Saturday, January 13, 2018

ایرانچیلارین بشر حاقلاری و دموکراسی ضیدلی سیاستلری



آپاریجی: انصاف علی هدایت
چیخیشچی: دکترضیاء صدرالاشرافی
گوناز تی وی
دی آیئنئن ایگیرمی اوچو 1396

بو برنامه ده، فارس جیزبلریندن ایرانچی حیزبلرین "مین اوزلو" اولدوقلارئن ائوزلرینین سون و رسمی بیانیه لری اساسینا آچیقلاماغا جهد ادیریک. 
1. در این بیانیه، مرکزیت را بر "رسمی بودن زبان فارسی و منافع قوم فارس" داده و اصل اساسی در آن، "حفظ ایران" کنونی و مقابله با گرایش های شدید استقلال خواهانه ملل است. 2. بنظر می رسد که اشاره به "حقوق بشر" و "قوانین بین المللی" در این بیانیه، برای پنهان کردن ترس از فروپاشی مرزهای ایران و پیدایش چند کشور تازه استقلال یافته است. 3. برای همین است که زبان ها و حقوق ملل دیگر، در سایه زبان فارسی مانده و در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است. 4. نویسندگان بیانیه می توانستند، یکی از زبان های مهم دنیای کنونی را "زبان رسمی" ایرنیان اعلام کرده و زبان فارسی را هم در ردیف دیگر زبان ها بیاورند. 5. در بیانیه، هیچ اشاره ای به "حق تعیین سرنوشت" توسط خود هر ملت نشده است. در حقیقت، یکی از اصول اساسی سازمان ملل و "توجه به حقوق و خواست های بحق ملل تحت ستم" که یکی از آن ها خواست ها و حقوق هم "استقلال" یا "حق تعیین سرنوشت" است، در همین نوشتار اولیه عمدا نادیده گرفته شده است. 6. در حقیقت، نویسندگان بیانیه، اولین تخلف از قوانین بین المللی را انجام داده اند تا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد و... را از این حق مسلم بین المللی و صد البته از خواسته های تاریخیشان دور برده و گمراهشان بکنند. 7. هدف اساسی این شورا، حفظ مرزهای ایران کنونی از احتمال استقلال ملل و تغییر مرزهای ایران کنونی است، نه احترام به خواست و حقوق ملل ساکن در آن جغرافیا. 8. هدف، تغییر جهت حرکت ملل از تمرکز بر "استقلال خواهی" به "دموکراسی خواهی" است. در حقیقت، به "دموکراسی"، وزنه و سنگینی بیشتری می دهند تا از "حقوق ملل تحت ستم و جبران نابرابری های یک قرن اخیر" سخن نگویند. 9. برای جبران عقب ماندگی های یک قرن اخیر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک، مازنی و ... هیچ "راهکار عملی و حقوقی" نشان داده نشده و این "فراموشی" سهوی و بخاطر خلاصه نویسی نیست بلکه عمدی است. 10. در حالی که یکی از دردهای اصلی ملل، تظمین جبران عقب نگه داشته شدگی های یک قرن اخیر است. 11. آیا "حمایت همه جانبه از جنبش‌های مطالباتی و اعتراضی مدنی و سیاسی" که در متن بیانیه آمده است، شامل حق استقلال خواهی ملل و درخواست غرامت هم می شود؟ 12. هیچ اشاره ای به نحوه تظمین و جبران آن چه از حقوق ملل در یک قرن اخیر و در ایران کنونی ضایع شده، نشده است. 13. تنها چیز مثبتی که در این بیانیه دیده می شود، اشاره بسیار مختصر و در حد یک کلمه، به سیستم "فدرالیسم" است اما واقعیت این است که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی و ... بارها تغلب و خلف وعده فارس ها و ایرانگرایان را چشیده اند و اعتمادی به قول و قرارهای حتی مکتوب آن ها ندارند. 14. لذا، بنظر می رسد که بهترین راه برون رفت از این دشمنی و تظمین حقوق ملل، استفاده از واژه حقوقی "ایران کنفدرال" است که به معنی اتحاد کشورهای مستقل که به معنی "ممالک محروسه" است. 15. گر چه در این بیانیه به نوع ارتش و نیروهای نظامی و امنیتی اشاره نشده است (شاید بخاطر خلاصه نویسی) اما جای آن است که به ملل تحت ستم تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، کرد و ... احتیار داده شود تا نیروهای نظامی و امنیتی خودشان را برای دفاع در مقابل تهاجم احتمالی اما تجربه شده ایرانگرایان، داشته باشند. این تظمین هم در متن دیده نمی شود.
انصافعلی هدایت تورنتو - کانادا دوازدهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com
پ.ن:
لینک بیانیه سواری دموکراسی خواهان ایران:
https://www.democratsofiran.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7

Friday, January 12, 2018

کشتن پاسدار و ملا ضد حقوق بشر است




رفتار غیر قانونی، جنایت علیه بشریت است
این مقاله بر اساس فیلمی نوشته شده است که گویا پلیس پاکستان، چند نفر (ملا یا بلوچ) را دستگیر کرده و بهنگام انتقال بهاتومبیل پلیس، می زنند و یکی از آن ها را می کشند. دوستانی از این رفتار اظهار خوشنودی کرده و آرزو کرده اند که روزی این بلاها را بر سر ملاها در ایران بیاورند.
این ویدئو را در زیر ملاحظه می فرمایید
به عقیده من، رفتار خودسرانه و بدور از نظارت قانون و مجازات ملا یا پاسدار، چه توسط مردم یا توسط پلیس (در هر کجای این کره خاکی صورت بگیرد)، جنایت علیه بشریت است.
نباید از رواج این نوع خشونت بر علیه انسان ها، چه مجرم و چه بی گناه، خوشحال شویم و آرزو بکنیم که چنان حوادثی در آینده و در جامعه ما تکرار شود.
من: انصافعلی هدایت، گر چه در انقلاب 1357 سیزده ساله بودم اما بخاطر دارم که مردم ناراضی محله "حوکماوار"، "باهار"، "قره آغاج" و "آخونی" چطور از در و دیوار خانه یک پاسبان ساده و بسیار جوان که ماموری دون پایه در کلانتری خیابان بهار تبریز و ساکن محله ما بود، بالا رفتند.
پاسبان جوان را که تنها امر فرماندهانش را اجرا می کرد، در مقابل چشمان از حدقه در آمده و وحشت زده دو دختر 4 و 5 ساله و همسر جوان و بیگناهش گرفتند.
مردمان عقده ای، قمار بازان و لات های محله های اطراف می خواستند عقده گشایی کرده و انتقام روزهایی که نتوانسته بودند، جنایت بکنند را از "جمال پاسئوان" (پاسبان) جوان بگیرند. جمال پاسئوانی را که تسلیم شده و مقاومتی هم نمی کرد. او تصور هم نمی کرد که هم محله ای هایش، با او در مقابل زن و کودکانش چنان رفتاری را بکنند. چه برسد که بخواهند، او را از درون خانه اش و با لباش زیر بیرون آورده و به قصد کشت، بزنند ولی عقده ای های فرصت طلب، در حالی که تا می توانستند، او را می زدند، از خانه اش به بیرون کشیدند. نمی دانم بکجا بردند و بعد شنیدم که جمال پاسئوان جوان را بطرز فجیعی بقتل رسانده اند.
گر چه من کوچک بودم اما برخی از آنانی که جمال پاسئوان را می زدند، می شناختم. اغلب شان سگبازان بودند. این افراد دایما سگ های ولگرد را به جان هم می انداختند و مسابقه "ایت داواسی" برگزار می کردند و برای دعوا با لات های دیگر محله هایی که بر سگ ولگرد محله ما، سنگ پرتاب کرده بودند، یا بر سر دختری از یکی از محله ها، حرفشان شده بود، به اطراف آچی چای می رفتند و با لات های محله های دیگر دعوا می کردند. بخشی از آن عقده ای ها هم عیاش ها، قمار بازها، مزاحمان زنان و دختران محله، مست ها و عربده کشان محله بودند که دایم چشم به ناموس مردم داشتند و به زنان و دختران مردم در کوچه ها، دست درازی می کردند.
به هر حال، این قماش افراد چاقوکش بودند که جمال پاسئوان را به سوی قتلگاهش می برند. من از رفتار این عده با جمال، بسیار ناراحت شدم. رفتارها خیلی خیلی ضد انسانی و دور از آرمان هایی بود که من در رویاهایم برای خودم می ساختم.
برای همین، با آن جمعیت ضد انسان و عقده ای همراه نشدم تا شاهد قتل فجیع جمال پاسئوان جوان نباشم. گر چه، حدود 40 سال از آن ماجرا می گذرد و من شاهد همه ماجرا نبوده ام، اما هنوز هم دختران گریان او که از ترس، چشمانشان از حدقه در آمده و سرخ شده بودند را می بینم. هنوز می بینم که هر دو دختر، لباس سفید عروس پوشیده اند و تمیزترین بچه های سرتاسر محله ما بودند ولی با ترس فریاد زده و التماس می کردند ...
در همان روز، راهم از انقلابی هایی از آن قماش جدا شد. هیچ وقت عضو بسیج نشدم. گر چه انقلابی بودم و هنوز هم انقلابی هستم اما نه از قماش خمینی و طرفداران ازذل و اوباش او. من طرفدار قانون و انسانیت بودم و هستم.
بعدها، گزارشی برای "رادیو فردا" تهیه کردم که لات های عقده ای (یکی از شهرهای نزدیک تبریز که الآن اسم شهر را بخاطر ندارم. بیناب؟ عجب شئر؟ رادیو فردا به خاطر مخالفت با من، همه نوشته ها و کارهای تولیدی من را از وبسایتش دیلیت کرده است) یکی از شهرهای آزربایجان شرقی، بیش از 24 پاسبان آموزشی، پاسبان تازه کار و پاسبان کهنه کار را کشتار کرده و جسد های آن ها را قطعه قطعه، سلاخی کرده و بر کف خیابان ها ریخته بودند.
دل عقده ای و بیمار آن قصاب های انسان، خنک نشده بود و هم آن ها بودند که می خواستند، حکومت دینی و عدالت گستر برپا کنند تا جنایت هایشان علیه بشریت را در سایه جنایت های جدید، چنهان و مشروعف سازند. برای همین است که همان خونریزی ها تا همین امروز دوام یافته است. آن ها قصابان انسان، برای چند روز متوالی، اتومبیل های عبوری میان تبریز، آزربایجان غربی و کردستان را مجبور می کرده اند تا از روی اجساد تکه تکه پاسبان ها عبور بکنند. ...
بعد از سه روز، حتی استخوان های قطعه قطعه شده پاسبان ها هم خمیر شده و به کف آسفالت خیابان اصلی شهر چسبیده بود.
لات هایی که آن ها را کشتار کرده بودند، ازاذل و اوباشان دوره شاه در آن شهر بودند که ماموران با آن ها برخورد کرده بودند. گر چه ممکن است، در میان آنانی که این ماموران با آن ها، به عنوان متهم یا مجرم، برخورد کرده بودند، تعدادی هم بیگناه وجود داشته است ولی حالا که این لات ها، فرصت انتقام گیری بدست آورده بودند، بنام "انقلاب" و اسلام و "ساواکی"، جوانان تورک و همشهریان مامور خودشان را کشتند و "انقلابی" شدند. انقلابی برای کشتار انسان ها، بدون توجه به میزان جرم افراد و قانون.
به عقیده من، اگر ملایی، پاسداری، کارمندی، قاضی ای، ماموری، مدیری، معاونی و ... هم جیانت هایی کرده است، باید زندانی شده و توسط محاکم بیطرف و با توجه به قوانین حقوق بشری، محاکمه شوند. در صورتی که دادگاه آن ها را به جزایی محکوم کرد، باید به حکمی که صادر می شود، تسلیمشان کرد.
نباید اجازه و رضایت داد که چون "من" یا "ما" با دین و ملا و هر کس و هر مسئولی و در هر مقامی و لباسی، مخالفیم و آن ها یک زمانی بر ما ظلم کرده اند و یا مجبور به اجرای دستور فرماندهانشان بوده اند، (حق نداریم) از آن ها قصاص بگیریم.
باید این افرادی که ظلم کرده اند، دستور داده اند و دستور را اجرا کرده اند، چه ملا باشد یا دیندار، چه پاسدار باشد یا قاضی دادگاه های ظلم و ستم، چه کارمندان رشوه خوار باشند و چه مدیران و معاونان و ... و ... باید محاکمه شوند.
باید در یک نقطه ای، بر عقده گشایی های شخصی و خارج از چهار چوب قانون و حقوق بشر، نقطه پایان گذاشت.
من هنوز هم فکر می کنم که نمی شود، عقده ها را با قتل و کشتار و خونریزی خالی کرد و بر روی کشته ها و خون های ریخته شده توسط عقده ها، کاخ عدالت و انسانیت و حقوق بشر ساخت.
اگر شما امروز، عقده هایتان را با کشتار باز کنید، ده ها، صدها و بلکه هزاران آدم بیگناه یا با گناه اندک هم کشته خواهند شد که جزایشان، مرگ نیست.
فرزندان آن ها، مدتی بعد، انقلابی دیگر خواهند کرد. انتقام خواهند گرفت. جامعه در دایره عقده گشایی های بسته و خونین گیر افتاده و خواهد ماند.
بنا بر این، نباید از فکر تک تک ما خطور کند که باید انتقام همه ظلم هایی که سیستم سیاسی، اداری، قضایی، امنیتی و ... بر ما وارد کرده است را به دور از نظارت دقیق قانون، بگیریم. فرقی نمی کند که این نوع انتقامگیری توسط پلیس انجام بگیرد یا توسط مردم کوچه و بازار یا خودمان.
این خودسری و عقده گشایی و ضدیت با حقوق انسان ها، همانی است که پلیس و نیروهای نظامی و امنیتی و چماقداران ایران اسلامی و شاهی، در قبل از 1357 انجام می دادند و هم اکنون هم همین عقده گشایی ها و ظلم و ستم ها را بر مبارزان ملل و فعالان مدنی و سیاسی بکار می برند.
اگر ما می خواهیم، همین سیستم بی قانونی آن ها را اعمال کنیم، چرا این همه زحمت می کشیم که رژیم عوض شود؟///چرا به خیابان نمی رویم و ملاها و پاسدارها را نمی کشیم و عقده هایمان را آزاد نمی کنیم؟
آیا با خونریزی گور و انتقامجویی های غیر انسانی، مشکل اجتماع ما حل می شود؟
باید از خونریزی پرهیز و دوری کرد و اجازه داد تا قانون، در مورد همه اجرا شود. ما باید طرفدار اجرای قانون باشیم. حتی اگر قانون ظلم علی السویه باشد، بهتر از عقده گشایی و بی قانونی و لات بازی است.
چون هر کسی با توجه به منافع و مضاری که دریافته و داشته و دارد، می تواند، دیگران را متهم کرده و با کشتن آن ها، عقده گشایی بکند. در صورت همه گیر شدن این نگرش، خود ما هم ممکن است، قربانی این تفکر بشویم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com


https://www.facebook.com/100010108874143/videos/566552473691710/

آیا همه راه های جذب سرمایه به روی ایران بسته است؟

خامنه در سه شنبه هفته گذشته، در میان طرفداران خود در شهر قم، سخنان ضد و نقیض زیادی زد ولی آن چه در آن موضعگیرهایش مهم بنظر می رسید، آن بود که گویا، او صدای اعتراض های اخیر مردم در شهرهای مختلف را شنیده است و می داند که وضعیت اجتماعی مناسب نیست و اکثریت مردم در تنگناهای اقتصادی هستند. ممکن است شورش های بعدی هم در راه باشد و سمبه زور مردم، بر نیروهای دولتی بچربد و سیستم حاکمیتی او سرنگون شود.
برای همین، خامنه ای، بخش مهمی از سخنان خود را برای آرام کردن مردم، بر اقتصاد، ایجاد اشتغال، و سرمایه گذاری متمرکز کرده بود.
با توجه به این موضعگیری خامنه ای این سوال ها مطرح می شود که:
وضعیت کنونی و واقعی اقتصاد ایران را (به دور از تعصب ها و مخالفت ها با ایران و رهبران رژیم) چطور می بینید؟
آمارهای اقتصادی از یک طرف و شورش های اجتماعی از طرف دیگر، به شما چه می گویند؟
آیا خود ایران سرمایه و امکانات لازم برای رونق اقتصادی را در داخل داراست؟
سیاست های اقتصادی در ایران بعد از جنگ و بخصوص در دولت روحانی بر اساس کدام مکتب اقتصادی به پیش می رود؟
آیا امکان دارد و در چه ظرایطی، در این سیستم اقتصادی، وضعیت اقتصاد از شرایط کنونی، به وضعیت ایجاد اشتغال، جذب سرمایه و تکنولوژی های مدرن و پیشرفته برود؟
وقتی که سیاست های کلان کشور در دست خامنه است و خامنه ای در همشن شهر قم، یا توهین به رهبران . ملل کشورهای عربی، عرب ها را "خر پول" می نامد و از طرف دیگر، "شورش در بحرین را حق مردم بحرین می داند"، به آمریکا و اروپا حمله می کند، آیا می توان انتظار داشت که سیاست های کلان اقتصادی ایران تغییر جهت داده و سرمایه های خارجی را جذب کند؟
اگر فکر بکنیم که خامنه ای بخاطر منافع ملت، یک چرخش 180 درجه ای می کند و از گذشته و شعارهای خود عدول می کند و با دنیا و بخصوص با غرب، رابطه بهتری بر قرار می کند، چقدر طول می کشد تا سرمایه و تکنولوژی به ایران جذب شده و به ایجاد اشتغال و رفاه منجر شود و نتیجه بدهد؟
چه موانع حقوقی، سیاسی و نبود اراده واقعی بر سر راه جذب سرمایه های خارجی در ایران موجود است؟
آیا ایران می تواند روی تکنولوژی های مدرن و سرمایه گذاری چین و روسیه، حساب باز بکند؟
آیا هند می تواند نقش مهمی در اقتصاد ایران بازی بکند؟
قرارداد 5 میلیارد یورویی ایتالیا با ایران را چطور می بینید؟
من در این "دیالوگ" تلاش خواهم کرد تا پاسخ این قبیل سوال ها را از آقایان
1. دکتر محمدحسین یحیایی؛ دکترای اقتصاد و تورک
2. دکتر شهسوار کریم زاده؛ دکترای اقتصاد، استاد دانشگاه در انگلستان و بلوچ
3. دکتر جهانگیر لقایی؛ اقتصاددان در آلمان و فارس
4. دکتر رضا پرچی زاده، دانشجوی دوره دکترا در آمریکا و فارس
بگیرم.






شورای دموکراسی خوهان ایران: عمدا، حقوق ملل تحت ستم را نادیده گرفته اند


نگاه انتقادی اما کوتاه به بیانیه شورای دموکراسی خواهان ایران:
1. در این بیانیه، مرکزیت را بر "رسمی بودن زبان فارسی و منافع قوم فارس" داده و اصل اساسی در آن، "حفظ ایران" کنونی و مقابله با گرایش های شدید استقلال خواهانه ملل است.
2. بنظر می رسد که اشاره به "حقوق بشر" و "قوانین بین المللی" در این بیانیه، برای پنهان کردن ترس از فروپاشی مرزهای ایران و پیدایش چند کشور تازه استقلال یافته است.
3. برای همین است که زبان ها و حقوق ملل دیگر، در سایه زبان فارسی مانده و در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است.
4. نویسندگان بیانیه می توانستند، یکی از زبان های مهم دنیای کنونی را "زبان رسمی" ایرنیان اعلام کرده و زبان فارسی را هم در ردیف دیگر زبان ها بیاورند.
5. در بیانیه، هیچ اشاره ای به "حق تعیین سرنوشت" توسط خود هر ملت نشده است. در حقیقت، یکی از اصول اساسی سازمان ملل و "توجه به حقوق و خواست های بحق ملل تحت ستم" که یکی از آن ها خواست ها و حقوق هم "استقلال" یا "حق تعیین سرنوشت" است، در همین نوشتار اولیه عمدا نادیده گرفته شده است.
6. در حقیقت، نویسندگان بیانیه، اولین تخلف از قوانین بین المللی را انجام داده اند تا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد و... را از این حق مسلم بین المللی و صد البته از خواسته های تاریخیشان دور برده و گمراهشان بکنند.
7. هدف اساسی این شورا، حفظ مرزهای ایران کنونی از احتمال استقلال ملل و تغییر مرزهای ایران کنونی است، نه احترام به خواست و حقوق ملل ساکن در آن جغرافیا.
8. هدف، تغییر جهت حرکت ملل از تمرکز بر "استقلال خواهی" به "دموکراسی خواهی" است. در حقیقت، به "دموکراسی"، وزنه و سنگینی بیشتری می دهند تا از "حقوق ملل تحت ستم و جبران نابرابری های یک قرن اخیر" سخن نگویند.
9. برای جبران عقب ماندگی های یک قرن اخیر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک، مازنی و ... هیچ "راهکار عملی و حقوقی" نشان داده نشده و این "فراموشی" سهوی و بخاطر خلاصه نویسی نیست بلکه عمدی است.
10. در حالی که یکی از دردهای اصلی ملل، تظمین جبران عقب نگه داشته شدگی های یک قرن اخیر است.
11. آیا "حمایت همه جانبه از جنبش‌های مطالباتی و اعتراضی مدنی و سیاسی" که در متن بیانیه آمده است، شامل حق استقلال خواهی ملل و درخواست غرامت هم می شود؟
12. هیچ اشاره ای به نحوه تظمین و جبران آن چه از حقوق ملل در یک قرن اخیر و در ایران کنونی ضایع شده، نشده است.
13. تنها چیز مثبتی که در این بیانیه دیده می شود، اشاره بسیار مختصر و در حد یک کلمه، به سیستم "فدرالیسم" است اما واقعیت این است که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی و ... بارها تغلب و خلف وعده فارس ها و ایرانگرایان را چشیده اند و اعتمادی به قول و قرارهای حتی مکتوب آن ها ندارند.
14. لذا، بنظر می رسد که بهترین راه برون رفت از این دشمنی و تظمین حقوق ملل، استفاده از واژه حقوقی "ایران کنفدرال" است که به معنی اتحاد کشورهای مستقل که به معنی "ممالک محروسه" است.
15. گر چه در این بیانیه به نوع ارتش و نیروهای نظامی و امنیتی اشاره نشده است (شاید بخاطر خلاصه نویسی) اما جای آن است که به ملل تحت ستم تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، کرد و ... احتیار داده شود تا نیروهای نظامی و امنیتی خودشان را برای دفاع در مقابل تهاجم احتمالی اما تجربه شده ایرانگرایان، داشته باشند. این تظمین هم در متن دیده نمی شود.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم ژانویه
2018////hedayat222@yahoo.com
پ.ن:
لینک بیانیه سواری دموکراسی خواهان ایران:
https://www.democratsofiran.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7

Thursday, January 11, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 6 ب- عملی بولوم

آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 6  ب- عملی بولوم
بو درسلرین بئش اینجی بولومونون "عملی" حیسسه سینده، اورمونون ایقتیصادی ایله باغلی بیر قیسسا خبری یازیب، و اونو میللی منافع باخیشیندا تحلیل ادیب و نئجه یازیلماسی حاقدا، فیکیرلری اورتایا قویورام. بو خبرده، آزربایجان میللی یازرلیقلا فارس میللی یازارچیلیقین فرقلری چوخ راحاتجا گورونور.
عینی حخالدا، سانسورچولوقدا آیدن آشکار اولور!

قیسسا خبرین متنی بوندان عیبارت دیر:

۲۷ درصد واحدهای تولیدی آذربایجان‌غربی فعال شد
 رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربایجان‌غربی گفت: امسال 173 واحد یعنی 27 درصد از آنها با تخصیص سه هزار و 90 میلیارد ریال یعنی 34 درصد، از بانک‌های عامل تسهیلات دریافت کرده‌اند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
ژانویه اون بیر 2018
hedayat222@yahoo.com



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 6- ب- تئوریک بولوم: سانسور و سانسورچولوق

آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 5- ب- تئوریک بولوم

بو درس لرین بئش اینجی بولومونون "تئوریک" حیسسه سینده، میدیالاردا یا رسانه لرده، "سانسور" و "سانسورچولار" حاقدا دانیشیرام.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
ژانویه اون بیر 2018
hedayat222@yahoo.com


Wednesday, January 10, 2018

نقد اعتراضات اخیر در ایران

نقد اعتراضات اخیر در ایران

مقدمتا، می دانیم که اگر یک حرکت و جریان یا آزمایشی، بخواهد تکرار شود، اگر حداقل یکی دو عامل دخیل در آن جریان، حرکت و آزمایش تغییر نکند، نتیجه همانی خواهد بود که در آزمایش، جریان و اعتراضات قبلی نتیجه داده بود.
در ایران 25 سال اخیر، حرکات، جریان ها، اعتراضات و شورش هایی انجام شده است که همه آن ها بعد از چند روز کش و قوس، به پایان رسیده اد ولی بعد از چند سال، از نو و بدون هیچ تغییری در فاکتورهای فکری، حقوقی، سازمانی، رهبری، ایده آل ها و خواست ها، شعارها، نخواستنی ها، و ... دوباره پدیدار شده و صد البته دوباره با همان سرنوشت تلخ: شکست، مواجه شده اند.
روشنفکر ایرانی و بخصوص روشنفکر سنترالیست و مرکزگرا و معتقد به تقدس و ارجحیت زمین و مرزهای خاکی و امپراتوری ایران، بر جان مردم، برخواست و حقوق ملت ها، به نقد نقش مثبت یا منفی خود و جریان نپرداخته و علل شکست های پی در پی جامعه و تحمل هزینه ها را نقد و تحلیل نکرده است.
من در این فرصت، به نقد روشنفکر، روشنفکری و مسئولیت او در قبال جامعه خواهم پرداخت.
به عقیده من؛ تنها دستاورد این اعتراض ها، آن بود که دولت و رژیم سرکوب، نقاط ضعف خود، ضعف سیاست ها و نیروهای سرکوب، شناسایی نقص در تجهیزات، آموزش، تاکتیک های سرکوب مردم، خبرگیری و مستند سازی اعتراض ها برای دستگیری های بعدی، استخدام نیرو، آموزش آن ها و ... بوده است
در مقابل، ملت و نیروهای مخالف، چه تجربه ای اندوخته اند و بکار می برند؟
آیا روشنفکر ایرانی توانایی تحلیل جامعه را دارد؟ 
آیا روشنفکر ایرانی می تواند احتمالات اجتماعی را پیش بینی کرده و برای آن ها برنامه ها، تاکتیک ها و استراتژی هایی داشته باشد؟
آیا روشنفکر ایرانی، پیشرو حرکات در جامعه است و نقش رهبری را دارد یا پسرو در جامعه بوده و تابعی از حرکت توده های مردمی است و تاثیری در زایش حرکت های اعتراضی ندارد؟
آیا روشنفکر ایرانی منفعل و پسیو است یا فعال و اکتیو است؟ حرکت را ایجاد و رهبری می کند یا بعد از پدیدار شدن موج، در پی موج می دود و تلاش می کند، از آن در راستای دیدگاه های عقب مانده خودش، تحلیل و تفسیری ارائه بدهد؟
در نگاهی به آن چه روخ داد و در بیش از 60 شهر ریز و درشت پدیدار شد، می توان این ها را دید:
1. شعار ها بر ضد هم بودند و توانستند، اقشار مختلف را از هم دور بسازند.
2. اهداف بسیار متفاوت بودند: اقتصادی، مقابله با گرانی، دزدی های بانکی و موسسات مالی و اعتباری، مخالفت با ملاها و دیدنداران، مخالفت با دخالت ایران در کشورهای دیگر، مخالفت با ولایت فقیه، مخالفت با خامنه ای، روحانی، سپاه، مخالفت با دیکتاتوری، رفراندم خواهی، خواهان بازگشت پهلوی و رضاخان، جان فدای ایران، جان فدای آزربایجان، جان فدای عربستان، و ...
3. اعتراضات پراکنده با شعارهای ضد و نقیض نشان دادند که هیج نوع سازماندهی و انسجام در این جریانات نبوده است.
4. بی در و پیکر بودن اعتراضات نشان داد که اپوزیسیونی جدی وجود ندارد تا بعد از سرنگونی رژیم موجود جانشین آن بشود. چرا که هیج نوع سازمان، جبهه، جمعیت، پارلمان و نیروی رهبری کننده وجود نداشت. در نتیجه، مجموعه پراکنده مخالفان، فاقد تاثیر در مسیر و نتیجه اعتراضات هستند.
5. آینده بعد از فروپاشی رژیم استبدادی، بسیار تاریک و مبهم است. کدام حکومت، سیاست، قانون اساسی، ایده آل ها و خواسته ها چرغ راه آینده بعد از رژیم نژادپرست ملاها را روشن کرده است؟
6. مردم می دانند که چه چیز هایی را نمی خواهند ولی هنوز روشن نیست که چه چیزهایی را باید بخواهند. بلبشو در خواست ها و عدم تکرار شعارهای ثابت و روشنگر راه پیش رو، نشان می دهد که هیچ چراغی در افق بعد از جمهوری اسلامی فارس محور، وجود ندارد.
7. شعارها فراگیر نیستند. شعارها، همه خواست ها و حقوق و انتظارات ملل در ایران را در بر نمی گیرند. هر شعاری، منافع جمع اندکی را آن هم برای مدت بسیار کوتاهی نمایش می دهد و در عرض چند دقیقه، شعارها تغییر می کنند.
8. در شعارها، به منافع ملی ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، کرد، گیلکی، مازنی اشاه نمی شود. 
این به آن معنی است که هنوز حرکت های اعتراضی در داخل، نژادپرستانه و فارس محور و ایران پرست است. 
نشان می دهد که هنوز حقوق بشر، دموکراسی، قانون، حق تعیین سرنوشت و ... و حقوق 100 در 100 مساوری همه ملل ساکن ایران با فارس ها، مورد توجه نیست. خواست ها و حقوق ملل مورد تاکید قرار نمی گیرند. فرقی در بین رژیم موجود و رژیم بعدی، از نظز منافع ملی ملل دیده نمی شود و این مایوس کننده است.
9. نه تنها شعارها و اهداف بسیار متضاد بودند بلکه با خواست ها و حقوق اکثریت ملل ساکن در ایران مخالفت می شد. برای همین هم، ملل تورک آزربایجان، تورک تورکمن، تورک قشقایی، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی و ... ترجیح دادند که در اعتراضات شرکت نکنند.
چرا؟ 
چون جریان های پراکنده اعتراضی را لبه دیگر قیچی جمهوری اسلامی می دیدند که برای از بین بردن حقوق و خواست های اولیه و حداقلی این ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و کرد و ... حرکت کرده است.

لطفا به مشروح این گفتار و پاسخ به چند سوال، در ویدئو دقت بفرمایید و سوال ها و دیدگاه های انتقادی خودتان را برای من بفرستید:

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com



Tuesday, January 9, 2018

آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم 5. عملی بولوم



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5

عملی بولوم



گئچمیش بحثلرین "عملی بولومونده" تیتر و لید یازماق حاقدا دانبشدیق. بو هفته و بو گون ایستیرم یوزلر خبردن، نئجه بیر خبری سئچاق و ائوز رادیو، تی وی، وبسایت، روزنامه یا مجله میزده قویوب، یایماقین اولچولری حاقدا دانیشام.

هر گون، باش یازارلار یا سردبیرلر، یئددی اولچو ایله، مین لر خبرین ایچینده، بیر نئچه خبری سئچیب، ائوز میدیالاریندا یایماقا جهد ادرلر. ب. یئددی اولچونو، بیلسک، آزربایجان اوچون خبرلری سئچمک ده، الیمیز آچیلار و خالقیمیزا درین خیدمتلر اده ریک!

انصافعلی هدایت

09 ژانویه 2018

تورنتو - کانادا



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5 بخش تئوریک : طرفسیزلیک یالانی



آزربایجان میللی فعاللار اوچون؛ ژورنالیسم - 5

بخش تئوریک



بو بولومده، "طرفسیزلیک" یالانی حاقلا میثاللار چکه رک، آچیقلاما گتیریلیر.

منجه چوخ گوزل و جالیب بحث دیر کی هئش بیر میدیادا، دانیشگاهدا و ... بحث اولونماز.

انصافعلی هدایت

09 ژانویه 2018

تورنتو - کانادا



حداقل شروط برای بقای ایران کنونی ایران کنفدرال


ایران کنونی، صد در صد، به چند کشور مستقل تجزیه خواهد شد و ملل استقلالشان را خواهند گرفت. در صورت مقاومت ایران و پانفارسیسم در مقابل این خواست و حق عمومی ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، گیلکی، مازنی و ...، گذر از مرحله، بسیار خونین خواهد بود. 
تنها یک راه برای کمتر کردن هزینه های این مسیر برای فارس ها و دیگر ملل وجود دارد و آن این که روشنفکران فارس و پان ایرانیست ها، حاکمیت یکصد ساله "استعمار فارس" و "ظلم مضاعف فارس" بر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، عرب، کرد، گیلک، مازنی و ... را بپذیرند و از همین امروز باز نگری در اندیشه هایشان را مکتوب بکنند. 
فارس ها باید بپذیرند که در این یکصد سال، برای نابودی هستی و موجودیت تورکان، عرب ها، بلوچ ها، کردها، و ... به هر جنایت و پستی سیاسی، اقتصادی، حقوقی، آموزشی، تاریخی، و ... دست زده است.
باید بپذیرند که در این یکصد سال، موجودیت و هستی این ملل را نادیده گرفته و در انکار موجودیت آن ها تلاش هایی برای تحریف تاریخی، سیاسی، اقتصادی و ... انجام داده اند.
باید بپذیرند که در این صد سال، مانع توسعه همه جانیه جوامع ملی تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... شده و آن ها را در همه زمینه های عقب مانده نگه داشته اند.
فارس باید بپذیرد که بر علیه این ملل ظلم مضاعف روا داشته و حقوق انسانی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، آموزشی و ... این ملل را ضایع کرده است.
باید بپذیرند که این ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لیلکی، مازنی و ... راهی جز آزادی و استقلال از استعمار فارس (ایرانی) ندارند. 
اگر فارس های عاقل، در پی آن هستند که در فردای آزادی این ملل، خونشان کمتر ریخته شود و در همسایگی این ملل آرامش و امنیت داشته باشند، باید تظمین های قابل اجرا در دو سطح داخلی و بین المللی بدهند. 
ایران کنونی نابود خواهد شد ولی ممکن است که بتوان نقشه سیاسی آن را در قالب "کشورهای متحد کنفدرال" با ملل و کشورهایی مستقل اما حقوق صد درصد مساوی در همه زمینه ها حفظ کرد.

برای این منظور باید:

1. پان ایرانیست ها، روشنفکران ، احزاب و رهبران اجتماعی فارس بپذیرند که در ایران "چندین ملت" ساکن (نه اقوام و اقلیت ها) هستند.
2. استقلال صد در صد همه هویت ها و زبان ها و فرهنگ ها را بپذیرند.
3. باید حقوق مساوی این ملل در دو سطخ داخلی و بین المللی تظمین شود.
4. باید حق استقلالخواهی این ملل از "کشورهای کنفدرال" را (در هر زمانی) برسمیت بشناسند.
5. برای تظمین حقوق این ملل، باید حق این ملل برای داشتن ارتش مستقل را برسمیت بشناسند.
6. همین امروز، باید فارس روشنفکر، یک قرن استعمار ملل و سرزمین های ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، لیلکی، مازنی و ... را بپذیرد و به تبعات این پذیرش تن بدهد.
7. فارس باید بپذیرد که در حق این ملل یک قرن ظلم مضاعف روا داشته است که باید جبران شود.
8.فارس باید بپذیرد که برای جبران همه عقب نگه داشته شدگی های این ملل و ظلم های مضاعف بر آنان، غرامت بپردازد
9. باید فارس رسمی شدن همه زبان های این ملل را بپذیرد و اولویت استخدام را به افرادی بدهد که زبان های بیشتری را می دانند.
10. برای جبران بخشی از ضررهایی که بر این ملل وارد ساخته اند، باید بابت سرکوب حکومت های ملی، آتش زدن کتاب ها، قتل عام ها، شهید کردن ده ها هزار جوان این ملل، زندانی و شکنجه کردن صدها هزار تن، آواره کردن میلیون ها تن در این یک قرن، به خانواده های قربانیان غرامت پرداخت شود. 
برای دریافت کامل این اطلاعات و اطلاعات دیگر به متن ویدئو رجوع بفرمایید.
اگر فکری یا نقدی دارید، بنویسید تا به آن ها پاسخ بدهم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نهم ژانویه 2018
hedayat222@yahoo.com





بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs