Saturday, August 15, 2020

مشروطه، آغازی بر پایان حاکمیت هزار ساله تورک ها

مشروطه یک انقلاب نبود. جنبشی اصلاحی بود که به نفع پانفارس ها و پان ایرانیست هایی که از ملل مختلف داخل ممالک محروسه تشکیل شده بودند، مصادره به مطلوب شد. 

نتیجه مصادره مشروطیت توسط پانفارس های پان ایرانیست و در پی شکست تورک ها و قاجارها، به استبداد مطلق 100 ساله پانفارسیسم و پان ایرانیسم انجامید.

پانفارسیسم و پان ایرانیسم، در پی این فرصت تاریخی، به نابودی و استهلاک و استعمارهمه ملل غیر فارس در ایران کنونی همت همه جانبه گذاشت. 

حق ملت-دولت بودن تاریخی همه ملل را از همه آن ها و به زور آتش پر حجم سلاح گرم، اعدام های گسترده، کشتارهای بیشمار، تبعید های دسته جمعس و زندان ها طویل المدت دریغ کرد. 

حقوق انسانی همه آن ملل ساکن در ایران فعلی را انکار کرد. 

چه اتفاقی افتاد که در دوران مشروطه، تورک ها و قاجارها ضعیف شدند؟

چه انفاقی افتاد که تورک ها حاکمیت هزار ساله یشان را به نفع پانفارس های پان ایرانیست از دست دادند؟

چرا اغلب روشنفکران تورک دوران قبل و بعد از مشروطه، پانفارس پان ایرانیست شدند؟

آیا همه تورک های روشنفکر پانفارس دوران مشروطه پان ایرانیست بودند؟

آیا روشنفکر تورک طرفدار قاجارها، وطن پرست و ملی گرای تورک در دوران قبل و بعد از مشروطه وجو نداشت؟

چرا نظریه های تورک هایی که به حقوق ملی تورک و تداوم حاکمیت تورک ها معتقد بودند، مطرح نیست و ما با عقاید سیاسی و ملی تورک های وطن و ملت پرست آشنا نیستیم؟

برای پاسخ به این سوال ها دو مهمان:
دکتر محمدحسین یحیایی
جناب فرامرز خان بختیار
 در "دیالوگ" حضور خواهند داشت.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
پانزدهم (15) آگوست 2020
hedayat222@yahoo.com
001-647 - 554 - 0741

Thursday, August 13, 2020

مشروطه؛ پایانی بر حاکمیت تورک‌ها و آغاز حاکمیت پانفارس و پان ایرانیست ها

مشروطه یک انقلاب نبود. جنبشی اصلاحی در ممالک محروسه قاجار و عثمانی (دو و آخرین امپراطوری ‌های  مسلمان و تورک بود که به نفع پانفارس‌ها و پان‌ایرانیست ها مصادره شد. در پی شکست قاجارها، ارتجاع پانفارس و پان ایرانیست، اصلاحات و دست آوردهای عظیم بیش از نیم قرن قبل را به سلاخ خانه سیاست و حاکمیت خود بردند و سلاخی کردند. اگر چه اغلب پانفارس ها و پان ایرانیست ها از قوم و قبیله فارس بودند اما کم نبودند تورک های  آزربایجانی، کرد، لور، بلوچ، گیلک و عرب که کاسه داغ تر از فارس های فاشیست بودند. امثال تقی زاده‌ها، ارانی‌ها،  کسروی‌ها، آخوندوف‌ها، مراغه‌ای ها چندان هم پر تعداد نبودند اما یک صد سال پروپاگاندای پانفارسیسم، آن ها، افکار، نوشته ها و کتاب هایشان را حمایت کرده، پروراند. تبلیغات گسترده چنان کرد که همه باور کردیم که همه تورک ها پانفارس و پان ایرانیست بوده اند.

آیا هر کدام از ما می توانیم یک مثال از تورک ها بیاوریم که پانفارس پان‌ایرانیست نبوده و ملی، طرفدار تورها و قاجارها بوده اند؟ چرا نمی توانیم؟ آیا واقعا همه تورک های روشنفکر پانفارس بوده اند یا تبلیغات صد ساله پهلوی ها و ملاهای پانفارس پان‌ایرانیست اجازه نداده اند تا روشنفکران وطن پرست و ملی تورک از زیر هزاران تن لجن تبلیغاتی، اتهامی، توهینی، تحقیر مانند گل از زیر لجن ها سر برآورد.  مهمتر از همه، با هزاران تن تبلیغات و اصرار به خود مل تورک‌ها قبولانده اند که هیچ تورکی وطن پرست و ملی و ضد سلطه پانفارسیسم و پان ایرانیسم نبوده است؟

لکن، می دانیم که حاکمیت و قدرت از هر نظر در ید پر قدرت الیت و روشنفکر، سیاستمدار، مدیر و رهبران اجتماعی تورک بوده است. در چنان شرایط اجتماعی ممکن نیست که تعداد الیت و روشنفکران طرفدار قاجار و تورک کمتر از تعداد تورک های پانفارس پان‌ایرانیست باشد.

اما قدر تبلیغاتی، مالی، سیاسی، اطلاعاتی و پولی دولت های غربی و بخصوص انگلستان و آلمان در پشت سر اقلیت پناهنده و تحصیل کرده و به فراماسون پیوسته خوابیده بود.

اگر به چند کتابی که در باره فراماسونری در ایران منتشر شده است، نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که اغلب قریب اکثریت مطلق پانفارس ها و پان ایرانیست ها عضو فراماسونری بوده اند.

جالب است بدانیم که بیش از بیست تن از مدیران و معلمان دارالفنون(اولین دانشگاهی که ناصرالدین شاه ساخت) فراماسون شده بودند. اگر نوشته محققان فراماسونری را بپذیریم که جانشان را فدای این افشاگری‌هایشان کرده اند، می توانیم بفهمیم که چرا ناصرالدین شاه که آن همه به دارالفنون امید بسته بود و پیوسته به آنجا می رفت و با غرور از آن چه انجام داده بود، سخن می گفت، چرا بعد از چند سال از دارالفنون فاصله گرفت.

باز جالب خواهد بود که بدانیم، یکی از محققان در باره فراماسون ها در ایران لیستی از چند هزار نفر را منتشر کرده است. این محقق، برای این که بتواند نتیجه تحقیقاتش را در ایران دوره محمدرضا پهلوی منتشر بکند، یک ادعای بسیار بزرگ کرده است. او گفته است: جز رضاشاه، بقیه فراماسون بودند.

می دانیم که فراماسون ها طرفدار سیاست های انگلستان هستند و سیاست های آن ها را در کشورهای خودشان اجرا کرده و به پیش می برند. می توانند با سیاست هایی بطور علنی مخالفت بکنند اما نباید آن مخالفت ها با منافع بلندمدت انگلستان در آن منطقه و کشور در تضاد باشد.

همچنین جالب است که دولت انگلستان از اواخر زندیه به بعد، با راه اندازی موقوفه ای در هندوستان، ابتدا به آیت الله ها و مراجع شیعه ور کربلا، نجف و ایران و بعدها به الیت، تحصیل کردگان ارشد، مدیران، نمایندگان و وزراء حقوق ماهانه می  داد. چرا؟

آیا همین آیت الله ها و فراماسون ها نبودند که اصلاحاتی که منجر به دستاورد عظیمی چون مشروطه شده بود را با کودتایی به باد دادند و استبداد و ارتجاع را جایگزین اراده مردم، دموکراسی، حقوق و قوانین، آزادی ها و ... کردند؟

اتفاقا، تورک‌هایی که نه ملا بودند و نه فراماسون، در تله آن دو دسته وابسته افتاده و به ملت تورک خیانت کردند. با تئوری پردازی هایشان، با نوشتار و گفتارشان و حتی تعدادی با دست زدن به ترور تورک هایی که در قدرت دستی داشتند، زمینه را برای برافتادن حاکمیت تورک ها و سر برآوردن فارس ها آماده کردند.

چرا تورک ها پانفارس و پان‌ایرانیست شدند؟

آیا همه تورک های روشنفکر و الیت پانفارس پان‌ایرانیست بوده اند؟

چرا ما با نام، نوشته، کتاب های تورک هایی که وطن پرست، ملت پرست بوده و در مقابل رشد و هجوم پانفارس های پان‌ایرانیست ایستاده بودند، آشنا نیستیم؟

آیا عدم آشنایی ما با تورک‌هایی که روحیه، تفکر و عمل تورک محور داشه اند، دیلی بر نبود این دسته از افراد بوده و است؟

چرا محمدعلی شاه قاجار متهم به ضدیت با مشروطه است؟

رابطه محمدعلی شاه قاجار با مشروطه و مشروطه طلبان چگونه بود؟

چرا پانفارس‌های پان‌ایرانیست، بارها می خواستند محمدعلی شاه قاجار تورک مشروطه طلب را ترور بکنند؟

آیا اقدامات محمدعلی شاه قاجار در رابطه با به توپ بستن مجلس مشروطه، با جنگ سیاسی اما پنهان فارس و تورک در رابطه بود؟

اگر روشنفکران و الیت مخالف حاکمیت تورک ها و مشروطیت بودند، چرا بعد لژ این که محمدعلی‌شاه قاجار را به روسیه تبعید کردند، آن‌ها با سه لشگر از سه منطقه با مرکز سیاسی ممالک محروسه قاجار حمله نظامی کردند؟

آیا همه مردمان طرفدار مشروطه بودند و در آن شرکت کرده بودند؟

آیا همه تورک ها مشروطه طلب بوده اند؟

آیا همه روشنفکران و الیت دوران قاجار و پهلوی ها پانفارس پان‌ایرانیست بوده اند؟

 جمشیدخان مجدالسلطنه،  سعید سلماسلی،‌ فیضی معلم، عمر ناجی، سیدمحمد توفیق بیگ همدانی، حاجب بیگ بلوری و ... روشنفکر ضد پانفارس پان‌ایرانیست نبوده اند؟

چرا ما با مخالفان اشلی مشروطیت آشنایی نداریم؟

دلایل مخالفت مخالفان با مشروطه چه بوده است؟

چرا دیدگاه های سیاسی مخالفان بطور کامل حذف شده است؟

برای پاسخ به چنین سوال هایی، برنامه این هفته دیالوگ به روی آنتن خواهد رفت.


با احترام

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

سیزدهم (13) آگوست 2020

hedayat222@yahoo.com 

آیا می دانیم که 






 

Friday, August 7, 2020

چرا از مشروطه، تحلیلی همه جانبه نداریم؟

 

آیا ما درکی همه جانبه از مشروطه و مشروطیت داریم؟

من، تصور می کنم که اگر ما و همه ایرانیان، از مشروطه و مشروطیت هم درکی داریم، فقط و فقط درکی تاریخی داریم که درکی ناقص است. با آن مهمترین حادثه 150 سال اخیر همین مشروطه بوده است. ملل و مردمان ممالک محروسه هم دارای دارالفنون و دانشگاه بوده اند و هزاران تن از این دانشگاه ها در رشته های مختلف فارغ التحصیل شده و به عنوان متخصص و محقق کار کرده اند اما جالب است که هیچ کس به مشروطه و مشروطیت از منظری غیر از تاریخی ناقص ننگریسه و تحقیق نکرده است.

در حالی که می توانستیم مشروطه را از منظر اقتصادی، حرکت های افقی و عمودی اجتماعی، حقوقی، سازمان ها و نهادهای مدرن، پیدایش صنایع و تکنولوژی ها، روابط بین الملل، لوازم توسعه یابندگی، یا بر اساس تئوری های مارکسیستی، تئوری های انقلابی، تئوری های شهرنشینی شهروندی، تئوری های تمرکز قوا، تئوری های استعماری و مستعمرگی، تئوری های سیاسی و جنگ قدرت در بین ملل داخل ممالک محروسه برای بدست گرفت قدرت و حاکمیت، جنگ هزار ساله در میان فارس ها و تورک ها و عرب ها و ... دید و تحلیل کرد. از آن آموخت. 

مشروطیت، تنها یک واقعه تاریخی صرف نبوده و نیست. به نظر من، مشروطه یک کوشش و پدیده سیاسی، حقوقی و توسعه طلبانه بوده است ولی متخصصان، به تحلیل آن نپرداخته اند. 

چرا مشروطه این همه مهجور مانده است؟

آیا این همه کوتاهی در حق مشروطه به معنی نادیده گرفتن آن و حتی دشمنی با آن نبوده است؟ 

آیا بی توجهی به مشروطه عمدی بوده است؟

چرا ما از مشروطیت شناختی سیاسی نداریم؟

محققان و دانشگاهیان و ... چقدر بر روی جنبه های سیاسی و جنگ قدرت سیاسی قبل از مشروطیت، در دوران مشروطه و بعد از مشروطه تحقیق کرده و نوشته اند؟

آیا جنبش مشروطیت، جنگ قدرت پنهانی در بین بخش هایی از جوامع و ملل ممالک محروسه قاجاریه بوده است؟

آیا می توان ادعا کرد که مشروطیت، بخصوص بعد از تشکیل مجلس شورای ملی، جنگ بین تورک ها و فارس ها برای سلطه بر این ممالک و حاکمیت بوده است؟

آیا مشروطیت، اصلاحاتی از بالا و از راس هرم قدرت به سمت پایین بود یا از پایین و مردم و روشنفکران به بالا بود؟

چه زمینه هایی برای وقوع جنبش مشروطه لازم بودند که تا آن زمان مهیا شده بودند؟

آیا ستارخان و باقرخان، درکی از جنگ قدرت بین تورک و فارس که در پس پرده سیاست جریان داشته، داشته اند؟

آیا جنبش مشروطیت، بر چگونگی نگرش سیاسی 114 سال بعد از خودش تاثیر سیاسی گذاشته است؟

آیا جنبش مشروطیت، سمت و سوی سیاست و تئوری های سیاسی مختص به این ممالک و مناطق را تغییر داده است؟

آیا نیروهای مسلحی که در حمایت از مشروطه اقدام کردند (تبریز، لورستانات و بختیاری) درکی از جنگ قدرت در عرصه سیاست داشتند؟

آیا ستارخان و باقر خان، از جنگ در پس پرده سیاست که در بین تورک و فارس در جریان بوده است، آگاه بوده اند؟

کدام نیروی سیاسی، مشروطیت را نابود کرد؟

آیا همان طور که گفته می شود و به ما در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده اند، محمدعلی شاه قاجار مخالف مشروطیت بود و مجلس شورا ملی را به دلیل داشتن روحیه استبدادی و مخالفت با مشروطیت به توپ بست؟

کدام بخش از نیروها و جوامع، برنده مشروطیت و کدام بخش ها بازنده بوده اند؟

آیا محمدعلی شاه قاجار علیه مشروطه کودتا کرد یا این رضاشاه بود که با کودتا مشزوطه، قانون، مجلس، دولتی بر آمده از اراده ملل را از بین برد؟

آیا جنگ سیاسی در بین تورک و فارس، در دوران بعد از کودتای ضد مشروطه رضا میرپنج ادامه یافت و می یابد؟

آیا مشروطه، به هدف های اولیه اش رسیده است؟

آیا جنبش مشروطیت هنوز ادامه دارد؟

برای پاسخ به این نوع از سوال ها، چند مهمان در برنامه این هفته دیالوگ حضور خواهند داشت.

1. جناب محمد رحمانی فر؛ محقق و نویسنده 

2. جناب دکتر محمدحسین یحیایی، محقق و نویسنده

3. جناب جلیل آزادی خواه؛ محقق و نویسنده

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

هفتم (07) آگوست 2020

hedayat222@yahoo.com


 

Tuesday, July 28, 2020

اگر جنگی در بین جمهوری آزربایجان و ارمنستان رخ بدهد، ایران در کدام طرف خواهد ایستاد؟

اگر جنگی در بین جمهوری آزربایجان و ارمنستان رخ دهد، موضع ایرانیان چه خواهد بود؟

با آغاز جنگ در بین جمهوری آزربایجان تورک و ارمنستان، مردمان ایران به سه دسته کاملا مشخص و متمایز تقسیم خواهند شد. تورک ها، تورکمن ها، قشقایی ها و دیگر تورک ها در کنار خواهران و برادران خودشان در شمال رود آراز خواهند ایستاد. تورک ها، حداقل 40 میلیون نفر از جمعیت 85 میلیونی ایران را تشکیل می دهند. از طرف دیگر، عده ای هم در کنار ارمنستان خواهند ایستاد. دسته سوم هم راه بی طرفی را انتخاب خواهند کرد.
تصور می کنم که اکثریت ملل عرب، بلوچ، لور و کرد هم در کنار ملل تورک ساکن در ایرن صف آرایی خواهند کرد. چرا که سرنوشت اجتماعی، حقوقی، و توسعه نیافتگی و محرومیت های هویتی مشابهی با تاورک ها را در ایران امروزی سپری می کنند.

با توجه به این مسایل، در صورت آغاز چنین جنگی، منافع ملی ایران و ایرانیان به چه شکلی تامین خواهد شد؟
موضع دولت ایران را چگونه پیش بینی می کنید؟
آیا روابط دولت ایران با دولت و ملت تورک آزربایجان خصمانه نبوده است؟

آیا ایران می تواند همسایه شمالی، مسلمان و شیعه خود را نادیده بگیرد؟

تورک های ایران، دوات ایران را متهم می کنند که در 30 سال گذشته، در کنار ارمنستان اشغالگر بوده است و یا حداقل به همان نسبتی که از ارمنی ها حمایت کرده است، از آزربایجان حمایت نکرده است. نظر شما در این باره چیست؟

مردم جمهوری آزربایجان نه تنها مسلمان و شیعه هستند، بلکه تورک هستند و بیش از 40 میلیون از خواهران و برادرانشان در ایران زندگی می کنند. آیا ایران می تواند احساسات، افکار عمومی و ملی تورک های ایران را نادیده گرفته و از ارمنستان حمایت بکند؟
چرا دولتمردان ایران، با احساسات ملی، وطن‌پرستانه و حمایت تورک های ایران از تورک های آزربایجان دشمنی می کنند؟

در صورت آغاز جنگ، وظیفه نیروهای روشنفکر، احزاب و جمعیت ها چیست؟

چرا دولت ایران، تورک های ایران را بخاطر حمایت لفظی از جمهوری آزربایجان، دستگیر و زندانی می کند اما ارمنی ها، دارای آزادی بسیار بیشتری نسبت به تورک های ایران هستند؟

آیا طبق قانون اساسی، مردمان حق ندارند تا بدون حمل سلاح، راهپیمایی کرده و نظرات خودشان را بیان بکنند؟

شما فکر می کنید که موضع عموم مردمان در ایران، نسبت به چنان جنگی چگونه خواهد بود؟

در صورت وقوع چنان جنگی، موضع مردمان فارس زبان، پان ایرانیست و پان فارس را چگونه ارزیابی می کنید؟

آیا می توان ملتی را که بخشی از آن ها در مرزهای سیاسی دیگری قرار دارند، به علت حمایت از هم، به تجزیه طلبی متهم کرده، سرکوب و مجازات کرد؟

اگر دولت ایران، در کنار ارمنستان قرار بگیرد، آیا این حق دموکراتیک تورک های ایران نیست که دولت ایران را نادیده گرفته و در پی منافع ملی خودشان، مستقل از ایران باشند؟
برای پاسخ به این نوع از سوال ها، چهار مهمان از چهار ملت ساکن در ایران برای حضور در این برنامه دعوت کرده ام.
1. جناب جهانگیر لقائی؛ فعال سیاسی و اقتصاددان- فارس
2. جناب صلاح ابو شریف الاحوازی؛ حقوقدان و دبیر کل جبهه دموکراتیک مردمی الاحواز، عضو شورای رهبری و مسئول روابط خارجی جبهه ملل برای حق تعیین سرنوشت
3. فرشاد دوستی پور؛ دانشجوی فیزیک و فعال سیاسی کرد
4. مهیم سرخوش؛ مسئول روابط خارجی و عضو شورای مرکزی حزب باوچستان راجی تپاکی یا حزب همبستگی

Saturday, July 25, 2020

در چه شرایطی ایران توسعه خواهد یافت؟



برنامه این هفته دیالوگ، "در چه شرایطی ایران توسعه خواهد یافت؟" خواهد بود
توسعه چیست؟
هدف توسعه چیست؟
آیا درکی روشن از توسعه داریم؟
در چه زمینه هایی باید توسعه بیابیم؟
آیا بدون دموکراسی و حقوق بشر، می توان توسعه یافت؟
موانع توسعه در ایران چیستند؟
آیا تحصیل کردگان و دانشگاهیان ایرانی آمادگی برای حرکت در سمت و سوی توسعه را دارند؟
برای کند و کار در مفهوم توسعه،
آقایان دکتر محمدحسین یحیایی؛ محقق و دارای دکترا در اقتصاد
دکتر شهسوار کریم زاده؛ فیلسوف و اقتصاددان بلوچ
دکتر رضا پرچی زاده؛ نظریه پرداز
  مهندس حشمت اله طبرزدی؛ روزنامه نگار و مدیر مسئول چند نشریه و فعال سیاسی
 به پرسش های مرتبط با موضوع د  برنامه زنده تلویزیونی پاسخ خواهند داد. 

دیالوگ این هفته، در روز شنبه (25 جولای 2020) در 
ساعت 11:00 بوقت شیکاگو
12:00 بوقت تورنتو، واشنگتون و نیویورک
17:00 بوقت لندن
18:00 بوقت آلمان
21:30 بوقت تبریز به روی آنتن خواهد رفت

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و پنجم (25) جولای 2020
hedayat222@yahoo.com 

Friday, July 17, 2020

بررسی مرزهای ناسیونالیسم مثبت و منفی و پان


ناسیونالسیم چیست؟
آیا می توان ناسیونالیسم را به ناسیونالیسم آزادیخواهانه و استعمارگرانه تقسیم بندی کرد؟
آیا می توان ناسیونالیسم را اثباتگرایانه و انکارگرایانه دید؟
ملت در کجای ناسیونالیسم قرار دارد؟
هویت و ناسیونالیسم چه روابطی با هم دارند؟
ناسیونالیسم ایرانی، چه نوع ناسیونالیسمی است؟
آیا ملل غیر فارس ساکن در ایران فعلی هم، ناسیونالیسم ملی  خودشان را دارند؟
فرق های ناسیونالیسم ملی با ناسیونالیسم ایرانی در چیست؟
اهداف ناسیونالیسم ملی با ناسیونالیسم ایرانی چه فرق هایی  با هم دارند؟ کدام یک انسانی و کدام یک ضد انسانی است؟
آیا می توان دولت نداشت ولی ناسیونالیسست بود یا دولت و ناسیونالیسم لازم وملزوم یک دیگرند؟


شوونیسم چیست؟
کجا ناسیونالیسم به شوونیسم تبدیل می شود؟
ناسیونالیسم با پان چه فرق هایی دارد؟
آیا بدون داشتن دولت، می توان پان بود؟
آیا پان و ناسیونالیست بودن، روحیه ای ضد ارزش است؟

برای پاسخ به چنین سوال هایی سه مهمان از سه ملت در برنامه این هفته "دیالوگ" حضور خواهند داشت.
جناب صلاح ابوشریف الاجوازی؛ دبیر کل جبهه دموکراتیک مردمی الاحواز و مسئول روابط خارجی جبهه ملل برای حق تعیین سرنوشت 
جناب جلیل آزادیخواه؛ سخنگوی کانون نویسندگان کرد
جناب رحیم بندوئی؛ عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
هفدهم (17) جولای 2020
hedayat222@yahoo.com



Friday, July 10, 2020

چرا در ایران و ایرانیان تغییر مهمی اتفاق نمی افتد؟


گاهی تاریخ بشر را یک حرکت ریز، یا یک خبر کوچک تغییر می دهد. یکی از این خبرهایی که در حال تغییر دنیا است، خبر کشته شدن "جورج  فلوید" سیاه در آمریکا بود که 45 روز قبل اتفاق افتاد و این سیاه توسط پلیس به قتل رسید. او در هنگام کشته شدن 21 بار گفته است "نمی توانم نفس بکشم". 
بعد از مرگ او، فکر انسان ستم زده و زجرکش سیاه تغییر کرد. 
بسیاری از سفیدهای طبقه متوسط و فقیر، در اغلب کشورها، نه تنها در حمایت از حقوق سیاهان به خیابان ها آمدند، بلکه با شعار 
 Black life is matter
از حق حیات و زندگی انسانی سیاهان حمایت کردند.
این خبر، در حال تغییر نوع نگرش به حقوق انسان ها و حقوق بشر است. 
این خبر، فلسفه و درک جدیدی از ارزش‌های زندگی انسان را به دنیا و انسانیت تحمیل می کند.
این خبر، نوع نگرش دینی ادیان به انسان ها را تغییر می دهد. سفیدی رسولان خدایی، ملائکه، مقربان درگاه خدا، و رسوخ افکار نژادپرستانه سفید محور در ادیان را هدف حملات خود قرار داده است. اگر همه پیغمبران سفید هستند، آیا این عین نژادپرستی نیست؟
این خبر، عمق و گستره معنا و مفهوم نژادپرستی و تبعیض در جوامع انسانی را دگرگون می سازد. مسائل و رفتارهایی که تا چندی قبل به عرف بدل شده و مورد قبول همه بود، مورد شک و تردید قرار گرفته و مهر رفتار تبعیض آمیز و نژادپرستانه خورده است. 
این خبر، قوانین و قانونگذاری ها را تغییر می دهد. پارلمان ها و مجالس قانونگذاری، شیوه های قانونگذاری را از نو بررسی می کنند.
این خبر، علوم انسانی و از جمله جامعه شناسی را تغییر می دهد.
این خبر، علوم سیاسی، سیاست ها و سیاستگذاری ها را تغییر می دهد.
این خبر، مدیریت شهری و کشوری را دگرگون می کند.
این خبر معنا و مفهوم قهرمانان و انسان های غالب و مغلوب را جا بجا می کند.
این خبر، تغییر را به المان ها، مجسمه ها، نقاشی ها، موزه ها و شهرسازی ها و دکوراسیون شهری تحمیل می کند.
این باارزش های اطلاعاتی تحمیل و تلقین شده به انسان ها را به زیر سوال برده است و آن ها را نمی پذیرد.
این خبر، جایگاه و نقش سازمان های پلیسی، اطلاعاتی، امنیتی را دگرگون می سازد. آن ها و قدرت سازمانی آن ها، حق کاربرد زور و سلاح توسط آن ها را به زیر سوال برده است.
این خبر، نگرش انسان به خود، اعتماد بنفس، مظلوم بودن و تن دادن به ظلم را تغییر می دهد. افراد مظلوم، بیشتر فریاد می کشند و بیشتر شنیده می شوند.
این خبر در حال تغییر رابطه اجتماعی فردی و جمعی افراد با هم است. تساوی حقوقی و انسانی را به جوامع تحمیل می کند. 
این خبر، به انسان های ضعیف، فقیر، بیکار، بی خانمان و آواره، حق انسان بودن و انسان شناخته شدن و حق تحقیر نشدن را باز می گرداند.
این خبر، مفهوم انسان های مورد احترام در دهه ها و سدههای قبل را به زیر سوال می بارد. بسیاری از افرادی که مورد احترام بوده اند، را دیگر  قابل احترام نمی داند. 
این خبر، معنا و مفهوم سنتی رابطه کار، کارفرما و کارگر را تغییر می دهد. کارگر حقوق انسانی مساوی با کارفرما را طلب می کند.
این خبر، به معنا و مفهوم استعمار، استعمارگر، مستعمره و مستعمره شده ها نظر و نگرش جدیدی را تحمیل می کند.
این خبر، اهمیت افکار عمومی و خواست و اراده انسان ها را به سیستم های اداره شهری و کشوری، بیش از گذشته تاکید کرد.
در دیالوگ این هفته با سه مهمان، 
جناب دکتر محمدحسن حسین بر؛ حقوقدان بلوچ
جناب یوسف عزیزی بنی طرف؛ نویسنده عرب و دبیر کانون مبارزه با نژادپرستی در ایران
جناب دکتر فرهاد صباغی؛ دکترای ترمینولوژی

به سوال‌هایی در این رابطه پاسخ خواهند داد.

چرا در ایران تغییرات رخ نمی دهد یا حداقل تغییرات فکری هم با سختی رخ می دهد؟
چرا افراد و سازمان هادر ایران، در مقابل تغییر مقاومت می کنند و نمی خواهند تن به تغییر بدهند؟
مشکل ایران و ایرانی ها از کجا و یا از چه چیزهایی ریشه می گیرد؟
در دنیا، ده ها و صدها مجسمه افراد نژاد پرست اما مشهور، از میدان ها، موزه ها به زیر کشیده شده و نابود شده اند و یا جمع آورده و پنهان شده اند. چرا در ایران چنین رفتاری با سمبل های نژادپرستی دیده نمی شود؟
نه تنها با سمبل های نژادپرستی در فارسیستان مبارزه نمی شود، بلکه در میان ملل تحت ستم، مستعمره، اشغال شده هم با سمبل ها، مجسمه ها، تابلوها، نقاشی ها، تندیس ها، و ... رفتاری متفاوت تر از گذشته دیده نمی شود. چرا؟
آیا روشنفکری در ایران و در میان ملت فارس مرده است؟
آیا ملل تحت ستم، مستعمره و یا اشغال شده به آگاهی لازم برای مبارزه با استعمار، اشغال، و تبعیض ها نرسیده اند و به رشد لازم عقلی و سیاسی نرسیده اند؟

با احترام
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دهم (10) جولای 2020
hedayat222@yahoo.com



Friday, July 3, 2020

آینده سیاست های پانفارسیسم در ایران چگونه دیده می شود؟

مدتی پیس علی خامنه ای در باره زبان فارسی و در خطر بودن آن سخنانی را گفته اند که جالب هستند.
در حالی که می توان‌ادعا کرد که همه بودجه فرهنگی، آموزشی، تخصصی-دانشگاهی، اداری، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و مالی و ... بطور مستقیم و غیر مستقیم برای زبان فارسی تخصیص یافته است، چه طور این زبان با این همه امکانات می تواند در خطر باشد اما دیگر زبان هایی که از هر گونه امکانات و بودجه های دولتی محروم هستند، در خطر نباشند؟
همان طور که می دانید، در ایران، تنها یک زبان وجود ندارد بلکه ایران باغی از انواع زبان های زنده و مرده دنیا است. لکن، بغیر از فارسی، هیچکدام از زبان ها از حمایت دولتی، قانونی، سیاسی، حقوقی، اداری و استخدامی برخوردار نیستند.
در همین حال، جز فارسی، همه زبان های تورکی، تورکمنی، لوری، عربی، بلوچی و ... غیر رسمی و حتی می توان گفت که غیر قانونی و حتی به عنوان زبان دشمن یا دشمنان شناخته می شوند. حاکمیت های صد سال اخیر هم برای از بین بردن این زبان ها، تمامی امکاناتشان را بکار می برند.
لذا همین دوگانگی و رفتار متضاد در مقابل زبان های مردمان در ایران، ایران و ایرانیان را در مسیر تجزیه و دشمنی قرار داده است.
هیچ کس نمی تواند ادعا بکند که این رفتار و احساسات برخواسته از آن ها را دول همسایه یا دشمنانی که دولت می تراشد، به ایران و ایرانیان تحمیل کرده است. بلکه، تنها کس و نهادهایی که این دشمنی و نگرانی را ایجاد کرده و بر پر رنگ شدن آن اصرار می روزد، تفکر و سیاست های پانفارس و ضدیت با حقوق ملل غیر فارس در ایران است.
آیا فکر می کنید، با آن همه امکاناتی که زبان فارسی در اختیار دارد، این زبان در خطر نابودی است؟ چرا در خطر است؟ و یا چرا در خطر نابودی نیست؟
تصور می کنید، خامنه ای، به عنوان رهبر ایران، در مورد در خطر بودن زبان فارسی چه موضعی گرفته است؟
چه کسانی ایده و فکر در خطر بودن زبان فارسی را تبلغ و تلقین می کنند؟
آیا می توان این افراد را پان فارس نامید؟
آیا می توان ملل غیر فارس که پانفارس ها با زبان های آن ها می جنگند، را با صفت پان مشخص کرد؟
آیا پانفارس ها به خاطر دشمنی کردن با ملل غیر فارس، مجرم و قابل مجازات هستند؟
آیا خامنه ای و نهادهای ستیزه جو با زبان ها و هویت های ملل غیر فارس، دشمن همه ملل، دشمن صلح، دشمن توسعه همه ملل هستند؟
چه مجازات هایی را می توان بر پانفارس ها در نظر گرفت؟
چرا روشنفکران، نویسندگان، مطبوعات و رسانه ها، احزاب و سیاستمداران از خطرات پانفارسیسم برای صلح، دوستی، برادری، امنیت، آرامش و توسعه ملل نمی نویسند و مردمان را آگاه نمی کنند؟
مسئولیت هر گونه دشمنی بین ملت فارس با ملل غیر فارس و مسئولیت هر گونه جنگ و خونریزی در بین این ملل بر عهده کیست؟
برای پاسخ به این قبیل از سوالات، چهار مهمان در برنامه دیالوگ این هفته شرکت خواهند داشت.
1. جناب یوسف عزیزی بنی طرف؛ نويسنده و دبير كانون مبارزه با نژاد پرستى در ايران
2. جناب فرامرز خان بختیار؛ رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستانات
3. جناب عبدالله بلوچ؛ عضو هیات اجرایی جنبش ملی بلوچستان
4. دکتر محمدرضا ستوده؛ از تورکان خمسه و فعال حقوق بشر قشقایی

Monday, June 29, 2020

دیالوگ: ... و مسایل بورس در ایران: آیا سود 800 درصد معقول است؟

دیالوگ 27 جون 2020

... و مسایل بورس در ایران: آیا سود 800 درصد معقول است؟



https://youtu.be/DSlcwBI1x3s

در روزهایی بسر می بریم که همه ما در هوس سرمایه گذاری در بورس ایران آتش گرفته ایم. چرا که بورس ایران، در بعضی از صنایع تا 800 درصد در یک سال سود می دهد. اغوا کننده نیست؟ ولی واقعیت این است که متوسط سود سرمایه گذاران بورس در ایران به 300 تا 400 درصد در سال می رسد.
در حالی که در دنیای پیشرفته غربی، چنین اتفاق اقتصادی در رویاها هم دیده نمی شود و امکان پذیر نیست.
در همین حال، نزول خورها هم صد درصد در یک سال سود نمی گیرند. 32 بانک موسسات مالی در ایران، زیر 20 درصد در سال سود می دهند. اگر دقیق تر بگویم، یک موسسه 20 درصد سود می دهد. تنها 3 موسسه 18 درصد و بقیه بانک ها و موسسات پانزده درصد سود می داده اند.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که اقتصاد ایران در تحریم است. تولید خوابیده است. تورم خیلی بالاست. نفت و گاز بفروش نمی رسند. دلار تا مرز 20.000 تومان رشد کرده است. قیمت مسکن بسیار افزایش یافته است و طلا هم در سیر صعودی قرار دارد.
البته که بسیار عالی خواهد بود که پول مردمان در خرید سهم هایی از کارخانجات تولیدی و شرکت ها، سرمایه گذاری بشود تا شاید جانی به اقتصاد بدهند.
ولی در بورس ایران چه خبر است که این همه سود می دهد؟
آینده بورس در ایران چگونه دیده می شود؟
احتمال سقوط بورس در ایران چقدر است؟
آیا بورس در ایران واقعی است؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، آقایان
دکتر محمدحسین یحیایی
جناب جهانگیر لقائی
در برنامه "دیالوگ" امشب (27 جون 2020 حضور خواهد داشت.




دیالوگ: رابطه با بابک خرمدین و حقوق ملی تورک ها

دیالوگ 20 جون 2020

رابطه با بابک خرمدین و حقوق ملی تورک ها

https://youtu.be/w0ZIpePnnKA



ملت بدون قهرمان و شخصیت تاریخی، ملتی مرده است. برای همین است که هر ملتی شخصت ها و قهرمانانی دارد. همان شخصیت‌ها و قهرمانان، راهی را برای عظمت و سربلندی و استقلال آن ملت باز کرده بوده‌اند که با گذشته زمان طولانی هم، مایه غرور آن ملت هستند. ملتی که قهرمان و شخصیت تاریخی نداشته باشد، ملت فقیری بیش نیست و نمی‌تواند اعتماد به نفس کافی داشته باشد. شاید نتواند دوباره برخیزد و عزت خودش را بدست بیاورد. اگر هم ملتی دارای شخصیت‌ها و قهرمانی بوده است اما آن‌ها را فراموش کرده است، ملت‌هایی هستند که آن شخصیت‌ها رابه نفع خودشان مصادره بکنند و مایه افتخار و غرور ملی شان بشود.
یکی از این شخصیت های تاریخی تورک ها، «آتا بابک» یا بابک خرمدین است. او منبع هویت خواهی، استقلال طلبی، و مبارزه با استعمار و اشغال بوده است و می‌تواند منبع و الهامبخش روحیه ملی و مبارزاتی ملت تورک در ایران کنونی باشد.
برای همین است که مردان متفکر تورک، آتا بابک را از سیطره فکری پانفارسیسم درآورده و به عنوان سمبل مبارزاتی خود، برای بدست آوردن دوباره حقوق ملی-انسانی تورک ها علم کردند. پانفارسیسم هم راه را بر این حرکت بست.
آیا حرکت بابک باید بمیرد یا می‌توان آن را زنده نگه داشت و از آتا بابک، برای کسب مجدد سربلندی و حقوق ملی تورک ها الهام گرفت؟
چرا باید، تورک ها، هفته تولد "بابک آتا" را با شکوه برگذار می کردند؟
آیا تورک ها، به اهدافی که از برگزاری هفته تولد بابک آتا داشتند، دست یافته اند؟
چگونه می توان هفته تولد "بابک آتا" را و دوباره با حضور میلیون‌ها انسان برگزار کرد؟
آیا به جای حضور در قلعه بابک (که رژیم اجازه نمی دهد) نمی توان، همه شهرهای تورک را به قلعه بابک و دژ بیان حقوق ملت تورک بدل کرد؟
چگونه می توان، هفته تولد بابک آتا را از زندان رژیم آزاد بکرد؟
چگونه می توان، چون بابک آتا، حقوق ملی و انسانی تورک ها را فریاد زد؟
احقاق حقوق ملی تورک ها در ایران، ذهنی است یا واقعی؟ استراتژیک است یا تاکتیک؟ قابل چشم پوشی است یا قابل فداکاری؟
برای بدست آوردن دوباره حقوق ملی-انسانی-جمعی ملت تورک، چه کارهایی را می توان انجام داد؟
ریشه اصلی این که ملت تورک، حقوق ملی و انسانی خودش را از دست داده است، چیست؟
آیا اشغال شدگی و استعمار، باعث از دست رفتن حقوق تورک ها شده است؟
آیا تسلیم و نجنگیدن با اشغالگر و استعمارگر، برای زیستن با حقوق ملی باعث نابودی حقوق تورک ها شده است؟
راه های بازیابی حقوق ملی تورک ها که از دست داده اند، چیست؟



بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc