A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Wednesday, December 2, 2020
Thursday, November 26, 2020
آیا وضعیت فارشیسم فارسی - ایرانی وجود دارد؟
آیا می توان اصطلاح فاشیسم را در باره ایران بکار برد؟ اخیرا در داخل ایران و از طریق استادان دانشگاه های متعدد هم شنیده می شود که می گویند، صدای پوتین های فاشیسم در ایران شنیده می شود. تعداد زیادی از اپوزسیسون ملل غیر فارس هم سیستم حکومتی و مافکران فارس در ایران را فاشیستی می خوانند.
از طرف دیگر، می دانیم که حقوق ملی، جمعی و فردی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی، کرد و ... در ایران سرکوب شده است و می شود. آن ها به عنوان ملت هایی چند میلیون نفری، از حقوق ملی و آگاهانه، با پشتیبانی دولت و روشنفکران فارس و الیناسیون یا از خود بیگانه شده ها و پانفارس های پان ایرانیست ها، محکوم به مجازات های اعلام نشده و غیر قانونی می شوند.
هر کس در باره این حقوق انسانی، اولیه و طبیعی میلیون ها انسان سخن بگوید، به پان تورکیسم، پان عربیسم، و ... متهم می شود و سیستم تبلیغاتی گسترده پانفارس-پان ایرانیست ایرانی در داخل و خارج چنان نشان می دهند که گویا سخن گفتن از حقوق ملی انسان ها و عاشق شدن به سرزمین، وطن و ملت خود، یک جرم غیر قابل گذشت است و باید به شدت با آن فرد یا افراد برخورد بشود.
کار بجایی کشیده است که دولت، رسانه ها و روشنفکران و پانفارس های پان ایرانیست، این فعالین ملل غیر فارس را به علت تلاش برای حقوق انسانی خود، نه تنها به پان بلکه به فاشیسم متهم می کنند.
بسیاری از افراد ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، و ... و فارس هم در محیطی زاده شده و در طول عمرشان، هر ثانیه، دقیقه و ساعت و روز و ماه و سال و بدون تعطیلی آموزش دیده و تربیت می شوند که وضعیت موجود را عادی می دانند و خالاف آن را غیر قابل تصور می شمارند که نباید بر علیه آن شورید و اعتراض کرد. هر کس هم اعتراض بکند، لابد، پان است و چون پان است، حیچ حقی ندارد.
در این میان، کسانی هم هستند که بنا به دلایل و شرایطی، توانسته اند خودشان را تا حدودی از زیر آموزش ها و سیستم تربیتی مستقیم و غیر مستقیم پانفارس-پان ایرانیسم در ایران رها بکنند. اغلب این افراد، بنا به شرایط و جو امنیتی حاکم در ایران، خواهان حقوق صددرصد مساوی با فارس ها برای ملل خودشان (تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ...) نیستند بلکه تنها بر داشتن یک مشت از صدها تن حقوق انسانی و ملی خودشان اکتفا کرده اند که در قانون اساسی ایران و در قوانین عادی آمده است ولی باز هم بشدت مجازات می شوند. آیا ایران دارای یک سیستم سیاسی، اداری، حقوقی، آموزشی، نظامی-امنیتی، مالی-مالیاتی، و ... فاشیستی است و انسان ها را فاشیستی تربیت می کند؟
فاشیسم چیست؟
فاشیسم تئوریک چیست؟
فاشیسم عملی چیست؟
فاشیسم کدام حق و حقوق را از افراد و جمعیت ها و ملل دریغ می کند؟
آیا فاشیسم یک سیستم دولتی با تمامی مشخصات، نهادها و سازمان های یک دولت است؟
آیا در ایران فاشیسم وجود دارد؟
اگر وجود دارد، چه نوع فاشیسمی وجود دارد؟
در کدام بخش ها شدیدتر عمل می کند؟
آیا رژیم های یک صد سال اخیر ایران را می توان فاشیستی خواند؟
آیا فقط دولت و سیستم در ایران فاشیستی هستند یا افراد، روزنامه نگاران، نویسندگان، ناشران، اساتید دانشگاهی، ملاها، محققان، احزاب، وکلا، معلمان مدارس و مهد کودک ها و ... هم فاسیستی فکر کرده و فاشیستی عمل می کنند؟
برای پاسخ به این سوال ها، چند متفکر مهمان این هفته "دیالوگ" خواهند بود.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و ششم (26) نوامبر 2020
hedayat222@yahoo.com
Friday, November 20, 2020
حق تعیین سرنوشت ملل؛ استاندارد دوگانه ایران
در برنامه دیالوگ این هفته (21 اکتبر) در باره موضوع
حق تعیین سرنوشت ملل؛ استاندارد دوگانه ایران بحث و گفتگو خواهیم کرد.
اخیرا و بعد از پیروزی های رزمندگان تورک آزربایجان بر اشغالگران ارمنی، اشغالگران پانفارس در مطبوعات، رسانه ها و خبرگزاری های خودشان (طرفداران حاکمیت و مخالفان حاکمیت) مقاله ها، مصاحبه ها و تحلیل هایی را نوشته و منتشر می کنند که در آن ها بر "حق تعیین سرنوشت" چند هزار ارمنی در قره باغ، حق حاکمیت آن ها و حق طبیعی چند هزار ارمنی برای پیوستن به ارمنستان و یا تشکیل یک کشور مستقل ارمنی در قرهباغ از طریق رفراندوم و مراجعه با آرای ارمنی ها تاکید می کنند.
1. بنظر می رسد که ایران و نویسندگان پانفارس دارای استانداردهای سیاسی متضاد و دوگانه هستند.
2. اگر تاسیس و تشکیل حکومتی جمعی و مردمی در راستای منافع پانفارسیسم باشد، در نگرش سیاسی پانفارسیسم آن تعداد حق تجزیه طلبی و تشکیل حکومت خودشان، اعم از مستقل یا وابسته را دارند. برعکس، اگر دهها میلیون انسان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی و ... در پی تاسیس حاکمیت ملی خودشان باشند اما تاسیس و تشکیل کشور مستقل آن ملل در راستای منافع پانفارسیسم نباشد، نه تنها با حق تعیین سرنوشت آن ملل مخالفت می کنند بلکه با همه حقوق انسانی، طبیعی، ملی و جمعی ملل غیر فارس هم مخالفت می کنند.
3. ارمنستان با استفاده از قدرت نظامی خود، تلاش کرده بود تا در قره باغ اشغالی، کشوری برای چند هزار ارمنی تاسیس بکند و ایران و پانفارسیسم با بی تفاوتی یا طرفداری علنی، از تاسیس آن کشور حمایت کردند.
آیا کشورهای دیگر حق دارند برای استقلال و یا حق تعیین سرنوشت ملل دیگر از قدرت نظامی خودشان استفاده بکنند؟
4. ایرانی ها در حمایت از حق تعیین سرنوشت چند هزار ارمنی در قره باغ، به قوانین بین المللی در باره حق تعیین سرنوشت استناد می کنند.
5. در این صورت، چرا حق تعیین سرنوشت را برای ملل تحت اشغال ایران قبول ندارند
6. با توجه به اشغال قره باغ و اجبار به پناهندگی حدود یک میلیون تورک مسلمان از سرزمین های مادری و تاریخیشانو برسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت ارمنی ها در قره باغ، آیا دولت های تورکیه، آزربایجان، ترکمنستان شمالی، عرب های اطراف خلیج و حتی پاکستان حق دارند تا از حقوق تورک ها، تورکمن ها، عرب ها و بلوچ های تحت اشغال ایران، به عملیات نظامی دست زده و این سرزمین ها و ملل تحت اشغال ایران و پانفارسیسم را آزاد بکنند؟
7. آیا ایران با به رسمیت شناختن اشغال قره باغ در زیر عنوان "حق تعیین سرنوشت"، حق دخالت نظامی کشورهای خارجی در امور داخلی دیگر ملل یا اقلیتها را نمی پذیرد و بر ضد قوانین بین المللی رفتار نمی کند؟
8. چرا ایران برای تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی و ... نه تنها به رفراندم نمی رود بلکه با حقوق انسانی، طبیعی، ملی و جمعی ملل غیر فارس را نمی پذیرد؟
9. چرا پانفارسیسم حقوق ملی ملل غیر فارس در ایران را برسمیت نمی شناسد؟
10. چرا ارمنی های ایرانی با جمعیتی کمتر از 130.000 نفر دارای حقوق زبانی، آموزشی، تاریخی، هنری ویژه ای هستند ولی ملل غیر فارس و غیر ارمنی فاقد آن حقوق هستند؟
برای پاسخ به این قبیل سوال ها و بررسی استانداردهای ضد و نقیض یا دوگانه پانفارسیسم در باره حق تعیین سرنوشت ملل و اقوام، دو مهمان در برنامه خواهیم داشت.
جناب دکتر محمدحسن حسین بر؛ حقوقدان بلوچ
جناب احمد هاشمی متخصص روابط سیاسی بین الملل و کارشناس سابق وزارتخارجه ایران
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم (20) اکتبر 2020
hedayat222@yahoo.com
Friday, November 13, 2020
بررسی گوشه های تاریک و روشن پیروزی آزربایجان و آتشکس در قره باغ
نه تنها رهبران سياسي و نظامي كه مرىم عادی کوچه و بازار هم می دانستند و مطئمن بودند که آزربایجان نمی تواند در مقابل روسیه که در ارمنستان حضور نظامی دارد، بایستد و جنگی را بدون دخالت روسیه و با پیروزی کامل به پایان برساند.
در جنوب آزربایجان هم، تصور آزاد سازی آزربایجان از چنگال اشغالگران ارمنی عمومیت نداشت.
از طرف دیگر، همان طور که جنوب آزربایجان در یکصد سال گذشته عامدا توسط پانفارسیسم عقب مانده نگه داشته شده است، در شمال هم، رژیم های مختلف اما قدر قدرت روسیه، آزربایجان را از هر نظر عقب نگه داشته بودند و دایما از همکیشان ارمنی خودشان، در مقابل تورک ها و آزربایجانی ها حمایت می کردند.
مثلا؛ در دورانی که استالین گرجی بر اتحاد جماهیر شوروی تسلط داشت، نه تنها با کلمه "تورک" بلکه با ملل تورک در آن اتحادیه هم مخالفت می کرد. او بود که برای گسستن تورک ها از هم و جدا کردن تورکیه از دیگر ملل تورک، کلماتی مانند آزری را باب روز کرد تا از احتمال اتحاد تورک های همزبان و هم نژاد جلوگیری کرده باشد.
همچنین استالین بود که سرزمین های تاریخی تورک ها را در میان همسایه هایشان تقسیم کرد و سرزمین های تورک ها را کوچک و کوچکتر کرد تا آن ملل تورک را هم ازنظر قدرت جغرافیایی، توان جمعیتی، سرمایه های فکری و مالی، منابع طبیعی و ... فقیر و ضعیف بکند.
از همه مهمتر این که، بین تورک ها با همسایه هایشان، بر سر سرزمین های تاریخیشان، در همیشه تاریخ، یک احتمال جنگ وجود داشته باشد تا تورک ها آرامش نداشته باشند. ترقی نکنند و دایما در جنگ با همسایه ها بوده و تضعیف بشوند.
مثلا؛ روس های تزاری "در 10 فوریه 1828" و بر اساس قرارداد تورکمنچای، آزربایجان را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم کردند. در در 1940 هم هفت هزار (7000) کیلومتر مربع از سرزمین های آزربایجان شمالی را به "داغستان" دادند. نه هزار (9000) کیلومتر مربع هم به ارمنستان هدیه شد. سپس سرزمین های وسیع "بورچالی"، "قارایازی"، و "زنگه زور" هم به ارمنستان و گرجستان بخشیده شده است. از 1992 به بعد هم، قره باغ و هفت ایالت دیگر هم توسط ارامنه و با حمایت روسیه اشغال شده بود.
همین سناریو و تجزیه ازربایجان، در ایران هم به همان شکل و بلکه گسترده تر اتفاق افتاده است اما چون جنوب آزربایجان، رسانه ها، احزاب و جمعیت های ملی و مستقل خودش را ندارد، از تجزیه وطنشان توسط پانفارسیسم و توزیع آن سرزمین ها در میان همسایه های آزربایجان یا بی خبر هستند و یا کمتر افرادی خبردار بوده و به عمق فاجعه تحمیلی آگاهی داشته است.
همان طور که در روسیه، آسیمیلاسیون روس، منافع روس ها را در ذهن و فکر اغلب تورک ها بر منافع خودشان ارجح کرده بود، در ایران هم از خودبیگانگی تورک ها توسط سیاست های مختلف پانفارسیسم، به برتری منافع ایران، بر منافع تورک ها در اذهان تورک ها انجامیده است. لذا تورک ها به نوعی از فلج ذهنی-سیاسی مبتلا گردانده شده بوده اند تا نتوانند منافع ملی تورک ها را ادراک بکنند.
وقتی آزربایجان از اتحاد جماهیر شوروی مستقل شد، نه قدرت و توان نظامی داشت و نه قدرت اقتصادی و نه سازماندهی شده و آماده جنگ بود. برای همین، ارمنی ها با حمایت روسیه و ایران، بخش های مهمی از سرزمین های تورک های آزربایجان را اشغال کردند.
آزربایجان در آن مقطع توان جنگیدن و پیروز شدن در نبردی نابرابر را نداشت. باید منابع مالی پیدا می کرد. اقتصادش را سر و سامان می داد. باید ده ها هزار جوان را در نیروهای مسلح استخدام کرده و به آن ها در همه زمینه های مورد نیاز یک جنگ تمام عیار و مدرن آموزش می داد. باید زمینه های سیاسی و حقوقی و دیپلماتیک چنان پیروزی را می ریخت.
چون پیروزی، تنها در جبهه و با کشتن و کشته شدن بدست نمی آید بلکه باید شرایط بین الملل و ذهنیت جوامع هم آماده پذیرش حق و حقوق شما به عنوان قربانی تجاوز می گشت.
این آمادگی همه جانبه و تهیه سلاح و نیروی انسانی صد هزار نفری، در عرض بیست و هشت سال انجام می شد اما افرادی که هیچ خبری از سختی های اقتصادی، مالی، سیاسی، حقوقی و تهیه مقدمات یک پیروزی سریع را نداشتند، دایما دولت را به نقد می کشیدند. دولت را به دیکتاتوری متهم می کردند اما نمی دانستند که برای آزادی سرزمین های تحت اشغال، باید چه فداکاری ها کرد و چه زمینه هایی را آماده است.
وقتی آزربایجان توان و قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی، حمل و نقل و ... دیگر زمینه ها را کسب کرد، منتظر یک اشتباه تاریخی از ارمنستان بود که با حمله ارمنستان به آزربایجان اتفاق افتاد.
نیروهای جوان و آموزش دیده و آماده کشتن و کشته شدن آزربایجان، در تمامی جبهه ها بر علیه ارمنستان به حرکت در آمدند. در کمتر از چهل و چهار (44) روز سرزمین های بسیار گسترده اشغالی را از چنگال ارمنی های متجاوز آزاد کردند.
آزادی شوشا، اعتماد بنفس ارمنی های متجاوز را شکست و آن ها پا به فرار گذاشتند. بطوری که نیروهای آزربایجان در تمامی جبهه ها در کمتر از بیست و چهار (24) ساعت، هفتاد و دو (72) روستا را آزاد کرده و تا آستانه آزاد سازی "خانکندی" که ارمنی آن جا را به عنوان پایتخت قره باغ اشغالی انتخاب کرده بودند، رسیدند. در پی این هجوم، ده ها هزار از نیروهای ناامید ارمنی در محاصره تورک ها ماندند.
انتظار نمی رفت که روس ها تا این جا هم به رزمندگان و دلاورمردان جان برکف آزربایجان اجازه حرکت بدهد. در همین زمان بود که روسیه با یک طرح صلح و برای سومین بار وارد میدان شده و طرف های جنگ را به "آتشکس" فرا خواند.
از این مطقع به بعد، افراد غیر متخصص در امور سیاسی، روابط بین الملل، نقش قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای در جنگ و صلح، بی خبران از عدم توازان قوا، به جای خوشحالی از این همه پیروزی های پی در پی آزربایجان در منطقه، به دلسرد کردن مردم از پیروزی ها پرداختند.
همان طور که باید جنگ را به متخصصان جنگ و حقوق را به متخصصان حقوق داد، باید سیاست واقعی و عملی یا در سایه را هم به سیاستمداران در سایه داد که برای دیدن و تحلیل واقعی مسایل، به همه اطلاعات، در همه جوانب دسترسی دارند. نمی توان بدون داشتن همه اطلاعات، از همه جوانب وضعیت خودی، وضعیت دشمن و قوای فرامنطقه ای، به تحلیل درست مسایل سیاسی و نظامی پرداخت.
آن چه در آزربایجان و در منطقه قره باغ در جریان است، تئوری های سیاست و سیاست پرداری نیستند بلکه واقعیات جاری سیاسی و سلاح ها و نیروهای نا متوازن هستند که نقش تعیین کننده در سیاست های عملی دارند.
باید از تمامی رهبران سیاسی و نظامی آزربایجان، تورکیه و تک تک سربازان و رزمندگانی که در بدست آوردن این پیروزی ها نقش داشتند، از ته دل تشکر و قدردانی کرد که چنین افتخاری را برای همه تورک ها آفریده اند.
آزادی هر یک متر مربع از خاک وطنمان از اشغال، سزاوار ده ها روز جشن و شادی و غرور است.
ما تورک های آزربایجان، شاید برای اولین بار، از تاجگذاری آغامحمدخان قاجار تا کنون، به چنین پیروزی سریع و کم هزینه دست یافته ایم. در این مدت 224 ساله، دایما بخشی از نیروهای انسانی و سرزمین های خودمان را از دست داده ایم. باید بسیار خوشحال و قدر دان باشیم که بعد از این همه سال های پر از شکست، به چنین پیروزی های عظیمی دست یافته ایم. روحیه شکست خوده تاریخی ما، جای خودش را به روحیه جنگیدن و بدست آوردن پیروزی در سایه جنگیدن داده است.
برای درک اهمیت این پیروزی های شگرف و تاریخی جنگآوران تورک در قره باغ و اطراف آن، باید به سوال های زیر پاسخ داد:
آزربایجان در چه شرایطی سرزمین هایش را از دست داده بود؟
برای آزادیبخشیدن به سرزمین های اشغالی، باید کدام پیش زمینه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، بین المللی و ... آماده می شد؟
این جنگ چگونه طراحی و اجرا شد؟ آیا نتیجه چند ساعت تفکر و برنامه ریزی بود یا باید سال ها برای آن تمرین کرده و آماده می شدیم؟
آیا جنگ آزادی قره باغ به تمامی اهدافش رسیده است؟
آیا نیروهای آزربایجان می توانستند، با نادیده گرفتن روسیه و با ادامه نبردشان، تمامی سرزمین های اشغالی را آزاد بکنند؟
آیا بهتر آن نبود که آزربایجان صلح را نمی پذیرفت و نه تنها وطنمان "زنگه زور" تحت اشغال ارمنی ها در بین نخجوان و آزربایجان را آزاد می کرد، بلکه ارمنستان را خلع سلاح کرده و به همسایه ای بدون سلاح و تهدید بدل می کرد؟
آیا متن آتشکس همان نه (9) ماده است یا باید کمیته های تخصصی به چگونگی اجرایی کردن آن ها اقدام بکنند؟
آیا آزربایجان از ارمنستان غرامت بیست و هسشت (28) سال اشغال، کشتار و قتل عام ها و تحمیل هزینه های این جنگ را خواهد گرفت؟
ماجرای کریدور پنج کیلومتری چیست؟
این جنگ و پیروزی های پی در پی، چه تاثیری بر روحیه، توان، اقتصاد و نقش آزربایجان در منطقه خواهد گذاشت؟
تاثیرات این جنگ و پیروزی ها بر تورک های ایران چیستند؟
نقش روسیه در این بین چیست؟
آیا احتمال می رود که روسیه از ارمنی های پشتیبانی کرده و شرایط حمله مجدد ارمنی ها و آغاز جنگی دیگر را بر آزربایجان تحمیل بکند؟
آیا روسیه جای پایی برای اشغال دایمی یا حضور دایمی روسیه در دل آزربایجان بدست آورده و ممکن نیست که بتوان روسیه را از آزربایجان خارج کرد؟
چرا نیروهای ارمنی با سلاح هایشان از منطقه تخلیه می شوند؟
نقش تورکیه در این آتشکس چیست؟
آیا تورکیه می تواند از ادامه حضور روس ها در آزربایجان جلوگیری بکند؟
آیا فقط روس ها در مناطق جنگی و اشغالی حضور خواهند داشت یا نیروهای نظامی تورکیه هم همان نقش روسیه را خواهند داشت؟
این آتشکس، به معنی پیروزی های، روسیه است یا به معنی پیروزی های تورک های منطقه است؟
آینده این منطقه و این جنگ آزادیبخش را چگونه می بینید؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، دو مهمان در برنامه این هفته دیالوگ حضور خواهند داشت.
دکتر محمدحسین یحیایی؛ نویسنده، دارای دکترای اقتصاد
جناب احمد هاشمی؛ تحلیلگر مسایل سیاسی سابق وزارتخارجه ایران
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیزدهم (13) اکتبر 2020
hedayat222@yahoo.com
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...








