Thursday, November 1, 2018

خیز دوباره شوالیه های درباری برای حذف مراجع مستقل حوزه های علمیه

ورودیه ای به برنامه "دیالوگ" روز شنبه (03 نوامبر 2018) در گوناز تی وی 
می توان ادعا کرد که حوزه های علمیه، در طول تاریخ حیاتشان، به حوزه های علمیه عراق و تبریز(عرب-تورک) در یک طرف و حوزه های علمیه شعوبیه یا قومگرای فارس یا فارسگرا در طرف دیگر، تقسیم می شده اند.
همچنین می توان ادعا کرد که حوزه های علمیه عراق و تورکان، از ابتدا تا کنون، سکولار بوده و در سیاست دخالت نمی کرده اند. گر چه، تعدادی اندکی از روحانی ها طرف مشورت سیاستمداران در امور دینی و اخذ فتوا بوده اند.
شاید بتوان ادعا کرد که روحانیون و حوزه های علمیه، در اغلب زمان های حاکمیت سلسله های تورک، اجازه دخالت مستقیم در سیاست را نداشتند و زمانی که روحانیان  قدرت گرفته و در سیاست دخالت می کرده اند، آن سلسله ها رو به ضعف و ناتوانی نهاده، شکست خورده و نابود می شده اند.
اصل عدم دخالت روحانیان در سیاست، در درازای حیات سیاسی غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، تیموریان، چوپانیان، عثمانیان، قره قویونلوها، آغ قویونلوها، صفوی ها، افشارها و قاجارها بطور جدی مراعات می شده است. 
در هر مقطعی از تاریخ سیاست که روحانیت می توانسته در سیاست دخالت بکند، آن خاندان سیاسی، در جنگ و کشمکش سیاسی خارجی و داخلی درگیر شده و شکست می خورده است. 
شاهد این مدعا، دخالت روحانیان در سیاست، در اواخر دوران صفویه و قاجاریه  است که حضور روحانیان در سیاست، باعث سرنگونی این دو سلسله شده اند.
اگر منظور از سکولاریسم را "جدایی  دین از سیاست و عدم دخالت دین و دینداران در سیاست" بدانیم، می توان از نوعی سئکولاریسم تاریخی-زیستی در جوامع عرب و تورک سخن گفت که هم جوامع عرب و تورک و هم حوزه های علمیه، به این جدایی دین از سیاست معتقد بوده و آن را در عمل اجرا می کرده اند.
به نظر می رسد که اصل عدم دخالت روحانیت در سیاست و اعتقاد به جدایی دین از سیاست، در تجربه زیستی میان حکومت و حوزه های علمیه، پدیدار شده است.
مردمان جوامع عرب  و  تورک، انتظار ندارند که روحانیت در تصمیمگیری های سیاسی دخالت بکنند. اگر هم از طرف روحانیان در سیاست دخالت بشود، محدود به مدت زمان بسیار کوتاه و گذارا بوده است که در اکثر موارد هم مورد قبول و تایید جامعه قرار نمی گرفته و آن روحانیانی که وارد سیاست شده بوده اند، از طرف سیاستمداران بعدی، بشدت مجازات می شده اند.
در نتیجه، سنت دینی و دینداری تورکان و عرب ها، سنتی سئکولار است. اگر ورحانیان وارد سیاست بشوند، جامعه و مردمان ضررهای جبران ناپذیری را متحمل خواهند شد.
این سئکولاریسم زیستی-تاریخی در آزربایجان هم ساری و جاری بوده و هست. مشهورترین و نام آورترین آیت الله های آزربایجان در تاریخ که مورد قبول شیعیان تورک قرار گرفته اند، متعهد به همان سئکولاریسم زیستی-تاریخی و سنتی بوده و هستند.
مراجعی چون مقدس اردبیلی، علامه عبدالحسین امینی، آیت الله سید محمدکاظم شریعتمداری، آیت الله سید ابوالقاسم خویی، سیدمحمدهادی میلانی، علامه محمدحسین طباطبایی، علامه محمد تقی جعفری، میرزاعلی اکبر مرندی، میرزا جواد تبریزی، محمدعلی اراکی، سیدعزالدین حسینی زنجانی، جواد غروی علیاری و ... از آیت الله های زنده و مشهور هم می توان محمد مجتهد شبستری، اسدالله بیات و آیت الله موسی شبیری زنجانی را نام برد.
تقریبا همه این افراد و دنباله روان آنان، به سنت فکری-مذهبی علمای سلف خوزه های تورک، پای بند بوده وهمه سئکولار بوده و به نوعی خواهان جدایی دین از سیاست بوده و هستند.
برای همین هم اغلب این روحانیان و مراجع تورک، وارد میدان سیاست نشده اند و حتی آن روحانیانی  که به خاطر مقام و منصب، پشت به سنت تاریخی و زیستی سئکولار آیت الله هایی چون آیت الله شریعتمداری، خویی، علامه طباطبایی و علامه جعفری کرده بودند، پس از مدت زمانی، از پست ها و مقام های سیاسی که به آن ها پوشانده بودند،  لخت گردیدند. 
آیت الله خمینی و علی خامنه ای نشان داده اند که به هر چه روحانی تورک است، اعتمادی ندارند و باور نمی کنند که ورحانیان تورک، دنباله روان واقعی ولایت مطلق فقیه فارسگرایان یا شعوبیه باشند.
جنگ  بین آیت الله های تورک و فارسگرا یا شعوبیه، با به میدان آوردن اصل 110 قانون اساسی بسیار علنی شد.
آیت الله شریعتمداری، به عنوان نماد و رهبر تفکر سئکولار سنتی تورکان، با ولایت فقیه و دخالت روحانیت و مراجع در سیاست مخافت کرد. تورکان هم، در تبعیت از رهبر دینی خود فریاد زدند که "از عمامه تاج- از خیمی هم شاه نمی شود" و در این جنگ، تورکان باز هم بازنده شدند و کشته ها دادند.
روحانیت و حوزه های فارسگرا یا شعوبیه، در مرکز حکومت اجتماع کرده و شعار ضد تورکان و ضد آزربایجان و شعار ضد سئکولار های سنتی را با جمله بسیار معروف "مرگ بر ضد ولایت فقیه" سر دادند و به حذف طرفداران سئکولاریسم در همه جا و بخصوص در حوزه های علمیه همت گماشتند.
آیت الله شریعتمداری به عنوان پرچمدار سیاست سنتی-زیستی-تاریخی سئکولاریسم دینی، به همراه بسیاری از روحانیان، خانه نشین و خلع مرجعیت دینی شدند تا میدان برای روحانیان سیاسی و درباری که به خدمت خیمنی در آمده بودند، باز شود تا آن ها اسب سیاستشان را بتازانند.
جنگ میان روحانیت  سئکولارسنتی-زیستی-تاریخی و روحانیت سیاسی و شعوبیه در آن تاریخ تمام نشد بلکه ادامه داشت و ادامه دارد. تا این که چندی قبل، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران، به نام "رحیم پورازغدی" در حوزه علمیه قم و در حین سخنرانی برای ملاها، از نفوذ و قدرت گیری افکار روحانیان سئکولار در حوزه ها سخن گفت و آژیر قرمز و خطر را روشن کرده و هدف بعدی سربازان "آتش به اختیار" خامنه ای را نشان داد.
به گفته او، "ریشه سئکولاریزم در حوزه است." پورازغدی نشان داد که اکثریت حوزیان "سئکولار" شده اند و به دروس سیاسی در حوزه ها توجی نمی شود. 
در نتیجه، قاشق روحانیان طرفدار دخالت حوزه های علمیه در سیاست و معتقد به "دین ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست" به ته دیگ خورده است.
در پی اخطار این فرمانده نظامی، روحانیان درباری که در حکم شوالیه های خامنه ای هستند، وارد میدان دین سیاست زده و شعوبی شدند. 
رهبری نبرد مجدد برعلیه سئکولاریسم در حوزه های علمیه را همانند دوره های قبلی، یک روحانی شعوبیه با نام "محمد یزدی" بر عهده گرفت که به گفته برخی از آیت الله ها، در آیت الله بودن وی شک است.
محمد یزدی همان شوالیه ای است که بر علیه آیت الله سیدمحمدکاظم شریعتمداری و آیت الله حسینعلی منتظری و خیلی های دیگر جنگیده و از میدان نبرد به نفع دربار، با پیروزی بیرون آمده بود.
یزدی به عنوان جسورترین شوالیه خامنه ای، رهبر اصلی حوزه سئکولار را نشانه رفت که سمبل تفکر شیعی-غیر سیاسی تورکان: آیت الله موسی شبیری زنجانی است تا حوزه فکری سئکولار تاریخی-سنتی-زیستی تورکان و آزربایجان را در هدف نبرد مجدد خود قرار بدهد.
بر عکس دوران خمینی که روحانیان، مردم و روشنفکران هیچ تصوری از دین سیاسی و سیاست دینی و دینداران خونخوار نداشتند، و هیچ کدام، در کنار مردم تورک و آیت الله شریعتمداری نایستادند، این بار همه این اقشار، 40 سال حکومت ظلم و ستم آیت الله های شعوبیه را چشیده و با جان و دل حس کرده بودند. 
همه اقشار مردم و خود روحانیان آگاه شده بودند که حوزه های سیاستزده و روحانیان سیاسی با دین، مذهب، اقتصاد و اخلاق مردم چه کرده اند. آنان می دیدند که اگر به همین منوال ادامه بیابد، حوزه های دینی سیاسی شده، جهنم هایی را خواهند ساخت که دین مردم و باورهای مذهبی مردمان را به هیزم های آن جهنم بدل خواهند کرد.
لذا با توجه به تجربه دوران مبارزه آزربایجان و آیت الله شریعتمداری و حذف بسیاری از روحانیان، حوزویان، آیت الله ها و روشنفکران در آن زمان، بسیاری از روحانیان سکولار گشته، از جبهه دربار علی خامنه ای دور شده و در جبهه آیت الله تورک صف آرایی کردند تا حوزه و روحانیت سئکولار تاریخی-زیستی دوباره توسط شوالیه های علی خامنه ای قتل عام و حذف نشوند.
در این باره، سوال های زیادی مطرح است که می خواهیم، به همراه 
جناب مهندس حسن شریعتمداری؛ فرزند آیت الله شریعتمداری به عنوان سرسخت ترین مخالف شیعه سیاسی و شعوبیه در قالب ولایت فقیه
جناب ماشا الله رزمی؛ نویسنده و محقق کتابی در زمینه قیام آزربایجان در مخالفت با ولایت فقیه و مذهب سیاسی
جناب ناصر شاهین پر؛ محقق برجسته تاریخ و کسی که در برنامه های تلویزیونی خود، اسنادی از وابستگی روحانیان به انگلستان را آشکار کرده
 در دیالوگ امشب به بخش هایی ازآن سوال ها پاسخ خواهند داد.

نبرد میان محمد یزدی، سپاه و دربار علی خامنه ای در یک طرف، با آیت الله شبیری زنجانی و طرفداران سئکولاریسم وی در طرف دیگر، چرا آغاز شده و به کجا خواهد کشید؟
آیا حوزه های علمیه، به نوعی از سئکولاریسم اعتقاد داشته و در عمل آن را اجرا می کرده اند و می کنند که حکومتیان از حوزه ها گله مند هستند؟
دخالت روحانیان در سیاست، از کی و چرا به یک سنت ثابت بدل شده و سابقه تاریخی آن چیست؟
شعوبیه چیست و چه نسبتی با سیاسی شدن شیعه دارد؟
آیا در تاریخ حوزه های علمیه و در میان آیت الله ها و مراجع تقلید، نبرد زیر پوستی شیعه سیاسی و شیعه سئکولار با شعوبیه در جریان بوده است؟
آیا می توان اسلام و مذهب شیعه را بدون حضور روحانیان در سیاست تصور کرد؟
چرا رحیم پورازغدی، محمد یزدی و علی خامنه ای جنگ بین روحانیان سئکولار و روحانیان و بله قربان گویان درباری را به راه انداخته اند؟
آیا حوزه های علمیه ای که از بودجه دولت و علی خامنه ای حقوق دریافت می کنند، می توانند مستقل از حکومت و حاکمیت وجود داشته باشند و سیاسی نباشند و به ابزار سیاستمداران بدل نشوند؟
استقلال حوزه ها و مراجع دینی به چه معنا است؟
چرا حوزه های علمیه به سئکولاریسم متهم می شوند؟
آیا سئکولار بودن حوزه، اتهام و نقطه ای منفی برای حوزه هاست یا می تواند حوزه ها و مذهب شیعه را از چنگال سیاستمدارانی که شیعه واقعی را قربانی سیاست های غیر انسانی خودشان می کنند، نجات بدهد؟
سرنوشت حوزه های علمیه و روحانیت در سئکولار شدن و دوری از سیاست نهفته است یا آینده آن را حضور در میدان سیاست تعیین خواهد کرد؟
آیا ورود روحانیان در سیاست، احتمال شکست سنگین سیاسی و نظامی برای ملل ساکن در ایران را مانند دوران قاجار و صفویه ترسیم می کند؟
روحانیت سیاسی و شعوبیه، چقدر در فساد، دین گریزی، اختلاس، ظلم و ستم و بیعدالتی، بی توجهی به حقوق ملل ساکن در ایران،  ... نقش دارد؟
آیا روحانیت و به ویژه روحانیان سیاسی، باید در آینده، پاسخگوی اوضاع سیاسی موجود بعد از سال 1357 باشند؟
آیا امام حسین به عنوان یک رهبر و فعال سیاسی وارد جنگ با رهبر حکومت امویه  شد یا به عنوان یک روحانی و مبلغ دین صرف؟
از مجموعه ائمه شیعه، چه تعدادی به عنوان "مبلغ دین" (امام یا روحانی) وارد سیاست شدند و "دین را عین سیاست و سیاست را عین دین" اعلام کردند؟
آیا روحانیان و حوزه های علمیه ای که به آینده مذهب شیعه و روحانیت می اندیشند، باید صف خودشان را با علی خامنه ای و سیاست های او، پررنگتر بکنند یا باید راه تقیه و محافظه کاری را در پیش بگیرند و با خامنه ای و دربار او همکاری بکنند؟
جایگاه علی خامنه ای، به عنوان یک سیاستمدار مذهبی، در حوزه های علمیه در کجاست؟
اخیرا در جامعه، به روحانیانی که از طبقات ضعیف و فقیر جامعه هستند و در محلات فقیر دیده می شوند، حمله می شود. آن ها را زخمی کرده یا به قتل می رسانند. این نوع اعمال خشونت بار علیه روحانیان، از چه چیزی خبر می دهد؟
آینده روحانیان و حوزه های سیاسی و طرفداران حکومت در ایران را چگونه پیش بینی می کنید؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوم (02) نوامبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Tuesday, October 30, 2018

حرکت پاندولی فکری-سیاسی ایرانیان


به عقیده من حرکت سیاسی-فکری و فلسفی ایرانیان حرکتی پاندول است. وقتی و بعد از مدتی که در جامعه از حکومتی ناراضی می شوند، به یکی از دوران های گذشته برمی گردند. وقتی دوباره از آن سیر و دلخور شدند، دوباره به همان قبلی برمی گردند.
برای مثال، بعد از این که از سلطنت مطلقه دوران قاجار ناراضی شدند، در خط مستقیمی که قاجار با جنبش اصلاحی مشروطه راه انداخته بودند، حرکت نکردند. راه اصلاحات و حرکت مستقیم را ادامه ندادند بلکه با پهلوی ها، به درون حرکت پاندول افتاده و به ایران باستان تخیلی رفتند. وقتی از استبداد و ستم او ناراضی شدند، برای استقلال ملل قیام ها کردند اما ایرانیان (فارس) و استعمار خارجی حرکت اصلاحی را سرکوب کرده و استعمار و استبداد پهلوی دوم را دوباره مستقر ساختند. 
وقتی دوباره از پهلوی دوم سیر شدند، دوباره هوس حکومتی دینی شبیه دین باستان و با مشخصات آن را کرده و شیعه شعوبیه را به روی کار آوردند.
حالا و بعد از چهل سال، بجای اصلاح حکومت مذهبی خودشان و حرکت مستقیم، به هخامنشیان و ساسانیان یا همان تاریخ تخیلی رجوع می کنند.
یعنی در حدود 125 سال، حرکت پاندولی سیاسی- فکری و فلسفی ایرانیان (فارس ها) چهار بار جلو و عقب رفته است.
باید بدانیم که حرکت پاندولی حرکت نیست. در مدت زمان محدودی، رفت و برگشت است.
من این رفت و برگشت را در حیاط زندان انفرادی وزارت اطلاعات تجربه کرده ام. حیاط خیلی کوچک بود و من چاره ای نداشتم، جز این که روی چند کاشی حیاط رفت و برگشت را تکرار کنم و اجازه و امکان هیچ مانوری نداشتم.
فکر می کنم ایرانیان هم در زندان تاریخ گرفتار شده اند و جز تکرار حرکت رفت و برگشت تکراری در یک مسیر، نمی توانند راه دیگری را در پیش بگیرند.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سیم (30) اکتبر 2018
hedayat222@yahoo.com 

Saturday, October 27, 2018

دیالوگ: بررسی چرایی انکار قوم یا ملتی به نام فارس


برنامه هفته هشتادم دیالوگ

موضوع : بررسی چرایی انکار قوم یا ملتی به نام فارس
میهمانان برنامه:
دکتر ضیاء صدرالاشرافی
یوسف عزیزی بنی طرف
ناصر کرمی
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه دیالوگ، هرهفته در روزشنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز در آزربایجان جنوبی، از تلویزیون و از "گوناز تی وی" بطور زنده پخش می شود
شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷
خیلی ها ایران را کشوری کثیر المله، موزائیکی و رنگارنگ تعریف می کنند. آنان معتقدند که در این مجموعه از سرزمین ها، ملل، اقوام، قبایل و ادیان یا اعتقادات زیادی زیست می کنند و باید همه آن ها از حقوق مساوی برخوردار باشند. 

در مقابل، اما، عده ای به برتری یک ملت، یک قوم، یک زبان، یک دین و یک اعتقادی بر دیگران پای فشاری می کنند و آن را به "گروه غالب" یا گروه حاکم ودیگران را به "اقلیت" یا گروه های "مغلوب" کاهش می دهند تا بتوانند اقلیت ها را از حقوق برابر و مساوی با گروه غالب و حاکم محروم کنند.

در کتاب "مدیریت منازعات قومی در ایران" که با حمایت سه رئیس جمهور اخیر در ایران منتشر شده و سیاست های ایران را نشان می دهد، می نویسد: "تضادهاي قومي و نژادي ناشـي از رقابـت ميـان گـروه هـاي مختلف بر سر منابع كمياب مانند ثروت، قدرت و مقام است. گروهی که در این رقابت و تضاد پیروز می شود، گروه غالب و سایر مدعیان، گروه های اقلیت نامیده می شوند."

این دو دیدگاه، دو نوع نگرش به انسان و حقوق انسانی را به دنبال دارد که تاثیرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، حقوقی، و ... خواهد داشت.

قانون اساسی، به عنوان یک میثاق عمومی، از "ملت"، "قوم"، "قبیله"، "مردم" و "اقلیت" سخن می گوید. با این حال، از گروه یا از ملت غالب و حاکم، سخنی به میان نمی آورد. چرا؟

چرا قانون اساسی هم یکی از موزائیک های و رنگ های ایران یعنی فارس ها را نادیده گرفته است؟ 

قانون اساسی، ملل غیر فارس ها را نادیده گرفته استچرا که همه حقوق و امتیازات اقتصادی، اجتماعی، زبانی، فرهنگی، دینی، و ... را به طرف پیروز در میدان جنگ، یعنی فارس داده و بقیه را به منزله شکست خوردگان و اسیر، در نظرگرفته است.

وقتی در متون آموزشی-مدرسه ای-دانشگاهی، تحقیقی، خبری، تحلیلی، نویسندگان و مولفان، گروه های قومی ساکن در ایران را می شمارند، به چنین نام هایی بر می خوریم: تورک ها (آذری ها)، تورکمن ها، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها، کردها، لر، گیلکی ها و ... 1.

اگر دقت کرده باشیم، هیچ وقت، قوم، جمعیت یا ملتی به نام "فارس" در بین ملل یا اقوام ساکن در ایران دیده و شمرده نمی شود. 
چرا؟ 
آیا فارس، همان روح پیروز، و دیگران، شکست خوردگان در ایران هستند؟

وقتی از ایران، از ایرانی، از زبان، از موسیقی، از رقص، از هنر، از فرهنگ، از تمدن، از تاریخ، از دین، از فلسفه و .. سخن می گویند، فارس، به عنوان روح ایران و ایرانی جلوه گر می شود. 

نمی توان انکار کرد که دراین گونه از مباحث، از موسیقی تورکی، رقص عربی، کشتی لری، لباس شمالی، تاریخ تورکمنی، و ... سخن می گویند و با افزودن صفاتی بر موضوعات، آن ملل را را از ایرانی بودن خالی می کنند. 

بنا بر این، می بینیم که در "ایرانی" و "ایرانیت" و هر چه با این دو اسم همراه باشد، فقط فارس و فارسی می آید و همه دیگر ملل و اقوام، ادیان، زبان ها و فرهنگ ها در ایرانی و ایرانیت غایب هستند.

چرا قبیله، قوم، ملت یا جمعیتی به نام فارس، از مباحث اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، آموزشی، هنری، تاریخی، ادبی، و غیره غایب است و نام او در هیچ کجا به میان نمی آید؟

آیا ملتی به نام "پرس"، "فرس"، "پارس" و "فارس" وجود نداشته و در این سرزمین ها نزیسته است؟ و نمی زیید؟

پس زبان فارسی متعلق به کدام جمعیت، قبیله، قوم، یا ملت است که بخش اصلی سرمایه های مادی و معنوی بیش از هشتاد میلیون ساکنان ایرانی از ملل مختلف غیر فارس، صرف تقویت زبان آن کس، قوم یا ملت می شود؟

اگر ایل، تبار، قبیله، قوم  یا ملتی به نام فارس نیست، چرا بر سر خلیجی در جنوب کشور و در کنار دریای عمان و در محاصره کشورهای عربی، رگ غیرت خیلی ها سرخ و متورم می شود تا جنگ با همسایه های می روند؟

این روح و ملت سرگردان کیست که بقول شهریار بزرگ شعر و سخن؛ جوانمردان آذربایجان را ترک خر، به رشتی کله ماهی خور، به طوسی کله خر، و ... می گوید؟

این فارس، تنها کس، ایل، طایفه، قبیله، قوم یا ملتی است که بطور سیستیماتیک بر علیه او تبلیغات نمی شود و مورد هجوم توهین ها و جوک های تحقیر آمیز نیست؟

اگر قوم یا ملتی به نام فارس وجود ندارد، چرا با رسمی شدن زبان هایی که صاحبان و مدعیانی دارند، مخالفت می کنند؟

اگر قوم و ملتی به نام فارس وجود ندارد، چرا و چگونه کارخانه های مهمی چون فولاد سازی ها، مس ، آلومینیوم، طلا، و ده ها نوع کارخانه های مهم و اساسی، در مناطقی متمرکز شده اند که ساکنان آن سرزمین ها به زبان فارسی سخن می گویند و سرزمین هایشان کویری است و آب لازم برای استفاده در آن صنایع را ندارند؟

اگر ملتی به نام فارس وجود خارجی ندارد، سرزمین هایی که فارس زبان ها در آن ها اسکان دارند، به کدام ملت یا قوم تعلق دارند؟ 
مرزهای آن ها را کدام ملل مشخص می کنند؟

اگر فارس وجود ندارد، آیا می تواند در آینده ایران، نقش و سهمی داشته باشد؟

ما به این گونه سوال ها، در برنامه دیالوگ و با حضور آقایان:
 دکتر محمد امینی، از محققان، تاریخ شناسان، نویسندگان فارس
دکتر ضیاء صدرالاشرافی، از محققان، تاریخشناسان و نویسندگان تورک
جناب یوسف عزیزی بنی طرف، از نویسندگان و محققان عرب
جناب ناصر کرمی از محققان و نویسندگان فارس 
پاسخ خواهیم داد.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
 نوشته شده در 26 اکتبر 2018
اجرا شده در 27 اکتبر 2018
hedayat222@yahoo.com

اگر توتوقلانان میللی فعاللارئ قوروماق ایستیرسیز ...


اگر بیر تانیدئغئز فعال (خانیم یا آغا)، ایران رئژیمی و مامورلاری طرفیندن توتوقلانئرسا، توتوقلو خانیم و آغایا و اونون عاییله‌سینه، نئجه یاردیم اتمه‌لیییک؟
1. گیزلی اولاراق، مامورلاردان سس، عکس و فیلم گوتورمه‌یه چالیشاق.
2. تئئلفونوموزو، فیلیم چکمک حالئنا قویوب، گیزلی شکیلده فیلیم چکک.
3. موبایلئمئزدا اولان سوسیال (ایجتیماعی) شبه‌که‌لرده اولان، تانئدیغئمئز و گووندیگیمیز بیر دوستا زنگ آچئب و گیزلی حالدا، جانلی یایئن یایاق.
4. قوهوم قارداشا و قونشولارا خبر وئرک تا اونلاردا، ائوز یئرله‌ریندن باخاراق، فیلیم چکسین لر.
5. مامورلاردان محکه‌مه حوکمون ایسته‌مه‌لیییک. حوکم اولماز ایسه، اونلارئن ائوه یا ایش یئرینه گیرمکله‌رینه موساعیده اتمه‌مه‌لیییک.
6. حوکمودن عکس سالمالییق و عکس سالماغا، مامورلارلا بئله موجادیله اتمه لیییک!
7. حتمن حوکمو اوخومالیییق! ایمضا و تاریخینه و ایتتیهاما دیققت اتمه‌لیییک.
8. مامورلارلا دانئشارکن بئله، ائوزوموز یا هر کیم یاخئنئمئزدا وارسا، بیر بهانه ایله، موبایلیمیزی، گیزلی بیر شکیلده، فیلیم چکمه‌یه و سس قئید اتمه‌یه قویاق. اونجه‌دن عاییله عوضولرینه و دوستلارا، بو حاقدا تعلیمات وئرمه‌لیییک.
9. مامورلارئن آدلارئن، قیافه لرین، بویلارئن، لهجه لرین، بدنلرینین رنگین، باشلارئنئن توکونون رنگی، ائوزوکله‌ری و ساحاتلاری وارسا، و ... هر شئیله‌رینه دیققت اتمه‌ و یادداشئمئزدا ساخلامالئییق.
10. ماشئنلارئنئن رنگین، نومره سین، مودئلین یادئمئزدا ساخلامالیییق و مامورلار گئدندن سونرا اونلارئ کاغاذدا یادا سسلی و فیلیمده قئید اتمه‌لیییق.
11. مامولار هاردان گلمیشدیرلر؟
توتوقلانانئ هارایا آپاردئلار؟
نه زامان آزادلئغا بوراخاجاقلارئنا گورا سئوز دئمیشدیرلر؟
و ... هر شئیی موبایلئمئزلا فیلیم چکیب و فیلیمده دئمه لیییک.
12. مامورلارا هئش واخت اینانمامالیییق.
مامورلارئن ایشی بودور کی توتوقلانان فردین عاییله سین قورخو و اومود آراسئندا ساخلاسئنلار تا عاییله‌لر، توتوقلو و مامورلار حاقدا معلومات یایماسئن تا مامورلار، فیشارا آلتئندا قالمادان، ایشله‌رین ایره‌لی آپارسئنلار.
13. مامورلار، هئش واخت سیزین منفعتیزه بیر ایش گورمییه‌جکلر.
مامورلارئن ایشی سیزی حبسه سالماق دیر.
14. توتوقلانانلارئن عاییله عوضوله‌ری، تک به تک، ویدئو چکمه‌لی دیرلر.
15. هر کیم ائوزونون آدئن، فامیلین، توتوقلانانلا اولان ایلگیسین (اوغلو، قئزئ، اری، آروادی، آتاسی، آناسی، قونشوسو، دوستو، فامیلی و ...) آیدین شکیلده دئمه‌لی دیر.
16. هر کس، توتوقلانما حاقدا نه بیلیر یا نه‌لر اشیدیب یا گوروب ایسه، اونلاری دئمه‌لی و قئید اتمه‌لی دیر. سونرادا، همن ویدئونو، ائوز کانالئندا یا دوستلارئنئن کانالئندا یایمالئ دئر.
17. اگر مامورلاردان عکس یا فیلیم و یا سس قیده آلئنئب ایسه، ائوز کانالئزا قویمایئن بلکه خاریجه ده اولان بیر دوستا گونده رین.
بو سس، عکس و فیلیم حاقدا ان یاخئن آدامئزا هئش بیر سوز دئمئیین.
گیزلی توتون. بیرینین آغزئندان چئخار و سیزی زحمه‌ته سالار.
18. بئله‌لیکله، توتوقلانانئن یاخئنلارئ، دوستلارئ، قوهوملارئ طرفیئدن اونلار ویدئو یایئلار.
19. هر ویدئو، بین المیلل تشکیلاتلارئن الینده بیر شاهید و بیر سند دیر. بو شاهید و سندله‌ره دایاناراق، توتوقلانان آغا یا خانئمئن آزادلئقی و جانئنئن سالاماتلئغئی طلب ادیله‌جک دیر.
خبرین یالان و ساختا اولما احتیمالی دا، اورتادان گوتوروله‌جک دیر.
20. توتوقلانانئن، اوشاقلارئنئن (یاشلارئنئن آز یا چوخ اولماسی اونملی دئییل) هره‌سی بیر ویدئو دوزلتمه لی دیر.
اوشاقلار، آتا، آنا، باجی، قارداش و ... داها اونملی شاهیدلر دیرلر.
21. اگر بیری ویدئو چه‌کنده آغلئرسا، آغلاسئن. هئش بیر اییرادی یوخ دور.
22. توتوقلونون قانونی ایشله‌ری حاقدا توضیح وئره‌بیلرسیز آمما چوخ آچئقلئق گتیرمئیین.
لاکئن، توتوقلانان آدامئن یاخجی ایشله‌رین، داها چوخ خاطئرلایئن. اونا دارئخئرسانئز، دئیین.
اوندان بیر شئیه دارئخئرسیز، دیله گتیرین.
بیر خسته‌لیگی وار ایسه دئیین.
23. بللی دیر کی هر میللی فعال، ائوزونون توتوقلانماسئن گئوزونون اونونده توتمالی و گونله‌رین بیرینده توتوقلانماغا حاضیر اولمالئ دیر.
24. بئیله بیر گله‌جک اوچون دور کی هر بیر میللی فعال، بیر گیزلی کامئرا آلئب، ائوینه، حه‌یطنه، یا هر بیر یئرده یئرله‌شدیرمه‌لی دیر تا هر کیم اونون ائوینه یا ایش یئرینه گیریر ایسه، اونلاردان فیلیم چکسین و سسلرین قئید اتسین.
25. عاییله دن بیریسی او کامئرانئن یئرین بیلمه لی دیر کی اگر میللی فعال توتولدو ایسه، او ویدئونو سوسیال شه‌به‌که‌لرده یایماقلا، توتوقلانئن جانئن قوروسون.
26. هر کیم، توتوقلو حاقدا چکدیگی ویدئودا، هر شئیی آچئقلامالی دیر.
27. هر کیمین بو حاققئ وار کی هر گون، یئنی ویدئولار چکسین، سون دورومو آچئقلاسین.
28. هر ویدئودا، تاریخ، گون و حتتا ساحات قئید اولمالی دیر تا ویدئولار بیر بیرله‌ریله قارئشیق دوشمه‌سین‌لر.
29. بو ایشین هانکی فایدالارئ وار؟
الف- توتولان شیکنجه یه معروض قالماز.
ب- مامورلار ائوزباشئنالئق اده‌بیلمزلر.
ج- ایرانئن ان اوست مقاملار، توتوقلانان آدامدان خبردار اولارلار و مامورلار توتوقلونو گیزلی ساخلایا‌بیلمزلر.
د- دادیگاهلار ماجرایا گیرمه‌لی اولارلار.
ه- توتوقلودان، ایتتیهامدان باشقا، سورقو سووال سوروشانمازلار.
ی- توتوقلانان حاقدا، عومومی نیگرانچئلیق یارانئب، یایئلار و مسئوللارا روحی باسقئ یارادار.
و- توتوقلانانا داها یونگول توتارلار یادا داها تئز آزاد ادرلر.
ن- دونیا و بین المیلل تشکیلاتلار، توتوقلونون حالئن، گونده‌لیک تعقیب ادرلر.
ر- توتوقلییه، ایچه‌ریدن و خاریجه‌دن حیمایتلر گلر.
ز- توتوقلو حاقدا معلومات یایماقلا، هر کس، ائوز میللی وظیفه‌سین و میللی بورجون ائوده‌مه‌یه چالئشار.
ژ- هر کیم آللاهی و ویجدانی قارشئسئندا باشی اوجا اولار.
ط- هر کس، بئله ایش ایله، میللی حرکتین گوجونه، گوج قاتار و هامئ اینانار کی اگر میللت یولوندا توتوقلانار ایسه، بوتون میللت اونون آرخاسئندا دوراجاق دیر.
ض- میلله‌ته و میللی یولا اینانج، گوون و اعتیماد درینله‌شر.
ع- بین المیلل تشکیلاتلار، فورصتی الدن وئرمه دن، بیانات یایارلار و توتوقلانانئن آزادلئغئن طلب ادرلر!
ف- هئش بیر کیمسه، خاریجده و ایچه‌ریده‌کی میللی خبر یازان، خبر یایان و اینسان حاقلارئ مودافیعه‌چیسین یالانلا ایتتیهاملایانماز.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
28 اکتبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Friday, October 26, 2018

بررسی چرایی انکار قوم یا ملتی به نام فارس


مقدمه ای برای ورود به بجث دیالوگ روز شنبه (27 اکتبر 2018) که بطور زنده از گوناز تی وی پخش خواهد شد
خیلی ها ایران را کشوری کثیر المله، موزائیکی و رنگارنگ تعریف می کنند. آنان معتقدند که در این مجموعه از سرزمین ها، ملل، اقوام، قبایل و ادیان یا اعتقادات زیادی زیست می کنند و باید همه آن ها از حقوق مساوی برخوردار باشند. 

در مقابل، اما، عده ای به برتری یک ملت، یک قوم، یک زبان، یک دین و یک اعتقادی بر دیگران پای فشاری می کنند و آن را به "گروه غالب" یا گروه حاکم ودیگران را به "اقلیت" یا گروه های "مغلوب" کاهش می دهند تا بتوانند اقلیت ها را از حقوق برابر و مساوی با گروه غالب و حاکم محروم کنند.

در کتاب "مدیریت منازعات قومی در ایران" که با حمایت سه رئیس جمهور اخیر در ایران منتشر شده و سیاست های ایران را نشان می دهد، می نویسد: "تضادهاي قومي و نژادي ناشـي از رقابـت ميـان گـروه هـاي مختلف بر سر منابع كمياب مانند ثروت، قدرت و مقام است. گروهی که در این رقابت و تضاد پیروز می شود، گروه غالب و سایر مدعیان، گروه های اقلیت نامیده می شوند."

این دو دیدگاه، دو نوع نگرش به انسان و حقوق انسانی را به دنبال دارد که تاثیرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، حقوقی، و ... خواهد داشت.

قانون اساسی، به عنوان یک میثاق عمومی، از "ملت"، "قوم"، "قبیله"، "مردم" و "اقلیت" سخن می گوید. با این حال، از گروه یا از ملت غالب و حاکم، سخنی به میان نمی آورد. چرا؟

چرا قانون اساسی هم یکی از موزائیک های و رنگ های ایران یعنی فارس ها را نادیده گرفته است؟ 

قانون اساسی، ملل غیر فارس ها را نادیده گرفته است. چرا که همه حقوق و امتیازات اقتصادی، اجتماعی، زبانی، فرهنگی، دینی، و ... را به طرف پیروز در میدان جنگ، یعنی فارس داده و بقیه را به منزله شکست خوردگان و اسیر، در نظرگرفته است.

وقتی در متون آموزشی-مدرسه ای-دانشگاهی، تحقیقی، خبری، تحلیلی، نویسندگان و مولفان، گروه های قومی ساکن در ایران را می شمارند، به چنین نام هایی بر می خوریم: تورک ها (آذری ها)، تورکمن ها، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها، کردها، لر، گیلکی ها و ... 1.

اگر دقت کرده باشیم، هیچ وقت، قوم، جمعیت یا ملتی به نام "فارس" در بین ملل یا اقوام ساکن در ایران دیده و شمرده نمی شود. 
چرا؟ 
آیا فارس، همان روح پیروز، و دیگران، شکست خوردگان در ایران هستند؟

وقتی از ایران، از ایرانی، از زبان، از موسیقی، از رقص، از هنر، از فرهنگ، از تمدن، از تاریخ، از دین، از فلسفه و .. سخن می گویند، فارس، به عنوان روح ایران و ایرانی جلوه گر می شود. 

نمی توان انکار کرد که دراین گونه از مباحث، از موسیقی تورکی، رقص عربی، کشتی لری، لباس شمالی، تاریخ تورکمنی، و ... سخن می گویند و با افزودن صفاتی بر موضوعات، آن ملل را را از ایرانی بودن خالی می کنند. 

بنا بر این، می بینیم که در "ایرانی" و "ایرانیت" و هر چه با این دو اسم همراه باشد، فقط فارس و فارسی می آید و همه دیگر ملل و اقوام، ادیان، زبان ها و فرهنگ ها در ایرانی و ایرانیت غایب هستند.

چرا قبیله، قوم، ملت یا جمعیتی به نام فارس، از مباحث اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، آموزشی، هنری، تاریخی، ادبی، و غیره غایب است و نام او در هیچ کجا به میان نمی آید؟

آیا ملتی به نام "پرس"، "فرس"، "پارس" و "فارس" وجود نداشته و در این سرزمین ها نزیسته است؟ و نمی زیید؟

پس زبان فارسی متعلق به کدام جمعیت، قبیله، قوم، یا ملت است که بخش اصلی سرمایه های مادی و معنوی بیش از هشتاد میلیون ساکنان ایرانی از ملل مختلف غیر فارس، صرف تقویت زبان آن کس، قوم یا ملت می شود؟

اگر ایل، تبار، قبیله، قوم  یا ملتی به نام فارس نیست، چرا بر سر خلیجی در جنوب کشور و در کنار دریای عمان و در محاصره کشورهای عربی، رگ غیرت خیلی ها سرخ و متورم می شود تا جنگ با همسایه های می روند؟

این روح و ملت سرگردان کیست که بقول شهریار بزرگ شعر و سخن؛ جوانمردان آذربایجان را ترک خر، به رشتی کله ماهی خور، به طوسی کله خر، و ... می گوید؟

این فارس، تنها کس، ایل، طایفه، قبیله، قوم یا ملتی است که بطور سیستیماتیک بر علیه او تبلیغات نمی شود و مورد هجوم توهین ها و جوک های تحقیر آمیز نیست؟

اگر قوم یا ملتی به نام فارس وجود ندارد، چرا با رسمی شدن زبان هایی که صاحبان و مدعیانی دارند، مخالفت می کنند؟

اگر قوم و ملتی به نام فارس وجود ندارد، چرا و چگونه کارخانه های مهمی چون فولاد سازی ها، مس ، آلومینیوم، طلا، و ده ها نوع کارخانه های مهم و اساسی، در مناطقی متمرکز شده اند که ساکنان آن سرزمین ها به زبان فارسی سخن می گویند و سرزمین هایشان کویری است و آب لازم برای استفاده در آن صنایع را ندارند؟

اگر ملتی به نام فارس وجود خارجی ندارد، سرزمین هایی که فارس زبان ها در آن ها اسکان دارند، به کدام ملت یا قوم تعلق دارند؟ 
مرزهای آن ها را کدام ملل مشخص می کنند؟

اگر فارس وجود ندارد، آیا می تواند در آینده ایران، نقش و سهمی داشته باشد؟

ما به این گونه سوال ها، در برنامه دیالوگ و با حضور آقایان:
 دکتر محمد امینی، از محققان، تاریخ شناسان، نویسندگان فارس
دکتر ضیاء صدرالاشرافی، از محققان، تاریخشناسان و نویسندگان تورک
جناب یوسف عزیزی بنی طرف، از نویسندگان و محققان عرب
جناب ناصر کرمی از محققان و نویسندگان فارس 
پاسخ خواهیم داد.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و ششم اکتبر 2018
hedayat222@yahoo.com


Saturday, October 20, 2018

دیالوگ؛ چشم انداز اقتصاد ایران: رهبر یا نهادهای اقتصادی؟


برنامه هفته هفتاد ونهم دیالوگ
موضوع : چشم انداز اقتصاد ایران: رهبر یا نهادهای اقتصادی؟
میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی
دکتر شهسوار کریم زاده
جهانگیر لقایی
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه دیالوگ، هرهفته، روز شنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، از گوناز تی وی بطور زنده پخش می شود
شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷
ایران از هر نظر، در حالت سقوط و نابودی قرار دارد. این همه، به برکت مدیریت کیلویی و غیر علمی رهبران سیاسی و اقتصادی این کشور رخ می دهد.
بانک های نیمه دولتی و وابسته به نهادهای نظامی و غیر نظامی ورشکسته شده اند.
بانک های دولتی هم در حال ورشکستگی قرار دارند.
کارخانه ها یکی بعد از دیگری در حال بسته شدن هستند و کارگران، دسته دسته، بیکار می شوند.
تولید داخلی نابود شده و کشوری که مدعی خودکفایی با تولیدات داخلی بود، تنها بر اساس واردات اداره می شود.
ارزش هر دلار به حدود 14000 تومان رسیده است و بنا به احتمالی، در 15 روز آینده،  به بیش از 25000 تومان خواهد رسید.
حدود 150 تن از صرافان، بدون هیچ گناهی، دستگیر و زندانی شده اند تا دولت بتواند  نتیجه سیاست خود در باره قیمت دلار را بر شانه های صرافان بگذارد. در حالی که فروشنده 90 درصد دلار در بازار، دولت و نهادهای دولتی هستند و باید مسئولان آن نهادها و دولت دستگیر و محاکمه می شدند.
دزدی های هزاران میلیارد تومانی تاریخ، توسط مدیران گزینشی، مورد اعتماد تسبیح بدست رخ می دهد.
معلمان و کامیون داران اعتصاب کرده اند.
ده ها هزار دانش آموز ترک تحصیل کرده اند.
ده ها میلیون ها زن، کودک، پیر و جوان، نمی توانند با شکم سیر، شب را صبح بکنند.
داروهای حیاتی برای بسیاری ازبیماران، جزو اولویت های مدیریت اقتصادی این نظام نیست.
دریاچه ها و منابع آب های زیر زمینی، بخاطر سیاست های غلط سدسازی، در حال خشکیدن هستند.
کویرزایی در سرزمین های آزربایجان جنوبی با خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه به مرحله نهایی رسیده است.
این همه، در حالی رخ می دهند که در ایران، ده ها نهاد سیاست گذاری اقتصادی، وابسته به رهبر، دولت، مجلس، شورای مصلحت نظام، مراکز مطالعات استراتژیک و دانشگاه ها فعال هستند و برای سر و سامان دادن به اقتصاد، در حال فعالیت هستند.
در این میان اما آیت الله علی خامنه ای، هر از گاهی، به عنوان رهبر، به میدان می آید و کلید یک برنامه اقتصادی جدیدی را می زند.
یک زمانی اولویت اقتصادی علی خامنه ای سد سازی و خصوصی سازی اقتصادی بود که نه تنها به "رها سازی اقتصادی" بلکه به "خصولتی سازی" کارخانه ها و معادن انجامید. 
زمان دیگر، "انرژی هسته حق مسلم ماست" سیاست اقتصادی، علمی و تکنولوژیکی را تشکیل داد و ده ها میلیارد دلار از اموال این مردمان فقیر را بر سر ساخت مراکز هسته‌‏اى اصفهان، نطنز، اراک، بندرعباس، فردو و تولید نسل‏هاى دوم، سوم  سانتریفیوژهای غنى‏‌سازى‏ اورانیوم، ساخت مرکز آب سنگین اراک و... برباد داد و در نهایت، نابودی آن ها را "نرمش قهرمانانه" نامید.
برنامه ریزی های گسترده، بخصوص برای اقتصاد که برنامه چشم انداز 20 ساله اقتصادی نام گرفت. علاوه بر آن، چندین برنامه 5 ساله اقتصادی هم تدوین گشت.
سوال این است که
علی خامنه ای دارای کدام تخصص اقتصادی است که چنین برنامه هایی را عنوان می کند و به هدف اعلامی هم نمی رساند؟
آیا او و تیم های اقتصادی او، همه امکانات را بطور علمی سنجش کرده و برای برنامه مورد نظر بسیج می کنند؟
چرا برنامه های اعلامی او مثمر نمی شود و نتیجه معکوس می دهند؟
آیا علی خامنه ای بدون مشورت با نهادهای برنامه ریزی اقتصادی و مطالعاتی، برنامه های اقتصادی خودش را اعلام می کند؟
این برنامه ها، چقدر با امکانات ایران تطابق دارند؟
جایگاه مراکز و نهادهای برنامه و بودجه ریزی در کشور، با وجود چنین رهبری، در کجاست؟
آیا بین سیاست های اعلامی توسط رهبر و نهادها و مراکز استراتژیک برنامه ریزی های اقتصادی هماهنگی وجود دارد؟
کدام یک از این همه نهادهای اقتصادی، در یک طرف و رهبر، در طرف دیگر، مسئول مستقیم بحران سقوط اقتصادی ایرانیان هستند؟
آیا برنامه ریزی ها، شعارها و هدف گذاری های ایران، در سخنان اخیر رهبر، قابل دستیابی هستند؟ هدف رهبر از برنامه جدیدش چیست؟
با فرا رسیدن دور جدید تحریم های گسترده علیه ایران، برنامه اعلامی خامنه ای چگونه عمل خواهد کرد؟
 آیا این برنامه ها و سیاست های اقتصادی، می تواند امنیت دارایی های مردم را تامین بکنند؟ بر سر دارایی ها و نان سر سفره مردم چه خواهد آمد؟
وقتی رهبر اهداف و شعارهای اقتصادی را بدون توجه به وضعیت داخلی و بین المللی ایران اعلام می کند، چه نیازی به ده ها هزار کارشناس و طراح برنامه های اقتصادی وجود دارد؟
آیا مسئولیت ورشکستگی اقتصادی ایرانیان، تنها بر عهده رهبر است یا نهادهای اقتصادی هم در این ورشکستگی های اقتصادی ایرانیان سهیم هستند؟
هزینه هایی که مردمان ایران در دوران رهبری آیت الله علی خامنه ای بابت اشتباهات سیاسی و اقتصادی رهبر پرداخته و متحمل شده اند، چقدر است؟
راه حل های خروج ایرانیان از این ورشکستگی اقتصادی چیست؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نوشته شده در 19 اکتبر  2018
پخش شده در 20 اکتبر 2018
hedayat222@yahoo.com

Friday, October 19, 2018

چشم انداز اقتصاد ایران: رهبر یا نهادهای اقتصادی؟

مقدمه ای برای ورود به "دیالوگ" شنبه؛ بیستم اکتبر 2018 که در باره "چشم انداز
اقتصاد ایران: رهبر یا نهادهای اقتصادی؟" خواهد بود

ایران از هر نظر، در حالت سقوط و نابودی قرار دارد. این همه، به برکت مدیریت کیلویی و غیر علمی رهبران سیاسی و اقتصادی این کشور رخ می دهد.
بانک های نیمه دولتی و وابسته به نهادهای نظامی و غیر نظامی ورشکسته شده اند.
بانک های دولتی هم در حال ورشکستگی قرار دارند.
کارخانه ها یکی بعد از دیگری در حال بسته شدن هستند و کارگران، دسته دسته، بیکار می شوند.
تولید داخلی نابود شده و کشوری که مدعی خودکفایی با تولیدات داخلی بود، تنها بر اساس واردات اداره می شود.
ارزش هر دلار به حدود 14000 تومان رسیده است و بنا به احتمالی، در 15 روز آینده،  به بیش از 25000 تومان خواهد رسید.
حدود 150 تن از صرافان، بدون هیچ گناهی، دستگیر و زندانی شده اند تا دولت بتواند  نتیجه سیاست خود در باره قیمت دلار را بر شانه های صرافان بگذارد. در حالی که فروشنده 90 درصد دلار در بازار، دولت و نهادهای دولتی هستند و باید مسئولان آن نهادها و دولت دستگیر و محاکمه می شدند.
دزدی های هزاران میلیارد تومانی تاریخ، توسط مدیران گزینشی، مورد اعتماد تسبیح بدست رخ می دهد.
معلمان و کامیون داران اعتصاب کرده اند.
ده ها هزار دانش آموز ترک تحصیل کرده اند.
ده ها میلیون ها زن، کودک، پیر و جوان، نمی توانند با شکم سیر، شب را صبح بکنند.
داروهای حیاتی برای بسیاری ازبیماران، جزو اولویت های مدیریت اقتصادی این نظام نیست.
دریاچه ها و منابع آب های زیر زمینی، بخاطر سیاست های غلط سدسازی، در حال خشکیدن هستند.
کویرزایی در سرزمین های آزربایجان جنوبی با خشکاندن عمدی دریاچه اورمیه به مرحله نهایی رسیده است.
این همه، در حالی رخ می دهند که در ایران، ده ها نهاد سیاست گذاری اقتصادی، وابسته به رهبر، دولت، مجلس، شورای مصلحت نظام، مراکز مطالعات استراتژیک و دانشگاه ها فعال هستند و برای سر و سامان دادن به اقتصاد، در حال فعالیت هستند.
در این میان اما آیت الله علی خامنه ای، هر از گاهی، به عنوان رهبر، به میدان می آید و کلید یک برنامه اقتصادی جدیدی را می زند.
یک زمانی اولویت اقتصادی علی خامنه ای سد سازی و خصوصی سازی اقتصادی بود که نه تنها به "رها سازی اقتصادی" بلکه به "خصولتی سازی" کارخانه ها و معادن انجامید. 
زمان دیگر، "انرژی هسته حق مسلم ماست" سیاست اقتصادی، علمی و تکنولوژیکی را تشکیل داد و ده ها میلیارد دلار از اموال این مردمان فقیر را بر سر ساخت مراکز هسته‌‏اى اصفهان، نطنز، اراک، بندرعباس، فردو و تولید نسل‏هاى دوم، سوم  سانتریفیوژهای غنى‏‌سازى‏ اورانیوم، ساخت مرکز آب سنگین اراک و... برباد داد و در نهایت، نابودی آن ها را "نرمش قهرمانانه" نامید.
برنامه ریزی های گسترده، بخصوص برای اقتصاد که برنامه چشم انداز 20 ساله اقتصادی نام گرفت. علاوه بر آن، چندین برنامه 5 ساله اقتصادی هم تدوین گشت.
سوال این است که
علی خامنه ای دارای کدام تخصص اقتصادی است که چنین برنامه هایی را عنوان می کند و به هدف اعلامی هم نمی رساند؟
آیا او و تیم های اقتصادی او، همه امکانات را بطور علمی سنجش کرده و برای برنامه مورد نظر بسیج می کنند؟
چرا برنامه های اعلامی او مثمر نمی شود و نتیجه معکوس می دهند؟
آیا علی خامنه ای بدون مشورت با نهادهای برنامه ریزی اقتصادی و مطالعاتی، برنامه های اقتصادی خودش را اعلام می کند؟
این برنامه ها، چقدر با امکانات ایران تطابق دارند؟
جایگاه مراکز و نهادهای برنامه و بودجه ریزی در کشور، با وجود چنین رهبری، در کجاست؟
آیا بین سیاست های اعلامی توسط رهبر و نهادها و مراکز استراتژیک برنامه ریزی های اقتصادی هماهنگی وجود دارد؟
کدام یک از این همه نهادهای اقتصادی، در یک طرف و رهبر، در طرف دیگر، مسئول مستقیم بحران سقوط اقتصادی ایرانیان هستند؟
آیا برنامه ریزی ها، شعارها و هدف گذاری های ایران، در سخنان اخیر رهبر، قابل دستیابی هستند؟ هدف رهبر از برنامه جدیدش چیست؟
با فرا رسیدن دور جدید تحریم های گسترده علیه ایران، برنامه اعلامی خامنه ای چگونه عمل خواهد کرد؟
 آیا این برنامه ها و سیاست های اقتصادی، می تواند امنیت دارایی های مردم را تامین بکنند؟ بر سر دارایی ها و نان سر سفره مردم چه خواهد آمد؟
وقتی رهبر اهداف و شعارهای اقتصادی را بدون توجه به وضعیت داخلی و بین المللی ایران اعلام می کند، چه نیازی به ده ها هزار کارشناس و طراح برنامه های اقتصادی وجود دارد؟
آیا مسئولیت ورشکستگی اقتصادی ایرانیان، تنها بر عهده رهبر است یا نهادهای اقتصادی هم در این ورشکستگی های اقتصادی ایرانیان سهیم هستند؟
هزینه هایی که مردمان ایران در دوران رهبری آیت الله علی خامنه ای بابت اشتباهات سیاسی و اقتصادی رهبر پرداخته و متحمل شده اند، چقدر است؟
راه حل های خروج ایرانیان از این ورشکستگی اقتصادی چیست؟
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نوزدهم اکتبر 2018
hedayat222@yahoo.com


Saturday, October 13, 2018

دیالوگ: مجلس؛ مدافع ملت یا مخالف ملت؟


برنامه هفته هفتاد وهشتم دیالوگ
موضوع : مجلس؛ مدافع ملت یا مخالف ملت؟
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی
صلاح ابوشریف الاحوازی
رحیم بندوئی
تهیه کننده: جواد اسماعیل بیلی
برنامه دیالوگ، هرشنبه، از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت آزربایجان جنوبی، از تلویزیون "گوناز تی وی" بطور زنده پخش می شود

گوناز تی وی
شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷
ظاهرا و قانونا، مجلس جایی است که باید برگزیدگان ملل ساکن ایران، در آنجا و برای دفاع از منافع مردمان، اجتماع بکنند. 
ما، بر اساس نوع نگرشمان به حاکمیت و نمایندگان، چه آن ها را نمایندگان "واقعی" ملل بدانیم و یا نمایندگان و منتصبان حاکمیت بخوانیم، فرقی در مسئله نخواهد کرد. 

چرا که خود آنان، خودشان را نمایندگان حاکمیت نمی دانند و در هر مراسمی، اعلام می کنند که نمایندگان و برگزیده شدگان مردم شهر یا منطقه خودشان هستند. یعنی آنان بارها اعتراف کرده اند که خودشان را مامور حاکمیت و دولت نمی دانند. 

در این صورت، شاید نتوان آن ها را نمایندگان و منصوبان حاکمیت، برای دفاع از منافع طایفه ای، قبیله ای، قومی خاص و یا مدافعان رانتخواران و حاکمیت دانست.

با این همه، ما، به عنوان مردم و رسانه ها، باید، نگرش به نمایندگان، کار آنان در مجلس و کارنامه مجلسیان را به زیر تیغ سوال ببریم تا جایگاه مجلس را در یابیم.

از این روست که باید پرسید:

آیا نمایندگان مجلس،  همراه ملل و مدافع حقوق و اراده ملل در مقابل حاکمیت و دولت در ایران هستند؟ یا در مقابل حقوق و اراده ملل مقاومت می کنند و اجازه نمی دهند تا حقوق، خواست و اراده ملل تحقق بیابد؟

وظیفه نمایندگان مجلس چیست؟

آیا نمایندگان باید از منافع مردمان، در مقابل قدرت های داخلی یا خارجی دفاع بکنند؟ چرا؟

وظیفه نمایندگان مجلس، دفاع از خواست ها، حقوق، آرزوها و منافع ملی ملل خودشان است؟ یا دفاع و تامین حداکثر منافع، خواست، حقوق و آرزوهای حاکمیت و دولت  و قوم یا ملت مسلط است؟

اگر از تئوری عبور بکنیم، آیا منتخبان، واقعا و در عمل، از منافع مردمانی که آنان را به مجلس فرستاده اند، دفاع می کنند؟

ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، گیلک، مازنی و کرد و ... سال ها است که در خیابان ها فریاد می زنند و خواستار رسمی، آموزشی و اداری شدن زبان های خودشان به موازات زبان فارسی شده اند. اگر نمایندگان، واقعا نماینده مردم هستند و باید از خواست ها، حقوق و آرزوهای مردمان در مقابل حاکمیت و قوم مسلط دفاع بکنند، چرا هنوز و بعد از چهل سال، تنها یک زبان، زبان رسمی، آموزشی، اداری و حقوقی است و دیگر زبان ها، محروم از حقوق مساوی با زبان فارسی هستند؟

آیا زبان ها شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند؟ آیا تبعیض زبانی، نباید توسط نمایندگان و در مجلس رفع بشود؟

منابع مالی برای تامین زندگی نمایندگان از کجا و با چه عنوانی تامین می شود؟ یعنی، آیا نمایندگان، کارمندان ملت هستند یا کارمندان دولت؟

آیا نمایندگان حق دارند، در دوران نمایندگیشان، کارمند و حقوق بگیر یا مشاور، یا عضو هیات رئیسه سازمان، نهاد، شرکت و ...  باشند یا به هر عنوانی منبع مالی دیگری به غیر از حقوق مجلس داشته باشند؟

چرا نباید نمایندگان چند شغله باشند؟ در حالی که اکثر مدیران در ایران، چند شغله و دارای درآمدهای بسیار گزاف هستند؟ 
چرا نمایندگان از چند شغلگی مدیران و کارمندان دولت جلوگیری نمی کند؟

چرا نمایندگان مجلس برای تقسیم "قدرت تصمیم گیری و اعمال قدرت" سیاسی، اداری، آموزشی، اقتصادی و ... در مرکز، و توزیع آن در میان همه ملل در ایران کاری نمی کنند؟ 

چرا نمایندگان به شعارها، خواست ها و طومارهای مردمی، بخصوص مردمان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر و ... توجه نمی کنند؟ 
چرا مجلس فقط صدا و شعارهای طرفداران حاکمیت را می شنود؟ 
آیا منظور از ملت در ایران، فقط طرفداران حاکمیت هست؟

چرا نمایندگان، با تمرکز ثروت و صنایع در استان هایی با اکثریت فارس نشین و خالی شدن هر چه بیشتر استان های با اکثریت غیر فارس نشین ها جلوگیری نمی کنند؟

چرا نمایندگان مجلس لایحه الزام دولت به نجات دریاچه اورومیه را به مجلس نبرده اند؟ آیا نمایندگان این خواست طبیعی ملت تورک در ایران را نمی شنوند؟
چرا نمایندگان، لایحه ای به مجلس برده و از روند رو به رشد توهین به ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر و ... جلوگیری نمی کنند؟
چرا به دولت و نهادهای آموزشی و حقوقی در ایران اجازه می دهند تا ملل تورک، عرب، و ... را تورک زبان یا عرب زبان و مهاجر بنامند؟

چرا نمایندگان مجلس با لایحه دو فوریتی "عفو عمومی" در ایران مخالفت کرده اند؟ آیا عفوف عمومی در ایران، ضد منافع ملی ملل در ایران است؟

روش کار در دنیای پیشرفته به این شکل است که هر کس در هر مقامی و منصب دولتی باشد، نمی توانند از اطلاعاتی که برای مردمان فاش نشده و یا فاش نمی شود، بطور مستقیم یا غیر مستقیم، خود یا دوستان و نزدیکانتش از آن ها بهره مند بشوند. این  نوع بهره برداری "رانتخواری" نامیده می شود.
در ایران این قاعده مراعات نمی شود و همه شرکت های دولتی یا نیمه دولتی، به کارمندان سطح بالای دولتی (مدیران ارشد) فروخته شده اند. در حالی که مردمان، در باره آن شرکت ها، کارخانه ها و معادن و ... بی خبر بوده اند.

چرا مجلس، برای جلوگیری از رانتخواری و تملک اموال ملل، توسط خود یا نزدیکان نمایندگان یا کارمندان سطح بالایی دولتی، قانون ضد رانتخواری تهیه و تصویب نمی کند؟

آیا نباید مجلس همه دارایی هایی که در این چهل سال به افراد نزدیک به حاکمیت و دولت یا نمایندگان فروخته شده است را با تصویب قانونی باز پس بگیرد؟

چرا نمایندگان از واگذاری کشت و صنعت مغان به رانتخواران جلوگیری نکرده اند؟

چرا نمایندگان قانون "از کجا آورده ای؟" را تهیه و تصویب نمی کنند؟

آیا نمایندگان کنونی، در فردایی که روزی خواهد آمد، می توانند ادعا بکنند که چاره ای جز اطاعت از دستور رهبر یا دولت نداشتند و بری از مجازات بمانند؟

فساد، تجاوز به زنان، رشوه خواری، رانتخواری، اختلاس، قاچاق دولتی، تاسیس بانک ها و موسسات مالی-اعتباری توسط افراد و نهادهای حکومتی و سپس ورشکستگی آن ها و تامین مجدد همه زیان های واردهشده، از جیب ملل در ایران، به امر عادی و روزانه بدل شده  که در همه سلول های حکومتی و حقوقی رسوخ کرده است.
آیا نمایندگان مجلس از فسادها، تجاوز به زنان در ادارات و شرکت های دولتی و شبهه دولتی، سوء استفاده از کار زنان، رشوه خواری، اختلاس، قاچاق دولتی، تاسیس و روشکستگی بانک ها و شبهه بانک ها را نمی بینند؟
آیا نمایندگان خبر ندارند که بعضی از نمایندگان با زنان دیگری، رابطه جنسی برقرار کرده اند یا اعضای شوراهای شهری به فساد و فحشاء مبتلا شده اند؟ چرا کاری نمی کنند؟

چرا هر هر نوع فساد و دزدی در دنیا وجود دارد، در میان مدیران دولتی، شبهه دولتی، نمایندگان مجلس و اعضای شورای شهر رواج یافته است؟

بیش از 90 درصد درآمد ارزی ایرانیان از طریق فروش نفت و مشتقات نفتی توسط دولت تامین می شود. چرا مجلس اجازه می دهد تا دولت نرخ فروش دلار به مردمان را دستکاری بکند؟ 
آیا بازار دلار تنها و بطور انحصاری، در دست دولت نیست؟ 
چرا دولت دلار را گران می فروشد؟

گفته می شود که مجلسیان و دولت در افزایش قیمت دلار نقش اساسی داشته اند. نمایندگان مجلس از گران کردن دلار چه منافع مادی یا اداری می برند؟

چرا مجلس با تصویب لوایحی از گران شدن  هزینه های زنده ماندن مردم جلوگیری نمی کند؟

مجلس در ایران چه کاره است؟

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
دوازدهم اکتبر 2018
اجرای برنامه 13 -10-2018
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs