مهندسی جهل 053
A Journalist for South Azerbaijan's' independence! Güney Azerbaycan'ın İstiqlalı Üçün Gazeteçilik! !روزنامه نگاری برای ایستقلال آذربایجانی جنوبی
Wednesday, April 30, 2025
Saturday, April 26, 2025
مهندسی جهل 045: تاریخ طبری در زبان تورکی خوش صداتر و قابل فهم تر است
مهندسی جهل 045: تاریخ طبری در زبان تورکی خوش صداتر و قابل فهم تر است
https://youtube.com/live/8fyxSVfSrFM
در ادامه راهمان به سوی رهایی و آزادی از "مهندسی جهل"، با روشنایی چشم نواز کتاب تورکی "تواریخ طبری" آشنا شدیم.
ما هم مانند اغلب تحصیل کردگان، کتاب خوان ها، متخصصان، نویسندگان، روزنامه نگاران و کسانی که مغز و قوه عقلانیشان توسط سیستم مهندسی جهل در جهان و ایران سیاسی کنونی به گروگان گرفته شده و به اسارت تعدادی فریبکار درآمده است، تصور می کردیم که یک آدم فارس زبانی، به نام "طبری" تاریخی را به فارسی نوشته است.
در نتیجه، تصور می کردیم که چرا فارس ها در ایران سیاسی کنونی، لقب "پدر جامعه شناسی" را به او داده اند.
البته در ایران سیاسی که یکی ار مراکز اصلی مهندسی جهل و شستشوی مغزی-آموزشی در دنیا اشت، اغلب افرادی که احتمالا با نام طبری آشنا باشند، بیشتر با "مقدمه" مرحوم طبری بر تاریخش آشنا هستند.
با خواندن همین چند صفحه از این کتاب متوجه شدیم که اصل کتاب طبری به زبان عربی نوشته شده است. مترجمی، با دستکاری های آشکار و پنهان زیادی در متن عربی طبری، آن را به فارسی ترجمه کرده است.
با این همه، نمی دانستیم و حتی تصور نمی کردیم که در گذشته های بسیار دور، سلاطین، خلافا، حاکمیت ها و عقلای ملت تورک، تاریخ طبری را به تورکی هم ترجمه کرده باشند تا “تورک ها به راحتی و در زبان خودشان با تاریخ طبری آشنا بشوند.” چرا که دیگر زبان ها، برای تورک ها، در فهم مطالب این کتاب، مانع و سد بلندی بوده است.
رسم الخط کتاب، برای سواد و سطح ادراک ما از زبان تورکی و زبان علمی و تخصص های مختلفی که در این کتاب و توسط نویسنده به کار گرفته شده است، بسیار آسان و قابل خواندن است.
در خواندن بعضی کلمات، اصطلاحات، کلمات تخصصی و … با کمی مشکل مواجه شدیم. اما تلاش برای درک جملات و کلمات کتاب لذت بخش و تشویق کننده بود تا به خواندن آن ادامه بدهیم و از خواندن و ادراک آن خسته نشویم.
در بخشی از کتاب، به لهجه تورک های زنجان، قزوین، همدان و دیگر تورک هایی که در مرکز ایران سیاسی کنونی زندگی می کنند، مواجه شدیم. از خواندن کتابی قدیمی، دستنویس در لهجه آن تورک های فراموش شده، غرق هیجان و لذت شدیم.
گر چه نویسنده همه نقوش خطوط بر روی 792 صفحه تورکی را استاندارد نکرده است، تنها به استاندارد کردن کلمه هایی در اینجا و آنجا که دشوارتر می نماید، بسنده کرده است و به خواننده یاری داده است تا آن کلمات را بر اساس استانداردهای تورکیخوانی بخواند و بفهمد.
در عین حال، مترجم طبری، تمامی کلمات و جملات عربی در متن تورکی را بر اساس استانداردهای زبان عربی-قرآنی استاندارد نوشته است.
با این همه، این کتاب تورکی از سادگی و شیوایی خاصی برخوردار است. چون، به هنگامی که در مدارس ایران فارسی زده و فارس زده، چند سطر از تاریخ طبری را به زبان فارسی می خواندیم، شیوه فارسی خوانی و فهم آن بسیار سخت و دشوار دیده می شد. درک معانی و مفاهیم آن در فارسی غامض بود و بیش از خواندن متن فارسی دشواری را به خواننده تحمیل می کرد.
لاکن این ترجمه تورکی از تاریخ طبری؛ در مقایسه با خاطراتی که از خواندن آن به فارسی داریم، ساده، روان، صمیمی، قابل ادراک تر احساس شد.
شاید یکی از علل این که این کتاب برای مای تورک راحت تر از ترجمه آن به فارسی دیده می شود، آن است که به زبان مادری، تاریخی، ملی، مشترک و اجدادی خود ما، یعنی به زبان تورکی است.
گرچه ما در زبان تورکی خودمان آموزش ندیده و بیسواد هستیم اما با کلمات و مفاهیم تورکی، از دور و از نزدیک و احساساتی که آن کلمات بیان می کنند، محشور و همساز شده ایم.
همین راحتی فهم طبری در زبان مادری ما تورک ها نشان می دهد که خواندن، ادراک و هضم مطالب سخت و دشوار علمی، تخصصی، در زبان های بیگانه ای همچون فارسی، بیش از پیش دشوار می شود.
زمانی که مطلب تخصصی، علمی، پیچیده و غامضی به زبان مادری بیان و یا نوشته بشود، حتی اگر مخاطبان، آموزشی هم در زبان مادری خود دریافت نکرده نباشد، باز هم آن مطلب، قابل درک و فهم تر بوده، خواندن و ادراک آن برای صاحبان آن زبان مادری آسان تر از همان مطلب در زبان بیگانه می شود.
شاید علت این سهولت در خواندن و ادراک همان مطلب دشوار در زبانی مادری آن باشد که شاید ما آن کدهای زبان و مفاهیمش را در ژن های خودمان، به شکل کد گذاری شده در هزاران نسل گذشته خود دریافت کرده ایم و با خواندن کلمات و سطور در زبان خودمان، آن کدها، برای ما، بتدریج، باز شده و شکوفا می شوند.
خواندن "تواریخ طبری" را برای آشنایی با تاریخ تاریخ نویسان مسلمان، تاریخ نویسانی از خاک، خون، زبان، دین و احساسات خودمان و برای خود ما، و همچنین برای آشنایی با کلمات و مفاهیمی که الفبای تورکی-عربی و زبان تورکی آن ها را کد بندی کرده و بر روی صفحه های کتاب ها و دفترها می ریزد، دعوت می کنم.
به نظر می رسد که یا خواندن این کتاب و با هر صفحه ای که خوانده بشود، بر انبوه لغات تورکی ما و پی بردن به ریشه کلمات تورکی افزوده خواهد شد.
انصافعلی هدایت
26. اپریل 2026
مهندسی جهل 044: این کتاب تورکی از وجود سیصد نظریه پرداز روح خبر داده است
مهندسی جهل 044: این کتاب تورکی از وجود سیصد نظریه پرداز روح خبر داده است
https://ensafali.blogspot.com/2025/04/044.html
در راهی که تاکنون پیموده ایم، به روشنایی کتاب "حقیقت روح" مواجهه شدیم. این کتاب به زبان تورکی خوشنویسی شده است. خواندن آن برای مایی که با حداقل زبان تورکی آشنایی نداریم، سخت نمود. چه برسد بر آن که بخواهیم رسم الخط دست نوشته قدیمی و آن هم در موضوعات بسیار پیچیده و مهمی مانند روح را بخوانیم که نویسنده در رساله اولی که در این کتاب آمده و به مسئله یا موضوع "روح" پرداخته است، اختصاص دارد. نویسنده اعتراف می کند که موضوع روح در جهان اسلام، بسیار مطرح شده و بیش از سیصد نفر درباره روح نظریه پردازی کرده اند.
نویسنده که در کتابش نام و نشانی از او و تاریخ کتابت کتابش نیست، به بررسی این مسئله از دیدگاه نویسندگان مطرح جهان اسلام آن روزگاران می پردازد.
لاکن این کتاب، تنها به "رساله" حقیقت روح محدود نمی شود، بلکه شامل رسائل دیگر "رسائل نقشبندیه" و"رساله مستقیم زاده درباره کلب"، "رساله مستقیم زاده در باره زمین" هم است.
به نظر می رسد که کتاب در سال 1200 قمری و در 156 صفحه نوشته شده است.
انصافعلی هدایت
26 اپریل 2025
Friday, April 25, 2025
مهندسی جهل 043: تورک ها در این کتاب تورکی، مفاهیم فلسفی، عرفانی و دینی را هم تعریف کرده اند
در برنامه چهل و سوم از "مهندسی جهل"، با یک کتاب تخصصی دیگری به زبان تورکی آشنا شدیم. خط کتابت این کتاب بسیار ساده، کلمات مجزا از هم، ترکیبات حروف در هر کلمه خیلی آشکارتر و با تجربه بیسوادی تورکی و سطح تورکی خوانی و کتاب خوانی ما محرومان از آشنایی به زبان اجدادمان همسو بود.
گر چه این کتاب فاقد علایم استاندارد و صدا گذاری بر روی حروف و کلمات بود، اما در خواندن و درک مفاهیم این کتاب تورکی ساده با مشکلات زیادی رو برو نشدیم.
نام کتاب را "تمهید علم کلام" گذاشته اند ولی در چند صفحه ای که در این فرصت اندک چند دقیقه ای ان را تورق کردیم، با کلماتی برای تسمیه کتاب روبرو نشدیم.
در صفحات اولیه این کتاب، نویسنده، هدف از نوشتن آن به زبان تورکی را به این شکل بیان می کند که نمی خواهد تورک ها در خواندن "اعتقادات" با "دشواری" مواجه بشوند.
نویسنده که نام و نشانی از او در این کتاب دیده نمی شود، برای توضیح و بیان "اعتقادات" دینی خود، از طرف مسلمانانی که شاید و به تصور او، مثل او می اندیشیدند، دست به قلم برده است اما وقتی به خواندن آن آغاز می کنیم، با تعاریف روشن و دقیقی از تک تک کلماتی که در فلسفه، عرفان، تصوف و حتی در فقه اسلامی رایج هستند یا ممکن است مورد استفاده قرار بگیرند، آشنا می شویم.
تعاریف این کتاب برای ادراک مفاهیم مورد نظر علمای اسلامی در رشته های مختلف عقلی و نقلی قدیمی، لازم و ضروری هستند. اگر بخواهیم کتاب های تورکی و عربی را با مفاهیم مورد قبول همه علمای مسلمان ادراک بکنیم، باید، ابتدا، مطالب این کتاب را خوانده و همانند علمای تاریخی مناطق اسلامی، با آن ها موافقت بکنیم تا درک درستی از آن چه مسلمانان به هنگام نوشتن کلمات، آن ها را در ذهن داشته اند، آشنا بشویم.
به نظر می آید که با خواندن این کتاب 178 صفحه ای، با معانی و تعاریف کلمات کلیدی در فهم کتاب های فلسفی، دینی، عرفانی و حتی فقهی و آن هم به زبان ساده و قابل فهم تورکی مواجه می شویم.
خواندن این کتاب مختصر و بسیار ساده نویسی شده در زبان تورکی، کمک شایانی به درک کتاب های تورکی دینی و فلسفی خواهد کرد.
کتاب با تعریف دقیقی از مباحثی چون جوهر، عرض، وجود، موجود، عدم، واجب الوجود، ممکن الوجود، محدث، قدیم، عین، ماهیت و ... شروع می شود. سپس به ده ها موضوع و تعریف دیگر می انجامد
انصافعلی هدایت
25 اپریل 2025
مهندسی جهل 042: کتابی فارسی در باره تاریخ
مهندسی جهل 042: کتابی فارسی در باره تاریخ
در برنامه چهل و دوم از "مهندسی جهل"، با یک کتاب جدید آشنا شدیم که زبانش فارسی بوده است. این کتاب، خلاصه ای بسیار کوتاه، تیتروار و بر اساس جدول، اطلاعاتی را از خلقت انسان تا حدود پانصد سال قبل را بیان می کند.
ابتدا، در جداول دایره شکلی که از چهار طرف به هم وصل هستند و بسیار جذاب و رنگین ترسیم شده اند، تاریخ انبیاء و رسولان را به نمایش می گذارد.
این کتاب پر از جداولی متفاوت با طراحی های متنوعی است. در هر بخش از جدول ها، به موضوع متفاوتی پرداخته است.
در یکی از این جدول ها، فهرستی از خلفای اسلامی را یکی بعد از دیگری و همچنین حوادث بسیار مهم تاریخی یا طبیعی دوران آن ها را با تلخیص شگفت انگیزی نشان می دهد.
سپس به تشریح سلسله های موازی حکومتی می پردازد که سلجوقیان، آق قویونلوها، عثمانی ها و مغولان و … را در بر می گیرد.
در ادامه، به مسائلی که امروزه برای ما و جوامع بشری کم ارزش دیده می شوند، پرداخته است که می توان به فال و مسائلی از این قبیل اشاره کرد.
انصافعلی هدایت
25 اپریل 2025
Thursday, April 24, 2025
مهندسی جهل 036 : تورکی، نه تنها زبان مقتل، بلکه زبان هندسه و علم اندازه گیری اجرام سماوی هم بوده است
مهندسی جهل 036
Wednesday, April 23, 2025
مهندسی جهل 041: با رسوخ زبانی، ادراک و جهان بینی فرد و جامعه هم تغییر می کند
مهندسی جهل 041: با رسوخ زبانی، ادراک و جهان بینی فرد و جامعه هم تغییر می کند
https://youtube.com/live/QY7FRUwF7iM
در دیدار چهل و یکم از زندان "مهندسی جهل"، با سه کتاب تورکی آشنا شدیم. در ابتدای این آشنایی،"تحفه الاخوان صفا"ی 346 صفحه ای را یافتیم که در سال 860 هجری قمری نوشته شده است. این کتاب تورکی در هشت باب و در توضیح ایمانیات و مفاهیم دینی-ایمانی نوشته شده است. نویسنده به توضیح و تفسیر آن مفاهیم پرداخته است که در قرآن برای توضیح آن مفاهیم توصیفی نیامده است.
در نتیجه، این گونه توضیحات، نظر هر فرد انسانی می تواند باشد اما نظر قطعا نظراسلام و الله نیست، بلکه نظرات متفکران و نظریه پردازان اسلامی است که در برهه ای از زمان و در مکان خاصی، با تجربه و دانش محدودی و … می زیسته اند.
این گونه نظریات تحدید شده، از طرف افراد مختلف، متاسفانه به نام اسلام، با مهر اسلام، نه با مهر نظریات افراد و مسلمانان، بر روی هم انباشته شده است.
همچنین متاسفانه باید با حزن و اندوه گفت که نظرات و تئوری های افراد، حتی متخصصان فقه و تفسیر قرآن، به اسلام و مفاهیم دست و پاگیر امروزی جوامع مسلمان بدل شده است. چرا آن نظریه های وابسته به زمان و مکان، بیش از اندازه بر دوش انسان و جوامع مسلمان سنگینی می کنند. آن ها اجازه حرکت فکری و عملی را از این افراد و جوامع سلب کرده اند.
اگر روزی، مسلمانان و بخصوص رهبران و اندیشمندان مسلمان بخواهند و اراده بکنند تا اسلام اولیه را از میلیون ها اسلام بعدی که ثمره و دست پخت نظرات علما، مفسران و مسلمانان نظریه پرداز بوده است، تجزیه و پالایش بکنند، با اسلامی بسیار متفاوت و سهل و ساده و جذابی روبرو خواهند شد.
البته که چنان اصلاحات انقلابی و رادیکال در پیرایش اسلام از احادیث و جعلیات، تاریخ، آداب و رسوم، نظریات و فتاوا و …، در شرایط کنونی انسان و جوامع مسلمان، عملی غیر ممکن و حتی محال دیده می شود.
به خصوص که منافع گروه هایی از علما، قرآن خوانان و مفسران، در گرو همان نظریه ها، فتواها و احادیث هستند. منافع آن گروه ها به عنوان مهمترین عامل مقاومت در مقابل پالایش اسلام از زرق و برق ها، جل و پلاس هایی که به نام اسلام به خورد مردمان داده شده است، نقش ایفاء خواهند کرد.
البته اگر چنان اتفاقی بیافتد، با اسلامی جدید بسیار متفاوت، غیر قابل باور برای این نسل هایی که به تحمل سنگینی غیر عادی و متوقف کننده عادت کرده اند، همچنین با اسلامی سازگار با زمان، مکان و شرایط اجتماعات بشری و با توانایی توسعه آفرینی آشنا خواهند شد.
چرا که در تاریخ، هر کسی که مکتب رفته و تحصیل کرده است، خود، نظرات و برداشت های محدود و وابسته خود به زمان، مکان، امکانات، سطح علم و توسعه یافتگی و ... را عین اسلام دانسته، عقاید و پاسخ های خود به نیازهای گذرای جامعه و افراد را اسلام فرض کرده است.
در حالی که هر عالمی و هر فردی می توانست و می تواند به نیازها و سوال های در هر جامعه ای راه حل های متفاوت و حتی ضد همی را بدهد.
در نتیجه، هیچ کدام آن افراد و نظراتشان اسلام نیستند. هر کدام آن ها، نظر یک مسلمان، محصور محیط و در شرایط خاصی بوده و است.
نتیجتا، چنان افراد و نظریاتشان، از نظر دینی و اسلامی، هیچ تقدسی و اعتباری ندارند. البته که می توان و شاید بتوان آن نظریه ها، فتاوا و احادیث درست و نادرست، را به عنوان تاریخ افکار، نظریات و فتاوای اسلامی تاریخ گذشته، در موزه های و برای انجام تحقیقات علمی نگه داشت. هر کدام آن ها نظریه و فتوای یک نفر هستند و به راحتی می توان آن ها را نقض کرد یا به کنار گذاشت و راه دیگری را انتخاب کرده و پیمود.
اگر بنا باشد که اسلام، عقاید افراد و پاسخ های آن ها به سوال ها و نیازهای روز باشد، چرا پاسخ های متخصصان مسلمان غیر فقیه یا غیر ملا ملاک عمل قرار نمی گیرد؟
به هر حال، “تحفه الاخوان صفا”، عقاید یک یا مجموعه عقاید بخشی از متفکران، فرضیه تراشان و تئوریسین های مسلمان درباره مصادیق کلماتی است که قرآن به عنوان منبع اصلی مسلمانان، در باره آن ها سکوت کرده است. اگر قرآن سکوت را انتخاب کرده است، سخن حضرت رسول هم یک نظریه، حدس و گمان انسانی تلقی می شود. فتاوای انسان های عادی یا تحصیل کرده، فقیه و …که به مرکز وحی اتصال ندارند ابدا، جای چون چرا هم ندارد.
با این همه، این کتاب تورکی، منبع آشنایی نسل حاضر با تاریخ اندیشه و تاریخ تحول مفاهیم و تاریخ متراکم و حجیم شده دین و تاریخ غیبت و محو شدن دین از منظر عمومی در زیر پشته ها و کوه هایی از نظرات و عقاید افراد تحصیل کرده است.
کتاب، مجموعه ای از تئوری ها، فرضیه ها و ثمره تلاش فکری و مغزی بخشی از انسان های مسلمان، برای باز کردن گره کور مفاهیم اسلامی گنگ و تعریف نشده است.
لذا این کتاب، آن تعاریف را، آن هم از منظر انسان تورک مسلمان در 586 سال پیش به ما نشان می دهد. کتاب نشان می دهد که تورک ها برای ساختن راهی فکری و ایمانی چه تلاش هایی را انجام داده اند.
البته و احتمالا، آن تعاریف و راه ها، در آن مقطع تاریخی شاید می توانست، جامعه مسلمانان را به پیش ببرد و نسبت به رقبای غیر مسلمان، مسلمانان را به تحرک و انکشاف و اختراع وا دارد. ممکن هم هست و بود که مسلمانان را به گوشه گیری، عدم فعالیت، مخالفت با اختراعات و اکتشافات و ... سوق بدهد و جامعه را به جمود فکری و انجماد بکشاند.
کتاب دوم، مجموعه ای از شش رساله است که "تحفه شاهدی" نامگذاری شده است. چون این کتاب، از مجموعه چند رساله گردآوری شده است، اسم خاص و عامی برای این کتاب ذکر نشده است. یکی از آن رساله ها به زبان تورکی بوده، بقیه به زبان فارس و عربی هستند.
رساله تورکی این کتاب، لغتنامه تورکی-فارسی است. نویسنده، لغت و معنی کلمات تورکی را در زبان فارسی پیدا کرده و نوشته است.
سبک ادبی و نوشتاری کتاب، شعر است.
نویسنده شاعر، تلاش کرده تا معنی هر کلمه تورکی را در زبان فارسی بیان بکند. نویسنده صاحب قریحه و توانا در زبان تورکی و فارسی، روی هر حرف و کلمه، صداهای آن ها را هم وارد کرده است تا حروف و کلمات به شکل استاندارد، علمی و تخصصی در همان زمان، به نسل های بعدی منتقل بشوند.
کتاب سوم "تفسیر المواکب" نام دارد که از یک تفسیری در زبان فارسی خلاصه برداری شده است. نویسنده برای نوشتن این تفسیر در تاریخ 24 ربیع الاول 1240 (شاید هم 1245، چرا که عدد پنج، به صفر تو خالی هم شبیه است) دست بکار شده است. در زیر همان سطر و تاریخ، (در صفحه قبل از آغاز متن کتاب)، تاریخ دیگری هم دیده می شود که "ایلول 1242" را نشان می دهد.
نویسنده از ولایت "قرجه ایلی" هست و خودش را "صپانجه لی امام اوغلو ابراهیم" مخدوم "اسماعیل حقی احسان" معرفی کرده است.
او افزوده است که دست نوشته اش، ترجمه ای از "تفسیر مواکب اسمعیل فرخ افندی" است که یکی از بزرگان دیوانی بوده است.
با نگاهی به متون نوشته های او متوجه می شویم که نویسنده با قلم (خودکار یا مداد نوک تیزی)، مطالب خود را به رشته تحریر درآورده است. همین هم نشان می دهد که عمر این دست نوشته نمی تواند خیلی قدیمی باشد.
همچنین تورک ها در آن مقطع تاریخی، یا تکنولوژی تولید مداد و خودکار را داشته اند و یا آن را از دیگر ممالک وارد کرده بوده اند. یعنی در این زمینه از کشورهایی که آن ها را به ما، به عنوان کشورهای صنعتی معرفی می کنند، عقب مانده نبوده است.
نویسنده، اولین صفحه دست نوشته اش را به یک مقدمه کوتاه یک صفحه ای اختصاص داده و چگونگی نوشتن این کتاب و استفاده اش از دیگر منابع را ذکر کرده است.
او در معرفی خودش نوشته است که با معاطله کتاب های تفسیر عربی، فارسی و تورکی گذران عمر می کرده است ولی اکثر آن ها تورکی بوده است. ملت تورک در خواندن تفاسیر عربی و فارسی در مشقت می افتاده اند. لذا تصمیم می گیرد تا تفسیر مختصری را به تورکی بنویسد.
در پی این تصمیم، او با تفسیری از "مرحوم حسین واعظ" آشنا می شود که "مواهب" نام داشته و به زبان فارسی نوشته شده بوده است.
با این همه، نویسنده تاکید می کند که گر چه این تفسیر را به عنوان "ماخذ اصلی" خود در نگارش مواکب انتخاب کرده است اما در نوشتن تفسیر مواکب، مطالب مواهب را با تفاسیر "تبیان"، "بیضاوی"، "کشاف" و "خازن" مقایسه کرده است. نظرات آن ها را هم مد نظر قرار داده و از کلمات غامض منشیانه رایج در آن ها پرهیز کرده است.
در چند جمله ای که از این کتاب خوانده شد، متوجه شدیم که چون منبع اصلی نویسنده، تفسیری به زبان فارسی بوده است، او مفاهیم و برداشت های فارس ها از آیات و کلمات قرآن را هم برعکس دیگر مفسران تورک ها آورده است.
همین رفتار و امر هم نشان داد که اگر نویسنده و یا هر فردی، با زبان دومی انس بگیرد یا با زبانی بنا به هر دلیلی آشنایی داشته باشد، کلمات آن زبان در مغز او عمل کرده، نوع نگاه، تفسیر، جهان بینی، درک مفاهیم و ... را در مسیر آن زبان و آن ملت تحت تاثیر قرار داده و دگرگون می کند.
به نظر ما، این تفسیر، گرچه به زبان تورکی نوشته شده است اما در معنی و تفسیر آیات قرآن، فارس و فارسی زده رفتار کرده و آراء و اندیشه های فارس ها و فارسی را وارد متن جامعه فکری و دینی تورکی کرده است.
البته که او می خواسته بی طرف مانده، مفاهیم ادراکی و شکوفا شده زبانی فارسی در نزد فارس ها را به عنوان نوعی دیگر از تفسیر قرآن و فهم قرآن، وارد جهان تورک و اسلام کرده باشد.
انصافعلی هدایت
23 اپریل 2025
Tuesday, April 22, 2025
مهندسی جهل 040 : تورکی زبان ترجمه قرآن، تاریخ نویسی و علم دینی هم بوده است
مهندسی جهل 040 : تورکی زبان ترجمه قرآن، تاریخ نویسی و علم دینی هم بوده است
مهندسی جهل 040 : تورکی زبان ترجمه قرآن، تاریخ نویسی و علم دینی هم بوده است
در برنامه چهلم از "مهندسی جهل"، با روشنایی سه کتاب تورکی آشنا شدیم.
کتاب اول، شامل آیات قرآن به عربی در متن و ترجمه تورکی آن در حاشیه بود. در ترجمه قرآن به زبان تورکی ادبی و تخصصی، مترجم که عمیقا به زبان تورکی مسلط است، از تله تاریخی زبان عربی و قدسیت آن در نزد مسلمانان و تلاش برای حفظ هر چه بیشتر کلمات قرآن بیرون جهیده و بیش از نود و پنج درصد کلمات و مفاهیم قرآنی را به تورکی سلیس و روان برگردانده است.
خط کتابت متن قرآن، بسیار روشنتر و خواناتر از حاشیه تورکی است اما نوشته های تورکی هم به سادگی قابل خواندن است. بی سوادهای تورکی چون ما که در تورکی خوانی، تورکی دانی، تورکی نویسی و تورکی فهمی دست پایینی داریم، به راحتی و البته با اندکی تلاش می توانیم از عهده خواندن آن برآییم.
باید بدانیم که کلمات هر زبانی، نوع تفکر، تاریخ، احساسات، آداب و رسوم، ادیان، راه حل ها و پیچیدگی های ذهنی و زبانی آن ملت و آن زبان را با خود حمل کرده، نه تنها از نسلی به نسل دیگر که حتی در صورت گذر از مرزهای زبانی دیگر زبان هاف به درون آن ها هم رسوخ کرده و برای آن نوع تفکر جا باز می کنند.
لذا می توانیم بفهمیم که مترجم قرآن به تورکی، با استفاده حداکثری از کلمات تورکی در بیان مفاهیم قرآنی آن، فکر تورکی و دیدگاه و تفسیر تورکی را در فهم و ادراک قرآن به کار برده است.
چرا که هر کلمه ای، باری معنایی و احساسی خاص اما گستره ای را در درون خود دارد که وقتی کسی متنی را با هر زبان دیگری یا با کلماتی از زبان دیگری بخواند، آن کلمات در مغز خواننده و شنونده مانند دانه های گیاهانی ریشه دوانده و شکوفا می شوند و عطر خود و رنگ خود را به آن مغز و جامعه می افشانند. لذا با خواندن و تکرار هر کلمه خارجی رسوخ یافته به زبانی، جهان بینی و فلسفه آن زبان و آن ملت، وارد مغز مخاطبان یا ملت مخاطب می شود.
مفاهیم کلمات خارجی در جامعه میزبان، در مغز آن افراد و آن جامعه، تاثیر آرام و تدریجی را به جا می گذارند. آن کلمات، اگر روزانه و به تعداد بیشتری وارد شده و در متون و رسانه ها به تعداد بیشتری تکرار بشوند، به تدریج، در مغز، احساسات و بینش مخاطبان تکثیر یافته و به تغییر آرام و تدریجی بینش، جهان بینی و نوع نتیجه گیری مخاطبان می پردازد. بدون آن که آن مخاطبان، عمیقا متوجه تغییرات درونی خود شده باشند، آن کلمات، جهان بینی، فلسفه و احساسات آن مخاطبان را تغییر داده و متحول می کنند.
مترجم در این ترجمه از قرآن، با استفاده از کلمات و مفاهیم تورکی به جای کلمات عربی، بر تورکیت خواننده تاکید عمیق و گسترده ای گذاشته است.
ظاهرا، قرآن را شخصی با نام "اسماعیل ابن حاجی" ترجمه کرده است که به نام "قرآن اسماعیل ابن حاجی" هم شناخته می شود. این قرآن تورکی در سال 1260 هجری قمری و در 616 صفحه نگارش یافته است.
باید بدانیم که در یکصد و هشتاد و شش سال قبل و در زمانی که این ترجمه از قرآن نوشته شده است، از آن چه که غربی ها و عوامل شستشوی مغزی شده آن ها ادعا کرده و نامگذاری کرده اند، خبری از "پان تورکیسم" یا تورک های جوان" نبوده است.
لاکن، دشمنانی که در جنگ جهانی اول، بر تورک ها پیروز شده اند، طبق مرسوم تاریخ، ذهن و تاریخ تورک ها را بر طبق امیال خود و از نو نوشتند. آن ها استراتژی ها و سیاست هایی را در پیش گرفتند که تورکان از تاریخ و حافظه تاریخی خودشان، حتی از تمدن، مدنیت و دستاوردهای تمدنی-تاریخی خودشان، در همه زمینه ها خلع ید بکنند.
دشمنان تورک ها، با مهندسی جهل در جوامع تحت اشغال و تحت سلطه اشغالگران، ذهن تورکان شکست خورده را بر اساس نیازها و منافع خود بازسازی کردند.
در نتیجه جنان مهندسی جهل بود که تورک ها به این باور رسیدند که پدران و رهبران قبلی آنان، نالایق بوده و هیچ خدمتی به تورک هاف تمدن و مدنیت و بخصوص به تمدن مکتوب تورک ها نکرده اند.
از طرف دیگر، اشغالگران، بخش مهمی از دستاوردهای پدران تورک ها را در همه زمینه ها یا از بین بردند و یا در زندان های دور از دسترس تورکان محبوس کردند تا جامعه تورکان در جهل و تاریکی عمیقی فرو بروند.
موضوع کتاب دومی که با نور تورکیت آن آشنا شدیم، در باره "اسکندر نامه" یا “ذوالقرنین” است. این کتاب هم به تورکی بسیار خالص تری نسبت به کتاب هایی که در گذشته با نور تورکیت آن ها کمی روشن شده بودیم، نوشته شده است.
متاسفانه صفحات زیادی از اول کتاب از بین رفته است. لذا اگر هم اطلاعاتی درباره نویسنده یا مترجم و تاریخ کتاب آن بوده است، از بین رفته است. با این حال، صفحات باقی مانده از کتاب، شش صد صفحه هستند.
از همان اولین صفحه ای که باز می کنیم با تورکی استاندارد، ادبی، تخصصی و حرفه ای روبرو می شویم. نویسنده کتاب را با صداگذاری حروف و کلمات، رنگ زمان، مکان، و لهجه جغرافیایی معینی را به آن زده و بر غنا و تنوع رنگی رنگی تورکی افزوده است.
گر چه متن اغلب صفحات کتاب نثر است ولی نویسنده در هر فرصتی از اشعار تورکی برای قابل فهم کردن، شیرین کردن و نشان دادن توانایی خود و غنی بودن زبان تورکی استفاده کرده است.
به نظر می رسد که آموزش این کتاب ها در مدارس و دانشگاه هاف می تواند دیوارهای زندان های متنوع مهندسی جهل را را منفجر بکند و اعتماد به نفس شکست خورده تورکان را بازسازی بکنند. در عین حالی که بر قدرتمندی و نقش آفرینی بی همانند زبان تورکی در زمینه های مختلف علمی، تاریخی، دینی، قرآنی و … تاکید خواهد ورزید.
کتاب سوم در باره "علم" و اقسام علم، در حدود هشتصد سال قبل و از دیدگاه یک نویسنده تورک نوشته شده است. لذا نویسنده تورک، نام کتاب را هم “ایمان علمی” نهاده است تا بر جنبه علمی بودن “ایمان” در کنار “علم های دیگر”، در آن مقطع تاریخی انگشت تاکید بگذارد. نویسندهف احتمالا این کتاب 114 صفحه ای را در سال ششثئ پنجاه و چهار هجری قمری نوشته است. اندیشمندان آن دوره، به نوع خاصی از تقسیم بندی و طبقه بندی علوم دست یافته بوده اند. در نتیجه، نویسنده، “علم” را به علم ایمان اجمالی و ایمان تفصیلی،علم اخلاق و رفتار پسندیده و ناپسند (ایو خوی لر و کوتو خویلر) و علم اعمال ظاهری جاری در زندگی روزانه مردمان عادی ( تقسیم می کند.
آنگاه، نویسنده به جزئیات مباحث خود فرو می غلتد و با تعریف کلمات و مفاهیم مورد نظر خود، موضوع ها را شکافته، به پیش می رود.
امروزه ممکن است که ایمان و اخلاق مورد نظر نویسنده جزو علوم به حساب نیاید. اما ما درباره نویسنده ای در حدود هشتصد سال قبل، با معیارهای علم و فلسفه در آن روزگاران بحث می کنیم.
با معیارهای امروزه، کتاب رنگ و بوی دین اسلامی دارد. در نوشتار این کتاب هم از تورکی استاندارد و با صدای حروف و کلمات روبرو هستیم و این در خواند سلیس و روان کتاب تورکی یاری می کند.
زبان هر سه کتاب، تروکی است. هر سه کتاب به زبانی ساده نوشته شده اند. طبیعتا در هر سه کتاب تخصصی، با اصطلاحات علمی، فنی، تخصصی، تاریخی، دینی، افراد و جغرافیایی زیادی روبرو می شویم که ممکن است باعث بشوند تا در خواندن و در درک مطالب آن ها با دشواری هایی مواجه بشویم اما زیبایی کار و تلاش، در غلبه بر این چنین موانع، در جهت توسعه توانایی های فکری و درونی خود ما و رهایی از زندان مهندسی جهل است و این همه بدون زحمت و تلاش غیر ممکن است. برای آزادی از زندان، باید هزینه داد. عمری را صرف کرد. راه هایی را برای فرار کاوید و با چنگ و دندان به جنگ زندان و زندانبان و قواعد و منهیات آن ها رفت.
انصافعلی هدایت
22 اپریل 2025
Monday, April 21, 2025
مهندسی جهل 039: زبان تورکی فقه را هم به شعر کشیده است
مهندسی جهل 039: زبان تورکی فقه را هم به شعر کشیده است
در جلسه سی و نهم از "مهندسی جهل" با نور یک کتاب تورکی تخصصی در زمینه فقه مذهب حنفی آشنا شدیم. کتاب دستنویس و خطی است. لذا در خواندن این رسم الخط نویسنده با مشکلات متعددی روبرو شدیم.
اول آن که کتاب تخصصی فقه یک مذهب اسلامی را به شعر درآورده است.
دوم آن که چشم و حافظه ما با این نوع از خط آشنا نبود.
سوم آن که نویسنده شاعر، متن و اصطلاحات فقه حنفی را به تورکی ترجمه کرده است و چشم، حافظه و عقل ما با آن کلمات و املای آن ها آشنایی ندارد تا بر اساس سیاق متن، با کنار هم قرار گرفتن کلمات و آشنایی قبلی ذهن و حافظه ما با آن ها، بتواند کلمات بعدی در جمله را به طور خلاصه هم که شده حدس بزند بخواند و اصلاح بکند
این کتاب تورکی در باب های مختلف فقه حنفی نوشته شده است. این کتابت دارای دو تاریخ در ابتدا و انتهای کتاب است.
در کنار کتابی در فقه حنفی به تورکی و آن هم به سبک شعر، کتاب دومی هم در این مجلد قرار گرفته است که در باره عقاید و فقه شیعی و به زبان فارسی آمده است.
در اصل، این کتاب حاوی دو کتاب تورکی و فارسی، از دو مذهب متفاوت است. با توجه با کتاب دوم، معلوم می شود که زبان مذهب شیعه فارسی است و شعیان و شیعه گری هم تحت تاثیر آن زبان و فرهنگ قرار داشته و دارد.
انصافعلی هدایت
21 اپریل 2025
Sunday, April 20, 2025
مهندسی جهل 038 : آشنایی با دو نوع تاریخی نویسی در تمدن مکتوب تورک ها
در برنامه سی و هشتم "مهندسی جهل" با شمع روشن دو کتاب تورکی، با موضوع تاریخ آشنا شدیم.
یکی از این کتاب ها، به بیان و نگرش تاریخی و فکری شعیان "غالی" تعلق دارد و دیگری به روایت رسمی دولت تورک عثمانی متعلق است.
تاریخی که یک شیعه غالی (بسیار اغراق گر و دروغگو) نوشته است، "مهر نامه جعفری" نام دارد. همان طور که از نام کتاب برمی آید، نویسنده مهر و علاقه بسیار زیاد خود را در متن نوشتار تاریخ به نمایش می گذارد.
باید اعتراف کرد که ذوق و قریحه شعری نویسنده شیعه تورک، بسیار بالاست. او توانسته است، تاریخ دلخواه و مورد انتظار خود از تاریخ و حوادث و شخصیت های تاریخی که وجود احتمالا به آن شکلی که او می خواهد وجود نداشته یا اگر هم وجود داشته، بسیار کمرنگ بوده است را از نو بازسازی و مطابق خواست و میل خود آن را از نو خلق بکند.
همان طور که خود او در پایان کتاب نوشته است، نام نویسنده "غازی ابطال جعفر" است که مرید "شیخ حاج سلیمان افندی" است. خود حاج سلیمان، خلیفه و کارگزار "ساچلی حسین افندی" شیخ اصلی بوده است.
اگر به اسامی مشایخ دقت بکنیم، متوجه می شویم که "افندی" کلمه احترام آمیزی بوده است که نه تنها در میان تورکان عثمانی که در بین تورکان شیعه و احتمالا ممالک صفویه هم رایج بوده است.
نقطه مرکزی صقل نگاه جعفر افندی، تاریخ اسلام، شخصیت های تاریخی اسلامی و شخصیت ها و حوادث مرتبط با شیعه بوده است.
این نویسنده، به تاریخ به مثابه تاریخ خالص و مخلص نمی نگرد و نمی پردازد.
چرا؟
بشر، با تاریخ مکتوبی سر و کار دارد که ابدا، آن تاریخ مکتوب بی طرف نیست. هر کسی که دست به قلم برده موضوعی را به نگارش درآورده یا به موضوعی تاریخی پرداخته است، موضوع و تاریخ را آگاهانه و گزینشی گلچین کرده است. او سوالی، خواسته ای را در ذهن دارد کهمی خواهد با پرداختن به موضوعات پلچین کرده از گذشته و تاویل و تفسیر خاص از آن ها، به نیازهای این روزه خود یا صاحبان قدرت و زور پاسخ بدهد.
اگر نویسنده، پاسخ های آن نیازها و خواسته هایش را به همان شکلی که دلش و منافعش می خواهد و اراده می کند، نیافته باشد، خودش دست به کار شده، با توجه به ایدئولوژی، دین، مذهب، منافع شخصی، منافع جمعی، منافع ملی، منافع صاحبان قدرتی که او را اداره می کنند، منافع اراده سیاسی، منافع اراده دینی، نیازهای روز، نیازهای جامعه و اهداف خود یا کسانی که او را مامور کرده اند، تاریخی را بازسازی و نوسازی می کند.
او در مسیر ساخت تاریخی جدید که وجود نداشته و یا به آن شکلی که نویسنده نشان می دهد، وجود نداشته است، رنگ و بوی خود یا دین، مذهب، اراده، خواست زورمندان و سیاستمداران و پولداران را به تاریخ می مالد و تاریخی جدیدی می تراشد. کار چنین نویسنده هایی تاریخسازی برای اهداف خاصی است. آن ها در ساختن تاریخ و برای ساختن تاریخ های مورد نیاز قدرتمندان آموزش دیده اند و پول دریافت می کنند.
گر چه ممکن است چنان تاریخی که برای خیلی ها غیر قابل باور به نظر برسد اما برای باورمندان آن ایدئولوژی، دین، مذهب، سیاست و اهداف قابل باور خواهد بود.
کتاب "مهر جعفری" هم در تاریخ نویسی و نگاه به تاریخ، حوادث تاریخی و شخصیت های تاریخی از این قاعده استثنا نیست. مهر جعفری، در پی اثبات "حق" و "ناحق" بودن شخصیت ها، موقعیت های سیاسی، دیدگاه ها و خواست های خاصی در تاریخ است.
لذا خود او، تصوری خاصی از تاریخ دارد که باید تاریخ، بخصوص با خواست های مذهبی و گرایش های مذهبی او منتج و هماهنگ بشود.
به همین جهت، نویسنده، افراد و حوادث تاریخی را مجبور می کند که خواست های نویسنده یا صاحبان زور و زور را به زبان بیاورند و نشان بدهند و ئثابت بکنند.
یعنی آن حوادث تاریخی، افراد و شخصیت های تاریخی دروغگوی نویسنده هستند. یعنی عقلانی نیست که آن حوادث تاریخی، آن شخصیت های تاریخی دروغی به آن بزرگی را پرورش داده و یا به زبانشان آورده باشند ولی نویسنده آن حوادث و شخصیت های تاریخی را مجبور کرده است تا دروغ هایی را که نویسنده می خواهد به عنوان واقعیت های تاریخی به خواننده بقولاند را به زبان بیاورند.
می توانیم ادعا بکنیم که تمامی تاریخ نویسان، دروغ نویسان آموزش دیده حرفه ای هستند که دروغ هایی را که خودشان می خواهند، بر اساس نیازهای خود، یا نیازهای صاحبان قدرت بنویسند را از زبان حوادث و شخصیت های تاریخی بازسازی کرده، بیان می کنند.
البته که در این حالت، تاریخ به دو بخش خودی و مورد تایید و دشمن یا غیر خودی و غیر قابل تایید و تصدیق تقسیم خواهد شد. خوانندگان هم به همین قسم، به دو بخش موافقان و مخالفان تقسیم خواهند شد. چرا که عقل مشخر و مهندسی شده انسانی در نوشتار، در خواندن و در توجمه آن ها به زبان عقل، قاصر خواهد ماند.
مهر جعفری تاریخ اسلام و امامان شیعه را به عنوان نقطه مرکزی نگاه خود به حق و باطل در تاریخ و آگاهانه انتخاب کرده است. بر اساس این موضعگیری طرفدارانه و مذهبی-سیاسی، او باید، بعضی از شخصیت های تاریخی را کوبیده و بعضی دیگر را به عرش اعلا ببرد تا اثبات بکند که حق با او است و بر اساس خواست اوف تاریخ با دو بخش حق و ناحق تقسیم شده اند و او معین می کند که کدام شخص حق بوده و چه کسانی ناحق هستند.
او برای بیان و نمایش تمامی اغراض و مقاصد خود در شیطانی جلوه دادن یک طرف در تاریخ و فرشته و خدایی کردن طرف دیگر، زبان قدرتمند خود در شعر سرایی را به کار گرفته است.
همان طور که گفته می شود، شخصی به نام فردوسی "شاهنامه"، که مجموعه ای از اشعار اغراق آمیز درباره حوادث و شخصیت های تاریخی و غیرتاریخی است را بر اساس نگرش ایدئولوژیک خود و سفارش دهندگان داستان جمع کرده است.
شاهنامه، بر اساس دیدگاه نویسنده یا شاعر، یک طرف را انسانی و حتی فرشته وار و خدایی، طرف دیگر را هم شیطانی و اهریمن وار معرفی کرده است.
لذا باید بدانیم که نه اهریمن واران حقیقی هستند و نه خدایگان واران حقیقی هستند، بلکه هر دو طرف ماجرای ظاهرا تاریخی، قربانی دیدگاه، خواست و اراده صاحبان قدرت و نویسنده هستند که در قربانگاه دیدگاه، ایدئولوژی و نیازهای فردی نویسنده و نیازهای صاحبان زر و زور سلاخی شده اند.
قدرتمندان با چنین نگرش ها و داستان هایی، به خوانندگان و مخاطبان، هیجان، آن هم هیجانی محرک و حرکت آفرین تحمیل و تزریق می کنند تا ذهنیت و عقل هیجانی شنونده و نسل موجود را در راستای خواست و اراده صاحبان قدرت، سازماندهی و مهندسی بکنند تا منافع آن ها تامین و تضمین بگردد.
مهر جعفری پر از انواع داغراق آمیز دروغ ها، تحریفات، اغراق ها و جعل های شیرین اما هیجانی و هیجان پسندان است.
در کنار این موضع گیری های ایدئولوژیک و هدفمند، زبان حرفه ای بکار گرفته شده در کتابت این کتاب که در موجود سیاسی به نام ایران فراموش شده، زبان تورکی است.
می توان با مطالعه این کتاب، با تاریخ نویسی مذهب زده، ایدئولوژیک زده، شیعه غالی، شیعه سازی هیجانی، گریز از عقل و عقلگرایی در شیعه و … آشنا شد. ولی در کنار آن هاف می توان برای رهایی عقل انسان ها از باتلاقی که برای بسیاری از عقول انسان ها ساخته شده اند، به راه حل هایی اندیشید.
به نظر می رسد که تورکان، تا زمانی که بر عقل گرایی و پرهیز از هیجان گرایی و استفاده ابزاری از انسان های هیجان زده، تمرکز کرده بوده اند، توانسته بوده اند بخش بزرگی از دنیا و کره زمین را به تسخیر قدرت خود و تحت اداره خود نگه دارند اما از زمانی که تورک های صاحب قدرت و ثروت، از عقل گرایی به هیجان، هیجانی سازی و استفاده ابزاری از هیجان در راه منافع کوتاه مدت سقوط و هبوط کردند، قدرتشان فرو ریخت و دشمن نه تنها آن ها سرنگون کرد، بلکه سرزمین ها و مغز آن ها را هم اشغال کرده، به مهندسی مجدد عقل آن ها همت گذار.
در نتیجه، دشمن تورک توانست تورک ها را وارد بخش و نوعی دیگری از هیجان و هیجان زیستی کرده، آن ها را اداره بکند.
چون دشمن می داند که انسان و جوامع هیجانی و هیجان زده را می توان به راحتی به خدمت گرفت اما افراد و جوامع عقلگرا را نمی توان هیجان زده کرده، از مسیری که آگاهانه و عاقلانه و در برخورد انتقادی عقل های عقلا با هم زاییده شده و آن راه را هم آگاهانه انتخاب کرده اند، به خدمت اهداف و اراده خود درآورند.
کتاب دوم هم در باره تاریخ نوشته شده است. این کتاب، تاریخ را از منظر طرف پیروز می بیند و تصویر می کند. نام این کتاب تاریخی که موضوعش "جزئیات تاریخی حوادث و اعمال شخصیت های تاریخی دولت عثمانی است را "وقایع نامه" نگاشته اند.
کتاب وقایع نامه در 442 صفحه و به قلم شخصی با نام "مصطفی طالب کاتب" و در سال 1207 نوشته و تکمیل شده است. این نویسنده، کاتب ویژه سلطان سلیم عثمانی بوده است.
طبیعتا نمی توان با نخواندن کتاب، در باره آن قضاوت کرد. با نگاه مختصری که به این دو کتاب، آن هم در این مدت کوتاه و در برنامه زنده "مهندسی جهل" داشتیم، نمی توان به قضاوت دقیق در باره آن ها پرداخت.
در عین حالی که از همین چند صفحه ای که تورق کردیم، و برای خواندن آن ها به خودمان و سواد بی سوادیمان فشار آوردیم تا هم کتاب را و هم دست خط نویسنده را بخوانیم و بفهمیم، مشخص شد که نویسنده کتاب دوم (وقایع نامه) در کنار طرف پیروز در میدان جنگ و صاحب قدرت و ثروت ایستاده است.
در نتیجه، او باید کتابش را بر اساس اراده، خواست و نیاز طرف پیروز سر و سامان بدهد. نتیجتا، او به عنوان نویسنده، باید از حیله های جنگ روانی ثابت و مشخصی، در دو جبهه متضاد استفاده بکند. از یکی از آن ها بر علیه طرف مغلوب و از همان استراتژی بر له طرف پیروز استفاده بکند. کار او، حرکت و بازی با شمشیر دو لبه است.
او ممکن است آمار دشمن را بسیار غلو آمیز نشان بدهد تا بر عظمت پیروزی، عمق فکر، نقشه، برنامه ریزی، استراتژی، مدیریت جنگی، وضعیت روانی، اخلاقی، فکری، دینی، مهندسی، ابزار آلات و ... یک طرف تاکید و طرف دیگر را بر اساس همان نوع اغراق ها تحقیر بکند.
این استراتژی واحد، با دو هدف متفاوت، هم برای طرف پیروز و هم برای توصیف طرف مغلوب بکار می رود.
ما، برای خواندن چند نیم صفحه ای که از کتاب وقایع نامه، تلاش کردیم و متوجه شدیم که کاتب سلطان هم به جایگاه شخصیت ها، هم به جغرافیا، هم به امکانات، هم به زمان، هم به شرایط روحی و روانی افراد، هم به قوانین و هم به ... دقت دقیقی مبذول کرده است. او تلاش کرده است تا در ثبت و ضبط تاریخ و حوادث آن، زمان، ساعت و تاریخ را به دقت معین کرده، بنویسد و امانتداری به خرج بدهد.
در همین چند سطری که از این کتاب خواندیم، به نظر رسید که نویسنده، در خدمت دولت عثمانی است و تلاش می کند تا تاریخ جنگ ها و پیروزی های داخلی و خارجی عثمانی ها را به دقت، برای نگهداری در آرشیو دولت عثمانی و استفاده از آن تجربه ها به تصویر بکشد.
همان طور که در بالا گفته شده، حوادث تاریخی معین، از منظر ناظران مختلف، با انگیزه ها، اهداف، ایدئولوژی ها، خواست ها، منافع و … آگاهانه و متفاوت دیده، سنجیده و منعکس می شوند تا به اهداف و خواست های صاحبان قدرت پاسخی درخور بدهند.
آیا دولت عثمانی هم به این بیماری آلوده بوده است و یا واقعا حوادث را چنان که دیده می شده و از منظر عثمانی هم دیده و ادراک می شده، نوشته است؟
می دانیم که اگر دو تاریخ نویس که برای یک قدرتی کار می کنند و هر دو، در عین زمان و مکان شاهد همان حادثه ای بوده باشند، نوشتار و نتایجی که آن ها از آن حادثه خواهند گرفت و تصویر خواهند کرد، بسیار متفاوت خواهند بود.
چرا که تجربه آنها، منافع و تصور ذهنی آن ها از منابع و قدرت، مطامع آن ها، ایدئولوژی علنی و پنهان آن ها، کینه و دشمنی یا نفرت آن ها از یک طرف و عشق و علاقه و تمایلشان به طرف دیگر، در نوع دید، در تفسیر، در ادراک، در توضیح و در نوشتار هر کدام ناظران تاثیر خواهد گذاشت.
فرقی نمی کند که شاهدان ماجرا دو تن باشند یا ده ها تن باشند. آنچه آن ها به قلم خواهند آورد، با همدیگر بسیار متفاوت خواهد بود.
خوانندگانی که از قوه عقلشان در راستای فهم واقعیت ها استقاده بکنند و نخواهند تسلیم ذهنیت کتاب هایی که خوانده اند، بشوند، می توانند تفاوت ها را در کلماتی که هر کدام از آن ناظران در توصیف آن حادثه مشخص به کار برده اند، ببیند.
خواننده باید متوجه باشد، همان طور که نویسندگان بی طرف نیستند، کلمات و جملات و متون هم بی طرف نیستند و جانبدار هستند.
این دو کتاب تاریخی، دو سبک نوشتاری متفاوتی را به کار گرفته اند. گر چه زبان هر دو تورکی است اما تفاوتی های چندانی در بین زبان تورکی شیعه غالی با زبان تورکی اداری و رسمی دولت عثمانی و درباری نیست. هر دو آن زبان ها، تورکی هستند و برای تورک های در ایران تحت حاکمیت فارس ها قابل ادراک هستند.
در عین حال، سبک اولی، تاریخ نویسی و تاریخ سازی ذهنی و ایدئولوژیک زده است و سبک دیگری، تاریخ نویسی واقعی و دولتی است.
یکی تاریخ را در ذهن خود می سازد و به آن رنگ ذهنیت و ایدئولوژی، دین و مذهب خودش را می مالد و دیگری گر چه تاریخ طرف پیروز در جنگ را می نویسد و باید به واقعیات بپرازد اما منافع فردی او ایجاب می کند که بر اساس ذهنیتی که از طرف حاکم و صاحب قدرت دارد، به جریانات بنگرد و به توصیف آن ها اقدام بکند.
انصافعلی هدایت
20 اپریل 2025
-
مهندسی جهل 006 راه خروج از دنیای مهندسی شده جهل چیست؟ در ششمین بخش از سری برنامه " مهندسی جهل" در ایران، درباره چند کتاب که در آ...
-
انصافعلی هدایت؛ روزنامه نگار آزد و مستقل آذربایجانی کانادا – تورنتو hedayat222@yahoo.com 001 – 647 – 740 – 8070 ...
-
مهندسی جهل 099 https://youtube.com/live/ozQ3bgfDIkg در این برنامه، با کتاب تورکی دست نوشته قدیمی خطی حقوقی تخصصی آشنا شدیم که خود نویسنده،...