Friday, November 1, 2019

اصلاحات دوره سلسله تورک قاجار در ممالک محروسه از ناصرالدین شاه به بعد


مشروطه: نتیجه طبیعی اصلاحات قاجاریه 
چگونه ما را تحمیق کرده‌اند تا قبول بکنیم که مجازات دو بازاری گرانفروش قند، جرقه «انقلاب مشروطیت» را زد. هر روز در ایران، مردمانی را می زنند، افرادی را زندانی می کنند، اموال تجار را مصادره می کنند، افراد را در ملاء عام و زندان ها اعدام می‌کنند اما انقلابی آغاز نمی شود. در حالی که همه مردم در انتظار یک دگرگونی و سرنگونی دولت و رژیم در تهران هستند.
در حالی که مردم امروز هم نسبت به آن زمان، صدها هزار برابر تحصیل کرده هستند و به منابع خبری جهانی دسترسی دارند. روزنامه ها، رادیوها، فیلم ها، سریال ها، اخبار، ماهواره ها، اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و … بیشتر و در دسترس هستند و در آن زمان نبوده‌اند اما تحلیلگران پهلوی زده، می‌خواهند مشروطه را حاصل مجازات دو گرانفروش و چند برگ روزنامه هایی که در لای طاقه های پارچه، به ممالک محروسه قاچاق می‌شده اند، نشان بدهند و ما مردم هم، چشم و گوش بسته، تحیلیل های آن‌ها را از راه تقلید، پذیرفته ایم.
باید به ریشه‌های واقعی فکری، سیاسی، اقتصادی، علمی، روشنفکری و اجتماعی مشروطه توجه کرد.
در این میان، اقدام‌ها رهبران قاجاریه جهت زمینه سازی برای اصلاحات آرام و بدون خونریزی و مقاومت، بسیار مهم و حیاتی هستند.
بطوری که جناب «جمشید کیانفر؛ قاجار پژوه داخل ایران در گفتگو با روزنامه «انتخاب» گفته است: «به باور من دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه دوره گذر از سنت به مدرنیته است. …
کیانفر معتقد است که «فرمانی را که ما به غلط می‌گوییم فرمان مشروطه، مشروطه نبود، در آغاز قول تاسیس عدالتخانه بود. مردم عدالتخانه می‌خواستند و مظفرالدین‌شاه فرمان تشکیل مجلس داد. یعنی مصلحت‌خانه را عام‌تر و بزرگ‌تر کرد. به همین دلیل هم انتخابات نخستین دور مجلس صنفی بود.»
آیا اقدام مظفرالدین شاه قاجار در زمینه تشکیل مجلس شورا ملی، نه عدالتخانه، نمی‌رساند که رهبران و پادشاهان قاجار در پی اصلاحات تدریجی بودند، نه انقلاب؟
1.
تاسیس روزنامه «لاپاتری» یا «وطن» توسط شخص ناصرالدین شاه و استخدام روزنامه‌نگار و کارشناس رشته چاپ و ماشین آلات چاپ، با حقوق بالا از فرانسه
2.
تاسیس چندین روزنامه دولتی و اجبار مردم و بخصوص کارمندان دولت به روزنامه خوانی. بنظر می رسد تا زمانی که فکر مسئولان مدیران دولتی، سنتی و ضد توسعه باشد، اصلاحاتی اتفاق نخواهد افتاد. در نتیجه، باید با زور، فکر مدیران را تغییر داد. اصلاحات از بالا یعنی همین.
3.
روزنامه نویسی شخص ناصرالدین شاه که امروزه به عنوان «خاطرات» یا روزنامچه ناصرالدین شاه قاجار منتشر می‌شوند و می‌توان در لا به لای آن ها، با افکار، اندیشه‌ها و نگرانی‌های شخص شاه در باره ملل و نیازهایشان در ممالک محروسه آشنا شد.
4.
استخدام نقاش از فرانسه و ترویج تعلیم نقاشی؛ خود شخص شاه هم تحت تعلیم نقاشی قرار گرفت و نقاشی می کشید.
5.
استخدام معلم موسیقی، در حالی که ملاهای پانفارس موسیقی را حرام می‌دانستند ولی ناصرالدین شاه قاجار، به آموزش موسیقی و رقص همت گماشت.
6.
خرید دوربین عکاسی و یادگیری کار با دوربین عکاسی
7.
جامعه امروز، محققان، جامعه شناسان، تاریخ شناسان و تاریخ نگاران، مدیون عکاسی و عکس های شخص ناصرالدین شاه، نه تنها از رده های شغلی و افراد در دربار بلکه از مردمان کوچه و بازار، … هستند
8.
ترویج آزادی فکر و رفتار افراد در جامعه
9.
آزادی پوشش زنان درباری و خارجی ها و عدم الزام به رعایت نوع خاصی از پوشش برای زنان و مردان در ممالک محروسه. در نتیجه همین تسامح حاکمیتی، لباس مردان و زنان زیادی اروپایی شده بود.
در نتیجه وقتی، رضا کودتاچی به تنها سفر خارجی خود رفته و با آزادی‌های مردم و توسعه اجتماعی در تورکیه آشنا شد، در بازگشت از تورکیه، حق آزادی زنان و مردان در انتخاب لباس و پوشش را از مردان و سپس از زنان سلب کرد. در نتیجه، جز چند ملای عقب‌مانده در نقاط اکثراً فارس نشین، اعتراض عمومی دیگری مشاهده نشد.
10.
ساخت تاتر و ترویج نمایشنامه نوسی و اجرای تاتر و موسیقی
11.

در جلسه رونمایی از کتاب «لوگوهای مطبوعات دوره قاجار»، مسئول آرشیو کتابخانه مجلس اعلام کرد: «طبق فهرستی که آقای قاسمی به ما ارائه داد، ۹۸۵ عنوان نشریه فارسی زبان در ایران و ۱۳۰ نشریه فارسی زبان در خارج منتشر می‌شده است» اما غلامحسین تقوی؛ مسئول؛ مدیر غرفه گنیجه مطبوعات، در بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات اعلام کرد: در زمان قاجار، ۱۵۰۰ عنوان روزنامه در حال چاپ بود.
12.
در جلسه معرفی کتاب فوق که احتمالاً از پانفارس ها تشکیل شده بوده، هیچ‌ کس از نشریات غیر فارسی زبان، سخن بمیان نیاورد. مطبوعاتی مانند «ملانصرالدین» به زبان تورکی و در همان زمان منتشر می‌شدند و نقش توپخانه فکری روشنفکران را داشتند.
جلیل محمدقلی زاده و همکارانش در ملا نصرالدین، از مسایل و حقوقی سخن می‌گفتند که هنوز هم بخش اساسی خواست ها و حقوق ملل غیر فارس، بخصوص تورکان، تورکمانان، عرب ها، لورها، بلوچ ها و … از حاکمیت در ایران را تشکیل می دهند.
13.
تاسیس چندین دارالفنون یا دانشگاه در نقاط مختلف ممالک محروسه
14.
استخدام ده‌ها استاد دانشگاه و مهندس، برای آموزش دانشجویان دارالفنون در ممالک محروسه
15.
اعزام ده‌ها جوان مستعد برای تحصیل در اروپا و الزام آن دانشجویان به متخصص شدن در دو رشته علمی و تخصصی جداگانه.
16.
استخدام مهندس مکانیک ارئپایی در چندین رشته
17.
تاسیس کارخانه باروت سازی
18.
تاسیس کارخانه اسلحه سازی
19.
تاسیس کارخانه ضرب یا تولید سکه و مسکوکات.
به دستور شاه، یک دستگاه تولید مدرن سکه و مسکوکات از فرانسه خریداری شد و سپس با استخدام یک مهندس اطریشی، بکار افتاد. ضرابخانه به یک مجموعه اجتماعی بدل و سپس به یک محله با نام «ضرابخانه» بدل شد. این محله اقتصادی، در خیابان شریعتی و بالاتر از پل سید خندان در طهران، قرار دارد.
20.
تاسیس کارخانه «چراغ گاز» در طهران، اولين کارخانه‌‌اي است که ناصرالدین شاه قاجار در سفر به فرانسه خریداری کرده، سپس با استخدام یک مهندس اطریشی، در تهران بکار انداخت.
21.
بعدها، وقتی مظفرالدين شاه قاجار به روسيه سفر کرد، نخستين کارخانه چراغ برق را خريداري کرد که در محل کارخانه چراغ گازسابق استقرار یافت.
22.
در زمانی که سرمایه داری در ممالک محروسه بی رمق بود و منابع مالی و تکنولوژیکی و حتی حمل و نقل کالاهای تولیدی داخلی به بازارهای بین‌المللی محدود و یا بسیار اندک بود، شخص ناصرالدین شاه، برای جلب، جذب و تشویق سرمایه داران و سرمایه گذاران خارجی در رشته‌ها و زمینه‌های مختلف، در گوشه و کنار ممالک محروسه اقدام کرد که متأسفانه نویسندگان و محققان پانفارس ها از آن‌ها به عنوان قراردادهای استعماری یاد می‌کنند و تلاش در این زمینه‌ها را منفی نشان می دهند.

برای نمونه می‌توان از موارد زیر در تلاش برای جذب سرمایه های خارجی و رونق اقتصادی و استفاده از تکنولوژی های جدید در غرب یاد کرد:

الف - معاهده تلگراف: قرار بود بر اساس این معاهده، خط تلگراف اروپا به هندوستان از ممالک محروسه بگذراند. مسیر تلگراف در ایران، از خانقین به تهران و بوشهر می آمد و باید سواحل جنوبی این منطقه و کناره‌های هندوستان را به هم مرتبط می ساخت.
در مقابل هم، انگلستان باید هر سال، مبلغی در حدود4% هزینه‌ ساخت و مصالح خطوط مزبور را به دولت می پرداخت.

ب - قرارداد رژی: طبق این قرارداد، انحصار خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال به شرکت «رژی» تعلق می گرفت. آن‌ها برای این منظور، باید 650 هزار لیره استرلینگ در این منطقه سرمایه‌گذاری می کردند. علاوه بر آن، باید سالانه مبلغ ۱۵ هزارپوند استرلینگ، به همراه یک چهارم سود خالص خود را به دولت می پرداختند.

ت - قرارداد رویتر: قرار بود تا زرف خارجی در زمینه راه سازی، کشدن خطوط راه آهن، سد سازی، تأسیس کانال‌هایی برای آبرسانی یا کشتیرانی، بهره برداری از بخشی از معادن، ایجاد و راه اندازی بانک، فعالیت در کارهای عام المنفعه، خرید و فروش توتون، بهره برداری از جنگل ها و … سرمایگذاری کرده و کار ایجاد بکنند.
برای تظمین این هدف، باید 200 هزار لیره انگلیس هم به خزانه پرداخت می‌کردند و باید، سالانه هم 5% از سود خود را به دولت می دادند.

ث - قرارداد لاتاری: قرار بود به این منظور در ایران سرمایه‌گذاری بشود

ج – تاسیس بانک شاهی: قرار بود، این بانک در شهرها تاسیس بشود. می‌توانست در زمینه‌های مختلف سرمایه‌گذاری و کار ایجاد بکند اما باید در هر سال، 6% از منافع خالص (سود) خود را به دولت بپردازد.
همچنین باید از درآمدهای سرمایه‌گذاری ها در زمینه‌های مختلف هم 16% به دولت می‌داد

چ – عبورو مرور کشتی‌های بخاری همه دولت ها در رود کارون، با پرداخت حق العبور و با شرایطی امکان پذیر می شد.

خ – تاسیس بانک استقراضی یا بانک وام و اعتبار ایران، به طبعه روسی اجازه می‌داد تا در چند شهر شعبه دایر کند ولی این بانک موفق نشد. در نهایت هم، تأسیسات و امکانات آن به دولت ایران داده شد و در بانک کشاورزی دوره محمدرضا پهلوی ادغام گشت.

23.
شورایی 21 نفره تشکیل داد تا در بررسی صدور مجوزهای اقتصادی و تصمیم گیری های مهم کشوری مورد مشورت قرار بگیرد. تصمیم های این شورا در حکم قانون و حتی برای شاه هم لازم الاجرا بود.
24.
برای اینکه ناصرالدین شاه قاجار به تنهایی و مستبدانه تصمیم نگیرد، مجلس شورای دولتی یا کابینه ای متشکل از یازده (11) عضو را بکار گرفت.
25.
تلگراف، قبل از تلفن تنها وسیله ارتباط سریع با جهان پیرامون بود که با تلاش قاجاریه در بخش هایی از ایران براه افتاد اما با خواست ها وآمال های پادشاه فاصله داشت.
26.
اولین تلفن را خود ناصرالدین شاه از اروپا آورد و خودش هم اولین کسی بود که از طریق آن در ممالک محروسه سخن گفت.
27.
بالن هم تنها وسیله فضایی و بسیار مهم، پیشرفته و حتی تکنولوژی استراتژیک غربی بود که با کوشش های ناصرالدین شاه وارد ممالک محروسه شد.
28.
ماشین دودی یا قطار و خط راه آهن و لوکوموتیو هم در زمان ناصرالدین شاه در چند منطقه از کشور بکار گرفته شد ولی سیاستمداران دول غربی و سنتگرایان عقب‌مانده داخلی از اجرایی شدن معاهدات قاجاریه با شرکت ها و سرمایه گذاران خارجی در ممالک محروسه جلوگیری می کردند.
مثلا، ناصرالدین شاه برای کشیدن راه آهن در طول و عرض ممالک محروسه اش، حداقل پنج بار با سرمایه گذاران در کشورهای متخلف قرارداد بست.
29.
شخص شاه وقتی از سفر اروپا برمی گشت، با خود چند مهندس و دو اتومبیل آورد تا از آن‌ها برای آشنایی مردم با مظاهر تمدن غرب استفاده بکند.
برای همین، مهندسان، روزانه، ساعت‌ها با اتومبیل در وسط تهران رانندگی می‌کردند تا مردم با اتومبیل که سمبل سرعت و پیشرفت بود، آشنا بشوند.
30.
وقتی بیماری آبله در شهرها رواج یافت و مردم، در پی تبلیغات خرافه گرایان مبنی بر وجود جن در واکسن ها، از تزیق واکسن می ترسیدند، ناصرالدین شاه برای سلامتی مردمی که نمی خواستند از واکسن استفاده بکنند، آن‌ها را به پرداخت جریمه های سنگین مجبور می‌کرد تا از واکسن استفاده بکنند.
31.
مدرسه‌های جدید هم، یکی بعد از دیگری، در عصر او باز می شدند. در کنار تبلیغات ملاها، مدرسه برای آموزش دختران هم باز شده بود.
32.
دختر شاه شهید، از بنیانگذاران انجمن نسوان در تهران و زنی روشنفکر، بسیار جدی و منتقد بود که از حقوق زنان در جامعه آن روز دفاع می‌کردند و هم او جزو اولین زنانی بود که به سبک زنان غربی لباس می‌پوشید و از دیدگاه روحانیان عقب‌مانده پیروی نمی کرد.
33.
در همین دوره اصلاحات بود که یک کشتی کوچک بخار ساخته و در حوض کاخ گلستان در معرض دید پادشاه گذاشتند. بعد از آن بود که ناصرالدین‌شاه یک کشتی جنگی از اروپا خریداری کرد.
34.
ناصرالدین شاه بر سر امتحانات محصلین دارالفنون یا دانشگاه در طهران حاضر می‌شد. به محصلین نفر اول تا سوم هر رشته، در هر ثلث امتحانی (سالی سه بار) نشان اعطا می‌کرد. او درآمد حکومت یک ایالت را به علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر علوم، سپرده بود تا فقط صرف دارالفنون بشود.
35.
گر چه دانشگاه یا دارالفنون فعال بود اما شخص ناصرالدین شاه 42 نفر از محصلان را برای تحصیلات تکمیلی به اروپا اعزام کرد.
36.
ناصرالدین شاه مرکز ترجمه ای متشکل از حدود 50 زبان دان و مترجم تاسیس کرده بود که در آنجا بیش از 2500 کتاب در زمینه‌های مختلف، ترجمه شده بود.
ناصرالدین شاه همه این کتاب‌ها که در باره 1- متون نظامی 2- تاریخ، 3- جغرافیا 4- سفرنامه‌، ساخت تفنگ، فشنگ و حتی آیین‌نامه‌های انضباطی، آیین‌نامه قشون بودند را می خواند.
37.
در دوره ناصرالدین شاه بود که بزرگترین کتابخانه ممالک محروسه به کوشش شخص او ایجاد شد.
38.
تاسیس موزه هم از اقدامات علمی و توسعه طلبانه ناصرالدین شاه قاجار بود.
39.
در دوره ناصرالدین شاه قاجار، روزنامه های مهم دنیا بدست او می‌رسید و اعتمادالسلطنه هم روزانه 2 تا 3 ساعت برای او روزنامه‌ها را می خواند.
40.
او مصلحت خانه یا دارالشورای کبری را تاسیس کرد. در آیین‌نامه دارالشورا آمده که نه فقط اعضای مجلس مصلحت‌خانه هر روز از صبح تا ۴ عصر شور می کنند و اجازه قانون‌گذاری به آن‌ها داده می‌شود، بلکه اگر هریک از آحاد ملت بیاید در این‌جا نظرش را بگوید و نظرش با استقبال مواجه شود، بی‌ارج و قرب نمی‌ماند و به او پاداش داده می‌شود.
در پارلمان‌های اروپا هم چنین آزادی برای شهروندان وجود ندارد.
41.
ناصرالدین‌شاه 7-8 دیوان به وجود آورده بود: دیوان مظالم، دیوانخانه عدالت، مجلس تنظیمات حسنه، صندوق عدالت و... به نوعی که این دیوان‌ها مقدمات تاسیس دادگستری را فراهم می‌کردند.
42.
جز با اجازه ناصرالدین شاه، کسی از ملاها یا حکام شهرها حق اعدام نداشتند. به همین دلیل هم کمترین اعدام را در دوره ناصرالدین شاه دیده می شود. 150 سال بعد ازاو، جمهوری اسلامی در مقابل چشم میلیاردها انسان، جنایت قانونی و غیر قانونی می کند.
43.
ناصرالدین‌شاه ترجیح می‌داد که به جای هدیه های مالی-مادی (بر عکس اینکه ترویج کرده‌اند که او آدمی طماع بوده)، نسخ خطی نفیس یا نقاشی به او هدیه داده بشود.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
یکم (01) نوامبر 2019
hedayat222@yahoo.com

Thursday, October 31, 2019

استعمار داخلی چیست و در کجا رخ می دهد؟


استعمار داخلی چیست و در کجا رخ می دهد؟
وقتی حق اولیه و طبیعی یک ملت از آن ها گرفته می شود،
وقتی سرزمین ملتی در اشغال است، 
وقتی نیروهای نظامی، امنیتی و حقوقی و اقتصادی ملت دیگری بر ملتی برتری و تسلط مطلق دارد، 
وقتی زبان ملتی قدغن است و ملتی مجبور است به  زبان بیگانگان نتحصیل و کار بکند،  
وقتی ... 
کجای این معادله "استعمار داخلی" است؟ 
استعمار داخلی در یک کشور مستقل، توسط تعدادی سرمایه دار رخ می دهد. نه توسط دولت، و تمامی نهادهای سیاسی، حقوقی، نظامی-امنیتی، اقتصادی،  فرهنگی و ..... 
تورکان و سرزمین هایشان‌در اشغال نظامی استعمارگری به نام‌ایران‌ است.
البته، استعمار داخلی هم از طرف چند سرمایه دار وابسته به استعمارگر هم رواج دارد‌.


Sunday, October 27, 2019

مشروطه، پایان امپراتوری هزار ساله تورکان بر ممالک محروسه و آغاز دوران دیکتاتوری پانفارسیسم

دیالوگ 26 اکتبر 2019

مشروطه، پایان امپراتوری هزار ساله تورکان بر ممالک محروسه و آغاز دوران دیکتاتوری پانفارسیسم
تورکان، در یک هزار سال اخیر، رقبای اصلی مسیحیت و اروپای غربی و شرقی بوده‌اند. عثمانی، در اروپا و نادر شاه در هندوستان بلای آسمانی غربی‌ها شده بودند
در این جنگ، تحریف تاریخ تورکان ممالک محروسه و عثمانی، بخش اصلی از جنگ
روانی دول غربی مسیحی، علیه تورکان مسلمان بود که بسیار هم موفق بوده اند. غربی‌ها در پی جدا کردن تورکان از هم و ایجاد اختلاف در هویت دینی، زبانی و نژادی این دو دولت بودند.
شیعه گرایی اولین گام، رسمیت زبان فارسی دومین و ترویج ایده آذری و آتروپاتگان در بخشی از جهان تورک، سیاست‌های تدریجی و بلند مدت غربیان بوده است.
مشروطه و مشروطه خواهی یکی از جنگ‌های روانی-اجتماعی غرب بر علیه هر دو امپراتوری تورک بوده است. در پی استقرار مشروطه، هر دوی این امپراتوری تورکان، از هم پاشیدند.
جوانان، روشنفکران و الیت تورکان عثمانی، درکی درست از هویت تورکی خود، ملیت تورک و اهمیت در دست داشتن قدرت سیاسی-نظامی را داشتند اما جوانان، روشنفکران و الیت تورکان در ممالک محروسه، تحت تأثیر جنگ روانی، تورک بودن و اهمیت در دست داشتن قدرت سیاسی-نظامی را درک نکرده بودند. در نتیجه، قدرت و هویت ملی خود را به نفع پانفارسیسم از دست دادند.
برای اولین بار در تاریخ، مردمان تورک ممالک محروسه، منافع ملی، سیاسی-نظامی خودشان را فدای قدرت گیری، برتری و استقرار پانفارسیسم کردند. یعنی درک و تحلیل سیاسی درستی از بازی‌های سیاسی نداشتند و نمی‌دانستند که در میدان سیاست و قدرت گیری، به نفع پانفارسیسم بازی می کنند.
جنگ قدرت، در دوران قبل از مشروطه، با برتری حضور سیاستمداران پانفارس در وزارتخانه ها و ادارات، به نفع پانفارسیسم رقم خورد. پانفارس بودن و دشمنی با .تورک و زبان تورکی، به علامت اصلی روشنفکری و تعلق به طبقه اشراف بدل شد
روشن‌فکر مانقورت شده تورک، خود را آریایی، ایرانی و پانفارس شیعه تصور می کرد. در مشروطه، بجای تقویت هویتی تورکی خود، بر تقویت پانفارسیسم پرداخت. پانفارسیسم با حرکات موزیانه، ضد مشروطه، ضد تورک و اشاعه تروریسم مطبوعاتی و تروریسم فیزیکی، امنیت اجتماعی را بر هم زد تا زمینه را برای نابودی امپراتوری تورکان مهندسی بکند.
اگر تاریخ را به توجه به نتیجه حوداث و رخدادهای تاریخی تحلیل بکنیم، مشاهده خواهیم کرد که پانفارسیسم، در پی استقرار مشروطه، آزادی و دموکراسی نبوده است. چرا که باقدرتگیری پانفارسیسم در ایران، همه دستاوردهای مشروطه نابود شده و دیکتاتوری پانفارسیسم حاکم شد.


چرا از "مشروطه" تا زمان محمدرضا پهلوی با عنوان انقلاب یاد نمی شد؟ چرا و با کدام اهداف سیاسی و ایدئولوژیک آن را انقلاب جلوه دادند؟ (انقلاب سفید بعدی هم)
آیا مشروطیت یک انقلاب بود و مشخصات انقلاب را داشت؟

آیا مشروطیت، تداوم و نتیجه اصلاحاتتدریجی و اساسی شاهان و شاهزاده های قاجار نبود که از دوران فتحعلی شاه آغاز شده بود؟

اصلاحات، در چه شرایطی به بار می نشیند؟

آیا مشروطه، همزمان با جنگ قدرت بیت تورک و فارس رخ نداد و منجر به ضعف جبهه تورکان در ممالک محروسه نشد؟

آیا محمدعلی شاه قاجار تورک و تورکجه نبود؟

آیا جنگ قدرت و نبرد سیاسی در بین تورکچی ها و پانفارسیسم در دولت و مجلس مشروطه، خودش را در قالب به توپ بسته شدن مجلس نشان نداد؟

آیا مشروطیت به نفع پانفارسیسم و به زیان تورک ها تمام نشد؟

آیا تداوم مشروطیت به نفع پانفارسیسم بود یا به نفع تورکان؟

چرا بعد از این که پانفارسیسم و دولت پنهان و در سایه پانفارس موفق به اخراج تورکان از قدرت شد، کاسه و کوزه مشروطیت برچیده شد و دیکتاتوری پانفارسیسم بر اساس محوریت فارسیسم، آریائیسم، و تاریخ باستان و شیعه گری پانفارس به عنصری مقدس تبدیل سد؟

ستارخان و همراهان او در خدمت کدام یک از این دو جبهه بودند؟

آیا در دوران محمدعلی شاه جنگ های نظامی در بین تورکان و پانفارسیسم نبود؟

آیا تبریز و ستارخان، دانسته و ندانسته، در خدمت استراتژی های جنگی پانفارسیسم در ضدیت با تورکان نجنگیدند؟

چرا قانون اساسی مشروطیت در یکصد سال گذشته به اجرا در نیامده است؟

آیا پانفارسیسم از نظریه مشروطیت به عنوان استراتژی تضعیف تورکان و به عنوان ابزاری برای کودتای خزنده بر علیه تورکان استفاده نکردند؟

اگر تاریخ را با توجه به نتیجه رخدادهای اجتماعی و سیاسی بررسی و تحلیل بکنیم، متوجه می شویم که مشروطه نه به حکومت قانون، آزادی و دموکراسی که به دیکتاتوری منجر شد. آیا پانفارسیسم از ابتدا خواهان مشروطه و دستآوردهای آن اصلاحات بوده است یا از آن برای قبضه قدرت استفاده کرده است؟

برای پاسخ به این نوع از سوال ها و ترویج دیدگاه انتقادی نسبت به تاریخ و رفتارهای سیاسی تورکان و فارس ها که بر اساس پانفارسیسم، آریائیسم، باستانگرایی و شیعه شعوبیه یا پانفارسیسم، سه مهمان در این برنامه حضور خواهند داشت.

دکتر ضیاء صدرالاشرافی: محقق، متفکر، نویسنتده و تاریخشناس تورک
دکتر محمدحسین یحیایی: محقق و نویسنده تورک
جناب طاهر ابو نضال الاحوازی: محقق، متفکر و منتقد سیاسی عرب الاحواز
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و پنجم (25) اکتبر 2019
hedayat222@yahoo.com


Wednesday, October 23, 2019

Are books spoilig us yet?

Are books spoilig us yet?

One if my Facebook friends asked me this question: "Tell me about a book that you liked"  and I replied as below.

Ensafali Hedayat;
 I read a lot of books in my life but later of my life, I find out that all of them were racistic in favour of Persian, full of wrong ideas, to manipulate readers, to channalies readers where the writers want, and for what the want me to be used and ... 
Later I find out if I did not read those books, may I have a free brain of biases and free of lies and free of racism and free of unhumanities and free of ...
Those books shaped me and I became huge and old tree. I'm not I am anymore. I am what those writers were wishing to become. 
I am not myself. I'm what government wants me to be and to be shaped.im not I'm but what a group of ministers and their special educator team want me to become later in my life.
I am not pur me. I am what religions leaders want to be. 
I am not free. I am a glass those people filled me up and refrigerated me for their use in their future.
What do you think?
Are you free and pure yourself or you are surrounded yourself to those biased people too?
I'm trying to free this old and huge tree now but they stocked me there and shaped me that I could not do so much to myself anymore.

Shall I be proud of myself?
May I say, "I am free!"

Ensafali Hedayat
Toronto - Canada
23 October 2019
hedayat222@yahoo.com

Friday, October 18, 2019

خواست های تورکان چهارگوشه ایران چیستند؟ 2


دیالوگ 19 سپتامبر 2019


خواست های تورکان چهارگوشه ایران چیستند؟ 2

برای برنامه این هفته «دیالوگ» از حدود 200 تن از کسانی که با هم در فیس بوک، واتسآپ و انستاگرام در ارتباط هستیم، پرسیدم: “خواست های تورکان چهارگوشه ایران چیستند؟»
یکی از این همراهان، در گفتگویی تلفنی گفت: همان‌ طور که در هر رشته ای، استاندارد سطح بالایی وجود دارد که به آن «ایزو …» گفته می شود، زندگی مدنی و اجتماعی در قرن بیست و یکم هم استانداردهایی دارد. هر چقدر از آن استانداردهای زندگی اجتماعی در قرن بیست و یکم دور باشیم، رسیدن به آن استانداردها، اجباری تر و الزامی تر می‌ شود و رسیدن به همه این استانداردها و زیر استانداردها نیز خواست های تورکان در وجب به وجب ایران هستند.

خواست هایی که بطور کتبی، از این آقایان و خانم‌ها آمده است، از این قرار هستند:
1.
    استقلال تنها، بهترین و مفیدترین راه پاسخگویی به همه خواست های تورکان ساکن ایران در قرن بیست و یکم است.
    2.
    فدرالیزم هم می‌تواند به بخشی از خواست های تورکان پاسخ مثبت بدهد.
    3.
    دولت «خودگران ملی» یا «خودمختار ملی» (بومی) هم می‌تواند به حداقل هایی از حقوق و خواست های تورکان پاسخ بدهد.
    4.
    باید زبان تورکی استاندارد و علمی، تدوین و در همه سطوح آموزشی تدریس بشود.
    5.
باید زبان تورکی، در ایران و به عنوان زبان رسمی سراسری برسمیت شناخته شده و از همه حقوق مساوی با زبان فارسی برخوردار باشد.
6.
      باید اولویت استخدام اداری و شغلی، در مناطق تورک نشین و مناطق دو زبانه، به خانم‌ها و آقایانی داده شود که در کنار زبان فارسی، به زبان تورکی هم مسلط هستند.
      7.
      باید زبان تورکی، نه در کنار زبان فارسی که در همه سطوح آموزشی و در همه مواد درسی، از دوره مهد کودک گرفته تا فوق دکترا و تخصصی، آموش داده شود.
      8.
      تورکان، در هر کجای ایران که باشند، و در هر تعدادی که باشند، باید حق داشته باشند تا زبان تورکی را به عنوان زبان اصلی آموزشی و رسمی اداری خود انتخاب بکنند.
      9.
      باید همه لوازم و شرایط آموزشی، تحصیلی، تربیتی، فرهنگی و ورزشی لازم برای تورکانی که در خارج از وطن یکپارچه و تاریخی تورکان زیست می کنند، بطور رایگان و مفت، از طرف دولت مرکزی تهیه و در اختیار آنان نهاده بشود.
      10.
      دولت مرکزی ایران نباید در روابط سیاسی، تجاری، اقتصادی، علمی و فرهنگی تورکان چهار گوشه ایران، با دول تورک دور و نزدیک، دخالت بکند.
      11.
      باید تمامی اراضی مصادره و یا ملی شده تورکان در سراسر ایران، به آنان باز گردانده بشود.
      12.
      باید نه تنها از شهدا، کشته و زندانی شدگان فعالان سیاسی و مدنی تورک در یک‌ صد سال اخیر(از شهدای نهضت شیخ محمد خیابانی گرفته تا شهدای دوران حکومت ملی پیشه وری و از طرفداران آیت الله شریعتمداری تا به امروز)، اعاده حیثیت شده، بلکه باید خسارت وارده به آنان، به خانواده‌ها وبه بازماندگانشان نیز تأمین و جبران بشود.
      13.
      تمامی سرزمین های تاریخی تورکان قشقایی، بعنوان یک استان با دولت خودمختار تورک برسمیت شناخته بشود.
      14.
      باید جمهوری دولت تورکمن، با جغرافیای تاریخی و آزادی‌های فرهنگی تورکمنان برسمیت شناخته شود.
      15.
      حداقل، به مدت بیست (20) سال و برای جبران عقب‌ ماندگی‌های تحمیلی پانفارسیسم به تورکان در تمامی زمینه‌های زندگی اجتماعی مدرن، بودجه های جبرانی بیشتری به مناطق تورک نشین اختصاص داده بشود.
      16.
      برای جبران عقب نگه داشته شدگی تحمیلی زبان، فرهنگ و هنر تورکی در تمامی گوشه و کنار ایران و حمایت بی‌دریغ و همه جانبه از زبان فارسی در همین یک‌ صد سال اخیر، بودجه ای دو برابر زبان، فرهنگ و هنر فارسی، در 50 سال آینده، به زبان، فرهنگ و هنر تورکی اختصاص داده بشود.
      17.
      در این صد سال و با سیاست‌هایی در جهت ضدیت با تورکان، وطن، خاک و سرزمین های تاریخی تورکان چهار گوشه ایران، تکه‌تکه شده و هر بخشی در استانی پراکنده شده است تا هویت تاریخی، سرزمینی و وطنی آن‌ها در استان های مجاور و غیر تورک آسیمیله بشوند.
      باید تمامی این شهرها، روستاها، دشت ها، کوه‌ها، رودخانه ها و دریاچه ها و …که از مام میهن تورکان جدا شده اند، دوباره یکپارچه شده و به عنوان وطن تورکان برسمیت شناخته بشوند.
      18.
      باید تمامی تورکان چهار گوشه ایران، دارای رسانه‌های متعدد دیداری، شنیداری و مکتوب ویژه منطقه و وطن خودشان باشند. باید بودجه همه این رسانه ها توسط  دولت مرکزی تأمین مالی بشوند.
      19.
      باید تورکان هر منطقه، آزادی تشکیل احزاب سیاسی و غیر سیاسی در سرزمینی های خودشان را داشته باشند. همچنین، احزاب سراسری، حداقل برای پنجاه سال آینده (50)، حق حضور در مناطق ملی و سرزمینی تورکان را نخواهند داشت.
      20.
      توهین و تحقیر تورکان از تمامی کتاب ها، نشریات، رمان ها، نمایشنامه ها، تاترها، سریال ها، فیلم‌ها و جوک ها حذف خواهند شد و مسئولان مستقیم و غیر مستقیم، دولتی و خصوصی آن توهین ها و تحقیرها به تورکان، در یک قرن اخیر، محکوم خواهند شد و در صورتی که افراد، خانواده‌ها و یا شرکت ها و موسساتی، در اثر آن توهین‌ها و تحقیرها، خسارت آبرویی و مالی دیده اند یا مجبور به ترک وطنشان شده اند، خسارت آن‌ها توسط دولت مرکزی ایران، تأمین و پرداخت خواهد شد.
      21.
      توهین کنندگان یا تحقیر کنندگان یا جوک سازان و جوک گویان وقیح، در هر سطحی که باشند، محاکمه شده و علاه بر محکومیت آن ها، خسارات معنوی وارده به تورکان، از محل مصادره اموال فردی یا شرکت ها و مؤسسات آن افراد هتاک یا ناشران آن ها، به افراد، یا نهادهای مردمی تورک پرداخت خواهد شد
      22.
      باید تاریخ و هویت تورکان، در همه مراکز آموزشی دولتی و خصوصی ایران و بخصوص در نواحی فارس زبان ها، جزو مواد درسی اصلی تمامی سطوح تحصیلی از مقدماتی تا عالی باشد تا تاریخ تحریف شده تورکان، بطور درست، در جوامع و ملل ساکن در ایران شناخته بشود.
      23.
      هویت تورکان، نه بر اساس آنچه که تا کنون از طرف پانفارسیسم، حریف و ترویج شده، بلکه بر اساس تحقیقات محققان تورک، تدوین و شناسانده خواهد شد.
      24.
      ایران و پانفارسیسم، عامل اصلی نابودی اقتصاد و منابع طبیعی تورکان در ایران بوده و هست. باید اقتصاد، منابع طبیعی، منابع ملی، اقتصادی و پولی تورکان در ایران، در دستان خود تورکان هر منطقه متمرکز بشود.
      25.
      باید به استعمار سرزمین ها و ملل تورکان در ایران پایان داده بشود.
      26.
      باید مدیریت و برنامه‌ریزی تمامی نهادهای مالی، پولی و اقتصادی تورکان از دست و کنترل مدیران فارس و مناطق فارس بیرون آمده و دردستان خود ملت تورک متمرکز بشوند.
      28.
      نباید مالیات و پول‌های مردم از بانک های مناطق تورک نشین، به فارسیستان منتقل و در آنجا هزینه یا سرمایه گذاری بشود.
      29.
      باید برای جبران عقب‌ نگه داشته شدگی های تحمیلی اقتصادی، اجتماعی، علمی، صنعتی، تکنولوژیکی، فرهنگی، هنری و … یک‌صد ساله اخیر، در مناطق تورک نشین، بخشی از مالیات و سرمایه های اندوخته در بانک های مناطق مرکزی تحت کنترل پانفارسیسم، به مناطق تورک نشین اختصاص داده بشوند.
      30.
      با سیاست های تشویقی برای سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف در اوطان تورکان، باید موجب جلب و جذب سرمایه های ملی، علمی، فکری و نیروی کار از مناطق مختلف ایران و دنیا به سمت سرزمین ها و ملل تورکان شده و از مهاجرت مردمان این مناطق به دیگر نقاط ایران جلوگیری کرد.
      31.
      باید با سیاست هایی، زمینه های مهاجرت معکوس در زمینه‌های مالی، اقتصادی، سرمایه‌ گذاری ها، حذب تحصیل کردگان و نیروی کار متخصص به اوطان تورکان در ایران فراهم بشود.
      32.
      باید بانک ها، مؤسسات مالی و پولی مستقل از مرکز، در اوطان تورکان تاسیس و توسط تورکان اداره بشود.
      33.
      تورکان هر منطقه، باید مجلس قانونگذاری مستقل خودشان را داشته باشند تا در باره نیازهای مختلف خودشان برای زندگی در جامعه‌ای مدرن پاسخ بدهند.
      34.
      تورکان هر منطقه، باید دولت مستقل از مرکز خودشان را داشته باشند.
      35.
      تورکان هر منطقه، باید با توجه به دین و خواست، تاریخ و فرهنگ خودشان، قوانین و مقرات خودشان را تهیه و در مجالس ملی خودشان بتصویب برسانند.
      36.
      تورکان هر منطقه، باید پلیس، نیروهای امنیتی، اداری، آموزشی، سیاسی، حقوقی و قضائی مستقل از مرکز خودشان را داشته باشند.
      37.
      چون تورکان در تاریخ بیش از یک قرن اخیر، با عهد شکنی های چند باره پانفارسیسم و پان ایرانیسم مواجه بوده‌اند که به عهدنامه های میان پانفارسیست ها و ملل غیر فارس، چه عهدنامه های کتبی، چه شفاهی خودشان ارجی ننهاده و آن‌ها را زیر پا گذاشته اند، تورکان هر منطقه، باید برای صیانت از حقوق خودشان، نیروی نظامی مستقل دفاعی خودشان را داشته باشند تا در صورت عهدشکنی مجدد پانفارسیسم و پان ایرانیسم، از حقوق خودشان مدافعه بکنند.
      38.
      باید آزادی‌های مدنی، سیاسی، حزبی، مالی، سرمایه گذاری، دینی و … در مناطق تورکان برسمیت شناخته شده و هیچ نیرو و دولتی نتواند در آن آزادی‌ها، اخلال ایجاد کرده یا در آن‌ها محدودیت اعمال بکند.
      39.
      باید تورکان هر منطقه، پرچم ملی خودشان را داشته باشند که در کنار پرچم دولت مرکزی،    هم برسمیت شناخته شود و هم به موازات آن به احتزار درآید.
      40.
      باید به هر نوع تبعیض منفی بر ضد تورکان و آنچه به تورکان تعلق دارد، پایان داده و برای جبران خسارات مالی، مادی، معنوی و فرهنگی بیش از یک قرن اخیر، تبعیض مثبت در حق نیازها، حقوق و اجتماعات تورکان اعمال بشود.
      41.
      نه تنها باید همه زندانیان سیاسی، مدنی، زبانی، محیط زیستی تورکان آزاد بشوند، بلکه باید از آن‌ها اعاده حیثیت شده و ضررهایی که در زمان احضار، محاکمه، و درمدت زمان زندانی شدن، به آنان و خانواده‌هایشان وارد شده، از محل درآمد مؤسسات فرهنگی، حقوقی فارسیستان تأمین و پرداخت بشود.
      42.
      تشکیل آزربایجان بزرگ، یکی از آرزوهای مهم تورکان چهارگوشه ایران است. آزبایجان بزرگ، با اتحاد داوطلبانه آزربایجان شمالی، جنوبی، تورکمن صحرا، و … تشکیل خواهد شد. در صورت تمایل تورکان چهار گوشه ایران به این اتحاد، فارسیستان ساکت و بی‌طرف خواهد ماند.
      43.
      باید تورکان بر اساس تعداد جمعیتشان، در ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، رهبری، دولت و مجلس مرکزی، نقش و جایگاه خودشان را در تصمیمگیری ها داشته باشند.
      44.
      باید در سیستم سیاسی ایران تغییراتی داده بشود که هر ملتی بر اساس تعداد نفوس و جایگاه خودش، در سیستم‌های سیاسی، حقوقی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، حق مدیریت، تصمصم گیری و دخالت داشته باشد.
      45.
      هر گونه دشمنی نژادپرستانه با تورک های داخل ایران یا با تورکان سایر نقاط جهان، باید غیر قانونی اعلام بشود تا بطور علنی و رسمی، از نژادپرستی و ضدیت با تورکان و دیگر ملل غیر فارس، جلوگیری بشود.
      46.
      حق تعیین سرنوشت، از حقوق اولیه و طبیعی تورکان برای اتحاد یا جدایی از هر ملت و کشوری است. باید این حق، بطور کامل و بدون اما و اگر، برسمیت شناخته شود.
      47.
      باید خواندن و نوشتن به زبان فارسی تحریم بشود.
      48.
      باید توهین به شخصیت های فرهنگی و تاریخی ملل تورک غیر قانونی بشود.
      49.
      هویت تاریخی تورکان، به آذری و غیره تحریف شده و در مدرسه‌ها، کتاب‌ها، سریال ها و اخبار به شنوندگان بی‌گناه تحمیل نشود. باید از ادامه تحریف این گونه مطالب جلوگیری بشود.
      50.
      باید بپذیرند که ما تورک هستیم و آریایی نیستیم. باید از تاریخ سازی برای ما تورکان خودداری بشود.
      51.
      ملل تورک ساکن چهار گوشه ایران، قهرمانان، شاعران، اندیشمندان وعالمان دینی و فلسفی و … خودشان را داشته اند وباید برای شناساندن آن بزرگان تاریخی تورکان همت بشود، نه اینکه امثال فردوسی و کوروش را به تورکان تحمیل بکنند.
      52.
      باید از ادامه تخریب محیط زیست تورکان، خشکاندن عمدی دریاچه و تالاب ها، نابودی جنگل ها، غارت معادن، و … ملل تورک جلوگیری بکنند.
      53.
      باید برای نجات دریاچه اورمیه و ارتباط آن با رودخانه ها و دریاچه های اطراف، تلاش جدی بیشتری بعمل بیاید.
      54.
      باید با ایجاد اشتغال و خلق ارزش افزوده بر روی مواد خام معدنی در مناطق تورک نشین ایران، برای بیکاران و مهاجرانی که از وطنشان مهاجرت کرده اند، کار ایجاد کرد و نباید اجازه داد تا مواد خام معدنی سرزمین های تورک، به مناطق فارس نشین منتقل بشود.
      55.
      تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه دراوطان ملل تورک ساکن در ایران، بسیار کم شده است. باید با تغییر سیاست‌های اقتصادی و با استفاده از مدیران ملی و پاسخگو به مطالبات ملل تورک، به رونق اقتصادی و افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه اهمیت ویژه ای داده بشود.
      56.
      باید از نابودی میراث تمدنی و تاریخی تورکان که در وجب به وجب ایران، حضور تورکان را مسجل می‌کنند، جلوگیری کرد. چرا که دولت مرکزی و پانفارسیسم، عمداً و با بی توجهی یا به منظور منافع شخصی، آن‌ها را نابود می کند.
      57.
      باید از نابودی یا از فروش آثار تاریخی-فرهنگی و بخصوص از کتاب‌های تورکی قدیمی جلوگیری کرد و باید از آن‌ها با حضور تورکان مسئول و پاسخگو محافظت نمود.
      58.
      سیاستی در پی معتاد کردن فرزندان غیور ملل تورک در اقسا نقاط ایران است. باید از ورود مواد مخدر به مناطق تورک نشین، بشدت جلوگیری بشود.
      59.
      از راه اندازی صنایعی که به محیط زیست و سلامتی انسان‌ها ضرر می‌زند، آن هم در مناطق تورک نشین، باید جلوگیری کرد.
60.
لازم است تا اسامی تاریخی شهرها، روستاها و مناطق جغرافیایی، اعم از رودها، کوه ها، شهرهای سرزمین های تورک که فارسیزه شده است، به نام های قبل از دوران پهلوی ها برگردانده بشوند.
61.
باید قانون اساسی، بطور کلی و ریشه‌ای عوض شده و از نو و با اراده و با حضور نمایندگان واقعی مردمان، نوشته و به تصویب برسد تا در آن، هیچ نشانی از برتری فردی، نژادی، زبانی، دینی و جنسیتی نماند. تا در آن، بر برابری حقوقی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، زبانی، آموزشی و … مهر تایید گذاشته بشود.
62.
      باید تمامی قوانین و مقرراتی که از افراد و سازمان ها می‌خواهد تا برای انجام هر نوع فعالیتی، از سازمان ها یا نهادهای دولتی مجوز تاسیس بگیرند، از بین بروند.
      63.
      باید با حذف هر نوع نظارت دولتی یا نیاز به صدور مجوز از طرف دولت به کالاهای فرهنگی، زمینه های سانسور یا خود سانسوری را از بین برد.
      64.
      مبلمان شهری در مناطق تورک نشین، هنوز روستایی و قدیمی هستند و در شهرسازی، در مناطق تورک نشین، به از بین بردن آثار تاریخی و فضا سبز تأکید می‌شود. لذا باید سیاست مقابله با مبلمان مدرن شهری در مناطق تورک نشین، به سیاستی مدرن و انسان دوستانه و حراست از محیط زیست بدل بشود.
      65.
      بیمارستان ها و تجهیزات بیمارستانی، در مناطق تورک نشین، نه تنها خیلی کم است بلکه در اغلب مواردی هم که تجهیزاتی وجود دارند، بسیار قدیمی و غیر قابل استفاده هستند و تورکان برای استفاده از خدمات پزشکی و بیمارستانی پیشرفته، چاره‌ای جز مهاجرت به مناطق فارس نشین ندارند. باید به تامین نیازهای درمانی و خدماتی مناطق تورک نشین اولویت داد.
      برای بحث و بررسی این نوع از مسایل در میان ملل و سرزمین های تاریخی تورکان ساکن در وجب به وجب ایران، چهار مهمان امشب برنامه دیالوگ حضور خواهند داشت.
      1. دکتر محمدحسین یحیایی: محقق، نویسنده و اقتصاددان تورک از آزربایجان جنوبی
2. دکتر محمدرضا ستوده: دامپزشک، فعال حقوق ملی ملل غیر فارس ساکن در ایران

3. جناب یاشار اوستاجلو: متفکر و روشنفکر تورک قزیلباش

4. شاکر شهریاری: متفکر و روشنفکر از تورکان آزربایجان جنوبی

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
18 سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs