند.
آن ها در نوع سیستم حاکمیت در اجتماع انقلاب نکردند. آن ها در نوع نگرش و رهایی از بند گذشته و شکستن بندها و زنجیرهای بسته شده به پای هوس و احساس زنده بودن و رسیدن به اوج لذت زنده بودن، انقلاب کردند. انقلاب آن ها مربوط به فکر و استفاده از ظرفیت های قوه تخیل و انتزاعی ذهنشان بود. آن ها چگونه دیدنف چ.نه شنیدن، چگ.نه فهمیدن و چگونه ساختن و انتزاع کردن را آموختند و آزادی در این بود و این انقلاب بود که همه آزادی های دیگر را هم آورد. چون فکر اگر در زندان باشد و زاندانی باشد و از زاندانی بودن لذت ببرد، جامعه و فرد مرده است. آن ها زندگی و زنده بودن را بر مردن و مرگ ترجیح دادند.
در نتیجه، بعد از مدتی (یک نسل تلاش بی پایان) به مرحله جدیدی از انتزاع در فکر، در ذهن، در تولیدات فکری، طراحی ها و مهندسی ها دست یافتند که متفاوت از آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، ایتالیا، روسیه و ... بودند. این تفاوت ها را در اندیشه و نوع تولیدات صنعتی و تکنولوژیک آن ها می بینیم.
14. مالزی، اندونزی، تورکیه و تعداد دیگری از کشورهای مسلمان که دینشان هم مانند دیگر کشورهای مرده که خواب زندگی می بینند، اسلام است، راهشان را و دیدشان را تغییر داده اند. یا بیدار شده اند و یا در بین خواب و بیداری دست و پا می زنند.
بخشی از کشورهای عربی هم در همین تلاش هستند چرا که آن ها هم متوجه شده اند که زبان عربی استا شده است. هیچ چیز جدیدی برای ارائه به بشریت نداردو اگر پدرانشان 1400 سال قبل چیزی به چامعه بشری ارائه داده اند و این عرب ها در این همه سال ها از آن ارثیه نشخوار کرده اند، اکنون آن ارثیه نمی تواند برایشان سودی برساند و آن ها را تامین کند. باید راه برای برون رفت از این حادثه یافت. زبان و دهن، قوه تخیل، اغدراک . قوه تولید عرب مست تاریخ 1400 ساله شده و در مستی بخوای رفته است. زبان و فرهنگشان دیگر تولید نمی کند. قوه تخیلشان نابود شده است. چیزی ندارند که به بشریت بدهند و در مقابلش چیزی بگیرند. فقط نقت را از چاه ها بیرون می کشند که آن را هم غربی ها برایشان انجام می دهند.
آن ها می بینند که میراث قدیم دارد تمام می شود و باید چیز جدیدی جایگزین آن بکنند. در دبی، در کویت، در عربستان، در ... دست و پا می زنند تا بیدار شوند و از گوشه قرستان ملل مرده، به بیرون بخزند. همه راه های احتمالی را آزمایش می کنند تا راهی مناسب خروج از گورستان تاریخ و مردگان بیابند. تا زبان و فکر و تکنولوژی هایشان دوباره تولیدگر باشند.
خوبی این، در آن است که فهمیده اند که دیگر تولید ذهنی، فکری، انتزاعی و خیالی ندارند. فهمیده اند که باید از این بن بست باید بیرون رفت. چگ.نه؟ دارند دست و پا می زنند تا قوایی از صاحبات تخیل، فکر، انتزاع، ذهن، اختراع، کشف و جسارت داشتن برای حرکت در مسیر تولیدات را به جوامعشان بیاورند تا از آن ها یاد بگیرند و جامعه را بحرکت در بیاورند. عرب ها می خواهند کاوران بگل و باتلاق نشسته خودشان را به لوکوموتیو در حال حرکت غرب و تولیدات غرب ببندند تا بلکه مجبور بحرکت شوند. شاید، حرکت آن لکوموتیو، چرخ های اندیشه، انتزاع، فکر، اختراع و اکتشاف این ها را هم بحرکت در آورد.
15. همه این اتفاق های مردگی و دست و چا زدن ها و حرکت تند و شتابان، ابتدا در جهان ذهن، خیال، انتزاع، افکار و اندیشه ها رخ می دهد. زندگی از سلول بدون هدف آغاز نمی شود. زندگی از هدف و حرکت بسوی هدف آغاز می شود. فرق مرگ و زندکی در حرکت سلولی نیست در حرکت زاینده تخیل، قوه اندیشه و تولیدات نتزاعی است که به زبان وابسته است. زبان باعث رشد انبان انتزاع و انتزاع هم موجب جرکت و چاقی زبان می شود تا دست بدست هم داده دو بال حرکت انسان و توسعه جامعه را بحرکت در بیاورند.
16. این طبیعی است که هر زبانی و فرهنگ و تمدنی، همه تولیدات انتزاعی، ذهنی، فکری و تخیلی و تکنولوژیکی همه جوامع را نداشته باشد و نه تنها آن تکنولوژی ها را بلکه آن کلمات را هم از دیگران بگیرد اما باید آن معانی و مفاهیم را درونی کرده و به ادراک آن ها دست یابد. به نوع جدید از آن واردات دست یابد و تولید کندو مقلد صرف و مصرف کننده صرف نباشد. در چند جنبه از واردات، مهر و آرم خود را بزند.17. این بسیار مهم است که رسانه های تورکیه غذاهایی را بنمایش بگذارند و به مردم بفهمانند که این غذا تورکی است اما از تورکی بودن غذا، تنها نامش تورکی است و مواد تشلیل دهنده آن دیگر در تورکیه تولید نمی شود بلکه هر کدام از آن مواد از کشور دیگری وارد شده و خوارکشان را تامین می کند. شاید این مثال به مردم و جامعه تورکیه گوشزد بکند که زبان تورکیه هم دیگری تورکی نیستو مخلوطی از ده ها زبان است. عربی، انگلیسی، المانی، فرانسوی، ایتالیایی، روسی، فارسی، یونانی، و ... زبان آن ها را ساخته اند. این که آن ها به مبارزه با این واقعیت نپرداخته اند و می دانند که اگر تولید نکنند و به مصرف کننده صرق بدل شوند، باید واژه ها را هم بپذیرند که اگر در مقابل پذیرش کلمات مقاومت بکنند و همه توان و تلاششان را صرف وظع لغاتی بکنند که برای جامعه ملموس نیست و خودش تولیدگر آن ها نبوده است، منابعش را به هدر خواهد داد. ولی باید هم بپذیرد کهبرای زنده ماندن، باید به مرحله تولید برسد. باید تولید او بیشتر از مصرفش باشد. باید واردات او کمتر از صادراتش باشد. تا زبان و فرهنگ او نه تنها شکوفا شود بلکه وارد دیگر زبان ها شوند. این زور نیست که یک زبان و فرهنگ را وارد زبان و فرهنگ و تمدن دیگری می کند بلکه نیاز، تولید، صادرات مناسب کلاهای فکری و صنعتی است که به نیازهای طبیعی و یا دستکاری شده دیگر جوامع پاسخ بدهد. هر تولید فکری و تکنولوژیکف به نیازهایی پاسخ می دهد. هر چه ح..زه نفوذ و چاسخ دهی تولیدان فکری و صنعتی گسترده تر باشد، پذیرش آن هم بیشتر خواهد بود.
18. واقعیت آن است که تورکیه و ایران مانند زبان هایشان در روی سنگ مرده شورخانه تاریخ قرار دارند. تا این جوامع به تولید کننده و ایر قدرت در تولیدات ذهنی، فکری، تخیلی، و محصولات تکنولوژیک بدل نشده و از طریق آن ها در دنیا نفوذ نکنند، جوامع مصرف کننده و در حال مرگ فکری، ذهنی، تخیلی و تکنولوژیک خواهند بود.
19. توریسم یکی از راه های برون رفت از بحران است اما بسیار موقت است. آیا توریسم یک نیاز دایمی و ضروری است یا یک نیاز وابسته به سطحی خاص از رفاه اقتصادی است. توریسم تنها با خود پول نمی آورد بلکه سبک زندگی، زبان، اندیشه و نوع نگرش افراد را هم وارد می کند. ولی هیچ چیز عمیق نیست. توریسم و گردش، بسیار مناسب است و به رفاه انسان ها در جوامع هدف یاری می کند ولی از طرف دیگر، گرچه مصرف کننده خوراک است ولی زبان و ادبیات و درک و فهم توریست هم وارد زندگی جامعه هدف می شود. ولی چون عمیق نیست و سطحی و ظاهری است و با قضاوت سطح درآمد و سطح پول مرتبط است، قضاوت های نادرستی به جامعه توریست پذیر می دهد. آن ها را گمراه می کند.
20. جوامع توریست پذیر، باید از این پدیده استقبال بکنند ولی در عین حال، باید مانند عربستان سعودی شهرک های علمی و صنعتی مدرن تاسیس کرده و نخبگان علم، تفکر، انتزاع، اختراع، طراحی، تولید و ... را به این مناطق بکشند. تا ازتوان آن ها در ساختن جامعه ای جدید و بسیار متفاوت از گذشته عمل کنند. شاید این شهرک هاف بتوانندف مرحله گذار از شفیرگی جوامع عقب مانده به پروانگی و جهش و تولید تخیل و انتزاع و تکنولوزیک را تسریع بکند
21. این شهرک ها می توانند، به گذر ما از ضفیرگی یاری برسانند ولی اگر همه بخش های جامعه و بخصوص بخش های تولیدی، طراحی، تخیلی، انتزاعی، فکری و صنعتی و بخصوص دانشگاه ها و جوانان این جوامع از آن شهرک ها دور باشند و از آن ها بمانند دانشگاهی و اسکله هایی برای بارگیری و حرکت استفاده بکنند، جز مصرف صرف، تاثیر دیگری نخواهند داشت و حتی غرب باهوشف ممکن است، از آن ها برای خود سکوهای پرتاب به اعماق فضای تخیل، انتزاع و تولیدات فرا صنعتی استفاده بکند.
22. می توانم ادعا بکنم که وضعیت تورکان و زبان تورکی بهتر از بان فارسی و فارس ها است ولی واقعیت این نیست. هر دو در یک محدوده بسیار کمی با هم در وضعیت ایستایی و مرگ قرار دارند. هنوز ابرام جدی برای برخواستن از قبر در هیچ کدام این ملل دیده نمی شود. هر دو این ملل مصرف کنند و بازنده هستند. مرگ را با عشق در آغوش گرفته اند. عاشق خودکشی و خود کشی را تنها راه راهایی می دانند. افسردگیف خمودگی، راه مورد علاقه آن هاست و برای آن ها لغات بسیار ارزشمندی افریده اند تا خودشان را برای هر چه عمیق تر فرو رفتن در باتلاق بفریبند. مرگ را عین زندکی فرض کرده و پذیرفته اند. عاشق مرگند و از زندگی بیمناکند. زندگی برایشان روشن و جذاب نیست. نمی خواهند کار بکنند و نمی خواهند از استعدادها و پتانسیل های فکری خودشان بهره برداری بکنند. واقعیت آن است که هر دو در میان مردگان و مدفون شدگان تاریخ دست و پا می زنند.
چرا که هیچ چیزی با ارزشی برای ارائه به انسانیت، علم، تخیل، انتزاع، و تکنولوژی ندارند. یعتی فاقد توان و قوه تولید هستند. یعنی مرگ بر آن ها حکم می کند. تنها نفس می کشند اما این تنفس چند روز دوام خواهد داشت، معلوم نیست.
باید این معادله ها را برهم زد و خود را رهانید. باید راه جدیدی نه عربی، نه سنتی، نه مذهبیف نه شرقی و نه ... پیدا کرد. باید راهی منحصر بفرد و مخصوص این جوامع باشد. تا بتواند به تنوع خواهی انسان ها رنگی بزند. این ممکن نخواهد بود الا این که انسان های این جوامع، بطور مطلق، آزادی در همینه زمینه های را بپیمایند. آزادی از هر نوع قید و بند فکری، دینی، سیاسی، اعتقادی، جهان بینی، و ... راه پرواز آن ها را هموار خواهد کرد.
حال سوال این است: در کدام یک از این دو زبان، دو ملت، دو فرهنگ و دو تمدن، اثر تخیلی، فکری، انتزاعی، علمی و تکنولوژیکی بیش از دیگری تولید شده است؟
در کدام یک به جای عشق به مردن و مرده زیستن و مرده پرستی، عشق به زندگی، زنده زیستن، زنده پرستی تولید و مصرف شده است؟
برای تولید چه چیزهایی سرمایه های انسانی، تخیلی، انتزاعی، فکری، دانشگاهی، صنعتی ... این دو بسیج و مهیا شده اند؟
قبله کدام یک به سوی اینده ای است که در سایه تخیل های خیالپردازان، روشن شده و دیگر ترسناک نیستند؟
کدام یک خودشان را از زیر خروارها و میلیون ها تن آوارهای تاریخی می خواهد رها کند و گدامیک می خواهد با افتخار در زیر آواز تاریخ دفن شود و خود به تاریخی برای آیندگان بدل شود؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پانزدهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com

ره دشواری عشق و عاشقی از زبان مولانا


عشق کالایی بسیار کمیاب:
غزل شماره 7 مولانا:
ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران
عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا
عشق تو کف برهم زند صد عالم دیگر کند
صد قرن نو پیدا شود بیرون ز افلاک و خلا
ای عشق خندان همچو گل وی خوش نظر چون عقل کل
خورشید را درکش به جل ای شهسوار هل اتی
غزل شماره 1431:
بسوزانم ز عشق تو خیال هر دو عالم را
بسوزند این دو پروانه چو من شمع چگل باشم
خمش کن نقل کمتر کن ز حال خود به قال خود
چنان نقلی که من دارم چرا من منتقل باشم
عزل شماره 1617:
بت بی‌نقش و نگارم جز تو یار ندارم
تویی آرام دل من مبر ای دوست قرارم
ز جفای تو حزینم جز عشقت نگزینم
هوسی نیست جز اینم جز از این کار ندارم
تو به رخسار چو ماهی چه لطیفی و چه شاهی
تو مرا پشت و پناهی ز تو آراسته کارم
جز عشقت نپذیرم جز زلف تو نگیرم
که در این عهد چو تیرم که بر این چنگ چو تارم
تن ما را همه جان کن همه را گوهر کان کن
ز طرب چشمه روان کن به سوی باغ و بهارم
عزل شماره 1838:
تا که بود حیات من عشق بود نبات من
چونک بر آن جهان روم عشق بود مرا کفن
مدمن خمرم و مرا مستی باده کم مکن
نازک و شیرخواره‌ام دوره مکن ز من لبن
چونک حزین غم شوم عشق ندیمیم کند
عشق زمردی بود باشد اژدها حزن
غزل شماره 184:
ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من
دل به تو داد جان من با غم توست همنشین
تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر
این غم عشق را دگر بیش به چشم غم مبین
چون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برون
خانه چو گور می شود خانگیان همه حزین
عزل شماره :
رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان
مطربا دف را بکوب و نیست بختت غیر از این
آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب
مطربا دف را بزن بس مر تو را طاعت همین
مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است
مفخر تبریز جان جان جان‌ها شمس دین
غزل شماره 1991:
بلبل از عشق ز گل بوسه طمع کرد و بگفت
بشکن شاخ نبات و دل ما را مشکن
گفت گل راز من اندرخور طفلان نبود
بچه را ابجد و هوز به و حطی کلمن
گفت گر می ندهی بوسه بده باده عشق
گفت این هم ندهم باش حزین جفت حزن
غزل شماره هفتم:
ای شاد آن بهار که در وی نسیم تست
وی شاد آن مرید که باشی توش مراد
از عشق پیش دوست ببستم دمی کمر
آورد تاج زرین بر فرق من نهاد




Sunday, January 14, 2018

صفویلره میللی و علمی باخیلمیر



دوستلار بو شکیلی و بونون آلتیندا کی منیم یازئمی گوروب، فیس بوکدا آشاغادا کی کامنتلری یازیبلار. منیم اونلارا آشاغاداکی کیمی بیر جاوابیم اولوب.
سیزین سوزونوز نه اولابیلر؟

شکیلین آلتیداکی یازیم: "چرا مجسمه شاه اسماعیل تورک در ایران و بخصوص در آزربایجان و به ویژه در تبریز نیست؟
چرا هیچ شهر و شهرکی به نام این پادشاه تورک نامگذاری نشده است؟
آیا همین، نشانه مخالفت پانفارسیسم و پان ایرانیسم با تورکان و تاریخ گذشته و پر افتخار تورک نیست؟"
آشاغاداکی یازئلار فیس بوکدا و دوستلارئمئن یازدئقلاری دیر:
Mohammad Qalachi
اتفاق فارسها خیلی دوست دارند این اتفاق بیافتد. چون صفویه نماد دشمنی بین تورکها و سرآغاز بچه یتیم شدن آزربایجان است و همانطور که فارسها خیلی روی اصطلاح پایتخت شیعه بودن تبریز تاکید دارند خیلی هم دوست دارن صفویه تبریز را مقابل عثمانی تورکیه علم کنند
Yusuf Ahmadli
شاه اسماعیل یک مانغورت به تمام معناش بود مثله همه دیکتاتورها که قومها مردمان خویش را فدای جاه طلبی هاشون کردند ماننده چنگیز خان استالین هیتلر و.... که جز بد بختی چیزی به اقوام خود ندادند.
داکتر عظیم خنجانی
کاملا درست فرمودید این عداوت بر میگردد حتی به قبل از میلاد زمانکه ملکه تومروس سر کوروش هخامنشی را از تنش جدا ساخت...
ozeyir Eldenizli
شاه اسماعیل تورک لارین دوشمانی و بیر ساسانی و فارس قولو
Saeed Sepidrood
شاه اسماعیل به عنوان یه ترک با جنایاتی که در تاریخ کم نظیر است حکومت جهل و جنون صفوی رو تاسیس کرد و باعث در بند ماندن اقوام فعلی ایران در امپراطوری صفوی شد که میراث شوم امپراطوری صفوی هنوز بر سر مردم غیر فارس ایران سنگینی می کند بنده به عنوان یک گیلک ترکها رو مقصر اصلی به بند کشیده شدن اقوام در ایران می دانم اگر شاه اسماعیل و صفویه نمی امدن اصلا ایرانی وجود نمی داشت و زبان فارسی این چنین اشائه پیدا نمی کرد شاه اسماعیل ثمرات تاریخیش هم بیشتر به فارسها رسید و در دراز مدت باعث تقویت زبان فارس در ایران شد در واقع اگر اقوام کرد و عرب و ترکمن و لر و گیلک و مازندرانی و تات و... اگر اصلی دلیل تاریخی آسیمله شدن خود رو ترک ها و حکومت صفوی بدانند سخنی به گزاف نگفتند در عصر معاصر هم ترکها اصلی ترین حامیان پان فارسیسم بوده اند به تاریخ اواخر قاجار و اوایل پهلوی نگاه کنید شما ترکها در سیه روزی ما نقش داشتید
Shahryar Shekari
avvalin va bishtarin cenayat safaviyye(malul shubuiyye) bar alyehe khod torkan azerbaycan budeh va hast.tebge eddeahaye esbati (guntay ,nevisandeh ) shah esmail safavi yek jasus dast parvardeye shuubiyye budeh,bar aleyehe torkan va be nafee farsism.
Aqa Majid
لام آقای هدایت، یعنی شما دلیلش را نمی دانید؟ راستش را بخواهید دلیلش ترک بودن شاه اسماعیل صفوی یا ترک ستیزی در ایران نیست. دلیلش حکومت اسلامی ایران است، جمهوری اسلامی ایران دارای ایدئولوژی اسلامی است که با ایدئولوژی شاهنشاهی مخالف است و آن را یک رقیب جدی و خطرناک برای خود و بقای خود می داند. اگر جمهوری اسلامی بخواهد مجسمه ی هر پادشاهی را حالا فرقی نمی کند چه آن پادشاه ترک باشد چه فارس، در میادین و خیابانهای عمومی نصب کند این به خودی خود تبلیغ فرهنگ شاهنشاهی شده و یادآور و ایجاد کننده ی نوستالژی نظام شاهنشاهی برای مردم ایران خواهد بود که از نظر جمهوری اسلامی مورد قبول نیست چون نظام جمهوری اسلامی پس از سرنگونی نظام شاهی در ایران بر سر کار آمد. همان گونه که شما می دانید این فقط اختصاص به پادشاهان ترک ندارد خوب در ایران ما میدان یا خیابان و یا مجسمه ای هم مثلا از کورش، داریوش، انوشیروان و یا دیگر شاهان باستانی پارسی نداریم بنابراین این فقط ستیز با فرهنگ شاهنشاهی است نه ستیز با قومیت ترک. در حالی که پیش از انقلاب و در عهد رژیم پهلوی که دارای ایدئولوژی شاهنشاهی بود چنین مشکلی وجود نداشت در عهد رژیم پهلوی هم مجسمه برای شاهان ایران اعم از فارس و ترک ساخته می شد و هم نامگذاری خیابان و میادین برای آنها صورت می گرفت. در عهد رژیم پهلوی هم برای نادرشاه افشار و شاه عباس صفوی ترک و هم برای شاهپور ساسانی و کورش هخامنشی پارسی مجسمه ساخته بودند که البته پس از انقلاب اسلامی همه را فارغ از ترک بودن و فارس بودن به دلیل ضدیت با فرهنگ شاهنشاهی تخریب کردند که البته برخی مجسمه ها مانند تندیس نادر شاه افشار در مشهد و یا مجسمه ی کریم خان زند استثنائا از گزند تخریب مصون ماندند. ضمنا در مورد شاه اسماعیل صفوی بنا به اظهارات یکی از دوستان فیسبوکی شما به نام آقای چایچی گویا در یکی از شهرهای آذربایجان ( شهر ملکان ) مجسمه ای از این پادشاه موجود است خوب با این وجود چرا آقای هدایت شما از ترک ستیزی در ایران حبت می کنید؟ متشکرم
Aqa Majid
یک دلیل دیگرش نیز می تواند این باشد که رژیم اسلامی دوست ندارد تمایلات قوم گرایانه چه از نوع فارسی اش و چه از نوع آذربایجانی اش رشد کند و آن را مغایر فرهنگ اسلامی و ایدئولوژی اسلامی و هم چنین وحدت ملی می داند در هر حال فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی با ملی گرایی و قوم گرایی در تضاد است و هم خوانی ندارد الان اگر شما دقت کرده باشید همین جمهوری اسلامی نه از شاهان پارسی حتی در خود مناطق فارس مجسمه می سازد و نام خیابانها و میادین عمومی را به نامشان نامگذاری می کند چون می ترسد این کار باعث رشد قوم گرایی پارسی شاهنشاهی در این مناطق و در بین فارسها شود که این به نفعش نیست همچنین متقابلا از شاهان ترک هم حتی در خود مناطق ترک نه مجسمه می سازد و نه نام خیابان و میدانی را به نامشان می کند چون می ترسد این کار هم باعث رشد قوم گرایی آذربایجانی شود که آن را مناسب جامعه ی ایران نمی داند همچنین جمهوری اسلامی به همین دلیل است که هم مانع تجمع در کنار قبر کورش می شود و هم مانع تجمع در کنار قلعه ی بابک چون رشد قوم گرایی از هر نوع آن که باشد چه فارسی چه آذربایجانی با ایدئولوژی اسلامی آن هم خوانی ندارد و با آن، چه از نوع فارسی اش و چه از نوع ترکی اش برخورد می کند و سعی در مهار و کنترل آن دارد. ممنونم.
و اما پاسخ بسیار کوتاه من: انصافعلی هدایت. چرا که من، در این رابطه بیش از 30 ساعت در تلویزیون آزربایجان جنوبی صحبت کرده ام.
1.
اگر بیر میللت ائوز "میللت-دوولتچیلیک" تاریخین تحقیر و تاریخده کی دوولتچیلیک قهرمانلارئن دوشمنله ره تقدیم ادیر ایسه، اونلارا صاحئب چیخماز ایسه، او میللتین، موستعمیره اولماقدان باشقا یولو یوخ دور.
2.
بیز لر بو کامنتده کی فیکیرلر ایله، دوولتچیلیگی سورقو و سووال آلتینا آپارئریق
3.
ان اونملی سی بو دور کی بیز، ایندی، تاریخه و تاریخین شرایئطینه باخمئرئق، بلکه 500 ایل بیر تاریخی زامانلاردان سونرا اوتوروب، 500 یوز ایله اونجه کی جهدلری و دوولتچیلیک لری، حاکیمییتلری، بو گونکو، هله میللتیمیزین ایچینده و سیاستچیلریمیزین ایچینده حاکیم اولمایان فیکیرلر اساسیله موحاکیمه ادیریک. یعنی 500 ایل اونجهکی شرایئطه بوگونکو شرایئط ایله باخئرئق و سونوج آلمایئنجا، محکوم ادیریک!
4. بو منفی باخئشئن ان اونملی کوکوده، میللتچیلیگیمیزی موعاصیر تورکیه دن آلدیغیمیز اوچون باش وئریر. یعنی بیزیم میللیتچیلیگیمیز، آزربایجانچئلئق اوستونده بینا اولمئییب. بونون اوچونده چون صفوی، عوثمانلی ایله ساواشیب، تورک و آزربایجائن تامام موصیبتلرینین مسئولو سایئائر.
5.
بیر باشقا طرفدن، سیز، اگر بو گون بیر ایمپراتورلوق قورسانیز، مجبورسونوز، ان آزی بیر رسمی و اداری دیل سئچه سینیز.
،بونا ایلتیفات اده رک، گورمه لی دیر کی صفوییه دئورونده، بیر رسمی دیل یوخ دور بلکه اوندان (10) چوخ رسمی دیل وار. هر میللتی کی بیزه تسلیم اولور، ائوزونون رسمی (بو گون آنلامئندا یوخ) دیلی وار آمما او کنفئدرال حاکیمییتده، مجبور دور فئدرال دئئلتین دیلینده بیلسین آمما رسمی دیل، بو گونکو سیستمده کی کیمی ایجباری تعلیم دیلی دئییلمیش.
6.
آمما چون، بیز، هلهده دوولت سیز بیر میللتیک، تاریخ سندلری ائوزرینده لازیم قدر
چالئشمامئشیق. بوندان دولایی، بیله گورونور کی فارس دیلی رسمی دیل میش، لاکین، اگر دیققت ادرسک، فارس دیلی ریضا پالانیدان بویانا رسمی دیل قونومونا گتیریلیب دیر.
7.
بیر باشقا طرفدن، بیر دیل و کولتوره خیدمت اتمک و بیر دیلی رسمی اتمک بئله، او شاهلئقلارین ایشله رینین هامئسین سورقو سووال آلتئنا آپارماز.
8.
اگر فارسلار بو گونکو دورومدا، استعمارچئلئق آپارماسایدئلار و تورک و باشقا دیللری و مدنییتلری و خاقلاری و تاریخلری محو اتمهگه جیدد و جهد اتمه سئیدیرلر، بو باخئشلاردا اورتایا چیخماز دیرلار.
نتیجه ده:
الیف- بو قضاوتلریز، هم تاریخه باغلی و ائوز زامانئندا دئییل
ب- همده، فارسلارئن جینایتلرینین سونوجونا باغلئ دیر.
ج- بیر باشقا طرفدن ایسه، بیزیم باغلی باخئش آچئمئزدان آسالئ دیر.
9.
اگر سیزین فرماییش لری دوغرو توتورساق، فارسلارئن تورک و عرب و باشقا دیللر و میللتلر ضیدلی سیاست لری دوغرو اولار و اعتیراض یئری قالماز. بودا اخلاقسیز بیر فیکیر و دوشونجه گورونور.
10.
آمما فارسلارئن "فارس دیل اساسلئ" سیاست لری، 100 ایل اولمامئش، دفعه لرجه اینقیلابلارلا ائوزله شیب (خیابانی ایستیقلال دوولتچیلیگی، پیشه وری دوولتچیلیگی، 1357 اینقیلابئ و آیتوللاه شریعتمداری حرکانئ) و ایندی ده داغئلماق حالئندا دیر. 11.
بو حالداکی، صفوی سیاستلری، تورک حاکیمییتلرینه 500 ایل داوام وئردی و 500 ایل اونلارئ قورو دور. نیه؟ چون سیاسی پایانی درین و قودرتلی قورموشدورلار!
صفوی سیاستی او قدر کسکینیمیش کی شیرازلی زندلی کریم خان جسارت اتمیر ائوزون "شاه" اعلان ادیب، صفوی یئرینه اوتورسون، بلکه ائوزون "وکیل الرعایا" تانئدیر و آرزوسو بو اولموش دور کی صفویلردن بیر ائرکک تاپئب، حاکیمییتی تورکلره وئرسین.
ایندی فارسلار حوکومتی بیزه وئررلرمی؟
یوخ!
نه دن؟
آمما کریم خان حاکیمییتی تورکلره وئرمهگه جهد اتدی.
چون صفوی سیاستی، ایمپیراتورلوغو و تورکلوگو ضمانت اتمیش دیر و او شراییز ده دوغرو و دوزگون گورونورموش.
نیه ایرانی یئخماق ایستیروخ؟
چون فارسلارئن سیاستی صفویلردن ان آزی دور قات ضعیف دیر و هم تورکلر همده باشقا میللتلر، فارس دوولتچیلیگینده طایفا و قان و دیل ساواشئنئن آیدئن آشکار شاهیدی اولوبلار.
12.
بیر باشقا سوزده بو دور کی فارسلار، صفوی و تورکلر ضیدلی او قدر یالان پالان یازئبلار، بیزیم ذهنیمیز دولوب. بیزلر، حوکم لریمیزده، علی شریعتی کیمی آداملارئن تاثیری آلتدا قالمئشیق و او یالان پالانلارا دایاناراق حوکم وئریریک!
13.
دوغرو و تاریخی حادیثه نی، تنقید اتمک اوچون، ان باشدا گرکیرکی ائوزوموزو فارس پروپاگاندالارئندان آزاد ادک!
بو آزادلئق، هر شئیی، یئنی دن تانیماق و دونیانی و تورکلوگو و سیاستی باشقا جوره گوروب و دوشونمک آنلامئندا اولابیلر.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com



Saturday, January 13, 2018

دیالوگ: آیا همه راه های جذب سرمایه به روی ایران بسته است؟ - بخش دوم


برنامه هفته سی و نهم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت

میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی: دکترای اقتصاد، تورک
دکتر شهسوار کریم زاد: دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه در انگلستان، بلوچ
دکتر جهانگیر لقائی: اقتصاددان، فارس
دکتر رضا پرچی زاده: دانشجوی دوره دکترا در آمریکا، فارس
ويدئو: گوناز تی وی
بیست و سوم (23) دی ۱۳۹۶
خامنه در سه شنبه هفته گذشته، در میان طرفداران خود در شهر قم، سخنان ضد و نقیض زیادی زد ولی آن چه در آن موضعگیرهایش مهم بنظر می رسید، آن بود که گویا، او صدای اعتراض های اخیر مردم در شهرهای مختلف را شنیده است و می داند که وضعیت اجتماعی مناسب نیست و اکثریت مردم در تنگناهای اقتصادی هستند. ممکن است شورش های بعدی هم در راه باشد و سمبه زور مردم، بر نیروهای دولتی بچربد و سیستم حاکمیتی او سرنگون شود.
برای همین، خامنه ای، بخش مهمی از سخنان خود را برای آرام کردن مردم، بر اقتصاد، ایجاد اشتغال، و سرمایه گذاری متمرکز کرده بود.
با توجه به این موضعگیری خامنه ای این سوال ها مطرح می شود که:
وضعیت کنونی و واقعی اقتصاد ایران را (به دور از تعصب ها و مخالفت ها با ایران و رهبران رژیم) چطور می بینید؟
آمارهای اقتصادی از یک طرف و شورش های اجتماعی از طرف دیگر، به شما چه می گویند؟
آیا خود ایران سرمایه و امکانات لازم برای رونق اقتصادی را در داخل داراست؟
سیاست های اقتصادی در ایران بعد از جنگ و بخصوص در دولت روحانی بر اساس کدام مکتب اقتصادی به پیش می رود؟
آیا امکان دارد و در چه ظرایطی، در این سیستم اقتصادی، وضعیت اقتصاد از شرایط کنونی، به وضعیت ایجاد اشتغال، جذب سرمایه و تکنولوژی های مدرن و پیشرفته برود؟
وقتی که سیاست های کلان کشور در دست خامنه است و خامنه ای در همشن شهر قم، یا توهین به رهبران . ملل کشورهای عربی، عرب ها را "خر پول" می نامد و از طرف دیگر، "شورش در بحرین را حق مردم بحرین می داند"، به آمریکا و اروپا حمله می کند، آیا می توان انتظار داشت که سیاست های کلان اقتصادی ایران تغییر جهت داده و سرمایه های خارجی را جذب کند؟
اگر فکر بکنیم که خامنه ای بخاطر منافع ملت، یک چرخش 180 درجه ای می کند و از گذشته و شعارهای خود عدول می کند و با دنیا و بخصوص با غرب، رابطه بهتری بر قرار می کند، چقدر طول می کشد تا سرمایه و تکنولوژی به ایران جذب شده و به ایجاد اشتغال و رفاه منجر شود و نتیجه بدهد؟
چه موانع حقوقی، سیاسی و نبود اراده واقعی بر سر راه جذب سرمایه های خارجی در ایران موجود است؟
آیا ایران می تواند روی تکنولوژی های مدرن و سرمایه گذاری چین و روسیه، حساب باز بکند؟
آیا هند می تواند نقش مهمی در اقتصاد ایران بازی بکند؟
قرارداد 5 میلیارد یورویی ایتالیا با ایران را چطور می بینید؟

من در این "دیالوگ" تلاش خواهم کرد تا پاسخ این قبیل سوال ها را از آقایان
1. دکتر محمدحسین یحیایی؛ دکترای اقتصاد و تورک
2. دکتر شهسوار کریم زاده؛ دکترای اقتصاد، استاد دانشگاه در انگلستان و بلوچ
3. دکتر جهانگیر لقایی؛ اقتصاددان در آلمان و فارس
4. دکتر رضا پرچی زاده، دانشجوی دوره دکترا در آمریکا و فارس
بگیرم.

دیالوگ: آیا همه راه های جذب سرمایه به روی ایران بسته است؟ - بخش اول


برنامه هفته سی و نهم دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت

میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی: دکترای اقتصاد، تورک
دکتر شهسوار کریم زاد: دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه در انگلستان، بلوچ
دکتر جهانگیر لقائی: اقتصاددان، فارس
دکتر رضا پرچی زاده: دانشجوی دوره دکترا در آمریکا، فارس
ويدئو: گوناز تی وی
بیست و سوم (23) دی ۱۳۹۶

خامنه در سه شنبه هفته گذشته، در میان طرفداران خود در شهر قم، سخنان ضد و نقیض زیادی زد ولی آن چه در آن موضعگیرهایش مهم بنظر می رسید، آن بود که گویا، او صدای اعتراض های اخیر مردم در شهرهای مختلف را شنیده است و می داند که وضعیت اجتماعی مناسب نیست و اکثریت مردم در تنگناهای اقتصادی هستند. ممکن است شورش های بعدی هم در راه باشد و سمبه زور مردم، بر نیروهای دولتی بچربد و سیستم حاکمیتی او سرنگون شود.
برای همین، خامنه ای، بخش مهمی از سخنان خود را برای آرام کردن مردم، بر اقتصاد، ایجاد اشتغال، و سرمایه گذاری متمرکز کرده بود.
با توجه به این موضعگیری خامنه ای این سوال ها مطرح می شود که:
وضعیت کنونی و واقعی اقتصاد ایران را (به دور از تعصب ها و مخالفت ها با ایران و رهبران رژیم) چطور می بینید؟
آمارهای اقتصادی از یک طرف و شورش های اجتماعی از طرف دیگر، به شما چه می گویند؟
آیا خود ایران سرمایه و امکانات لازم برای رونق اقتصادی را در داخل داراست؟
سیاست های اقتصادی در ایران بعد از جنگ و بخصوص در دولت روحانی بر اساس کدام مکتب اقتصادی به پیش می رود؟
آیا امکان دارد و در چه ظرایطی، در این سیستم اقتصادی، وضعیت اقتصاد از شرایط کنونی، به وضعیت ایجاد اشتغال، جذب سرمایه و تکنولوژی های مدرن و پیشرفته برود؟
وقتی که سیاست های کلان کشور در دست خامنه است و خامنه ای در همشن شهر قم، یا توهین به رهبران . ملل کشورهای عربی، عرب ها را "خر پول" می نامد و از طرف دیگر، "شورش در بحرین را حق مردم بحرین می داند"، به آمریکا و اروپا حمله می کند، آیا می توان انتظار داشت که سیاست های کلان اقتصادی ایران تغییر جهت داده و سرمایه های خارجی را جذب کند؟
اگر فکر بکنیم که خامنه ای بخاطر منافع ملت، یک چرخش 180 درجه ای می کند و از گذشته و شعارهای خود عدول می کند و با دنیا و بخصوص با غرب، رابطه بهتری بر قرار می کند، چقدر طول می کشد تا سرمایه و تکنولوژی به ایران جذب شده و به ایجاد اشتغال و رفاه منجر شود و نتیجه بدهد؟
چه موانع حقوقی، سیاسی و نبود اراده واقعی بر سر راه جذب سرمایه های خارجی در ایران موجود است؟
آیا ایران می تواند روی تکنولوژی های مدرن و سرمایه گذاری چین و روسیه، حساب باز بکند؟
آیا هند می تواند نقش مهمی در اقتصاد ایران بازی بکند؟
قرارداد 5 میلیارد یورویی ایتالیا با ایران را چطور می بینید؟

من در این "دیالوگ" تلاش خواهم کرد تا پاسخ این قبیل سوال ها را از آقایان
1. دکتر محمدحسین یحیایی؛ دکترای اقتصاد و تورک
2. دکتر شهسوار کریم زاده؛ دکترای اقتصاد، استاد دانشگاه در انگلستان و بلوچ
3. دکتر جهانگیر لقایی؛ اقتصاددان در آلمان و فارس
4. دکتر رضا پرچی زاده، دانشجوی دوره دکترا در آمریکا و فارس

بگیرم.


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc