Thursday, March 21, 2019

استان سازی: استراتژی پانفارسیسم برای ایجاد اختلاف و جنگ در میان ملل منطقه در آینده

مقدمه ای برای ورود به بحث دیالوگ روز شنبه (3 فروردین 1398 همزمان با 23 مارچ 2019) که از "گوناز تی وی" بطور زنده پخش خواهد شد
برای قرن های متمادی، در ایران با مرزهای کنونی، ملل تورک، فارس، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، با مرزهای ملی مشخص زندگی کرده اند. این ملل، تنها ساکنان داخل مرزهای ایران کنونی نبوده اند، بلکه ملت ها و جمعیت های کوچکتری با مرزهای معین هم در کنار آن ملل در این منطقه زیست کرده اند.

می دانیم که مرزها، با اشغال خاک دیگران و غلبه نظامی بر ملل دیگر، گسترش می یابند و با مغلوب شدن و پیدایش فاتحان تازه، کوچکتر می شوند.

در حدود هزار سال گذشته، قدرت مرکزی و امپراتوری مسلط منطقه، در دستان تورکان بوده است. با این همه، در آن 10 قرن، هیچ تغییری در مرزهای تاریخی ملل رخ نداده و بخش هایی از سرزمین های آن ملل، به زور از دست آن ملت بیرون آورده و در اختیار دیگر ملل قرار داده نشده است.

عدم تغییر مرزهای تاریخی سرزمین های ملل، یک اصل سیاسی، امنیتی و تاریخی بوده است. گاهی یک امپراتوری شکست می خورده و مغلوب یک قوه تازه نفس می شده است. قوه تازه نفس، هژمونی خودش را بر ملل مغلوب اعمال می کرده و از دستکاری در مرزهای تاریخی ملل و اقوام دوری می جسته است.

این سیاست، با تاسیس اتحادیه ممالک متحده آمریکا در چند صد سال گذشته و در کانادا، در 156 سال گذشته و در اتحادیه اروپا هم، مورد نظر سیاستمداران بوده است. 
سیاستمداران این مناطق هم، هیچ دلیل و مطلحتی را برای تغییر مرزهای ملل نمی پذیرفتند. یعنی، اتحاد ملل و دول، باعث نشده است تا دولت مرکزی و قدرتمند، در  تقسیم بندی داخلی و مرزهای ایالت ها دستکاری کرده، خاک آن ها را به تکه های کوچکتر تقسیم کند یا بخش هایی از مرزهای سرزمینی ملل را به همسایگانش ببخشد.

این سیاست تاریخی عدم دستکاری حدود و مرزهای ملل، با روی کار آورده شدن رضا پهلوی در 1299 و سپس با آغاز سلطنت کودتایی او در 1304 که بر علیه قانون اساسی و دولت قانونی و مشروطه در سرزمین های ملل تحت اشغال، تغییر کرد.

رضا شاه، محمدرضا شاه، خمینی و خامنه ای بر عکس تجربه های تاریخی بشری، در مرزهای ملی و تاریخی ملل تورک، تورکمن، عرب، بلوچ، فارس، کرد و ... دست بردند. نه تنها در اداره آن ها اراده خودشان را به مردم تحمیل کردند بلکه حاکمیت را هم از دست ملل گرفته و نمایندگان مستقیم خودشان را بر سرنوشت آن ملل مسلط کردند.

سپس، سرزمین های تاریخی ملل را به واحدهای کوچکتری با نام "استان، شهرستان، بخش و ..." تقسیم کردند. وقتی این جداسازی سرزمینی، در نزد سیاستمداران و مردم، عادی شد، بخش هایی از سرزمین ملل را از آن ها جدا کرده و در استان های جدید دیگری جا دادند. در حقیقت، در مرزهای تاریخی ملل دستکاری کردند.

سوال این است که

چرا استراتژی پانفارسیسم بر استان سازی و تغییر مرزهای سرزمین های ملل در ایران استوار شده است؟

آیا تقسیم سرزمین های یک ملل به واحدهای ریزتر، با نام استان، درتقسیم بودجه در میان استان ها تاثیری می گذارد؟

آیا تقسیم سرزمین ها به واحدهای ریزتر به حکومت مسلط مرکزی کمک نمی کند تا به راحتی بر منابع مالی، سیاسی، امنیتی آن ملل حکمروایی بکند؟

آیا کوچک سازی سرزمین ملل، در ایجاد دموکراسی در ایران نقشی داشته است؟ و آیا استان سازی به ایران دموکراسی آورده است؟

چرا پانفارسیسم بر تکه-پاره سازی سرزمین های ملل و سپس جای دادن هر کدام از آن تکه ها در دل استان جدید اصرار می ورزد؟

آیا پانفارسیسم دانسته و آگاهانه، تخم دشمنی بر سرسرزمین های دستکاری شده را در میان ملل در ایران، نمی کارد؟

آیا استان سازی و دستکاری حدود و ثغور سرزمینی ملل، آینده ملل در این منطقه را نا امن نخواهد کرد؟

دوشمنی در میان ملل که بر پایه تغییر و دستکاری مرزهای ملل همسایه استوار شده است، به کدام استراتژی و اهداف پانفارسیسم خدمت می کند؟

آیا پانفارسیسم از یکصد سال گذشته، مشغول زمینه سازی برای ایجاد جنگ و بحران در آینده و در میان ملل منطقه نبوده ونیست؟

آیا روشنفکران، سیاستمداران و احزاب ملل تورک، فارس، عرب، تورکمن، بلوچ، کرد، تسلیم سیاست های استان سازی پانفارسیسم خواهند شد؟

 آیا ممکن است، استراتژی و سیاست استان سازی پانفارسیسم، به بحران های بسیار جدی و خونین در میان ملل و در آینده بدل بشود؟

آیا نمی توان، سازمان ملل و دیگر موسسات بین المللی را مجبور به دخالت در چنین مسایلی کرده و دولت ها را از دستکاری مرزهای تاریخی ملل منع کرد؟

برای بررسی این مسایل و پاسخ به این قبیل از سوال ها، از چند متفکر دعوت کرده ایم تا در برنامه این هفته "دیالوگ" به بررسی این مسئله بنشینند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و دوم (22) مارچ 2019
hedayat222@yahoo.com

چرا رضا پهلوی نوع رژیم مورد علاقه خودش را کتمان‌می کند؟

آیا بچه محمدرضا  و نوه رضا (شاه!!)، خواهان طی طریق راه پدربزرگش نیست؟
چرا رضا پهلوی که مرموزانه از بیان شجاعانه نوع حکومت مورد نظرش برای آینده می هراسد، خواهان تشکیل مجلس موسسان، در ۶ ماه بعد از سرنگونی رژیم ملاها Image result for reza pahlaviاست؟

آیا ۶ ماه فرضی و زمان بعد از تغییر رژیم، برای آگاهانیدن مردم به حقوقی که یک قرن از آن ها سلب شده است، زمان‌ بسیار اندکی نیست؟
آیا ۲ سال اول بعد از هر نوع انقلاب، کودتا، شورش، عصیان، تغییر رژیم، و ... دوران شور و هیجان های روانی کور نیست که نمی توان در آن دوران تصمیم منطقی گرفت؟
در ۶ ماه مورد نظر پهلوی، مللی که برای یک قرن، سابقه تشکیلاتی نداشته اند، همچنین تی وی، رادیو و دیگر رسانه ها را نداشته اند، می توانند، احزاب، جمعیت ها و رسانه های خودشان را تاسیس کرده و ۱۰۰ سال تبلیغات زهرآگین‌ پانفارسیسم را خنثی بکنند؟
چرا رضا پهلوی همان تاکتیک پدر بزرگش را بکار می برد و مانند پدر بزرگ کودتاچیش، رسما و علنا نمی گوید که خواهان چه نوع رژیم یا حکومتی در دوران بعد از تغییر رژیم‌ در ایران است؟
 ظاهرا رضا پهلوی میرپنج، در اواخر دوران "حکومت سلطنت مشروطه قاجار"، علنا از "حکومت جمهوری" طرفداری می کرد ولی وقتی توانست قوای قهریه، قضائیه و سیاسیه را قبضه بکند، نوع حکومت مورد نظر خودش را کتمان کرد تا طرفداران و عوامل او بتوانند براحتی، سیاست و سیاستمداران و قانونگذاران را مهندسی بکنند تا بتواند به رضا را شاه بدل بکنند.
آیا رضا پهلوی دوم یا نوه همان رضا میرپنج هم‌ می خواهد تا به مهندسی روانی، زمانی، اجتماعی، سیاسی و سیاستمداران دست بزند و خواسته خودش را به مردمان و ملل در ایران تحمیل بکند؟ 
چرا رضا پهلوی خودش نه تنها یک عضو ساده از ملت نمی داند بلکه خودش را برتر از همه دیده و خودش را "سمبل"! می داند؟ 
او خودش را سمبل چه چیزی می شمارد که او را از مردم، برتر می کند؟
او خودش را سمبل چه چیزی می داند؟
آیا نباید برای تشکیل هر مجلسی (از جمله مجلس موسسان قانون اساسی) و برای گذار از این رژیم به رژیم دیگر، از تجربه دیگر کشورهای دموکراتیک استفاده کرد؟
برای مثال، انگلستان برای خروج از اتحادیه اروپا، ۳-۴ سال وقت گرفت. قبل و بعد از رفراندوم عمومی در باره خروج بریتانیا از اتحادیا اروپا، سال ها موافقان و مخالفان، احزاب، جمعیت ها، رسانه ها، دانشگاهیان، و ... بحث، گفتگو و مناظره کردند.
چرا برای تشکیل مجلس موسسان قانون اساسی و تعیین نوع رژیم یا حکومت، کمتر از ۲ سال در نظر گرفته اند و از تجربه کشورهای اروپایی و دموکراتیک بهره نمی برند؟

انصافعلی هدایت
تورنتو -کانادا

Saturday, March 16, 2019

دیالوگ: پان ترکیست ها، چه افرادی هستند و چه می خواهند؟

پان ترکیست ها، چه افرادی هستند و چه می خواهند؟

در گذشته های نه چندان دور، روزنامه کیهان، نویسندگان، فعالان سیاسی، مدنی، دموکرات و آزاد اندیشانی را مشخص کرده و آن ها را در سیبل و هدف حمله خود و نیروهای امنیتی و قوه قضائیه، آن هم بعنوان دشمن اصلی ایران و ملل ساکن در ایران می گذاشت. 
با حمله کیهان به آن افراد، نیروهای ضد آزادی بیان و ضد فعالیت های صلح آمیز،  ضد فعالیت های مدنی و دموکراتیک در ایران، بهانه لازم برای دستگیری، زندانی کردن و حتی قتل آن افراد را بدست می آوردند و برای سرکوب آن ها وارد میدان می شدند.
مدتی است که آن نقش روزنامه و روزنامه نگاران کیهان را روزنامه ها، روزنامه نگاران، سخنوران و نویسندگان اصلاح طلب، پان فارسیست و حتی اساتید دانشگاهی ضد حقوق ملل و بخصوص ضد حقوق ملت تورک در ایران ایفا می کنند و ملت تورک را در هدف سرکوب قرار داده اند. چنین دشمن آفرینی علنی از طرف روزنامه ها، روزنامه نگاران و روشنفکران ایرانی، در تاریخ ایران بیسابقه بوده و هست.

روزنامه های اصلاح طلبی مانند "روزنامه شرق"، "مردم سالاری" و "ایران"، "اعتماد" و دیگر روزنامه های جیره خوار دولت، ملت بزرگ و چند ده میلیونی تورک را در هدف حمله تبلیغاتی خودشان قرار داده اند. 
این روزنامه ها، نویسندگان و اساتید دانشگاهی، سعی می کنند تا حق طلبی و حقوق مساوی خواهی تورکان با فارس ها در ایران را نادیده گرفته، تورکان را به مانند دشمن و عامل خارجی نشان بدهند.
آن ها از حقوق مساوی که تورکان می خواهند و پانفارسیست ها با آن حقوق مخالفت می کنند، سخنی به میان نمی آورند.
این روزنامه ها، مجله ها، روشنفکران، روزنامه نگاران، استادان دانشگاهی پانفارسیست، تلاش می کنند تا صدای عدالتخواهی و حق طلبی تورکان در ایران را خفه کرده و رهبران فکری، فعالان سیاسی، روشنفکران و دگراندیشان تورک را در هدف تهاجمی نیروهای امنیتی، انتظامی و قضایی قرار داده و وطن تورکان در ایران را به زندانی همگانی تبدیل بکنند.
آن ها می خواهند از تورکان در ایران انتقام بگیرند که چرا از حقوق انسانی خودشان سخن می گویند و تسلیم تداوم یک قرن ظلم و ستمی که به تورکان رفته است، نمی شوند. 
بنظر می رسد که پان فارسیست ها، تورکان در ایران را برده و نوکر بی حق و حقوق می خواهند و فعالان و روشنفکران تورک به این سیاست یک قرنی پان فارسیسم اعتراض دارند و به آن سیاست ها گردن نمی نهند.

راستی، پان تورکیسم چیست؟

 پان تورک ها چه کسانی هستند؟

آیا در ایران "پان تورک" وجود دارد؟

اگر همان طور که در ایران نشان داده و تبلیغ می شود، در ایران پان تورکیست هایی وجود دارند، آن پان تورکان چه می خواهند؟

آیا در ایران تحت کنترل مطلق پانفارسیسم، امکان رشد و حضور پان تورکیست ها وجود دارد؟

چرا نام جریان "هویت طلبی" و "برابری خواهی حقوقی در میان ملل در ایران" را پان تورکیسم می گذارند؟

آیا پان تورکیستی که روزنامه های اصلاح طلب از آن سخن می گویند، بر علیه زبان و نژاد مسلط فارس سخن گفته و علیه آن ها رفتاری دشمنانه نشان می دهند؟ آیا خواهان محو و نابودی زبان و قوم فارس هستند؟

واقعیت های سیاسی، زبانی، آموزشی، اداری، حقوقی در ایران از حضور کدام پان حکایت می کنند؟ کدام پان در پی حذف زبانی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و ... دیگر رقبا و ملل در ایران است؟

چرا روزنامه ها، روزنامه نگاران، روشنفکران، سخنوران و اساتید دانشگاهی از پانفارسیسم و انحصار طلبی زبانی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و ... پانفارسیسم سخن نمی گویند؟

آیا تورک ها در ایران، خواهان حاکمیت تک فرهنگی، تک زبانی، تک اقتصادی، تک تاریخی، تک بانکداری، تک برنامه ریزی مرکزی و ... و تسلط بر دیگر ملل، همچون فارس ها، عرب ها، بلوچ ها، کردها، لرها و ... هستند یا پانفارسیسم خواهان خفه کردن همه تنوع ملی، رنگارنگی و موزائیک زبانی، تاریخی، نژادی، اقتصادی   و ... در ایران است؟

آیا پان و پان تورک بودن در قوانین بین الملل و قوانین خود ایران جرم است؟

اگر در ایران، پان بودن جرم است، چرا انحصار طلبی رسمی و علنی پانفارسیسم بر علیه دیگر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، گیلک و مازنی و دیگران جرم نیست؟

چرا اساتید، روزنامه ها، مجله ها، روزنامه نگاران و سخنوران در ایران از تسلط غیر انسانی، غیر حقوقی و ضد حقوق بشری پانفارسیسم بر ملل غیر فارس زبان در ایران نمی نویسند و بر علیه آن تبلیغ نمی کنند؟

چرا دستگاه های امنیتی، انتظامی و قضایی، پان فارسیسم را در هدف تهاجم خود قرار نمی دهند؟

واقعیت های جاری سیاسی، آموزشی، اداری، حقوقی، اقتصادی در ایران نشان دهنده حضور کدام "پان" در این عرصه ها است؟

حضور و قدرت کدام پان در ایران و برای ملل فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر و ... خطرناک است؟

چرا در رسانه های ایرانی، از خطرهایی که پانفارسیسم برای ایران و ملل ساکن در ایران ایجاد کرده است، سخن نمی گویند؟

اگر ایران در آستانه تجزیه قرار دارد، مسبب آن، حضور و سیاست های پان تورکیست ها است یا حضور و سیاست های انحصار طلبانه پان فارسیست هاست؟

چرا تفکر حاکم بر رسانه ها و مراکز آموزشی، بجای حمله به انحصار طلبی پانفارسیست ها، به دشمن آفرینی از تورکان متمرکز شده است؟

چرا اساتید، روزنامه ها، مجله ها، روزنامه نگاران و سخنوران پان فارسیست می خواهند تورکان را دشمن فرضی و خیالی ملل غیر تورک در ایران قرار بدهند؟

آیا تورکان ایران و در شرایط موجود، توانایی حذف زبان، تاریخ و اقتصاد ملل غیر تورک در ایران را دارند؟

آیا انحصار طلبی تورکان در ایران ممکن است؟

آیا در تاریخ هزار ساله حاکمیت تورکان بر امپراطوری های این منطقه، تورکان، پان تورکیست بوده و ضد زبان ها و ملل غیر تورک رفتار کرده اند؟

چرا اساتید، روزنامه ها، مجله ها، روزنامه نگاران و سخنوران پان فارسیست می خواهند تورکان و فعالان مدنی، حقوقی، اجتماعی و سیاسی، زبانی و تاریخی تورکان را به دشمن اصلی اما ذهنی، در ایران، بدل بکنند؟

به این سوال ها و سوال هایی دیگر، چهار مهمان برنامه پاسخ خواهند داد

دکتر محمدحسین یحیایی؛ متخصص اقتصاد، نویسنده و متفکر تورک
جناب یوسف عزیزی بنی طرف، متفکر، روزنامه نگار و نویسنده عرب الاحواز
جناب احمد هاشمی؛ کارمند سابق وزارت امور خارجه ایران، دانشجو ۸و پژوهشگر امور دفاعی و راهبردی در دانشگاه میزوری- آمریکا
 جناب جلیل آزادیخواه، نویسنده، روزنامه نگار، متفکر و فعال کرد 

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم (14) مارچ 2019
hedayat222@yahoo.com

Thursday, March 14, 2019

پان ترکیست ها، چه افرادی هستند و چه می خواهند؟

 مقدمه ای برای آغاز بحث روز شنبه (16 مارچ 2019 و 25 اسفند 1397) در "گوناز تی وی" که بطور زنده، از ساعت 21:30 بوقت تبریز و با حضور کارشناسانی از ملل مختلف در ایران، پخش خواهد شد.
در گذشته های نه چندان دور، روزنامه کیهان، نویسندگان، فعالان سیاسی، مدنی، دموکرات و آزاد اندیشانی را مشخص کرده و آن ها را در سیبل و هدف حمله خود و نیروهای امنیتی و قوه قضائیه، آن هم بعنوان دشمن اصلی ایران و ملل ساکن در ایران می گذاشت. 
با حمله کیهان به آن افراد، نیروهای ضد آزادی بیان و ضد فعالیت های صلح آمیز،  ضد فعالیت های مدنی و دموکراتیک در ایران، بهانه لازم برای دستگیری، زندانی کردن و حتی قتل آن افراد را بدست می آوردند و برای سرکوب آن ها وارد میدان می شدند.
مدتی است که آن نقش روزنامه و روزنامه نگاران کیهان را روزنامه ها، روزنامه نگاران، سخنوران و نویسندگان اصلاح طلب، پان فارسیست و حتی اساتید دانشگاهی ضد حقوق ملل و بخصوص ضد حقوق ملت تورک در ایران ایفا می کنند و ملت تورک را در هدف سرکوب قرار داده اند. چنین دشمن آفرینی علنی از طرف روزنامه ها، روزنامه نگاران و روشنفکران ایرانی، در تاریخ ایران بیسابقه بوده و هست.

روزنامه های اصلاح طلبی مانند "روزنامه شرق"، "مردم سالاری" و "ایران"، "اعتماد" و دیگر روزنامه های جیره خوار دولت، ملت بزرگ و چند ده میلیونی تورک را در هدف حمله تبلیغاتی خودشان قرار داده اند. 
این روزنامه ها، نویسندگان و اساتید دانشگاهی، سعی می کنند تا حق طلبی و حقوق مساوی خواهی تورکان با فارس ها در ایران را نادیده گرفته، تورکان را به مانند دشمن و عامل خارجی نشان بدهند.
آن ها از حقوق مساوی که تورکان می خواهند و پانفارسیست ها با آن حقوق مخالفت می کنند، سخنی به میان نمی آورند.
این روزنامه ها، مجله ها، روشنفکران، روزنامه نگاران، استادان دانشگاهی پانفارسیست، تلاش می کنند تا صدای عدالتخواهی و حق طلبی تورکان در ایران را خفه کرده و رهبران فکری، فعالان سیاسی، روشنفکران و دگراندیشان تورک را در هدف تهاجمی نیروهای امنیتی، انتظامی و قضایی قرار داده و وطن تورکان در ایران را به زندانی همگانی تبدیل بکنند.
آن ها می خواهند از تورکان در ایران انتقام بگیرند که چرا از حقوق انسانی خودشان سخن می گویند و تسلیم تداوم یک قرن ظلم و ستمی که به تورکان رفته است، نمی شوند. 
بنظر می رسد که پان فارسیست ها، تورکان در ایران را برده و نوکر بی حق و حقوق می خواهند و فعالان و روشنفکران تورک به این سیاست یک قرنی پان فارسیسم اعتراض دارند و به آن سیاست ها گردن نمی نهند.

راستی، پان تورکیسم چیست؟

 پان تورک ها چه کسانی هستند؟

آیا در ایران "پان تورک" وجود دارد؟

اگر همان طور که در ایران نشان داده و تبلیغ می شود، در ایران پان تورکیست هایی وجود دارند، آن پان تورکان چه می خواهند؟

آیا در ایران تحت کنترل مطلق پانفارسیسم، امکان رشد و حضور پان تورکیست ها وجود دارد؟

چرا نام جریان "هویت طلبی" و "برابری خواهی حقوقی در میان ملل در ایران" را پان تورکیسم می گذارند؟

آیا پان تورکیستی که روزنامه های اصلاح طلب از آن سخن می گویند، بر علیه زبان و نژاد مسلط فارس سخن گفته و علیه آن ها رفتاری دشمنانه نشان می دهند؟ آیا خواهان محو و نابودی زبان و قوم فارس هستند؟

واقعیت های سیاسی، زبانی، آموزشی، اداری، حقوقی در ایران از حضور کدام پان حکایت می کنند؟ کدام پان در پی حذف زبانی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و ... دیگر رقبا و ملل در ایران است؟

چرا روزنامه ها، روزنامه نگاران، روشنفکران، سخنوران و اساتید دانشگاهی از پانفارسیسم و انحصار طلبی زبانی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و ... پانفارسیسم سخن نمی گویند؟

آیا تورک ها در ایران، خواهان حاکمیت تک فرهنگی، تک زبانی، تک اقتصادی، تک تاریخی، تک بانکداری، تک برنامه ریزی مرکزی و ... و تسلط بر دیگر ملل، همچون فارس ها، عرب ها، بلوچ ها، کردها، لرها و ... هستند یا پانفارسیسم خواهان خفه کردن همه تنوع ملی، رنگارنگی و موزائیک زبانی، تاریخی، نژادی، اقتصادی   و ... در ایران است؟

آیا پان و پان تورک بودن در قوانین بین الملل و قوانین خود ایران جرم است؟

اگر در ایران، پان بودن جرم است، چرا انحصار طلبی رسمی و علنی پانفارسیسم بر علیه دیگر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، گیلک و مازنی و دیگران جرم نیست؟

چرا اساتید، روزنامه ها، مجله ها، روزنامه نگاران و سخنوران در ایران از تسلط غیر انسانی، غیر حقوقی و ضد حقوق بشری پانفارسیسم بر ملل غیر فارس زبان در ایران نمی نویسند و بر علیه آن تبلیغ نمی کنند؟

چرا دستگاه های امنیتی، انتظامی و قضایی، پان فارسیسم را در هدف تهاجم خود قرار نمی دهند؟

واقعیت های جاری سیاسی، آموزشی، اداری، حقوقی، اقتصادی در ایران نشان دهنده حضور کدام "پان" در این عرصه ها است؟

حضور و قدرت کدام پان در ایران و برای ملل فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر و ... خطرناک است؟

چرا در رسانه های ایرانی، از خطرهایی که پانفارسیسم برای ایران و ملل ساکن در ایران ایجاد کرده است، سخن نمی گویند؟

اگر ایران در آستانه تجزیه قرار دارد، مسبب آن، حضور و سیاست های پان تورکیست ها است یا حضور و سیاست های انحصار طلبانه پان فارسیست هاست؟

چرا تفکر حاکم بر رسانه ها و مراکز آموزشی، بجای حمله به انحصار طلبی پانفارسیست ها، به دشمن آفرینی از تورکان متمرکز شده است؟

چرا اساتید، روزنامه ها، مجله ها، روزنامه نگاران و سخنوران پان فارسیست می خواهند تورکان را دشمن فرضی و خیالی ملل غیر تورک در ایران قرار بدهند؟

آیا تورکان ایران و در شرایط موجود، توانایی حذف زبان، تاریخ و اقتصاد ملل غیر تورک در ایران را دارند؟

آیا انحصار طلبی تورکان در ایران ممکن است؟

آیا در تاریخ هزار ساله حاکمیت تورکان بر امپراطوری های این منطقه، تورکان، پان تورکیست بوده و ضد زبان ها و ملل غیر تورک رفتار کرده اند؟

چرا اساتید، روزنامه ها، مجله ها، روزنامه نگاران و سخنوران پان فارسیست می خواهند تورکان و فعالان مدنی، حقوقی، اجتماعی و سیاسی، زبانی و تاریخی تورکان را به دشمن اصلی اما ذهنی، در ایران، بدل بکنند؟

به این سوال ها و سوال هایی دیگر، چهار مهمان برنامه پاسخ خواهند داد

دکتر محمدحسین یحیایی؛ متخصص اقتصاد، نویسنده و متفکر تورک
جناب یوسف عزیزی بنی طرف، متفکر، روزنامه نگار و نویسنده عرب الاحواز
جناب احمد هاشمی؛ کارمند سابق وزارت امور خارجه ایران، دانشجو و پژوهشگر امور دفاعی و راهبردی در دانشگاه میزوری- آمریکا
 جناب جلیل آزادیخواه، نویسنده، روزنامه نگار، متفکر و فعال کرد 

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهاردهم (14) مارچ 2019
hedayat222@yahoo.com

Friday, March 8, 2019

آیا دولت ایران مجبور به کوچکتر شدن است؟

مقدمه ورود به بحث روز شنبه (09 مارچ 2019) در برنامه "دیالوگ" که بطور زنده از "گوناز تی وی" پخش خواهد شد
امشب و در این برنامه "دیالوگ" به بررسی دو موضوع خواهیم پرداخت. کوچک سازی دولت و 200 میلیارد دلار هزینه برای نیروگاه بوشهر که به هیچ کار نمی آید.

دولت ایران یکی از دولت هایی با کارمند و پرسنل بسیار زیاد بوده و با تورم پرسنل و کارمند رو برو است. بودجه تامین هزینه زندگی میلیون ها پرسنل، کارمند و نگهداری تاسیسات لازم برای آن ها، بسیار سنگین و گران تمام می شود.
کمتر دولتی در دنیا موجود است که نسبت به جمعیت و درآمدش، این همه کارمند داشته باشد.
نه تنها خود دولت و در وزارتخانه هایش با ازدهام پرسنل مواجه است بلکه سازمان ها و شرکت های وابسته به دولت هم با تورم در پرسنل و نیرو انسانی غیر متخصص مواجه هستند. برای همین هم، بسیاری از شرکت های وابسته به دولت که علی القاعده باید سود ده می بودند، زیان ده  شده اند.
اخیرا، وزیر ثروتمندترین وزارتخانه کشور؛ وزیر نفت، اعلام کرده است که این وزارتخانه بجای 70.000 پرسنل، دارای 220 هزار پرسنل است. او گفته است: "نمی توان حتی یک نفر از آن همه پرسنل را اخراج کرد. چرا که همه آن ها سفارشی هستند."

در همین حال، معاون سازمان انرژی اتمی؛ محمد احمدیان هم اعلام کرد: "با این قیمت برق و تکنولوژی قدیمی نیروگاه هسته ای بوشهر، حتی تامین برق خود نیروگاه هم مشکل است، چه برسد به برق کشور. روسیه سر ما کلاه گذاشته است و 200 میلیارد دلار سرمایه مردم در اینجا به باد رفته است."
یعنی ایران برای این نیروگاه 200 میلیارد دلار هزینه کرده است؟
آیا تکنولوژی هسته ای بوشهر قدیمی و غیر کارآمد بوده است؟
آیا کارشناسان و متخصصان هسته ای ایران و مشاوران خارجی آن، متوجه کهنگی تکنولوژی نیروگاه هسته ای بوشهر نبوده اند؟
آیا به بهانه بوشهر، می خواهند 200 میلیارد دلار دیگر را هم چپاول بکننند؟
 چرا مدیران ارشد دولت و نظام، به انتقادها و راهنمایی های منتقدان و متخصصان گوش ندادند؟
با 200 میلیارد  دلار، چند نیروگاه هسته ای مدرن و قدرتمند از کشورهای اروپایی یا ژاپن و ... می شد خرید و فعال کرد؟

گرچه این معضل برای اولین بار مطرح نمی شود اما بعد از تحریم های جدید و شدید اقتصادی و مالی-پولی آمریکا بر علیه رژیم، آیا دولت ایران مجبور خواهد بود تا بدنه نیروها و پرسنل بسیار چاق خودش را ضعیف بکند؟
آیا مطرح شدن این موضوع در رده های عالی مدیریت دولتی ایران، به معنی "ورشکستگی" دولت است؟
چرا و بر اساس کدام سیاست هایی، بدنه دولت ایران این همه چاق شده است؟
آیا دولت و مدیران دولتی در ایران، از آینده تراکم پرسنل و نیرو در بدنه دولت و تاثیر آن بر سیاست های آینده دولت بی خبر بودند؟
آیا دولت ایران مجبور به اخراج نیروها و سیاست های پرسنلی انقباضی خواهد بود؟
اخراج پرسنل از وزارتخانه ها و شرکت های وابسته به دولت، چه پیامدهایی برای دولت و خود پرسنل ایجاد خواهد کرد؟
آیا تعدیل نیروی انسانی از سیستم دولتی، چاره کار ایران برای کاهش فشارهای اقتصادی و مالی دولت ایران است؟
اگر دولت ایران بخواهد از فشار تورمی نیروهای غیر متخصص خودش بکاهد، باید چه تعداد یا چه درصدی از پرسنل خودش را  اخراج بکند؟
اگر دولت بخواهد 50 درصد پرسنل خودش را اخراج بکند، چه پیامدهای اقتصادی خواهد برای دولت خواهد داشت؟
اخراج 50% پرنسل می تواند چه مسایل اجتماعی به بار بیاورد؟
آیا تعدیل پرسنل دولتی به تعدیل پرسنل نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی هم منجر خواهد شد؟
اخراج پرسنل دولتی چه تاثیرهایی بر امنیت اجتماعی خواهد گذاشت؟
آیا با اخراج نیمی از پرسنل دولتی، دایره نارضایتی های عمومی گسترده تر نخواهد شد؟
آیا دولت، می تواند نیمی از پرسنل خودش را بیکار بکند، در حالی که اکثر کارخانه های دولتی و نیمه دولتی و حتی شرکت های تولیدی و خدماتی بخش خصوصی هم در حال تعطیلی و ورشکستگی قرار دارند؟
برای مقابله با بحران های مالی دولت، چه راه حل هایی در مقابل دولت ایران وجود دارد؟
آیا راه حل هایی برای تعدیل نیروهای انسانی در بودجه سال آینده پیش بینی شده است؟
چه میزان و درصد از بودجه مالی سال آینده، به تامین حقوق پرسنل اختصاص یافته است؟
آیا پرداخت حقوق ماهیانه کارمندان دولت، به تولید ثرت و تولید در صنایع منجر می شود؟
آیا ورشکستگی مالی صنایع تولیدی به ورشکستگی مالی و بودجه ای دولت هم منجر شده است؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها از آقایان
دکتر محمدحسین یحیایی؛ دکترا در اقتصاد
جناب جهانگیر لقایی؛ کارشناس ارشد اقتصاد
جناب مهیم سرخوش؛ کارشناس ارشد اقتصاد و مدیریت
دعوت کرده ام تا مهمان این هفته برنامه "دیالوگ" باشند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هشتم (08) مارچ 2019
hedayat222@yahoo.com



Monday, March 4, 2019

دیالوگ: "تبعیض ریشه دار اقلیت های قومی ایران" به چه معنی است؟


برنامه هفته نود وهفتم دیالوگ
موضوع : "تبعیض ریشه دار اقلیت های قومی ایران" به چه معنی است؟
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر شهسوار کریم زاده
یاشار اوستاجلو
حافظ فاضلی
محسن رسولی
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه دیالوگ، هرهفته، روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز و از تلویزیون گوناز تی وی بطور زنده پخش می شود
تاریخ پخش این برنامه: ۱۱ اسفند ۱۳۹۷
"تبعیض ریشه دار اقلیت های قومی ایران" به چه معنی است؟
سازمان عفو بین الملل سال 2018 را سال "تبعیض دیشه دار قومی" در ایران نامید.
منظور از تبعیض ریشه دار چیست؟
چه تبعیض هایی در ایران وجود دارد؟
تبعیض قومی، یعنی چه و به چه معنایی اشاره دارد؟
آیا ایران کشوری چند قومیتی است؟
یا از نظر سازمان های حقوق بشری، قومی به نام "فارس" در ایران وجود دارد؟
اگر ایران مجموعه ای از چند قوم است، چطور آن را ملت می نامند؟
وقتی به عده ای "قوم" گفته می شود، چه حقوقی به آن ها تعلق نمی گیرد؟
در چه شرایطی، "قوم" به ملت بدل می شود؟
چرا بخشی از یک قوم در آن طرف مرزها، در کشوری مستقل قرار گرفته و ملت نامیده می شود ولی چند برابر جمعیت آن جا، در ایران، "ملت" نیست و "قوم" نامیده می شود؟
آیا "قوم" و "ملت"، واژه های سیاسی مورد نظر حکومت های ایران نیستند؟
برای این که با تبعیض های ریشه دار قومی یا ملی در ایران مقابله کرد، چه راهکارهایی وجود دارد؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها از آقایان
جناب محسن رسولی
حافظ فاضلی
یاشار اوستاجلو
دکتر شهسوار کریم زاده
برای حضور در این برنامه دعوت کرده ایم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اول (01) مارچ 2019
پخش زنده 02 مارچ 2019
hedayat222@yahoo.com

Friday, March 1, 2019

دیالوگ: "تبعیض ریشه دار اقلیت های قومی ایران" به چه معنی است؟

"تبعیض ریشه دار اقلیت های قومی ایران" به چه معنی است؟
سازمان عفو بین الملل سال 2018 را سال "تبعیض دیشه دار قومی" در ایران نامید.
منظور از تبعیض ریشه دار چیست؟
چه تبعیض هایی در ایران وجود دارد؟
تبعیض قومی، یعنی چه و به چه معنایی اشاره دارد؟
آیا ایران کشوری چند قومیتی است؟
یا از نظر سازمان های حقوق بشری، قومی به نام "فارس" در ایران وجود دارد؟
اگر ایران مجموعه ای از چند قوم است، چطور آن را ملت می نامند؟
وقتی به عده ای "قوم" گفته می شود، چه حقوقی به آن ها تعلق نمی گیرد؟
در چه شرایطی، "قوم" به ملت بدل می شود؟
چرا بخشی از یک قوم در آن طرف مرزها، در کشوری مستقل قرار گرفته و ملت نامیده می شود ولی چند برابر جمعیت آن جا، در ایران، "ملت" نیست و "قوم" نامیده می شود؟
آیا "قوم" و "ملت"، واژه های سیاسی مورد نظر حکومت های ایران نیستند؟
برای این که با تبعیض های ریشه دار قومی یا ملی در ایران مقابله کرد، چه راهکارهایی وجود دارد؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها از آقایان
جناب محسن رسولی
حافظ فاضلی
یاشار اوستاجلو
دکتر شهسوار کریم زاده
برای حضور در این برنامه دعوت کرده ایم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اول (01) مارچ 2019
hedayat222@yahoo.com

Thursday, February 21, 2019

دیالوگ: زبان مادری، عدم شجاعت روشنفکر ایرانی و ریسک تجزیه ایران

مقدمه ای برای بحث در باره "زبان مادری، عدم شجاعت روشنفکر ایرانی و ریسک تجزیه ایران" در روز شنبه ((04 اسفند 1397) همزمان با 23 فوریه 2019 که بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" پخش خواهد شد
با روی کار آورده شدن رضاخان کودتاچی علیه حکومت قانونی احمد شاه قاجار، قانون اساسی و مجلس شورای ملی، کودتاچی عوام و تحمیق شده (رضاخان کودتاچی)، باعث شد تا روشنفکر و الیت تربیت شده در غرب و در جریان جنبش مشروطه و سیاست های توسعه گرایانه پادشاهی تورک، در دام عوامزدگی، استبداد و روزمرگی برای حفظ منافع کوتاه مدت خود که وابسته به کودتاچی بود، بر آید.

این روشنفکر استبداد زده عوام شده، در تبعیت از کودتاچی، با توسعه و پیشرفت سیاسی و حقوقی جوامع و ملل در ایران مخالفت کرد و نام عقب نگه داشتن جوامع و ملل در ایران را "ایران پرستی" گذاشت و همانند ملا و آخوند، اما "فتوای سیاسی" صادر کرده و در فتوای خودش جامد شد.

ملا و ملائیزم هم همانند روشنفکر عوامزده استبداد زده، قشری اجتماعی است که  بر اساس تحمیق عوام و عوامزدگی استوار و زنده مانده است. عوام از ملا هیچ سوال روشنفکری نمی پرسد و او را به چالش نمی کشد. 

در نتیجه، ملا، روشنفکر، الیت و عوام، در یک سطح از توسعه فکری، سیاسی، حقوقی، اجتماعی و تکنیکی قرار دارند. داشتن تحصیلات عالی، جز موقعیت عالی اداری و سیاسی به قصد چپاول عوام، برتری دیگری به ملا و روشنفکر و الیت ایران پرست نداده است و نمی دهد.
برای همین، "ملا و عوام"، در بیش از هزار سال گذشته، در باتلاق شستن ماتحت خود، نماز، روزه، زکات و چگونگی "پاک کردن مال دزدی" و خوردن آن با وجدانی آسوده، مانده اند. در این هزار سال، نه ملا تعلیمی ماندگار داده و ونه چیزی عوام یادگرفته و به دانش یا تجربه او افزوده شده است.

روشنفکر، الیت، ملا وعوام، باتلاقی ایرانی و استبداد زده هستند که با هم جفت و جور شده اند تا جوامع نتوانند حرکت بکنند. 

این چهار قشر اجتماعی، تنها به منافع شخصی و آنی خود می اندیشند و آینده کل جوامع در ایران را نمی بینند و برای حفظ منافع کوتاه مدت خود، انسان های مخالف با دیدگاه های تعصبی و بی پایه خودشان را قربانی افکار عقب مانده خودشان می کنند.

انقلاب 1357 می توانست هر چهار قشر یاد شده را از باتلاق خارج بکند اما هیچ کدام از پایه های چهارگانه اجتماعی روشنفکر، الیت، ملا و عوام، آمادگی فکری و احساسی، برای خروج از باتلاق را نداشتند و خواسته و ناخواسته، عاشق باتلاق خود ساخته و تاریخی متصور خودشان هستند. 

هر چهار قشر ایرانی، می خواهند  به تاریکنای آرام-بخش تاریخ برگشته و در آرامش تاریک آن بخوابند. آن ها از آینده ای که معلوم نیست چه خواهد شد، می هراسند و نگران هستند.
گر چه،  روشنفکر و الیت عصر رضاخان کودتاچی با چند شعار عوام پسند، راه توسعه اجتماعی را بسته و همانند ملا عمل کرده بود، اما در انقلاب 1357 راه ملا، روشنفکر، الیت و عوام به هم پیوست.

ملا به یاری عوام، حکومت، سیاست، حقوق، سیستم اداری-مدیریتی و اسباب و ادوات اعمال استبداد را در دست گرفت.

در نتیجه، روشنفکر و الیت ایرانی استبداد زده، رئیس و فرمانده خود را عوض کرده و از بردگی کودتاچی به بردگی فکری ملا تن در داد.

برای بار دیگر، راه توسعه سیاسی، حقوقی، علمی، فرهنگی، زبانی و تکنولوژیک جوامع ایرانی بسته شد تا بر فاصله میان ملل توسعه یابنده و ایران، بیش از گذشته افزوده شود تا ایران و ایرانی در پناه تاریخ تشیع فارسیزه شده و کوروش اش بخواب رفته و از عقب ماندگی های همه جانبه اش لذت ببرد.

با همیاری روشنفکر، الیت، ملا و عوام ایرانی، باز هم با "حق تعیین سرنوشت" مللی که در ایران ساکن هستند و احتمالا هنوز هم رگه هایی از "ایرانیت" در میان بخشی از آن ها زنده است، با رسمی شدن و آموزش زبان های ملی، با اقتصاد، بانکداری، رشد و توسعه جوامع ملی به دور از کنترل مرکز، و ... بمخالفت تاریخی خودشان ادامه دادند.

هر چه میزان مخالفت روشنفکر، الیت، ملا و عوام استبداد زده ایرانی با حقوق ملی ملل غیر فارس بیشتر شد، بر میزان احساسات ضد فارس و ضد ایرانی مللی که در پی حقوق خود و فرار از باتلاق تاریخی هستند که روشنفکر، الیت و ملای فارسیزه شده بر عوام و ملل تحمیل می کنند، فاصله ها از هم بیشتر و عمیق تر شد.

مخالفت روشنفکر، الیت، ملا و عوام فارسیزه شده با حقوق ملی ملل غیر فارس در ایران، بر میزان تجزیه طلبی فارسیزم از یک طرف و ملل غیر فارس از طرف دیگر افزوده شد.

بنظر می رسد، این ملل با حقوق غصب شده، نیستند که ایران را به سمت و سوی تجزیه می برند، بلکه سیاست ها و افکار باتلاقی و عقب مانده و استبداد زده روشنفکر، الیت، ملا و عوام ایرانی است که با تعصب خود بر افکار تاریخی و عقب مانده یشان، راهی جز تجزیه ایران در پیش پای ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک و مازنی و ... نمی گذارند.

آن ها فقط خواهان چاقی مفرط زبان، تاریخ، هنر و اقتصاد فارس بوده و در مقابل، لاغری و حتی مرگ زبان، تاریخ و اقتصاد و احساسات ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر و ... را پیگیری می کنند. فارسیزم، نمی خواهد که همه زبان ها، ملل و ... با هم و به یک اندازه چاق شده و از رفاه یکسانی برخوردار باشند

اگر تجزیه طلبی در ایران از سوی فارس در حاکمیت و ملل بدون حقوق، خواسته ای ملی و عمومی نبود، تجزیه طلبی هم معنایی مثبت و مورد تمجید نیافته بود.

اکنون که هنوز فرصتی باقی مانده و ایران هنوز تجزیه نشده است، روشنفکر و الیت ایرانی در مخالفت با ملا و عوام ایرانی، می توانند به یاری روشنفکران ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک و مازنی و ... از باتلاق تعصبات عقب نگهدارنده خودشان بیرون بیایند و از تبدیل شدن اندیشه های ضد ایرانی به ضدیت و دشمنی در میان فارس  با ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک و مازنی و ... جلو گیری بکنند.

حقوق ملی مورد نظر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک و مازنی و ... چیستند؟

آیا آموزش همه زبان های ملی در ایران ممکن است؟

 آیا زبان مادری جزئی از حقوق ملی است؟



آیا همه ایرانیان مجبور هستند تا همه زبان های ملی در ایران را یاد بگیرند؟



چرا از آموزش و رسمی شدن همه زبان ها در ایران می هراسند؟

آیا حقوق ملی، در مخالفت با حقوق بشر و حقوق بین الملل هستند؟

چه فرق هایی در بین آموزش اجباری و رسمی شدن یک زبان با رسمی و آموزشی  شدن چند زبان وجود دارد؟


آیا رسمیت زبان، به معنی تمرکز قدرت و حاکمیت در دستان صاحبان آن زبان نیست؟

رابطه میان رسمی و آموزشی شدن زبان های مادری در ایران و دیگر حقوق ملی چیست؟



آیا قدغن، غیر رسمی و غیر آموزشی بودن زبان ها، به معنی شکاف و دشمنی در میان مللی با زبان های ممنوعه با زبان رسمی نیست؟


آیا رسمی شدن و آموزشی شدن همه زبان های ملی در ایران، باعث کاهش دشمنی و نفرت در میان فارس با ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد، گیلک و مازنی و ... می شود؟

آیا روشنفکر، الیت، ملا و عوام فارسزه شده، جسارت، شجاعت و اراده لازم برای خروج از پیله تنیده شده در دور خودشان را دارند؟

شروط لازم برای شکستن مرکزیت و محوریت زبان و سیاست های فارسی محور و در مرکز قرار گرفتن همه زبان ها و حقوق ملی در ایران، چیستند؟

اگر همه زبان های ملی در ایران رسمی و آموزش آن ها مانند زبان فارسی اجباری شود، افرادی از ملل فارس، تورک، تورکمن، قشقایی، عرب و ... بخواهند در دانشگاه های ملل دیگر تحصیل بکنند، با چه مشکل های تحصیلی مواجهه خواهند شد؟

آیا با رسمی شدن زبان های ملی در ایران، مدیریت و اداره ایران به خود ملل محول خواهد شد؟

رابطه بین رسمیت و ممنوعیت زبان ها با استعمار چیست؟

آیا تلاش برای مسلح شدن برای رهایی از استعمار، یک حق طبیعی و قانونی است؟

آیا استعمار "عبارت از رابطه و قضاوتی نیست که دو ملت در ذهن و حافظه خودشان  نسبت به هم" برقرار ونتیجه گیری می کنند؟ یا آن چیزی است که تبلیغات یک طرفه حاکمیت اعلام کرده و نشان می دهد؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، از آقایان
جناب فرامرز بختیار؛ رهبر حزب "اتحاد بختیاری لرستانات" و سیاستمدار لر
جناب ناصر کرمی؛ نویسنده و متفکر فارس
دکتر عبدالرحمان دویه جی؛ استاد دانشگاه، مدیر مسئول هفته نامه "تورکمن صحرا" و نویسنده تورکمن
جناب احمد هاشمی؛ کارمند پیشین وزارت خارجه ایران، دانشجو و پژوهشگر امور دفاعی و راهبردی در دانشگاه میزوری
دعوت کرده ام تا در این برنامه دیالوگ حضور داشته باشند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و یکم (21) فوریه 2019
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: زیر و بم کنفرانس ورشو و متفکران سیاسی ایران



برنامه هفته نود و ششم دیالوگ
موضوع : زیر و بم کنفرانس ورشو و متفکران سیاسی ایران

مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
جناب جلیل آزادیخواه
جناب محمود احمد احوازی
جناب جهانگیر لقائی
برنامه دیالوگ، هرهفته، روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" پخش می شود
پخش این برنامه: ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
در روزهای قبل از آغاز کنفرانس "لهستان-ورشو" در مورد اهداف آن، سخنان و تفسیرهای بسیار زیادی گفته  شده بود. 
بعضی آن را با "کنفرانس گوادلوپ" مقایسه می کردند که از 14 تا  تا 17 دی 1357 با حضور رهبران چهار قدرت آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی در جزیره گوادلوپ برگزار شد. آن ها وضعیت و آینده ایران  در تلاطم انقلاب را بررسی کردند و در باره تغییرات رژیم در ایران و روی کار آوردن خمینی، تصمیم هایی را گرفتند.

برخی دیگر آن را با جبهه بندی دوران جنگ سرد در میان دو بلوگ شرق و غرب سابق مقایسه کردند.

عده ای هم آن را به آغاز جنگی در میان چین، روسیه و کشورهای وابسته به آن دو، در یک طرف، و آمریکا و همپیمانان آن در طرف دیگر تشبیه کردند.

عده ای هم از آن برای پایان دادن به عمر جمهوری آخوندی ایرانی سخن گفتند.

چقدر در باره زیر و بم و تصمیات کنفرانس ورشو اطلاعات دقیق و صحیح داریم؟

واقعا در "ورشو" لهستان چه گذشت؟

کدام مسایل جهانی و منطقه خاورمیانه مطرح شدند؟ و چرا؟

آیا در کنفرانس ورشو، در باره ایران و آینده آن، برنامه هایی روی میز سیاست جهانی گذاشته شده است؟

آیا ایران به عنوان یک خطر جهانی و عامل بی ثباتی منطقه و بخشی از جهان، تصویر شده است؟

آینده ایران چگونه خواهد بود؟

آیا در کنفرانس ورشو به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد و فارس در ایران، نقش و جایگاه هر کدام از آن ملل در صلح منطقه ای، توجه لازم شده است؟

آیا بدون توجه با حقوق، جایگاه و نقش ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد و فارس در ایران آینده و منطقه خاورمیانه آتیه، امکان صلح و آرامش در منطقه امکان پذیر است؟

اگر کشورهای منطقه و قدرت های جهانی به نقش، جایگاه و حقوق ملل در ایران توجه  کافی نکنند، کدام رخ دادهای احتمالی سیاسی و امنیتی در منطقه قابل پیش بینی است؟

کدام کشورها در آن کنفرانس حضور داشتند؟

آیا مشارکت ساده کشورها در ورشو، دارای معنای خاصی بود؟

آیا سیاستمداران ایرانی توانسته اند اهداف و برنامه های کنفرانس ورشو را پیش بینی بکنند؟

برای پاسخ به این نوع از سوال ها، از آقایان:
جناب جلیل آزادیخواه؛ از سیاستمداران، متفکران و نویسندگان ملت کرد
جناب محمود احمد احوازی؛ از سیاستمداران، رهبران و متفکران ملت عرب الاحواز
جناب جهانگیر لقائی؛ از متفکران، اقتصاددانان، سیاستمداران ملت فارس
جناب دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان، سیاستمدار، متفکر و نویسنده تورک آزربایجان
دعوت کرده ام تا در این برنامه حضور داشته باشند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پانزدهم (15) فوریه 2019
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: با انقلاب 1357 چه چیزهایی را باخته ایم؟



برنامه هفته نود و پنجم دیالوگ
موضوع : با انقلاب ۱۳۵۷ چه چیزهایی را باخته ایم؟

مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
صلاح ابو شریف الاحوازی
جمشید شارمهد
محمد شوری
مهیم سرخوش
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز از تلویزیون "گوناز تی وی" و بطور زنده پخش می شود
اجرای این برنامه: ۲۰ بهمن ۱۳۹۷
چهل سال از انقلاب 1357 می گذرد. در این مدت و به بهانه سالگرد آن، سخن های زیادی در خوبی و بدی، با ارزش و بی ارزش بودن آن، اسلامی یا اسلامی نبودنش، انسانی یا ضد انسانی بودنش، کشتار ده ها هزار انسان توسط انقلابیون، افکار ضد حقوق بشری که همراه آن حوادث آمدند، نشستن عمامه در جای تاج، تداوم مجلس فرمایشی با نمایندگان گماشته و "بله قربان!" گوی شاه با رهبر، و ... گفته شده و شنیده ایم اما تا کنون، کمتر، در مورد آن چه در اثر حوادث تلخ 1357 باخته ایم و از دست داده ایم، گفته شده است و شنیده ایم.

به عقیده من؛ "شیعیزم پارسی" و "روحانیت شیعه"، دو بازنده اصلی هستند که بیشترین صدمه را یا دیده اند و یا خواهند دید و به این زودی ها هم نخواهند توانست جایگاه شان در سال 1357 و قبل از آن را بدست بیاورند.

این، همان چیزی است که با قتل سه خلیفه اسلام بدست ایرانیان "ساسانی مذهبی" که در قالب "شیعه پارسی یا شعوبیه" و در ضدیت با دین حضرت محمد ظهور کرد تا احکام و تاریخ اسلام را تحریف کنند، تا در دراز مدت، اسلام را در ایران از بین ببرند. بعد از 1400 سال، با حذف روحانیت و اسلام از زندگی اغلب ایرانیان، به نتیجه دلخواه و تاریخیشان خواهند رسید.

چنانچه نقل است، مرحوم علامه محمدحسین طباطبایی، از روحانیان تورک، معتقد بودند که "انقلاب یک شهید داشت و آن هم اسلام بود." ایشان به عنوان یک مفسر قرآن و شیعه در سنت مذهبی تورکی که در زمره روحانیت "ضد ولایت فقیه" تورک بود، مرگ صدها تن برای پیروزی خمینی را به عنوان "شهادت" قبول نداشتند و کشته شدگان را "شهید" نمی دانستند، بلکه تنها "اسلام" را شهید راه عصیان خمینی می دانستند.

راستی، بازندگان اصلی حوادث 1357، کدام افراد، اقشار یا عقاید و ادیان بوده و هستند؟

آیا جریانات 1357 و بعد از آن، دستاوردهایی برای افتخار کردن ملل ساکن در ایران داشته است که برای آن ها، صدها هزار کشته داده اند؟

چه چیزهایی سبب شدند تا روشنفکران و متفکران جوامع در ایران نتوانستند نتایج تلخ دینی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، عقب ماندگی-ویرانی، جنگ، اعدام ها، دشمنی با دنیا و ... را نبینند؟

برای بررسی آن چه، در اثر حوادث 1357 باخته ایم، از آقایان:

جناب صلاح ابوشریف الاحوازی؛ دبیر کل جبهه دموکراتیک مردمی الاحواز، حقوقدان و سیاستمدار عرب
جناب جمشید شارمهد؛ از اعضای اصلی انجمن پادشاهی و سیاستمدار فارس
جناب محمد شوری؛ روزنامه نگار آزاد و متفکر منتقد آبادانی الاصل فارس زبان
جناب مهیم سرخوش؛ متفکر و سیاستمدار بلوچ
خواسته ام تا با حضور در این برنامه، در روشن کردن تاریخ جاری ایرانیان، سخن بگویند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفتم (07) فوریه 2019
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc