Thursday, January 3, 2019

ایران و مسئله امپریالیسم فرهنگی و استعمار فرهنگی

دوست متفکر من: جناب فرامرز بختیار؛ از رهبران لرستانات، مقاله جالبی را با عنوان "امپریالیسم فرهنگی" در فیس بوکش منتشر کرده است که در لینک زیر در دسترس است.
من (انصافعلی هدایت) برای ایشان کامنتی نوشتم‌ که بسیار طولانی برای یک کامنت شد. تصمیم گرفتم آن را در اینجا، به همراه اصلاح و اضافاتی منتشر بکنم.

دوست من، مقاله از موضع "امپریالیسم فرهنگی"  نگاشته شده و مسئله را در سطح کلان و بین الملل دیده است. 
این زوایه دید، بر اساس تحلیل امپریالیسم فرهنگی فرا مرکزی استوار است که در دانشگاه های ایران هم به ما آموخته اند اما مسئله بسیار مهم دیگری وجود دارد که شما فقط در پاراگراف پایانی و آن هم بطور گذرا به آن پرداخته اید.
امپریالیسم، تنها جنبه جهانی ندارد بلکه در درون واحدهای سیاسی هم حکم فرماست. قدرت یکی بسیار گسترده و کره ای است. قدر دیگر، نسبت به آن، بسیار محدود بوده و به محدوده مرزهای سیاسی در یک‌منطقه محدود است. 
در این فرض دوم، قوم حاکم که اغلب هم با اشغالگری نظامی، دیگر ملل، اقوام و سرزمین های آنان را بدست آورده و بر آن ها مسلط شده است، رابطه امپریالیستی را در منطقه تحت نفوذ خود برقرار می کند.
گرچه، تکنولوژی رسانه ای و فرهنگی او، در مقایسه با امپریالیست های بین الملل، بسیار محدود است اما در نسبت با توانایی رسانه ای و امکانات فرهنگی صفر ملل محکوم و مستعمره، توانی هزاران برابری نسبت به مستعمره هایش دارد. 
نمی دانم، چرا از این قوه، با این همه توان و امکانات فرهنگی، به عنوان امپریالیسم و استعمارگر یاد نمی کنیم؟ 
می دانیم که امپریالیسم کوچک، به کمک رسانه ها، کتاب های درسی و غیر درسی، سیستم اداری و حقوقی، سیاسی و اقتصادی، تصویب قوانین، و  ... زبان های ملل  تحت اشِغال را تحقیر می کند. 
سپس به حذف رسمی آن ملل از سیستم آموزشی و حتی "پاکسازی" لغت های احتمالی از زبان و فرهنگ ملل تحت اشغال که احتمالا به زبان امپریالیستی او راه یافته اند، اقدام می کند (پاکسازی زبانی، همان واژه ای است که از آن در مقابل پاکسازی قومی و ملی هم استفاده می شود). او، سبک و فورم لباس سنتی آن ملل را عقب مانده نشان می دهد و حق پوشش ملی را از زنان و مردان می گیرد. عمان طور که از اغلب مردان و زنان غیر فارس، حق پوشش آزادنه ملی خودشان را گرفته است. 
او، به مدد قانون، سیستم اداری، سیاسی، اقتصادی و استخدامی و ... آن ملل تحت اشغال را از نظر زبانی (اندیشه-درون) و پوشاک (ظاهر و بیرون) همرنگ و مشابه خودش می کند. یعنی آن ها را از درون و بیرون تهی و مشابه خودش می کند. این تشابه به یک امتیاز "زیستی" برای ادامه حیات افراد بدل می شود.
همین امپریالیست کوچک، با تصویب قوانین و با ابلاغ دستورالعمل های اداری به منزله قانون، انتخاب نام های ملی برای فرزندان و مکان ها، مشاغل، محلات، روستاها، شهرها، کوه ها، دره ها و ... ملل اشغال شده را ممنوع می کند. 
تا ... ملل تحت اشغال، باید همرنگ تبلیغات رسانه ای، رادیوها، تی وی ها، روزنامه ها، هفته نامه ها، فصلنامه ها، سالنامه ها، مجله های تخصصی، مجموعه های به ظاهر تحقیقاتی امپریالیستی و جهت دهی شده دانشگاهی و دانشگاهیان او بشوند.
امپریالیسم کوچک، گر چه کوچک است اما امپریالیست است. امپرالیستی به ریزی و درستی نیست، به خوی و خصلت، به رفتار و سیاست، به اقتصاد و سرکوب، بر اساس تسلط بر سرنوشت دیگران، معنی می یابد.
امپریالیست فرهنگی ریز هم همان خوی و خاصیت امپریالیست بزرگ را دارد و سعی می کند، از او الگو برداری کرده و از او تقلید بکند. 
برای همین، همه جو و فضای زیستی ملل اشغال شده را بر اساس خواست، اراده و نقشه خود، از نو مهندسی می کند. 
امپریالیست، به تغییر اتمسفر زیستی انسان ها و فرهنگ ها، تاریخ ها، هویت های انسانی-تاریخی و ... آن ملل مشغول است تا ملل و سرزمین های تحت اشغال، مانند ماهیان در یک آکواریوم، یا دلفین یک استخر، برای منافع مهندسی شده و دست پرورده امپریالیست فعالیت بکنند و این فعالیت را عین زندگی برای خود تصور بکنند.
در چنین شرایطی، ماهی های آکواریوم که ذهنیتی از گذشته خود ندارند و یا دلفین های استخر، در محدود خواست و اراده مهندسی شده امپریالیست، حرکت کرده و تنفس فرهنگی می کنند. درک زبانی و نگاه جهان شناختی اشغال شده، چیزی جز آن چه مورد نظر امپریالیست است، نخواهد بود. 
هدف فرد و ملت اشغال شده، تامین حداکثر منافع امپریالیست است. او چیزی در معنای "منافع ملی خود یا منافع ملی جامعه خود" در ذهن ندارد. او متوجه نیست که آن چه شوری اقیانوس را می سازد، نمکی است که در آب حل شده است. او قدر نمک ملی خود را نمی داند و به آن ها نمی اندیشند. او نمی داند، آن چه امپریالیست را امپریالیست کرده است، امتیاز خاصی جز توان و منافع ملی اوی اشغال شده نیست که به منافع ملی امپریالیست و فقر همه جانبه ملی او و جامعه اش بدل شده است. 
اگر افراد آن ملل، مجالی برای نه اندیشیدن بلکه به شک کردن به خود و هویت، منافع ملی خود و ... داشته باشند، از آن لحظه، در تضاد با منافع امپریالیست قرار خواهند گرفت. 
بسته به میزانی که فرهنگ و تبلیغات امپریالیست تا چه عمقی از وجود او یا ملل تحت اشغال را تحت اشغال و نفوذ خود گرفته باشد، کمتر به شک و تردید در باره اصالت، ملی و ملت خود خواهد پرداخت. کمتر، خود و هویت ملی خودش را به زیر سوال خواهد برد. 
چرا که، آن چه، برای او گنگ و نامفهوم است، هویت، تاریخ، زبان و ... ملی خود او و جامعه و منافع ملی خود است. 
در مقابل، آن چه برای او روشن است، همه آن چیزی است که امپریالیست در ذهن او چپانده است، برای او ساخته و او را در درون آکواریوم مورد نطرش، برای آن هدف تربیت کرده است. 
رهایی از این تربیت امپریالیتس و مهندسی شده که همراه با شرطی شدن (پاداش ها و تنبیه های روحی و مادی وجسمی) بوده است، بسیار سخت و حتی ناممکن است.

امپریالیسم، باعث می شود تا اکثریتی از افراد ملل تحت اشغال، براستی باور بکنند که تاریخی نداشته اند. زبانی الکن و عقب مانده داشته اند که ناتوان بوده است. هویتی ایلی، قومی و وحشی داشته اند. پذیرفته و باور کرده اند که اگر چنان ملتی هم بوده،  توان ملت شدن و تشکیل حکومت و دولت مستقل نداشته است. اگر چنان ملتی هم بوده، تاریخش، تاریخ درخشانی نبوده و جز تاریکی و دزدی، چیزی در آن برای افتخار کردن نبوده است. اگر چنان ملتی هم بوده، باید بپذیرند که استعمار و قوم حاکم، آن ها را از آن همه تاریکی های تاریخی و آن زبان ناقص، آن هویت بی هویتی در تاریکی، در آورده، به آن ها زبان، ادبیات، تاریخ، حکومت، اقتصاد، سیستم اداری-سیاسی و حقوقی داده است تا آن ها به مدد همین داده های انسان دوستانه امپریالیسم، به مرتبه آدمیت و عرفان برسند و دلیلی برای افتخار کردن برای انسان بودنشان داشته باشند. این دلیل ها را امپریالیست برایش ساخته و آماده کرده است.
درست است که در امپریالیسم، نقش اصلی بر "ارتباطات"، مانند راه ها، اتوبان ها، وسایل حمل و نقل زمینی، هوایی و دریایی، رادیوها، تلویزیون ها، وبسایت ها، وبلاگ ها، شبکه های اجتماعی، کتاب های درسی و غیر درسی، داستان ها، رمان ها، افسانه ها، فیلم ها، سریال ها، اخبار، تاترها، سینماها، آگهی ها، موسیقی ها، رژه های نظامی، راهپیمایی ها، شعارها، شعرها و شاعری ها، انواع مسابقات علمی، هنری، صنعتی، آدبی، ورزشی، و ... از طرف دیگر، اعطای جوایز مختلف برای تشویق اشغال شده، از طرف دیگر هم سانسور و ممیزی برای تنبیه اشغال شده و هدایت او به کانال مورد نظر امپریالیست، حمایت های مالی از آن چه امپریالیست می خواهد و فشارهای مالی بر آن چه امپریالیست نمی خواهد، ده ها هزار نشریه با انتشار نسخه های بسیار فراوان و ...  وسیه های بسیار فراوان و رنگارنگی هستند برای خلق و مهندسی ذهنیت و فرهنگ افراد و ملل اشغال شده را می سازند.
این همه ابزار و امکانات امپرالیستی، برای آن است، تا راه های چگونه اندیشیدن، چگونه دیدن، چگونه قضاوت کردن، چگونه رفتار کردن و ... اشغال شده را ترسیم کرده و به همه افراد آن  ملل اشغال شده، تلقین و القاء بکنند.
در چنین اتمسفری، مستعمره ها و مردمانی که در اشغال بسر می برند، اگر هم مقاومت هایی داشته اند، چون سیستم سیاسی-اداری-حقوق-اقتصادی-مالی-آموزشی  ملی متعلق به خودشان را نداشته اند، در طول زمان فرسوده شده و سیستم ها و نهادهای اجتماعی و تاریخی اما ملی خودشان، روزانه، ضعیف ترو خسته تر شده و بتدریج رو به نابودی خواهند رفت.
در نتیجه، توان رقابت با امکانات مالی و نفراتی (پرسنلی) امپریالیست را نخواهند داشت اما این، به معنی خاموشی مطلق "نورخودی" در دورن همه افراد اشغال شده نخواهد بود بلکه شرایط اجتماعی و ظلم ها و ستم هایی رخ داده و افرادی را به خودآگاهی عکس العملی خواهد رساند و عصیان (بینگ بنگ بزرگ) از درون یک فرد هم که شده، آغاز خواهد شد.
با این همه، ملل اشغال شده، محکوم به زیست در اتمسفر مهندسی شده امپریالیستی، همان طور زیست می کنند، رفتار می کنند، می اندیشند، خود و جهان اطرافشان را  دیده و قضاوت می کنند که امپریالیست برای آن ها تصویر کرده و نشان داده است.

گوبلز معتقد بود که هویت، تاریخ، افکار، جهان بینی ها، رفتار، قضاوت های مختلف در موقعیت های مختلف هم مانند مایع درون آمپول هستند که می توان آن ها را بوسیله رسانه ها و سیستم آموزش رسمی یا "فرهنگ مهندسی شده" به ذهن مردمان مورد هدف، تزریق کرد ولی برای این که این تزریق عملی شود و به هدف مورد نظر برسد، باید آن را با هر وسیله؛ بخشنامه، روابط دوستانه، مقالاتی که بنظر می رسند علمی و دانشگاهی هستند، بوسیله هنر و موسیقی، بوسیله سیستم های آموزش رسمی و غیر رسمی و ... و در هر لحظه، به مردمان یادآوری و تزریق کرد تا بتوان آن چه می خواهید  را در مردمان مورد هدف، شکل بدهید. به نظر گوبلز، مردمان مانند شیشه های نوشابه هستند. شما با قدرت تکرار در رسانه ها و آتمسفر فرهنگی و تکنولوژیکی، آن ملل اشغال شده را با آن چه می خواهید، پر می کنید یا محتوای داخلی شیشه ها (افکار و جهان بینی، آرزوها، منافع ملی، دین، ....) را تغییر می دهید. 
او معتقد بود؛ حتی اگر دروغ ها را درجاها و رنگ های مختلف، از زبان افراد و نهادهای مختلف و موجه و ... تکرار بکنید، در اثر تکرار، همه به واقعی بودن آن چه شما مهندسی کرده و ساخته اید، ایمان خواهند آورد.
امپریالیسم، با افراد و ملل اشغال شده، همین‌ کار را می کند. امپریالیسم، یک مجموعه سیستمیک، اداری، سیاسی، حقوقی، تکنولوژیکی، مالی و اقتصادی، آموزشی، هنری، روابط انسانی و غیر انسانی، علمی، نظامی، ... و فرهنگی است. 
امپریالیسم، تنها دارای جنبه نظامی، صنعتی، اقتصادی، قدرت، و ... نیست، بلکه مجموعه ای از سیستم هاست که مهمترین آن ها، سیستم فرهنگی و رسانه ای است.

امپریالیسم و استعمارگر فرهنگی، همیشه دارای یک اسلحه بسیار مهمی به نام"زبان و واژه ها" بوده است و از این سلاح با همه توان استفاده می کرده و می کند.

اسلحه "زبان" از حروف، کلمه ها، جمله ها و در یک کلمه، از "زبان و سخن یا نوشتار"  تشکیل شده است. 
زبان سخن گفتن ساده نیست. زبان کلمه های ساده نیست. زبان، جمله های بسیار ساده نیست. زبان مهمترین سلاح ابداعی انسان بوده و است. انسان، هیچ سلاحی یا وسیله ای را به اندازه زبان و بطور تدریجی شکوفا و توسعه نداده است. هیچ چیزی به اندازه زبان تنوع و توسعه یافته و مانند زبان در حال گسترش نیست. 
زبان، یعنی جهان بینی انسان. زبان، یعنی زاویه دید انسان. زبان، یعنی فکر انسان. زبان، یعنی آزادی انسان. زبان، یعنی اسارت انسان. زبان، یعنی زندان انسان. زبان، یعنی رهایی انسان. زبان، یعنی آینده انسان. زبان، یعنی گذشته انسان. زبان، یعنی حال انسان. زبان، یعنی امید انسان. زبتن، یعنی هدف انسان. زبان، یعنی تاریکی و ناامیدی برای آینده انسان. زبان، یعنی جسارت انسان. زبان، یعنی شجاعت انسان. زبان، یعنی بزدلی انسان. زبان، یعنی ترس انسان. زبان، یعنی ریسک پذیری انسان. زبان، یعنی عصیان انسان، زبان، یعنی تسلیم انسان. زبان، یعنی ایستایی و مقامت انسان. زبان، یعنی حرکت انسان. زبان، یعنی زندگی و زنده بودن انسان. زبان، یعنی مرگ و نیستی انسان. زبان، یعنی هستی انسان. زبان، یعنی انسانیت انسان و بی زبانی، یعنی انسان نبودن و نیستی انسانیت.
ما انسان ها، در قالب زبان فکر می کنیم. با زبان، از گذشته رد شده ایم و به سوی آینده حرکت می کنیم. این، کلمات و واژه ها هستند که شما و انسان را انسان می کنند. به جنبه های روحی و جسمی شما و من،  شکل و شمایل می بخشند. تو و من را زیبا یا زشت می کنند. تو یا من را تسلیم و اشغال شده یا عصیانگر می کنند. از تو یا از من یک اکتشافگر می سازند، یک مخترع تحویل می دهند. تو یا من را واپسگرا و ضد توسعه می کنند.
اگر تو، من و جامعه، توسعه نیافته ایم، مانع اصلی توسعه من، تو و ما، نه در جسم ما که در داخل تک تک واژه های زبان حاکم بر ما، باید جستجو کرد. زبان است که بر جسم و روح ما فرمان می راند. حاکم مطلق، نه خدا که زبان است.
اگرمن، تو و جامعه ایستاد ایم، حرکت‌نمی کنیم، توسعه نمی یابیم، دانش و تکنولوژی و صنعت تولید نمی کنیم، محصول زبانی هستیم که به من، تو و ذهنت ما در آن جامعه، نوع خاصی از جهان بینی، زندگی، رفتار، سعادت، خوشبختی، دنیا و آخرت را شکل داده و معنی کرده وآن زبان است که به من، به تو و به ما، به آن شکل خاص سازمان داده است تا نتوانیم حرکت بکنیم یا با هر نوع حرکتی، مخالفت بکنیم.
اگر من، تو، او و همه ما، به توسعه، اکتشاف، تغییر، بهتر شدن و بهتر کردن جامعه  می اندیشیم، باید زبان را به این شکل در آوریم که ما را به حرکت در آورد. 
اگر فردی دینی هستیم،  یا ضد دین هستیم، اگر ایدئولوژی خاصی داریم یا هیچ ایدئولوژی خاصی نداریم، این زبان است مه من، تو یا جامعه را به آن شکل در آورده است.
برای تغییر خود یا جامعه، باید، زبان و ماهیت زبان حاکم را تغییر داد. باید زبانی را بکار برد که تحرکزا و نشاط آور باشد. باید به زبانی روی آورد که از ایستایی و منفعل بودن من، تو و جامعه، جلوگیری بکند.
زبان حاکم، زبان مهندسی شده، امپریالستی و در راستای تامین منافع امپریالیسم طراحی و به ما القاء شده است. امپریالیسم حاکم، ازمن، تو و انسان‌، چه انتظاری دارد؟
امپریالیسم، تو، من و جامعه انسانی اشغال شده را بوسیله واژه های زهر آلود مهندسی شده مدیریت می کند.
امپریالیسم، به من و فکرم، به تو و فکرت، جامعه ات، نهادهایت، سیاستت، علم و دانشت، اقتصادت، جهان بینی ات، زاویه دید تو نسبت به جهان، حرکت و ایستایی، خوشبختی و فلاکت، و ... نوعی خاصی از معنا را داده و به وسیله فرهنگ به تو تزریق کرده و دایما در حال تزریق دوباره همان ها است تا نتوانیم از دایره مورد نظر او خلاص شویم.
دکتر مهدی محسنیان راد؛ استاد ارتباطات  انسانی و محقق معروف، معتقد است که همه چیز، حتی ماشین آلات سنگین و تولیدات صنعتی ریز و درست هم "پیام" (فرهنگ و زبان) هستند. 
شما، ممکن است، زبان ژاپنی، چینی، کره ای، روسی، انگلیسی، فرانسه، عربی، فارسی یا تورکی و... را ندانید و نتوانید با یکی یا همه آن زبان ها رابطه برقرار بکنید ولی در تماس با کالاهای تولیدی متعلق به آن زبان ها و تمدن ها، در باره آن کشورها، مردمان، میزان توسعه، رفاه، اخلاق، اقتصاد، سیستم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، آموزشی، هنری، و .... آن ملل قَضاوت می کنید.
در حالی که شما با آن مردمان‌ هیچ تماسی نداشته اید، به سرزمین های آن ها مسافرت نکرده اید، با آن ها زندگی نکرده اید، در باره آن ها یک مقاله کوتاه هم نخوانده اید اما در باره آن ملت ها و زبان ها قضاوت هایی دارید. 
آن قضاوت ها و نگاه ها را از کجا بدست آورده اید؟ 
حتی ممکن است در یک مقطعی از زمان، قضاوت شما در باره آن کشورها منفی بوده است اما با تغییر کیفیت و تکنولوژی تولیدات آن ملت ها و بهتر شدن کیفیت کالاهای تولیدی آن ملل، قضاوت شما هم تغییر کرده است. 
چرا؟
چون هر کالای تولیدی، یک پیام و سخن در باره آن ملت، زبان، فرهنگ، تکنولوژی، روابط اجتماعی، سیاسی، حقوقی، تاریخی و ... است.
پس، استعمار و امپریالیسم فرهنگی، در زبان و تکنولوژی خلاصه نمی شود، بلکه در مهندسی شخصیت حقیقی و حقوقی افراد و نهادها و جوامع هم نقش اصلی را بازی می کند.
سوال این است که چرا روشنفکران ملل تحت اشغال در ایران، از "استعمار داخلی" سخن می گویند؟
آیا باور ندارند که ملل تحت اشغال، استعمارشده هستند و در رابطه ای امپریالیستی قرار گرفته اند؟
پس علل عقب ماندگی خود فارس های حاکم در چیست؟ 
آیا زبان فارسی، طوری مهندسی نشده است تا ملل تحت اشغال را از آگاهی به "هویت ملی و خودی"  تهی بکند؟
اگر چنین مهندسی وجود داشته باشد که هست، سوال بالا یک تضاد ایجاد می کند که باید به آن پاسخ داد.
 باید متوجه باشیم که معمولا، امپریالیست ها، سیاست های امپریالیستی خودشان بر علیه دیگر ملل را در مناطقی دورتر از مرزهای جغرافیای سیاسی خود اعمال می کرده اند که مردمانشان در کمترین تماس با ملل اشغال شده بوده اند.
ولی چون فارس ها در تماس مستقیم سرزمینی و روابط اجتماعی با ملل تحت اشغال هستند، عملا نمی توان دو نوع مهندسی زبانی و فرهنگی و ... امپریالیستی مجزا را در پیش گرفت. بناچار، همان مهندسی امپریالیستی برای استعمار ملل تحت اشغال، برای خود فارس ها هم اعمال می شده و می شود.
آیا در زیر مهندسی امپریالیستی و استعماری فارسیسم، می توان آینده ای تصور کرد که در آن، ایران و ملل فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر و بختیاری، گیلک و مازنی و ... به دموکراسی، آزادی و توسعه برسند؟
آیا زبان و فرهنگ فارسی، امکان رشد و توسعه به من، تو و جوامع ما را می دهد؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سوم جنیووری ۲۰۲۹
hedayat222@yahoo.com

Sunday, December 30, 2018

دیالوگ: نمایندگان: مطیع قدرت، در مقابل ملت

برنامه هفته هشتاد ونهم دیالوگ
مجری و مدیر برنامه:
انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
دکتر رضا حسین بر
محسن ابراهیمی
آریا جبارپور
محمد شوری
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز آغاز شده و از "گوناز تی وی" بطور زنده پخش می شود
ويدئو: گوناز تی وی
شنبه ۰۸ دی ۱۳۹۷
با گسترش هر چه بیشتر تکنولوژی های جدید، بر میزان قدرت و امکان نظارت و کنترل مردم بر نهادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی حقوقی و نظامی افزوده می شود.
همین تکنولوژی، به مردم امکان می دهد تا رفتارهای صاحبان قدرت و مکنت را ضبط و ثبت کرده و در معرض دید و قصاوت عمومی قرار بدهند.
در گذشته و حتی امروز، بخش بسیار زیادی از رفتارهای غیرانسانی و حتی ضد انسانی و ضد اخلاقی صاحبان قدرت و نفوذ، درمیدان دید محدود عده اندکی می ماند و مردم نمی توانستند و نمی توانند، سخنان، اعمال وبی خلاقی ها، آن ها را به عموم مردم، نهادهای نظارتی و حقوقی نشان داده و به مجازات برسانند.
همین، باعث مصونیت و حتی معصومیت آن ها در نزد اکثریت مردم و دستگاه های نظارتی و حقوقی-قضائی می شد ولی با گسترش ابزارهای ضبط و ثبت تکنولوژیک و گسترش شجاعت و جسارت مردم و آگاهی مردم از حقوق اجتماعی خود، باعث شده تا پرده از چهره غیر انسانی، مصونیت و معصومیت این افراد برداشته شده و بر مردمان روشن شود و حتی احتمال محاکمه و مجازات آن ها در نهادهای حقوقی و افکار عمومی فراهم بشود.
در روزها و ماه های اخیر، زنانی خود را از قید سنگین بی ناموسی رها کرده و از تجاوز منتخبان مردم (در شوارهای شهری و روستایی و مجلس) خبر می داده اند.

ویدئوهایی منتشر شده که در آن ها، نمایندگانی به منتخبان خود توهین کرده و مردم را تحقیر می کنند.
اسنادی رو شده که نمایندگان را همدست اصلی دزدها و قاچاقچیان نشان می دهند.

نمایندگانی را نشان می دهد که مانند رئسای مافیا رفتار کرده و دستور مجازات سوال کنندگان و مخالفان را می دهند.

نمایندگانی را نشان می دهند که شغل و حرفه خود را اصل می دانند و بر سر این که او را با نام خودشان مخاطب قرار داده و عنوان "دکتر" یا "مهندس" را به زبان نیاورده اند، عصبانی می شوند.
چرا نمایندگان خودشان را برتر از مردم می دانند؟
چرا نمایندگان، امتیازهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی و ... خودشان را علیه مردم و منتخبانشان بکار می برند؟ 
مطبوعات و رسانه ها، رهبر را متهم می کنند که فراتر از قانون ایستاده و در مقابل مسئولیت های خود پاسخگو نیست.  آیا نمایندگان مجلس پاسخگوی رفتار، اعمال، اخلاق و ثروت خودشان هستند؟
هدف، از مجلس قانونگذاری و انتخاب نمایندگان مجلس از طرف مردم چیست؟
آیا نمایندگان مصون از نظارت مردمی و پاسخگویی به مردم هستند؟
آیا نمایندگان انتخاب می شوند تا مطیع دولت، قدرت و صاحبان زر و زور بشوند یا از حقوق مردم در مقابل صاحبان قدرت و ثروت، دفاع بکنند؟
چرا نمایندگان ملت در نهادهای حقوقی، نسبت به حقوق مردم بی توجه و بی تفاوت شده اند؟
آیا رفتار نمایندگان، مافیایی نیست؟
چرا نمایندگان، صدای واقعی و خواست های حقوقی، سیاسی، اقتصادی مردم نیستند؟
 چرا نمایندگان مجلس، در کنار دولت و نهادهای قدرت در مقابل مردم ایستاده اند؟
چرا نمایندگان اعتراضات مردم، کارگران، معلمان، مالباختگان و صدای عموم ملل در ایران برای برخورداری از حقوق ملی شان را نمی شنوند؟
چرا نمایندگان نسبت به چپاول مردم و منابع عمومی ساکت هستند؟
چرا نمایندگان، به نام مردم، دولت و صاحبان قدرت را به زیر نمی کشند؟
در برنامه امشب دیالوگ و به اتفاق مهمانان برنامه، به این قبیل از سوال ها پاسخ خواهیم داد
مهمانان برنامه:

دکتر رضا حسین بر: فعال حقوق ملی و متفکر- بلوچ

جناب محسن ابراهیمی: نویسنده، متفکرچپ طرفدار حق تعیین سرنوشت ملل- تورک
جناب آریا جبارپور: فعال ملی و سیاسی- کرد
جناب محمد شوری: منتقد، نویسنده وروزنامه نگار آزاد رانده شده از طرف هر دو جناح حاکمیت - آبادانی فارسی زبان

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هفتم (27) دسامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, December 27, 2018

نمایندگان: مطیع قدرت، در مقابل ملت


نمایندگان: مطیع قدرت، در مقابل ملت
مقدمه ای برای آغاز گفتگو در برنامه "دیالوگ" شنبه (29 دسامبر 2018) در تلویزیون "گوناز تی وی" که از ساعت 21:30 بوقت تبریز: مرکز آزربایجان، پخش زنده آن آغاز خواهد شد
با گسترش هر چه بیشتر تکنولوژی های جدید، بر میزان قدرت و امکان نظارت و کنترل مردم بر نهادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی حقوقی و نظامی افزوده می شود.
همین تکنولوژی، به مردم امکان می دهد تا رفتارهای صاحبان قدرت و مکنت را ضبط و ثبت کرده و در معرض دید و قصاوت عمومی قرار بدهند.
در گذشته و حتی امروز، بخش بسیار زیادی از رفتارهای غیرانسانی و حتی ضد انسانی و ضد اخلاقی صاحبان قدرت و نفوذ، درمیدان دید محدود عده اندکی می ماند و مردم نمی توانستند و نمی توانند، سخنان، اعمال وبی خلاقی ها، آن ها را به عموم مردم، نهادهای نظارتی و حقوقی نشان داده و به مجازات برسانند.
همین، باعث مصونیت و حتی معصومیت آن ها در نزد اکثریت مردم و دستگاه های نظارتی و حقوقی-قضائی می شد ولی با گسترش ابزارهای ضبط و ثبت تکنولوژیک و گسترش شجاعت و جسارت مردم و آگاهی مردم از حقوق اجتماعی خود، باعث شده تا پرده از چهره غیر انسانی، مصونیت و معصومیت این افراد برداشته شده و بر مردمان روشن شود و حتی احتمال محاکمه و مجازات آن ها در نهادهای حقوقی و افکار عمومی فراهم بشود.
در روزها و ماه های اخیر، زنانی خود را از قید سنگین بی ناموسی رها کرده و از تجاوز منتخبان مردم (در شوارهای شهری و روستایی و مجلس) خبر می داده اند.

ویدئوهایی منتشر شده که در آن ها، نمایندگانی به منتخبان خود توهین کرده و مردم را تحقیر می کنند.
اسنادی رو شده که نمایندگان را همدست اصلی دزدها و قاچاقچیان نشان می دهند.

نمایندگانی را نشان می دهد که مانند رئسای مافیا رفتار کرده و دستور مجازات سوال کنندگان و مخالفان را می دهند.

نمایندگانی را نشان می دهند که شغل و حرفه خود را اصل می دانند و بر سر این که او را با نام خودشان مخاطب قرار داده و عنوان "دکتر" یا "مهندس" را به زبان نیاورده اند، عصبانی می شوند.
چرا نمایندگان خودشان را برتر از مردم می دانند؟
چرا نمایندگان، امتیازهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی و ... خودشان را علیه مردم و منتخبانشان بکار می برند؟ 
مطبوعات و رسانه ها، رهبر را متهم می کنند که فراتر از قانون ایستاده و در مقابل مسئولیت های خود پاسخگو نیست.  آیا نمایندگان مجلس پاسخگوی رفتار، اعمال، اخلاق و ثروت خودشان هستند؟
هدف، از مجلس قانونگذاری و انتخاب نمایندگان مجلس از طرف مردم چیست؟
آیا نمایندگان مصون از نظارت مردمی و پاسخگویی به مردم هستند؟
آیا نمایندگان انتخاب می شوند تا مطیع دولت، قدرت و صاحبان زر و زور بشوند یا از حقوق مردم در مقابل صاحبان قدرت و ثروت، دفاع بکنند؟
چرا نمایندگان ملت در نهادهای حقوقی، نسبت به حقوق مردم بی توجه و بی تفاوت شده اند؟
آیا رفتار نمایندگان، مافیایی نیست؟
چرا نمایندگان، صدای واقعی و خواست های حقوقی، سیاسی، اقتصادی مردم نیستند؟
 چرا نمایندگان مجلس، در کنار دولت و نهادهای قدرت در مقابل مردم ایستاده اند؟
چرا نمایندگان اعتراضات مردم، کارگران، معلمان، مالباختگان و صدای عموم ملل در ایران برای برخورداری از حقوق ملی شان را نمی شنوند؟
چرا نمایندگان نسبت به چپاول مردم و منابع عمومی ساکت هستند؟
چرا نمایندگان، به نام مردم، دولت و صاحبان قدرت را به زیر نمی کشند؟
در برنامه امشب دیالوگ و به اتفاق مهمانان برنامه، به این قبیل از سوال ها پاسخ خواهیم داد
مهمانان برنامه:
دکتر رضا حسین بر: فعال حقوق ملی و متفکر- بلوچ
جناب محسن ابراهیمی: نویسنده، متفکرچپ طرفدار حق تعیین سرنوشت ملل- تورک
جناب آریا جبارپور: فعال ملی و سیاسی- کرد
جناب محمد شوری: منتقد، نویسنده وروزنامه نگار آزاد رانده شده از طرف هر دو جناح حاکمیت - آبادانی فارسی زبان

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و هفتم (27) دسامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Saturday, December 22, 2018

کدام نیروها مخالف حقوق ملی ملل هستند؟


برنامه هفته هشتاد وهشت دیالوگ

موضوع: کدام نیروها مخالف حقوق ملی ملل هستند؟
مجری و مدیر برنامه:
انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
فرامرز بختیار
صلاح ابوشریف الاحوازی
محسن رسولی
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه "دیالوگ"، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت مرکز آزربایجان جنوبی- تبریز، از تلویزیون و بطور زنده پخش می شود
شنبه ۰۱ دی ۱۳۹۷
ملل ساکن ایران، در یکصد و پنجاه سال گذشته، برای بدست آوردن حقوق انسانی با رژیم های حاکم بر سرنوشت این ملل مبارزه کرده اند. گرچه 150 سال از تلاش برای برخورداری از حقوق انسانی در ایران می گذرد اما هنوز هم بسیار دورتر از مرزهای دستیابی بر حقوق انسانی ایستاده اند.
این در حالی است که حقوق 150 سال قبل نسبت به حقوق امروز، بسیار محدودتر بوده است و امروزه، دایره حقوق انسانی مورد نظر و خواست مردم، بسیار گسترده تر از گذشته است.
برای مثال، حقوقی که امروزه مورد درخواست مبارزان و روشنفکران ملل است عبارتند از: تظمین برخورداری از مواد سی گانه حقوق بشر، تظمین بهره مندی از دموکراسی، ضمانت اجرایی آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات و مبارزه بر علیه دولت و حاکمیت، آزادی مطبوعات، رسانه ها و شبکه های اجتماعی، حق انتخاب نماینده مورد نظر بدون دخالت و نقش دولت و سازمان ها یا نهادها در تعیین لیست نامزدها، اجرایی شدن برابری حقوق زن و حمایت ازحقوق کودکان، پذیرش حقوق کهن سالان و آسیب دیدگان جسمی- روحی و اجتماعی، آموزش رسمی و اجباری همه زبان های مادری، رسمی و اداری شدن همه زبان ها، رسمیت تاریخ، فرهنگ و تمدن همه ملل بطور مساوی در سیستم آموزشی و هنری، ملحوظ کردن حمایت های بیشتر از زبان ها، فرهنگ ها، حقوق، اقتصاد، محیط زیست و توسعه همه جانبه مناطق عقب افتاده به مدت طولانی برای برابر شدن وزنه های آن ها با صد سال تلاش برای عقب نگه داشتن این ملل، مساوی بودن حقوق فردی و اجتماعی همه ملل ساکن در ایران، عدم هر نوع تبعیض به نفع قوم فارس و به زیان ملل غیر فارس، پذیرش و رسمیت حق تعیین سرنوشت ملل، تظمین آزادی عقیده ودین، رسمیت اداری و آموزشی زبان های همه ملل در ایران، حذف تمرکزگرایی و سنترالیسم فارس محور، تاسیس موسسات مالی برای ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ...، رسانه های ملی تمام وقت و به زبان های مادری برای همه ملل، برابری صد در صدی حقوقی همه ملل و اقوام بدون هر گونه رجحان، تضمین بین المللی حقوق و آزادی های شناخته شده برای همه ملل، داشتن نیروهای مسلح ملی که از تضییع حقوق و آزادی های ملی ملل  غیر فارس توسط مرکزگرایان جلوگیری بکند، مخالفت با هر نوع سانسور و آزادی  مطلق استفاده از شبکه های اجتماعی و رسانه های جدید، اصل و اساس بودن حقوق مردم و پاسخگو و کارمند بودن دولت، سازمان ها و نهادها، برتری اراده مردم بر قانون اساسی و قوانین عمومی، حذف هر نوع دادگاه طبقه گرایانه و کاستی، سلب حق آموزش رسمی و عمومی از دولت و نهادهای دولتی به نفع والدین و ... از این دسته حقوق هستند.
آیا تاسیس دولت ملی برای همه ملل ساکن در ایران، جزو حقوق انسانی ملل است؟
ملل ساکن در ایران، برای بدست آوردن حقوق ملی، چه مبارزه ها و فداکاری هایی کرده اند؟
چرا در ایران، مبارزه ملل غیر فارس برای حقوق ملی، دولتمداری، دموکراسی، آزادی، و ...  نادیده گرفته شده و در صورت اجبار به اظهار نظر در باره آن ها، شخصیت ها و حرکات آزادیخواهانه و حقوق طلبانه ملل، منفی نشان داده می شود؟
چرا در ایران، همکاری پانفارس ها و پان ایرانیست ها با دولت های استعمارگر خارجی مثبت دیده شده و همکاری ملل غیر فارس با همان دولت های خارجی منفی تصویر می شود؟
این دو گانگی در روابط خارجی چه معنا و مفهومی دارد؟
آیا نباید برای بدست آوردن حقوق ملی، با کشورهای خارجی همکاری نزدیک داشت؟
آیا شعار "حقوق و دموکراسی برای ایران"، مساوی با حقوق برای ملل غیر فارس هم هست؟آیا در بین حقوق و آزادی های ملی فارس ها و ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... تساوی دیده می شود؟ به چه دلایلی، حقوق و آزادی های غیر فارس ها  در ایران محدود تر است؟
ملل ساکن در ایران، در150 سال گذشته، کدام حقوق را بدست آورده اند؟
چرا حرکت های سیاسی و دولتمداری ملل ساکن در ایران، در بدست آوردن حقوق ملی و انسانی خودشان ناموفق بوده اند؟
کدام نیروها، مخالف حقوق ملی ملل بوده و هستند؟
روشنفکر ایرانی در کدام جبهه (توسعه حقوق ملل یا گسترش نفوذ دولت) دیده می شود؟
مخالفت با حقوق ملی ملل غیر فارس در ایران، در 100 سال گذشته، چه نتایج مثبت یا منفی به بار آورده است؟
چرا در ایران، گریز از مرکز شدید است؟

دراین دیالوگ، به همراه آقایان
جناب فرامرز بختیار؛ از متفکران و فعالان حقوق ملی لرستانات
جناب صلاح ابوشریف الاحوازی؛ از متفکران و فعالان حقوق ملی عرب ها
جناب محسن رسولی؛ از فعالان حقوق قومی قشقایی الاصل فارس زبان
 تلاش خواهیم کرد تا به این قبیل از سوال ها پاسخ بیابیم:

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم (20) دسامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, December 20, 2018

کدام نیروها مخالف حقوق ملی ملل هستند؟

مقدمه ای برای ورود به بحث روز شنبه (اول دی 1397) که از ساعت 21:30 بوقت آزربایجان جنوبی با مرکزیت تبریز، بطور زنده به روی آنتن خواهد رفت
ملل ساکن ایران، در یکصد و پنجاه سال گذشته، برای بدست آوردن حقوق انسانی با رژیم های حاکم بر سرنوشت این ملل مبارزه کرده اند. گرچه 150 سال از تلاش برای برخورداری از حقوق انسانی در ایران می گذرد اما هنوز هم بسیار دورتر از مرزهای دستیابی بر حقوق انسانی ایستاده اند.
این در حالی است که حقوق 150 سال قبل نسبت به حقوق امروز، بسیار محدودتر بوده است و امروزه، دایره حقوق انسانی مورد نظر و خواست مردم، بسیار گسترده تر از گذشته است.
برای مثال، حقوقی که امروزه مورد درخواست مبارزان و روشنفکران ملل است عبارتند از: تظمین برخورداری از مواد سی گانه حقوق بشر، تظمین بهره مندی از دموکراسی، ضمانت اجرایی آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات و مبارزه بر علیه دولت و حاکمیت، آزادی مطبوعات، رسانه ها و شبکه های اجتماعی، حق انتخاب نماینده مورد نظر بدون دخالت و نقش دولت و سازمان ها یا نهادها در تعیین لیست نامزدها، اجرایی شدن برابری حقوق زن و حمایت ازحقوق کودکان، پذیرش حقوق کهن سالان و آسیب دیدگان جسمی- روحی و اجتماعی، آموزش رسمی و اجباری همه زبان های مادری، رسمی و اداری شدن همه زبان ها، رسمیت تاریخ، فرهنگ و تمدن همه ملل بطور مساوی در سیستم آموزشی و هنری، ملحوظ کردن حمایت های بیشتر از زبان ها، فرهنگ ها، حقوق، اقتصاد، محیط زیست و توسعه همه جانبه مناطق عقب افتاده به مدت طولانی برای برابر شدن وزنه های آن ها با صد سال تلاش برای عقب نگه داشتن این ملل، مساوی بودن حقوق فردی و اجتماعی همه ملل ساکن در ایران، عدم هر نوع تبعیض به نفع قوم فارس و به زیان ملل غیر فارس، پذیرش و رسمیت حق تعیین سرنوشت ملل، تظمین آزادی عقیده ودین، رسمیت اداری و آموزشی زبان های همه ملل در ایران، حذف تمرکزگرایی و سنترالیسم فارس محور، تاسیس موسسات مالی برای ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ...، رسانه های ملی تمام وقت و به زبان های مادری برای همه ملل، برابری صد در صدی حقوقی همه ملل و اقوام بدون هر گونه رجحان، تضمین بین المللی حقوق و آزادی های شناخته شده برای همه ملل، داشتن نیروهای مسلح ملی که از تضییع حقوق و آزادی های ملی ملل  غیر فارس توسط مرکزگرایان جلوگیری بکند، مخالفت با هر نوع سانسور و آزادی  مطلق استفاده از شبکه های اجتماعی و رسانه های جدید، اصل و اساس بودن حقوق مردم و پاسخگو و کارمند بودن دولت، سازمان ها و نهادها، برتری اراده مردم بر قانون اساسی و قوانین عمومی، حذف هر نوع دادگاه طبقه گرایانه و کاستی، سلب حق آموزش رسمی و عمومی از دولت و نهادهای دولتی به نفع والدین و ... از این دسته حقوق هستند.

آیا تاسیس دولت ملی برای همه ملل ساکن در ایران، جزو حقوق انسانی ملل است؟

ملل ساکن در ایران، برای بدست آوردن حقوق ملی، چه مبارزه ها و فداکاری هایی کرده اند؟


چرا در ایران، مبارزه ملل غیر فارس برای حقوق ملی، دولتمداری، دموکراسی، آزادی، و ...  نادیده گرفته شده و در صورت اجبار به اظهار نظر در باره آن ها، شخصیت ها و حرکات آزادیخواهانه و حقوق طلبانه ملل، منفی نشان داده می شود؟

چرا در ایران، همکاری پانفارس ها و پان ایرانیست ها با دولت های استعمارگر خارجی مثبت دیده شده و همکاری ملل غیر فارس با همان دولت های خارجی منفی تصویر می شود؟ 
این دو گانگی در روابط خارجی چه معنا و مفهومی دارد؟
آیا نباید برای بدست آوردن حقوق ملی، با کشورهای خارجی همکاری نزدیک داشت؟

آیا شعار "حقوق و دموکراسی برای ایران"، مساوی با حقوق برای ملل غیر فارس هم هست؟

آیا در بین حقوق و آزادی های ملی فارس ها و ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... تساوی دیده می شود؟ به چه دلایلی، حقوق و آزادی های غیر فارس ها  در ایران محدود تر است؟



ملل ساکن در ایران، در150 سال گذشته، کدام حقوق را بدست آورده اند؟

چرا حرکت های سیاسی و دولتمداری ملل ساکن در ایران، در بدست آوردن حقوق ملی و انسانی خودشان ناموفق بوده اند؟

کدام نیروها، مخالف حقوق ملی ملل بوده و هستند؟

روشنفکر ایرانی در کدام جبهه (توسعه حقوق ملل یا گسترش نفوذ دولت) دیده می شود؟

مخالفت با حقوق ملی ملل غیر فارس در ایران، در 100 سال گذشته، چه نتایج مثبت یا منفی به بار آورده است؟

چرا در ایران، گریز از مرکز شدید است؟

دراین دیالوگ، به همراه آقایان
جناب فرامرز بختیار؛ از متفکران و فعالان حقوق ملی لرستانات
جناب صلاح ابوشریف الاحوازی؛ از متفکران و فعالان حقوق ملی عرب ها
جناب محسن رسولی؛ از فعالان حقوق قومی قشقایی الاصل فارس زبان
 تلاش خواهیم کرد تا به این قبیل از سوال ها پاسخ بیابیم:

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیستم (20) دسامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, December 13, 2018

یک قرن جنگ برای حقوق انسانی و مخالفت با حقوق ملل در ایران


مقدمه ای برای ورود به بحث "دیالوگ" شنبه 24 آذر 1397 (15 دسامبر 2018) "گوناز تی وی" که از ساعت 21:30 بوقت آزربایجان جنوبی-تبریز، بطور زنده پخش خواهد شد
ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر و بختیاری، کرد و شمالی در تاریخ معاصر کشوری با نام ایران، برای زیستن با حقوق انسانی و برابر با حقوقی که قوم مسلط فارس، از آن ها برخوردار بوده است، مبارزات دامنه داری را پشت سرشان گذاشته اند. 
در این مبارزات بیش از یک قرنی، گاهی، آن ملل توانسته اند، دولت های ملی خودشان را در مقابل دولت پانفارسیست مرکزی برپا کرده و حتی اگر برای مدت کوتاهی هم بوده، بر حقوق ملی خودشان تاکید و اصرار کرده اند.
جمهوری سوسیالیستی گیلان؛ به رهبری میرزا کوچک جنگلی در استان های شمالی، حکومت ملی آزادیستان؛ به رهبری شیخ محمد خیابانی در سرزمین های تاریخی آزربایجان جنوبی، حکومت ملی دموکرات آزربایجان؛ به رهبری سیدجعفر پیشه وری، تلاش های آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان؛ در آزربایجان جنوبی، جمهوری کردستان؛ به رهبری  قاضی محمد در کردستان، حکومت ملی شیخ خزعل؛ در الاهواز یا عربستان، و ... نمونه هایی از تلاش های این ملل برای دستیابی به حقوق ملی و هویت ملی بوده است که توسط حکومت پانفارسیست و مرکرگزای ایران سرکوب شده و همه حقوق این ملل در زیر پای دژخیمان مرکزی پایمال شده است. 
قوم مسلط و پیروز بر این ملل، شکست و نابودی تلاش های این ملل برای داشتن حداقل حقوق انسانی را جشن ها گرفته، قتل عام ها براه انداخته، کتاب سوزان ها پیشه کرده و در تحریف تاریخ و هویت این ملل و مبارزات و ایده های مدرن آن ملل کوشیده اند. در ضدیت با حقوق و توانایی های آن ملل برای زایش های دوباره، آنان را آماج تیرهای تحقیر سیستماتیک، آموزشی و اداری و حقوقی قرار داده اند. بر آنان و افکار مدرنشان، مهر عقب ماندگی زده و تلاش کرده اند تا این ملل را عقب مانده نگه داشته و عقب مانده نگه بدارند. 
آیا حقیقت دارد که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ،، لر، کرد، شمالی و ... برای بدست آوردن حقوق انسانی مساوی با قوم حاکم پانفارسیست جنگیده اند؟
خواست این ملل از جنبش مشروطه تا کنون، چه بوده است؟
این ملل، در بیش از یک قرن مبارزه برای زندگی با حداقل حقوق انسانی، چه اقداماتی کرده اند؟
آیا تاریخ معاصر این ملل شاهد تلاش آنان برای برپایی دولت های ملی بوده است؟
چرا این ملل می خواسته اند و می خواهند دولت ملی خودشان را داشته باشند؟
سرنوشت مبارزات این ملل برای برپایی دولت های ملی، چه شده است و چقدر از آن تلاش های آگاهیم؟
این ملل برای بدست آوردن کدام حقوق، در تاریخ معاصر، از مبارزه برای حقوق انسانی خسته و ناامید نشده اند؟
دست آورد تلاش های تاریخ معاصر این ملل، در زمینه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی، اداری، آموزشی، زبانی، تاریخی و ... چه شده است؟
چرا این ملل در دست یابی به حداقل حقوق انسانی در ایران، با شکست مواجه شده اند؟
آیا شکست خوردگی این ملل، باعث شده تا آنان از مبارزه برای حقوق انسانی دست بردارند؟
آیا تلاش برای فدالیستی کردن ایران یا استقلال ملل از ایران زیر پرچم پانفارسیست های مرکزگرا و نژادپرست، می تواند راهگشای این ملل برای بدست آوردن حقوق انسانی خودشان باشد؟
کدام نیروها و عوامل داخلی و بین المللی، مخالف حقوق ملی این ملل بوده و در مقابل تلاش های تاریخ معاصر آن ها، صف آرایی کرده اند؟
آیا کتاب های درسی و منابع غیر درسی در ایران در رابطه با تاریخ معاصر این ملل، مطالبی بیطرفانه ای را در خود گنجانده اند؟
چرا تاریخ مبارزات این ملل برای بدست آوردن حقوق انسانی، تلاش هایشان برای تشکیل دولت های ملی، تلاش هایشان در راه مدیریت های غیر متمرکز و حاشیه محور در مقابل مرکزگرا،  جانفشانیشان در راه حقوق بشر و دموکراسی، جانبازی هایشان در راه رفاه و امنیت ملل خود، پیشگامی هایشان در راه کسب هویت های ملی و جلوگیری از محو و نابودی هویت های ملی در مقابل هویت تحمیلی پانفارسیستی و پان ایرانیستی در ایران، نادیده گرفته می شود؟
آیا راهی که پانفارس ها و پان ایرانیست ها در یک طرف و  فعالان و ملل غیر فارس برای زیستن با حقوق ملی گرفته اند، در طرف دیگر گرفته اند، به نزدیکی این دو راه منجر می شود یا به دوری و گسست از هم منجر خواهد شد؟
کدام طرف باید امتیاز هایی را بدهد و کدام طرف باید حقوقش را بدست بیاورد؟
ایران گریزی، ثمره چیست؟ مبارزه ها برای کسب حقوق ملی یا نتیجه ستیز با حقوق ملل در ایران بوده و هست؟

برای پاسخ به چنین سوال هایی، آقایان:
دکتر محمدحسین یحیایی؛ از محققان و نویسندگان تورک
جناب جلیل آزادیخواه؛ از نویسنده و از کانون نویسندگان کرد
جناب شهرام شادپور؛ از فدرالیست های شمال ایران و از جمعیت کاسپین
دکتر شهسوار کریم زاده؛ از محققان و نویسندگان بلوچ
جناب آودی غفور چاریار؛ از محققان و فعالان ملی تورکمنستان جنوبی
در این برنامه حضور خواهند داشت.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیزدهم (13) دسامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Friday, December 7, 2018

آیا مخالفت ایرانیان با "حق تعیین سرنوشت"، ضدیت با قوانین بین المللی نیست؟

مقدمه ای برای ورود به بحث "دیالوگ" شنبه (08 دسامبر 2018) که بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" و از ساعت 21:30 بوقت طهران پخش خواهد شد
معنی حق تعیین سرنوشت چیست؟

آیا چنین حقی در قوانین بین المللی وجود دارد؟

متن انگلیسی این حقوق چیست؟

آیا این حق مربوط به "حق تعیین سرنوشت" فردی است یا حق تعیین سرنوشت جمعی و ملی است؟

آیا حق تعیین سرنوشت به معنی تصمیم گیری احتمالی یک مللتی برای جدایی و استقلال است؟

چرا یک ملتی تصمیم می گیرد، از کشور بزرگتری جدا شده و مستقل شود؟

آیا حق تعیین سرنوشت و تصمیم گیری برای استقلال از یک کشور با قوانین داخلی کشورها در تضاد نیست؟

در تضاد بین قوانین داخلی کشورها با قوانین بین المللی، کدام دسته از قوانین ارجحیت و برتری دارند، قوانین داخلی یا قوانین بین المللی؟

آیا می توان "حق تعیین سرنوشت" را به معنی امکان جدایی ملل از کشوری هم معنی کرد؟ در این صورت، چرا حقوقدانان  و روشنفکران ایرانی با آن مخالفت می کنند؟

در حالی که مارکسیست ها، لنین و دیگران در اردوگاه سوسیالیت ها و کمونیست ها، نه تنها در تئوری بلکه در عمل هم طرفدار "حق تعیین سرنوشت" ملل بوده اند و این حق در جمهوری های سوسیالیستی بلوک شرق گذشته هم در عمل اجرا می شده و مللی با چند صد هزار جمعیت و وسعت خاک اندک، دولت و حکومت مستقل خودشان را داشتند و هنوز هم دارند، چرا کمونیست ها و چپ های وطنی در ایران، بر عکس آموزه های مارسیسم و کمونیسم، این حق را برسمیت نمی شناسند؟

آیا مخالفت با حق تعیین سرنوشت، یک مخالفت سیاسی و استعماری و ایدئولوژیک است یا مخالفتی حقوقی است؟

مخالفت ایرانیان با حق تعیین سرنوشت و در نتیجه با حق و اراده مردمان برای تعیین سرنوشت، چه معناهایی دارد؟

آیا ایرانیان با نگاه انحصارگرایانه و عدم تمکین به چنین قوانین بین المللی، می توانند پارچه ای از دنیای اطراف امروزی باشند یا در درون پیله های تنیده خودشان، ایزوله شده و در انزوا خواهند ماند و به جنگ با دنیا ادامه خواهند داد؟

اگر فرضمان بر این باشد که "حق تعیین سرنوشت"، در قوانین بین الملل، منشور سازمان ملل متحد، در کنوانسیون های بین المللی وجود ندارد، آیا می توان آن حق را بر اساس برتری دموکراسی و حقوق بشر بر سیاست و تقدس مرزها مدلل کرد؟
آیا قوانین داخلی و بین المللی مقدس و غیر قابل نقد و نقض هستند یا قوانین برای آن تصویب می شوند که نقض هم بشوند؟

آیا مرزهای کشورها غیر قابل تغییر و مقدس هستند؟

تقدس قوانین و مرزها ثمره چه نوع از نگرش و جهان بینی هستند؟

آیا کشور ایران، یک کشور چند ملیتی است و این ملل حق دارند بر اساس "حق تعیین سرنوشت" برای ماندن در درون مرزهای ایران یا جدایی از آن تصمیم بگیرند؟

اگر تلاشگران برای آلترناتیوسازی برای جمهوری اسلامی، "حق تعیین سرنوشت" را نپذیرند، آینده ایران، چگونه قابل تصور است؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفتم (07) دشامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Saturday, December 1, 2018

دیالوگ: آیا گفتگو کردن با هم خوفناک است؟


برنامه هفته هشتاد و پنجم دیالوگ
موضوع: آیا گفتگو کردن با هم خوفناک است؟
مجری و مدیر برنامه:
انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی
دکتر هوشنگ امیر احمدی
دکتررضا پرچی زاده
حسن راضی
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت آزربایجان جنوبی با مرکزیت تبریز از تلویزیون "گوناز تی وی " بطور زنده پخش می شود
شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷
بیش از 70% مردمان در ایران از جنبش مشروطه تا کنون، برای داشتن حقوق مساوی با هم، مبارزه کرده و خون داده اند و پیکر ده ها هزار شهید این ملل، به پای درخت حقوق افتاده است.
به هر حال، چه بپذیریم و چه انکار کنیم، نبردی روانی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زبانی و ... در ایران، در جریان بوده و هست. 
در یک طرف این نبرد، قوای مسلح و حاکمیت مطلق و انکارگرایانه حقوق 70% جمعیت غیر فارس در ایران، در طرف دیگر، مللی که برای تامین حقوق مساوی با قوم حاکم، در تلاش هستند، قرار دارند.
نبرد برای این حقوق مساوی تا چه زمانی باید ادامه بیابد؟ 
آیا نباید در جایی، این نبرد، به سود "حقوق مساوی" در ایران به پایان برسد؟ 
آن پایان چگونه رقم خواهد خورد؟ 
آیا به آن پایان، با سلاح و خونریزی خواهیم رسید یا با دیالوگ و گفتگو؟
آیا ایرانیان از گفتگو نمی ترسند؟
باور همه ایرانیان بر این است که از گفتگو نمی هراسند ولی هر ایرانی، بنا به تربیت سیستماتیکی رسمی و غیر رسمی که گرفته است، خودش را "همه چیزدان و باهوشترین فرد" می داند که همه جواب ها را در چنته دارد.
هیچ ایرانی نمی خواهد در گفتگو شرکت کرده و سخن طرف مقابل را بشنود، بلکه در گفتگو شرکت می کند، تا حریف را تسلیم خود بکند. در نتیجه، ایرانیان در گفتگوی با هم، کر هستند و نمی شنوند.
یکی از دلایل گفتگو کردن با هم، ادعای یک طرف، در باره یک چیزی یا حقی است. وقتی پای ادعایی به میان می آید، یک طرف گفتگو که مدعی علیه یا مدافع هم است و باید گوش کرده و بفهمد، از گفتگو فرار می کند.
کدام طرف، با تکیه بر سلاح، قدرت، زندان، پلیس و اعمال خشونت، سعی می کند، طرف مدعی را از میدان بدر بکند؟
آیا داشتن زور و سلاح، فرار از دیالوگ را توجیه می کند؟
آیا ناتوانی از ستاندن حقوق با توسل به اسلحه و خونریزی، دیالوگ را برای مدعی ضروری می کند؟ 
یعنی آیا کسانی که در پی دیالوگ هستند، بخاطر در ضعف بودن و نداشتن توان خونریزی، طرفدار دیالوگ هستند؟
آیا دیالوگ در بین افرادذو اندیشه های مشابه برقرار می گردد یا بین افراد با دیدگاه های متضاد، گفتگو رخ می دهد؟
آیا گفتگو کردن، منافعی را تامین می کند؟
دیالوگ، از چه ضررهایی جلوگیری می کند؟
کدام طرف، از دیالوگ در جلو مردم در هراس است؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال های، آقایان:
دکتر هوشنگ امیر احمدی؛  و نویسنده و متفکر تالش و متخصص توسعه اقتصادی 
دکتر محمدحسین یحیایی؛ متفکر و نویسنده تورک و متخصص اقتصاد
دکتررضا پرچی زاده؛ نویسنده کتابی در باره خیام و سخنرانی یک طرفه در میان ادیبان فارس 
جناب حسن راضی؛ کارشناس ارشد میدیا و مسئول مرکز مطالعات الاحواز در لندن
شرکت کرده اند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیم (30) نوامبر 2018
hedayat222@yahoo.com



Friday, November 30, 2018

آیا گفتگو کردن با هم خوفناک است؟

مقدمه ای برای ورود به "دیالوگ" روز شنبه، 01 دسامبر 2018 (10 آذر 1397) در تلویزیون "گوناز تی وی" که بطور زنده پخش خواهد شد.

بیش از 70% مردمان در ایران از جنبش مشروطه تا کنون، برای داشتن حقوق مساوی با هم، مبارزه کرده و خون داده اند و پیکر ده ها هزار شهید این ملل، به پای درخت حقوق افتاده است.
به هر حال، چه بپذیریم و چه انکار کنیم، نبردی روانی، حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زبانی و ... در ایران، در جریان بوده و هست. 
در یک طرف این نبرد، قوای مسلح و حاکمیت مطلق و انکارگرایانه حقوق 70% جمعیت غیر فارس در ایران، در طرف دیگر، مللی که برای تامین حقوق مساوی با قوم حاکم، در تلاش هستند، قرار دارند.
نبرد برای این حقوق مساوی تا چه زمانی باید ادامه بیابد؟ 
آیا نباید در جایی، این نبرد، به سود "حقوق مساوی" در ایران به پایان برسد؟ 
آن پایان چگونه رقم خواهد خورد؟ 
آیا به آن پایان، با سلاح و خونریزی خواهیم رسید یا با دیالوگ و گفتگو؟
آیا ایرانیان از گفتگو نمی ترسند؟
باور همه ایرانیان بر این است که از گفتگو نمی هراسند ولی هر ایرانی، بنا به تربیت سیستماتیکی رسمی و غیر رسمی که گرفته است، خودش را "همه چیزدان و باهوشترین فرد" می داند که همه جواب ها را در چنته دارد.
هیچ ایرانی نمی خواهد در گفتگو شرکت کرده و سخن طرف مقابل را بشنود، بلکه در گفتگو شرکت می کند، تا حریف را تسلیم خود بکند. در نتیجه، ایرانیان در گفتگوی با هم، کر هستند و نمی شنوند.
یکی از دلایل گفتگو کردن با هم، ادعای یک طرف، در باره یک چیزی یا حقی است. وقتی پای ادعایی به میان می آید، یک طرف گفتگو که مدعی علیه یا مدافع هم است و باید گوش کرده و بفهمد، از گفتگو فرار می کند.
کدام طرف، با تکیه بر سلاح، قدرت، زندان، پلیس و اعمال خشونت، سعی می کند، طرف مدعی را از میدان بدر بکند؟
آیا داشتن زور و سلاح، فرار از دیالوگ را توجیه می کند؟
آیا ناتوانی از ستاندن حقوق با توسل به اسلحه و خونریزی، دیالوگ را برای مدعی ضروری می کند؟ 
یعنی آیا کسانی که در پی دیالوگ هستند، بخاطر در ضعف بودن و نداشتن توان خونریزی، طرفدار دیالوگ هستند؟
آیا دیالوگ در بین افرادذو اندیشه های مشابه برقرار می گردد یا بین افراد با دیدگاه های متضاد، گفتگو رخ می دهد؟
آیا گفتگو کردن، منافعی را تامین می کند؟
دیالوگ، از چه ضررهایی جلوگیری می کند؟
کدام طرف، از دیالوگ در جلو مردم در هراس است؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال های، آقایان:
دکتر هوشنگ امیر احمدی؛  و نویسنده و متفکر تالش و متخصص توسعه اقتصادی 
دکتر محمدحسین یحیایی؛ متفکر و نویسنده تورک و متخصص اقتصاد
دکتررضا پرچی زاده؛ نویسنده کتابی در باره خیام و سخنرانی یک طرفه در میان ادیبان فارس 
جناب حسن راضی؛ کارشناس ارشد میدیا و مسئول مرکز مطالعات الاحواز در لندن
شرکت کرده اند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیم (30) نوامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Thursday, November 29, 2018

دیالوگ: چرا ایرانیان از دیالوگ در ترس و هراس هستند؟


برنامه هفته هشتاد و چهار دیالوگ
موضوع: چرا ایرانیان از دیالوگ در ترس و هراس هستند؟
مهمانان برنامه:
دکتر رضا حسین بر
دکتر محمدحسین یحیایی
فرامرز بختیار
محسن رسولی
محمد نوریزاد
مجری و مدیر برنامه:
انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، از تلویزیون گوناز تی وی پخش می شود
شنبه ۰۳ آذر ۱۳۹۷:
گر چه محمد خاتمی؛ تئوری "گفتگوی تمدن ها" را به جای "برخورد تمدن ها"ی "ساموئل هانتینگتون" ارائه کرده است اما آیا ایرانیان در ترس و هراس از دیالوگ نیستند؟
دیالوگ و گفتگو چیست؟
آیا دیالوگ یک ضرورت اجتماعی و فردی است؟
دیالوگ کردن و عدم گفتگو، نشانه و علامت چیزهایی هستند؟
آیا دیالوگ و گفتگو آداب و اصولی دارد؟
چرا باید دیالوگ داشت؟
نبود دیالوگ، به چه معنا است؟
با چه کسی یا نهادی باید گفتگو کرد؟
چگونه می توان دیالوگ و گفتگو کرد؟
در کجا و در چه زمانی، دیالوگ انجام می گیرد؟
آیا گفتگو با هم دارای شرایطی است؟
موضوع یا مسایل دیالوگ چیست؟ و چگونه انتخاب می شود؟
هدف از دیالوگ چیست؟
آیا دیدگاه های دینی، سیاسی، اجتماعی، ایدیئولوژیک و خواست های متضاد می توانند با هم دیالوگ داشته باشند؟

آیا ملل ساکن در ایران، در درون خودشان و با هم گفتگو می کنند؟
آیا دیالوگی در میان احزاب و جمعیت های هویتخواه و حق طلب درایران، در جریان است؟
آیا در میان ملل و اقوام مختلف ساکن در ایران گفتگویی جاریست؟ یا یکی از ملل و اقوام، از موقعیت برتر و هژمونیک سخن گفته و خود را به دیگران تحمیل می کند؟
آیا در میان احزاب و جمعیت های طرفدار آزادی و استقلال در درون یک ملت، با هم و همچنین با سایر ملل، سازمان های و تشکیلات خواهان حق تعیین سرنوشت در ایران گفتگو صورت می گیرد؟
به چه دلایلی ایرانیان نمی توانند و عاجز از گفتگو و دیالوگ در خانواده، در جامعه، در میان ملل درون ایران و در سراسر ایران و همچنین عاجز از دیالوگ با قدرت مستقر هستند؟
چرا ایرانیان نمی توانند در صحنه های بین المللی گفتگو چیست؟ و به جای گفتگو، دشمنی و "مرگ بر..." را انتخاب کرده اند؟
چه افراد و جریان هایی باید، بیشتر از بقیه، خواهان دیالوگ باشند؟
آیا گروه ها و افکاری که در اپوزیسیون ایران وجود دارند، اهل دیالوگ با هم گستند؟
قرار است، در طول مجموعه ای از دیالوگ ها چه اتفاقی بیفتد؟
آیا بدون دیالوگ، می توان آینده روشنی را در پیش پای مردم و جامعه گذاشت؟
آیا آنانی که در باره اهداف و خواست های خودشان برای آینده ملل در ایران گفتگو نمی کنند و روشنگری در باره افکار و اندیشه های خودشان را به آینده حوالت می دهند، قابل اعتماد هستند؟
آیا خمینی و انقلابیون همراه او در 1357 و قبل از آن،در باره نوع سیستم سیاسی و حقوقی مورد نظرشان، با مردم و ملل در ایران گفتگو کرده بودند؟ اگر قبل از 1357 و برای سال ها گفتگو انجام می گرفت، چه فرقی در سیاست های کنونی ایران قابل پیش بینی بود؟ . چه چیزهایی را نتوانستیم پیش بینی کرده و از رخ دادن آن ها در سیاست و حقوق جلوگیری بکنیم؟
آیا اپوزیسیون حکوکت . حاکمیت درایران، با مردم و با خودشان گفتگو می کنند؟

من (انصافعلی هدایت) به همراه مهمانان این هفته "دیالوگ"، سعی خواهیم کرد تا به این قبیل از سوال ها در روز شنبه (24 نوامبر 2018) پاسخ بیابیم.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و دوم نوامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs