Monday, June 28, 2021

تورکچولوک؛ عاینی اینسانلیق و گوزللیک دیر - 5

 

تورکچولوک؛ عاینی اینسانلیق و گوزللیک‌ دیر

تورکجه کیتاب اوخویاق


کیتابین آدی: تورکچولویون اساسلاری


یازار: ضیاء گوکآلپ


چئویرن: اوکتای‌ آذرائل‌

دئورونجو (4) اوتوروم‌

دوققوز اینجی صحیفه‌نی اوخوروق.

صحیفه‌نی منیم‌ اینیستاقیرامیمدا گوره‌بیلرسینیز. 

کیتابی منیم تئلقیرامیمدان ایندیره‌بیلرسینیز.

تورک میللی‌دوشونجه‌سی ایله یازیلمامیش کیتابلاری اوخوساق، او کیتابلار، بیز تورکله‌ری، او یازانلارین میللی قوللارینا چئویرر. 

میللی باغیمسیزلیق اوچون، میللی‌باغیمسیز‌ کیتابلار یازیلمالی‌ و اوخونمالی دیرلار. 

کوله یاراتماق‌ دوشونجه‌سی‌ ایله یازیلان‌ کیتابلاردان، آزادلیق‌ و آزاد اینسان‌ توره‌مز.




تورکچولوک؛ عایتی اینسانلیق و گوزللیک دیر - 4


 تورکجه کیتاب اوخویاق


کیتابین آدی: تورکچولویون اساسلاری


یازار: ضیاء گوکآلپ


چئویرن: اوکتای‌ آذرائل‌


اوچونجو اوتوروم‌

سگگیزاینجی صحیفه‌نی اوخوروق.

صحیفه‌نی منیم‌ اینیستاقیرامیمدا گوره‌بیلرسینیز. 

کیتابی منیم تئلقیرامیمدان ایندیره‌بیلرسینیز.

تورک میللی‌دوشونجه‌سی ایله یازیلمامیش کیتابلاری اوخوساق، او کیتابلار، بیز تورکله‌ری، او یازانلارین میللی قوللارینا چئویرر. 

میللی باغیمسیزلیق اوچون، میللی‌باغیمسیز‌ کیتابلار یازیلمالی‌ و اوخونمالی دیرلار. 

کوله یاراتماق‌ دوشونجه‌سی‌ ایله یازیلان‌ کیتابلاردان، آزادلیق‌ و آزاد اینسان‌ توره‌مز.

تورکچولوک؛ عایتی اینسانلیق و گوزللیک دیر - 3


 تورکجه کیتاب اوخویاق
کیتابین آدی: تورکچولویون اساسلاری

یازار: ضیاء گوکآلپ

چئویرن: اوکتای‌ آذرائل‌

اوچونجو اوتوروم‌
سگگیزاینجی صحیفه‌نی اوخوروق.
صحیفه‌نی منیم‌ اینیستاقیرامیمدا گوره‌بیلرسینیز. 
کیتابی منیم تئلقیرامیمدان ایندیره‌بیلرسینیز.
تورک میللی‌دوشونجه‌سی ایله یازیلمامیش کیتابلاری اوخوساق، او کیتابلار، بیز تورکله‌ری، او یازانلارین میللی قوللارینا چئویرر. 
میللی باغیمسیزلیق اوچون، میللی‌باغیمسیز‌ کیتابلار یازیلمالی‌ و اوخونمالی دیرلار. 
کوله یاراتماق‌ دوشونجه‌سی‌ ایله یازیلان‌ کیتابلاردان، آزادلیق‌ و آزاد اینسان‌ توره‌مز.

Friday, June 25, 2021

شستشوی مغزی از طریق حذف شخصیت های ملل غیر فارس: نمی دانیم، پس نیستند!

 

شستشوی مغزی روش ها و زمینه های متعددی دارد که در چند ماه اخیر دست بر شناسایی تعدادی از آن زمینه هایی زدیم. 

دامنه های شستشوی مغزی بسیار وسیع است. یکی از این زمینه ها، شستشوی مغزی از طریق حذف شخصیت های معاصر و تاریخی ملل غیر فارس در ایران است. 

حذف شخصیت های این ملل، در حالی رخ داده است که بر شخصیت های ملت فارس تاکید بسیار شدید و غلیظی شده و می شود. 

سیستم شستشوی مغزی پانفارسیسم، بر این هم بسنده نکرده، بر مصادر شخصیت های تاریخی و معاصر ملل غیر فارس، به نفع ملت فارس هم دست یازییده است. تا شخصیت های غیر قابل انکار ملل غیر فارس را از دست آن ملل خارج کرده و به خدمت اهداف مغز شویی خودشان در بیاورند.

هدف از این اقدام آن است تا به تک تک احاد ملل غیر فارس و حتی به احاد ملت فارس اثبات بکنند که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، گیلک، مازنی، گیلک و ... هیچ شخصیتی نداشته اند. 

یعنی این ملل، مللی بوده اند و هستند که فاقد توانایی پرورش شخصیت های مهم در زمینه های مختلف بوده اند و دارای یک نوع عقب ماندگی ذاتی بوده اند و هستند.

آن ها می خواهند تاکید بکنند که اگر هم آن ملل شخصیتی داشته اند، به خاطر آن، چنان شخصیت هایی در میان ملل غیر فارس رشد کرده و شکوفا شده است که چیزی به فارسی نوشته اند. 

یعنی این زبان و فرهنگ فارسی بوده است که آن فرد را به متخصصی غیر قابل انکار در یکی از زمینه های علمی، فنی، تکنولوژیکی، ادبی، سیاسی، فقهی، عرفانی، فلسفی، ریاضی، هندسه، طب، مدیریت، جنگاوری و فرماندهی و ... تبدیل کرده است. وگرنه، آن ملل، زبان و فرهنگشان فاقد استعداد و توانایی پرورش انسان های متخصص در یکی از زمینه های مورد نیاز انسان و اجتماع بوده و است. 

برای همین هم ملل غیر فارسی که اکنون در ایران اقامت دارند، نه در دوران گذشته دور، و نه در دوران معاصر، شخصیت های مهمی را به جهان نداده اند. 

در نتیجه، ملل غیر فارس، نمی توانند به خودشان، فرهنگشان، تمدنشان، هویتشان، تاریخشان و خاکشان افتخار بکنند. یعنی چیزی برای هویت یابی و افتخار ندارند. یعنی چز تحقیر چیزی عایدشان نمی شود. 

به سخن دیگر، تنها راه خلاصی فرزندان ملل غیر فارس از این حقارت تاریخی، آن است که از ملت تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور و ... دوری بگزینند و با آب فارس ها و زبان فارسی غسل تعمید گرفته و نجات یابند.

در پی همین سیاست ها و القایی شستشوی مغزی است که کمتر کسی از ملل غیر فارس، از شخصیت های معاصر و تاریخی مهم و موثر جامعه و ملت خود خبر دارد. 

چرا؟

چون، در صد سال گذشته، بر انکار شخصیت های آن ملل و بر مصادره بخش دیگری از شخصیت های آن ملل به نفع ملت فارس داستانسرایی ها کرده اند.

بخش دیگر این روش شستشوی مغزی، سیاه نمایی، وحشی، متجاوز، اشغالگر و قاتل معرفی کردن شخصیت های غیر قابل انکار ملل غیر فارس توسط دستگاه شستشوی مغزی پانفارسیسم است. 

برای همین است که شما نمی توانید یک شخصیت مهم تورک را نشان بدهید که سیستم شستشوی مغزی پانفارسیسم، وی را تخریب یا سیاه نمایی نکرده باشند.

چند تن از تورک های تحصیل کرده مدرسه ای و دانشگاهی، ده تن، (چه مرد و چه زن) از شخصیت های معاصر یا تاریخی  تورک را می شناسند که در یکی از زمینه های زندگی بشر تاثیر مثبت گذاشته است؟

چقدر در باره کار، زمینه فعالیت ها و زندگی نامه آن ها می دانند؟ چقدر با افکار، اندیشه ها، نوشته ها و کتاب های آن ها آشنا هستند؟ آیا همه نوشته های تورک ها در تاریخ، به زبان فارسی بوده و کتابی به زبان مادری خودشان ننوشته اند؟ یا ما از وجود هزاران کتاب به زبان تورکی بی خبر بوده ایم.

این نا آگاهی و شستشویی مغزی، تنها منحصر به افرادی با تحصیلات اندک نیست بلکه افرادی مانند سیدجواد طباطبایی که مثلا استاد دانشگاه و نظریه پرداز ایرانشهری و تورک ستیز هم هست، است.

هزاران تن مانند طباطبایی وجود دارند که  با هزاران کتاب تورکی در زمینه های مختلف بی خبر هستند ولی آن ها، این بی خبری را عین با خبر بودن و آگاه بودن خودشان فرض می کنند و نمی خواهد بپذیرند که اگر در باره ضخصیت ها و کتاب های تورکی معلوماتی ندارند، یعنی از وجود آن ها آگاه نیستند. البته کی آن ها، زندانی نوع نگاه و ایدئولوژی سیاسی و نژادپرستانه و قدرت هستند و نمی خواهند بپذیرند که احتمالا صدها و هزاران کتاب مهم تورکی در رشته های مختلف وجود دارند ولی امثال وی از آن ها بی خبر هستند.

در علوم، مدرسه و دانشگاه باید به ما یاد می دانند که اگر معلوماتی در باره هر چیزی، کسی یا ملتی نداریم، دلیل بر آن نیست که آن چه نمی دانیم، وجود ندارد بلکه دال بر آن است که جاهل هستیم و تحقیق نکرده ایم و آگاهی نیافته ایم که چنان چیزی وجود داشته و دارد.

متاسفانه، پانفارسیسم، این توهم را در مدرسه، دانشگاه، رادیو، تلویزیون و رسانه ها رنگارنگ، به مخ های ما رسوبانده اند که "اگر چیزی را نمی دانی، نیست! تحقیق نکن! اگر بود، ما به تو یاد می دادیم! اگر هم هست، قابل بحث و ارزش گفتگو ندارند."

ما در دو-سه هفته آینده، تلاش خواهیم کرد تا این بخش از شستشوی مغزی همه افراد و ملل در ایران را واشکافی بکینم و نشان بدهیم که همه ملل، شخصیت های بسیار مهمی را داشته اند اما پانفارسیسم نمی خواسته و نمی خواهد، شما و ما با آن ها آشنا بشوید و بشویم. چرا که اگر شما و ما، از تاریخ و شخصیت های خودمان آشنا بشویم، به اعتماد بنفس ملی می رسیم و از زیر توطئه های صد ساله پانفارس ها خلاص می شویم.

اگر شخصیتی را ایرانی نامیدند، فورا باید پرسید، مادر، پدر و سه جد آن فرد به کدامین ملت و جغرافیا تعلق داشته است؟ زبان مادری چند نسل او چه بوده است؟ 

 باید پرسید، چرا او را به ایران یا فارس ها نسبت می دهند؟

نسبت دادن افراد به فارس ها در حالی که فارس نبوده اند، جز مغز شویی و تولید تاریخ جعلی برای فارس ها، چه منافعی برای ملت فارس ببار می آورد؟

چرا سیستم شستشوی مغزی در ایران، شخصیت ها را با تعلق ملی و خانوادگی آن ها معرفی نمی کند؟

منظور از ایرانی بودن افراد، یعنی چه؟

آیا ملل غیر فارس، دارای نویسندگان، فیلسوفان، عارفان، شاعران، مخترعان، مکتشفان، توسعه دهندگان علوم و فنون در عصر خود یا سیاستمداران و فرماندهان چیره ای نداشته اند؟

آیا ملل غیر فارس، مانند فارس ها، تنها دارای مردهای شاخص در یکی از عرصه های علمی، سیاسی، حقوقی، فقهی، جنگاوری، شعر و ادب و ... بوده اند یا زنان ملل غیر فارس هم نقش مهمی در تاریخ آن ملل داشته اند؟


برای بررسی این مسایل، دو مهمان

جناب اوغوز تورک - تورک

جناب مهدی هاشمی - عرب

مهمانان این هفته دیالوگ خواهند بود.


انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

بیست و ششم (26) جون 2021

hedayat222@yahoo.com

Wednesday, June 23, 2021

نتیجه پیروزی تورک ها در شورای های شهری: رشت، تورک شد؟

به این‌وسیله، تورکلرین ها ابزاری برای مشروعیت سیاست های ضد تورو پانفارس های پان‌ایرانیست شدند. این نشانه پیروزی نیست. نشانه هضم شدن در معده پانفارسیسم و مشروعیت دادن به رژیمی است که ضد تورو است. می توان شرکت تورکها در انتخابات را به تحویل حکومت تورو قاجار به فارس‌ها تشبیه کرد. اگر استقرار فارس ها به جای تورو هایی که برای نابودی تورو های قاجاری تلاش کردند، ارزش سیاسی برای تورو ها داشت، این انتخابات هم ارزشی برای تورو ها خواهد داشت. در حقیقت، تورو ها با شرکت در انتخابات، بر سیاست های قبلی و سیاست های آینده ضد تورک پانفارس های پان ایرانیست ضد تورک مهر تایید گذاشتند.
آیا این تورک هایی که به شوراهای شهری راه یافتهداند، خواهند توانست در مقابل سیاست های ضد تورک ایستادگی بکنند یا به ابزار پانفارس ها برای ستیز با تورک ها بدل خواهند شد.
در جایی که محمد خاتمی و روحانی با چهل سال سابقه حضور در نهادهای امنیتی، نتوانستند با سیاست های دولت در سایه مقابله بکننند، این تورک هایی که هیچ توان و پشتوانه ای برای مقابله با دولت سایه ندارند، چه خواهند کرد؟

وقتی محمدعلی شاه علیه پانفارس هایی که حاکمیت را در دست می گرفتند، تورک هایی که جهان  و سیاست را درک نمی کردند، با نام مشروطه و بر علیه تورک و به نفع فارس ها جنگیدند و تصور کردند که تورک ها همه کاره ایران هستند و خواهند بود.
وقتی رضا میرپنج کودتا کرد و حاکمیت را از تورک ها گرفته به فارس‌ ها منتقل کرد، ده ها هزار تورک که جهان و سیاست را نمی شناختند، پیروزی پانفارسیسم را جشن‌گرفتند و تصور کردند که تورک ها پیروز شده اند و تورک ها همه کاره ایرانند.
وقتی شیخ محمد خیابانی توسط پانفارس‌های پان ایرانیست سرکوب شد، بسیاری از تورک هایی که جهان و سیاست را نمی شناختند به نام تورک شادی کردند و تصور کردند که تورک ها پیروز شده اند و همه کاره اند.
وقتی لاهوتی شکست خورد، تورک ها بسیار خوشحال بودند و تصور می کردند که ایران و اداره ایران برای تورک ها خواهد ماند.
وقتی حکومت ملی سرکوب شد و ده ها هزار تورک قتل عام و ده ها هزار مجبور به تهجیر اجباری و ده ها هزار فراری شدند، بسیاری از تورک هایی که جهان و سیاست را نمی شناختند، به قتل خواهران و برادران خودشان اقدام کردند و جشن گرفتند و خوشحال شدند که آزربایجان

را نجات داده و به آغوش ایران برگردانده اند.
فرض نکنید که این ها تعداد اندکی بودند، نه. تلخ است، ولی اکثریتی ناآگاه بوده اند که با سیاست، دونستی سیاسی و منافع ملی و تورک و تورک ها آشنایی نداشتند و فارسان می شد که  خودشان را تورک خطاب بکنند.
این ها مانقورها و شستشو شدگانی بودند که درکی از منافع تورک و تورک و ملت تورک نداشتند.









Monday, June 21, 2021

دیالوگ: شستشوی مغزی از طریق بی توجهی به پیش‌نیازهای لازم برای استقرار دموکراسی

 











آذ شرقی و آذ غربی، سمبل جنگ‌ روانی بر علیه تورک هاست

 

"ابروی‌ییشن" یا کوتاه نویسی چیست؟
کوتاه نویسی. در این روشن، حرف اول هر کلمه نوشته می شود.
اگر کوتاه نویسی یک اصل نوشتاری است، پس چرا در ایران، فقط نام استان های آزربایجان شرقی (آذ شرقی) و آزربایجان غربی (آذ غربی) را به این شکل می نویسند؟
در حالی که طبق اصل، باید
آزربایجان شرقی =آش،
آزربایجان غربی =آغ،
چهارمحال و بختیاری = چوبختیاری یا (چموب)،
کهکیلویه و بویراحمد" =کو احمد یا (کوب)،
خراسان رضوی = خ رضوی یا (خر)،
خراسان جنوبی = خ جنوبی یا (خج)،
خراسان شمالی = خ شمالی یا(خش)،
سیستان و بلوچستان = سو بلوچستان یا (سوب)،
تهران = (ته)،
مرکزی = (مر)،
سمنان = (سم)،
هرمزگان = (هر)،
بوشهر = (بو)،
فارس = (فا)،
کرمان = (کر)،
یزد = (یز)،
اصفهان =(اص)،
خوزستان =(خو)،
لرستان =(لر)،
ایلام =(ای)،
کرمانشاه = (کرم)، زمانی که دو کوتاه به هم‌شبیه بشوند، حرف سومی به یکی از آن ها افزوده می شود.
همدان = (هم)،
کردستان = (کو)،
قزوین = (قز)،
زنگان = (زن)،
گیلان = (گی)،
مازندران = (ما)،
گلستان = (گل)،
نوشته شوند ولی فقط اصل کوتاه نویسی در باره آزربایجان شرقی (آذشرقی) و آزربایجان غربی (آذ غربی) اعمال می شوند؟
آیا هدف این نوع نوشتار، یک‌نوع جنگ روانی، تحقیر روانی تورک‌ها، کوتاه کردن و تصغیر سرزمینی و ملی تورکان نیست؟
پ.ن۱= می توان با ابروی‌ییشن یا شکل کوتاه شده آن استان‌ها شوخی های عجیب و غریبی کرد ولی فارس ها برای این شوخی ها ظرفیت ندارند.

پ.ن ۲= در کوتاه نویسی، از صدای حرف اول هم‌استفاده می شود که من در اینجا استفاده نکردم تا حس نشود که جدی نیستم.


Friday, June 18, 2021

شستشوی مغزی با بی توجهی به پیش‌نیازهای لازم برای استقرار دموکراسی

 


در دو هفته گذشته، در باره دموکراسی بحث کردیم و متوجه شدیم که منظور از دموکرسی، حاکمیت مطلق اراده و خواست مردم در همه امور اجتماعی است و آن ها هستند که عده ای را برای اداره امور اجتماعی، با رای خودشان استخدام کرده، بخدمت می گیرند. عده ای از جمله رهبران فکری و تئوریسین های ملایان ایرانی آن است که مردم اطلاعات لازم در باره افرا  و صلاحیت آن‌ها برای اداره امور را ندارند. نه تخصص لازم برای چنان شناختی را دارند و نه تجربه لازم را دارند. براحتی می توانند گول خورده فریفته بشوند. لذا آن ها معتقد هستند که یک عده متخصص یا خبره باید در انتخاب افراد مانند رهبری تصمیم‌بگیرند. 

در حالی که اداره امور اجتماعی یا یک کشور نیازمند پزشک یا مهندس نیست. حتی متخصص علوم اجتماعی، سیاسی، حقوق، روانشناسی، فنی، آمار،  اقتصاد و ... هم لازم نیست. یک متخصص، پزشک، مهندس، اقتصاددان، جامعه شناس و ... فقط می تواند در زمینه تخصص خودش و آن هم بسیار محدود عمل بکند. یک کشور به پزشک و مهندس، حقوقدان و اقتصاددان نیاز دارد اما هیچ کدام آن ها نمی توانند مشکل یک کشور را حل بکنند. 

کشور و اجتماع یک بدن انسانی نیست که به جراح یا پزشک نیاز داشته باشد. یک حقوقدان هم نمی توانند با علم به حقوق جامعه را اداره بکند. اقتصاددان هم نمی تواند و ... همه رشته های علمی و تخصصی از این قبیل هستند.

برای پاسخ به هزاران نوع مسائلی که در جامعه اتفاق می افتد و نیاز به تصمیمگیری است، میلیون ها تن در مراکز آموزشی و تخصصی آموزش دیده اند و مجموعه آن ها باید اداره جوامع و ملل را اداره بکنند. برای اداره جوامع و ملل یا ملت به یک تصمیم گیرنده نیاز است که از میان راه حل های مختلفی که برای حل یک مسئله یا مشکل در جامعه یا کشور به میان می آید، و با توجه به مجموعه اطلاعاتی که سازمان های مختلف اداره، سیاسی، امنیتی، حقوقی، اقتصادی و فکری می دهند، باید یک راه حل یا چندین راه حل را انتخاب و برای اجرای آن ها دستور بدهد.

پس، حتما لازم نیست که مثلا رئیس جمهور، یک متخصص یا دارای فلان مدرک دانشگاهی باشد. چرا که سیستم اداری یک کشور دارای هزاران متخصص در زمینه های مختلف برای دادن رله حل های متفاوت است.

در نتیجه، مردم (نه نخبگان یا الیت های مشخصی) باید بر اساس صلاحدید خودشان، یک یک فرد را برای تصمیمگیری انتخاب بکنند. آن ها ممکن است، به یک بیسواد بیشتر از یک متخصص اعتماد داشته باشند. اگر هم اشتباه کرده باشند، تاوانش را هم‌خواهند داد. احتمال اشتباه یک بیسواد در یک سیستم، به اندازه احتمال یک پرفسور یا دکتر یا وکیل و جامعه شناس و مهندس است. 

ولی برای بروز و ظهور و حاکمیت مطلق اراده مردم باید لوازمی و شرایطی وجود داشته باشد تا دموکراسی یا اراده و خواست مردم بتواند تجلی یابد و مردم فریب سیاس های دروغگو را نخورند.

برای همین است که دموکراسی در فضای خالی عملی نمی شود بلکه برای عملی شدن اراده ملت و پرهیز از فریب دادن ملت، موسسات، نهادها و سازمان های بسیاری لازم هستند. 

برای تحقق راستین دموکراسی، یک قانون مدرن، بر اساس جدایی دین از سیستم سیاسی و اداری، بدون هر نوعی از تبعیض، و با تفکیک قوای سه گانه از هم و نظارت آن ها بر هم لازم و شرط است.

در عین حال و به موازات قانون و قوای سه گانه مستقل، احزاب با گرایش های سیاسی و فکری و بدون نیاز به درخواست مجوز از دولت شرط سوم دموکراسی است. دموکراسی بدون تحزب و آزادی احزاب، امکان تحقق ندارد و دروغی بیش نیست. باید متذکر شد که برای تاسیس احزاب، سازمان ها،  آن.جی.اوها، سازمان های خیریه، و ... هیچ محدودیتی نباید وجود داشته باشد.

رکن چهارم دموکراسی هم مطبوعات، رسانه ها، وبسایت ها و ... هستند. باید تمامی کسانی که در رسانه ها فعال هستند، از نوعی مصونیت قضائی برای دسترسی به اطلاعات دولت، سازمان ها، موسسات، نهادها،خیریه ها و افرادی که در سطوح مختلف سیستم دولتی و نیمه دولتی یا حتی خصوصی مشغولند، داشته باشند.

هر فرد، حزب، سازمان و جمعیتی هم می تواند رسانه ارتباطی خود با مردم را بدون نیاز به مجوز، نظارت و کنترل دولت داشته باشد.

اگر قانونی مدرن تهیه شده و قوای سه گانه از هم تفکیک شده و بر هم نظارت بکنند و اگر احزاب و سازمان های مستقل و رسانه های مستقل هم تاسیس بشوند باز هم دموکراسی عملی نخواهد شد. مگر آن که بر اساس قانون، را اعمال هر نوع سانسور را بست.

اگر ذره ای امکان اعمال سانسور در مطالب و محتوای کتاب ها، نشریات، رسانه ها، وبسایت ها و  از طرف سازمان های نظامی، امنیتی، انتظامی، موسسات دولتی،افراد و ... باشد، دموکراسی یک کلمه توخالی خواهد بود. همان طور که در صد سال گذشته بوده است.

برای جلوگیری از سانسور، باید طبق قانون، امکان شکایت افراد حقیقی، حقوقی، سازمان ها، دولتمردان در هر سطحی از افراد افشاگر، مطبوعات، روزنامه‌نگاران و ... را گرفت. تنها زمانی حق شکایت داشته باشند که بصراحت به آن ها توهینی که قانون مشخص شمرده است را کرده باشند.

برای این که همه این ها با هم کار کرده و قطار دموکراسی را بحرکت در بیاورند، به دادستان ها و قضات مستقلی نیاز است. برای این که دادستان ها و قضات از شغل خودشان سوء استفاده نکنند، باید پاسخگوی سوالات مردم و فعالان رسانه ای در مورد عملکرد خودشان باشند. 

دادستان ها و قضات باید از حقوق جامعه، افراد و بخصوص از حقوق احزاب و افراد افشاگر دفاع کرده و در موارد لازم، از آن ها همه گونه حمایت های مالی، جانی و امنیتی را بکار بگیرند.

نباید فراموش کرد، همان طور که سازمانوها، نهادها، دولتمردان، احزاب، جمعیت ها، دادستان ها و قضات به رسانه ها پاسخگو هستند و رسانه ها از هر کس و هر سازمانی می توانند و حق افشاگری دارند، همین فعالان رسانه ای هم به مردم و دادستان ها، قضات، و ... پاسخگو هستند.

 اگر یک فرد یا سازمان و نهادی حق نظارت و افشاگری در باره همه افراد و امور را دارد، خودش هم تحت نظارت متقابل قرار داشته و باید پاسخگو باشد.

در صورتی که این سیستم باد هم و کار کرده و بر هم نظارت بکنند و تخلفات و اختلافهای همدیگر را افشا بکنند، راه برای فریب مردم، سوء استفاده از قدرت و فرصتی که مردم به دولتمردان و سازمان ها و نهادهادولتی و نیمه دولتی و حتی خصوصی می دهند بسته خواهد شد.

برای بررسی این مسئله سه مهمان در برنامه این هفته دیالوگ شرکت خواهند داشت.

جناب مهیم سرخوش؛ از فعال سیاسی و نویسنده

جناب امین قضایی: جامعه شناس و فیلسوف

جناب آغوز تورک: محقق سیاسی-اجتماعی


با احترام

انصافعلی هدایت 

تورنتو - کانادا

هیجدهم (18) جون 2021

hedayat222@yahoo.com




 


 







بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs