ملتی که برای حقوقی بجنگد، دارای حقوق میشود، ملتی که نجنگد، فاقد حقوق است
ا
بسیار ممنونم از تبریکتان.
من، هیچ توقعی از پزشکیان ندارم. او پزشکیان و رئیس جمهور ایران و حامی منافع دولت پانفارس محور است.
پزشکیان، نه فعال ملی است، نه میللتچی، و نه پانتورک معتقد به تامین و تظمین منافع ملی تورکها است.
لذا پزشکیان نمی تواند در درون سیستم ضد ملل تحت اشغال در ایران، به تنهایی کاری بکند.
او یا باید سیستم حاکم در ایران را از "نو بسازد" که انقلابی بسیار مدرن و مهم خواهد بود یا باید در درون همین سیستم هضم شده و با سیستم موجود همراه بشود که به نظر میرسد، چاره ای هم جز همراهی با سیستم حاکم نخواهد داشت.
ولی امیدوارم که ملل حاشیه، در پسا انتخاب پزشکیان، به خودشان، به توان و پتانسیلهای خود و قدرت حاصل از اتحادشان و پتانسیلهای همکاری در میان ملل خودشان آگاه بشوند.
امیدوارم که ملل پیرامون، به فکر و عمل ایجاد مرکز فکری و فرماندهی واحد (در تبعید) برسند.
امیدوارم ملل تحت اشغال فارس-ایران بتوانند بعد از یکصد سال فرصت سوزی، به مرحله فرصت سازی و استفاده از فرصتهای خودساخته، دشمن ساخته و فرصتهای ساخته شده بینالملی در بحرانها واقف شده باشند.
امیدوارم که ملل مستعمره فارس-ایران بتوانند فرصتهای خودساخته و دشمن ساخته را در مسیر منافع ملی ملل خود مدیریت بکنند.
"مدیریت فرصتها" موضوع بسیار مهمی است که در آن بسیار ضعیف هستیم و دشمن می تواند ما را در عدم استفاده از فرصتها مدیریت بکند.
امیدوارم که ملل ممنوعه بتوانند بر اساس رویاهای ملی خود و بر اساس آنچه ملل خود را لایق آن نوع از زندگی، رفاه اجتماعی و فردی می دانند و می خواهند و بر اساس شناختی که از خودشان و لیاقتهایشان دارند، به سمت اداره و مدیریت زندگی ملی خیز بردارند.
امیدوارم که این ملل در اسارت یکصد ساله، با توان و پتانسیلهای ملی خود و ملل همرزم آشنا شده، به تواناییهای خودشان ایمان بیاورند و برای حقوقی که خودشان را لایق زیستن آن حقوق تصور میکنند، بجنگند.
چون، هیچ کسی و هیچ ملتی، هیچ حقی ندارد الا آن که برای آن حق یا حقوقی که خودش را لایق زیستن آنها می داند، جنگیده باشد.
داشتن دولت ملی، حاکمیت ملی و مستقل، آزادی، رفاه، امنیت و ... حقوق مادر زادی افراد و ملل نیستند.
یعنی، باید برای بدست آوردن و زیستن آن حقوق ملی و فردی جنگید و برای جنگیدن باید قدرتمند شد.
کسان و مللی که فاقد قدرت و اراده جنگیدن هستند، نمی توانند بجنگند و ملل یا کسانی که نمی جنگند، حقوقی را بدست نمی آورند و محافضت نمیکنند.
چرا که حقوق را صاحبان قدرت، برای مدیریت ضعفا مینویسند تا به ضعفا نظم و انتظام بدهند.
یعنی اگر فردی یا ملتی میخواهد حقوقی را داشته و بر اساس آنها زندگی بکند، باید مسلح به ایدیولوژی و مسلح به سلاحهای زمانه باشد.
حقوق، در سایه سلاح و شهامت جنگیدن بدست می آید و تامین تظمین میشود.
نتیجه:
لوله تفنگها، مسیر بدست آوردن و همچنین راه از دست دادن حقوق ملی و فردی است.
دعوت بخشی از فعالان جامعه مدنی-سیاسی آزربایجان جنوبی از مردم عرب الاحواز به حضور فعال در حمایت از اراده ملی تورک ها در جنگ جاری سیاسی بر ضد حاکمیت فاشیست های فارس، کار و اقدام بسیار جالب و ستودنی است.
من (انصافعلی هدایت) نه تنها از این اقدام روشنفکران و متفکران تورک حمایت می کنم بلکه تمایل داشتم تا این اقدام در سطح گسترده تری رخ بنماید.
حتی از دوستان خواستم تا حقوق ملی انکار شده و تابو شده تورک ها در یک صد سال گذشته را در متن صدها و هزاران طومار و خواستنامههای اقشار و اصناف مختلف ملت تورک به نمایش گذاشته به رخ دولت، حاکمیت فارس ها و جهانیان بکشانند.
تصور من این است که اگر ما می توانستیم، از قبل و برای چنین مواقع و فرصت های تاریخی برنامه ریزی کرده و حقوق ملی قدغن شده خود را بجای حلقوم تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی و همچنین از حلقوم بخشی از بدنه دانشجویی فریاد بزنیم، اگر حقوق ملی خود را توسط صدها، بلکه هزاران انجمن صنفی، و بخشهای اجتماعی .و … نوشته، منتشر بکنیم، نتایج بسیار متفاوت تری از آن چه بدست آورده ایم، بدست می آوردیم.
در آن صورت، صداها و خواست های ملل تورک، عرب، بلوچ، کرد و … برای "تغییرات بنیادی" و زیربنایی، بسیار قدرتمندتر و بلندتر شنیده میشدند.
اما متاسفانه و مثل صد سال گذشته، بجای برنامه ریزی برای کنشهای گسترده تر و سازمان یافته، فقط به نشان دادن اراده خود به حاکمیت و جوامع بین المللی، آن هم به شکل تحریم بسنده کردیم.
اگر به جای یک صدا برای تحریم در جهت تغییرات زیربنایی و دستیابی به حقوق ملی، به بسیج تمامی اقشار، طبقات، صنوف اجتماعی برای بلندتر کردن این صدها و خواست های ملی برنامه ریزی می کردیم و بجای یک صدا، صدها و هزاران صدا، طومار، و بطور همزمان و از طرف اقشار، طبقات و صنوف شغلی و اجتماعی و … بر می خواست، اراده ملل برای تغییر زیربنایی و حقوق ملی هم در افق و هم در ارتفاع، خودش را نه خواست یک قشر و طبقه، بلکه خواست و اراده ملی تمامی اقشار ملل اثبات کرده و شنیده می شد.
دولت مرکزی و پانایرانیستها، در هر فرصتی تلاش کرده اند و تلاش می کنند تا اتحاد ملی و اجتماعی ملل؛ چه در درون هر ملت و چه در سطح همکاری بین ملل در ایران سیاسی را تجرید و تجزیه کرده، خواستهای ملی این ملل را نه خواست همه اقشار، طبقات، صنوف که خواست بخش کوچکی از مللل نشان بدهند.
آن ها با این تجریدسازی و تجزیه و همچنین در سایه سکوت اجتماعی و بیر تفاوتی بخش های بزرگتری از جوامع و ملل، موفق شده اند تا آن بخش از ملل معترض و حقوق و اراده یشان را سرکوب بکند.
در حالی که اگر می توانستیم، در طول مثلا یکی-دو روز تا یک هفته، تمامی انجمنهای صنفی، اقشار، گروهها، احزاب، انجیاوها و ... خواستهای ملی ملل خودمان را با نام و نشان رسمی و شفاف صنفی خود فریاد بزنیم، نه تنها روحیه ملتگرایی، شجاعت اجتماعی، اتحاد و همصدایی درون ملل افزایش می یافت که صدای هر ملتی به تمامی و در کلیت خود هک شنیده می شد.
من تصور می کنم؛ ما، به عنوان روشنفکران ملت خود مقصریم و خیلی کوتاهی کرده ایم.
متاسفانه، ما روشنفکران ملل، مبارزات ملی را برای یک مرحله و در یک سطح و برای مدت زمان کوتاهی طراحی کرده و در همان حد متوقف می شویم.
در حالی که باید مبارزه برای حقوق ملی را پیچیده تر کرده و برای مبارزه در هر مرحله و شرایطی، لایههای مختلف و سناریوهای متفاوتی را طراحی و پیشبینی بکنیم تا بتوانیم با خلق اتمسفری همه جانبه، دشمن ملل و حقوق ملی ملت خودمان را مجبور به تسلیم به اراده خودمان بکنیم.
برای اعمال و تحمیل تغییرات مورد نظر به دولت و حاکمیت، باید قشر خاکستری ناراضی که تقریبا بیش از نود درصد ملل و جوامع است را به شرکت فعال و در لایه های مختلف نه تنها تشویق که مجبور بکنیم.
با افکار ضد انسانی یک شوونیست فاشیست پانفارس آشنا شوید
باز نشر و سانسور کلمات قبیح و ضد ارزش های انسانی توسط انصافعلی هدایت
این نوشته هم در گروه های فارس های فاشیست و ضد بشر دست به دست می گردد. جناب دکتر ضیاء صدرالاشرافی این نوشته را برای من فرستاده است.
در زیر می توانید نوشته های یک پانفارس فاشیست به همگروهایش را بخوانید:
نوشته یک فاشیست به فاشیست های دیگر:
بله جانم! مدتها است که این ننه گرگ گ...ها در صدد تاسیس دولت دوم مغول و گسترش زبان بدوی و الکن و گوش خراش ترکی در ایران هستند.
آن وقت که در ورزشگاه، پرچم ... با... و ... را بالا میبردند و روی بنر مینوشتند "جمهوری اسلامی مهمان تاریخ است" باید این را میفهمیدی و عمل میکردی.
این انگلها، امروزه در همه ارگانها نفوذ کرده اند. یک نمونه همین خیابانی تخم ح... است که بارها گریاشهای ترک گرایانه خود را بروز داده است "من زاده ترکستان هستم"...
امروز هم که با وقاحت در ارومیه شعار "جلیلی خاک بر سرت" سر میدهند!
پان ترک یعنی حیوان!
پان ترک یعنی عصاره کثافت!
پان ترک یعنی موجودی که مادرش توسط گرگ ... شده!
زبان ترکی یعنی زبان اهریمن!
ترکی یعنی زبان متجاوزین به خاک ایران! یعنی زبان آنهایی که به زنان و دختران ایران تجاوز کردند!
این زبان انگل در زمان شاه به خوبی در حال انهدام بود و نظام اسلامی باید همان مسیر را پیش میرفت که دقیقا عکس آن را ادامه داد و شد آنچه که امروز شد.
رویشهای "هویت طلبانه" را تجربه میکنید، که ریشه همه آنها در زبان اهریمنی آنها دیده میشوند!
حال میتوانید از "تحصیل به زبان مادری" لذت ببرید.
وقتی در طویله شورای اسلامی، قوم و قبیلهٔ گراها برای زبان پارسی تصمیم میگیرند! و آن بنده خدا در بیت میگوید "حتما به بچه زبان ترکی را یاد بدهید" ... یاد بدهید تا نتیجه آن را هم ببینید.
استراتژی و سیاست جدید پانفارسها و ایرانشهریها، تجزیه تورکها بر اساس استانها و شهر ها و سوق دادن آنها به جنگ با هم است تا انرژی تورکها بر علیه فارسها را خنثی بکنند.
همده اوز الیمیز ایله بولوروک اوزوموزو دوشمن اوچون، دوشمن اویونو اوچون.
هر کیم اورادا، او وطنده، یاشیرسا، وطنین بوتونلویون، آزادلیقین، موستقیل دوولتچیلیگین قبول ادیرسه، بیزیم میللتدن، بیزیم وطنداشیمیز دیر.
وطنداشلاریمیزین، تئز اینانانی، آلدادیلمیشی، سئچگیده بیر حاقلاری الده اتمهنی اومانیدا وار.
ان آز بیر حاقی الده اتمک طاماحچیسیدا وار. ان آز حاق اوچون سئچگیلرده چالیشانیدا وار. تحریمچیسیده وار، ایشتیراک ادنیده وار، ایشتیراکا چاغئرانیدا وار. آمما هامیمیز وطنداشیق و میللتیک.
دوشمن بیزی ایچ، دئش، خایین، حاق اوچون سیچگیمئیدانینا گیرنلر، تورکچو، تورک بالاسین دستکلیینلر، فارسچیلار، فارسچینی دستکلیینلره و ... بولموش گورونور ایندی.
بیز ایسه، ایچده، دئشدا، دوشمنین مئیدانیندا، دوشمنین چیخارلاری اوچون اوینامامالییق.
بیر بیریمیزه دوشمان آغزی ایله قارا یاخمایا چابالامامالییق.
دوشمن بیزی بولمک اوچون بیر سئچگی اورتایا آتیب، بیزی بولمهیه چالیشسا دا، وطنداشیمیز دا بیر چوخ شئیلر الده اتدی.
همن بئش-اون گونده، تاریخده گورونمهمیش قدرده تورکچولش دی. "تورک بالاسینا دستک اولاق" دییه، بیرلشمهیه و بیر تورک بالاسینا سس وئرمهیه چالیشدی. بیر تورک بالاسین، بیر اومود اوچون سئچمهیه، تورکلوک اوزرینده بیرلشمهیه، چالیشدی.
تاریخیمیزده بئله تورکچولوک چوخ همده چوخ چوخ آز گورونموش دور. بو بیرلیکدن، دوشمن یوخ، بیز فایدالانمالی و بو روحو، بو حالی ایداره اتمهلی، یونتمهلییک.
یعنی، توم وطنداشلاریمیز ایرانا اولان اینانجین الدن ویرمیش. آزربایجانا، تورکه، میللی چیخارلارا یونلمیش دیر.
هر حالدا، پزشکیان خایین چیخارسا، بیزیم میللته بیر شوک گلیر. میللت دوغرو و گرچک تورکو، یالانچی ایله آیئرت ادر.
بیزیم میللت بو دفعه، وطن بالاسی دئدیگینه، تورک دیدیگی بیرینه، تعصّوب گوستردی.
حتّا بو تورکچولوک، او قدر گئنیش و درین اولدو کی "تورکم"، " تورک بالاسییم"، "اتام تورک- آنام تورک" دیمهین اویونجاق بئله آناسین تورکجه اوینادیر کی جان-جیگر اردبیلیمیزین سسین فارسلیقا، ایرانچیلیقا اُغورلاسین.
بو سئچگینی و فورصتی ایران-فارس و ایشغالچیلار یاراتدیلار آمما و عجبا، بو سئچگینی ایران-فارس قازاندی، یوخسا تورکلوک، آزربایجانچیلیق و میللتچیلیق، همده تک آزربایجان دا یوخ، توم ایران آدلانان وارلیقدا قازاندی؟
اگر بیز میللتچیلر، ایگیرمی-اوتوز ایل زحمتلریمیزین، زیندانلاریمیزین، سورگونلویوموزون، دانئشمالاریمیزین، یازمالاریمیزین و ... میللتیمیزده اولان اتکیسین اولچمک ایستهسئیدیک، بو سیچگیلردن داها یاخجی بیر زاماندا او اتگیلری ائولچه بیلرمی دیک؟ چالیشمالاریمیزین سونوجون گورهبیلمی دیک؟
منجه، بیز بولونموش گورونسکده، بولونمهمیش، بلکه بیرلشمیشیک.
بلکه پزشکیان سس گتیریرسه، آزربایجانا بیر خئیریده اولار. آمما آز خئیری بو اولدو کی ایران آدلانان قورندارما وارلیق دا تورک-فارس، ایران-توران تاریخی ساواش حتّا سیاستده بئله رسمی اولاراق، یئنهده یئرین آلدی و ایران ایکی یئره بولوندو.
لازیم دئییل کی بولونمهنی تک اوز ایچیمیزده گورک، کدرلهنک. بلکه بیزده، بیر اینجی دفعه، گئچن یوز ایلده ایرانی-فارسی همده چوخ گئنیش و درین اولچوده بولموشوک.
ایران-فارس بیزی بولمک اوچون بیر فورصت یاراتدی. قازانمیش گورونسهده، بیزیم میللت سئچگیلردن بیر نیچه گون سونرا بیرلهشهجک آمما ایران آدلانان یئرده آچیلان دره و کور گوزله گورونن تورک-فارس، ایران- توران ساواشینین اوستون اورت باس اتمک مومکون اولارمی؟
منجه، پزشکیان چیخا، چیخمایا، آزربایجان و تورکه بیر شئیلر قازاندیرا قازاندیرمایا، تورکلر یئنی جیبهه آچمیش و ایراندا توم میللتلری فارسلیقا قارشی یانینا آلمیش و ساواشی قازانمایا آیاقلانمیش دیر ایندیلیک.
سون سوز: بو قازانج گوستردی کی بیز تورکلر، بوتونلوکده، بیر وار اولان دوولتین دوشونور بئینی کیمی دوشونوب، ماموریّتلریمیزه گورا بولونوب، هر بولوم اوز ایشین دوغرو دوزگون یئرینه قویدو. ایچیمیزده ساواش گوروندو آمما دوشمنی تاولایلابیلدیک. بیز اونو اویناتدیق و سیندیردیق.