Tuesday, February 4, 2025

من، بو گئجه

 


من، بو گئجه

بو گئجه

نه اوزون گئجه

قارانلیق

یالقیز گئجه‌نی 

تک جانینا

 صاباحا دک

گوزوم

گوزومه دئیمه‌ دی


سنیز

بو گئجه

 بو اوزون گئجه

سویوق

قارانلیق

 قالقیز گئجه

یوخویا حسرت قالدیم

من، سن‌سیزلیگی یاشادیم


سن سه

خبرسیز قالدین

 منیم حالی‌ زاریمدان.


گوزه‌لیم

گوزله‌ریم سنین‌ سه‌سینی

قولاقلاریمسا‌ نفسینی

دوداقلاریمسا‌

گوزله‌رینین باخیشینا‌ حسرت دیر.


من

سن‌سیز

توم حسرت‌لیگی‌ 

سایئرام

گئجه‌لر صوبحه کیمی.



اینصافعلی هیدایت 

جنیوری 28 - 2025


کوسموسن می؟

 

سالام جئیرانیم.

 یانی مندن کوسموسن؟ 

یوخسا سنه درد وئرن وارمی؟ 

دردینه شریک اولماق ایسته رم. ایسترسن، قادانی آلارام.

سنین گوزلرینین اینتیظار چکمه سینه قوربان کسیم. 

صاباحدان آخشاما، آیدان دان اولدوزونا دک 

سنین گوزلرینده سوزمک ایسته رم. 

سن گوله سن، 

من گولوشونده اوزمک ایسته رم. 

سن،

 منیم سئوگیلیم، جانیم، 

قاش اویناداسان، من سنه اولمک ایسته رم. 

سن اگر دوداق بوزه سن،

 من، یاغیش اولوبان آغلارام توم چوللهری سئله باغلارام. 

اینان منه، سنسیز بیلمیرم نئجه قالارام، 

نئجه قالیرام؟ 

گل دردیمین درمانی،

 حالی پریشانیمین سامانی، 

گل سئوگیلی جانانیم.

 سن منیم جیسمیمه روحسان. 

من روحسوز بیر اولو.

 گل منه روحلا جان وئر سئوگیلیم.


اینصافعلی هیدایت 

01. February 2025




آیا عشق کشته شده؟

 



دوستی این‌جملات را منتشر کرده بود و من نوشتم:


یعنی عشقی در زندگی نیست. زندگی بده و بستان است؟


یا عشق را در روزگار ما قربانی پول کرده اند؟


یا ما نسل کنونی بشر، به نام آزادی، حقوق مرد و حقوق زن، مبارزه با تبعیض‌ها، و ... پتانسیل عاشق شدن و عاشقانه زیستن را از دست داده‌ایم؟


یا نوعی زندگی ماشینی، عشق را از ما گرفته است؟


نقشاجتماع و روابط اجتماعی،آموزش‌ها و دولت‌ها در نابودی عشق چیست؟


من هنوز هم عاشق شدن و عاشقانه زیستن را دوست دارم و برایش جان می‌دهم.


آیا می شود پرسید که پول، قاتل عشق نیست؟


آیا می توانم همه چیز را متهم کرد ولی نوع انسان را تبرئه نمود؟


انصافعلی هدایت 

Monday, February 3, 2025

دیپ‌سیک، سیاست و تعریف دشمنی

دیپ‌سیک، سیاست و تعریف دشمنی



در روزهای اخیر یک شرکت کوچک چینی، با نوآوری در زمینه "ای‌.آی" چند صد میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا ضربه زد.


هزینه آماده سازی این "ای.آی" چینی در حدود هفت میلیون دلار اعلام شده است. اما چین و شرکت چینی، بدون اعلام رسمی هر گونه دشمنی و حتی رقابت با آمریکا و شرکت‌های آمریکایی، ضرر و زیان‌های بسیار سنگینی را نه تنها به اقتصاد و ثروت آمریکای سرمایه‌دار بلکه به هیمنه، عظمت، جایگاه جهانی آمریکا در علم، تکنولوژی و نوآوری های تکنولوژیک وارد کرده است.


این مثال به ما می‌فهماند که دشمنی و رقابت با قدرت‌های بزرگ و جهانی، تنها یک راه مشخص، آن‌هم راه حل نظامی، تولید سلاح، انباشت سلاح و حتی رقابت در زمینه های پر خرج تولید و انبار سلاح های اتمی نیست.


جهان به سمت و سویی حرکت کرده است که می توان رقیب بزرگ جهانی را با چند میلیون دلار زمین گیر کرده، میدان را از دست آن بیرون کشید.


ایران، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (روسیه)، کره شمالی و … در دهه‌ های گذشته به دشمنی و حتی رقابت با آمریکا پرداختند. ولی هیچ کدام آن‌ها توانایی مقابله با میزان ثروت، نوآوری و تکنولوژی آمریکائیان و شرکت‌های آمریکایی را نداشتند.


در نتیجه و بر اساس زاویه دید محدود رهبران و مسئولان ارشد این کشورهای و ایدئولوژی‌ها، مجبور شدند تا به مسابقه تسلیحاتی و انباشت سلاح، ایجاد متحدان و کانون‌های اقماری با هزینه‌های سنگین دست بزنند.


آنچه از این استراتژی دشمنی و رقابت با آمریکای بزرگ و پر قدرت بدست آمد، ورشکستگی و فقر در داخل و گرایش اتحادیه ها و کانون‌های اقماری به گریز از مرکز بود و هست.


اگر اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (روسیه) و ایران را به عنوان نمونه برگزینیم و بررسی بکنیم، متوجه خواهیم شد که زاویه تنگ دید نظامی، امنیتی و دشمنانه، چه بر سر این دو کشور ایدئولوژیک زده با زاویه دید محدود نظامی‌گری آورده است.


اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی (روسیه)، هزینه مسابقه تسلیحاتی سنگینی را بر گردن گرفت. روسیه برای محاصره آمریکا و یا متوقف کردن آمریکا و همپیمانان غربی و شرقی او در دورتر از مرزهای سرزمینی روسیه، دست به ایجاد مراکز و پایگاه‌ها، کانون‌ها و اقمار پیرامونی و متحد سیاسی-نظامی در چهار‌گوشه کره زمین زد. 


روسیه مجبور شد تا در راستای دشمنی و رقابت با غرب و بخصوص با آمریکا، تمامی توجه و سرمایه های خود را بر روی مسابقه تسلیحاتی و ایدئولوژیک  متمرکز بکند.


در پی این استراتژی، از رفاه، نوآوری، ثروتمند کردن مردمان کشورهای اقماری و ملل درون اتحاد جماهیر شوروی چشم‌ پوشید. روسیه مسیر برتری نظامی و رقابت نظامی با دشمن و رقیبش؛ آمریکا و غرب را بر رفاه مردم، بر آزادی مردمان برای مشارکت در تولید فکر، ایده، اقتصاد، تکنولوژی و … ترجیح داد.


مسابقه تسلیحاتی و زاویه دید ایدئولوژیک روسیه تمامی جنبه های فکری و تولید ایده ملت‌ها را کور و فدای دشمنی و سیاست‌های دشمنانه روسیه با غرب کرد. 


زمانی رسید که با وجود تامین نیازهای کشورهای اقماری، نه تنهان ملل و کشورهای اقماری از ایدیولوژی، سیاست‌ها، دشمنی‌ها و رقابت‌های پر هزینه روسیه به تنگ آمدند و نخ نامرئی و ایدئولوژیک بین خود و روسیه را درهم شکستند، بلکه مللی که برای دو سه قرن در زیر هژمونی و قدرت نظامی روسیه مانده بودند، هم از ارزش‌های مورد نظر روسیه سوسیالیستی عبور کردند.


روسیه نه تنها اقمار خود را از دست داد و تنها گشت، بلکه اتحاد جماهیر شوروی هم شکست و به چند کشور، دولت-ملت تجزیه شد.


چرا که افراد، خانواده‌ها و ملل از تحمیل حدود یک قرنی فقر به نام تقدس ایدئولوژیکی و مبارزه ایدئولوژیکی خسته شده و طعم تلخ فقر و عقب ماندگی را لمس کرده بودند. آن افراد، خانواده‌ها و ملل در پی رفاه، آزادی، رهایی از جنگ ایدئولوژیک بودند و می خواستند تا طعم آزادی و شکوفایی استعدادهای خفه شدیشان را بچشند.


فرو ریختن اتحادیه اقماری در بیرون، فضا را بر فرو ریختن اتحاد زورکی در درون مرزهای اتحاد جماهیر شوروی هم فراهم کرد. 

ضعف قدرت، ورشکستگی سیاسی، فکری، اقتصادی و ایدئولوژیکی روس‌ها، فضا و شرایط لازم را بر انقلاب، عصیان و قدرت گیری و استقلال خواهی ملل غیر روس فراهم آورد.


در نتیجه این روند، روس‌هایی که تا دیروز با تکیه بر مسابقه تسلیحاتی و تسلیحات نظامی، دارای اعتماد بنفس بوده و ملل اقماری را اداره می کردند، به خاطر تحمیل فقر به آن ملل، مبارزه با تنوع ایده‌ها، افکار، خواست‌ها، آزادی‌ها و حقوق آن‌ها، به حاشیه رانده شدند.


ایران بعد از خمینی هم به همان راهی رفت که روسیه رفته بود. در ابتدا به ساخت ایدئولوژی خاصی مرکب از اسلام شیعی فارسی و مارکسیسم-لنینیسم دست زد. آنگاه و در سایه آن ایدئولوژی نا منسجم، به دشمن تراشی در صحنه جهانی دست زد. اغلب قدرت‌های جهانی و کشورهای مسلمان منطقه خود را به عنوان "دشمن" نشانه گذاری کرد.


آنگاه با تکیه بر پول نفتی که از سرزمین ملت عرب الاحواز غارت می‌کرد، به ایجاد قدرت‌ها و کانون‌های متحد اقماری پرداخت تا بتواند دشمنان ذهنی و ایدئولوژیکش را در دورتر از مرزهای ایران کنترل و مهار بکند.


کنترل و مهار ده‌ها دشمن در فراتر از مرزهای ایران، در اندیشه رهبران عقب مانده ایرانی، دو راه بیشتر نداشت. 


اول؛ باید قوا و کانون‌های اقماری وابسته به خود را از نظر مالی، رفاه و تسلیحات تامین می کرد تا میل آن‌ها به همراهی و همگامی با سیاست‌ها و ایستراتژی‌های ایران را بخرد تا آن‌ اقمار و کانون‌ها در راه سیاست‌های دشمنانه ایران با دیگر کشورها، انسان‌هایشان قربانی بدهند.


راه دوم؛ ورود به مسابقه تسلیحاتی، تولید انواع سلاح‌ها، تسلیح کانون‌های وابسته به خود بود. ولی تولیدات داخلی و درآمدهای ایران توانایی تامین هزینه‌های بسیار سنگین چنین مسابقه تسلیحاتی و تامین رفاه کانون‌ها و اقمارش را نداشت.

در نتیجه، ایدئولوژی و دید بسته و زاویه دید محدود نظامی رهبران، چشمان آن‌ها را کور کرد و آن‌ها نتوانستند پیامدهای تحمیل فقر به ملل و افراد در داخل مرزهای سرزمینی ایران سیاسی را ببینند.


در نتیجه، نه تنها ملل تورک آزربایجان جنوبی، تورک قشقایی، تورک تورکمن صحرا، تورک‌های خراسان و دیگر نقاط ایران کنونی، بلکه عرب‌ها، بلوچ‌ها، کردها، لورها و بختیاری‌ها، گیلک‌ها و مازنی‌ها و … روز به روز فدای سیاست‌های تسلیحاتی مرکز نشینان فارس شده، در فقر بیشتری فرو رفتند. 

حتی بخشی از خود گروه‌ها و توده های مسلط فارس‌ها هم در آتش فقر و تبعیض‌ها سوخته و از ایدئولوژی، مسابقه تسلیحاتی و اقمار پروری رهبران فارس‌محور خسته شده، از ایران و ایرانشهر دور گشتند.

عملا، ایران در درون مرزهایش به ملل ایرانی و غیر ایرانی، حتی ملل ضد ایران، تجزیه شد. 

همچنین ایران اقمار و کانون‌های ایجاد و کنترل بحران‌های منطقه‌ای و جهانی خود را هم از دست داده است.


یعنی، ثمره تمامی فعالیت های نیم قرن اخیر رهبران ایران-فارس که تنها در پی تامین منافع مالی، اقتصادی و ایدئولوژیک فارس‌ها بودند و هستند، و با زاویه بسته به جهان می‌نگریستند و می نگرند، تحمیل فقر، از دست دادن کشورهای اقماری و گریز از مرکز ملل مختلف در داخل ایران است.

در حالی که صدها میلیارد دلار برای ایجاد و نگهداشتن آن کانون‌ها و اقمار هزینه کرده بودند.


همه آن اقمار و کانون‌های ایران ساخته، با میلیاردها دلار هزینه در دشمنی با آمریکا و غرب، چند دلار به آمریکا و اتحادیه های آمریکایی یا اقمار آمریکایی ضربه زده‌اند؟


رهبران چین هم برای مدتی در راهی قدم برمی‌داشتند که روسیه رفته بود. چینی‌ها هم کانون و اقمار می‌ساختند. تجهیز آن کانون‌ها و اقمار را بر رفاه ملل و مردمان در داخل مرزهای چین ترجیح می‌دادند و فقر را به مردمان تحمیل خود می کردند. 


اما بعد از مدتی، زاویه دید چینی‌ها تغییر کرد. تعریف و شناخت جدیدی از دشمن و رقیب، دشمنی و رقابت ارائه کردند. 

آن‌ها، به جای تحمیل ایدئولوژی و فقر بر ملل درون چین، راه جدیدی برای غلبه بر دشمن خود یافتند: تامین رفاه، آزادی ایده پردازی، شکوفایی تولیدات تکنولوژیک، و حتی مسابقه برای تولیدات ایدئولوژیک در سیاست‌های جدید چینی‌ها پررنگ شدند. 


در پی تغییر زاویه دید رهبران چینی، چین به همان قوا و کانون‌هایی که تا دیروز دشمن تعریف کرده و برای نابودی آن‌ها هزینه‌های سنگینی را تحمل می کرد، نزدیک شد. میلیاردها دلار از ثروت‌های و تکنولوژی‌های آن‌ها را جذب چین کرد. به کپی کردن صنایع و تولیدات دشمن دیروز پرداخت. 

لذا توانست، سطح رو به افزایش فقر عمومی چینی‌ها را درهم شکسته، به افزایش سهم چینی‌ها از رفاه عمونی در درون چین دست بزند.


چینی‌ها هم در سطح رهبران و مدیران و هم در سطح ملل درون چین، بعد از مدتی، به اعتماد به نفس دست یافتند. آرام آرام، قدم در راه رقابت در نوآوری تکنولوژیک گذاشتند.

گر چه امروزه، چین، در درون ایدئولوژیک گرا است و دست به سرکوب ایده های سیاسی-فکری، حقوقی و همچنین سرکوب ملل در درون چین دست می‌زند اما تکنولوژی، بازار جهانی، صادرات و واردات، مسابقه در تولید ایده های جدید و … راه را بر روی دموکراتیزه شدن چین باز خواهد کرد.

 حتی، ادامه روند کنونی، ارتقا سطح رفاه، مسابقه در تولید تکنولوژیکی، تسخیر بازارهای جهانی و ..‌. دموکراسی را به چین تحمیل خواهد کرد و در آینده با قطب جدیدی از دموکراسی روبرو خواهیم شد.


نکته پایانی آن که: چین اگر یک جنگ نظامی فرسایشی و بلند مدت را به آمریکا تحمیل می کرد، نمی توانست چند صد میلیارد دلار به آمریکا ضربه بزند. 

همان طور که هنوز و بعد از چند سال، هزینه جنگ روسیه با اکراین (جزئی از اقمار قبلی روس‌ها) به چند صد میلیارد دلار نرسیده است.


لاکن، یک شرکت کوچک چینی، با ارائه یک "ای‌.آی" در فضایی رقابتی و دوستانه، و با حدود هفت میلیون دلار هزینه، در یک روز، ضررهای سنگین سنگین چند صد میلیارد دلاری را به اقتصاد و توان مالی-پولی آمریکا و غرب زد.


اگر ایرانی‌ها، به خاطر زوایه بسته و محدود نظامی، به دشمن‌تراشی دست نمی زدند و با تشویق تولید فکر، ریسک پذیری مالی و سرمایه‌گذاری‌ها، زمینه های تولید و رقابت با غربی‌ها را که دشمن ترسیم کرده بودند، باز می‌گذاشتند، شرکت‌های کوچک، ضربه‌ای مالی و حیثیتی بسیار بزرگتری را به رقبای سیاسی، اقتصادی خود تحمیل کرده بودند.


پس، راه رویارویی و جنگ با رقبا، یک راه و آن هم‌ راه حل نظامی و شرکت در مسابقه تسلیحاتی نیست.

چرا که نی‌توان از هزاران راه دیگر و با نوآوری‌های سیاسی، حقوقی، تکنولوژیکی و …  به جنگ رقبای منطقه ای و جهانی رفت و ملت خود و اقماری را به فقر و انهدام محکوم نکرد.

بنا بر این، حجم ثروت مهم نیست. حجم ابتکار و نوآوری، آزادی فکر و ایده پردازی، جسارت گذر از افکار و ایدئولوژی‌ها و شکستن ترس از رقابت و … مهم تر هستند. باید بسترهای فکری، سیاسی، خیالپردازی، رقابت، ریسک پذیری و ..‌. را برای تامین رفاه ملل آماده کرد. در غیر این صورت، شکست در درون حتمی است. 


انصافعلی هدایت 

سوم فوریه 2025









Friday, January 31, 2025

یوخسان؟

 


نه اولوب سنه، یوخسان؟

نه اولدو دا جفا قاپیسین آشدین اوزومه؟
من هی دئدیم اوزوم اوزومه
نه اتدیم درده سالدیم سنی؟
باشینا آغیر‌ی دستمالی باغلادیم؟
نه‌دن کسیلدی گوروشلر؟
چاغیریرام، سیسم یئتمیر اونا
باغیریرام ائشیتمیر منه
گئجه‌م، گوندوزوم‌ 
گوز تیکمیشم اوزاقلاردان بیر چیراغ جوزولتوسونه
یوخوم یوخ، آرامیم یوخ، قراریم یوخ، صبیریم یوخ
نه ائدیم، مینلر‌ آغاج اوزاقدا، الیم‌ قئسسا
اورک دایانمیر بو هیجره، بو ائراقلیقا
هوسیم یوخ کیتابا، یازی‌یا، موزیکه، 
یئمک داش اولور دوشور ایچیمه
سو آجی زهر اولور باغریمی دلیر
اوزاقلیق اوخ اولور روحومدان گئچیر
هاردادیر فلک،
 نه دن، نه اوچون منی جزالاندیریر
نه یین اینتیقامین‌آلیر بو آجیلئقدا 
یارسیزلیقلا، تامارسیزلیقلا؟ 
 دئمیشدی "عاشیقم سنه
یاشارام سنله داغ باشیندا
بیر چادیردا بیله."
اینانمیشدیم دنیزیمین سولانماسینا
ایللردن سونرا
اُلموش جانیما یئنی جان سویو، 
عشق اودو دوشموشدو
گولوشو، گولوستانلیق
گوزلری چیمدیگیم‌ دنیز
دوداقلاری یاتدیقیم یوخو
قاشلاری آسئلدیقیم دار.
هانکی آلمانی یئدیم،
گولوستاندان آتیلدیم
دنیزیم قورودو دوزلاقدا یاتاقلاندیم
یاسدیقیم‌ کدر، دوشه‌گیم غم اولدو
نه دن سئودیگیلیمین دارئندان آلدیلار، سالدئلار منی.
سنین داریندان آسئلماق‌ ابستیرم
 نه‌دن یازین یاغمورلو بولوتلاری 
کوسدولر منی ایسلاتمیر داها
باشینا نه گلدی‌ سئودیگیم گوللرین
بولبولو گولوستانیمن‌ سسی کسیلدی نیه؟
ای باختسیز اینصاف، باختین اولسایدی
 اوزاقدان عاشیق اولوب یانمازدین اودلارا
ال اوزالدیب، الین توتاردین، چکردین، 
غم کدر دریاسیندان
ای چاره صاحیبله‌ری
 چوخ چاره‌سیزم
 چاره ادیب، آچین دوگونلری
الیم، اللرین اوپسون
گوزله‌ریم، گوزله‌رینده بوغولسون
دوداقلاریم قاشلاریندان‌ آسیلسین
جانیم آیاقلاری آلتیندا کیلیم‌ اولسون.
خبرسیز‌ قالمیشام،
 سنسیز‌ قالمیشام، 
چاره‌سیز قالمیشام.
توم یوللار باغلی، یولسوز قالمیشام
بیر ال‌ اوزانیب، چاره اولارمی؟
باغلی قاپیمی‌ آچارمی؟


اینصافعلی هیدایت 
31 جنیوری‌ 2025








Sunday, January 26, 2025

ایران در پسا ریاست جمهوری دونالد ترامپ

 ایران در پسا ریاست جمهوری دونالد ترامپ




الف - بعد از پیروزی در انتخابات و قبل از آغاز ریاست جمهوری:



حذف گروه های مسلح و تروریستی وابسته به فارس ها

حذف ایران و فارس ها از فلسطین، غزه، لبنان، سوریه،

تضعیف ایران در یمن و عراق

حذف رهبران فکری، سیاسی و نظامی گروه های وابسته به ایران

ایجاد جنگ محدود در بین ایران و اسرائیل

برآورد پراتیک و عملی از توان نظامی و سازماندهی ایران و آمادگی های ایران

مانوری برای برآورد دقیق توان حرکت نیروهای وابسته به آمریکا و جهان غرب و اروپا در داخل ایران (جاسوسان)

شناسایی مراکز مهم نظامی، اتمی، انرژی، سیاسی سری ایران

نقشه برداری استراتژیک از توان ایران در همه زمینه ها

نقشه برداری از توان و مراکز پراکنده ایران 

اعمال جنگ محدود نظامی، الکترونیک و سایبری در ایران

حذف بخشی از توان دفاعی ایران

ایجاد هماهنگی در میان کشورهای همسایه ایران برای ضربه زدن به ایران

ایجاد اتحاد بر علیه ایران در میان کشورهای عربی

ایجاد تنش بیشتر در روابط ایران با دو جمهوری تورکیه و آزربایجان

درگیری لفظی و نظامی و توده وار با افغانستان و افغانستانی ها

شکاف در میان جبهه ها و گروه های حامی رژیم در داخل

افزایش انتقادها از خودی ها در داخل و در رسانه ها

افشاگری های روزانه از فسادهای مختلف رهبران و اعضای خانواده آن ها چه در داخل ایران و چه در خارج ایران

تزلزل هر چه بیشتر مشروعیت رژیم

کشتار بالاترین مقام ها و مهمانان رژیم در مهمترین روز و جریان سیاسی درژیم


ب - آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ:



جذب بزرگترین سرمایه داران آمریکا در تیم خود (مدیریت سرمایه داری جهانی)

جذب میهن پرستان آمریکایی در حاکمیت جدید و یکدست

سخنرانی بسیار قدرتمند در آغاز ریاست جمهوری

 ایجاد اتحاد در داخل 

ترسیم نقشه راه آینده برای افکار عمومی

ترسیم راه های تامین منافع ملی آمریکا و آمریکاییان

ایجاد امید به زندگی بهتر برای آمریکایی ها

آمریکایی ها از استراتژی های اصلی ترامپ و تیم او برا آمریکایی ها در داخل و در بیرون بطور خلاصه آگاه هستند

آمریکایی ها با نقشه ترامپ و هزینه هایی که در چهار سال آینده خواهند پرداخت آشنا شده اند

هزینه فایده ها را می توان سنجید



ج - حرکت برای مقابله با کانون های قدرت و اغتشاش:



نقشه راه ترامپ برای مقابله با کانون های قدرت و اغتشاش در جهان آماده است

تیم ترامپ یکدست و آماده است

زمینه های اتحاد تمامی سازمان های بین المللی بر علیه ایران، بانک جهانی، آی اف تی اف، انرژی اتمی، شورای امنیت، و … آماده است

آمادگی همکاری تمامی کشورهای اروپایی و عضو ناتو با هرگونه عملیات نظامی بر علیه ایران

آماده مذاکره با پوتین

تحمیل فشار مالی و سرمایه های دلاری به چین در صورت عدم همکار ی با آمریکا

ایجاد اتحاد در میان کشورهای عربی بر علیه ایران

عدم مخالفت رهبران کشورهای عربی با حمله به ایران

اجازه استفاده از قلمروهای زمینی، دریایی و هوایی کشورهای عربی بر علیه ایران

ایجاد ترس در میان همه کشورهای منطقه و اروپا درباره توان حملات موشکی ایران (توان حمله موشکی دوربرد ایران و فوق صوت ایران)



چ - داخل ایران:



اقتصاد فروپاشیده است

تورک غیر قابل کنترل است

فساد ها بخاطر ترس از آینده تاریک، در لایه های مدیریتی ایران در تمامی سازمان ها و نهاد رو به گسترش است

توان اعمال کنترل و سانسور از طرف رژیم بسیار کاهش یافته است

در داخل نیروهای وفادار به رژیم شکاف های بزرگی رخ داده است

جناح های رژیم همدیگر را متهم کرده اند و می کنند

مشروعیت زدایی از جناح های رژیم از رسانه های نیمه رسمی

مخالفت های پی در پی با پیام هایی صلحی که پزشکیان می فرستد 

ایرانیان به دو طبقه بسیار فقیر و بسیار ثروتمند تقسیم شده اند

طبقات فقیر آماده مرگ و کشتار و غارت طبقات ثروتمند هستند 

طبقات ثروتمند آماده فرار از ایران، با آغاز موج جدیدی از عصیان های اجتماعی هستند

زنان، دانشجویان، کارگران، بازنشستگان، بازاریان، معلمان آماده خیزش هستند

بانکها و موسسات مالی نیمه مستقل و به ظاهر مستقل ورشکسته شده اند

خزانه دولت خالی است

دولت توان تامین حقوق ماهیانه کارمندان و نظامیان و قوای مسلح خود را ندارد.

دولت ایران مجبور است تن به افزایش قیمت فرآورده های انرژی و مواد مورد نیاز روزانه مردم بدهد تا بتواند حقوق ماهیانه نظامیان و کارمندانش را بدهد

روحانیت و مذهب توان و کارکرد تاریخی اجتماعی خود در کنترل مردم و جوامع را از دست داده است

رهبران جدیدی در میان ملل در ایران ظهور و نمود یافته و هدایت افکار عمومی را از دولت، نهادها، دانشگاه ها، رسانه ها، روحانیت، گرفته اند

انواع شکاف ها و شکست های گسیل های اجتماعی و ملی در ایران رخ خود را بطور گسترده و عمیق نشان می دهند.

ایران، علاوه بر شکاف های طبقاتی و صنفی، با شکاف های ملیف فکری و سیاسی، حقوقی آشکاری روبرو است.

ایران علنا و در سال های گذشته با شکاف و گسل های عمیق و متضاد فارس ها، و ملل تورک آزربایجان، تورکمن صحرا، قشقاییستان، خراسان، عرب ها، بلوچ ها، کردها، لورها، بختیاری ها، گلیک ها، مازنی ها، و … رو برو شده و زیسته اند.

شکاف های ملی در ایران طبیعی و تاریخی هستند که با زور سرنیزه و اعدام در نود سال گذشته با سریشم ایرانیت به هم چسبانده شده بودند.

شکاف های ادیان و مذاهب، بی دینی، سکولاریسم، … عمیق تر شده اند.

اخلاق، دین و دینداری، ایمان، سرمایه های اجتماعی، تحکم خانواده، وفاداری، اعتبار قانون، و … از بین رفته اند.

چه در داخل و چه در بیرون از ایران، اپوزیسیون، به دو بخش ایرانی و ضد ایرانی تقسیم شده اند.

اپوزیسیون، از مخالفت با رژیم عبور کرده اند

اپوزیسیون طرفداران ایران طرفدارن اندکی در ایران دارند.

شعارها، خواست ها، حقوق مورد نظر اپوزیسیون ایرانی طرفداران چندانی ندارند و جذاب نیستند. 

افکار و برنامه ها و شعارهای اپوزیسیون ایرانی عقب مانده هستند.

 افکار، شعارها، سیاست ها، استراتژی های ایرانگرایان همه گیر و اینکلوسیو نیستند. 

گفتارف برنامه ها، شعارها، حقوق مورد نظر اپوزیسیون ایران خواه نه تنها دربرگیرنده همه ملل در ایران نیستند بلکه مخالف پرور و گریزاننده هم هستند.

البته در اپوزیسیون ایران، احزابی با نام ایران و برای ایران وجود دارند. اما منظور آن ها از ایران و برای ایران، ملل تورک، عرب، بلوچ، کرد، لور، گیلک، مازنی و … نیستند. ایران آن هاف ایرانی فارسی و برای فارس هاست.

در میان اپوزیسیون ضد ایران، بخشی متمایل به حفظ ایران با تغییرات عمیق حقوقی، سیاسی، مدیریتی، جغرافیایی، ملی، زبانی، مالی-پولی، اداری و در کل مرکز گریز هستند.

در میان اپوزیسیون ضد ایران تمامی احزاب و جریان ها از نام ایران و فارس متنفر هستند. هیچ حزبی و حجریابی نام ایران را حمل نمی کند.

اپوزیسیون های ضد ایران بر روی هویت سیاسی، حقوقی، ملی، جغرافیایی، تاریخی، و مدیریتی مستقل ملی ملت خود تاکید می کنند.

اپوزیسیون های ضد ایران بر جدایی ملت و مملکت خود از ایران تاکید می کنند.

از نظر آماری هم اپوزیسیون های ضد ایران بیشترین نفوذ را در میان ملل در ایران سیاسی دارند.

اپوزیسیون های ضد ایران برعکس اپوزیسیون طرفدار ایران-فارس، از نظر سیاسی، حقوقی، اندیشه، رفتار، مدرن بودن، و … نوآور، جسور بوده، ریسک پذیر و آماده همکاری با نیروهای پیشرو جهانی هستند.



پ - تیم دونالد ترامپ از گسل ها و شکاف های اجتماعی طبیعی و مدیریتی و اداری ایران بیشترین بهره برداری را خواهد کرد.



دموکراسی خواهان آماده همکار با ترامپ هستند.

آزادی خواهان آماده همکار با ترامپ هستند.

زنان و طرفداران حقوق و آزادی های زنان و دختران آماده همکار با ترامپ هستند.

طبقه فقیر، بیکاران، بازنشستگان، معلمان، دانشجویان، بازاریان و حتی بخش مهمی از کارمندان دولت هم آماده همکار با ترامپ هستند.

کسانی که در سالهای گذشته مال و اموالشان را باخته اند، آماده همکار با ترامپ هستند.

ملل تورک آزربایجان، تورک قشقایی، تورک تورکمن صحرا، تورک خراسان، عرب، بلوچ، کرد، لور، گیلک، مازن، طالش و … هم که در نود سال گذشته محروم از حقوق انسانی، ملی و … بودند و توجهی به خواست های ملی آن ها نمی شد هم آماده همکار با ترامپ هستند.

ایران نمی تواند با طرح اتهام بر علیه رهبران این شکاف ها و گسل های اجتماعی آن ها را کنترل کرده و از همکاری با کادر ترامپ منصرف بکنند.

اما تیم ترامپ می تواند با دامن زدن بیشتر به این شکاف ها و گسل های اجتماعی، بر روند تغییر رژیم در ایران تاثیر زیادی بگذارد.



ف - آینده ایران در دوران دونالد ترامپ:



صلح با آمریکا: احتمال صلح ایران و امریکا و تن دادن ایران به تمامی خواسته های آمریکا محتمل تر از بقیه احتمالات است.

جنگ در بین ایران و آمریکا: این احتمال بسیار ضعیف است و تمامی جناح های رژیم مخالف جنگ هستند اما از جنگی رخ بدهد، ایران بسیار تخریب خواهد شد. زیرساخت های بخصوص مرتبط با نظامی، نفت، بنادر، فرودگاه ها و … از بین خواهند رفت.

جنگ محدود ایران با اسرائیل: مانند دور اول موشک پرانی ایران به اسرائیل بسیار محدود خواهد بود. با این جنگ محدود، تمامی منابع و مخازن و انبارهای موشکی، کارخانجات، و همچنین مراکز مرتبط با فعالیت های اتمی ایران از بین خواهد رفت و راه را بر تسلیم راحت تر ایران هموار خواهد کرد.

مرگ یا ترور خامنه ای: خامنه ای بخاطر سیاست و شعارهایی که در این همه سال داده است، مانع عمده صلح و روابط ایران با دنیا است. برای ایجاد این همکاری و تسلیم ایران-فارس ها، برداشتن خامنه ای از قدرت یک ضرورت سیاسی و تاریخی است.

سپاه در ارتش ادغام خواهد شد و تمامی امکانات و منابع سرمایه ای سپاه از چنگ آن خارج شده، در اختیار دولت خواهد بود.

تمامی رسانه های فارسی موجود در خارج از ایران، به تبلیع بر ضد ایران مشغول خواهند شد و افکار عمومی را برای تغییر رژیم آماده خواهند کرد.

دولت ها و سرمایه دارانف به تاسیس رادیوها و کانال های تلویزیونی جدید بر علیه ایران اقدام خواهند کرد.

ملل تورک، عرب، بلوچ، کرد، لور، و … در سیاست هایی تغییر رژیم در ایران نقش جدیدی خواهد گرفت.

رسانه هایی برای این ملل تاسیس خواهند شد.

نیروهای اپوزیسیون ایران گرا و ضد ایران، در دو جبهه متمرکز و متحد خواهند شد.

دولت هایی که خواهان تضعیف یا نابودی ایران بودند، فرصت و مجالی برای بازی در میدان جدید خواهند داشت.

شکاف های اجتماعی و گسل ها پررنگ تر از گذشته رخ خودشان را نشان خواهند داد و از توان کنترل ایران و رژیم عبور خواهند کرد.

حتی اگر ایران تسلیم خواست های غرب بشود و تمامی توان های عملی و پتانسیل هایش نظامی، اتمی، موشکی، تروریستی و مالی ایران محو بشود، باز هم شکاف ها عمیق تر خواهند شد.

اجتماعات و ملل منفجر خواهند شد.

انقلاب های خوشه ای در سراسر ایران و در میان ملل تورک، عرب، بلوچ و … رخ خواهند داد.

در صورت جنگ یا تسلیم، مشروعیت و توان نظامی و اعتماد بنفس رژیم و طرفدارانش از بین خواهد رفت.

روحیه کارمندان و نظامیان و نیروهای مسلح برای دفاع از ایران و رژیم نابود خواهد شد.

فرماندهان میانی تا ارشد نظامی فراری یا پنهان خواهند شد.

توان اداره و فرماندهی و سلسله مراتبی به هم خواهد خورد.

ریزش نیروهای وفادار به رژیم و فرار آنها آغاز پایان راه رژیم خواهد بود.

طبقه فقیر، مالباخته، ستمدیده، زندان رفته، شکنجه شده، محروم از تحصیل و کار، اخراج شدگان از مشاغلی، ناراضیان از رژیم و روحانیت، ناراضیان از سپاه، بسیج و نیروهای سرکوب، و …. لات ها و لمپن ها به انتقام گیری و کشتار دست خواهند زد.

توان اراده مرکزی رژیم و اعتماد بنفس و مشروعیت اعمال زور (قانون) بشدت از میان خواهد رفت.

بطور طبیعی زاغه ها و پادگان ها به تصرف نیروهای اپوزیسیون و ملل و گسل های اجتماعی در خواهند آمد.

رژیم توانایی اعمال و تامین حداقل امنیت با تاکید بر سلاح و نیروهای نظامی را نخواهد داشت و به سمت دره سقوط حرکت خواهد کرد.

در این فرصت تاریخی اپوزیسیون های ضد ایران، دولت های ملی خود را اغ=اعلام خواهند کرد.

اپوزیسیون ها و دولت های ملی جدید، به تامین امنیت، مالکیت بر سلاح ها، تاسیس نیروهای مسلح جدید برای استفاده از سلاح و زور برای تامین امنیت و اعمال قانون روی خواهند آورد.

هر دولت ملی که بتواند حمایت های سیاسی، نظامی، مالی، اداری و … علنی دولت های خارجی بیشتری را کسب بکند، به قدرت برتر تبدیل خواهد شد. 

هر کدام از این ملل و دول جدید بتوانند سریعتر سازماندهی و مجهز شده، حمایت خارجی بیشتری جذب بکنند، سرزمین های بیشتری را به خود الحاق خواهند کرد.



Thursday, January 16, 2025

یوز ایل قئش





 یوز ایل بویوندا بیر قیش

گلیب، سایه سالیب‌دور وطنه

شاختا، قار، بوز 

آسیر، کسیر، 

چیخیش‌ یوللارین باغلامئش‌ گورونور.


بیز ایسه 

قارا، طوفانا، بوزا،

 آسیلیب کسیلمه‌یه

 دوزموشوک، گورونور.



آی ایلاهی، آی میللت، آی عاغیللیلار

بو قئشدان، بو قاردان قورتولوش یوخ‌مو دور؟



اومودلار توکه‌نیب، 

اومودسوزلوق باش آلیب گئدیر

قارانلیق‌ چوکوب، 

گوز، گوزو‌ گورمور

اولدوزلاردان خبری‌ اولان‌ وار می؟

سن،

 بیر اولدوز گورورموسون؟

سن، بیر اولدوز‌ اُلورموسون؟



توم اومودسوز، گوجسوز گوزلر،

 قارانلیقدا‌ پارلایان بیر اولدوزو‌ گوزلور.



آغیزلار، دوداقلاردا کی سُزلر

 اینانمیر

 بیر گول‌ ایله باهارین گلمه‌سینه.



هر کس، 

بیرینی‌ گوزلور.



او بیری‌، کیم‌ اولاجاق گوره‌سن

بیر اولدوزو‌ یاندیرسین

بیر کیبریته‌ اود وورسون

سس‌سیزلیگین باغرین‌ دلسین.



کیمسه‌ باهارین‌ گلمه‌سینه اینانمیر 

بیر گولون‌قاری دلمه‌سینه‌ اینانمیر

بیر اُلو‌ اولوسو‌ن دیرچه‌لتیلمه‌سینه‌ اینانمیر.



گوره‌سن‌ اولدوزلار‌ یوخا‌ چئخیب 

یوخسا‌ کور اُلوب قارایا عادتله‌نن گوزلر؟



قارانلیقین‌ ان‌ درینله‌رینده

قارین ان توفه‌توفونده،

شاختانین ان که‌سیجیلیگینده، …

تاریخین ان‌ قئریلقان‌ چاباسیندا

ان‌ اینانماز قایالیقدا،

ان گیزلینده

 دوغولار بیر قارچیچه‌گی

بیر اونجول، بیر ده‌لیلر ده‌لیسی

بیر کُرون‌ بالاسی

بیر اویکو‌ آناسی

بیر دوش‌یاراسی.



بیر قارچیچه‌گینین نفه‌سی

یارار باغرین 

هم قارین، هم شاختانین، هم قارانلیقلارین

آچار یول‌ باهارا، گول‌له‌ره، بولبول‌له‌ره

جسارت گلر توم دامارلارا، یاتمیشلارا

قار، شاختا، قارانلیقدا اُلموش‌ گورونن‌‌لر

بیر صور ایله 

اُلولر‌ دونیاسیندا‌ن دیرچه‌لیب قالخار

دئوریلر دئوران

گئدیلر‌ قارانلیق، گه‌لر ائشیقلیق

قار یئرین‌ گول چیمن‌ آلار

اولدوزلار‌

 گویله‌ری، همده یئرلری‌ به‌زه‌ر

آزادلیقا‌ اولارسا عشق‌و هوس

ایراده ایله‌، جان‌ ایله، قئپ‌قئرمئزی‌ قان‌ ایله

لاله‌لیقدان‌ گئچمه‌لی

قئزیل‌ قاندا‌ اوتراق‌ اتمه‌لی

قاندان‌ قورخانلار

اُلَر هر گون، قان وئرَر هر گون

یوخ‌ اولور، سیلینیر بیر گون.



وارلیقین‌ قورویانلار

لاله‌لر اُلکه‌سی قورمالی

لاله‌ وطن‌دیر

وطن قان‌دیر، وئریلن‌ جان‌دیر.



قورخما‌، قورخما اُلومدن‌ آمان‌دیر

قورخو 

قارانلیق دیر، شاختاردیر، قاردیر، بوز دور

لاله‌؛ عوصیان، دئوریم‌

لاله؛ اولدوز دور، 

لاله‌؛ آرزولارین‌ باهاری

لاله آزادلیق ایله اونجوللوک دور‌.


اینصافعلی هیدایت 

14 ژانویه‌ 2025


دوشونوش 10 Düşünüş 10


 دوشونوش 10   Düşünüş 10

https://youtu.be/zD8lvSQmjOM

آماجین آنلامی نه دیر؟

آماج نه دیر؟


آماجین کوکو نه‌یه(لره) یادا هارایا(هارالارا) دایانیر؟


آماجی(لاری) کیم یا کیملر بللی ادیر(لر)؟


آماجین‌ آماج نه(لر) دیر یادا نه‌لر اولمالی دیر؟


آماج، بیرئی‌سل بیر توتوم دور، یوخسا توپلومسال بیر توتوم دور؟


آماجلیلیق، جبری و زورلوقا دایانان بیر توتوم دور یوخسا ایختیار و سئچیم اوزه‌رینه قورولار؟


آماج، اینسانین‌ جوهرینده ، ذاتیندا دیر یوخسا عرضی دیر و سونرا اینسانا و توپلوما‌ یوکله نیر؟


آماج ایشله‌ییشی‌ نه‌ دیر؟

Wednesday, January 15, 2025

پرچم ایران دشمنی با غیرفارس‌ها را سمبلیزه می‌کند


پرچم ایران دشمنی با غیرفارس‌ها را سمبلیزه می‌کند



خانم فریبا داوودی مهاجر عکس مونتاژی از یک آمریکایی در لوس‌آنجلس را منتشر کرده که خانه‌اش در آتش می‌سوزد ولی او پرچم آمریکا را در دست دارد.  فریبا خانم نوشته است؛ "ما نیز باید پرچم رسمی کشور ایران را محترم بشماریم".

نوشتم:

ایران، کشور تورک‌های آزربایجان، تورک‌های قشقایی،تورک‌های خراسان، تورکمن‌ها و دیگر تورک‌های تحت اشغال ایران فارس نیست.
 ایران-فارس‌ها، نه تنها سرزمین تورک‌ها را که زبان، تاریخ، تمدن، شخصیت‌های تاریخ و تمدن‌ساز، منابع زیر زمینی، روزمینی، مالی، فکری، بانکی و ... آن‌ها را اشغال کرده است. 
ایران-فارس، هویت‌های ملی-تاریخی، مشخص و مورد قبول تورک‌ها را قبول نکرده، برای تعریف هویت‌های جعلی و جدید برای تمامی تورک‌ها تلاش و سرمایه‌گذاری کرده تا از تورک‌ها هویت‌زدایی بکند.
 با تداوم حدود نود سال اشغال، سرکوب، قتل‌عام و کشتار، اعدام‌ها، تبعیدهای گسترده، و ... ترس را بر آنان تحمیل و مسلط کرده، به دشمنی با تورک‌ها، وطن‌ تورک‌ها، هویت‌های تورکی-تاریخی و ملی تورک‌ها ادامه می‌دهد.
دشمنی با تورک‌ها و تورکیت، در اولویت رفتار و تفکر سیاسی، حقوقی و تبلیغاتی فارس-ایران قرار دارد.
 ایران-فارس، بعد از اشغال، قتل عام و تحمیل ترس بر تورک‌ها، به استعمار و غارت تمامی منابع آن‌ها دست زده است.
لذا در ایران فارس، امنیت، آزادی، رفاه و وطن تورک‌ها، هم در اشغال و هم تحت استعمار است.

 همچنین، ایران، سرزمین عرب‌های احواز، بلوچ‌های بلوچستان، لورها و بختیاری‌ها، گیلک‌ها و مازنی‌ها، کردها و طالش‌ها هم نیست. 
زیرا همان رفتاری که ایران-فارس با تورک‌ها، هویت‌های ملی، تمدن و هستی تاریخی تورک‌ها کرده است، با این ملل، با وطنشان، با منابعشان، با حقوق ملی‌شان، با آزادی‌هایشان، با امنیت‌شان و با اراده ملی‌شان هم کرده است.
برای همین است که پرچم ایران، پرچم فارس‌های نژادپرست، اشغالگر، استعمارگر، ضد آزادی، ضد حقوق و ضد اراده ملی آنان است.
پرچم ایران، تنها منافع و امنیت فارس‌ها را سمبلیزه می‌کند.
پرچم ایران، نشانه دشمنی با ملل تحت اشغال و تحت استعمار بدون حقوق ملی و فاقد حق اعمال اراده ملی است.

انصافعلی هدایت
15 ژانویه 2025



Sunday, January 12, 2025

گفتمان ملی-وطنی و فرامنطقه‌ای آزربایجان تورک

گفتمان ملی-وطنی و فرامنطقه‌ای آزربایجان تورک



جناب دکتر سید جواد میری مینق عزیز


من (انصافعلی هدایت) فکر می کنم ‌که دیدگاه شما نسبت "محلی"، "ملی" و "جهانی" بر بنیان "ایران" مفهومینه و مفصل بندی شده است.


در حالی که در آزربایجان، گفتمانی شکل گرفته است که آزربایجان در نقطه بنیانی و "ملی" و حتی "فرا ملی" نهفته است.


گفتمان آزربایجان به مثابه "ملی" و "فراملی" از مدت های بسیار طولانی شکل گرفته و دایما در تعامل و گفتگو بوده است.


اما آنانی که آزربایجان را نه "ملی"، بلکه محلی دیده اند، عامدا و آگاهانه، نخواسته اند آن گفتمان را ببینند و گفتمان آزربایجان را به "نادیده‌شدنی" (اینویزبل) بدل کرده اند تا مجبور به دیالوگ و گفتگو با آزربایجان نباشند.


چرا که آن دیدگاه، خودش را ملی و آزربایجان را قومی یا محلی و غیر قابل التفات تعریف کرده است تا مجبور به گفتگو هم‌نباشد.


اما آزربایجان با اصلاحات عمیقی که به جنبش مشروطه و پیامدهای همه جانبه‌اش انجامید و با شکست مشروطیت و به هدر رفتن تمامی دستاوردهای مدرنیته، بر "هویت ملی" خود سرمایه گذاری کرد.


شیخ محمد خیابانی "آزادیستان" را در مقابل ایران،  شهید پیشه وری "حکومت ملی دموکراتیک" را در مقابل ایرانیت استبدادی، و مجموعه نیروهای فکری  بعد از 1357 هم "هویت ملی-تورکی" را در  مرکز تعامل منطقه ای و فرامنطقه ای قرار دادند.


مدت های طولانی است که تمام راه های گفتگو و دانئشماق با ایرانگرایانی که آزربایجانیان و تورک ها را غیرقابل دیده شدن‌تعریف کرده اند، به بن بست رسیده است.


هویتگرایان تورک وملی هم ایران را از معادلات فکری-سیاسی و حقوقی خود حذف کرده اند. بلکه پا را ازمحدوده جغرافیای سیاسی و فکری ایران فراتر گذاشته و با نیروهای فرامنطقه ای گفتگو  می کنند.


کافی است که به شعار "تبریز، باکی، آنکارا ---- بیز هارا فارسلار هارا" را بشنوید.


گریز از مرکز و بریدن از ایرانشهر و ایران فرهنگی و ایران تاریخی و ...، با کودتای رضا میرپنج کودتاچی شروع شده و با حذف تورک ها از همه معادلات در ایران، به خط پایان رسیده است.


در معادلات فکری تورک و آزربایجان، کمتر نکته مشترکی برای "دانئشماخ" با ایران مانده است.


با احترام

انصافعلی هدایت

Jun 22. 2023

03:20 am


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs