Thursday, October 10, 2019

خواست های تورکان چهار گوشه ایران چیستند؟


دیالوگ 12 سپتامبر 2019

خواست های تورکان چهار گوشه ایران چیستند؟

از زمانی که "رضا کودتاچی" بر علیه تورکان کودتا کرد و حکومت دموکراتیک احمدشاه قاجار را از بین برد و بر دوام و استمرار آزادی حاصل از اصلاحات مشروطه خط بطلان کشید، تورکان چهار گوشه ایران برای بدست آوردن حقوق مساوی با فارس ها (که در پی آن کودتا از بین رفته بود) به پا برخواستند.

با آن که در این مدت دراز تاریخی، نور امید تورکان برای کسب حقوق انسانی خودشان از دست پانفارسیسم، خاموش نشده است ولی هنوز دستاورد مهمی را بکف نیاورده اند.
تورکان، در این مدت، بارها و بارها، قیام کرده اند. آزربایجان دو بار حکومت مستقل خود را تجربه کرده است
تورکمن ها هم دو-سه بار، برای استقلال از فارسیسم، خون ها داده اند
دیگر تورکان هم ساکت ننشسته و برای بدست آوردن حق تعیین سرنوشت خودشان، فعالیت‌های مهمی کرده اند
از جمله، تورکان قشقایی، در اغلب شورش ها و عصیان ها علیه پانفارسیسم، در راس هرم مبارزه بوده‌اند و رهبران قشقایی، تاوان های سختی داده اند
پان فارسیسم به قدری از قشقایی ها خشمگین شده است که چند روز قبل، به قشقایی ها اجازه ندادند تا بر سر قبر خسروخان قشقایی تجمع صلح آمیز بکنند.

به دور از این که تورکان یا فارس ها  کی به این سرزمین ها آمده‌اند و چه مدتی در اینجا مانده اند و چگونه این خاک‌ها را به وطن بدل کرده اند، سؤال این است که:

تورکان چه می خواهند؟

تورکان‌در بیانیه ها، طومارها، لابیگری ها، مذاکره با کاندیداهای مجلس، کاندیداهای ریاست جمهوری، با امام جمعه ها، با فرماندهان سپاه پاسداران و انتقال خواست هایشان به رهبران ایران از طریق بازجویی ها در اداره اطلاعات شهرهای مختلف، چه خواست هایی را مطرح می کنند؟

چرا خواست های تورکان شنیده نمی شود؟

تورکان، دارای کدامین حقوق انسانی و جمعی در چهار گوشه ایران هستند؟

آیا تورکان و زبانشان خطر مهلکی برای زبان فارسی و خود فارس هاست؟

در دوران بعد از انقلاب 1357، تورکان سراسر ایران، برای بدست آوردن حقوق ملی خود و رسیدن به خواست های جمعی و ملی خودشان، از چه روش‌هایی استفاده کرده اند؟

آیا راه همزیستی با فارس ها هنوز بسته نشده و احتمال دارد که روشنفکران فارس، صدای تورکان را بشنوند یا تورکان از فارس ها قطع امید کرده اند؟

آیا خواست های تورکان صلح آمیز پیش خواهد رفت یا راه صلح بر روی فعالان مدنی و سیاسی و اقتصادی و محیط زیستی تورک بسته شده است؟

چرا تورکان از تبعیض های مختلف شکایت می کنند؟

آیا واقعاً تبعیض بر علیه تورکان وجود دارد یا یک تصور ذهنی و خیالی را دنبال می کنند؟

آیا راه‌های قانونی برای بدست آوردن حقوق و خواست های جمعی-ملی تورکان بسته شده است؟

تورکان چگونه و از چه راه‌هایی می‌توانند به خواست های ملی خودشان دست بیابند؟

آیا تورکان سرتاسر ایران، از دستیابی به حقوق انسانی خودشان ناامید شده و دست از فعالیت کشیده اند؟

برای پاسخ به این قبیل از سؤال ها، آقایان:
جناب آودی غفور چاریار: از متفکران، فعالان و رهبران ملت تورکمن
جناب یاشار اوستاجلو: از متفکران تورکان قزلباش
دکتر محمدحسین یحیایی: تورک آزربایجان جنوبی، محقق، نویسنده و اقتصاددان
دکتر محمدرضا ستوده: دامپزشک، فعال حقوق ملل  غیر فارس و فعال حقوق بشر از تورکان‌ خلج
و یک مهمان تلفنی از تبریز که به دلایل امنیتی نام و نشان ایشان محفوط خواهد ماند.
انصافعلی هدایت
تورنتو – کانادا
دهم (10) سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com




Monday, September 30, 2019

چگونه می توان نمایندگان، آیت الله ها، دولتمردان، دادگاه ها، مدیران و کارمندان مفسد را افشا کرد؟


چگونه می توان نمایندگان، آیت الله ها، دولتمردان، دادگاه ها، مدیران و کارمندان مفسد را افشا کرد؟
آیا افشای فساد مالی، ناموسی، دزدی، اختلاس، غارت، سرمایه های باد آورده آیت الله ها، نمایندگان، وزراء، دولتمردان، استانداران، فرمانداران، بخشداران، شهردارها، اعضای شوراها یک اقدام اخلاقی و انسالنی است یا نه؟
مردم چگونه می توانند در افشاگری فساد نمایندگان، مدیران و کارمندان دولت و دادگاه ها شرکت فعالی داشته باشند؟
راه های افشای فساد نمایندگان چیست؟
این که نمایندگان و افراد در تریبون های عمومی و رسانه ها، دیگران را تهدید به افشاگری می کنند اما افشاگری نمی کنند، به چه معنی است؟
آیا افرادی که از فساد و ثروت باد آورده، از رشوه خواری، از جرم و جنایت، از تجاوز به ناموس و حقوق دیگران، از تهدید دیگران، از بده بستان ها و از رانتخواری نمایندگان مجلس و هر مقامی در هر پستی خبر دارند و افشاگری نمی کنند، مجرم هستند؟ و از نظر اخلاقی و انسانی به آن مفسد پناهگاهی امن تامین نمی گنند تا به کارهای خودشان ادامه بدهند؟
آیا نمایندگانی که معتادند، دزدی می کنند، اختلاس می کنند، رشوه دریافت می کنند، به ناموس مردم دست درازی می کنند، قانون را می کشنند و به حقوق و خواست های مردم بی توجهی می کنند، می توانند از گسترش فساد در رگ و پی سیستم سیاسی، اداری، نظامی و انتظامی، حقوقی و قانونی کشور جلوگیری بکنند؟
آیا ایران و نهادهای آن، با وجود چنین مجلس و چنان نمایندگانی، قابل اصلاح است؟
چرا فساد در میان همه طبقات اداری، سیاسی، اجرایی، حقوقی، نظامی، انتظامی، شوراها و ... در حال رشد سرسام آوری است؟
اگر نمایندگان به وظیفه خودشان مبنی بر تصویب قانون و نظارت برروند مطلوب امور اجرایی و عدم سوء استفاده مدیران و کارمندان، دادگاه ها و نمایندگان از اختیارات و روابطشان، عمل می کردند، آیا امکان فساد گسترده در کشور وجود داشت؟
رواج و گسترش فساد، اختلاس، اعتیاد، رشوه خواری و ... دلیل بی کفایتی همه نمایندگان مجلس نیست؟
آیا مردم به این نتیجه نرسیده اند که اگر نماینده ای در صدد افشاگری است اما افشاگری نمی کند و فقط از واژه های تهدید به افشاگری استفاده می کند، حتما در پی تامین حداکثر منافع خود یا وابستگانش است؟
این برنامه در 05 اکتبر 2019 به روی آنتن خواهد رفت.

با احترام
انصافعلی هدایت

در لینک زیر، فرمان تازه رهبر در چگونگی قانونگذاری را مشاهده خواهد فرمود.

https://www.farsnews.com/news/13980706000947/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF

Friday, September 27, 2019

چرا رهبران ایران، تنها در میان مسلمین، جنگ و خونریزی بپا کرده اند؟


دیالوگ 28 سپتامبر 2019

چرا رهبران ایران، تنها در میان مسلمین، جنگ و خونریزی بپا کرده اند؟
رهبران دینی و سیاسی ایران مدعی هستند که نه تنها رهبر ایرانیان هستند بلکه رهبر مسلمانان‌جهان و بخصوص رهبر شیعیان هستند.
آن ها همچنین‌مدعی هستند که از حدود دو قرن قبل و از زمان جمال الدین اسدآبادی، برای اتحاد مسلمین‌ جهان اقدامات قلمی و مجاهدت ها کرده اند و در نهایت با انقلاب اسلامی، راه های عملی برای اتحاد جهان اسلام، بخصوص شیعیان با سنی ها را برداشته اند و رهبری اتحاد مسلمین را بر شانه هایشان دارند.
اما با نگاهی به عملکرد چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی، ملاحظه می کنیم که بین شعار و عمل رهبران ایران، تفاوت بسیار است.
رهبران ایران، گر چه در این چهار دهه، علیه فرانسه، انگلستان، روسیه، آمریکا، اسرائیل و ... شعارهای بسیار تندی داده و خواستار مرگ و نابودی بعضی از کشورها و ملل هم شده اند و حتی برای نابودی اسرائیل، شمارش معکوس ساعت و زمان تعیین کرده اند اما در عمل، با سیاست های عملی خودشان، درون اغلب کشورهای مسلمان، جنگ و نزاع بین مسلمانان براه انداخته اند.
به مدد سیاست های جمهوری اسلامی ایران، مسلمانان همدیگر را می کشند. فتوای قتل همدیگر را بسادگی صادر می کنند. با انفجار بمب و پرتاب موشک، ده ها تن از دو طرف دعوای مسلمانی بقتل می رسند.
همه طرف های دعوا هم، خودشان را صاحب اسلام راستین و طرف مقابل را دارای اسلام قلابی یا آمریکایی می دانند.
گرچه فکر می کنند و اظهار می دارند که علیه کفار می جنگند و جهاد می کنند اما کشته ها و زخمی های مسلمانان، شهادت می دهند که مسلمانان، به اسم و نام‌ اسلام، همدیگر را به نام کفار، بقتل می رسانند.
نقش ایران در نزاع های میان‌ مسلمانان چیست؟
چرا مسلمانان به جان هم افتاده اند؟
ایران با کشتار و ترور مسلمانان و ایجاد جنگ و ویرانی، در پی دستیابی به کدامین منافع کوتاه مدت یا بلند مدت خود یا مسلمانان است؟
درک کدام طرف دعوای اسلام، درست و کدام طرف دعوا نادرست است؟
آیا قبل از تاسیس جمهوری اسلامی و ادعای رهبری مسلمین‌جهان هم‌ در بین‌ مسلمانان این‌ همه کشت و کشتار و خونریزی بوده است؟
آیا می توان‌ پذیرفت که هدف رهبران ایران، دینی و اسلامی است یا اهداف امپریالیستی و امپراطوری، آن ها را به سیاست های دخالت در امور مسلمانان و ایجاد جنگ و خونریزی سوق می دهد؟
چرا دیگر مسلمانان به ایران متمایل شده اند و سیاست های تروریستی و قتل عام کننده ایران را پیگیری می کنند؟
راه جلوگیری از نفوذ سیاست های ضد انسانی رهبران ایران در میان مسلمانان چیست؟
چرا ایران از مسلمانان و سرزمین های اشغالی آزربایجان توسط ارمنستان، کشتار مسلمانان اویغور در چین، کشتار مسلمانان در کریمه توسط روس ها و ... ساکت هستند؟
سیاست های یک بام و دو هوای ایران در رابطه با مسلمانان را چگونه می توان تحلیل کرد؟
چرا ایران که خود را دشمن اصلی آمریکا و اسرائیل نشان می دهد، تا کنون، بطور مستقیم با این دو کشور وارد جنگ نشده است؟

برای بررسی این گونه مسائل، آقایان
جناب ابراهیم احراری؛ نویسنده، متفکر و مجری اهل سنت تلویزیون کلمه

جناب طاهر ابو نضال الاحوازی؛ زنداني سياسي سابق، سردبير هسته مركزي جبهه ديمكراتيك مردمي خلق عرب الاحواز

جناب محمد شوری؛ روزنامه نگار سابق روزنامه سلام، روزنامه نگار در مجلس، نویسنده چندین جلد کتاب، زندانی سابق، ضد ولایت فقیه، از یاران آیت الله منتظری

مهمانان این هفته "دیالوگ" هستند.
دیالوگ، هر هفته در روز شنبه و از ساعت 12:00 بوقت شیکاگو،
13:00 بوقت تورنتو، واشنگتون و نیویورک،
18:00 بوقت لندن،
19:00 بوقت آلمان
و 21:30 بوقت تبریز، به روی آنتن می رود.
انصافعلی هدایت
دیالوگ

Monday, September 16, 2019

جناب بهرام مشیری، زبان فارسی چه چیز مفیدی به بشریت داده است؟


استاد بهرام مشیری در سخنانی به اسلام و قرآن ده ها ایراد گرفته اند که ثمره اسلام و قرآن و مسلمانی در این هزار و چهارصد سال چه بوده و چه چیزهایی را تولید کرده و به بشریت داده است؟
من (انصافعلی هدایت) هم از ایشان چندین سوال در رابطه با ثمره زبان فارسی و تاثیر آن در عدم رشد و فکری و عقب نگه داشتن انسان ها پرسیده ام.
راستی، استاد بهارام مشیری؛ استاد تاریخ  ادبیات و ...، آموزش زبان فارسی به زور چوب و فلک و قانون اجباری،  در یک‌ قرن (یک صد سال) اخیر، کدامین خیر و برکت، کدامین رفاه، کدامین آسایش، توسعه فکری، سیاسی، جهان بینی و ... را نصیب ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، و ... کرده است؟
زبان فارسی باعث رونق یا توسعه فرهنگی، هنری، حقوقی، علمی، تکنولوژیکی و ...شده است؟
زبان فارسی، کدامین فکر و اندیشه و جریان فکری، اجتماعی، عقیدتی و ... را تولید کرده و نه به بشریت که حداقل به ملل تورک، تورکمن، قشقایی و ... در ایران داده است؟
چرا به این زبان فارسی این همه قداست داده اید و از آن، این همه دفاع می کنید و برای هر کلمه اش که نمی توان بکار برد، ده ها میلیون تومان هزینه روی دست ملل در ایران می گذارید؟
زبان فارسی کدامین ثمره را مثمر بوده است؟
زبان فارسی، کدامین مشکل عقلی، سیاسی، حقوقی، علمی، ریاضی، فیزیکی، شیمیایی، اجتماعی،  هنری، ادبی و ... را حل کرده است؟
آیا زبان فارسی، نوشتن، فهمیدن و فهماندن را برای انسان ها آسان کرده است یا خودش بخشی از مشکل نوشتن، خواندن، باسوادی، فهمیدن و فهماندن شده است؟
آیا زبان فارسی توانسته و می تواند مفاهیم فلسفی، فکری، اخلاقی، هندسی، ریاضی  و ... را برساند و توضیح بدهد؟
چرا کتاب های مهم فکری، فلسفی، علمی و ... به این زبان نوشته نمی شوند؟
آیا خود زبان فارسی باعث عقب ماندن فکر، درک و ادراک متکلمان به این زبان نمی شود؟
چند متخصص در رشته های گوناگون، با تکیه بر توانایی های زبان فارسی، در عرصه بین المللی و در چند هزاره اخیر  تولید شده اند؟
زبان فارسی به چه دردی می خورد و دوای کدامین درد جامعه بشری و ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ...است؟
نقش زبان فارسی در استحمار و استعمار و در خواب غفلت، در وادی شعر و شاعری بردن مردم و عقب نگه داشتن فکر انسان ها چقدر است؟
با احترام
انصافعلی هدایت


Wednesday, September 11, 2019

و حالا، نوبت سازماندهی مردم است


هیچ ملت و دولتی بدون سازمان دهی، نه شکل می گیرد و نمی تواند تداوم داشته باشد. ملت و دولت بدون سازمان و تشکل، محکوم به نابودی است. خواست ها و آرزوهای آن ملت و آن دولت، هر چقدر مهم و انسانی هم باشد، تا زمانی که بدون سازمان و تشکیلات است، محقق نخواهد شد.
سازمان و تشکیلات، تنها راه رسیدن به اهداف فردی و اجتماعی است. توانایی یک گروه 6-7 نفره سازمان یافته، بیش از یک توده بدون سازمان دهی 300-400 نفره است.
برای مثال، علاقه مندان ده ها هزار نفری تیم فوتبال ... که سازمان نیافته و اهداف مشخصی را تعقیب نمی کنند، در مقابل یک گروهان 70 تا 100 نفره، پا به فرار می گذارند.
چرا؟
چون نه تنها سازمان نیافته و از نیرو و توانایی هم بهره مند نمی شوند، بلکه آموزش هم ندیده اند.
در نتیجه، در مقابله با سربازانی که حداقل، یک دستشان آزاد نیست و نمی توانند از هر دو دستشان استفاده بکنند، پا به فرار می گذارند.
باید پذیرفت که ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... در مقابل استعمار پانفارسیسم، از خواب غفلت بیدار شده اند و تا حدودی هم به حقوق فردی و جمعی خود آشنایی یافته اند.
گر چه، درصد این بیداری روندی رو به رشد دارد ولی هنوز مردمان به اهمیت و ضرورت سازماندهی خودشان پی نبرده اند.
من، به همراه مهمانان این هفته، قصد داریم تا شما بینندگان و شنوندگان گرامی و آگاه به حقوق انسانی خودتان را، نه تئوریک، بلکه از جنبه های پراتیک و عملی، در زمینه سازماندهی خودتان آگاه بسازیم.

سازمان و سازماندهی چیست؟
اهمیت سازماندهی در چییست؟

آیا نیاز به سازماندهی مردم احساس می شود؟
چرا دولت های صد سال اخیر ایران با اجتماعات و فعالیت های سازماندهی شده و تشکیلاتی ملل در ایران مخالفت کرده اند؟

اگر سازماندهی نیروها، چیز خوبی نیست و غیر قانونی است، چرا خود دولت های صد سال اخیر، احزاب و جمعیت های سیاسی، نظامی و امنیتی خودشان را تاسیس کرده اند؟

آیا افراد و جوامعی که سازمان دهی ندارند، می توانند به خواست ها، حقوق آزادی های مورد نظر خودشان دست بیابند؟

آیا افراد و عموم جامعه، به مرحله ای از رشد شخصیتی و اجتماعی رسیده اند که بتوانند خودشان را برای رسیدن به اهدافشان سازماندهی بکنند؟

آیا سازماندهی و فعالیت سازمانی کاری اخلاقی، حرفه ای، قانونی و مترقیانه است یا فعالیتی غیر اخلاقی، غیر حرفه ای، غیر قانونی و نشانه عقب ماندگی شخصی و اجتماعی افراد است؟
سازماندهی افراد، می تواند چه منافع یا مضاری برای فرد و جامعه داشته باشد؟

آیا همه افراد توانایی سازماندهی خودشان را دارند؟
چه کسانی با چه ویژگی هایی می توانند دیگران را سازماندهی و رهبری بکنند؟

راهکارهای عملی و ریز سازماندهی افراد چیست؟

چگونه می توان هسته های سازمانی تشکیل دارد؟

آیا همه اندام ها و ارگان های یک سازمان باید علنی باشند؟
لازمه فعالیت های غیر علنی سازمانی چیست و چگونه باید انجام بگیرد؟

برای سازماندهی افراد، چه کار باید کرد؟
انصافعلی هدایت
تورنتو-کانادا
یازدهم (11) سپتامبر 2019
hedayat222@yahoo.com


دیالوگ: بررسی رابطه زبان مادری، زبان مهاجران، ثروت و رفاه



برنامه هفته صد وبیست و چهارم دیالوگ
موضوع :بررسی رابطه زبان مادری، زبان مهاجران، ثروت و رفاه
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر عبدالرحمان دوجی
دکتر محمدرضا ستوده
ناصر کرمی
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون گوناز تی وی پخش می شود.
https://youtu.be/xKqQ3QBG9dE

Thursday, August 29, 2019

آیا دولت با دو ساعت آموزش زبان تورکی در 3-4 مدرسه، تورکان ایران را تحقیر نمی کند؟

در برنامه این هفته دیالوگ، به دو موضوع مهم منطقه آزربایجان و تورکان در ایران خواهیم پرداخت.
اول: آموزش 2 ساعت زبان تورکی در 4-3 مدرسه
دوم: آتش سوزی جنگل های قره‌داغ در آزربایجان

چهل سال از تصویب قانون اساسی و حق آموزش به زبان های مادری در ایران می گذرد. آموزش به زبان مادری، حق اولیه، طبیعی و انسانی هر فرد انسانی است.

اگر قانون اساسی هم این حق را برسمیت نمی شناخت، حق انسانیت، هموطنی، دوستی، همسایگی، حقوق بشری، قوانین و کنوانسیون های بین المللی، ایجاب می کرد تا روشنفکران، مدیران و دولتمردان فارس محور ایران، برای حفظ یکپارچگی ایران هم که شده،  در رسمیت زبان های مادری ملل در ایران و آموزش آن زبان ها در همه سطوح، پیش قدم بشوند تا ملل ساکن در ایران، بتوانند بدون احساس تبعیض، در کنار هم زندگی بکنند. 

ولی پانفارس های نژادپرست، نه به قانون اساسی وقعی نهاده اند و نه به حقوق بشر، نه به حقوق طبیعی انسان ها، نه به قوانین و کنوانسیون های بین المللی، نه به حرمت  همسایگی، نه به حرمت انسانیت، نه به حرمت هموطنی و نه به ... که دایما از آن ها لاف می زنند و نه حتی، وقعی به سیاست استعمار طولانی مدت ملل در ایران، نهاده اند تا با رعایت حداقل حقوق این ملل؛ یعنی با رسمی کردن همه زبان ها و آموزش آن ها در همه سطوح تحصیلی، بتوانند، رضایت آن ملل برای ماندن در ایران و همچنین تن دادن آن ملل به استعمار پانفارسیسم را ادامه بدهند.

تا چند روز دیگر، حدود 13 میلیون نونهال و نوجوانان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد، و ... مجبور خواهند بود تا زبان های مادریشان را در خانه بگذارند و برای آموختن زبان دشمن و بیگانه فارسی، به مدارس بروند تا زبان اقلیت  فارس را یاد بگیرند و زبان خودشان را فراموش بکنند.

یک قرن از مبارزه ملل برای بدست آوردن حقوق اولیه، طبیعی و انسانی خودشان در ایران می گذرد ولی، در این روزها، دولت ایران "الطفات" کرده و با "طرح مهر"، بجای حقوق کامل آموزشی و زبانی این ملل، آبنباتی 2 ساعته، بدست ملل تورک در ایران داده است.

یعنی، قرار است تا به مرحمت دولت پانفارس ایران، در 3-4 مدرسه در آزربایجان شرقی، به مدت 2 ساعت در هر هفته، زبان تورکی هم آموزش داده بشود.

آیا این عمل و بعد از چهل سال، دهن‌کجی به قانون اساسی، حقوق اولیه و طبیعی میلیون ها انسان و خواست یک قرنی اکثریت ساکنان ایران نیست؟

آیا آموزش زبان تورکی در 3-4 مدرسه، آن هم 2 ساعت در هفته، تحقیر ملل تورک آزربایجان، تورکمن صحرا، قشقایی، خمسه، خلج و ... نیست؟

چرا دولت ایران نمی خواهد، تورکان و دیگر ملل ساکن در این منطقه، به زبان های مادری خودشان تحصیل بکنند؟ 

پانفارسیسم و دولتمردان ایران و نمایندگان مجلس، چه دشمنی با زبان تورکی دارند؟

آیا دشمنی پانفارسیسم و زبان فارسی با زبان های تورکی، تورکمنی، عربی، بلوچی، کردی و ... پایان نخواهد یافت؟

آیا برای آموزش زبان تورکی در ایران، معلم و مدرس به تعداد کافی برای تدریس زبان تورکی و همچنین کتاب تورکی  وجود ندارد؟

آیا در این سال های خفگان و قدغن بودن زبان تورکی در ایران، تعدادی از فرزندان ملل تورک، در آزربایجان، در قشقائی، در تورکمن صحرا، در فارسیستان، به اندازه کافی در زبان مادری خود آموزش ندیده اند که بتوانند، این زبان را در مدارس تدریس بکنند؟ یا مسئله، بازی با اراده و خواست ملل تورک و گذر از مرحله انتخابات در ایران است؟

در این مقطع از تاریخ ملت تورک، نقش معلمان زبان تورکی داوطلبی که در این مدت، در خانه ها، محل کار یا در کلاس های خصوصی، زبان تورکی را آموزش می دادند، چیست؟

آیا باید دولت را دست تنها گذاشت تا به بهانه کمبود معلم زبان تورکی، از اجرای قانون اساسی و حقوق و خواست ملل تورک طفره برود یا باید آنانی که این زبان را بخوبی آموخته و آماده تدریس این زبان هستند، بسیج شده و برای آموزش تورکی به فرزندان ملل تورک، با حضور در مدارس و ادارات آموزش و پرورش، به اجرای این طرح یاری برسانند؟

حال که دولت ایران می خواهد راه را برای رسیدن به "ذره ای از حقوق ملی" ملل تورک، تورکمن، قشقائی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ...  آسفالت بکند، وظیفه فعالان ملی، تک تک پدران، مادران، جوانان و نوجوانان تورک چیست؟

آیا والدین و خود دانش آموزان نباید از مدیران مدارس بخواهند تا زبان تورکی در مدرسه آن ها هم تدریس بشود؟

آیا آموزش زبان تورکی، به ضرر دولت ایران است؟

آیا آموزش زبان تورکی، در همه مدارس و در همه سطوح آموزشی، باعث خلع سلاح استقلال طلبان تورک نخواهد شد؟

دوم: آتش سوزی جنگل های قره‌داغ در آزربایجان

در همین حال، از ادامه آتش سوزی در جنگل های "قره‌داغ" آزربایجان، خبرهای ضد و نقیضی می رسد. آن چه قطعی شده، این است که حداقل 300 هکتار، یعنی 3 میلیون متر مربع از جنگل های وطن ما تورکان، در قره‌داغ را سوزانده اند.
این در حالی است که دولت ایران، حدود 17-18 سال قبل، بیش از 5 میلیون اصله درخت در این منطقه را برید.
مقام های دولتی، دلیل قتل عام آن همه درخت را احداث راه برای روز مبادایی که آتش  سوزی در دل این جنگل ها بیفتد، اعلام کرده بودند 
ولی این آتش سوزی نشان داد که دولت ایران دروغ می گفته است. چرا که نه تنها خود دولت ایران، برای مهار این آتش سوزی، بطور جدی وارد کار و زار نشد بلکه رسانه های عمومی آن هم از ارسال و پخش خبر این آتش سوزی بی سابقه در ایران، به مدت چند روز خود داری کردند.

چرا در استان های شمالغرب ایران، امکانات لازم برای مقابله با چنین حوادثی وجود نداشته است؟

آیا این آتش سوزی ها عمدی نبوده است؟

چرا دولت ایران، همه امکانات خودش را برای خاموش کردن آتش سوزی بسیج نکرد؟

چرا مجلس، بخصوص 36 نماینده آزربایجان، در باره این آتش سوزی ساکت ماندند؟

آیا می توان این آتش سوزی را در راستای غارت منابع ملی و نابودی وطن ملل تورک در ایران تفسیر کرد؟

آیا دولت ایران و مدیران ارشد و میانی آن، ناتوان از پیش بینی آتش سوزی در این منطقه و مهیا کردن امکانات اطفای حریق بوده اند؟

اگر آتش سوزی در مئشه های قره‌داغ را در کنار غارت معادن آزربایجان، زلزله ورزقان، سقوط هواپیما، آتش سوزی مدارس، حادثه قطار و ... قرار بدهیم، چه نتیجه ای خواهیم گرفت؟

برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، چهار مهمان تورک، همراره ما در برنامه امشب خواهند بود.

دکتر ضیاء صدرالاشرافی؛ محقق، نویسنده، دارای دکترای کشاوری، آشنا با منطقه قره‌داغ - تورک آزربایجان
دکتر محمدرضا ستوده؛ دامپزشک، متفکر و فعال حقوق بشر، از تورکان خمسه
دکتر محمدحسین یحیایی؛ نویسنده، محقق، دارای دکترای اقتصاد - تورک آزربایجان
جناب شایان بوربور قشقائی؛ معلم سابق، متفکر و فعال حقوق بشر- از تورکان قشقائی 

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
بیست و نهم (29) آگوست 2019
hedayat222@yahoo.com

هفته صد وبیست و دوم دیالوگ
موضوع: اپوزیسیون تراشی رژیم و نفوذ در احزاب و رهبری آن ها
مجری و مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
میهمانان برنامه:
دکتر محمد حسين يحيايی
فرامرزخان بختیار
عبدالله بلوچ
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روز شنبه و از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز، بطور زنده از تلویزیون "گوناز تی وی" پخش می شود
شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸

اپوزیسیون یعنی چه و نقش آن  چیست؟

بنظر می رسد که رژیم ایران توانسته است، عوامل خودش را در دل احزاب و گروه های سیاسی و از جمله در احزاب و جمعیت های اپوزیسیون نفوذ داده و سیاست ها و حرکت های آن ها را در اختیار خود در بیاورد. اگر این نفوذ و رهبری احزاب توسط عوامل رژیم 100 درصد نیست اما نفوذی ها توانسته اند سیاست ها و حرکت های مخالفان را نرمتر و ملایمتر بکنند. در حقیقت، دولت ایران و عوامل آن توانسته اند، مخالفت مخالفان را یا خنثی بکنند و یا از شدت ان ها بکاهند.

نفوذ رژیم، تنها به احزاب و گروه های خارجی محدود نمی شود بلکه جبهه های مختلف دولت ایران و عوامل آن توانسته اند، با طرح شعارهایی مانند "مبارزه مدنی"، "انتخابات"، "قانونگرایی"، "ایران برای همه ایرانیان" و ... حرکت های ملی گرایان ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ... را هم در راستای منافع و خواست خودشان سازماندهی و رهبری بکنند و یا از شدت و رادیکالیزه شدن آن حرکت ها جلوگیری بکنند.
همچنین توانسته اند، در بین فعالان ملی-مدنی این ملل، چه در داخل ایران و در بطن فعالان مدنی و چه در خارج از ایران، و در میان افراد و سازمان های در تبعید، نفاق و کدورت ایجاد بکنند یا به بحث های بسیار سطح پایین دامن بزنند و آن ها را تا حدودی منحرف بکنند.

مهمانان این هفته دیالوگ، آقایان: 
دکتر محمدحسین یحیایی؛ نویسنده، محقق و دکتر در اقتصاد - تورک
جناب عبدالله بلوچ؛ استقلال طلب و متفکر بلوچ
فرامرزخان بختیار؛ رهبر حزب اصلی لورستانات و بختیاری ها -  لور
نظر و دیدگاه های خودشان در این باره را بیان می کنند.

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com

Saturday, August 17, 2019

چرا مردمان ایران در مقابل رهبران دزد خودشان ساکت هستند؟

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند، آن کار دیگر می‌کنند
آیا صدها روحانی و آیت الله که خودشان را نماینده خدا و امام دوازدهم شیعیان بر روی زمین می دانند، مصداق این بیت نیستند؟
آنان، زاهدانی هستند که شاید شب ها عبادت می کنند و شاید هم پیشانیشان، نه بر اثر داغ با آلتی، بلکه بر اثر سجده به شیطان و نماز تو خالی، گبره می بندد اما روزهایشان، در دزدی و غارت اموال و ثروت میلیون ها انسان فقیر، نیازمند و گرسنه می گذرد.
روحانیان و آیت الله هایی که ده ها سال از حق الله و حق الناس سخن گفته و تلاش می کردند تا به آدم های عامی در معرض فریب شیطان، بفهمانند که خداوند، ممکن است از حق الله بگذرد اما از حق الناس نخواهد گذشت و حق الناس از گوشت خوک و سگ، نجس‌تر و حرام‌تر است.
لکن، با اقدام اخیر (به گفته خمینی) شیطان بزرگ؛ آمریکا، روشن و آشکار شد که اغلب آن زاهدان شب، به جای نماز، نقشه دزدیدن اموال میلیون ها انسان را می کشند و روزها هم به چپاول و غارت مشغولند.
بر اساس اعلام امریکا، خانواده و نزدیکان آیت الله خامنه ای، خانواده و نزدیکان آیت الله جنتی، خانواده و نزدیکان اعضای شورای نگهبان، و ده ها آیت الله دیگر، رئسای مجلس، فرماندهان نیروهای مسلح و فرماندهان تروریست سپاه، تعدادی از خانواده و بستگان وزراء و فرزندانشان، و ... در میان لیست سران دزدها در ایران هستند که 28 میلیارد و 388 میلیون دلار دزدیده اند.
گر چه آنان دائما از مردم، حقوقشان، از تلاش برای جلب و جذب سرمایه های داخلی و خارجی سخن می گویند اما خودشان آن ده ها میلیارد دلار را در ایران و برای توسعه و رفاه مردمان این منطقه سرمایه گذاری نکرده اند بلکه از پول های دزدیده شده، در سرزمین شیطان بزرگ سرمایه گذاری کرده اند.
در همین حال، مردمان ساکن ایران در بیکاری، تورم توام با رکود اقتصادی غرق شده اند. رهبران دزد ایران تصمیم گرفته اند برای کاهش رنج و درد مردم، چهار صفر از پول ایران کاهش بدهند.
آیا رهبران دینی، سیاسی، نظامی و حقوقی ایران را دزد نیستند؟
آیا می توان به دزدها اعتماد کرد و سرنوشت خود و جامعه را بدست دزدان سپرد؟
چرا روحانیان دزدی می کنند؟ آیا چون دست روحانیان از ثروت مردمان کوتاه بوده، دزدی را حرام می دانسته اند و حالا که خودشان می توانند، مردم را چپاول بکنند، دزدی حرام نیست؟
جرم دزدی در اسلام‌ چیست؟
اگر آیت الله ها دزدی بکنند، از مجازات مستثنا هستند؟
اگر رهبر سیاسی-دینی ایران، سران و وابستگان و نزدیکان قوای سه گانه مجلس، عدلیه و دولت دزد باشند، آیا می توان دزدی را کنترل کرد؟
آیا در این دزدی ها، از رهبران و اعضای دو جبهه اصلاح طلبان و محافظه کاران هم هستند؟
آیا اصلاح طلبان یا محافظه کاران، برای مقابله با دزدی ها، برنامه هایی داشته اند؟
آیا غارت ثروت مردمان در دوران حاکمیت اصلاح طلبان، کمتر از محافظه کاران بوده است؟
این حجم از دلارهای که در حساب های بانکی 66 تن از اعضای خانواده های رهبران سیاسی، نظامی، حقوقی، سیاسی و عدلیه ایران در آمریکا مصادره شده است، چه نقشی در رشد اقتصاد ایران می توانست داشته باشد؟
چرا مقام های دزد ایران، می خواهند چهار صفر از پول ایران را حذف بکنند؟
حذف چهار صفر از پول ایران، چه کمکی به حل مشکلات بیکاری، فقر در ایران و تولید و ایجاد اشتغال می کند؟
برای پاسخ به این قبیل از سوال ها، چهار تن، از چهار کوشه جهان، مهمانان "دیالوگ" خواهند بود.
دکتر محمدحسین یحیایی؛ نویسنده، محقق و اقتصاددان – تورک
جناب محمد شوری؛ نویسنده و روزنامه نگار مورد غضب جبهه اصلاح طلبان - آبادانی
جناب مهین سرخوش؛ متفکر و فعال سیاسی – بلوچ
دکتر شهسوار کریم زاده، استاد دانشگاه در فلسفه و اقتصاد، بلوچ
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
شانزدهم (16) آگوست 2019
hedayat222@yahoo

Friday, August 9, 2019

آیا ایران یک امپراطوری است یا یک کشور؟

مقدمه ای برای دیالوگ روز شنبه دهم (10) آگوست 2019
وقتی یک ایدئولوژی (اندیشه خاصی) یا صاحب قدرتی، به گسترش قلمرو حکومتی خود بپردازد و سرزمین های دیگر را با توصل به زور یا از طریق اعمال سیاست و نفوذ اقتصادی، به محدوده حکومتی خودش بیفزاید و آن ملت هم با این الحاق مخالف باشد، یک امپراطوری شکل می گیرد.

همه کلمات امپراطور، امپراطورس، امپراطوری، امپریال، امپریالیسم، امپریالیست و امپریالیستی از یک ریشه هستند. 

معنای فارسی امپراطور، عبارت از؛ شاهنشاه، شاه، ملکه، فرمانده و حتی طبق نظریه هایی که آمریکائیان در سال های 1970 به بعد مطرح کرده اند، رئیس جمهور هم  امپراطور است.

اغلب پان ایرانیست های تاریخ نویس غربی، آغاز تاریخ قوم "پرشیا" (نه ایران بعنوان یک جغرافیایی که از نظر سیاسی دست بدست می شده است) را با هخامنشیان می دانند و این امپراطوری بعد از حدود دویست (220) سال به اشغال "سلوکی"های یونانی درآمد و اگر چیزی به نام ایران هم بوده، در روی جغرافیای سیاسی نماند.

امپراتوری سلوکی ها هم بعد از 249 سال به تسخیر امپراتوری "اشکانیان" در آمد که بعد از471 سال بوسیله"ساسان"ی ها محو شد. 

 خود ساسانی ها هم بعد از 427 سال بدست اعراب مسلمان مضمحل شدند. امپراطوری اسلامی، بر سرزمین های ساسانی ها و دیگر محدوده های سیاسی آن زمان تسلط یافت. اگر هم تا آن زمان، نامی از ایران یا حکومت های ایرانی بوده است، بدست اعراب، از بین رفت. دیگر، در روی نقشه سیاسی و فرهنگی، کشوری به نام ایران موجودیت نداشت. 

خود امپراتوری اسلامی، هم اکنون هم، به عنوان یک ایدئولوژی و دین، در کشورهای زیاد و مستقلی به حیات خود ادامه می دهد اما امپراطوری سیاسی آن، با پایان یافتن امپراطوری تورکان عثمانی، به پایان رسیده است.

حکومت های محلی و ریز "طاهریان" با 54 سال، "صفاریان" با 40 سال، "سامانیان" با 128 سال، "علویان طبرستان" با 66 سال، "زیاریان" با 119 سال و "آل بویه" با 120 سال، و همزمان با هم حکمرانی می کردند. در این حاکمیت های مستقل اما ریز هم خبری از ایران با هویت سیاسی مستقل نبوده است.

امپراطوری های تورکان "غزنوی" با 230 سال، "سلجوق" با 162 سال"، "خوارزمشاه"، با 158 سال، "ایلخانی ها" با 42 سال، گاها به موازت هم ادامه حیات می دادند و ایران امروزی در میان آن ها تقسیم شده بود و نشانی از ایران سیاسی نبود.

با گسترش نفوذ نظامی، سیاسی و اقتصادی امپراطوری مغول که از اتفاق قبایل مغول و تورک تشکیل شده بود، به عمر آن امپراطوری های مستقل و همزمان، در مناطق مختلف پایان داده شد. 

بسیاری از آن امپراطوری ها و حکومت های ریز جهان آن روز، تحت حاکمیت مغول درآمدند و نمی توانستند هویت مستقلی داشته باشند. در نتیجه، در دوران مغول هم چیزی به نام ایران، بعنوان یک واحد سیاسی مستقل خارجی هم وجود خارجی نداشت.

اما با از هم پاشیدن اتحاد در رهبری مغول-تورک، قلمرو سابق امپراطوری مغول، در میان سرداران آن تقسیم شد که به دوران "ایلخانی" ها معروف است.

در پی آن ها، امپراطوری تورکان "تیموری" با 140 سال، "قره قویونلو"ها با 64 سال و "آق قویونلو"ها با 118 سال، ظهور و حکمرانی در این منطقه وسیع را آغاز کردند.
امپراطوری تورک "صفوی" با 227 سال تداوم، حکومت های ریز محلی را از بین برد و آن ها را به زیر فرمان و حاکمیت امپراطوری خود در آورد. 
امپراطوری صفوی ها بود که صلح دراز مدت، توسعه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، تکنولوژیکی، شهرسازی، معماری، رونق تجارت و راه های تجاری را به ارمغان آورد.
ایران قبل از صفویه، جز در ذهن برخی از پان ایرانیست ها وجود خارجی نداشت و حاکمیت سیاسی بر این جغرافیا، دست بدست می شد و هر منطقه با نام حاکم آن، شناخته می شد.
امپراطوری افشار توانست بخشی اعظم فرو پاشیده امپراطوری صفوی را دوباره به هم بچسباند ولی عمر این امپراطوری زیاد نبود. 
امپراطوری زندیه تنها به بخش کوچکی از امپراتوری های صفوی و افشار حاکم شده بود.
آغامحمدخان قاجارتورک، بخش بسیار بزرگتری از امپراتوری صفوی و افشاریه را به زیر فرمان تورکان در آورده و امپراتوری قاجار را بنیاد نهاد. گر چه در اواخر عمر این امپراطوری، بخش هایی از ممالکی که بدست آورده و اشغال کرده بودند، از دست قاجار بیرون رفت.
ادامه این شکست ها و از دست دادن سرزمین هایی که تورکان قاجار با دادن خون، بدست آورده بودند، در دوران امپراطوری پهلوی اول و دوم دوام یافت ولی به خاطر سیاست پهلوی محوری رسانه ها و سیستم آموزشی دولتی و متمرکز متکی بر سانسور، بسیاری از مردمان ساکن در ایران، از آن شکست های سیاسی-نظامی و عقب نشینی از صدها کیلومتر سرزمین های تحت حاکمیت امپراطوری قاجار در دوران پهلوی ها بی خبر مانده اند.
رضاخان، با تکیه بر ارتشی که در دوران قاجار تشکیل شده بود، ممالکی که از مرکز گریزان شده و در دوران ضعف حکومت مرکزی قاجار و بی ثباتی های اوایل حاکمیت رضاخان میرپنج، استقلال سیاسی-اقتصادی خودشان را دوباره بدست آورده بودند، اشغال کرد و نام واحد سیاسی جدید را "ایران" گذاشت و از نویسندگان، اروپایی ها و دول دیگر خواست تا بجای "پرشیا"، از نام جدید "ایران" استفاده بکنند.
بدین سان بود که امپراطوری ایران سیاسی، بعد از چندین قرن و بشکلی کاملا جدید متولد شد.

بعضی ها معتقدند که عصر امپراتوری ها به پایان رسیده است و ایران جزو معدود امپراتوری های باقی مانده در روی زمین است ولی این ایده مخالفان جدی هم دارد که ایران را یک کشور واحد می دانند.

آیا ایران یک امپراطوری، متشکل از چندین ملت، سرزمین، فرهنگ و تمدن است یا یک سرزمینی تاریخی-سیاسی، یک ملت، یک زبان، یک دین، یک فرهنگ، یک تمدن و حتی یک جغرافیا است؟

آیا واقعا عصر امپراطوری ها به پایان رسیده است؟

آیا امپراطوری ایران قابل دوام است؟

یک امپراطوری در چه شرایطی فرو می پاشد؟

اگر کسانی متمایل به تداوم عمر امپراطوری ایران باشند، چه کارها می توانند و یا باید انجام بدهند تا ملل داخل ایران کنونی، راضی به همراهی با فارسیستان (پرشیا) و ایران باشند؟

آیا شرایط فروپاشیدن امپراطوری ایران فراهم شده است؟

چه کسانی یا کدام ملت (ها) شرایط فروپاشی امپراطوری ایران را فراهم ساخته اند؟

آیا عوامل فروپاشی امپراطوری ایران را خود سیاستمداران تنگ نظر و انحصار طلب پانفارسیست، احزاب، روشنفکران تمامیتخواه و مدیران اجرایی بوجود آورده اند یا آن عوامل وجود خارجی ندارند و وهمی بیش نیستند؟

آیا دولت های خارجی، نقشی در نارضایتی های ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لور، کرد و ...  از امپراطوری ایران کنونی دارند؟ یا پان ایرانیست ها و پانفارسیست ها دچار توهم هستند و می خواهند انحصارطلبی و ضدیت با حقوق آن ملل را برون فکنی بکنند و به دیگران نسبت بدهند؟

برای پاسخ با این قبیل از سوال ها،  چهار مهمان، از چهار ملت تورک، عرب، بلوچ و فارس در این دیالوگ گرد هم آمده اند تا نگرش های خودشان را بیان دارند.

دکتر حسن کیانزاد؛ پزشک و سیاستمدار پان ایرانیست - فارس
جناب یوسف عزیزی بنی طرف؛ سیاستمدار و نویسنده- عرب
جناب رحیم بندوئی؛عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان - بلوچ 
جناب شاکر شهریاری؛ متفکر و فعال سیاسی-مدنی - تورک

انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
نهم (09) آگوست 2019
hedayat222@yahoo.com

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs