Saturday, February 17, 2018

دیالوگ: ایدئولوژی انقلاب ۱۳۵۷: "مرگ بر ..." - بخش دوم


برنامه هفته چهلم و چهارم (44) دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دکتر شهسوار کریم زاده
محسن ابراهیمی
 صلاح ابوشریف الاحوازی
برنامه دیالوگ، هرهفته روزهای
شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون  
گوناز تی وی" پخش می شود
https://youtu.be/ocmMtp3VG5M

انقلاب 1357 با شعار "مرگ بر ..." آغاز شد. در ابتدا این شعار متوجه شاه یا همان رهبر بود اما هر چه انقلابیون و ملاهای فارس بر حکومت مسلط تر شدند، شعاع دایره "مرگ بر ..." وسیعتر شد. صدور شیعه با خوانش فارس به نام انقلاب، به کشورهای مسلمان و عربی، تعبیر جدیدی از "مرگ بر ..." بود.
این شعار با "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، شیعه تورک و مخالفان ایدئولوژیک ملاهای فارس را هدف گرفت و به تصفیه مخالفان در آذربایجان بدل شد. "لیبرال های مدافع خمینی، جان سالم بدر نبردند.در مرحله بعد، گروه های چپی که طرفداران سر سخت خمینی بودند، هدف "مرگ بر ..." قرار گرفتند. آنگاه، "مرگ بر ..." بر گروه های مسلمان شیعه فارس، مستولی گشت. در ادامه هم، به پاکسازی همراهان انقلاب که با خمینی در یک هواپیما آمدند، منجر شد.
بنظر می رسد که "شعار مرگ بر ..." ضحاک قرن ماست که به نام انقلاب و اسلام، از "مرگ دیگران" سیر نمی شود. مرگ آزادی اندیشه، سخن و نوشتار را هم ساز کردند.
آزادی زن را کشتند و او را به انسان بیر اراده، بدل کردند.حتی حق پوشیدن لباس دلخواهش را هم از زن گرفتند.
"مرگ بر ..." با خود سایه ماتم و افسردگی اجتماعی را آورد. بیش از 60 درصد ایران افسرده است. مواد مخدر برای فرار از افسردگی را بر جامعه تزریق کردند. قبرستان ها آباد شدند.
جنگ با عراق، از کشته ها، پشته ساخت اما ضحاک ایرانی سیر نشد و مرگ را به کشورهای منطقه صادر کرد. منطقه با پول و سلاح ایران در خون و مرگ غلطید. سفارتخانه ها و کنسولگری ها از مرگ در امان نماندند. ایران به کشوری برای کشتن انسان ایرانی و غیر ایرانی بدل شده است. "مرگ بر..." مقدس شده است. بنظر می رسد که "مرگ بر ..." ایدئولوژی اساسی و هدف زندگی انقلاب 57 ایران بوده است.
آیا "مرگ بر ..." ایدئولوژی انقلاب و ایران است؟
آیا شعار مرگ بر ...، استراتژی انقلاب 57 بود یا شعاری ساده، بدون برنامه و پشتوانه فکری است؟ /// آیا شعار سازنده ای در انقلاب مطرح شده است؟
بغیر از شعار "مرگ بر ..."، کدام شعار انقلاب هنوز زنده است و انقلاب و حاکمیت از آن دفاع می کند؟
فرق شعار "مرگ بر ..." با تروریسم دولتی و انقلابی در چیست؟
آیا صدور انقلاب، هدفی جز کشتار انسان های فراتر از مرزهای ایران را تعقیب می کرده و می کند؟
آیا سپاه قدس، عزرائیل ایران برای کشتار خارجی ها نیست؟
نتایج روانی شعار "مرگ بر ..." در داخل ایران و در عرصه بین الملل چیست؟
آیا شعار "مرگ بر ..." جنبه های اقتصادی هم داشته و دارد؟ و آیا می توان غارت اموال مردم از طریق بانک ها، موسسات مالی و پولی دولتی و شبه دولتی را هم جزو "شعار مرگ بر ..." تحلیل کرد؟
آیا مصادره اموال که هنوز هم اجرا می شود، شاخه اجرایی "مرگ بر ..." در زمینه اقتصادی و اموال مردم نیست؟
آیا اعتقاد به مرگ و کشتن "غیر خودی" که مخالف دیدگاه و منافع فارسیسم است، باعث دشمن تراشی در داخل و در صحنه بین الملل نشده است؟
آیا شعار "شعار مرگ بر ..." نشان نمی دهد که پانفارسیسم و پان ایرانیسم سر سازش و صلح با ملل غیر فارس در دورن و با سایر ملل در دیگر نقاط دنیا را ندارد؟
آیا تلاش برای دستیابی به سلاح های اتمی و موشک های دور برد، برای کشتار بیشتر انسان ها و ترساندن جهانیان نیست؟
آیا نگرش ایران به زندگی، در زیر سایه شعار "مرگ بر ..." می تواند برای جهان یک شعار و هدف امیدوار کننده ترسیم بکند؟ یا صلح بیاورد؟
آیا ملل، در ایران، می توانند شاد باشند، در حالی که "مرگ" و "کشتن مخالف"، هدف اصلی زندگی آنان است؟
آیا انسانی که ایدئولوژی او، "مرگ بر ... " است، می تواند از دموکراسی و حقوق بشر، فهم درستی داشته و به اجرای دموکراسی و حقوق بشر، تن بدهد؟
آیا وقتی در ایدئولوژی ایرانی، مرگ خودی "شهادت" است و آن را تبریک می گویند و خانواده مرده اعتراض نمی کند که چرا فرزند من را کشته اید و همچنین زمانی که مرگ "غیر خودی" را "هلاکت" یک جهنمی می نامند که ایرانی را به بهشت خواهد برد، امکان صلح با انسان غیر ایرانی، دگر اندیش و دگر باور، وجود دارد؟
آیا این تفکر که نباید در کنار ملتی به نام فارس، ملت دیگری، و در کنار زبان فارسی، زبان دیگری باشد، از ایدئولوژی "مرگ بر ..." ریشه نگرفته است؟ و بر مرگ ملل و زبان های غیر فارس اصرار نمی ورزد؟
آیا با شعار "مرگ بر ..." می توان جامعه ای مدرن و توسعه یافته فکری، علمی، تکنولوژیک، دموکراتیک و حقوق بشری ساخت؟
چطور می توان نسل جدید تربیت شده با ایدئولوژی "مرگ بر ..." را از چنگال باور به مرگ دیگران و مرگ اراده و حقوق انسان ها، آزاد کرد؟
اگر "مرگ بر ..." یک ایدئولوژی و جهانبینی است، چه جهان بینی ای باید به ایرانیان داده شود تا ایرانیان از درون تغییر کنند؟
آیا با تغییر رژیم و حاکمیت، امکان تغییر ایدئولوژی در ایران وجود دارد؟
آیا اپوزیسیون خارج نشین و ضد حاکمیت فعلی، "مرگ بر تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، گیلکی و مازنی و ..." را نمی خواهد؟ و به حقوق آن ملل، همان طور که آن ملل باور دارند و می خواهند، سر خم می کند؟ آیا اپوزیسیون خارج نشین، این ملل را به عنوان ملل مساوی با فارس برسمیت می شناسد؟ و آیا خواهان برابری 100 درصدی فارس و دیگر ملل است؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هجدهم فوریه 2018
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: ایدئولوژی انقلاب ۱۳۵۷: "مرگ بر ..." - بخش اول


برنامه هفته چهلم و چهارم (44) دیالوگ
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دکتر شهسوار کریم زاده
محسن ابراهیمی
 صلاح ابوشریف الاحوازی
برنامه دیالوگ، هرهفته روزهای
شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون  
گوناز تی وی" پخش می شود

https://youtu.be/TLhzg5PJFFE


انقلاب 1357 با شعار "مرگ بر ..." آغاز شد. در ابتدا این شعار متوجه شاه یا همان رهبر بود اما هر چه انقلابیون و ملاهای فارس بر حکومت مسلط تر شدند، شعاع دایره "مرگ بر ..." وسیعتر شد. صدور شیعه با خوانش فارس به نام انقلاب، به کشورهای مسلمان و عربی، تعبیر جدیدی از "مرگ بر ..." بود.
این شعار با "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، شیعه تورک و مخالفان ایدئولوژیک ملاهای فارس را هدف گرفت و به تصفیه مخالفان در آذربایجان بدل شد. "لیبرال های مدافع خمینی، جان سالم بدر نبردند.در مرحله بعد، گروه های چپی که طرفداران سر سخت خمینی بودند، هدف "مرگ بر ..." قرار گرفتند. آنگاه، "مرگ بر ..." بر گروه های مسلمان شیعه فارس، مستولی گشت. در ادامه هم، به پاکسازی همراهان انقلاب که با خمینی در یک هواپیما آمدند، منجر شد.
بنظر می رسد که "شعار مرگ بر ..." ضحاک قرن ماست که به نام انقلاب و اسلام، از "مرگ دیگران" سیر نمی شود. مرگ آزادی اندیشه، سخن و نوشتار را هم ساز کردند.
آزادی زن را کشتند و او را به انسان بیر اراده، بدل کردند.حتی حق پوشیدن لباس دلخواهش را هم از زن گرفتند.
"مرگ بر ..." با خود سایه ماتم و افسردگی اجتماعی را آورد. بیش از 60 درصد ایران افسرده است. مواد مخدر برای فرار از افسردگی را بر جامعه تزریق کردند. قبرستان ها آباد شدند.
جنگ با عراق، از کشته ها، پشته ساخت اما ضحاک ایرانی سیر نشد و مرگ را به کشورهای منطقه صادر کرد. منطقه با پول و سلاح ایران در خون و مرگ غلطید. سفارتخانه ها و کنسولگری ها از مرگ در امان نماندند. ایران به کشوری برای کشتن انسان ایرانی و غیر ایرانی بدل شده است. "مرگ بر..." مقدس شده است. بنظر می رسد که "مرگ بر ..." ایدئولوژی اساسی و هدف زندگی انقلاب 57 ایران بوده است.
آیا "مرگ بر ..." ایدئولوژی انقلاب و ایران است؟
آیا شعار مرگ بر ...، استراتژی انقلاب 57 بود یا شعاری ساده، بدون برنامه و پشتوانه فکری است؟ /// آیا شعار سازنده ای در انقلاب مطرح شده است؟
بغیر از شعار "مرگ بر ..."، کدام شعار انقلاب هنوز زنده است و انقلاب و حاکمیت از آن دفاع می کند؟
فرق شعار "مرگ بر ..." با تروریسم دولتی و انقلابی در چیست؟
آیا صدور انقلاب، هدفی جز کشتار انسان های فراتر از مرزهای ایران را تعقیب می کرده و می کند؟
آیا سپاه قدس، عزرائیل ایران برای کشتار خارجی ها نیست؟
نتایج روانی شعار "مرگ بر ..." در داخل ایران و در عرصه بین الملل چیست؟
آیا شعار "مرگ بر ..." جنبه های اقتصادی هم داشته و دارد؟ و آیا می توان غارت اموال مردم از طریق بانک ها، موسسات مالی و پولی دولتی و شبه دولتی را هم جزو "شعار مرگ بر ..." تحلیل کرد؟
آیا مصادره اموال که هنوز هم اجرا می شود، شاخه اجرایی "مرگ بر ..." در زمینه اقتصادی و اموال مردم نیست؟
آیا اعتقاد به مرگ و کشتن "غیر خودی" که مخالف دیدگاه و منافع فارسیسم است، باعث دشمن تراشی در داخل و در صحنه بین الملل نشده است؟
آیا شعار "شعار مرگ بر ..." نشان نمی دهد که پانفارسیسم و پان ایرانیسم سر سازش و صلح با ملل غیر فارس در دورن و با سایر ملل در دیگر نقاط دنیا را ندارد؟
آیا تلاش برای دستیابی به سلاح های اتمی و موشک های دور برد، برای کشتار بیشتر انسان ها و ترساندن جهانیان نیست؟
آیا نگرش ایران به زندگی، در زیر سایه شعار "مرگ بر ..." می تواند برای جهان یک شعار و هدف امیدوار کننده ترسیم بکند؟ یا صلح بیاورد؟
آیا ملل، در ایران، می توانند شاد باشند، در حالی که "مرگ" و "کشتن مخالف"، هدف اصلی زندگی آنان است؟
آیا انسانی که ایدئولوژی او، "مرگ بر ... " است، می تواند از دموکراسی و حقوق بشر، فهم درستی داشته و به اجرای دموکراسی و حقوق بشر، تن بدهد؟
آیا وقتی در ایدئولوژی ایرانی، مرگ خودی "شهادت" است و آن را تبریک می گویند و خانواده مرده اعتراض نمی کند که چرا فرزند من را کشته اید و همچنین زمانی که مرگ "غیر خودی" را "هلاکت" یک جهنمی می نامند که ایرانی را به بهشت خواهد برد، امکان صلح با انسان غیر ایرانی، دگر اندیش و دگر باور، وجود دارد؟
آیا این تفکر که نباید در کنار ملتی به نام فارس، ملت دیگری، و در کنار زبان فارسی، زبان دیگری باشد، از ایدئولوژی "مرگ بر ..." ریشه نگرفته است؟ و بر مرگ ملل و زبان های غیر فارس اصرار نمی ورزد؟
آیا با شعار "مرگ بر ..." می توان جامعه ای مدرن و توسعه یافته فکری، علمی، تکنولوژیک، دموکراتیک و حقوق بشری ساخت؟
چطور می توان نسل جدید تربیت شده با ایدئولوژی "مرگ بر ..." را از چنگال باور به مرگ دیگران و مرگ اراده و حقوق انسان ها، آزاد کرد؟
اگر "مرگ بر ..." یک ایدئولوژی و جهانبینی است، چه جهان بینی ای باید به ایرانیان داده شود تا ایرانیان از درون تغییر کنند؟
آیا با تغییر رژیم و حاکمیت، امکان تغییر ایدئولوژی در ایران وجود دارد؟
آیا اپوزیسیون خارج نشین و ضد حاکمیت فعلی، "مرگ بر تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، گیلکی و مازنی و ..." را نمی خواهد؟ و به حقوق آن ملل، همان طور که آن ملل باور دارند و می خواهند، سر خم می کند؟ آیا اپوزیسیون خارج نشین، این ملل را به عنوان ملل مساوی با فارس برسمیت می شناسد؟ و آیا خواهان برابری 100 درصدی فارس و دیگر ملل است؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هجدهم فوریه 2018
hedayat222@yahoo.com


دوشونجه لر مئیدانی: چاغئرئش


دوشونجه بر مئیدانی

موضوغ: چاغئرئش
آپارئجئ: انصافعلی هدایت
قوناق: دوکتور ضیاء صدرالاشرافی
سون گونلرده، بیر قوروپ آزربایجانلئلار، بیر مکتوبلا، آزربایجان میللی حرکاتئ حاقدا بیر چاغئرئش یایئبلار.
دوکتور ضیاء صدرالاشرافی جنابلاری بو قوروپون ایچینده و تامام دانئشئقلاردان و دوشونجه لردن خبری وار. بو برنامه ده دوکتور ضیاء بو چاغئرئش، سببلری، و دوشونجه لری حاقدا انصاقعلی هدایتین سورولارئنا جاواب وئریر!

 گوناز تی وی

بیست و هشتم(۲۸) بهمن ۱۳۹۶

https://youtu.be/IAkffk8wu3A


Friday, February 16, 2018

ایدئولوژی انقلاب 57: "مرگ بر ..."


انقلاب 1357 با شعار "مرگ بر ..." آغاز شد. در ابتدا این شعار متوجه شاه یا همان رهبر بود اما هر چه انقلابیون و ملاهای فارس بر حکومت مسلط تر شدند، شعاع دایره "مرگ بر ..." وسیعتر شد. صدور شیعه با خوانش فارس به نام انقلاب، به کشورهای مسلمان و عربی، تعبیر جدیدی از "مرگ بر ..." بود.
این شعار با "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، شیعه تورک و مخالفان ایدئولوژیک ملاهای فارس را هدف گرفت و به تصفیه مخالفان در آذربایجان بدل شد. "لیبرال های مدافع خمینی، جان سالم بدر نبردند.در مرحله بعد، گروه های چپی که طرفداران سر سخت خمینی بودند، هدف "مرگ بر ..." قرار گرفتند. آنگاه، "مرگ بر ..." بر گروه های مسلمان شیعه فارس، مستولی گشت. در ادامه هم، به پاکسازی همراهان انقلاب که با خمینی در یک هواپیما آمدند، منجر شد.
بنظر می رسد که "شعار مرگ بر ..." ضحاک قرن ماست که به نام انقلاب و اسلام، از "مرگ دیگران" سیر نمی شود. مرگ آزادی اندیشه، سخن و نوشتار را هم ساز کردند.
آزادی زن را کشتند و او را به انسان بیر اراده، بدل کردند.حتی حق پوشیدن لباس دلخواهش را هم از زن گرفتند.
"مرگ بر ..." با خود سایه ماتم و افسردگی اجتماعی را آورد. بیش از 60 درصد ایران افسرده است. مواد مخدر برای فرار از افسردگی را بر جامعه تزریق کردند. قبرستان ها آباد شدند.
جنگ با عراق، از کشته ها، پشته ساخت اما ضحاک ایرانی سیر نشد و مرگ را به کشورهای منطقه صادر کرد. منطقه با پول و سلاح ایران در خون و مرگ غلطید. سفارتخانه ها و کنسولگری ها از مرگ در امان نماندند. ایران به کشوری برای کشتن انسان ایرانی و غیر ایرانی بدل شده است. "مرگ بر..." مقدس شده است. بنظر می رسد که "مرگ بر ..." ایدئولوژی اساسی و هدف زندگی انقلاب 57 ایران بوده است.
آیا "مرگ بر ..." ایدئولوژی انقلاب و ایران است؟
آیا شعار مرگ بر ...، استراتژی انقلاب 57 بود یا شعاری ساده، بدون برنامه و پشتوانه فکری است؟
آیا شعار سازنده ای در انقلاب مطرح شده است؟
بغیر از شعار "مرگ بر ..."، کدام شعار انقلاب هنوز زنده است و انقلاب و حاکمیت از آن دفاع می کند؟
فرق شعار "مرگ بر ..." با تروریسم دولتی و انقلابی در چیست؟
آیا صدور انقلاب، هدفی جز کشتار انسان های فراتر از مرزهای ایران را تعقیب می کرده و می کند؟
آیا سپاه قدس، عزرائیل ایران برای کشتار خارجی ها نیست؟
نتایج روانی شعار "مرگ بر ..." در داخل ایران و در عرصه بین الملل چیست؟
آیا شعار "مرگ بر ..." جنبه های اقتصادی هم داشته و دارد؟ و آیا می توان غارت اموال مردم از طریق بانک ها، موسسات مالی و پولی دولتی و شبه دولتی را هم جزو "شعار مرگ بر ..." تحلیل کرد؟
آیا مصادره اموال که هنوز هم اجرا می شود، شاخه اجرایی "مرگ بر ..." در زمینه اقتصادی و اموال مردم نیست؟
آیا اعتقاد به مرگ و کشتن "غیر خودی" که مخالف دیدگاه و منافع فارسیسم است، باعث دشمن تراشی در داخل و در صحنه بین الملل نشده است؟
آیا شعار "شعار مرگ بر ..." نشان نمی دهد که پانفارسیسم و پان ایرانیسم سر سازش و صلح با ملل غیر فارس در دورن و با سایر ملل در دیگر نقاط دنیا را ندارد؟
آیا تلاش برای دستیابی به سلاح های اتمی و موشک های دور برد، برای کشتار بیشتر انسان ها و ترساندن جهانیان نیست؟
آیا نگرش ایران به زندگی، در زیر سایه شعار "مرگ بر ..." می تواند برای جهان یک شعار و هدف امیدوار کننده ترسیم بکند؟ یا صلح بیاورد؟
آیا ملل، در ایران، می توانند شاد باشند، در حالی که "مرگ" و "کشتن مخالف"، هدف اصلی زندگی آنان است؟
آیا انسانی که ایدئولوژی او، "مرگ بر ... " است، می تواند از دموکراسی و حقوق بشر، فهم درستی داشته و به اجرای دموکراسی و حقوق بشر، تن بدهد؟
آیا وقتی در ایدئولوژی ایرانی، مرگ خودی "شهادت" است و آن را تبریک می گویند و خانواده مرده اعتراض نمی کند که چرا فرزند من را کشته اید و همچنین زمانی که مرگ "غیر خودی" را "هلاکت" یک جهنمی می نامند که ایرانی را به بهشت خواهد برد، امکان صلح با انسان غیر ایرانی، دگر اندیش و دگر باور، وجود دارد؟
آیا این تفکر که نباید در کنار ملتی به نام فارس، ملت دیگری، و در کنار زبان فارسی، زبان دیگری باشد، از ایدئولوژی "مرگ بر ..." ریشه نگرفته است؟ و بر مرگ ملل و زبان های غیر فارس اصرار نمی ورزد؟
آیا با شعار "مرگ بر ..." می توان جامعه ای مدرن و توسعه یافته فکری، علمی، تکنولوژیک، دموکراتیک و حقوق بشری ساخت؟
چطور می توان نسل جدید تربیت شده با ایدئولوژی "مرگ بر ..." را از چنگال باور به مرگ دیگران و مرگ اراده و حقوق انسان ها، آزاد کرد؟
اگر "مرگ بر ..." یک ایدئولوژی و جهانبینی است، چه جهان بینی ای باید به ایرانیان داده شود تا ایرانیان از درون تغییر کنند؟
آیا با تغییر رژیم و حاکمیت، امکان تغییر ایدئولوژی در ایران وجود دارد؟
آیا اپوزیسیون خارج نشین و ضد حاکمیت فعلی، "مرگ بر تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، گیلکی و مازنی و ..." را نمی خواهد؟ و به حقوق آن ملل، همان طور که آن ملل باور دارند و می خواهند، سر خم می کند؟ آیا اپوزیسیون خارج نشین، این ملل را به عنوان ملل مساوی با فارس برسمیت می شناسد؟ و آیا خواهان برابری 100 درصدی فارس و دیگر ملل است؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم فوریه 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, February 15, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 16 ب- عملی ژورنالیسم - خبریازاق ...

آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 16

ب- عملی ژورنالیسم - خبریازاق - اوچ خبر



بو عملی درسده، اوچ خبرین اوستونده چالئشماغا جهد اتدیم. بیر اینجی خبری "گوناز تی وی"دن، ایکینجی خبری "یول پرس"دن و اوچونجو خبریسه "دورنا نیوز"دان سئچمیشم. 

برنامه اوزون اولدوغو اوچون، تورکجه خبرین اوستونده آز ایشله دیم آمما گلن درسدن، ایکی خبری، عملی درسده ایشلهمهگه جهد آپاراجاغام تا تورکجه ده خبری یازماغا، داها چوخ واخت قالسین.

بیر اینجی خبر "گوناذ تی وی"دن دیر کی بو لینکی دن گوتوره بیلرسیز:

https://www.gunaz.tv/…/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%87-%D8%…

خبرین تیتری چوخ علمی شکیلده سئچیلیب و یازئلئب: "مقایسه بحران دو دریاچه اورمیه و قم؛ کوچ آذربایجان!"

تیتریده حرکت، تضاد و آزربایجان میللی منافعی، گوزه چارپئر آمما لید و باشقا پاراقئرافلاردا، خبر، تیتره اویغون داوام اتمیر، بلکه ایران و فارس میدیاسئندان آلئندئغئ اوچون، اونلارئن خبر یازما یونته مین داشئر. 

فارسلارئن خبرلری چوخ "آگهی" یا "رئکلام" اوزرینده قورولوب. اونلارئن خبرلری، مودورلری و آداملارئ، خبرین ایچینده، خبرین ائوزوندن چوخ رئکلام ادیرلر. 

بیز هر نه یی کی خبرین ان اونملی سوزلریندن فاضلادیر، آتمالئیئق و خالیص خبره دوغرو حرکته گیرمه لییک!

ایکینجی خبری "یول پرس"دن آلمئشام کی

http://yolpress.ir/?p=57772

لینکیده گورونور و "نرخ بیکاری هشترود بیش از ۲۴ درصد است" باشلئغئن داشئر. بو خبرده ده، فرماندارئن رئکلام اولماسئ حاقدا دانئشئرام و سونرادا، " %" و " /" ایشارتلرینین یازیلماسی حاقدا آچئقلاما گتیریرم.

اوچونجو خبر "دورنانیوز"دان و بو لینک ده دیر:

http://durnanews.ir/?p=35605

تیتری ایسه "اندیرگان قیزیل معدن‌ایله ایلگیلی بو گون لر تهلیکه لی خبرلر ائشیدیلیر" بئله یازئلمئش، آمما بو تیترین، ادبی و خبر یونتملی یازئلئشئندا و هابئله، "تیتر" قایدالارئندا اولماماسئ حاقدا چوخ سوز وار.

سونرا بیر اینجی (لید یا باشلانقئج) بولومو اوخور و خبر یازماقلا، ادبی تورکجه یازماق جهدینه قالخئرام.

لوطفن ویدیویا باخئن و منی کسرلی اینتیقادلارئزلا یولا گتیرین!

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

اونبش فوریه 2018



hedayat222@yahoo.com





آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 16 الف- تئوری- ژورنالیست امانتدا...





آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 16
الف- تئوری- ژورنالیست امانتدار دیرمی؟
بو درسده، "خبرچیلیغین" زیندانلارئندان دانئشیرام. او گونه دک کی بیر ژورنالیست، ائوزو یا جامعه سی یاراتدئغی باخئش و فیکیر زیندانلارئندان آزاد اتمییه، یارادئجی اولا بیلمز. یارادئجئلئق، تکجه شعریده دئییل بلکه هر علمین ادبی یازماسئندا یارادئجئلی اولمالئ دیر. 
نیه کی هر بیر ساحه نین عالیم لری و اوزمان لاری، نئچه الیلدن بیر بیر کیتاب یا دفتر یازئرلار آمما ژورنالیست لر هر گون و همده هر ساحه ده یازماغا و یاراتماغا مجبور دولار. اونلاردن ادبی یارادئجئلئقلاری، توپلومدا حرکت یارادابیلر.
ایندیکی بئله دیر، بس، ژورنالیستین "امانت" مسئله سی نئجه اولمالئ دیر؟
بو سورویا، ویدئودا جاواب وئرمیشم. نئجه کی بیر "یارادئجی" ژورنالیستین فیکیرینه و باخئشئنادا بارماق قویموشام.
سونرا "خبر نه دیر؟" سوروسونادا جاواب وئرمیشم و خبرین، خبر اولما شرطلرینده سادئلامئشام.
لوطفا بونلاری ویدئودا گوروب، فیکیرلریزی منله پایلاشین!
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اونبش فوریه 2018
hedayat222@yahoo.com


آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 16
ب- عملی ژورنالیسم - خبریازاق - اوچ خبر

بو عملی درسده، اوچ خبرین اوستونده چالئشماغا جهد اتدیم. بیر اینجی خبری "گوناز تی وی"دن، ایکینجی خبری "یول پرس"دن و اوچونجو خبریسه "دورنا نیوز"دان سئچمیشم.
برنامه اوزون اولدوغو اوچون، تورکجه خبرین اوستونده آز ایشله دیم آمما گلن درسدن، ایکی خبری، عملی درسده ایشلهمهگه جهد آپاراجاغام تا تورکجه ده خبری یازماغا، داها چوخ واخت قالسین.
بیر اینجی خبر "گوناذ تی وی"دن دیر کی بو لینکی دن گوتوره بیلرسیز:
https://www.gunaz.tv/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-1/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%87-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DA%86%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D9%82%D9%85-%DA%A9%D9%88%DA%86--%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-103562
خبرین تیتری چوخ علمی شکیلده سئچیلیب و یازئلئب: "مقایسه بحران دو دریاچه اورمیه و قم؛ کوچ آذربایجان!"
تیتریده حرکت، تضاد و آزربایجان میللی منافعی، گوزه چارپئر آمما لید و باشقا پاراقئرافلاردا، خبر، تیتره اویغون داوام اتمیر، بلکه ایران و فارس میدیاسئندان آلئندئغئ اوچون، اونلارئن خبر یازما یونته مین داشئر.
فارسلارئن خبرلری چوخ "آگهی" یا "رئکلام" اوزرینده قورولوب. اونلارئن خبرلری، مودورلری و آداملارئ، خبرین ایچینده، خبرین ائوزوندن چوخ رئکلام ادیرلر.
بیز هر نه یی کی خبرین ان اونملی سوزلریندن فاضلادیر، آتمالئیئق و خالیص خبره دوغرو حرکته گیرمه لییک!
ایکینجی خبری "یول پرس"دن آلمئشام کی
http://yolpress.ir/?p=57772
لینکیده گورونور و "نرخ بیکاری هشترود بیش از ۲۴ درصد است" باشلئغئن داشئر. بو خبرده ده، فرماندارئن رئکلام اولماسئ حاقدا دانئشئرام و سونرادا، " %" و " /" ایشارتلرینین یازیلماسی حاقدا آچئقلاما گتیریرم.
اوچونجو خبر "دورنانیوز"دان و بو لینک ده دیر:
http://durnanews.ir/?p=35605
تیتری ایسه "اندیرگان قیزیل معدن‌ایله ایلگیلی بو گون لر تهلیکه لی خبرلر ائشیدیلیر" بئله یازئلمئش، آمما بو تیترین، ادبی و خبر یونتملی یازئلئشئندا و هابئله، "تیتر" قایدالارئندا اولماماسئ حاقدا چوخ سوز وار.
سونرا بیر اینجی (لید یا باشلانقئج) بولومو اوخور و خبر یازماقلا، ادبی تورکجه یازماق جهدینه قالخئرام.
لوطفن ویدیویا باخئن و منی کسرلی اینتیقادلارئزلا یولا گتیرین!
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اونبش فوریه 2018


hedayat222@yahoo.com

Wednesday, February 14, 2018

ایرانی ویران و ضعیف را بر ایرانی استعمارگر ترجیح می دهم

آغا مجید در پاسخ به مقاله من "




همسرنوشت بودن ملل تورک، کرد، عرب، بلوچ، تورکمن و .. در مقابل پانفارسیسم
" نوشته است:
آغای هدایت نه دوست عزیز کسی نمی تواند ما را محاصره و یا از آبهای آزاد و گرم و نفت و گاز محروم کند اگر بحث مرگ و زندگی پیش بیاید آن وقت این به تعبیر شما ملل ایران خواهند دید که چه خواهد شد. شما ما را دست کم نگیر. امیدوارم نخبگان این به اصطلاح ملل بلایی را که سر مردم سوریه آمد سر ملل خودشان نیاورند. امیدوارم تهران دمشقی دیگر و نمی دانم اهواز یا سنندج حلبی دیگر نشود ما تا آخرین فشنگ برای کشورمان ایستاده ایم مطمئن باشید. در مورد ارتباطتان با کشورهای خلیج فارس شما ارتباط جغرافیایی با آنجا نداری ارتباط شما هر چه باشد خوب یا بد تاثیری ندارد برای ارتباط با آنجا باید از منطقه ی فارسها عبور کنی. یوگسلاوی یک زمانی یک قدرت اروپایی بود بعدا به کشورهایی مانند صربستان و کرواسی و... تقسیم شد الان هیچ کدام از کشورهای یوگسلاوی سابق مانند عهد یوگسلاوی قدرتی نیستند ایران و ایرانیها الان قدرتی هستند اگر بخواهند از هم جدا و تقسیم شوند دیگر هیچ کدامشان قدرتی نخواهند بود. در ضمن خود شما ترکها خودتان ناخواسته و ندانسته بیشترین دشمنی را به نظر من با عربهای خوزستان می کنید می دانید چگونه؟ شما ترکها سطح توقعتان خیلی بالاست و انتظار بیشترین بودجه را برای آذربایجان دارید و بیشترین فشار را هم به ما می آورید خوب این بودجه ها از کجا باید تامین شود؟ ما فارسها که از جیب خودمان شکم شما ترکها یا کردها یا بلوچها را سیر نمی کنیم و از جیب خودمان که چیزی به شما نمی دهیم این بودجه ها باید از محل فروش نفت خوزستان تامین شود مگه نه؟ مگر از جای دیگری تامین می شود؟ طبعا خیر. هر قدر شما ترکها توقع و انتظار بودجه ی بیشتری داشته باشید و برای آن هم فشار بیاورید ما هم مجبور می شویم بیشتر نفت خوزستان را برای تامین مطالبات شما بفروشیم و به تعبیر خود شما آقای هدایت نفت خوزستان بیشتر غارت می شود مگه نه؟ الان شما می گویید دریاچه ی ارومیه احیا شود خوب احیای این دریاچه میلیاردها دلار هزینه خواهد داشت مگه نه؟ این هزینه از کجا تامین خواهد شد. از جیب ما فارسها نخواهدبود از محل فروش نفت خوزستان خواهد بود لذا حداقل برای این که نفت عربها بیشتر به فروش نرود و به تعبیر شما توسط فارسها بیشتر غارت نشود پس حداقل کاری که شما ترکها می توانید در حق برادران عرب بکنید این است که کمی سطح توقعتان را حداقل درباره ی احیای دریاچه ی ارومیه پایین بیاورید و بگذارید پول احیای این دریاچه خرج مثلا خود عربها یا بلوچها بشود. طبق نظر کارشناسان مانند آقای کردوانی در صورت خشک شدن این دریاچه اتفاق خاصی رخ نخواهد داد چون آذربایجان یک منطقه ی سردسیر است و بارشهای جوی در آن زیاد است لذا این عوامل مانع ایجاد ریزگرد و یا طوفان نمک خواهد شد و تمام این صحبتها مبنی بر بحران ریزگرد نمک و یا طوفان نمک در اذربایجان فاقد پشتوانه علمی و بی اساس و دورغ است و جای نگرانی نیست و حتی می توان نمک آن را صادر کرد و بعدا در روی زمین بی نمک آن کشاورزی و یا جنگل کاری کرد. نظرت چیه آغای هدایت؟

و اما پاسخ خای من: انصافعلی هدایت

جناب آغا نجید گرامی، فرا فکنی دردی را دوا نمی کند. بلای احتمالی جنگ در ایران آینده، از آسمان نمی آید.
همچنان که، ملل تورک، عرب، تورکمن، نبوده و نیستند. اساس این نوع بلایا احتمالی، نوع نگرش استعماری و نژادپرستانه پانفارسیسم است که نمی خواهند "منافع این کشور را بطو مساوی" تقسیم کرده، برای همه ملل حقوق مساوی قایل باشد!
و شما (شخصا خود شما) بجای محکوم کردن راه و روش استعماری فاشیسم فارس، و حمایت از ملل مظلوم، برای دستیابی حقوقشان، از کشتار این ملل و مقاومت در مقابل حقوق و خواست های این ملل تا آخرین گلوله، سخن می گویید.
از قضاء بشار اسد در سوریه هم بر اساس همین طرز تفکر، خودش را محق می داند و نمی خواهد منافع خودش را بخاطر جان انسان ها ترک کند.
منافع امپریالسیت های منطقه ای و جهانی هم در حمایت از اسد و خونریزی های او خفته است!
از قدرت منطقه ای و بزرگ(!) ایران، ما ملل تورک، عرب، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، بلوچ، و ... ، تا کنون چه سودی برده ایم؟
اگر قرار است، ما در ایران قدرتمند شما، برده و مستعمره باشیم، بهتر آن که ایران، ویران شود! به شرایط من، به عنوان یک شهروند تورک آزربایجان، در باقی ماندن ایران کنونی و جلوگیری از خون ریزی های احتمالی در آینده، در لینک زیر توجه بفرمایید
http://ensafali.blogspot.ca/2018/01/blog-post_9.html

شما یک آماری بدهید، نشان بدهد که فارسیستان در همه ایالت های تورک نشین ایران، به اندازه نیمی از یزد و کاشان یا اصفهان سرمایه گذاری کرده است.
لطفا دست سخاوتمندتان(!) را از سر کجل آزربایجان بردارید و از آزربایجان 4 تا 12 برابر بخش های مختلف فارسیستان صنعتی، مالیات نگیرید.
ما با مالیات خودمان، توسعه می یابیم! به پول نفت عربستان محتاج نیستیم که شما از خود عرب ها مضایقه می کنید و به ما می دهید؟
در ضمن، اگر از غارت نفت و گاز عربستان، دلارهایی بدست می آید، یا صرف شکم خودتان و فارس می شود یا صرف دزدی های پانفارسیسم و یا صرف خرید اتومبیل های میلیاردی! از نفت و گاز، نه عرب سهمی دارد و نه تورک! و نه ملل دیگر!
اولا من فرمایشات کردوانی (!) را قبول ندارم. تخصص ایشان، محیط زیست است نه چیز دیگر.
البته، منکر تجربه ایشان در مورد دریاچه اورمیه نیستم اما چند ساعت از عمر تجربیشان را صرف شنا در این دریاچه کرده و چند ساعت با این دریاچه رابطه عاطفی برقرار کرده اند؟
ما خودمان در آزربایجان و در ساحل دریاچه یمان ده ها و صدها متخصص داریم اما فارسیستان، بودجه های احتمالیبرای نجات دریاچه ما را می خواهد به نام آزربایجان ولی در واقع به کام فارسیستان توزیع بکند.
دوما، برای دریاچه اورمیه، چه کرده اید؟
چند متر کانال زده اید تا به این جا آب کانالیزه بکنید؟
جز ده ها "سمیناهار" و "سمی شب" و بظاهر تحقیقات تکراری و بدون نتیجه عملی و علمی، چه کرده اید؟
یک متر مکعب آب به این دریاچه پاورده اید؟
چرا تیم های تحقیقاتی این دریاچه، از تهران و اصفهان هستند که دانشگاه هایشان رشته ای برای تخصص در باره این نوع از آب ها را ندارند؟
چرا بودجه های مربوطه، به این دانشگاه ها و متخصصانی داده نمی شود که تمام وقت در کنار دریاچه زندگی کرده و از هوای نمکی آن تنفس می کنند؟
در چند صدمتری این دریاچه، دانشگاهی هست که دارای رشته تخصصی در باره همین دریاچه است ولی بودجه ها به دانشگاه شریف در طهران و به دنشگاه اصفهان داده شده است. چرا؟
اگر تنها همین (مدیریت تحقیقاتی و اجرایی دریاچه را به دانشگاه های اورمیه و تبریز واگذار می کردند، شما حق داشتید ادعا بکنید که آزربایجانیان تورک هم سهمی از پول های احتمالی داده شده برای احیاء دریاچه اورمیه داشته اند.
در باره آب جاری از کردستان هم که احتمالا برای احیاء دریاچه کانالیزه خواهد شد هم باید عرض کنم که بعد از آزربایجان غربی و شرقی، کردستان در نزدیک ترین فارصله با دریاچه اورمیه قرار دارد. سرنوشت تورکان و کردها در این دریاچه هم، بهم گره خورده است.
با نابودی این دریاچه، کردستان هم مانند آزربایجان در زیر طوفان های نمکی دفن خواهد شد. همان آب های جاری از کردستان هم از تورکیه سرچشمه می گیرند که برادر ما است. در نتیجه، باید بخشی از منابع آبی لازم از کردستان تامین شود.
از طرف دیگر، من شخصا حدود 10 ساعت برنامه در باره راه حل های احیای دریاچه اورمیه، در تلویزیون "گوناز تی وی" تولید کرده ام. اگر استعمار فارسیستان، دست از سر آزربایجان بردارد و در امور داخلی ما دخالت نکند، اولا؛ سرمایه داران و متخصصان خود ما، بدون تکیه به بودجه دولتی، دریاجه را احیاء می کنند.
دوما؛ اگر توان مالی خود ما نرسد، تورکیه و سرمایه داران آن می توانند، این دریاچه را به یکی از بهشت های توریستی روی زمین بدل کنند که به کارخانه ای به طول 800 کیلومتر برای چاپ دلار بدل می شود.
سوما؛ اگر سرمایه دارن ترکیه ای هم نتوانند منابع مالی لازم را تامین بکنند، چین و یا اروپا و آمریکا می توانند، در عرص یکی دو سال، این دریاچه را به زندگی برگردانند.
شرکت های سرمایه گذاری کننده در این پروژه، می توانند در چند سال، سرمایه و سود خودشان را مستحیل بکنند ولی استعماری به نام فارسیستان، عمدا و عامدانه می خواهد این دریاچه بخشکد.
پروژه عمدی و آگاهانه برای خشکاندن دریاچه و شریان حیاتی آزربایجان را در سال 1378 برنامه ریزی و آغاز کردند.
دستور اجرای پروژه، از تهران به رئیس سازمان آب استان های آزربایجان شرقی و اردبیل ابلاغ شد.
چندی بعد، کنفرانس علمی برای بررسی وضعیت دریاچه اورمیه، در دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه اورمیه برگزار شد. من شخصا سه روز تمام در آن کنفرانس حضور داشتم. هر روز به رادیو فردا خبرهای مربوط به مرگ دریاچه آزربایجان را، آن هم از زبان کارشناسان می دادم ولی ایران-فارس مصمم بود تا آن را بخشکاند و به تحقیقات علمی محققان در آن سمینار بی اعتنایی کردند. به اجرای پروژه های خود برای از بین بردن دریاچه اورمیه ادامه دادند.
ابتدا، به نام صادرات و "ارز آوری" دریاچه، "آرتمیا اورمیانا" را به ژاپنی ها واگذار کردند و صدها میلیون دلار بدست آوردند تا با اجرای برنامه هایشان برای خشکاندن دریاچه اورمیه، آن حیوانات هدر نشوند و به دلاری تبدیل شوند که جیب چند پانفارسیست را پر بکنند.
انصافعلی هدایت
پانزدهم فوریه 2018
hedayat222@yahoo.com








بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc