Friday, May 17, 2019

آقایان نوری اعلا و شهرام همایون پاسخ بدهید

آقایان نوری اعلا و شهرام همایون، آیا آمادگی برای تغییر دیدگاه های سنتی و خروج از بن بست های فکری موجودتان را دارید؟
اخیرا در برنامه "آخرین لحظه با شهرام همایون" و در گفتگو با آقایان نوری اعلا، حسین بر و بختیاری در تاریخ 05.16.2019 نکته های جالبی مطرح شد. (https://youtu.be/CBNJBMUIXws)
روحیه حاکم بر برنامه، نگاه بالا دستی آقای نوری اعلا و طلبکارانه سخن گفتن وی، بوضوح دیده می شد.
من (انصافعلی هدایت؛ نویسنده و متفکر استقلال طلب) خیلی مایلم، جناب شهرام همایون، نکته نظرات من را در برنامه خودشان مطرح بفرمایند و از جناب نوری اعلا و همفکرانشان، پاسخ یا نظراتشان را جویا بشوند.
اگر جناب همایون یا نوری اعلا نمی توانند در آن رسانه، این موضوعات را مطرح بفرمایند، من، می توانم این فرصت را در برنامه "دیالوگ" در "گوناز تی وی" در اختیار آن ها بگذارم تا به کندوکاو این سوال ها و پاسخ هایشان بپردازیم.
اولین نکته این که، برای گذار از یک مقطع تاریخی باید، شرایط تاریخی وقوع جریان های مورد نظر را هم خلق کرد.
با شرایط حاکم یا شرایط حاکم در گذشته، نمی توان تغییر ایجاد کرد یا آینده ای از نوع و جنس دیگر ساخت.
چرا که برای ایجاد تغییر، هم باید مفاهیم، هم دیدگاه ها، راه ها، روش ها، سیاست ها، برخوردها و ... و جهان بینی را تغییر داد تا در نتیجه این همه تغییر، تغییر نهایی و مورد انتظار هم رخ بدهد.
اگر همه شرایط، محیط سیاسی، فکری، مفهومی، روابط اجتماعی، آموزشی و ... مثل گذشته بمانند و ما اراده تغییر برای آینده ای جدید و متفاوت از گذشته داشته باشیم، در بن بستی که گذشتگان برای ما ساخته اند و ما از آن گذشته برای خودمان حصار و قلعه ای تسخیر ناشدنی و امن ساخته ایم، زندانی خواهیم بود و هیچ تغییری و بخصوص تغییر منورد نظر رخ نخواهد داد. چرا که در معادله تغییر ها، هیچ فاکتوری را تغییر نداده و هیچ فاکتور جدیدی را بر فاکتورهای حاکم بر گذشته علاوه یا اط آن ها کسر (حذف) نکرده ایم.
باید در برنامه جناب همایون، پرسیده می شد که چرا شما از این که تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، لور، کرد، گیلک و مازنی و ... "ملت" نامیده بشوند و از حقوق یک ملت برخوردار بشوند، نگران هستید؟
آیا شما با حقوق ملی ملل مشکل دارید یا با خود آن ملل؟
برای شما چه فرقی می کند که تورکان، تورکمنان، بلوچان، عرب ها، لورها، کردها، گیلک ها، مازنی ها و ... "ملت" باشند یا "قوم"؟
این که یک اجتماعی را "قوم" بنامید یا "ملت"، برای شما، چه معانی و بارهای حقوقی و سیاسی ایجاد می کند که نگرانتان کرده است؟
چرا اصرار دارید که ملل فارس، تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... ، دارای حق تعیین سرنوشت تا استقلال از ایران را نداشته باشند؟
آیا این نوع نگاه شما به مسئله، بیانگر نوع نگرش استعمارگرانه شما در راستای تداوم استعمار نیست؟
چرا که می دانیم؛ همه منافع تمامی ملل ساکن در ایران کنونی، در یکصد سال اخیر، صرف چاق و چله کردن پانفارسیسم در زیر لوای "ایرانیت" شده است.
باید پرسید که تداوم ایران کنونی، چه منافعی برای ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... خواهد داشت؟ و چه منافعی برای ملت فارس خواهد داشت؟
آیا شما نگران آن نیستید که پانفارسیسم و ملت فارس، منافع ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... که یکصد سال غارت می کرد را از دست خواهد داد؟
کدام راه حل ها و چاره های سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فرهنگی را در آستین دارید که مردمان یا ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... چنان از ایران کنونی منتفع بشوند که نخواهند از ایران کنونی گذشته به استقلال بروند؟
چرا با استقلال خواهی و حق تعیین ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... مخالفت می کننند ولی با غصب یک صد ساله حقوق ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... توسط پانفارسیسم مخالفت نمی کنند؟
برای این که ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... حقوقی صد در صد مساوی با پانفارسیسم، در همه زمینه ها، داشته باشند، چه راه حلی دارید؟
چرا زبان فارسی، به عنوان زبان ملی و زبان مقدس ایران جلوه داده و به همه ملل غیر فارس هم تحمیل شده است؟
چرا زبان فارسی، به عنوان یک فاکتور غیر قابل تغییر در روابط میان ملل در ایران بدیل شده است ولی زبان های ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... به اندازه زبان فارسی مقدس، ملی، همراه با آموزش های اجباری و استخدامی نیستند؟
چرا تاریخ پانفارسیسم (راست یا دروغ) آگرآندیسمان (بزرگنمایی) می شود ولی خبری از تاریخ ملل تورک، تورکمن، بلوچ، عرب، لور، کرد، گیلک، مازنی و ... نیست؟
چگونه و بر اساس کدام بنیادهای فکری جدید، می خواهید این دیوارهای بلندی که خود امثال جناب نوری اعلا ساخته اند را ویران کرده و ایرانی نوین با حقوق صد در صد برابر و مساوی بسازید؟
آیا امثال جناب نوری اعلا می خواهند به همه این روابط حاکم زیر دست و بالا دستی، قومی، پانفارسیسمی و تعاریف ضد حقوق بشری رایج در علوم اجتماعی ایران ادامه بدهند و یا می خواهند تمامی تعاریف علوم اجتماعی، سیاسی جاری و حقوقی جاری و حاکم در ایران را بر اساس خواست . اراده جدید ملل باز تعریف بکنند؟
آیا نباید تعاریف، بر اساس آخرین خواست های ملل و تغییر زمان و شرایط و همگام با پیشرفت های سیاسی، اقتصادی، کامیونیکیشنز، تکنوولوژی، و ... اراده ملل تغییر بکنند تا به نیازها، خواست های ملل و مردمان پاسخگو باشند؟
آیا با افکار و رسوم، سنت ها، تعاریف و علوم صدها سال گذشته که با شرایط و زمان سازگار نبوده و مانند ترمز، در مقابل پیشرفت حقوقی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زبانی، آموزشی، تکنولوژیک، کامیونیکیشنز و ... ملل در ایران کنونی ایستاده اند، می توان ایران آینده از نوعی متفاوت با گذشته ساخت؟
آیا عدم اراده برای بازنگری در تعاریف سنتی مفاهیم و اندیشه هایی که مورد نظر پانفارسیسم بوده است و دیگر ملل، در مفاهیم آن تعاریف، حذف شده بوده اند، باعث ایستایی و سکون در فکر و حرکت جامعه نخواهند بود و همانند سدی در مقابل تحرک در زوایای متفاوت اجتماعات در ایران عمل نخواهند کرد؟
به نظر من، پاسخ به این سوال ها و اراده برای تغییر در مفاهیمی که در زبان فارسی رایج است و تنها منافع پانفارسیسم را نگهبانی می کنند، یک ضرورت تاریخی و لازم برای پیشرفت جوامع ملی در ایران کنونی است.
اگر امثال جناب نوری اعلا اراده نکنند تا در باورها و دیدگاه های سیاسی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی خودشان بازنگری بکنند و تعصب های تاریخی مختلف در همه زمینه ها را نشکنند، راهی جز استقلال از ایران و حرکت در مسیر خرج از بن بست فکری و سیاسی و مفهومی پانفارسیسم حاکم بر ایران، در جلو پای جوامع ملی نخواهد ماند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) می ماه 2019
hedayat222@yahoo.com

Thursday, May 9, 2019

آیا رهبر یا سیستم رهبری ضرورت دارد یا هر شخص یک رهبر است؟

مقدمه ای برای بحث در باره "آیا رهبر یا سیستم رهبری ضرورت دارد یا هر شخص یک رهبر است؟" که روز شنبه 11 ماه می 2019 بطور زنده، در برنامه "دیالوگ" مطرح شده و از "گوناز تی وی" پخش خواهد شد.
یک صد سال، در ایران، تبلیغ کرده و به همه اقشار، طبقات و ملل باورانده اند که جوامع، حرکت های اجتماعی، اقشار و طبقات اجتماعی در فعالیت های اعتراضی، فعالیت های سیاسی، و ... نیازمند رهبری و تحزب نیستند. چرا که هر شخصی، خودش، یک رهبر است.
یعنی، در سایه این سیاست، رهبران ایران، چه در زمان پهلوی ها و چه در زمان جمهوری ملایان پانفارس، احزاب و رهبران حزبی و رهبران سیاسی آینده را خود تربیت کرده اند و تربیت خواهند کرد. ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... حق نخواهند داشت که احزاب مستقل ملی و رهبران ملی متعلق به ملت خودشان را تولید و تربیت بکنند.
در نتیجه، همیشه در زیر سایه رهبری پانفارسیسم بسر خواهند برد و به پانفارسیسم خواهند باخت.
آن ها، نه تنها به مردم عادی، بلکه به دانشگاهیان و طبقات به ظاهر روشنفکر، نویسنده، رهبران احزاب پانفارس (سراسری) تلقین کرده و باورانده اند که هر کس، به تنهایی و خودش، یک رهبر است. به تولید و نشر و باز نشر این توهم روانشناسانه، دامن زده اند.
آن دو رژیم توانسته اند، به این وسیله، ضرورت کار حزبی، تشکیلاتی و داشتن رهبر یا سیستم رهبری در میان ملل غیر فارس در ایران و در میان کارگران، معلمان، دانشجویان، ملایان، پزشکان، مهندسان، وکلا و ... را تقبیح کرده و از اتحاد و همبستگی افراد و آن جوامع، برای تامین منافع ملی و جمعی خودشان جلوگیری بکنند.
در نتیجه، مردم و حتی تحصیل کردگان عالی در ایران، مخالف تحزب، رهبر و سیستم رهبری در میان ملل، اقشار، طبقات و گروه های خارج از دستور و منافع حاکمیت و حاکمان هستند.
در نتیجه، همه ملل، اقشار و طبقات اجتماعی غیر دولتی و غیر حاکمیتی، از مدیریت حرکت ها و خواست های اجتماعی و جمعی خودشان، برای رسیدن به اهدافشان، ناتوان مانده اند.
وقتی از مفهوم "رهبر" یا "سیستم رهبری" سخن می گوییم، به مناسبت آشنایی ذهنی افراد، در اذهان اغلب افراد و جوامع ملی، "شاه با قدرت مطلق" و "ولایت مطلقه فقیه" متبلور می شوند.
این دو سابقه و تجربه تاریخی از رهبر و سیستم رهبری، در ایران یک صد سال اخیر، اغلب ما را از تفکر در باره رهبر و سیستم رهبری متنفر و دور می کند.
یعنی ما در اذهان خود، با چند تجربه ناموفق تاریخی-سیاسی از نقش و جایگاه کنترل ناشده رهبر و سیستم رهبری رو برو هستیم که همان تجربه های نا خوشایند، عامل بازدارنده ای در مقوله تفکر به رهبر و سیستم رهبری هستند.
آن تجربه های ناموفق و تلقین های تبلیغاتی آن دو سیستم رهبری مستبد و دیکتاتوری، اجازه نمی دهند تا ما به تفکر در باره تولید رهبر یا سیستم رهبری ملی-بومی بپردازیم. چون از تکرار خطا می هراسیم.
آیا تربیت و پرورش رهبر و سیستم رهبری اجتماعی در میان مردمان و بخصوص در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... یک ضرورت تاریخی-اجتماعی-سیاسی است یا همان طور که حاکمان شاه و ملا تلقین کرده اند، هر کس، بشخصه، در جامعه، یک رهبر است و نیازی به رهبر و سیستم رهبری ملی-بومی نیست؟
چرا جوامع ملی، طبقات و اقشار اجتماعی، از تفکر به تولید رهبران ملی خود فاصله گرفته اند و می هراسند؟
رهبر و یا سیستم های رهبری در چه اشکالی دیده می شوند؟ و کدام نوع رهبر یا سیستم رهبری نباید مجال و فرصت رشد و تسلط داشته باشند؟
بستر تولید رهبر یا سیستم های رهبری در کجا است و رهبران چگونه تربیت و آماده می شوند؟
چرا ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... در ایران یک قرن اخیر، توانایی تولید رهبر یا سیستم رهبری خارج از اراده حاکمیت شاه تاجدار و شاه عمامه دار را نداشته اند؟ یعنی، چرا رهبران، در ایران کنونی، از ملت حاکم (فارس) که برخی آن ها را اشغالگر می نامند، بیرون می آیند و ملل غیر فارس، اقشار و طبقات اجتماعی، از تولید رهبران مورد نظر خود عاجز هستند؟
در نبودن رهبر و سیستم رهبری ملی، نقش و جایگاه رهبر یا سیستم رهبری در میان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... چگونه پر می شوند؟
چرا شاه و ملا تبلیغ و تلقین کرده اند که برای جوامع ملی و طبقالت اجتماعی رهبر یا سیستم رهبری ضرورت ندارد؟
چرا ما، ملل، طبقات و اقشار اجتماعی، از نظر روانی پذیرفته ایم که رهبر یا سیستم رهبری قبیج و زشت است و ما نباید رهبر یا سیستم رهبری ملی خودمان را تولید بکنیم؟
در نبود رهبر و سیستم رهبری، حقوق و خواست های ملل و جوامع، طبقات و اقشار اجتماعی چگونه تامین و تظمین می شوند؟ یا چگونه به اهداف جمعی سر و سامان می دهیم و دست می یابیم؟
آیا امکان جلوگیری از تسلط رهبران دیکتاتور و فاسد وجود دارد؟
در کجا و در چه شرایطی می توان از توالی و بازتولید رهبر یا سیستم رهبری دیکتاتوری یا فاسد جلوگیری کرد؟
چگونه می توان به مردمان متوهم و قربانیان پروپاگاندای یک صد سال اخیر که از رهبر و رهبری، تجربه شیرین و آرزومندانه ای نداشته اند و ندارند، تفهیم کرد که نمایندگی روستا، شهر، به ثمر رساندن خواست ها و اعتراضات کارگریان و معلمان، دانشجویان و دیگر اقشار و طبقات اجتماعی، نیازمند رهبر یا سیستم رهبری است؟
چگونه باید به افراد توضیح داد که مقام ها و پست های مدیریتی در ادارات و سازمان های دولتی و غیر دولتی، شهرداران، بخشداران، فرمانداران، استانداران، وزراء، ریاست جمهوری، رهبر یا شاه، نمونه هایی از رهبر و سیستم رهبری هستند و جوامع بشری در شرایط و زمان کنونی، نمی توانند از شر وجودی آن ها خالی باشند؟
لذا باید، ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... کارگران، معلمان، کشاورزان، بازاریان، دانشجویان، اساتید دانشگاهی، ملاها، پزشکان، مهندسان، مکانیک ها، نجارها، آهنگران، قالیبافان و ... سندیکاها، اتحادیه ها، احزاب ملی خودشان را تولید و پرورش داده و رهبر یا سیستم رهبری خودشان را تولید بکنند تا بتوانند از دولتی که هر روز به میزان قدرت خود می افزاید و از حقوق ملل، اقشار و طبقات می دزدد، جلوگیری بکنند؟
برای حلاجی و ریشه یابی علل نفرت افراد، اقشار، طبقات اجتماعی و ملل از رهبر و سیستم رهبری، چهار مهمان به برنامه این هفته "دیالوگ" دعوت کرده ام تا هم به بررسی این مسئله اقدام بکنیم و هم سوال های جدیدی را طرح بسازیم.
1.جناب جهانگیر لقائی؛ متفکر فارس
2. جناب جلیل آزادیخواه؛ متفکر کرد
3. جناب فرامرز بختیار، متفکر لر
4. جناب ناصر بولاده ای، متفکران بلوچ
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نهم (09) ماه می 2019
edayat222@yahoo.com

Thursday, May 2, 2019

آیا در ایران جنبش کارگری وجود دارد؟ چرا کارگران نمی توانند متحد بشوند؟

مقدمه ای برای بحث "دیالوگ" روز شنبه (04 می 2019) در تلویزیون آزربایجان     جنوبی که بطور زنده و از ساعت 21:30 به وقت تبریز پخش خواهد شد
به هرگونه کوشش جمعی برای پیش‌برد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی، از طریق عمل جمعی خارج از حوزهٔ نهادهای رسمی جنبش اجتماعی گفته می شود. Social movement, there is no single consensus definition of a social movement. They are large, sometimes informal, groupings of individuals or organizations which focus on specific political or social issues.
آیا می توان از جنبش یا جنبش های کارگری در ایران سخن گفت؟
اگر معتقد باشیم که در ایران جنبش یا جنبش های کارگری وجود دارد، حول کدام محورها شکل گرفته اند؟
چرا جنبش های کارگری در ایران، به هم گره خورده و متحد نمی شوند؟
چرا کارگران نمی توانند، نه تنها در سطح کشور، بلکه در سطح یک استان و حتی یک شهر، گرد هم آمده و از منافع مشترک کارگری خودشان دفاع بکنند و مانند حزایری دور و بی خبر از هم مانده اند؟
آیا "واقعا" می توان ادعا کرد که جنبش کارگری در ایران توسط دولت و نیروهای امنیتی، دزدیده یا مصادر شده است؟
عواملی ذهنی، روانی و عینی که باعث دزدیده شدن جنبش کارگری در ایران به نفع حکومت شده است، چیستند؟
آیا نبود سندیکاها و نمایندگان مستقل کارگری از عوامل اصلی دزدیده شدن جنبش هالی کارگری هستند؟
آیا انجمن های اسلامی کار و احزاب سیاسی اصلاح طلب، بخصوص حزب اسلامی کار، در دزدیدن جنبش کارگری نقشی دارند؟
آیا نبود رهبر یا سیستم رهبری در میان مجموعه کارگران یک شهر یا استان و کشور، از دلایل اصلی عدم شکل گیری یا عدم کارآیی جنبش های کارگری در ایران است؟
آیا رژیم و نیروهای امنیتی توانسته اند، نمایندگان کارگری و انجمن های اسلامی کار در کارخانجات را از اهداف اصلی شکل گیری نهادهای غیر دولتی کارگری که تامین منافع همه کارگران است، دور بکنند؟
نقش دولت و وزارت کار، در خنثی کردن جنبش های کارگری چیست؟
کارگران چگونه می توانند، یک جنبش کارگری واقعی در ایران براه بیندازند و به اهداف مشترک و منافع جمعی خود برسند؟
چرا در بین اعتراضات کارگران، معلمان، بازاریان، زرگرها، دانشجویان، کارمندان، اساتید دانشگاهی و دیگر اقشار اجتماعی اتحادی شکل نمی گیرد و نمی توانند از منافع یکدیگر حمایت بکنند؟
چرا نهادهای کارگری در اواخر رژیم دیکتاتوری پهلوی توانستند به جنبش های بسیار قدرتمند متحول بشوند و در سیاست کشور تاثیرهای عمیقی بگذارند ولی در چهل سال گذشته، شکل موثری نداشته اند؟
برای پاسخ به این سوال ها و ایجاد سوال های دیگر، از چند متفکر، برای حضور در این برنامه دعوت کرده ام.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوم (2) می 2019
hedayat222@yahoo.com

Wednesday, May 1, 2019

دیالوگ : تروریستی بودن سپاه و پیامدهای اقتصاد آن


موضوع برنامه هفته صد وپنجم دیالوگ
تروریستی بودن سپاه و پیامدهای اقتصادی آن

مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
جهانگیر لقائی
دکتر محمدحسین یحیایی
دکتر شهسوار کریم زاده
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون آزربایجان جنوبی پخش می شود
درهفته قبل، در باره این که سپاه پاسداران تروریست است، بحث و گفتگو کردیم. همه اعضای پانل، در این که "سپاه پاسداران یک تشکیلات تروریستی-مافیایی است" به توافق رسیدند.
در برنامه این هفته دیالوگ، می خواهیم به این قبیل از سوال ها پاسخ بدهیم که چند درصد از اقتصاد ایران در اختیار سپاه است؟
شرکت های تولیدی، صنعتی، توزیعی، نفتی و غیر نفتی، شرکت های وارداتی و صادراتی، شرکت های خدماتی، شرکت های سرمایه گذاری، بانک ها و موسسات بانکی، شبه بانکی و موسسات مالی و اعتباری سپاه یا وابسته به سپاه، چه وضعیتی خواهند داشت؟
آیا ممکن است، شرکت ها  و موسسات وابسته به سپاه هم تروریستی اعلام شده و برای مقابله با آن ها کمپین بین المللی تشکیل بشود؟
با تروریستی اعلام شدن سپاه و همچنین با تحریم نفت ایران، بر سر اقتصاد ایران چه خواهد آمد؟
تولید، توزیع، خدمات، حمل و نقل، واردات و صادرات ایران چگونه خواهد شد؟
سپاه پاسداران به عنوان یک واحد نظامی تروریستی و سازمان و شرکت های اقتصادی وابسته به آن، برای فرار از پیامدهای تروریستی بودنشان، کدام راه حل ها را در پیش رو دارند؟
اقتصاد ایران و زندگی مردم چه وضعی خواهند گرفت؟
تحریم نفت و تولیدات پتروشیمی ایران به همراه تروریستی اعلام شدن سپاه، بر بودجه و توان دولت ایران چه تاثیری خواهد گذاشت؟
برخی روزنامه نگاران و اصلاح طلبان پان ایرانیست در درون ایران معتقد هستند که نفت و گاز در بودجه سال های گذشته دولت کم رنگ بوده است. در نتیجه، تحریم نفت ایران، در بودجه و توان دولت ایران تاثیر چندانی نخواهد داشت. آیا این نوع تحلیل ها درست هستند؟
تحریم های نفتی ایران و تروریستی اعلام شدن سپاه، چه تاثیرهایی بر توان دولت، برای پاسخ گویی به خواست های مردم خواهد گذاشت؟
آیا در پی تروریستی اعلام شدن سپاه و تحریم نفت و پتروشیمی ایران، اعتراضات مردم‌، عمیق تر خواهد شد؟
احتمال سرنگونی حاکمیت در زیر این فشارهای اقتصادی و پیامدهای آن ها چقدر است؟
آیا حاکمیت سیاسی ایران و سپاه، تن به تسلیم با آمریکا و غرب خواهند داد یا به رویا رویی و جنگ با غرب تن خواهند. 
برای پاسخگویی به این قبیل از سوال ها، از آقایان: 
جناب جهانگیر لقائی؛ متخصص ارشد اقتصاد
دکتر محمدحسین یحیایی؛ دارای دکترای اقتصادی
دکتر شهسوار کریم زاده؛ استاد دانشگاه در انگلستان، دارای دکترا در اقتصاد
دعوت کرده ام تا مهمان برنامه این هفته باشند.

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا
نوشتار؛ 25 آوریل 2019
پخش زنده برنامه 27 آپریل 2019
hedayat222@yahoo.com

Thursday, April 25, 2019

تروریستی بودن سپاه و پیامدهای اقتصادی آن

مقدمه برنامه شنبه (27 آپریل 2019) "دیالوگ" که بطور زنده و از ساعت 21:30 بوقت تبریز، از "گوناز تی وی" پخش خواهد شد.

درهفته قبل، در باره این که سپاه پاسداران تروریست است، بحث و گفتگو کردیم. همه اعضای پانل، در این که "سپاه پاسداران یک تشکیلات تروریستی-مافیایی است" به توافق رسیدند.
در برنامه این هفته دیالوگ، می خواهیم به این قبیل از سوال ها پاسخ بدهیم که 

چند درصد از اقتصاد ایران در اختیار سپاه است؟

شرکت های تولیدی، صنعتی، توزیعی، نفتی و غیر نفتی، شرکت های وارداتی و صادراتی، شرکت های خدماتی، شرکت های سرمایه گذاری، بانک ها و موسسات بانکی، شبه بانکی و موسسات مالی و اعتباری سپاه یا وابسته به سپاه، چه وضعیتی خواهند داشت؟

آیا ممکن است، شرکت ها  و موسسات وابسته به سپاه هم تروریستی اعلام شده و برای مقابله با آن ها کمپین بین المللی تشکیل بشود؟

با تروریستی اعلام شدن سپاه و همچنین با تحریم نفت ایران، بر سر اقتصاد ایران چه خواهد آمد؟

تولید، توزیع، خدمات، حمل و نقل، واردات و صادرات ایران چگونه خواهد شد؟

سپاه پاسداران به عنوان یک واحد نظامی تروریستی و سازمان و شرکت های اقتصادی وابسته به آن، برای فرار از پیامدهای تروریستی بودنشان، کدام راه حل ها را در پیش رو دارند؟

اقتصاد ایران و زندگی مردم چه وضعی خواهند گرفت؟

تحریم نفت و تولیدات پتروشیمی ایران به همراه تروریستی اعلام شدن سپاه، بر بودجه و توان دولت ایران چه تاثیری خواهد گذاشت؟

برخی روزنامه نگاران و اصلاح طلبان پان ایرانیست در درون ایران معتقد هستند که نفت و گاز در بودجه سال های گذشته دولت کم رنگ بوده است. در نتیجه، تحریم نفت ایران، در بودجه و توان دولت ایران تاثیر چندانی نخواهد داشت. آیا این نوع تحلیل ها درست هستند؟

تحریم های نفتی ایران و تروریستی اعلام شدن سپاه، چه تاثیرهایی بر توان دولت، برای پاسخ گویی به خواست های مردم خواهد گذاشت؟

آیا در پی تروریستی اعلام شدن سپاه و تحریم نفت و پتروشیمی ایران، اعتراضات مردم‌، عمیق تر خواهد شد؟

احتمال سرنگونی حاکمیت در زیر این فشارهای اقتصادی و پیامدهای آن ها چقدر است؟

آیا حاکمیت سیاسی ایران و سپاه، تن به تسلیم با آمریکا و غرب خواهند داد یا به رویا رویی و جنگ با غرب تن خواهند. 

برای پاسخگویی به این قبیل از سوال ها، از آقایان: 
جناب جهانگیر لقائی؛ متخصص ارشد اقتصاد
دکتر محمدحسین یحیایی؛ دارای دکترای اقتصادی
دکتر شهسوار کریم زاده؛ استاد دانشگاه در انگلستان، دارای دکترا در اقتصاد
دعوت کرده ام تا مهمان برنامه این هفته باشند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و پنجم (25) آوریل 2019
hedayat222@yahoo.com


Friday, April 19, 2019

آیا جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، حامی ملل مسلمان هستند؟

مقدمه ای برای برنامه "دیالوگ" روز شنبه (20 آوریل 2019) که بطور زنده، از "گوناز تی وی" و از ساعت 21:30، بوقت تبریز پخش خواهد شد.
در ایران، حکومت، حاکمیت، دولت، سپاه و دیگر سازمان ها و نهادها، مشروعیت خودشان را از قانون اساسی گرفته اند. قانون اساسی هم، در ظاهر، مشروعیت خودش را از آرای مردم گرفته است اما مشروعیت آن، بخاطر تکیه بر اسلام و مفاهیم اسلامی است که رای دهندگان را بخود جلب و جذب کرده است.
قانون اساسی ایران دارای 177 اصل است که در آن ها، کلمات "اسلام" 26 بار، "اسلامی" 173 بار، "حکومت اسلامی" 8 بار، "امت" 31 بار، "امت اسلامی" 5 بار، "مسلمان" 11 بار، "مسلمانان" 3 بار، "مستضعف و مستضعفین" 5 بار، "مردم" 39 بار،"ملت" 33 بار، "ایران" 60 بار، "انقلاب" 35 بار و "سپاه" 8 بار تکرار شده اند.
تکرار یک کلمه در هر متنی، به معنی تاکید هر چه بیشتر بر آن کلمه و مفهوم، بخصوص، برای تاکید بر منبع مشروعیت در قانون اساسی است. در قانون اساسی، دو کلمه "شیعه" و "شیعیان" نیامده است.
حال که بر اسلام و مسلمانی و مردم و ایران این همه تاکید شده است، باید پرسید:
آیا جمهوری اسلامی و نهادها و سازمان های برخواسته از آن در ایران و کشورهای دیگر، در خدمت ملل و مردمان مسلمان در ایران هستند؟
جایگاه مردمان و ملل مسلمان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر، گیلک و ... در این سیستم حکومتی در کجاست؟
از قدیم گفته اند، "چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است". آیا حکومت اسلامی ایران و نهادهای برآمده از آن، ملل داخل ایران را نمی بیند؟
چرا ایران، نه تنها، از حقوق و آزادی ها و منافع ملل داخل ایران دفاع نمی کند، بلکه بر ضایع کردن حقوق انسانی و اولیه شهروندی ملل غیر فارس در ایران اصرار می ورزد؟
چرا ایران، به اندازه ای که بر بازسازی سریع و مدرن مناطق جنگی لبنان و فلسطین اصرار می روزد، از بازسازی مناطق جنگ هشت ساله، مناطق زلزله زده، سیل زده یا خسارت دیده کوتاهی می کند؟
آیا می توان قبول کرد که واقعا، جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، حامی ملل مسلمان در دیگر مناطق روی کره زمین هستند؟
پس چرا در مقابل اشغال سرزمین های مسلمانان شیعه در "قره باغ" آذربایجان، توسط نیروهای اشغالگر ارمنستان و قتل عام شیعیان تورک آنجا، ایران از اشغالگری ارمنستان حمایت می کند؟
چرا ارمنی های ایران می توانند، در تهران و دیگر شهرها راهپیمایی کرده و از اشغالگری و قتل عام مسلمانان توسط نیروهای مسلح ارامنه حمایت بکنند ولی مردمان و ملل تورک در ایران، حق راهپیمایی در حمایت از شعیان و برادران تورک خودشان را ندارند؟
چرا وقتی که نیروهای اشغالگر روس، سرزمین مردمان‌ مسلمان "چچن" را اشغال و آنان را قتل عام می کنند، هیچ صدای اعتراضی از ایران در حمایت از چچن ها دیده نمی شود؟
چرا زمانی که چینی ها، مردم مسلمان تورک "اویغور" را قتل عام می کنند و کمپ های میلیونی برای اسارت مسلمانان اویغور ساخته اند، ایران از اسلام و مسلمانی سخن نمی گوید؟
آن گاه که ارتش "میانمار"، مسلمانان "روهینگیا" را پاکسازی قومی کرد، چرا ایران از مسلمانان، اسلام و مستضعفان جهان یاد چندانی نکرد؟.
و ...
نقش سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی در دفاع از آن ملل و سرزمین های مسلمانان چه بوده است؟
چرا جمهوری اسلامی و سپاه در اشغال سرزمین مسلمانان و قتل عام آن ها سکوت کرده است؟
چرا سپاه و جمهوری اسلامی در کنار اشغالگران و قتل عام کنندگان‌ مسلمانان و شیعیان ایستاده است؟
چرا غیر مسلمانان در ایران اسلامی تحت کنترل سپاه، از حقوقی بیشتری نسبت به مسلمانان و شیعیان تورک و عرب دارند؟
مثلا: مدرسه و کتاب های درسی از اول ابتدایی تا دکترا، روزنامه بزبان مادری، سازمان ها و احزاب قومی متعلق به خودشان و ... را دارند ولی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، گیلک و کرد ... از آن حقوق و حقوقی که به فارس ها داده شده است، محروم هستند؟
چرا به حقوق ملی و رفاه مسلمانان و شیعیان‌ داخل ایران، کمتر از زیدی های یمن، علوی های سوری بهاء داده می شود؟
در این برنامه تلاش خواهیم کرد تا به این قبیل از سوال ها با حضور مهمانان زیر پاسخ داده و سوال های جدیدی را برای شما پیش بکشیم.
مهمانان این برنامه:
1. جناب احمد اوبالی؛ مدیر و مسئول تلویزیون "گوناز تی وی"، تورک
2. آیت الله عبدالحمید معصومی تهرانی؛ روحانی زندانی و خلع لباس شده توسط دادگاه روحانیت که از احکام آن دادگاه اطاعت نمی کند، فارس
3. دکتر هوشنگ امیر احمدی؛ دبیر کل حزب جدید التاسیس آبان، طرفدار قدرت گیری و کودتا توسط سپاه پاسداران، طالش
4. جناب احمد هاشمی، کارمند سابق وزارت خارجه ایران، دانشجوی دوره دکترا در آمریکا، تورک
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نوزدهم (19) آوریل 2019
edayat222@yahoo.com

Wednesday, April 17, 2019

آن مرد بعد از سیل اما با کیفی از اتهام آمد

آن مرد نامرد، بعد از سیل اما با کیفی از اتهام آمد

آن مرد آمد. او بعد از باران در تورکمن صحرا آمد. وقتی سیل شهرها و روستاهای تورکمن‌صحرا را غرق کرده بود، آمد. 
چون خیلی دیر آمده بود، ندانست که چه شده است. نفهمید، چه گذشته است. و چه بر سر مردم‌ تورک تورکمن‌ صحرا آمده است.
آن‌مرد خواست خودی نشان بدهد اما چه بکند؟ و‌چه بگوید؟ 
اگر سکوت می کرد، خیلی بهتر بود و آبرویش نمی ریخت.
او از اتهام های کهنه و زهوار در رفته سابق، برای متهم‌ کردن تورکمن و تورکمن صحرا، استفاده کرد.
اتهام هایی که دیگر حتی در میان مسئولان ضد تورکمن پانفارس هم خریداری ندارند. حتی سپاه پاسداران هم خریدار آن نوع از  پستی در اتهام‌ زدن‌ها نیست.
جناب بیات، شما کار حرفه ای و خبری خودتان را کرده اید. مردم شما را می شناسند. شما در روشنایی و در زیر نور و در جلو‌ دید و چشم افکار عمومی قرار دارید. برای تامین منافع شخصی خودتان قلم نگرفته اید.
 اما آن مرد ناشناخته، در تاریکی مانده است. 
کیست؟ 
چه کاره است؟ 
تورکمن است؟ 
هنگام سیل، در کجا بود؟ 
در سیل و بعد از سیل در تورکمن صحرا، برای مردم سیل زده تورکمن و تورکمن صحرا چه کرده است؟ 
آیا در زمان وقوع سیل، به تورکمن ها خدمت می کرده است؟ یا مانند اغلب مسئولان منطقه، مشغول خیانت به توکمنان بوده است؟
برای چه از مسئولان خیانت کار به تورکمن‌ و تورکمن صحرا حمایت می کند؟ 
در این حمایت هایش از مسئولان، در پی تامین‌ کدامین منافع شخصی خودش بوده و است؟
 جناب بیات، شما شجاعت امضاء نوشته های خودتان را دارید. چون‌ مسئولیت پذیر هستید. اما آن نامرد که در پشت چند اتهام غیر حقوقی پنهان شده است و می خواهد شما‌ و تورکمن ها را بترساند و به سکوت و گوشه گیری در انزوا محکومتان بکند، معلوم نیست، کیست؟ او مرد قابل توجهی نیست. نامرد به تمامومعنی است.
او بعد از باران آمده است تا از فضای گل آلود سیاست و منطقه، انبان خود را پرتر بکند. شاید هم می کوشد تا دادستان منطقه، علیه او، استاندار، فرمانداران، شهرداری ها و ... پرونده ای باز نکند.
معلوم و آشکار است که باید مسئولان ریز و درشت منطقه تورکمن صحرا، محاکمه شده و از اموال شخصی خودشان یا اموال دولتی، مجموعه خسارت های وارده به تورکمن ها، تامین و تظمین بشود.
اتهام آن‌مسئولان، این بوده است که با توجه به اعلام و پیش بینی های سازمان های متخصص هواشناسی و دیگر سازمان های متخصص، اقلا از ده روز قبل، اقدامات لازم برای پیشگیری از وارد آمدن خسارات به جان و مال مردم را انجام‌ نداده اند. مسئولان در حق تورکمنان، کوتاهی و قضور نکرده اند. خیانت کرده اند. ان ها متهم به خیانت هستند. 
اگر نمی توانستند کاری بکنند، باید چنان مسئولیتی را بر عهدیشان نمی گرفتند. وقتی مسئولیتی را برعهده گرفته اند و برای انجام آن، حقوق هم دیافت کرده اند، اگر کاری را که باید می کرده اند، نکرده اند، خیانت کرده اند. استاندار و فرماندار، شهر دار و بخشدار و ... بودنشان، نافی مسئولیت و خیانتشان به میلیون ها انسان نیست. 

زنده باد تورکمن و تورکمن صحرا!
در ضمن، عشق تورک به تورک و تورکمن، مایه افتخار برای من تورک آزربایجانی است. 
اگر نام عشق و عاشقی به تورک، تورکمن و تورکمن صحرا (تورکان و وطن تورکان)، پان تورکیسم است، من تورکیست هستم. خجالت نکشید و بگذارید، همه پان تورکیست باشیم و به پان تورک بودنمان‌ افتخار بکنیم. 
چون‌ با عشق و عاشقی به تورکمن و تورکمن صحرا،معلوم می شود که ملت خودمان، برادران و خواهران تورک و تورکمن خودمان را دوست داریم و منافع  آن‌ها را در اولویت کاری و فکری خودمان‌ قرار داده ایم.  
چون‌ فرق دوست و دشمن را می شناسیم. می دانیم که دوست کیست و دشمن کیست؟ آگاهیم که حمالان اتهام ها، دشمنان ملت تورکمن هستند و دوست ما تورکان نیستند.
اگر از سیل و ویرانی و صدها میلیارد تومان‌ خسارت های وارده به تورکمن صحرا سخن نمی گفتیم، و اگر مسئولان و بی لیاقتی هایشان را افشا نمی کردیم، چه لقبی می گرفتیم؟

آیا عدم افشای خیانت ها و خیانت کاران، خود، خیانت به ملت تورکمن نیست؟
بگذارید، تاریخ ما را جزو عاشقان تورک، تورکمن و تورکمن صحرا و حتی پان تورک‌ و پان‌تورکمن ثبت بکند.

بگذارید، ملت ما، به فرزندانی چون تو، چون او و چون من، افتخار بکند. 
چرا که من به بزرگی ملت‌ تورکمن و تورکمن صحرا اعتقاد دارم و خودم را پان تورکمن می دانم.
بگذارید، دشمنان تورک، تورکمن و تورکمن صحرا از خودآگاهی ما و برادری ما تورکان، دق بکنند که شما و  ما، بی لیاقتی های پان فارسیسم و مدیرانشان در تورکمن صحرا را افشا کرده ایم.
بگذارید دنیا بداند که ما اشتباهات تاریخی پدرانمان را تکرار نخواهیم کرد. پدرانمان‌ در جنگ مذهبی "سنی و شیعه"، همه شکوه و عظمت تاریخی ملت تورک و تورکمن را به دشمن باختند. 
پدران ما با هم جنگیدند تا دشمن بر ما غلبه بکند و ما نسل جدید و  دو برادر (تورک و تورکمن) در طور دشمن نخواهیم افتاد و برای تامین منافع دشمن، با هم‌ جنگ و نزاع نخواهیم‌ کرد.
دشمنان تورکمن بدانند که آن‌ها نخواهند توانست، تورک تورکمن را از تورک آزربایجان جدا بکنند و اتحاد و یگانگی این‌ دو ملت برادر، محکمتر از همیشه تاریخ خواهد شد.
ما، تاریخ ملت‌هایمان را از نو و دوباره خواهیم‌ نوشت. ما تاریخمان را آن طور خواهیم‌ نوشت که خودمان‌می خواهیم. تاریخمان را دوباره به همان شکلی که دشمنانمان ما آرزو کرده اند و آرزو می کنند.
زنده باد تورکمن‌ و تورکمن صحرا 

انصافعلی هدایت
خبرنگار، مجری و تولید کننده برنامه در تلویزیون‌ گوناز تی وی
تنها تلویزیون تورکان آزربایجان جنوبی در تاریخ دوران پس از اختراع رادیو و تلویزیون‌ در دنیا

تورنتو-کانادا
 هفدهم آوریل 2019
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: آیا سپاه پاسداران یک تشکیلات تروریستی-مافیایی است؟


برنامه هفته صد وسوم دیالوگ
موضوع: آیا سپاه پاسداران یک تشکیلات تروریستی-مافیایی است؟
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
میهمانان برنامه:
دکتر حسن کیانزاد
رضا پرچی زاده
جلیل آزادیخواه
عبدالله بلوچ
صلاح ابوشریف الاحوازی
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه . از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، از "گوناز تی وی" بطور زنده پخش می شود
تروریسم چیست؟
Definitions of terrorism. ... In the United States of America, terrorism is defined as "premeditated, politically motivated violence perpetrated against noncombatant targets by subnational groups or clandestine agents."
تروریسم به عمل یا اندیشه خشونت آمیز با انگیزه های سیاسی گفته می شود که بر علیه اهداف غیر جنگی و توسط زیر مجموعه های ملی یا گروه های مخفی انجام می گیرد.
مافیا چیست؟
Mafia, is a secret criminal society or a group of people of similar interests or backgrounds prominent in a particular field or enterprise
مافیا؛ یک مجموعه ای  مجرمانه و سری است و به مجموعه ای از افراد با علایق یا گذشته مشابه، گفته می شود که در یک زمینه یا پروژه مشخص و در ماورای آن چه در ظاهر دیده می شوند، عمل می کند.

حال که معنی تروریسم و مافیا را دانستیم، سوال اساسی این است که: آیا سپاه پاسداران یک تشکیلات تروریستی-مافیایی است؟

سپاه پاسداران مجموعه هایی از تشکیلات نظامی، دولتی، رسمی و قانونی است که برای سرکوب اعتراضات، خواست های قانونی و انسانی افراد و ملل در ایران سازماندهی می شود.

زمانی که سپاه می خواهد، نقش مستقیم خودش در نقض قانون اساسی و قوانین عادی، نقض حقوق انسانی ملل و سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز ملی ملل را برعهده نگیرد، از "سازمان بسیج" استفاده می کند که ظاهرا یک نیروی نظامی "مردمی!" باید باشد.

در حالی که وزارتی به نام "وزارت اطلاعات" وجود دارد و قانونی و پاسخگو است، سپاه پاسداران بطور غیر قانونی، به تشکیل سازمان اطلاعاتی موازی با وزارت اطلاعات اقدام کرده است که بدون التفات به قانون و مقراراتی که در مجلس تصویب شده و باید توسط قوه قضائیه اجرایی شود، افراد و گروه ها را دستگیر می کند. سپاه پاسداران در باره "اطلاعات موازی" و دستگیری های غیر قانونی خودش، به هیچ نهاد نظارتی پاسخگو نیست.

باید دستگیری افراد و اعضای گروه های سیاسی و غیر سیاسی، بر اساس قوانین مصوب مجلس و با اجازه و دستور کتبی دادگاه یا قوه قضائیه صورت بگیرد ولی
سپاه پاسداران خود را در ماورای قانون و قوه قضائیه دیده و قانون شکنی می کند و افراد و گروه ها را بدون اجازه دادگاه ها دستگیر می کند.

در حالی که باید سازمان ها و افراد سپاه تسلیم قوانین باشند، خودشان را در ورای قوانین و نهادهای نظارتی می دانند و آن ها را در خدمت خودشان گرفته اند.

سپاه پاسداران دارای زندان های بکلی مخفی و سری است. در حالی که باید همه زندان ها، در آدرس های مشخص و در زیر نظر قوه قضائیه و طبق قوانین تصویب شده در مجلس، تاسیس و اداره شوند و به نهادهای نظارتی پاسخگو باشند اما سپاه در باره زندان های مخفی خودش، پاسخگو نیست.

سپاه پاسداران متهمان دستگیر شده خودش را برای اعتراف اجباری، تحت شکنجه های روحی و جسمی شدید و طولانی و غیر قانونی قرار می دهد.

سپاه پاسداران در زندان هایش، به دختران و پسران دستگیر شده، تجاوز جنسی کرده است.
سپاه پاسداران افراد را در زندان ها به قتل می رساند و از آن ها با عنوان "خودکشی" یاد می کند.

سپاه پاسداران مجموعه ای از واحدهای نظامی است و باید بخشی از دولت باشد اما دولت در سایه و دولت مخفی و اصلی ایران را تشکیل داده و ایران را بر اساس اراده فرهاندهان سپاه اداره می کند.

سپاه پاسداران افراد مورد نظر و وابسته به خودش را به دولت، وزارتخانه ها، سازمان ها، نهادهای، مجلس و قوه قضائیه تزریق و تحمیل می کند و سیاست های غیر قانونی و ضد مردمی خودش در آن وزارتخانه ها، سازمان ها و نهادهای قانونی را به پیش می برد.

سپاه پاسداران با هدف بدست آوردن قدرت مطلق سیاسی، نظامی، امنیتی، انتظامی، قانونگذاری و اجرای قوانین در ایران، با  تزریق افراد سپاهی در وازتخانه ها و سازمان ها، آن ها را در خدمت اهداف خودش می گیرد.

سپاه پاسداران از همه توان انسانی، نظامی و نفوذ خود در وازتخانه ها و سازمان ها برای حذف رقبای نظامی، انتظامی، سیاسی و اقتصادی مورد نظر خودش، استفاده می کند. در حقیقت، سپاه پاسداران از رانت "سپاه و سپاهی بودن"، برای به حداکثر رساندن قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی سپاه و فرماندهان آن سوء استفاده می کند.

سپاه پاسداران افراد سیاسی، دگر اندیش، فعالان ملی ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، کرد، لر، و ... همچنین افراد عادی، مخالفان نظام، زنان خودش فروش را به تشخیص خودش و نه به فرمان قوانین، ترور کرده، به قتل می رساند.

سپاه پاسداران در عربستان ، در بلوچستان، در کردستان و در بخش هایی از آزربایجان عربی به پاکسازی نژادی و قومی و دینی دست زده و در بسیاری از مناطق و روستاها، همه مردان بالا 10 سال را کشته است.

طبق قانون، هر نوع قاچاقی، غیر قانونی است و قاجاقچی، چه فرد باشد یا سازمان یا تشکیلاتی نظامی، مجرم است و باید مجازات شود ولی با آن که دولت ها و رئسای جمهور ایران در 40 سال گذشته، از ده ها اسکله، راه، گمرک و ترمینال های قاچاق سپاه پاسداران سخن گفته اند و از واژه "برادران قاچاقچی" هم استفاده کرده اند اما نه تنها سپاه و سپاهیان قاچاقچی محاکمه نشده اند بلکه افشاگران را تنبیه هم کرده اند.

اگر افراد عادی با اتهام قاچاق مواد مخدر دستگیر شوند، اگر اعدام نشوند، ممکن است به ده ها سال زندان محکوم بشوند ولی با آن که سپاه پاسدارن قاچاقچی اصلی مواد مخدر به ایران و مسئول شبکه های اصلی توزیع مواد افیونی و اعتیاد آور در میان مصرف کننده ایرانی است، مجازات نمی شود.

این سپاه پاسداران است که از طریق اسکله های قاچاق و غیر قانونی، از طریق گمرک های رسمی و غیر رسمی در اختیار خودش، مواد مخدر را به دیگر کشورهای هدف اسال می کند.

سپاه پاسداران دگر اندیشان، نویسندگان، روزنامه نگاران و متفکران را ترور می کند. از جمله معرف قربانیان ترورهای سپاه، ترور مجموعه ای از دگراندیشان و نویسندگان و افراد شناخته شده ای همچون سعید حجاریان بودند.

سپاه پاسدارن برای قلع و قمع مخالفان، در مراکز و اماکن مقدس شیعیان، بمب گذاری کرده و مسئولیت آن انفجارها را بر گرده گروه های مورد نظر خود گذاشتته است و آنگاه، با سوء استفاده از هیجان افکار عمومی و مسدود بودن اطلاع رسانی به مردمان، به انتقامگیری از آن گروه ها و افراد نزدیک به آن گروه ها، پرداخته و قتل عدم های فجیعی براه انداخته است.

سپاه پاسدارن در رقابتی ناسالم، پروژه های عمرانی را از دست پیمانکاران عادی و غیر نظامی بیرون می کشد و با ساخت و ساز غیر علمی و ضد مهندسی، باعث ضرر و زیان های بسیار هنگفتی به جان و مال افراد و بیت المال می شود.

سپاه پاسداران با ساخت و ساز ضد مهدسی سد ها، راه های آهن و پل هایی که باعث ضرر و زیان شدید به جان و مال مردم در اطراف دریاچه اورمیه، در سیل تورکمن صحرا، شیراز، لرستانات و خوزستان شده است، مسئول است و باید پاسخ گو باشد و در دادگاه محاکمه بشوند ولی سپاه مسئولیت کارهای خود را نمی پذیرد.

سپاه پاسداران با ارسال ماموران خود در کسوت های سیاسی و تجاری، ده ها  ایرانی مخالف حکومت، در اقسا نقاط دنیا و بخصوص در اروپا را ترور کرده است.

سپاه پاسداران برای صدور انقلاب به عراق، زمینه های دخالت در آن کشور را مهیا کرد. سپس با نفوذ در میان شیعیان ناراضی و کردهای عراق و ارسال اسلحه به عراق و ... زمینه جنگی هشت ساله ایران با عراق را فراهم کرد.

سپاه پاسداران، ده ها بار برای ایجاد انقلاب و شورش در کشورهای عربی و بخصوص در عربستان اقدام کرده و بارها، سلاح های قاچاق شده به عربستان سعودی توسط سپاه کشف شد.

سپاه پاسداران در حمله به سفارتخانه ها و کونسولگری های خارجی در شهرهای ایران، نقش اصلی و سازمان دهنده را ایفا می کرد. همه افراد حمله کننده با سفارت ها و کونسولگری ها، شناسایی شده اند اما چون پاسدار بوده یا از سپاه دستور مستقیم گرفته بوده اند، هیچ وقت دستگیر و محاکمه نشده اند.

سپاه پاسداران در انفجار پایگاه های نظامی آمریکا در اقصا نقاط جهان، نقش اصلی را بر عهده داشت و در رسانه های رسمی و غیر رسمی وابسته به خودش، از آن حملات تمجید می کرد و کشته شدگان در آن نوع عملیات را "شهید" می نامید.

سپاه پاسداران در ترور رئیس جمهور اسبق مصر؛ انور سادات در اکتبر 1981 نقش مستقیم داشته، با نامیدن یک خیابان به نام خالد اسلامبولی، از تروریست انور سادات ، قدردانی  و حمایت کرد.

سپاه پاسداران در انفجار چندین هواپیمای مسافربری خارجی توسط افراد و گروه های مورد نظر خود، نقش اساسی را داشت.

سپاه پاسداران در انفجار ده ها مرکز خرید و فروش، دفاتر آژانس های هواپیمایی، ایستگاه های راه آهن و مترو، نقش اصلی مستقیم و غیر مستقیم داشت.

سپاه پاسداران در تاسیس گروه های شبه نظامی در کشورهای مسلمان و عربی، نقش موسس، تدارکاتچی نظامی، اطلاعاتی و مالی را داشت.

سپاه پاسداران اصلی ترین حامی مالی گروه های تروریستی در جهان بوده و است.

سپاه پاسداران در جنگ ها و بمبگذاری های جاری در عراق، سوریه، یمن، لبنان، افغانستان و ... نقش اساسی سازماندهی، آموزش، تدارکات مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی را بر عهده داشته و دارد.

سپاه پاسداران، بطور دایم، رهبران کشورهای دور و نزدیک را به انتقامگیری، شورش و ترور تهدید می کند.

سپاه پاسداران همه کشورهای منطقه خلیج را به بستن تنگه هرمز و مانع تراشی در صدور نفت و گاز دیگر کشورها تهدید می کند.

سپاه پاسداران کشورهای مسلمان خاورمیانه را به بمباران موشکی توسط نیروهای سپاه و گروه های وابسته به خودش تهدید می کند.

سپاه پاسداران تنها حامی و مجری تفکر تولید سلاح های اتمی و موشک های دور بر ددر ایران بوده و است که از آن ها برای تهدید صلح و ثبات منطقه و جهان استفاده می کند.

در حالی که عرب ها و بخصوص عرب های لبنان، سوریه و فلسطین در حال مذاکره و صلح با اسرائیل هستند، سپاه پاسداران، بطور دایم، اسرائیل را به "نابودی" تهدید می کند.

در این مثال ها مشاهده می کنیم که سپاه پاسداران برای دستیابی به اهداف نظامی، انتظامی، سیاسی، اقتصادی خودش، به مثابه یگ سازمان تروریستی و مافیایی، از شیوه های زیر استفاده می کند.

سپاه پاسداران با نفوذ دادن و مامور به خدمت کردن پرسنل رسمی یا استعفا داده خود در دیگر سازمان ها و نهادها، آن ها را در راستای سیاست ها و خواست های سپاه مهندسی می کند.
سپاه پاسداران با ترور و کشتن افراد عادی و غیر مسلح، نویسندگان و متفکران، سرکوب اعتراضات بحق و قانونی کارگران، کارمندان و ملل در ایران، آن اقشار و ملل را به سکوت و به عدم تفکر و عمل، سوق می دهد.
سپاه پاسداران برای حذف رقبا و محالفان، از تاسیس زندان ها و سازمان های اطلاعاتی موازی دولت ولی غیر رسمی و غیر پاسخگو حمایت می کند.
سپاه پاسداران به دستگیری، شکنجه روحی-جسمی و تجاوز به دختران، زنان و مردان در زندان ها ادامه می دهد.
سپاه پاسداران با ایجاد ترس و وحشت در میان مردم و فعالان مدنی در عرصه های مختلف اجتماعی و محیط زیستی، رشد فعالیت های مدنی را کنترل کرده و باعث عقب ماندگی جامعه می شود.
سپاه پاسداران سانسور و ترس را بر نویسندگان، روزنامه نگاران، مطبوعات و دیگر رسانه ها و اینترنت مستولی کرده است.
سپاه پاسداران رقبای سیاسی، حقوقی، مهندسی، مالی، تجاری، قاچاق، قاچاق و توزیع مواد مخدر و صدور آن به خارج از ایران را با تهدید یا ترور و یا قتل، حذف می کند.
آیا چنین سازمان و تشکیلاتی، مشخصات مافیایی و تروریستی بودن را دارد؟
آیا سپاه واقعا یک سازمان نظامی دولتی و در عین حال سازمانی تروریستی است؟
علایم‌ تروریستی بودن یک تشکیلات چیست؟
علایم‌ مافیایی بودن یک تشکیلات چیست؟
دلایل تروریست بودن سپاه چیست؟
دلایل مافیایی بودن سپاه چیست؟
آیا سپاه تروریست است، چون غربی ها و بخصوص آمریکایی ها ادعا می کنند یا دلایل دیگری هم موجود هست؟
سپاه پاسداران چه نیازی دارد که مجبور به تروریست و مافیا بودن شده باشد؟
آیا یک تشکیلات رسمی نظامی یک کشور، می تواند تروریست باشد؟
آیا یک کشور خارجی می تواند تشکیلات رسمی، قانونی و نظامی یک کشور دیگر را "تروریست" بخواند؟
سپاه در زمینه های داخلی تروریست است یا در سطح بین المللی؟
اگر سپاه پاسداران، تشکیلاتی تروریستی و مافیایی باشد، باید کشورها با آن چگونه رفتار بکنند؟
ادعای موضعگیری سازمان های رسمی و قانونی نظامی دیگر کشورها در رابطه با تروریست بودن سپاه چه خواهد بود؟
آیا با تروریست خوانده شدن سپاه پاسداران، راه برای تروریست نامیدن سازمان ها و نهادهای نظامی و امنیتی در دیگر کشورها باز نخواهد شد؟
پوشیدن اونیفورم سپاه در روزهای اخیر از چه چیزهایی حکایت می کند؟
برای پاسخ گویی به این قبیل از سوال ها و ایجاد سوال های دیگر، چند متفکر، مهمان برنامه این هفته "دیالوگ" در گوناز تی وی خواهند بود.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
یازدهم (11) آپریل 2019
اجرای زنده برنامه، در 13 آوریل 2019
hedayat222@yahoo.com

Sunday, April 14, 2019

The Iranian Revolutionary Gard is a terrorist and a Mafia organization?



In this panel of Dialogue (103) I, Ensafali Hedayat have five gusts to discuss on weather "the Iranian Revolutionary Gurd Is a terrorist and a mafia Organization?"
1. Dr.Hassan Kianzad, from Pan-Iranist Party
2. Dr. Reza Parchizadeh, writer, researcher and political activist
3. Mr. Jalil Azadikhah, Kurd Writers Union Spokperson
4. Mr. Abdulla Baloch, A leadership member of Balochestan National movement Party
5. Mr. Salah Abu-Sharif Alahwazi, the leader of the
Ahwazi Democratic Papular Front

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs