Monday, June 10, 2019

گر چه من با باز تعریف ایران و ایرانیت محالفم

جناب فرامرزخان بختیاری، رهبر حزب "اتحاد لرستانات و بختیاری" طی زادداشت کوتاهی در فیس بوک، خواستار باز تعریف معنا و مفهوم "ایران و ایرانیت"  شده اند تا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عزب، بلوچ، لور و ... در خرج از دایره کنونی ایران و ایرانیت نمانده و مسمول تعریف ایران و ایرانیت بسوند تا مرزهای کنونی ایران از هم‌نپاشد.


من، انصافعلی هدایت، در پاسخ به ایشان، ضمن تاکید بر بازتعریف ایران و ایرانیت، بر نقد این دیدگاه پرداختم که در زیر می آید.

البته، من، نظری متفاوت از شما (جناب فرامرزخان بختیاری) دارم ولی و با این وجود، نزدیک به دو سال است که تلاش می کنم، در برنامه دیالوگ، به باز تعریفی نوین از "ایران و ایرانیت" برسیم.
گر چه، می دانم که باز تعریف ایران و ایرانیت، به معنی و  ومفهوم آن است که باید ایران، با همین‌ مرزهای کنونیش بماند و دوام داشته باشد و ملل تحت استعمار و اشغال پانفارس هد و پان ایرانیست های فاشیست هم هم مستقل و آزاد نشوند و صد البته که من خواهان چنین وضعیت سیاسی نیستم.
 معتقدم‌ که در ایران با این مرزهای کنونی، هیچ اصلاح و توسعه ای در هیچ زمینه ای رخ نخواهد داد. دیکتاتوری و نژادپرستی و پانفارسیسم در رفتارش به شوونیسم و فاشیسم بسیار خشنی خواهد انجامید.
 بر این‌ باورم که برای رهایی از این وضعیت که در ایران و بر همه ملل تورک، تورکمن، قشقایی، فارس، عرب، بلوچ، لور   ... حاکم است و تفکر نژادپرستانه و فاشیستی، متاسفانه در جان و دل و روح ایرانیان و مرکزگرایان پانفارس و پان ایرانیست رسوخ کرده است، باید یک شوک بسیار مهم و شدیدی بر ایران، ایرانیان (با هر ملتی در آن؛ فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ...)، افکار، اندیشه ها، احساسات، تاریخ رسمی، جهان بینی، و ... وارد شود تا آن ملل و مردمان را از خواب (خود فریبی) چند قرنی بیدار بکند.
عامل اصلی یک چنان شوک سنگینی: 1. یا باید یک‌ جنگ چند ساله و در میان‌همه ملل ساکن ایران کنونی باشد که نمونه آن در اروپای قبل از پایان جنگ های جهانی رخ داد، 2.  و  یا تجزیه ایران به چندین کشور کوچک اما مستقل از هم ولی در صلح و آرامش خواهد بود. همان چیزی که در یوگسلاوی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رخ داد.
در هر حال و صورتی، ایران باید شوک تجزیه را تجربه بکند تا شاید بیدار شود.
در چنین صورتی، قدرت های سیاسی، نظامی، اطلاعاتی و ... کوچک تر خواهند شد و هم دولت ها به جای کنترل همه جانبه جوامع، سیاست ها، اقتصادها و ... توسط مردم و احزاب کنترل شوند تا مردم به آزادی، رفاه، رهایی از استبداد، برسند و دموکراسی، پلورالیسم و تکثرگرایی، آزادی رسانه ها را کسب بکنند تا دولت، از اقتدار و قدرت کنونی که ارباب مردمان است، به عنوان کارمندان مردمان و ملل نزول و سقوط یابند.
در چنین حالتی، احتمال می رود که ملل این منطقه، به صلح و دوستی و احترام متقابل برای زیستن در این جغرافیا برسند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دهم (10) جون 2019
hedayat222@yahoo.com

Friday, June 7, 2019

"فاشیسم و نژادپرستی" در وزارتخانه های ایران رژه می روند















در پی اعلام علنی اجرای سیاست "فارسی سنجی" در وزارت آموزش و پرورش،  نویسندگان، متفکران، روشنفکران و فعالان شبکه های اجتماعی، دولت فاشیستی ایران، در ظاهر، عقب نشینی کرد و وزیر آموزش و پرورش استعفا داد.
ولی آیا مشکل فاشیسم و نژادپرستی تنها در یک وزیر خلاصه می شود؟
آیا وزراء، می توانند سیاست هایی غیر از آن چه رئیس دولت، حاکمیت و سیستم در ایران می خواهد را برنامه ریزی و اجرا بکنند؟
آیا قوه مجریه و دولت، نمایندگان مجالس مختلف، قوه قضائیه و قضات، مجریان سیاست های علنی و پنهان فاشیستی و نژادپرستانه سیستم و حاکمیت نیستند؟
آیا با تغییر وزراء، دولت، نمایندگان مجالس، تغییری در سیاست های فاشیستی حاکمیت و سیستم رخ خواهد داد؟
با تغییر رژیم فاشیستی پانفارس، از شاهنشاهی به حکومت دینی، سیاست های فاشیستی و نژادپرستانه حاکم بر ایران تغییر کرده است؟
آیا وزراء، معاونان و مدیران ارشد آموزش و پرورش اراده ای مستقل از سیاست های حاکمیت دارند؟
آیا واقعا، سیاست های دولت ایران فاشیستی و نژادپرستانه است یا مخالفان حاکمیت، آن سیاست ها را پر رنگ تر و در جهت ضدیت با حقوق ملل غیر فارس در ایران می بینند؟
آیا سیاست های حذف هویتی، زبانی، فرهنگی و تاریخی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، و ...، سیاست اصلی دولت و حاکمیت است یا هر از گاهی، مدیری، به سلیقه شخصی، سیاست های فاشیستی و نژادپرستانه را اعلام و اجرا می کند؟
هدف سیاست های فاشیستی و نژادپرستانه در ایران چیست؟
نتایج سیاست های فاشیستی و نژادپرستانه، در میان ملل ساکن ایران فعلی چیست؟
چرا نمایندگان مجلس، به نمایندگی از مردمان و ملل غیر فارس از حقوق ملل دفاع نمی کنند؟
 آیا سخنان ضعیف نمایندگان در مخالفت با سیاست های فاشیستی  حاکمیت، آبی بر آتش ملل معترض نیست تا خشم و اعتراضات آن ملل را آرام کرده و بر تداوم سیاست های فاشیستی، مهلتی جدید و فرصتی بیشتر بدهند؟
 اگر نمایندگان، واقعا مخالف سیاست های فاشیستی دولت و حاکمیت هستند، چرا بجای سخنرانی تبلیغاتی، با تصویب لوایحی، از تک تازی فاشیسم و نژادپرستی در ایران جلو گیری نمی کنند؟
چرا نویسندگان، آیت الله ها و اساتید حوزه های دینی، اساتید دانشگاهی، محققان، روزنامه نگاران، احزاب، جمعیت های حقوق بشری، حقوقدانان، روزنامه نگاران  و  ... فارس و فارس زبان، با سیاست های فاشیستی حاکمیت در ایران مخالفت نمی کنند؟
رابطه بین روشنفکران ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و .. با روشنفکران فارس را چگونه ارزیابی می کنید؟ 
آیا این دو گروه از روشنفکران، نقاط مشترکی برای بحث و گفتگو دارند؟
سیاست های فاشیستی و نژادپرستانه، ملل ساکن در ایران فعلی را به کدام سمت   خواهد برد؟ 
چرا رژیم به فارسی سنجی نوباوگان، عدم استخدام معلمان دارای لهجه، مخالفت با رسمی شدن و آموزش زبان های مادری در همه سطوح، تدریس تاریخ و هویت ملل در مدارس، عدم سنجش توانایی فارس زبان ها برای تکلم به زبان ملل غیر فارس در ایران، عدم اجازه به فعالیت احزاب ملی و مستقل در مناطق غیر فارس، عدم اجازه به تاسیس و فعالیت رسانه های 24 ساعته و به زبان های ملی با بودجه دولتی و ... روی آورده است؟
پانفارس ها کدام سیاست ها را در پشت پرده "زبان سنجی" می خواهند به اجرا در بیاورند؟
آیا زبان سنجی در راستای اعمال شدیدتر سیاست های زبانی پانفارسیسم و تبعیض زبانی نیست؟
آیا دولت پانفارس می خواهد با زبان های مادری و کودکان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... به عنوان بیمار زبانی رفتار کرده، آن ها را علیه زبان های مادری خودشان واکسینه بکند؟
آیا علایم بیماری نژادپرستی و زبان ستیزی در ایران، خودش را علنی تر از گذشته در طرح زبان سنجی نشان نمی دهد؟
ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در مقابله به چنین روش و سیاست های پانفارسیسم در ایران، کدام سیاست ها و راه کارها را می توانند در پیش بگیرند؟
آیا فرزندان ملت فارس هم تحت سنجش عقب ماندگی از یادگرفتن زبان تورکی، تورکمنی، قشایی، عربی، لوری، کردی و ... قرار خواهند گرفت؟
چرا دولت پانفارسیست ایران بجای توجه به قانون اساسی و حقوق ملل و خواست های حقوقی، انسانی و مللی ملل، در نادیده گرفتن این ملل، حقوق و خواست هایشان اصرار می ورزد؟
آیا طرح سنجش زبانی به عمیق تر شدن دشمنی ها در بین ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... با پانفارسیسم و فارس ها نقش مضاعفی نخواهد داشت؟
چرا روشنفکران ملت فارس در مقابل چنین سیاست های نژادپرستانه، ضد حقوق بشری و تخریبگر هر چه بیشتر روابط دوستانه و همسایگی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... با فارس های ساکن در ایران، سکوت می کنند؟
آیا سیاست های زبانی، هویتی، تاریخی، رسانه ای و اقتصادی پانفارسیست ها بر علیه ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... به همگرایی همه ملل با فارس ها خواهد انجامید یا به واگرایی و تجزیه ایران منجر خواهد شد؟
چرا پانفارسیسم به اجرای علنی چنین سیاست هایی اصرار می روزد؟
آیا ملل غیر فارس ضعیف تر از گذشته ها شده اند که پانفارسیسم مصصم به اجرای علنی سیاست های نژادپرستانه و ضد حقوق بشریش شده است و یا پانفارسیسم قویتر از گذشته شده است؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، چهار مهمان از جهار ملت ساکن در ایران، مهمان برنامه این شنبه (08 جون 2019) "دیالوگ" خواهند بود.
. دکتر عبدالرحمان ده‌وه‌جی: نویسنده ده ها کتاب، روزنامه نگار، متفکر و استاد دانشگاه، تورکمن و ساکن تورکیه
جناب علی بوعذار الاحوازی: متفکر و فعال حقوق بشر- عرب
جناب شایان بوربور قشقائی: معلم، فعال سیاسی-مدنی قشقایی
جناب عبدالله بلوچ: متفکر،عضو هیات اجرایی “جنبش ملی بلوچستان”1
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفتم (07) جون 2019
hedayat222@yahoo.com

Wednesday, June 5, 2019

دیالوک: مخالفان فدرالیسم، برای اداره ایران آینده، کدام راهکارها را دارند؟


در هفته گذشته، چهار تن از متفکران ملل تورک، عرب، بلوچ و فارس در طرفداری از "فدرالیسم" به عنوان سیستم اداره ایران آینده، در پانل "دیالوگ" سخن گفتند.
در طول این هفته، به سراغ مخالفان فدرالیسم در ایران آینده رفتم. با تعدادی از مخالفان فدرالیسم در ایران آینده که امضایشان در پای بیانیه "نه به فدرالیسم، نه به گسست ملی" دیده می شد، تماس گرفته و آن ها را به دیالوگ و گفتگو در باره علل مخالفتشان با فدرالیسم دعوت کردم. تعدادی از آن ها خبر نداشتند که چنان نامه ای نوشته و منتشر شده و امضای آنان در زیر آن گذاشته شده است. 
احتمالا، این افراد و تعداد بسیار دیگری که مطمئن نیستم، با نوعی از "شارلاتانیسم سیاسی" روبرو هستند.
اما بخشی از مخالفان فدرالیسم در ایران آینده، در این برنامه حضور خواهند داشت و دیدگاه های سیاسی و اداری سرزمین های خودشان در آینده را ترسیم خواهند کرد.
در یکصد سال گذشته، ایران بشکل متمرکز و از تهران اداره می شده است. جز ملت فارس، ملل دیگری همچون ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... هیچ حق و سهمی در اداره ایران و حتی در اداره مناطق و سرزمین های تاریخی ملل خودشان نداشتند.
 اگر قرار نیست، ایران آینده، بشکل متمرکز صد سال گذشته اداره بشود، و تعدادی زیادی از ایرانیان هم با سیستم اداره فدرالی ایران آینده مخالفت می کنند، راه حل های پیش روی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در اداره سرزمین ها و ملل‌شان چیست؟
چرا آنان مخالف فدرالیسم هستند؟
ایرادهای فدرالیسم در ایران چه خواهد بود؟
فدرالیسم در ایران آینده، منافع کدام ملت، گروه ها و طبقات را تامین می کند و به ضرر کدام طبقات یا ملل خواهد بود؟
بجای فدارلیسم، طرفدار چه نوع سیستم و یا حکومتی برای همه ملل ساکن ایران فعلی از جمله ملت فارس هستید؟
آیا فدرالیسم، در ایران، قابل اجرا است؟ یا طرح آن یک شعار رای جمع کن تبلیغاتی و انتخاباتی است؟
چرا بعضی ها و بخصوص مخالفان فدرالیسم که پانفارس و پان-ایرانیست هستند، فکر و تصور می کنند، مللی که در ایران‌ هستند، به این نتیجه رسیده اند (و شما هم‌ متوجه شده اید که) ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... دیگر تمایل به ماندن با ایران‌ قعلی با سیستم اداره متمرکز از طرف یک ملت و یک سیاست را ندارند و در صورتی که ایران به شکل فدرالی اداره شود، مرزهای ایران فرو ریخته و چند کشور مستقل تشکیل خواهد شد؟
آیا فدرالیسم، به توزیع قدرت و ثروت در میان ملل حاشیه نمی انجامد؟
آیا مخالف آن هستید که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در ایران، به حداقلی از حقوق انسانی و ملی خودشان که در یکصد سال اخیر از آن ها دریغ شده است، همانند ملت فارس برسند؟
آیا شما مخالف حقوق زبانی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی ملل غیر فارسی همچون ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... هستید؟
چه راه حل هایی دارید تا سنترالیسم و مرکزگرایی و حکومت مرکزی به تداوم تضییع حقوق ملل غیر فارس در ایران، نیانجامد؟
نظر شما در باره پلورالیسم سیاسی، زبانی، اداری، فرهنگی، آموزشی و ... چیست؟
آیا فدرالیسم به پلورالیسم سیاسی، زبانی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی می انجامد؟
چرا خاتمی فدرالیسم را مطرح کرد؟
چرا فدرالیسم در این زمانه و در این شرایطی که ایران تحت فشارهای سیاسی، اقتصادی هم در داخل و هم در صحنه بین الملل است، مطرح شده است؟
آیا مخالفان فدرالیسم، هنوز صدا و خواست ملل برای سهیم شدن در قدرت را نشنیده اند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها و ایجاد سوال های بیشتر در اذهان شما، مهمانانی از ملل عرب، تورک، فارس، بلوچ و ... به برنامه دعوت شده اند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیم (30) می ماه 2019
hedayat222@yahoo.com

Sunday, June 2, 2019

هانکی آغاج سیمگه‌لیک اولابیلیر؟


هانکی آغاج سیمگه‌لیک اولابیلیر؟
من‌بو مقاله نی چوخ چوخ سئودیم. همیشه ایستردیم، بیر وبسایتیم، یا تی وی ده بیر برنامه‌م‌اولسون‌ تا اونون آدین "آلمان باغی" قویوم.
منجه آلما او بیری مئیوه.له‌ردن، داها قالئجی، داها رنگلی، داها جور‌به‌جور، داها چون طاملی، داها چوخ مزه‌لی، داها چوخ خئردالی-بویوکلو، و ... اولور.
بو کانادا ائولکه‌سی، 160 ایل جیوارئندا، دئولتچیلیک و قورولوش تجروبه‌سینه مال یک اولماسئنا باخمایاراق، گئچن همن 150 ایلده کی بو ائولکه‌ده بئله بیر آلمل آغاجی یوخوموش، ایندی 5000 تور آلما نوعینه مالیک دیر.
آلمادا، بیر میلله‌ته، بایراقدا سیمگه اولماغا لیاقت وار و هر شئیی سیمگه‌لر.
کانادا بایراغی، بیر "قئزئل" (قئرمئزئ) چینار یاپراغی (پائیز و اود سیمگه‌سی) ایله دالغالانئر!
انصافعلی هدایت
02 جون 2019
hedayat222@yahoo.com


مقاله‌نین یازاری: ابراهیم ساوالان
سمبلیک نسنه‌لر بیر میلتین اساس سرمایه‌لریندندیر و اونون اطرافیندا یارانمیش سؤیلم او میلتی گؤستره‌بیلیر. چین دوواری، ایفل بورجو و آزادلیق مجسمه‌سی منسوب اولدوقلاری خالقی تصویر ائدیرلر. دونیا شؤهرتلی ادوارد سعید، 12 یاشیندا فیلیسطینی ترک ائتمیشدی. آما حیطلرینده اولان زئیتون آغاجی اونون خاطیره‌لرینی هئچ واخت ترک ائتمه‌میشدی. زئیتون آغاجی اونون یازیلاریندا سون درجه گؤزل و سون درجه نیسگیللی شکیلده یاشاییردی. منجه فیلیسطین خالقی «لیمون و زیتون» آغاجلارینی اؤزلرینه سیمگه ائدیب، اونلارلا ایلگیلی سؤیلم یارتماقدا اوغورلو اولوبلار. به هانسی آغاج بیزیم سیمگه‌میزه چئوریله‌بیلر؟ چینار، آردیج، سالخیم سؤیود، اریک، اییده، شام آغاجی بلکه ده توت آغاجی؟
قوپوز توت آغاجیندان دوزلیر و بوتون قوتسال یئرلرده توت اکیلیر، اما حاییف توت هر گلنه اگیلیر، چینار سینسادا بئله اگیلمیر. بیرده کی توت آغاجی یاریمچیق عشقین سیمگه‌سیدیر: توت آغاجی بویونجا/ توت یئمه‌دیم دویونجا/ یاری خلوتده گؤردوم/ دانیشمادین دویونجا.
کولتوروموزده اوچ آغاج بوتون آغاجلارین باشیندا دورور. باغچالار تیتره‌شیر باردان اؤته‌ری/ آلمادان، هئیوادان، ناردان اؤته‌ری. بونلارین ایچینده هئیوا هله یئتیشمه‌میش و گلمک واختی اولمایان عشقی گؤستریر. اوشاقلیق اویونلاریندا «آلما دئسم گل، هئیوا دئسم یوخ» دئیه‌رک گیزلنن دوستوموزا خبردارلیق وئرردیک و بایاتی‌دا «بو باغدا بار اولونجا/ هئیوالار نار اولونجا/ دیل آچار دلی گؤیلوم/ سن منه یار اولونجا» دئمیشیک.
آلما و نار هدف و عشقه چاتماغین علامتی‌دیر. تویدا اوغلان قیز باشیندان آلما آتار، بعضن ده «آلما آتار نار گلر، کتان کؤینک دار گلر». آلمانی قبول ائتمک عشقی قبول ائتمکدیر: آلما وئرسم آلمازسان/ سن آلمادان قالمازسان/ هانسی باغین گولوسن/ سارالمازسان، سولمازسان.
ناغیللاردا بیربیرنه بوت گلن سئوگیلی‌لر بیر آلمانین ایکی یاریسیندان یارنیبلار و اوشاقلارینی بیرلیگه چاغیران آتالار اونلاری یئددی نار چوبوغو ایله امتحانا چکیبلر و بیر نارین قیرخ دنه‌سیندن قیرخ قیز یارانیبدیر. بعضن نار آلمادان اوستون گلیر. آلتی سککیز راست دسگاهیندا بئله اوخونور: «مئیوه‌لرده اوچ مئیوه وار، اوچو ده بالام یئمه‌لی/ بیری آلما، بیری هئیوا، بیریسی نار/ آلما سنین، هئیوا دا سنین، نار منیم بالام، نار منیم».
نار یار اوچوندور، «باغا گیردیم نار اوچون، ناری دردیم یار اوچون/ یاریم بیوفا چیخدی، حئیفیم گلدی نار اوچون». آما آلما یارین اؤزودور، آلمانی درمک هدف و عشقه یئتیشمکدیر: آغاجدا آلما بئش اولار/ یئره دوشر اون‌بئش اولار/ اوغلان سئور، قیز خوش اولار/ قوی من اولوم آلما درن.
آغاجدا آلما کال اولار/ یئره دوشر خال-خال اولار/ اوغلان گولر، قیز لال اولار/ قوی من اولوم آلما درن.
ایندی سیزجه هانسی آغاج بیزیم سیمگه‌میزه چئوریله‌بیلر؟ آلما بیر یانا، نار دا بیر یانا، آما اوتایی بو تایا باغلایان آغاج اونودولماسین؛ اوتایلی‌سان گیله‌نار، بوتایلی‌سان گیله‌نار.
______
@ibrahimsavalan

Saturday, June 1, 2019

سیاست "فارسی سنجی" و علنی تر شدن ضدیت با حقوق ملل غیر فارس

سیاست "فارسی سنجی" و علنی تر شدن ضدیت با حقوق ملل غیر فارس

دولت ایران که باید پاسدار قانون اساسی و حقوق همه ملل تورک، تورکمن، قشقایی، فارس، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در ایران باشد و همه اصول قانون اساسی را در عمل اجرا بکند، تنها به فکر حاکمیت و گسترش تامین روز افزون منافع پانفارسیسم و نفوذ زبان فارسی در میان ملل غیر فارس و حذف زبان های مادری، تاریخ، هنر و هویت اصیل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... است.
گرچه خواسته اصیل ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در سال های گذشته، بر رسمی و اجباری شدن زبان های مادریشان در سراسر ایران و تحقق همه حقوق ملیشان استوار شده است و قانون اساسی هم بر آن تاکید می کند اما بر عکس خواست و اراده ملل غیر فارس، اخیرا دولت پانفارس ایران تصمیم گرفته است تا نوعی از بیماری یا کمبود را در نوباوگان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... تحت سنجش و آزمون قرار بدهد تا در یابد که برای درمان آن بیماری یا کمبود، با جامعه، مادران و پدران، رسانه های جمعی، زبان های مادری، هنر و هویت آن ملل چگونه رفتار بکند و همچنین زبان فارسی را برای درمان آن نوباوگان، چگونه و با چه سیاست هایی به آن فرزندان ملل غیر فارس تزریق بکند تا آن ملل در آینده به بیماری زبان مادریشان مبتلا نشوند.
در این میان، فرض دولت بر این است که بیماری "زبانی" تنها مختص نوباوگان ملل غیر فارس است و فرزندان ملت فارس به بیماری زبانی مبتلا نمی شوند و نیازی به زبان سنجی ندارند.
حال سوال این است که چرا رژیم به زبان سنجی نوباوگان روی آورده است؟
پانفارس ها کدام سیاست ها را در پشت پرده "زبان سنجی می خواهند به اجرا در بیاورند؟
آیا زبان سنجی در راستای اعمال شدیدتر سیاست های زبانی پانفارسیسم و تبعیض زبانی نیست؟
آیا دولت پانفارس می خواهد با زبان های مادری و کودکان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... به عنوان بیمار زبانی رفتار کرده، آن ها را علیه زبان های مادری خودشان واکسینه بکند؟
آیا علایم بیماری نژادپرستی و زبان ستیزی در ایران، خودش را علنی تر از گذشته در طرح زبان سنجی نشان نمی دهد؟
ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در مقابله به چنین روش و سیاست های پانفارسیسم در ایران، کدام سیاست ها و راه کارها را می توانند در پیش بگیرند؟
آیا فرزندان ملت فارس هم تحت سنجش عقب ماندگی از یادگرفتن زبان تورکی، تورکمنی، قشایی، عربی، لوری، کردی و ... قرار خواهند گرفت؟
چرا دولت پانفارسیست ایران بجای توجه به قانون اساسی و حقوق ملل و خواست های حقوقی، انسانی و مللی ملل، در نادیده گرفتن این ملل، حقوق و خواست هایشان اصرار می ورزد؟
آیا طرح سنجش زبانی به عمیق تر شدن دشمنی ها در بین ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... با پانفارسیسم و فارس ها نقش مضاعفی نخواهد داشت؟
چرا روشنفکران ملت فارس در مقابل چنین سیاست های نژادپرستانه، ضد حقوق بشری و تخریبگر هر چه بیشتر روابط دوستانه و همسایگی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... با فارس های ساکن در ایران، سکوت می کنند؟
آیا سیاست های زبانی، هویتی، تاریخی، رسانه ای و اقتصادی پانفارسیست ها بر علیه ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... به همگرایی همه ملل با فارس ها خواهد انجامید یا به واگرایی و تجزیه ایران منجر خواهد شد؟
چرا پانفارسیسم به اجرای علنی چنین سیاست هایی اصرار می روزد؟ 
آیا ملل غیر فارس ضعیف تر از گذشته ها شده اند که پانفارسیسم مصصم به اجرای علنی سیاست های نژادپرستانه و ضد حقوق بشریش شده است و یا پانفارسیسم قویتر از گذشته شده است؟
برنامه هفته آینده دیالوگ در روز شنبه، هشتم جون (08) 2019 و در ساعت 12:00 بوقت شیکاگو، 13:00 بوقت واشنگتن، نیویورک و تورنتو، 18:00 بوقت لندن، 19:00 بوقت آلمان و 21:30 بوقت تبریز آغاز خواهد شد

انصافعلی هدایت

Thursday, May 30, 2019

مخالفان فدرالیسم، برای اداره ایران آینده کدام راهکارها را دارند؟

در هفته گذشته، چهار تن از متفکران ملل تورک، عرب، بلوچ و فارس در طرفداری از "فدرالیسم" به عنوان سیستم اداره ایران آینده، در پانل "دیالوگ" سخن گفتند.
در طول این هفته، به سراغ مخالفان فدرالیسم در ایران آینده رفتم. با تعدادی از مخالفان فدرالیسم در ایران آینده که امضایشان در پای بیانیه "نه به فدرالیسم، نه به گسست ملی" دیده می شد، تماس گرفته و آن ها را به دیالوگ و گفتگو در باره علل مخالفتشان با فدرالیسم دعوت کردم. تعدادی از آن ها خبر نداشتند که چنان نامه ای نوشته و منتشر شده و امضای آنان در زیر آن گذاشته شده است. 
احتمالا، این افراد و تعداد بسیار دیگری که مطمئن نیستم، با نوعی از "شارلاتانیسم سیاسی" روبرو هستند.
اما بخشی از مخالفان فدرالیسم در ایران آینده، در این برنامه حضور خواهند داشت و دیدگاه های سیاسی و اداری سرزمین های خودشان در آینده را ترسیم خواهند کرد.
در یکصد سال گذشته، ایران بشکل متمرکز و از تهران اداره می شده است. جز ملت فارس، ملل دیگری همچون ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... هیچ حق و سهمی در اداره ایران و حتی در اداره مناطق و سرزمین های تاریخی ملل خودشان نداشتند.
 اگر قرار نیست، ایران آینده، بشکل متمرکز صد سال گذشته اداره بشود، و تعدادی زیادی از ایرانیان هم با سیستم اداره فدرالی ایران آینده مخالفت می کنند، راه حل های پیش روی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در اداره سرزمین ها و ملل‌شان چیست؟
چرا آنان مخالف فدرالیسم هستند؟
ایرادهای فدرالیسم در ایران چه خواهد بود؟
فدرالیسم در ایران آینده، منافع کدام ملت، گروه ها و طبقات را تامین می کند و به ضرر کدام طبقات یا ملل خواهد بود؟
بجای فدارلیسم، طرفدار چه نوع سیستم و یا حکومتی برای همه ملل ساکن ایران فعلی از جمله ملت فارس هستید؟
آیا فدرالیسم، در ایران، قابل اجرا است؟ یا طرح آن یک شعار رای جمع کن تبلیغاتی و انتخاباتی است؟
چرا بعضی ها و بخصوص مخالفان فدرالیسم که پانفارس و پان-ایرانیست هستند، فکر و تصور می کنند، مللی که در ایران‌ هستند، به این نتیجه رسیده اند (و شما هم‌ متوجه شده اید که) ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... دیگر تمایل به ماندن با ایران‌ قعلی با سیستم اداره متمرکز از طرف یک ملت و یک سیاست را ندارند و در صورتی که ایران به شکل فدرالی اداره شود، مرزهای ایران فرو ریخته و چند کشور مستقل تشکیل خواهد شد؟
آیا فدرالیسم، به توزیع قدرت و ثروت در میان ملل حاشیه نمی انجامد؟
آیا مخالف آن هستید که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در ایران، به حداقلی از حقوق انسانی و ملی خودشان که در یکصد سال اخیر از آن ها دریغ شده است، همانند ملت فارس برسند؟
آیا شما مخالف حقوق زبانی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، آموزشی ملل غیر فارسی همچون ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... هستید؟
چه راه حل هایی دارید تا سنترالیسم و مرکزگرایی و حکومت مرکزی به تداوم تضییع حقوق ملل غیر فارس در ایران، نیانجامد؟
نظر شما در باره پلورالیسم سیاسی، زبانی، اداری، فرهنگی، آموزشی و ... چیست؟
آیا فدرالیسم به پلورالیسم سیاسی، زبانی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی می انجامد؟
چرا خاتمی فدرالیسم را مطرح کرد؟
چرا فدرالیسم در این زمانه و در این شرایطی که ایران تحت فشارهای سیاسی، اقتصادی هم در داخل و هم در صحنه بین الملل است، مطرح شده است؟
آیا مخالفان فدرالیسم، هنوز صدا و خواست ملل برای سهیم شدن در قدرت را نشنیده اند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها و ایجاد سوال های بیشتر در اذهان شما، مهمانانی از ملل عرب، تورک، فارس، بلوچ و ... به برنامه دعوت شده اند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیم (30) می ماه 2019
hedayat222@yahoo.com


دیالوگ: پان ایرانیست ها خواهان چه نوع از فدرالیسم هستند؟

در روزهای اخیر، رئیس جمهور اسبق ایران؛ سیدمحمد خاتمی، "بهترین شیوه حکومت مردمی را *حکومت به روش فدرالی* عنوان کرد اما افزود که "از نظر قانون اساسی ایران نمی‌تواند فدراتیو باشد."
در همین حال، تعداد بسیار زیادی از پان فارس های . پان ایرانیست ها، در نوشته های خودشان، نه تنها به محمد خاتمی، که به فکر و اندیشه فدرالیسم حمله کرده و آن را اولین قدم برای تحزیه ایران دانسته اند و محکوم کرده اند.
حال باید پرسید:
فدرالیسم چیست؟
بین ایران و فدرالیسم چه رابطه ای وجود دارد؟
چرا عده ای با فدرالیسم مخالفت می کنند؟
آیا خاتمی، اصلاح طلبان و رژیم، واقعا خواهان فدرالیسم هستند؟
چرا محمد خاتمی در این برهه از تاریخ ایران که رژیم به سمت جنگ و سرنگونی می رود، فدرالیسم را مطرح کرده است؟
رژیم و پانفارسیست ها، طرفدار چه نوعی از فدرالیسم در ایران هستند؟
آیا فدرالیسم مورد نظر پانفارسیست هایی که در پشت پان ایرانیسم پنهان شده اند، پاسخگوی خواست ها و حقوق کامل و صددرصد مساوی بین فارس ها و تورکان، و بین فارس ها و دیگر ملل همچون تورکمانان، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها، لورها، کردها و ... خواهد بود؟
در چه شرایطی، فدرالیسم می تواند درمان درد مللی باشد که یک صد سال، از حقوق اولیه و انسانی فردی و جمعی (ملی) محروم بوده اند؟
کدام فدرالیسم به مشکلات و دشمنی های موجود در میان ملل در جغرافیای ایران پایان خواهد داد: فدرالیسم حداقلی (خودمختاری مرکزگرا با حقوق بسیار محدود) یا فدرالیسم حداکثری که شامل برسمیت شناختن "اراده اعمال حق تعیین سرنوشت تا حد جدایی از ایران" هم خواهد شد؟
را پانفارس ها از حق تعیین سرنوشت در میان ملل ساکن در ایران می هراستند و آن را مقدمه ای برای تجزیه ایران می دانند؟
آیا پانفارسیست ها به این حد از آگاهی رسیده اند که در یک صد سال اخیر، همه حقوق ملی ملل غیر فارس ساکن در ایران را چنان ضایع کرده اند که ملل غیر فارس، در صورت برخورداری از "حق تعیین سرنوشت"، از فرصت بدست آمده، برای جدایی از ایران و کسب دوباره استقلالشان استفاده خواهند شد؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، و ایجاد سوال در اذهان شما مخاطبان، از چهار متفکر از چهار ملت در ایران به این برنامه دعوت کرده ام.
دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ متفکر تورک و از اعضای کنگره ملیت های ایران فدال
دکتر رضا حسین بر؛ متفکر بلوچ و از اعضای کنگره ملیت های ایران فدرال
جناب یوسف عزیز بنی طرف؛ متفکر و نویسنده عرب و طرفدار اندیشه فدرالیسم
جناب ناصر کرمی؛ متفکر پانفارس و پان ایرانیست فارس
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
25 می مه 2019
hedayat222@yahoo.com

Friday, May 24, 2019

پان ایرانیست ها خواهان چه نوع از فدرالیسم هستند؟

در روزهای اخیر، رئیس جمهور اسبق ایران؛ سیدمحمد خاتمی، "بهترین شیوه حکومت مردمی را *حکومت به روش فدرالی* عنوان کرد اما افزود که "از نظر قانون اساسی ایران نمی‌تواند فدراتیو باشد."
در همین حال، تعداد بسیار زیادی از پان فارس های . پان ایرانیست ها، در نوشته های خودشان، نه تنها به محمد خاتمی، که به فکر و اندیشه فدرالیسم حمله کرده و آن را اولین قدم برای تحزیه ایران دانسته اند و محکوم کرده اند.
حال باید پرسید:
فدرالیسم چیست؟
بین ایران و فدرالیسم چه رابطه ای وجود دارد؟
چرا عده ای با فدرالیسم مخالفت می کنند؟
آیا خاتمی، اصلاح طلبان و رژیم، واقعا خواهان فدرالیسم هستند؟
چرا محمد خاتمی در این برهه از تاریخ ایران که رژیم به سمت جنگ و سرنگونی می رود، فدرالیسم را مطرح کرده است؟
رژیم و پانفارسیست ها، طرفدار چه نوعی از فدرالیسم در ایران هستند؟
آیا فدرالیسم مورد نظر پانفارسیست هایی که در پشت پان ایرانیسم پنهان شده اند، پاسخگوی خواست ها و حقوق کامل و صددرصد مساوی بین فارس ها و تورکان، و بین فارس ها و دیگر ملل همچون تورکمانان، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها، لورها، کردها و ... خواهد بود؟
در چه شرایطی، فدرالیسم می تواند درمان درد مللی باشد که یک صد سال، از حقوق اولیه و انسانی فردی و جمعی (ملی) محروم بوده اند؟
کدام فدرالیسم به مشکلات و دشمنی های موجود در میان ملل در جغرافیای ایران پایان خواهد داد: فدرالیسم حداقلی (خودمختاری مرکزگرا با حقوق بسیار محدود) یا فدرالیسم حداکثری که شامل برسمیت شناختن "اراده اعمال حق تعیین سرنوشت تا حد جدایی از ایران" هم خواهد شد؟
چرا پانفارس ها از حق تعیین سرنوشت در میان ملل ساکن در ایران می هراستند و آن را مقدمه ای برای تجزیه ایران می دانند؟
آیا پانفارسیست ها به این حد از آگاهی رسیده اند که در یک صد سال اخیر، همه حقوق ملی ملل غیر فارس ساکن در ایران را چنان ضایع کرده اند که ملل غیر فارس، در صورت برخورداری از "حق تعیین سرنوشت"، از فرصت بدست آمده، برای جدایی از ایران و کسب دوباره استقلالشان استفاده خواهند شد؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، و ایجاد سوال در اذهان شما مخاطبان، از چهار متفکر از چهار ملت در ایران به این برنامه دعوت کرده ام.
دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ متفکر تورک و از اعضای کنگره ملیت های ایران فدال
دکتر رضا حسین بر؛ متفکر بلوچ و از اعضای کنگره ملیت های ایران فدرال
جناب یوسف عزیز بنی طرف؛ متفکر و نویسنده عرب و طرفدار اندیشه فدرالیسم
جناب ناصر کرمی؛ متفکر پانفارس و پان ایرانیست فارس
با احترام مجدد
انصافعلی هدایت

دیالوگ :آیا فعالیت مدنی در ایران، بزرگترین دروغ نیست؟


موضوع برنامه هفته صد وهشتم دیالوگ
آیا فعالیت مدنی در ایران، بزرگترین دروغ نیست؟
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
رضا پرچی زاده
زمان فیلی
محسن رسولی
برنامه دیالوگ، در هرهفته، در روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" پخش می شود

آیا در مملکتی که دولت و نیروهای وابسته به حاکمیت یا طرفداران آن، از نیروهای سرکوبگر داخلی و خارجی، پلیس، بسیج، پاسدار، نیروهای اطلاعاتی، دستگیری های غیر قانونی، شکنجه های جسمی و روانی غیر قانونی، برای اخذ اعتراف علیه خود ودیگران، محاکمه با اتهام هایی که سندیت قانونی ندارند، محاکمه در دادگاه ها و با حضور قضات فرمایشی، محاکمات بدون دلیل و سند، صدور احکام ضد قوانین موجود، استفاده از حبس های طولانی مدت و حبس های معلق، و ... استفاده از اعدام، می توان از طریق فعالیت های مدنی، به خواست های مدنی، حقوقی و اجتماعی خود و جوامع دست یافت؟
اگر در چنان فضایی، فعالیت های مدنی نتیجه می داد و جوامع مدنی می شدند، باید تا کنون، ایران به یک کشور با نهادهای و تشکیلات مدنی بدل شده بود و نهادهای مدنی هم دولت و حاکمیت را مجبور به اطاعت یا پیروی از فعالان مدنی و افکار عمومی می کرد ولی آن چه در جامعه ایران دیده می شود، نهادینه نشدن و بی نتیجه ماندن فعالیت های مدنی است.
فعالیت های مدنی در ایران، ابدا، از طرف حاکمیت تحمل نمی شود ولی از طرف دیگر، جوامع و افراد را به فعالیت های مدنی و دوری از رادیکالیزم تشویق می کنند. چرا؟ هدفشان از این بازی چیست؟
حاکمیت در ایران، هزینه های فعالیت های مدنی را بشدت افزایش داده است. در عین حالی که حاکمیت، در مقابل فعالیت های مدنی، هیچ امتیاز و حقوقی را از دست نمی دهد.
در نتیجه، فعالیت های مدنی، به صیدگاهی برای شکار فعالان مدنی بدل شده است.
برای همین هم در ایران، فعالیت های مدنی، به نهاد و ساختار اجتماعی و حقوقی بدل نشده است.
همچنین می توان ادعا کرد که رژیم و حاکمیت، از نام "فعالیت های مدنی" یا از عنوان "سازمان های غیر دولتی (ان.جی.او)ها" به نفع مشروعیت خودش، سوء استفاده کرده و افکار عمومی در داخل و افکار عمومی بین المللی را فریب می دهد.
آیا همه مردم، دانشگاهیان، نویسندگان، روشنفکران، فعالان مدنی و ... من و شما، خودمان را گول نمی زنیم که داریم فعالیت مدنی منتج به نتیجه انجام می دهیم؟
فعالیت های مدنی، چه نتایج مثبتی برای مردمان و ملل و جوامع در ایران داشته است؟
کدام حقوق اجتماعی و ملی ملل در پی چهل سال فعالیت های مدنی و تملق و تعریف از حاکمیت محقق شده است؟
در نتیجه این نوع از فعالیت های مدنی، کدام قانون تغییر یافته و یا کدام برنامه و خواست مردمی به قانون بدل شده است؟
آیا فعالان و نهادهای مدنی توانسته اند، قانون احزاب و مطبوعات را به نفع ملل غیر فارس و جوامع نه چندان نزدیک به حاکمیت، مهیا بکنند؟
با وجود این همه فعالیت های صلح دوستانه و مدنی در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ؛ لور، کرد، و ... چرا نژادپرستی و بازگشت با تاریخ گنگ پانفارسیست ساخته، شدت پرفته و علنی تر شده است؟
در مقابل، با زبان، تاریخ، هنر، ادبیات و موسیقی ملل مخالفت های دولتی و غیر دولتی شدت گرفته است؟
چرا با وجود همه فعالیت های مدنی در میان ملل ساکن در جغرافیای ایران، هنوز از آنان با عنوان "قوم و اقلیت" یاد می شود؟
چرا نمایندگان لایحه ای را تقدیم مجلس کرده و به تصویب نرسانده اند تا دولت، مجبور به آموزشی اجباری همه زبان ها به موازات زبان فارسی شده باشد؟
چرا نمایندگان مجلس صدای جوامع، ملل و نهادهای مدنی را نشنیده اند؟
آیا کمپین ها واعتراض های آنلاین، مجازی، اعتراضات صلح آمیز و بدون خشونت، فعالیت های مدنی، در تغییر سیاست های حاکمیت، نقش اندکی بازی کرده اند؟
آیا ادامه فعالیت های مدنی در ایران، مثمر ثمر خواهد شد و آیا باید به آن فعالیت های مدنی ادامه داد؟
در کدام جوامع، فعالیت های مدنی نتیجه می دهند؟
چرا فعالیت های مدنی در ایران بدون نتیجه می مانند؟
اگر فعالیت های مدنی، سیاست، قانون و کاربرد زور قانونی در ایران را تغییر نمی دهند، آیا زمان آن نرسیده است که حرکت های اجتماعی رادیکالتر شده و حاکمیت را تحت فشار برای پذیرش خواست ها و حقوق اجتماعی ملل و مردمان قرار بدهند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها،آقایان:
1. رضا پرچی زاده؛ تئورسین و متفکر فارس
2. زمان فیلی؛ روزنامه نگار و متفکر کرد
3. محسن رسولی؛ فعال مدنی و متفکر قشقایی الاصل
دعوت کرده ام تا مهمان این هفته برنامه "دیالوگ" باشند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) می ماه 2019
hedayat222@yahoo.com

Friday, May 17, 2019

فعالیت مدنی: بزرگترین دروغ در ایران

مقدمه ای برای بحث در برنامه "دیالوگ" روز شنبه؛ هیجدهم (18) می ماه 2019 که بطور زنده از "گوناز تی وی" و از ساعت 21:30 به بعد، بوقت تبریز پخش خواهد شد. آیا در مملکتی که دولت و نیروهای وابسته به حاکمیت یا طرفداران آن، از نیروهای سرکوبگر داخلی و خارجی، پلیس، بسیج، پاسدار، نیروهای اطلاعاتی، دستگیری های غیر قانونی، شکنجه های جسمی و روانی غیر قانونی، برای اخذ اعتراف علیه خود ودیگران، محاکمه با اتهام هایی که سندیت قانونی ندارند، محاکمه در دادگاه ها و با حضور قضات فرمایشی، محاکمات بدون دلیل و سند، صدور احکام ضد قوانین موجود، استفاده از حبس های طولانی مدت و حبس های معلق، و ... استفاده از اعدام، می توان از طریق فعالیت های مدنی، به خواست های مدنی، حقوقی و اجتماعی خود و جوامع دست یافت؟
اگر در چنان فضایی، فعالیت های مدنی نتیجه می داد و جوامع مدنی می شدند، باید تا کنون، ایران به یک کشور با نهادهای و تشکیلات مدنی بدل شده بود و نهادهای مدنی هم دولت و حاکمیت را مجبور به اطاعت یا پیروی از فعالان مدنی و افکار عمومی می کرد ولی آن چه در جامعه ایران دیده می شود، نهادینه نشدن و بی نتیجه ماندن فعالیت های مدنی است.
فعالیت های مدنی در ایران، ابدا، از طرف حاکمیت تحمل نمی شود ولی از طرف دیگر، جوامع و افراد را به فعالیت های مدنی و دوری از رادیکالیزم تشویق می کنند. چرا؟ هدفشان از این بازی چیست؟
حاکمیت در ایران، هزینه های فعالیت های مدنی را بشدت افزایش داده است. در عین حالی که حاکمیت، در مقابل فعالیت های مدنی، هیچ امتیاز و حقوقی را از دست نمی دهد.
در نتیجه، فعالیت های مدنی، به صیدگاهی برای شکار فعالان مدنی بدل شده است.
برای همین هم در ایران، فعالیت های مدنی، به نهاد و ساختار اجتماعی و حقوقی بدل نشده است.
همچنین می توان ادعا کرد که رژیم و حاکمیت، از نام "فعالیت های مدنی" یا از عنوان "سازمان های غیر دولتی (ان.جی.او)ها" به نفع مشروعیت خودش، سوء استفاده کرده و افکار عمومی در داخل و افکار عمومی بین المللی را فریب می دهد.
آیا همه مردم، دانشگاهیان، نویسندگان، روشنفکران، فعالان مدنی و ... من و شما، خودمان را گول نمی زنیم که داریم فعالیت مدنی منتج به نتیجه انجام می دهیم؟
فعالیت های مدنی، چه نتایج مثبتی برای مردمان و ملل و جوامع در ایران داشته است؟
کدام حقوق اجتماعی و ملی ملل در پی چهل سال فعالیت های مدنی و تملق و تعریف از حاکمیت محقق شده است؟
در نتیجه این نوع از فعالیت های مدنی، کدام قانون تغییر یافته و یا کدام برنامه و خواست مردمی به قانون بدل شده است؟
آیا فعالان و نهادهای مدنی توانسته اند، قانون احزاب و مطبوعات را به نفع ملل غیر فارس و جوامع نه چندان نزدیک به حاکمیت، مهیا بکنند؟
با وجود این همه فعالیت های صلح دوستانه و مدنی در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ؛ لور، کرد، و ... چرا نژادپرستی و بازگشت با تاریخ گنگ پانفارسیست ساخته، شدت پرفته و علنی تر شده است؟
در مقابل، با زبان، تاریخ، هنر، ادبیات و موسیقی ملل مخالفت های دولتی و غیر دولتی شدت گرفته است؟
چرا با وجود همه فعالیت های مدنی در میان ملل ساکن در جغرافیای ایران، هنوز از آنان با عنوان "قوم و اقلیت" یاد می شود؟
چرا نمایندگان لایحه ای را تقدیم مجلس کرده و به تصویب نرسانده اند تا دولت، مجبور به آموزشی اجباری همه زبان ها به موازات زبان فارسی شده باشد؟
چرا نمایندگان مجلس صدای جوامع، ملل و نهادهای مدنی را نشنیده اند؟
آیا کمپین ها واعتراض های آنلاین، مجازی، اعتراضات صلح آمیز و بدون خشونت، فعالیت های مدنی، در تغییر سیاست های حاکمیت، نقش اندکی بازی کرده اند؟
آیا ادامه فعالیت های مدنی در ایران، مثمر ثمر خواهد شد و آیا باید به آن فعالیت های مدنی ادامه داد؟
در کدام جوامع، فعالیت های مدنی نتیجه می دهند؟
چرا فعالیت های مدنی در ایران بدون نتیجه می مانند؟
اگر فعالیت های مدنی، سیاست، قانون و کاربرد زور قانونی در ایران را تغییر نمی دهند، آیا زمان آن نرسیده است که حرکت های اجتماعی رادیکالتر شده و حاکمیت را تحت فشار برای پذیرش خواست ها و حقوق اجتماعی ملل و مردمان قرار بدهند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها،آقایان:
1. رضا پرچی زاده؛ تئورسین و متفکر فارس
2. زمان فیلی؛ روزنامه نگار و متفکر کرد
3. محسن رسولی؛ فعال مدنی و متفکر قشقایی الاصل
دعوت کرده ام تا مهمان این هفته برنامه "دیالوگ" باشند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) می ماه 2019
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs