A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Saturday, February 27, 2021
چند سوال در باره تاریخ و شستشوی مغزی از طریق تایخسازی
تاریخ جغرافیایی سیاسی از کی آغاز می شود؟
چرا تاریخ سیاسی ایران با کوروش و هخامنشیان آغاز می شود؟
چرا ملل موجود در ایران کنونی مانند تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها و دیگر تورک ها، عرب ها، بلوچ ها، لورها، گیلک ها، کرد ها و حتی خود فارس ها تصویز و ذهنیتی روشن از هخامنشیان و کوروش نداشته اند؟
چرا فردوسی به عنوان مهمترین فرد پانفارس و ناسیونال پانفارس با سلسله ای به نام هخامنشیان و فردی به نام کوروش آشنا نبوده است؟
چرا شعرا، نویسندگان، فاتحانی که فارسیستان را اشغال کرده اند، نامی از سلسله هخامنشیان و کوروش و آثار بجای مانده از کموروش سخن نگفته اند؟
چرا هیچ خاندان و سلسله حاکم بر این منطقه خود را به کوروش و هخامنشیان منتسب نکرده اند؟
چرا حافظ و سعدی و ده ها شاعر و نویسنده ای که در نزدیکی بناهایی که امروزه به کوروش نسبت داده می شود، زندگی می کرده اند، از کوروش و آثار منتسب به وی بی خبر بوده اند؟
در حالی که نام جمشید وافراسیاب و ... که در شاهنامه فردوسی آمده است و مردم از آن نام ها برای نامیدن فرزندان خود استفاده می کرده اند، ولی تا دوره رضاخان کودتاچی مردم نامفرزندان خودشان را کوروش نمی گذاشتند؟
چرا جغرافیایی سیاسی ایران فردوسی نامشخص بوده و متغیر است؟
شستشوی مغزی از طریق تاریخسازی مصنوعی
یکی از روش های رایج شستشوی مغزی در ایران صد سال اخیر، کندن انسان ها از زندگی در واقعیت های روزانه دنیای معاصر و بردن آن ها به زندگی خیالی در 2500 سال گذشته است.
سیاستمداران و رهبران پانفارس، برای آفریدن ایرانی بر اساس اصول پانفارسیسم، نمی توانستند به زندگی جاری روز چنگ بزنند. چرا که افکار، اندیشه و اصوال پانفارسیسم، نمی توانست به خواست و حقوق مورد نظر روز مردم پاسخ بدهد و پانفارسیست ها نمی نمی خواستند با معضلی به نام مردم، زندگی جاری و حقوق و خواست های آن مردمان و ملل رنگارنگ در ایران روبرو شده و پاسخگو باشند.
آن ها می خواستند، در ایرانی که خلق می کنند، فقط یک رنگ باشد. آن ها می خواستند با قلم سنگ تراشی پانفارسیسم، همه رنگ های متنوع ملی، فرهنگی، تمدنی، تاریخی، هنری، دینی، فکری، زبانی، و ... و شیوه زندگی را پاک کرده و همه را به یک رنگ خاص و مورد نظرشان در بیاورند.
برای رسیدن به این هدف، تنها چاره بدون دردسر برای پانفارس ها، پناه بردن به دل تنگ و تاریک تاریخ گذشته بود. آن ها باید مردم را به گذشته می بردند و به آن ها القاء می کردند که گذشته فارس ها یا همان آریایی ها، خیلی قابل افتخار است. اتفاقا تنها منبع قابل افتخارارزان هم بود..
چون چیزی قابل عرضه برای زیستن در دل احساس افتخار در رود جاری زندگی امروزین و در قرن جاری نداشتند. از قافله علم و تکنولوژی و اختراعات و اکتشافات و ... آزادی ها، دموکراسی، حقوق بشر و ... عقب مانده بودند و چنان مفاهیمی را هم درک نمی کردند.
برای رسیدن به آن ها مفاهیم و روش زندگی افتخار آمیز در قرن جاری و دنیای در حال پیشرفت، به زحمت و سرمایه گذاری های فراوان نیاز بود. در عین حال، احتمال بسیاری هم بود که با شورش های اجتماعی ملل مختلف در این منطقه از چهان که تحت کنترل پانفارسیسم بودند، روبرو بشوند.
برای همین هم، بهترین و کم هزینه ترین راه برای سیراب کردن حس نیاز به احساس سر بلندی و غرور که کم هزینه هم بود، پناه بردن به تاریخ خیالی بود.
باید کدامین تاریخ را برای ایجاد حس غرور عمومی انتخاب می کردند؟
آیا چنان تاریخی در اذهان ملل مختلف در جغرافیای رنگارنگ این منطقه از جهان بود که بتوان تاریخ مشترک همه ملل نامید؟
چنان منبع و نقطه ای در تاریخ نبود که به همه ملل در این جغرافیا تعلق داشته و همه ملل تصوری حتی کمرنگ آن آن تاریخ در ذهن داشته باشند. پس، رهبران پانفارسیسم تصمیم گرفتند که برای تولید "تاریخی مشترک"، بر اساس ایده هایی که تازه در اروپای پیشرفته مورد قبول واقع شده بود، برای همه ملل در ایران سفارش داده، جعل کرده و بسازند.
چون خود رهبران پانفارسیسم چنان مایع علمی نداشتند که چنان تاریخی را بسازند و اگر هم می ساختند با مخالفت ملل غیر فارس روبرو می شد، دست به دامن دانشگاه ها ومراکز اکثرا یهودی شده و به آن ها، سفارش تهیه یک نسخه از تاریخ ویژه برای پانفارس ها، بر اساس توهم برتری نژاد آریایی تاریخی در اروپا را دادند.
خارجی ها دست بکار شده و برای پانفارسیسم یک تاریخ و چند بنای تاریخی از زیر خاک بیرون کشیدند و آن ها را در بوق دشتگاه پروپاگاندای حکومتی کردند که بباورانند که آن چند بنای ناقص و چند کتیبه شاهکار دنیا بوده اند و هستند.
آدم هایی که می خواستند خودشان را فریب بدهند، فریب خوردنشان هم ساده بود. برای فریب دادن خودشان و مللشان، کارشناسان فریب و جعل تاریخ و تاریخ سازان حرفه ای را استخدام کردند. چون تمایل بهع فریب خوردن داشتند و می خواستند، فریب آن ها را خوردند.
بر اساس همین چند کتاب، چند ستون، چند کتیبه سنگی یا گلی، آن هم بسیار محدود، بسیاری از استادان، نویسندگان و تاریخ نویسان حرفه ای در ایران تربیت و استخدام شدند تا از آن چند تکه و چند کلمه، زیر و بم تاریخ 2500 سال قبل را بیرون کشیدند.
قوه تخیل پانفارسیسم چنان متوهم شده بود که از آن چند جمله، هزاران کتاب در باره تاریخ گذشته، خلق کرد. افکار و احساسات، درک و آرزوهای امروزین خودشان را نه در رود جاری زندگی که در تاریکی تاریخ دیده، جسته و یافتند و با چند جمله ای که به عنوان منبع نور به دست آن ها داده شده بود، به کشف تمامی ثانیه های زندگی تاریخ و حتی خلوتگاه مردمان 2500 سال ثبل نایل شدند.
آیا آن چند اثری که خارجی ها در ایران پیدا کرده و به پانفارسیسم هدیه کرده بودند، واقعی بودند و واقعی هستند؟
آیا می توان بر اساس آن ها، این همه کتاب تاریخ دقیق و با جزئیات فوق العاده نوشت؟ یا همگی آن کتاب ها ساخته ذهن متوهم نویسندگان حرفه ای هستند که در استخدام اداره آفرینش دستگاه شستشوی ذهنی بودند و هستند؟
آیا مطالب و داست های آن کتاب ها قابل اعتماد و قابل قبول هستند؟
آیا می توان به بی طرفی نویسندگان تاریخ در ایران معاصر و اسناد آن ها اعتماد کرد؟
متاسفانه ایرانیان چنان تحت القای تبلیغات پانفارس ها و تحت سحر نام تاریخسازان اروپایی، آمریکایی و یهودی ها قرار گرفته اند که هیچ سوالی در باره چگونگی خلق شدن آن همه تاریخ دقیق، از خود نپرسیدند.
همه، محتوای آن کتاب ها و تبلیغات ها و را به عنوان واقعیت های تاریخی پذیرفتند. یک سیستم شستشوی مغزی یا تعلیم و تربیت نسل های پی در پی در ایران معاصر و بر اساس همان تاریخی که ریشه در فرهنگ و تاریخ ملل در ایران نداشتند، خلق کردند و انسان ها را در داخل این سیستم تربیت یا شستشوی ذهنی کردند.
جالب آن است، افرادی که در مدارس و دانشگاه ها، تحت تعلیم و تربیت رسمی مورد نظر پانفارسیسم قرار گرفته اند، همه آن توهمات را به عنوان واقعیت های زیسته تاریخی همه ملل در این منطقه قبول کرده و به دل آن پناه برده و احساس نیاز خود به غرور را تطمیع کرده اند و می کنند.
کمتر صدای مخالفی بود، یا اصلا صدای مخالفی نبود. اگر هم صدای مخالفی بود، در میان تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها و ... بودند که بخاطر احساس شکست خوردگی از و تسلیمیت به حاکمیت دیکتاتوری پانفارسیسم، صدا و نفس مخالفشان را در نمی آوردند.
چرا که آن ها قتل عام ها را تجربه کرده بودند و پانفارسیسم از آن ها، زهر چشم گرفته بود. آن ها فقط می خواستند زنده بمانند و زنده ماندنشان در سایه سکوتشان و تظاهر به قبول آن چه پانفارس ها ساخته بودند و حتی در تایید آن ها نهفته بود.
تا این که چند سال پیش، زمزمه هایی در مخالفت با تاریخی که به عنوان تاریخ مشترک برای همه ملل در ایران کنونی و توسط اروپایی ها کشف و خلق و تعلیم شده بود، آغاز شد و همه تاریخ و حتی واقعی بودن چند بنا و کتیبه هم به زیر سوال رفت اما ادامه کار سیستم شستشوی مغزی حاکم بر ملل در ایران، از طریق همان تاریخسازی مصنوعی ادامه دارد و حتی به نوعی از دین سیاسی و ایدئولوژی برای بخشی از پانفارس ها بدل شده است.
من (انصافعلی هدایت)، تلاش خواهم کرد که محققان را در برنامه های پی در پی "دیالوگ" در کنار هم گرد آورده و در باره آن سیستم تعلیم و تربیتی یا همان سیستم شستشوی مغزی بحث بکنیم.
یاد آوری بکنم که مرحوم ناصر پورپیرار، کتاب ها و ویدئوهایش در این باره، جایگاه بسیار مهمی دارند و حداقل از تشکیک علمی برخوردارند.
خانم هایده ترابی هم نقش مهمی در این عرصه داشته اند و دارند و امیدوارم که مجبور به سکوت نشوند.
Wednesday, February 24, 2021
اگر پانتورک بودم و بودیم
Saturday, February 20, 2021
علوم انسانی و سیاست برای تورک ها در ایران
انسان چیست و چه تعریفی از او می شود؟
تعریف علوم مرتبط با انسان یا علوم انسانی چیست؟
ما انسان را تعریف می کنیم تا او را بشناسیم تا بر اساس این سناخت از انسان، برایش علومی را تولید بکنیم که به آن موجودی که شناختیم و تعریف کردیم خدماتی را عرضه بکند.
ارسطو انسان را حیوان ناطق می دانسته است. او به زبان و فکر انسان اهمیت می داده است. برای همین هم، ارسطو به فکر و فعالیت های فکری و زبانی او پرداخته است. او فلسفه را شکوفا کرده است. منطی سخن گفتن زبانی را برای خدمت به انسان تدوین و تالیف کرده است.
انسان تحت تاثیر فرهنگ فارسی و پارسیان چه تعریف و شناختی از انسان داشته اند. برای نمونه به یک مورد از تعریف انسان از زبان یکی از مشهورترین متفکران و روشنفکران پانفارسیسم اشاره می کنم.
صادق هدایت را همه می شناسند و او را برجسته ترین فرد و الگوی روشنفکری معاصر و روشنفکر برجشته عصر پهلوی ها می دانند.
تعریف صادق هدایت از انسان چیست تا بر اساس تعریف او برای انسان مورد نظر خدماتی ارائه بکنیم؟
صادق هدایت، انسان را چنین تعریف می کند: انسان موجودی است که از یک دهان و معده، روده و آلت تناسلی تشکیل شده است.
یعنی او نیازمند فکر و فلسفه، سیاست و علوم اجتماعی و ... نیست. انسان مورد نظر عصر پهلوی، عبارت بود از یک دهان برای خوردن، معده و روده ای برای هضم و الت تناسلی برای ایجاد روابط سکسی یا تخلیه آن چه از باید بدن بیرون برود.
در این صورتف چخ نیازی به تعریف و ایجاد بستری برای تولید علوم انسانی است. انسانی که موجودی انفرادی و منطوی نیستو بلکه موجودی اجتماعی و جمعی است که نیازهای بسیار گسترده تری دارد. یکی از این نیازهای انسان، تعریف سیاست استو معنای سیاست در همین فرهنگ پارسی و زبان فارسی چیزی در حدود "زیرکی"، "حیله گری"، "رندی"، "تنبیه، "شکنجه" و "مجازات" است.
اما سرشت علوم انسانی به انسان تفسیرگر آن ها، به نوع نگاه او به خود، به ملت خود، به جامعه خود، به همسایگان و به جهان، به تعریف منافع ملی آن ملت، به نگاهش به جهان، روابط جهانی، روابط درون خود، به آزادی ها، به مطبوعات، به احزاب و جمعیت ها، به نوع حکومت و حاکمیت، به مرزهای جغرافیایی و فرهنگی و تمدنی آن ملت و آن شخص و به منافع آن ملت در فراتر از مرزهایش بستگی دارد.
سیاست هم مانند حقوق، تحزب، روانشناسی اجتماعی و روانشناسی فردی، جامعه شناسی، فلسفه، تاریخ، اقتصاد، پول، بانک، مالیات، و نطامی و ... هم معنا و مفهوم و رنگ و بوی فرد یا ملت خاص را بیان و ارائه می کند.
سیاست جزو علوم کختص هر ملت خاصی است که صد در صد با ملل دیگر متفاوت است که رنگ و بوی ملی-جمعیتی، تاریخی، زبانی، فلسفی، اقتصادی و ... آن ملت را در مقابل دیگر ملل دور و نزدیک تامین و تعریف می کند.
برای همین هم باید هر ملتی سیاست مختص خودش را خودش تعریف بکند تا این تعریف منافع مورد نظر او برای خود آن ملت را تعریف و تظمسن بکند. اگر ما در تغعریف سیاست از دیگر ملل و کشور ها تبعیت بکنم و تقلید و کپی بکنیم، منافه ملت خود را تامکین نخواهیم کرد بلکه در خدمت تامین منافع ملی ملتی خواهیم بود که تعریف آن ها اط سیاست را پذیرفته، تقلید و کپی کرده ایم.
اگر سیاست را خود هر ملتی تعریف و مشخص نکند، نمی تواند به خواست های آن ملت در آن شرایط و در آن مقطع تاریخی-زمانی پاسخ لازم را بدهد. نمی تواند به خواست های آن ملت، به آرزوهای ان ملت،جامع تفسیری و اجرایی بدوزد. نمی تواند وضعیت موجود آن ملت را توضیح داده، آینده مورد نظر آن ملت را در تاریکی های سیاسی روشن بکند، نمی تواند منافع ملی ان ملت را در درون خود ملت و در بیرون و در میان دیگر ملل تفسیر و روشن بسازد. نمی تواند حاکمیت ملی بر مرزهای جغرافیایی-فرهنگی آن ملت، اقتصاد آن ملت و جایگاه مخصوص آن ملت در میان دیگر ملل و درجهان سرو سازمان بدهد.
آیا معنا و مفهوم سیاست در منطقه خاورمیانه یا ایران یا در اروپا و آمریکا، همان معنا و مفهومی است که تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها و دیگر تورک ها در ایران اراده کرده اند؟
آیا آن معنا و مفهوم سیاست، تورک ها را به خواست، حقوق، آرزوها، جایگاه انسانی، فرهنگی و تمدنی مورد نظر تورک ها برای خوئدشان در میان دیگر ملل رهنمکون می شود؟
آیا معنی و سیاستی که در ایران برای ما آموزش داده می شود، یا بر روی ما اعمال می شود، منافع ملی و حقوق و خواست ها و آرزوهای ما تورک ها را تامین می کند؟
آیا معنا و مفهوم سیاستی که بر روی ما در ایران اعمال می شود، مسایل و مشکلات، حقوق و خواست های ما تورک ها را تامین و تفسیر می کند؟
اگر پاسخ به این نوع از سوال ها منفی است، پس درک معنا و مفهوم سیاست در راه و مسیر منافع ملی تمدنی تورک ها نیست و نمی تواند آن منافع را تامین و تظمین بکند. نمی تواند ما را، اراده ما را، خواست ما را، حقوق ما را، و ... بعنواتن یک ملت تعریف بکند
اگر سیاست در ایران ما را ملت نمی بیند بلکه قوم می نامد، نمی تواند منافع ما را تامین بکند.
پس نیازمند طراحی معنا و مفهوم متفاوتی از سیاست نه تنها به عنوان علم بلکه به عنوان رفتار، برنامه ریزی، کارکرد اداری-سیاسی سیاسی هم هستیم
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم (20) فوریه 2021
HEDAYAT222@YAHOO.COM
شستشوی مغزی از طریق مخالفت با آموزش زبان های مادری
می دانیم که در ایران، نه تنها سازمان ها، نهادها و مقام های دولتی، احزاب و تشکل های صنفی و حرفه ای، حتی بعضی از جریان های شبهه دینی، بلکه تعداد زیادی از افراد عادی، دانش آموزان و دانشجویان، روزنامه نگاران، نویسندگان، محققان، اساتید دانشگاهی، ملاها و آیت الله ها هم با رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران مخالفت می کنند.
آیا سیستم آموزشی و تربیتی دولتی در ایران بعد از قاجاریه و از دوران رضا شاه تا کنون، بر پایه شستشوی مغزی افراد در همه سطوح آموزش رسمی و غیر رسمی استوار شده است؟
هدف شستشوی مغزی در مدارس از دوران رضاشاه تا کنون چه بوده است؟
آیا همه توان آموزشی و تربیتی رسمی و غیر رسمی در ایران صد سال اخیر، بر روی آموزش زبان فارسی و مخالفت با زبان های مادری متمرکز نشده است؟
چرا مخالفت با زبان های رسمی در همه سطوح اجتماعی دیده می شود؟
آیا دلایل مخالفت آن ها با رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران قابل دفاع است؟
آیا مخالفت با رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری، به موازات و شانه به شانه زبان فارسی، نشانه ای از شستشویی مغزی نیست؟
برای بحث در باره این نوع از شستشوی مغزی در ایران و از طریق سیستم های رسمی و غیر رسمی آموزشی سه مهمان در برنامه امروز دیالوگ شرکت کرده اند.
دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ محقق برجسته
جناب محمد رحمانی فر: محقق تاریخ
جناب محمد المدحجی نیسی، نویسنده و روزنامه نگار
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم (20) فوریه 2021
hedayat222@yahoo.com
Wednesday, February 17, 2021
شستشوی مغزی در آزمایش های روانشناسی، در راستای آموزش و تغییر هویت افراد
روش های شستشوی مغزی از طریق آموزش، پاداش و تنبیه
شستشوی مغزی از طریق روش پاداش و تنبیه پاوولوف
ترشح بزاق نوعی پاسخ طبیعی به غذاست؛ هرگاه پاولف پودر گوشت را به سگ گرسنه میداد، بزاق سگ بطور طبیعی ترشح میشد.
پاولف پس از مدتی متوجه شد که حتی اگر غذایی به
همراه نداشته باشد، با دیدن او بزاق سگ ترشح میشود. پاولف بر این اساس آزمایشی را
طراحی کرد. او همزمان با دادن پودر گوشت زنگی را به صدا درمیآورد. صدای زنگ
محرکی بود که ارتباطی با غذا نداشت و به تنهایی برای سگ بیمفهوم بود؛ امّا به
دنبال تکرار این کار، سگ بین صدای زنگ و غذا ارتباط برقرار کرد؛ بهطوری که با
صدای زنگ، حتی بدون وجود غذا بزاق او ترشح میشد. به عبارتی سگ نسبت به همراه بودن
صدای زنگ و پودر گوشت، شرطی شده بود.
در این نوع یادگیری، هرگاه یک محرک بیاثر
(مثلاً صدای زنگ)، به همراه یک محرک طبیعی (مثلاً غذا) به جانور عرضه شود، پس از
مدتی محرک بیاثر به تنهایی سبب بروز پاسخ (مثلاً ترشح بزاق) در جانور میشود. به
این محرک جدید محرک شرطی میگویند؛ زیرا به شرطی میتواند سبب بروز رفتار شود که
پیش از آن همراه با یک محرک طبیعی باشد. به محرک طبیعی، محرک غیرشرطی نیز گفته میشود.
شستشوی
مغزی از طریق نظریه اسکینر:
اسکینز بر این
باور بود که می توان تمام رفتارهای موجودات را به وسیله پیامدهای آن رفتارها کنترل
و حتی پیش بینی کرد. بر همین اساس معتقد بود که رفتارهای اجتماعی انسان نیز صرفا
بر اساس تحریکات محیطی پدید نمی آیند، بلکه اگر محیط آنها را مورد تقویت قرار دهد،
پابرجا باقی خواهند ماند. همچنین وی بیان می کند که رفتار به وسیله متغیرهایی
کنترل می شود که بیرون از ارگانیسم قرار دارند و صرفا محیطی هستند. اسکینر می
گوید شما بچه ها را به من بدهید و بگوئید که چه نوع شخصیتی می خواهید تا من برایتان
تربیت بکنم
شستشوی مغزی از
طریق یادگیری تقلیدی
- نظریه یادگیری از طریق تقلید، توسط نیل
میلر و جان دلارد ارائه شد. یادگیری اجتماعی مبین آن است که یادگیری
در موقعیتهای گوناگونی در جهان واقعی میتواند رخ بدهد. مردم با مشاهده رفتار دیگران و پیامدهای آن
رفتارها میتوانند یاد بگیرند
- یادگیری بدون تغییری در رفتار روی میدهد.
- پیامدهای رفتار در یادگیری نقش دارند.
- شناخت در یادگیری نقش دارد
تقلید رفتار دیگران از چشمانداز شرطی شدن کنشگر حفظ و نگهداری میشود،
افراد همیشه بلکه اغلب از ادامه تقلید
کردن اطرافیانشان به حد کافی تقویت میشوند. در واقع خود تقلید یک عادت میشود،
پدیدهای که میلر و دلارد آن را تقلید تعمیم یافته نامیدهاند.
نظریه آلبرت باندورا:
ما انسانها به خاطر فعالیتهای
پیچیدهی ذهنی، مکانیزمهای یادگیری دیگری هم داریم که در چارچوب تنگ رفتارگرایی
کلاسیک نمیگنجد.
به عنوان مثال، ما رفتار
فرد دیگری را میبینیم و نتیجهی رفتارش را هم مشاهده میکنیم و از این طریق، میآموزیم
که یک رفتار را تقلید کرده یا از آن اجتناب کنیم.
در اینجا محرک و پاسخ به
مفهوم کلاسیک آن وجود ندارد؛ بلکه ما با مشاهده و یادگیری در دیگرانی که در اطرافمان هستند رفتار
خود را تغییر میدهیم. در اینجا "الگو" و "الگوبرداری" از دیگران
هم بسیار مهم هستند.
شستشوی مغزی از طریق اعمال خشونت و شکنجه
تغییر
رفتار یا شستشوی ذهنی حیوانات سیرک ها از طریق اعمال خشونت و شکنجه و کانالیزه کردن
رفتار عکس العملی آنها در مسیری که مربی مورد نظر قرار داده است. برای اصلاح هر رفتار
شیر یا فیل و یا سک و ... به آن ها را با شلاق یا شوک الکتریکی تنبیه می کنند. آزادی
رفتار و اراده در این روش سلب می شود.
شستشوی
مغزی از طریق تربیت فرماندهان و فرمانبران "تئودور آدورنو" یا اقتدار گرا و اقتدار طلب
ادمها
تحت چه شرایطی شکنجهگر می شوند؟ دیگران را می کشند؟ یا انسان ها را بطور دسته جمعی
به قتل می رسانند؟ او این نوع رفتارها را با نوع تعلیم و تربیت والدین (معلم، مدرسه،
پادگان، اداره و ...) در کودکی ربط دارد که بچه را در بزرگسالی به سرباز یا به فرمانده
بدل می کند. در حقیقت، بچه ها در خانواده یا حرف شنو تربیت شده و یا آزادتر تربیت شده
اند.
نظریه
"سالمون اش" همرنگی با جماعت
اش در آزمایش هایش از شش همکار
خود خواست تا جواب غلط بدهند تا ببینند که آیا فردی که تحت آزمایش است و تفاوت خطوط
روی کارت ها را می بیند و براحتی می تواند خط بلند را از خط کوتاه تشخیص بدهد، آیا
تحت تاثیر دیگران نظراتش را تغییر می دهد و همرنگ حمایت می شود یا نه؟
جناب این است که وقتی هر شش همدست
جناب اش پاسخ غلط را می دهند، فرد تحت آزمایش هم نظرش را تغییر می دهد.
نظریه
و آزمایش "استنلی میلگرام" وارد کردن شوک الکتریکی به دیگران
اقتدار
در موقعیت یا سخن
آزمایش
شوندگان به کسی که روپوش سفید پزشکی به تن داشت، چقدر گوش دا ه و از او فرمانمی برند.
در هر پاسخی که جواب نادرست می شنید، از آزمایش شونده می خواست، به جواب دهنده شوک
الکتریکی بدهد. جالب این است که حدود 65 تا 75 درصد افراد از دستور کسی که لباس سفید
به تن داشت و از آنها می خواست تا دیگری را شکنجه کرده و به او شوکالکتریکی وارد
بکنند، اطاعت می کردند. در این موضوع بین زن و مرد فرقی نیست. افراد براحتی فرمانبر
می شوند. گر چه امر به شوک دادن می شد ولی
عدم اطاعت هیچ مجازات در پی نداشت. اگر امر را اجرا نمی کرد، با هیچ پیامد منفی روبرو
نمی شد.
آزمایش
"فیلیپ زیمباردو"
تاثیر گم شدن فرد (ناشناخته ماندن فرد) در گروه و یا شناخته
شدن یا شاخص بودن در گروه، چه تاثیری بر رفتار انسان ها در انجام جنایت علیه بشریت
دارد؟
سربازانی
که نامش روی سینه اش بود، بیشتر به جنایت و دادن شک راغب بود ولی وقتی نامش روی سینه
اش نبود، راغب به جنایت نبود یا کمتر راغب بود.
در مورد
دیگر،زیمباوه به آزمایش شونده قدرت بدون نظارت داد. او می خواست ببیند که اگر افراد
در موقعیت فرو دست و فرا دست قرار بگیرند، اعمال خلاف قانون و انسانیت انجام بدهند
یا نه؟
او 24 نفر زیر 24 ساله ها را از طریق قرعه کشی به دو گروه زندانی و زندانبان تقسیمکرد. همه آن ها می دانستند که در یک بازی شرکت کرده اند و واقعی نیست اما از روز دوم اعمال و رفتار غیر قانونی و غیر انسانی از طرف زندانبانان بر علیه زندانی ها شروع شد. تا به حدی در این اعمال به پیش رفتند که در روز ششم از ادامه آزمایش خودداری کردند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) فوریه 2021
hedayat222@yahoo.com
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
ان باشدا عاغیللار سیلاحلانمالی اگر کوردلر بیر خاریجی دوولتدن سیلاح آلئرلارسا، بیز نییه آلمایالئم؟ دونیادا، بیر چون میللتلر، دوولتلر حاضی...





