کشور و ملت جعلیات: جعل اندر جعل تخصص ایرانیان است.
خود لوح منتصب به کوروش جعلی است.
حالا آمده اند، چهارده سطر جعلی هم در ترجمه آن جعل کرده و به آن افزوده اند.
در ریاضی باید آن را اینگونه محاسبه کرد.
جعل × جعل= غرق توهم.
انصافعلی هدایت
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
کشور و ملت جعلیات: جعل اندر جعل تخصص ایرانیان است.
خود لوح منتصب به کوروش جعلی است.
حالا آمده اند، چهارده سطر جعلی هم در ترجمه آن جعل کرده و به آن افزوده اند.
در ریاضی باید آن را اینگونه محاسبه کرد.
جعل × جعل= غرق توهم.
انصافعلی هدایت
با اینگونه نوشته ها، ملت تورک را متهم میکنید
مافیاهای پانفارسیسم را تبرئه نکنید
اینگونه اخبار و تحلیلهای ساده لوحانه، مردم را عامل سیاستهای و اعمالی تصور می کند که منجر به خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه شده است. در حالی که دریاچه ارومیه با چند هزار متر مکعب مصرف مردم برای مصارف خانگی و کشاورزی خشک شدنی نبوده و نیست. این، سیاست ا، برنامه ها، ساخت بیش،از یکصد و بیست و پنج سد بر سر رودخانه های حوزه آبریز دریاچه ارومیه است که منجر به خشکاندن عمدی دریاچه ارومیه شده است.
این، مافیای آب و سدسازی است که دریاچه آب را خشکانده است و این مافیا در دولت فارس ایران، دولت در سایه و مافیای پانفارسیسم ریشه دوانده است.
این، دشمنی دیرینه فارس با تورک است که تمامی راه های نابودی و شکست تورکها را اجرا می کند تا تورکها را از این منطقه تهجیر بکند.
این، نتیجه مجموعه سیاستهای جنگی بر علیه تورکهاست که تمامی سیستمهای مافیایی فارس اجرا می کنند.
این، نتیجه طمع به ثروت هایی است که در بستر دریاچه ارومیه برای بلعیده شدن توسط فارسیسم وجود دارند.
مردم شهرها، روستائیان و کشاورزان یا صاحبان ویلاها را قربانی سیاست های عمدی فارسیسم برای خشکاندن دریاچه اورمیه نکنید و تلاش نکنید تا پانفارسیسم و مجموعه های رنگارنگ مافیاهای فارس ها را تبرئه بکنید.
دانسته و ندانسته شریک جرم و جنایتهای دشمن و خائن به ملت تورک و آزربایجان می شوید.
انصافعلی هدایت
هیاهو برای شستشوی مغزی و ساختنتاریخی جعلی
فردوسی حتی در دوره رضا کودتاچی و عامل انگلیس هم ناشناخته بوده است. نه تنها مردمان عادی، بلکه شاعران، نویسندگان، کوتاچیان، ارتشیان، فراماسونها، سیاستمداران هم از وجود چنان شخصیتی در تاریخ بی خبربوده اند.
برای همین، اولین کار سیاستمدارانی که می خواستند تاریخ و فرهنگی برای ایرانجعلی و جدید بسازند، پیدا کردن قبری برای شخصیت گمنامی به نام فردوسی بود.
می توان نتیجه گرفت که شاعرانی چون سعدی، حافط، نسیمی، گنجوی و ... و آثارشان بسیار شناخته بوده اند و سیاستمداران ایران ساز نمی توانسته اند به نام آنها برای ایران جدیدشان، تاریخی هزار ساله جعل بکنند.
برای همین به مجموعه ای شعر نیاز داشتند. وقتی آن مجموعه به زبان امروزین و طهرانی آماده شد، باید برایش یک شخصیت تاریخی و رمان گونه و مظلوم هم می ساختند تا بتوانند بخورد جامعه بدهند.
در نبود روشنفکری و روشنفکران منتقد و انقلابی و معترض، فردوسی و شاهنامه را ساختند و برایش نقال هایی خم آماده کردند تا فردوسی و شاهنامه اش را به اذهان مردم تزریق بکنند.
برای همین بود که مردم آزربایجان جنوبی و بخصوص تبریز تا سال 1357 به شاهنامه فردوسی "قاسداننامه" یا دروغ نامه می گفتند و دست می انداختند.
ولی سیستم شستشوی مغزی پانفارسیسم و ایرانیسم، به ضرب و زور آموزش اجباری، مدرسه، صدها هزار معلم و استاد دانشگاه، نمره، کنفرانس، جشنواره و مسابقه های ادبی فردوسی شناسی، تحلیل و تحقیق در متن قاسداننامه فردوسی، تربیت هزاران حقوق بگیر مزدور، فرهنگی جعلی و جدید در حول محور فردوسی، شاهنامه و ایران جعلی ساختند.
ولی همین چند شهر نشان می دهند که همه چیز ساختگی بوده و عبارت از شستشوی مغزی هستند.
انصافعلی هدایت
دولت فارسزده ایران، در جنگ با مردم تورک آزربایجان جنوبی، تورکها را شکست داده، آزربایجان را به کویر و سرزمین سوخته غیر قابل سکونت تبدیل کرد.
راستی، کدام فارس خودش را هموطن تورکها می دانست و برای نجات آزربایجان هزینه داد؟
آیا ایران به فارس، به تورک، به عرب، به بلوچ و ... تجزیه نشده است؟
تجزیه طلب کیست؟
آیا استقلال حق طبیعی ملل غیر فارس نیست؟
آیا دلیل دیگری برای استقلال لازم است؟
انصافعلی هدایت
بو یولارین هانکیسیندا یئماخ وار هانکیسیندا یوخ؟
بیز، وطن و میللت دلیلری و دوغرو حوسئنچیلر، یئماخ اولمییهن یولو سئچهروخ!
چون دوغروجاسینا حوسینه حضرتلرینه اینانیروخ.
چون حوسئن بیزیم یولوموزو، بیز ایسه حوسئینین یولون گئدیروخ! بیزله حوسئنین یولو عاینی دیر.
تکجه یئزیدین آدی دئییشیب.
انصافعلی هدایت
رئژیمی یوخ، میللی فعاللاری محکوم ادن دوحتورلر وار ایمیش
بیر دوحتور تاپیلیب، مدنی فعاللارین بیرینین دویغو ایله دولو سوزلرینین ایچیندن به "ایغراق" (شیشیرتمه) تاپیب، اونا حمله ادیر کی نییه دییر، فارس رئژیمی طهراندا "خلیج ووروب" آمما آزربایجانین اورمو گولون قورودوب؟
جاواب:
سن، اونون توتولماسین، جسارتین، میللتی، وطنی قوروما چاباسین گورمورسن، بیر جوغرافییا اویزتمنی تک ایمتاحان آلیرسان؟
منه گوره، اونون گنجین، ان اونملی ایشی، اونون میللی فعال اولماسی، رئژیم یاراتدیغی پرابلئمی تانیماسی، پرابلئمی تجروبی اولاراق گوزو ایله گورمهسی، رئژیمدن قورخماماسی، اورمو گولونه گئتمهسی، گوردوکلرینی دیله گتیرمهسی، ایران فارس رئژیمینی هئچه سایئب، بین المیلل سوییهده یاردیم طلبی، گوردوکلرین و دویغولارین ویدئویلا چکیب پایلاشماسی دیر.
علاوه اولاراق، داها اونملیسی، اونون جسارتی دیر.
طبیعی که او، بو ایشین اوستاسی دئییل. سنین کیمی نئچه دوکتورده، مهندیسده، و ... اونون جسارتی وار کی توتوقلانمانی گوزونه آلیب، اورمو گولونه گئدیب، فیلیم چکیب، بو سوزلره تای سوزلری دیلینه گتیرسین؟
اونون دویغولاری ایله موخالیف اولان هر کس ایسه، "یا آللاه!" دئسین و داها یاخشی و داها علمی سوزلر و ویدئولارلا اونه چیخسین. ایراد توتماق راحات دیر. ایش گورسون.
وطنین و میللتین بو دوروموندا، دوکتور اولماق، مهندیس اولماق، ساوادلی اولماق، وطنه و میللته یارارلی اولمازسا، میللی دوشونجهیه و میللی ایشه یاراماز.
میللی ایشه و دوشونجهیه یاراماق اوچون، جسارت لازم دیر. دردلری بیلمک، گورمک، گوسترمک، یول و چیخیش آختارماق لازم دیر. توتولماقی قبول ادیب، وطن و میللت ائوچون چالیشماق لازیم دیر.
دوحتور! سن، جسارت ائله، رئژیمین اورمو گولو قوروتما سیاستین محکوم ائله، قالان شئیلر پئشکش.
انصافعلی هدایت
نقش فراماسونری در تولید فکر و باورهای مشترک در همه کشورها
واقعیت تلخ آن است که اساتید دانشگاهی هم مانند ملاها و دیگر اصناف، وابسته به عقاید و خواست های منابع مالی خودشان هستند و حتی بر اساس سفارس و خواست منبع پول، سمت و سوی کارهای شبهه علمی خود را تعیین و هدفگذاری می کنند.
تحریفگران تاریخ هم، دست پروردگان سیستم پیروز در جنگ ها هستند. آنها هم در راستای اراده یک سیستم شستشوی مغزی و تحریف تاریخ، زبان و پروپاگاندای سازماندهی و به همدیگر متصل شده اند و بسیار قوی تشکیل قوی و بر اساس برنامه منظم عمل می کنند تا ذهن ملل شکست خورده را با تاریخ جدیدی که طرف پیروز می خواهد، پر بکنند.
اروپای مسیحی، با تولید سیستم بسیار پیچیده فراماسونری، یک استراتژی و هدف را در همه کشورهای شکست خورده و حتی در خود کشورهای پیروز پیگیری می کند. فرقی نمی کند که فراماسونری در کدام کشور شکست خورده، برای شستشوی مغزی مردم تلاش می کند. هدف مرکز سیستم یکی است. استراتژی همه آنها یکی است و اجرای سیاستهای مورد نظر آنها در همه کشورها به یکسان است. آنها در همه کشورها و در میان تمه ملل، مشابه عمل میکنند.
ترجمه و کپی کتاب ها و استناد به اساتید فراماسون و معروف دانشگاهها که همان فراماسونری تولید کرده اند، راه کار مشترک فراماسونری هستند.
فکر نکنیم که فراماسونری در لیران و در دوران بعد از انقلاب مرده است. نشانه زنده بودن سیستم فراماسونری در تداوم و حتی در تیزتر شدن سیاست هایی است که در دوره پهلوی طراحی و اجرا شده بود.
لذا فراماسونری نه تنها در تورکیه، بلکه در ایران زنده است و فعالیت می کند.
بسیاری از وزرا، نمایندگان مجالس مختلف، مسئولان، مدیران و اساتید دانشگاهی و ...آیت الله های کلیدی فراماسون تشریف دارند و در راستای منافع سیستم مرکزی خود کار میکنند.
حتی می توانم ادعا بکنم که تعداد وابستگان فراماسونری در ایران کنونی، بیش از دوره پهلوی هستند.
بنا به دلایلی، فعالیت فراماسونها در ایران پنهانی است اما در تورکیه، بیش از دویست و پنجاه انجمن فراماسونری فعال و شناخته شده وجود دارند و سیاست های مرکز شستشوی مغزی و تحریف ملل را پیش می برند.
در نتیجه، تاریخ مورد نظر فراماسونری برای فارس ها، نه تنها در تورکیه، بلکه در همه کشورها، بطور یکسان، نوشته، خوانده، آموزش داده شده و باورانده شده است. منابع اضلی و جعلی آنها هم بیش از چند منبع نیست اما هزاران فراماسون آن ها را تکرار کرده و به انبوهی از متخصصان و دانشگاهیان بدل شده اند.
انصافعلی هدایت
دقیقا صحیح است. بخصوص که در یک برنامه تلویزیونی از ایران و فارس بسیار تعریف کرده و اضافه می کند که بعد از همان برنامه تلویزیونی، به سر کاری که از ایران سفارش داده اند، برخواهد گشت.
می دانیم که بسیاری از اساتید دانشگاهی، بنده پول هستند و به سفارس و رهنمود صاحبکارشان، کتاب و تحقیق و نتیجه تحقیق تولید می کنند.
انصافعلی هدایت
اساتید دانشگاهی تورکیه هم مزخرف می بافند
نوشت: بزرگترین تاریخدان تورکیه می گوید که همه چیز را از ایران یاد گرفتهایم. آن وقت تو با این مخالفی؟
نوشتم.
راست می گویی. تاریخدانان تورکیه هم مانند تاریخدانان ایران مزخرف می بافند.
چرا که تاریخ کشورهای شکست خورده در جنگ ها را طرف پیروز در جنگ می نویسد. طرف بازنده در جنگ، جز تسلیم چارهای ندارد.
عثمانی هم در جنگ جهانی اول به چهل و چهار کشور تجزیه شده و شکست خورد. جمهوری تورکیه از دل همان کشورها پدید آمد و بر نتایج شکست تن داد .
یکی از نتایج شکست، تغییر تاریخ منطقه بود. تاریخ منطقه و کشورهای شکست خورده را فراماسونها و بر طبق اراده و خواست کشورهای پیروز در جنگ نوشتند و در دانشگاه ها تدریس کرده و به منابع اصلی دروس بدل کردند.
اساتید در همه کشورهای شکست خورده، با آن نوشته های هدفمند و برای شستشوی مغزی آنها تعلیم و تربیت و استخدام شده اند تا از آن تاریخ برای شستشوی مغزی نسل های بعدی دفاع بکنند. چرا که نانشان در تکرار طوطی وار نوشته های طرف پیروز در جنگ است.
من و تعداد زیادی بر علیه آن تاریخ شورش کرده ایم و می خواهیم خودمان و جامعه را از بافتههای سیستم شستشوی مغزی آزاد بکنیم. این جرم نیست، تغییر جهان بوسیله انقلابیهاست.
انصافعلی هدایت
بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 377 https://youtube.com/live/_Y1V3NxzvdA