Thursday, September 7, 2017

سگگیز مادده لی متن، موذاکیره متنی دیر! حتتا فئدرالیست له ره بئله




انصافعلی هدایت
هفتم سپتامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com


دوستوم آتا بیگ، نقدیزه گوره تشککور ادیرم.
منیم یازدیقیم 8 مادده لیک متنی بیرداها دیققت ایله اوخویون، لوطفن!
سیزجه، بو سگگیز ماده ایرانی قوروماق آماجی ایله یازیلیب؟
آمما ...
منیم گئچمیشیم "فدرالیسم" دیر. یعنی من فدرالیستلیکدن ایستیقلالا گلمیشم. ایندی ایسه ایستیقلالچی یم آمما اگر یازدیقیم شرط لر ایله ایراندا بیر فدرالیسم قورولورسا و هامی میللتلر، او جومله دن هئش بیر جور موذاکیری یه حاضیر اولمایان فارسلار، بونو قبول ادرسه لر، منده او فدرالیسمی قبول ادرم.
چون اوندا، ان قیسسا زاماندا، هر میللت، فارسلا و ایرانلا قالماسی یا ایستیقلال مسئله سین ریفراندوما قویار و چاره نی میللتین ائوزو، موستقیم سسی ایله گوسته رر.
سیز او سگگیز مادده ده، ایستیقلالین آن قیسسالمیش و که سه یولون، گوررسیز!
بو سگگیز مادده، ایرانین سیاسی و میللتلر آراسیندا بیر موذاکیره فورمولو دور!
حتتا بیزیم ایستیقلالا ان یاخین توتوم توتان فئدرالچی کسیملریمیز ده و ایراندا یاشایان دیگر فدرالچیلاردا بو فورمول اساسیندا ایرانلا و ایرانچیلارلا موذاکیره اتمه لی دیرلر.
یوخسا، ریضا پالانی دن بوگونه قدر اورتادان قالدئریلمیش میللی حرکتلر و حوکومت له ره تای، فدرالیسم ده ان قیسسا زاماندا و فاسلارین اششگی سودان گئچندن سونرا، گئتمه لی اولاچاق. قالارلی بیر فدرالیست سیستیم اوچون، بو سگگیز مادده ان اسگیک شرط للر دیرلر.
نیه کی یوز ایل تجروبه بیزه تورک، عرب، تورکمن، بلوچ و ... میللت لره ثابیت ادیب کی بین الملل سوییه ده ضمانت سیز بیر فدرالیسم و موذاکیره، فارسچیلارین و ایرانچیلارین اویون دور.
فدرالیست دوستلاریم دا بو مسئله له ری گوزلری اونونده توتمالی دیرلار. نیه کی توکمن صحرا جومهورییتی، "ونئی آزربایجانین آزادیستان حوکومتی، گوئنی آزربایجان میللی دموکرات حوکومتی و ... ساده و ضمانت سیز موذاکیره لر ایله قتل ادیلیب لر.
بیر ده، سون هدفی و ایستیراتژی نی اوولده گوزوموز قاباغیندا قویماساخ و رسم اتمه سک، یولدا چاش پاش ووراریق.
بیرده هدفیمیز میللتی اوناتماق دئییل. یوز ایگیرمی ایلدیر ایراندا یاشایان بوتون مبللت لر اویونجاق اولوبلار. یولو چاش پاش گوسته ریب لر. میللت دوز یولو تاپمایئب. پون دوز یول آدینا، دولان گل یوللار گوسته ریلیب دیر. میللت یوز ایگیرمی ایل دیر صحرادا، اطرافینا دولانیب، دورور. هئش بیر مقصه ده چاتمایئب دیر. هئش بیر اینکیشاف و ایره لیله مک اولمایب دیر. همده هئش بیر ساحه ده!
اونون اوچون، ایستیقلال، بیزیم اصیل ایستیراتژی میز دیر و اولماسی گره کیر. ایراندا بونو بیلیر کی فدرالیسم بیر قیسسا یول دور ایستیقلالا!
طبیعی کی استتقلال فیکری، ایچه ریده تابو دور و شوعار وئریلمیر.
بئیله دئدیگیمیزده بیله گورونور کی ایچه ریده فدرالیسم فیکری قبول اولونوب و اونون اطرافیندا شوعار وئرمک ایمکانیمیز واردیر؟
یعنی ایراندا فدرالیسم اساسیندا توپلانماق ایمکانیمیز وارمئ؟
حتتا داها آشاغا سوییه ده اولور اولسون، "آنا دیلی" حاقدا چالیشانلارا چالیشماق ایمکانی ورامی دیر؟
آنا دیلی حاقدا دانیشانلارا آزادلیق وارسا، ایکی یئرده وار؛ یا ایططیلاعاتین سورقو اوتاقلاریندا یا دا زیندان گوشه لرینده!
بیلیروخ کی ایچه ریده بیر ضیددی اینسان حاقلاریئ ایله موخالیف بیر مورککب سیستیم حاکیم دیر. ایچه ری هر سوزو دییه بیلمیر. ایچه ری گوزلور کی اشیک یا دئشارئ اونلارین اورک و سون سوزلرین و ایستک لرین دیللندیرسین!
باشقا یون ایله دئسم، بیزلر، اشیک ده آزادیق. خالقین، ان اوستون آرزولارئن و ایستک لرین باغیرماق، بیزه دوشر!
بونون اوچون ده، خالقی ان آشاغا ایستکله ره راضی سالمامالییق! (بر کف مطالبات مردم متمرکز نشویم. بر سقف مطالبات تمرکز باید کرد)
البتته بو فیکیرلری علنی ادک یا اتمییک ده، ائوزو، بیر ایستیراتژی دیر!
 
سگگیز مادده لی متن اوچون بو لینکه بویورون گئدین لوطفن!
 

Wednesday, September 6, 2017

شرط هایی برای بقای ایران






برای این که ایران کنونی، به همین شکل دوام یابد، باید های زیر ضروری هستند:

1. باید پذیرفت که در ایران تعدادی زیادی "ملت" موجود است و باید حقوق ملی داشته باشند.

2. باید همه پانفارسیست ها و پان ایرانیست ها بپذیرند که همه زبان ها و هویت ها در ایران صد درصد برابر و یکسان و محترمند و برسمیت شناخته شوند.

3. باید حقوق همه ملل ساکن ایران در دادگاه های بین المللی تظمین شوند!

4. باید حق جدایی و استقلال هر ملتی و همه ملل در ایران برسمیت شناخته شود که جدایی و استقلال به اراده خود احاد هر ملت تعلق داشته و با رفراندم قابل تحقق است.
5. باید هر ایالتی حق داشتن ارتش مستقل خودش را داشته باشد تا بتواند در مقابل هر نوع تهاجم سنترالیست ها، پان ایرانیست ها و پان فارسیست ها برای از بین بردن استقلال و حقوق آن ملت یا ملل و برای بر هم زدن همه قراردادهای اجتماعی با یک کودتای رضاخانی یا محمدرضاخانی، از خودشان دفاع کنند!!

6. باید نگرش استعماری فارس به ملل دیگرتغییر کند. استعمار بسیار شدید یک قرن اخیر و مخالفت با حقوق ملی ملل، باعث عدم اعتماد ملل به پان ایرانیسم و پانفارسیسم شده است.
از طرف دیگر، پان ایرانیسم و پان فارسیسم نگران تجزیه ایران و استقلال ملل داخل ایران کنونی است. پان ایرانیسم و پان فارسیسم در این صد سال، روشنفکران و فرزندان ملل تحت ستم مضاعف را به علت تقاضای حقوق ملی، زندان، شکنجه و اعدام کرده است.
در نتیجه هیج اعتمادی در بین طرفین نیست. مللی که خودشان را "تحت ستم مضاعف" می دانند، برای استقلال از ایران تلاش می کنند ولی پان ایرانیست ها خواهان حفظ وضع موجود هستند. برای ایجاد اعتماد نسبت به عدم حیله پانفارسیسم و پان ایرانیسم به ملل تحت ستم مضاعف، باید صدها قدم برای جلب اعتماد ملل تحت ستم مضاعف و استقلال خواه برداشته شود.
7. باید غرامت های لازم جهت جبران عقب نگه داشته شدگی های یک قرن اخیر در همه زمینه ها به ملل تحت ستم مضاعف پرداخته شود. باید خون بهای شهیدان آن ملل و زندانیان هم به آن ملل تعلق بگیرد.
8. ابتدا، به اندازه ای که برای زبان و منافع فارس در این یک قرن، سرمایه گذاری شده است، باید بر زبان ها و هویت ها و ... آن ملل هم سرمایه گذاری شود تا به سطح زبان، هویت، تاریخ، اقتصاد و توسعه همه جانبه در اندازه ای که فارسی و فارس زبان ها رسیده اند، برسند تا موازنه و تساوی برقرار گردد.

ایران با این شرط های اولیه، می تواند مرزهای موجودش را حفظ کند اما آیا پان ایرانیسم و پان فارسیسم آماده فداکاری برای ملل دیگر است؟ یا به تداوم استعمار آنان و بغارت بردن هر چه بیشتر منابع نفت، آب، معادن، نیروی انسانی، سرزمین و ... آنان می اندیشد؟
انصافعلی هدایت
ششم سپتامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com

Monday, September 4, 2017

پیشروی اخلاقی پانفارسیسم تا بند تومبان ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی و ...

 
 
انصافعلی هدایت
چهارم سپتامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com
 
 
 در یک بحث جدی سیاسی در تلویزیون آزربایجان جنوبی و در صفحه فیس بوک انصافعلی هدایت، خانم روشنک هوشمند، هوش بخرج داده و سطح ادراک، منطق و ادب و انسانیت و درک از حقوق بشر را به بند تومبان ... رسانده است.
من نخواستم به گفته های روشنک پاسخ بدهم که از قدیم گفته اند، جواب ... خاموشی است اما

من در نوشته دیگری، به یک سناریو اشاره کرده بودم. تصور بفرمایید، ما تورکان، به هر دلیلی، در چند ماه آینده، بر ایران امروزی مسلط شدیم. به همراه عرب ها، بلوچ ها، تورکمن ها، قشقایی ها، کوردها، لرها، بختیاری ها، گیلکی ها، مازنی ها و ... یک نوعی از سیستم غیر متمرکزسیاسی-حقوقی را پایه ریزی کردیم 
ولی چون فارس و فارسیستان به نام ایران ولی به کام فارس، یک قرن در نابودی ملل ما کوشش کرده بود، تصمیم گرفتیم تا به آنانحقوق اجتماعی کمی کمتر از خودمان بدهیم. 
فارسی زبان رسمی نخواهد بود. تورکی و عربی دو زبان سراسری و زبان های رسمی خواهند بود. چند زمان زسمی محلی هم خواهیم داشت. 
فارس ها هیچ رسانه، رادیو، تلویزیون، وبسایت، کتاب، رمان، فیلم، سریال، نمایشنامه، موسیقی و ... نخواهند داشت و اگر کسی در این زمینه ها "قاچاقی" فعالیت غیر قانونی بکند، بر اساس قوانین جدید، به زندان های طولانی مدت محکوم خواهد شد. 
در مطبوعات و رسانه ها و کتاب های رسمی و غیر رسمی به تحقیر فارسی و فارس زبان اهتمام خواهیم گذاشت. فرچه توالت را در برنامه های تلویزیونی در دهان کودکان و سالخورگان فارس خواهیم چپاند و اگر اعتراض کردند، همه یشان را زندانی خواهیم کرد و اگر بفکر هویت فارس بیفتند یا امنیت ملی و مرزهای ما را بخطر بیندازند، زندانی خواهند شد. 
یادتان باشد که در حکومت تصوری ما کسی اعدام نخواهد شد و الا هر معترضی را به نام قانون، ضد سیستم حکومتی اعدام می کردیم.
فارس حق نخواهد داشت، در باره تاریخ جعلی خودش بداند. ما برایشان تاریخی جدید خواهیم نوشت.
ما به فارس خواهیم گفت که هویت تو چیست؟ از کجا آمده ای، پدران تاریخی تو چه کسانی بوده اند. زبان تو چه بوده و در اثر چه حادثه ای زبان تو فارسی شده است و تو فریفته اند.
فارس، حق نخواهد داشت تا اقتصاد خودش را داشته باشند. 
به هر حال، هم اکنون، فارس ها در رسانه های خودشان ادعا می کنند که خلقی، قومی، ملتی به نام فارس وجود خارجی نداشته است.
پس، فارس، قوم نیست. ملت هم نیست. بنا بر این در آن آینده، سرزمینی هم نخواهد داشت که در آن ساکن باشد. بتدریج همه فارس ها را در کویر لوت و نمک تجمیع خواهیم کر. اگر سخن از وطنی بگویند، آواره خواهیم ساخت 
اگر خارک هایی که فارس ها به آنجا ک.چیده شده اند، معادنی داشته باشند، همه را استخراج کرده و در اختیار ملل دیگر قرار خواهیم داد. 
فارس، حق کار نخواهند داشت. چون حداکثر توانایی آن ها به تمیز کردن توالت و کارگری در پاکیزگی محله ها است که کار بسیار مهمی است و اگر نباشد، مردم شهر در اثر بیماری ها از بین می روند.
فارس، توان فکری و علمی ندارد. برای همین هم آموزش های مهمی چون خدمات شهری، سپوری، رانندگی، کارگری ساختمان و ... را در اختیارشان خواهیم گذاشت. این ها کارهای بسیار مهمی هستند.
کارخانه های تولیدیشان را به سرزمین های دیگر که معادن مواد اولیه در آنجاها هستند، خواهیم برد. 
سدهای رودخانه هایی را که در یک قرن اخیر برای آبیاری کویر منحرف کرده بودند، منفجر کرده و رودخانه ها را به آبراهه تاریخی و بستر اصلی خود بر می گردانیم. زمین های زراعی احتمالی آن را به ساختمان سازی اختصاص می دهیم و یا دولت امکاناتی برای عموم ملت (غیر فارس ها) اختصاص می دهد
حالا، این تصویر، یک سناریو برای یک سریال خیالی نیست. یک واقعیتی است که فارس هم اکنون در وطن تورکان، تورکمن ها، قشقایی ها، عرب ها، بلوچ ها، و ...اجرا می کند. 
ما تورکان حق تحصیل به زبان مادری خودمان نداریم. 
ما ملل تورک، عرب، و ... روزنامه و مجله، رادیو، تلویزیون، دانشگاه نداریم. 
زبان ملل تورک، عرب، و ... رسمی نیست. در زبانمان درس نمی خوانیم. 
کسانی که به امید معلمی، لیسانس و فوق لیسانس گرفته بودند، از حق شهروندی محروم شده اند. 
کارخانه های ما بسته و یا به فارسیستان منتقل می شوند. 
بیکار می شویم . اگر بنا به علاقه و بودجه خودمان، اقدامی فرهنگی بکنیم، زندانی می شویم و ... 
شما تصور بکنید که ما در چه شرایطی هستیم؟

Image may contain: 1 person, closeup
Roshanak Houshmand
  روشنک خانم، از ادبیاتی که بکار بردید، معلومه که چقدر تحصیلات و ادب ملی-تاریخی- ایرانی-آریایی داشته اید و دارید. 
خانم، از سد بند تومبان ما هم عبور کردید. دارید تا کجا می روید، خانم. ایست! دست روی نقاط ممنوعه نگذارید! هر چیزی اخلاق و منطقی دارد. همه گفته های شما بسان نزدیکیتان به بند تومبان ماست 
اما یک چیزی را بدانید: اوضاع اعراب بحرین، بعد از جدایی از ایران، 100 بار بهتر از ایران کنونی است. 
عقب مانده ترین کشور و ملت منطقه، ایران-فارس است. کافی است به همسایه های ایران بنگرید. اعراب، تورکیه، آزربایجان، افغانستان، ... با شما قابل مقایسه است؟ کافی است دستان شما از سوریه و عراق و افغانستان کوتاه شود تا امنیت به آ« ها باز گردد.
 اما در مورد تورکان، عرب های الاحواز، کوردها تورکمنان، بلوچ ها، گیلانی ها، مازنی ها و ... شما غصه تومبان این ملل را نخورید. دست بیمارتان را از تومبان این ملل بردارید و فکری بکنید
اگر عربستان یا الاحواز از فارسیستان جدا بشود و نفتش را به شما ندهد، فارسیستان چه خواهد داشت تا شکم شما را سیر کند؟
 اگر گلیلان و مازندران در شمال، اگر تورکمن ضحرا در شرق گیلان، اگر تورکان خراسان در شمال شرقی، اگر بلوچستان در شرق و سواحل خلیج، عرب های جنوب، کوردها در جنوب عربی و تورکان در غرب و شمالغربی از ایران جدا بشوند و اگر قشقائیان تورک، لرها و بختیاری ها و ... از ایران جدا شوند
آیا فارس آبی برای خوردن دارد؟
آیا زمینی برای کشت و کار خواهد داشت؟ 
 معدنی برای استخراج دارید؟ 
گر چه اکنون، همه کارخانه های تولیدی در فارسیستان جمع شده است، اما اگر منابع اولیه مورد نیاز تولید، فقط برای یک ماه وارد منطقه فارسیستان نشود، جز آهن پاره چیزی برای خوردن و جز شن های روان کویر، چیزی برای نوشیدن نخواهید داشت.
 
 این، جای بسی خوشحالی خواهد بود، اگر آن مللی که یک قرت در زیر ستم فارسیسم بوده اند، دست به اسلجه نبرند و نخواهند غرامت یک قرن چپاول توسط فارس را از او بگیرند.
 اگر آن ملل تحت ستم مضاعف، دست به سلاح گرم ببرند، در کویر بی آب و علفی که فارسیستان نام دارد، در قحطی و خون، در زیر شن های روان دفن خواهید شد. 
بهتر است شما نگران بند تومبان خودتان در آینده نه چندان دور باشید و همان بهتر که ادب پیشه کنید. چون بی ادبی، آتش بر خرمن شما می افکند!!!
 
 
***

Sunday, September 3, 2017

آیا تورک عرب، تورکمن، قشقایی، بلوچ، و ... ایرانی هستند یا ایرانی یعنی فارس؟


برای این که من در آن زمان بفکر ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... نبودم. همه فکرم ایران و نجات ایران بود. از طریق اصلاحات فکری به تغییر فکر ایرانیان می اندیشیدم 
به شما چی شد که وقتی من متمایل به حقوق اکثریت مردم ایران که عبارت از تورکان، قشقایی ها، تورکمن ها، عرب ها، بلوچ ها، و ... شدم که هیچ منافع مالی به من نداشت (ولی همراهی با فارس، منافع مالی بسیار زیادی داشت) همه شما و اغلب سیاستمداران فارس، دشمن من شدید؟ 
مگر من هنوز به ملل ایرانی نمی اندیشم؟ 
مگر این ملل جزو ایران ادعایی شما نیستند؟ 
چرا دفاع از حقوق این ملل باعث رنجش خاطر همه شما می شود؟ 
آیا جز این نیست که شما پانفارس هستید و فکر می کنید که ایران یعنی فارس؟ 
و هر کس ایران، یعنی فارس را بپذیرد، همراه شماست و اگر شما را به پذیرش حقوق دیگر ملل ساکن آن جغرافیا دعوت کند را دشمن می شناسید و با آن ها حمله می کنید؟ 
شما باید پشتیبان من می بودید که من از حقوق برابر و مساوی همه ملل ساکن در ایران دفاع می کنم و به همه شما گوش زد می کنم که در راه خطا می روید و این راهی که می روید، به قبرستانی ختم می شود که سیاست های نژادپرستانه حاکم برای همه ما و بخصوص فارس ها، کنده است. 
چرا می ترسید که ملل تورک و عرب، بلوچ و تورکمن و ... حقوق 100 درصد برابر و مساوی با فارس داشته باشند؟
چرا می ترسید که زبان های همه مللی که در ایران زیست می کنند، رسمی شود؟ 
آیا نباید فکر کرد که شما ها فقط منافع قوم فارس را در نظر دارید و به بقیه به مثابه مستعمره می نگرید؟ 
چرا همه شما به این جبهه نمی پیوندید و برای حقوق مساوی و رسمیت فرهنگ و تمدن ملل با پانفارس حاکم مبارزه نمی کنید؟ 
از چه می ترسید؟ 
از آن می ترسید که پانفارسیسم حاکم به شما هم حمله کند؟ 
از آن بترسید که تاریخ فردا از شما با نام کسانی که حقوق ملل را نادیده می گیرید، یاد خواهد کرد!

İranla Avropada Etiyad məsələsi




Aparıcı: İnsafəli Hidayət 
 
Qonaq: Sərvər Kardar

GünazTV

 Sep.2.2017




دیالوگ: توزیع قدرت در ایران - بخش دوم




برنامه هفته بیست و یکم دیالوگ 
 مدیر برنامه: انصافعلی هدایت 

میهمانان برنامه:
ویکتوریا آزاد
 دکتر حسن هاشمیا
 ناصر کرمی
صلاح ابو شریف الاحوازی

گوناز تی وی ۱۱ شهریور ۱۳۹۶
 

دیالوگ: توزیع قدرت در ایران - بخش اول




برنامه هفته بیست و یکم دیالوگ 
 مدیر برنامه: انصافعلی هدایت 

میهمانان برنامه:
ویکتوریا آزاد
 دکتر حسن هاشمیا
 ناصر کرمی
صلاح ابو شریف الاحوازی

گوناز تی وی ۱۱ شهریور ۱۳۹۶
 




فرق بیماری سیستماتیک نژادپرستانه با بیماری روانی-اجتماعی فردی در ایران





یکی از دوستان من، حسن اذ... در سفر خود به باکو و در حین گردش در "ایچ شهر" باکو، یک فارس توریست را مشاهده کرده که مست بوده و در آن حال به عرب ها و تورکان توهین می کرده است. او ویدئو تهیه کرده و به من ارسال می کند. گر چه یک ساعت بعد، من برنامه زنده "دیالوگ" با موضوع نزدیک به نژادپرستی در ایران را به روی آنتن می بردم (توزیع قدرت در ایران)1
https://youtu.be/gqgt-Eu8FWs
https://youtu.be/4B4vZ2HMr8s
اما بخاطر این که آن فارس نژادپرست درهمان ویدئو فخش های ناموسی بسیار رکیک به تورکان و عرب ها می داد، از انتشار آن در برنامه زنده خودداری کردیم ولی من آن را در فیس بوکم منتشر کردم تا همه از محصول نژادرگستی و پانفاسیسم آشنا شوند.

 جالب آن بود که پلیس و مردم آزربایجان با آن فارس نژادپرست بد رفتاری نمی کنند و حتی با او مقابله هم نمی کنند. 
در حالی که اگر یک تورک تورکیه یا آزربایجان شمالی، به ایران می آمد و در خیابان فریاد می زد که همه زنان فارس یا فارس ها .... هستند، فارس ها چه عکس العملی نشان می دادند؟
باید فرق فرهنگ ها و نوع تربیت و توان و ظرفیت تحمل اجتماعی افراد را دید و تحسین کرد!
دوستی به نام "آغا مجید" ویدئو را دیده و انتشار آن را بهانه قرار داده تا من را بخاطر انتشار آن ویدئو محکوم کند. 
او به آن منظور، چندین مسئله بی ربط به موضوع را به هم بافته است تا پانفارسیسم نژادپرست را "قربانی" و مظلوم" نشان دهد. در آن نوشته، مسایلی را مطرح کرده که هیچ ربطی به ویدئو و موضوع آن ندارند. من نوشته و ویدوهای او را در بخش کامنت ها منتشر خواهم کرد.
در حالی که اگر این ویدئو در یکی از کشورهای اروپایی، آمریکایی،  کانادا یا آسیایی جنوب شرقی  رخ می داد، میلیون ها بیننده می داشت و 100 درصد، حرکت های ضد نژادپرستی را تقویت می کرد تا با بیماری نژادپرستی، مبارزه جدی تری بکنند ولی در میان فارس ها، چنین بینشی وجو ندارد بلکه آن ها خودشان را برای  نژادپرستی و تورک ستیزی و عرب ستیزی، محق هم می دانند و معتقدند که باید به خاطر نژادپرست شان مدال افتخار هم بگیرند!

جواب من به آغا مجید از این قرار است:
آغا مجید، شما عمدا به مغالطه دست می زنید. درست است که دارید دعوا مصنوعی راه می اندازید تا اذهان را از موضوع اصلی منحرف کنید اما همه متوجه هستند و کسی شما را باور نمی کند. 
چرا؟
 1.
رابطه قشقایی با عرب چه ربطی به شما فارس های ضد استقلال این ملل دارد؟
 2. 
فدرالیسم راه حل مناقشه داخلی ملل خواهان استقلال و کنفدرالیسم راه حل مناقشه میان ملل و کشورهای جدید و ملل مستقل در آینده خواهد بود.
 3.
 رابطه کورد و تورک هم به شما مربوط نیست؟ و اختلاف ها در چهارچوب همسایگی، فدرالیسم و کنفدرالیسم، یا به شکل دیگری (مثلا منطقه صلح و دوستی و برادری) حل شدنی هستند.

ویدئو از باکو
 4.
این ویدئو، یک فرد فارس مست را نشان می دهد که به عنوان توریست در آزربایجان شمالی بسر می برد.
 5.
 این فارس قربانی سیاست های ضد انسانی و نژادپرستانه پانفارسیسم و پان ایرانیسم است. من به او توهینی نکرده ام. حتی او را محکوم هم نکرده ام. من با او مشکلی ندارم.
 6.
 نه تنها این فرد مشاهده شده در ویدئو، بلکه تو و من و همه ما، در سیستمی که بر اساس پانفارسیسم و پان ایرانیسم تربیت شده ایم. آن سیستم، از بدو تولد من و تو، با برنامه های تلویزیونی، رادیویی، مجلات و کتاب های قصه کودکانه، روزنامه ها ، مجلات، داستان ها، رومان ها، فیلم ها، سریال ها، کارتون ها، فکاهی ها، جوک ها، کتاب های شبهه علمی، شبهه تاریخی، در مهد کودک ها، در مدارس، در دانشگاه ها، در محل کار، در ... با کتاب های درسی در مدارس و دانشگاه ها و ... ما را نژادپرست و ضد حقوق انسان ها و ضد دموکراسی و ضد اراده انسان ها و ضد حقوق بشر تربیت کرده است. همه ما در یک سیستم سازمان یافته آموزش نژادپرستی و ضدیت با انسان های غیر فارس دیده ایم. 
افکار پانفارسیستی و پان ایرانیستی آن سیستم، همه ما را بر ضد انسانیت و انسان های غیر فارس و غیر ایرانی،پرورش داده است. 
ما همه، به نوعی، از کودکی مسخ و هیپنوتیزم جمعی شده ایم تا فقط برای تامین منافع روانی، مالی و ... فارس زبان ها کار کنیم و فعالیت بنماییم. 
حتی من تورک را تربیت کرده اند تا علیه تورک کار و فعالیت کنم و به این فعالیت ضد تورکی خودم هم افتخار بکنم. 
در نتیجه، این ویدئو، نشان می دهد که سیستم سیاسی، آموزشی، تربیتی، علمی، و ... در ایران ضد انسانی و نژادپرستانه است که ایران را در آینده به جنگ با ملل همسایه خواهد کشاند.
 7.
 چظور یک انسان چنان تربیت می شود که به عنوان توریست، به کشور دیگری سفر می کند ولی در آنجا، بی محابا نژادپرستی خودش را در با صدای بلند بر زبان جاری می سازد. آیا از زندان و دستگیری نمی هراسد؟
 طبیعتا اگر او مست نبود، می ترسید و تلاش می کرد، مکنونات ذهنی نژادپرستانه اش را پنهان کند. ولی "مستی و راستی" را پیشه کرده است.
 8.
 تو بجای این که آن نوع سیستم آموزشی ضد انسانی و نژادپرستانه که انسان بدبخت ایرانی را در دید همه دنیا بدنام می مند که ایرانیان به حقوق توریستی و مهمانی هم احترام نمی گذارند، بپردازی و فکر و راه حل هایی برای برون رفت از این بن بست خود ساخته ارائه بدهید، نوک تیز حمله را متوجه من: انصافعلی هدایت، کرده اید. که چی؟ صورت مسئله را حل نکنید!
 9.
 همان طور که در نوشته های من دیده می شود، من مخالف هیچ فرد فارس زبان نیستم. من مخالف نوع نگرش و ایدئولوژی حاکم بر افکار فارس ها و روشنفکران فارس هستم.
 10.
 من مخالف هر فارس یا تورک، یا عرب، یا بلوچ، یا تورکمن، یا قشقایی و ... که برای تامین منافع فارس های حاکم بر ایران و ملل ساکن در ایران فعلی، پانفارسی پیشه کند و از پانفارسیسم حمایت می کند، هستم.
 11.
 من مخالف هر کس یا تفکری هستم که مانند شما مخالف حقوق ملل تورک، یا عرب، یا بلوچ، یا تورکمن، یا قشقایی، گیلکی، مازنی، لر، بختیاری و ... باشد . من با هر فردی یا تشکیلاتی که حقوق انسانی و ملی ما ملل تحت ستم را برسمیت نشناسد و با ما و حقوقمان مخالفت کند، مخالف هستم.
 12.
دوست مغرض من، تو من را محکوم نکن! آن سیستمی را محکوم بکن که در اثر نژادپرستی سیستماتیک آن، ضد نژادها و ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی، گیلکی، مازنی، لر، بختیاری و ... تربیت شده اید. ما در مقابل آن نوع از نژادستیزی شماها، راه حلی به جز وطن پرستی و نژادپرستی دفاعی برای تامین حقوق ملت خود نداریم. 
یعنی راه فراری برای ما نگذاشته اند که حقوق ملی ملل تحت ستم را تامین کنیم. 
در هیچ کجای دنیا، به مللی و رهبران آن ملل که بر علیه نژادپرستی حاکم و سیاست های آن مبارزه می کنند تا از حقوق انسانی و حقوق مساوی برخوردار باشند، "نژادپرست" گفته نمی شود. 
در نتیجه، ما مللی که بر علیه پانفارسیسم وپان ایرانیسم مبارزه می کنیم تا از ظلم و ستم ضدنژادی پان فارسیسم رهایی یابیم، در قاموس های ملی و بین المللی، "قهرمان" نامیده می شویم نه نژادپرست. 
چون برای رهایی یک ملت یا مللی از زیر ستم نژادی و استعماری پانفارسیست ها مبارزه می کنیم.
 13.
 نلسون ماندلا، ماهاتما گاندی، رهبران پاکستان در استقلال از هندوستان، رهبران بنگلادش در استقلال از پاکستان و ... رهبران همه نهضت هایی که از (بفرض مثال) از 50 کشور، 200 کشور ساخته اند، متهم به نژادپرستی نیستند بلکه مورد تقدیر تمامی جهانیان هستند. چرا که اگر از زیر استعمار رها نمی شدند، از حقوق انسانی بی بهره بودند. بهره مندی از حقوق بشر، به تنهایی، دلیل کافی برای استقلال یک ملت است. 
در همین حال، هیچ سیاهی، به خاطر تامین منافع سیاهان، متهم به نژادپرستی نیست بلکه قهرمان آزادی است. 
هیج فمنیستی، به خاطر جنگ برای حقوق زنان، متهم به "سکسیست" نیست بلکه قهرمان جامعه انسانی هست. 
چرا؟ 
چونبرای تامین حقوق برابر با سفیدپوستان برای سیاه ها مبارزه کرده اند. چون برای تامین حقوق برابر با حقوق مردان برای زنان مبارزه کرده اند.
 14.
 شما چرا از انتشار این ویدئو به هراس افتاده اید؟ نه این که نوع تربیت نژادپرستانه شما را نشان می دهد؟
 15.
 چرا بجای حمله به من یا مردم آزربایجان یا به فیلمبردار، به فکر درمان بیماری سیتماتیک روانی، حقوقی، سیاسی، تاریخی، آموزشی، ارادی، مدیرتی و تربیتی خودتان و جامعه یتان نیستید؟ چرا به آینده جامعه خودتان نمی اندیشید و در باتلاق نژادپرستی گرفتار شده و مانده اید؟
 16. 
من جایی ادعا نکرده ام (اگر هم اعدایی کرده ام، نادرست بوده است) که ما تورکان برتر از نژادهای دیگر هستیم و اصول اخلاقی ما و رفتارهای انسانی ما الگوی جامعه انسانی است یا همه ما تورکان، همه اصول اخلاقی را مراعات می کنیم.
 17.
 تلاش شما بر این است تا ما تورکان را محکوم بکنید. ما تورکان را زیر فشارهای روانی قرار بدهید تا ما تورکان ،در مقابل رفتارهای سیستماتیک نژادپرستانه شما پانفارسیست ها سکوت بکنیم و به نژادپرستی های شما پانفارسیست ها تن بدهیم و تسلیم افکار و قضاوت های نژادپرستانه شما بشویم. 
شما تلاش می کنید تا ما تورکان به خاطر افشای نژادپرستی های شما، احساس گناه بکنیم و به جای شما خجالت بکشیم! شما باید خجالت بکشید که چنین جامعه ضد انسانی تربیت کرده اید.
 18.
 حتی اگرمن تورک، نژادپرست باشم، محصول عکس العملی آموزش های افراطی سیستم تربیتی فارسیستان هستم که البته نژادپرست نیستم. باید به جای من و امثال من، آن سیستم فرهنگی و تربیتی پانفارسیسم، به خاطر ایجاد این رفکس در من (ها) محکوم شود.
.19
 باید پرسید، کجای سیستم فکری و تربیتی و آموزشی پانفارسیسم ایراد دارد که تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ و ... در حال ستیز با فارسیسم و ایران هستند؟
 20.
 چرا از خودتان نمی پرسید که ملل تورک و عرب و بلوچ، تورکمن، قشقایی و ... چه حق و حقوقی را می خواهند که ما فارس ها در مقابلشان مقاومت می کنیم و آن ها را مجبور به گزینش راه دیگر می کنیم؟
 21.
 فرق ویدئوئی که من منتشر کرده ام با ویدئوهایی که شما منتشر کرده اید، در یک چیز بسیار واضح است که شما برای انحراف بحث، عمدا آن را نادیده می گیرید: 
ویدئوی من از باکو، بیماری نژادپرستی پانفارسیسم و پان ایرانیسم را نسان می دهد ولی ویدئوهای شما نشان می دهد که افرادی، بدون توهین به نژاد خاصی، در خیابان قمه کشی می کنند یا قرآن می سوزانند. آیا فرق این دو را نمی فهمید؟ در یکی، علایم بیماری شدید یک سیستم دیده می شود. در دیگری، بیماری یک فرد.
 22. 
ما فعالان سیاسی-اجتماعی تورک، قمه کشی آن جوان تورک را محکوم می کنیم. می دانیم که آن حرکت، یک بیماری روانی-اجتماعی با ریشه های بسیار عدیده است که پانفارسیست ها در جوامع ما ایجاد کرده اند و مسئولش هستند. ما فعالان سیاسی-مدنی آزربایجان مسئولیت چنان پدیده ای در آزربایجانمان را بر دوش نداریم. 
چون، هنوز حاکمیت مستقل آزربایجان را بدست نیاورده ایم که به اصلاح روش های ضد بشری آموزشی پانفارسیسم در کشور آزربایجان جنوبی، اقدام کنیم.
عمل آن جوان تبریزی، غیر انسانی و ضد آرمان های بشری تورکان است اما ضدیت با نژادها، آن هم بطور سیستماتیک نیست.
ولی وقتی هزاران تن علیه تورکان و عرب ها شعار می دهند و ضدیت با تورکان و عرب ها جزو متون درسی سیستم است که از مهد کودک تا دکترا را شامل می شود، آن نژادپرستی و ضدیت با حقوق انسانی ده ها میلیون انسان است. آن ضدیت با استقلال دیگر کشورهاست.
 23.
 در باره سوزاندن قرآن هم، اولا افراد به صورت فردی کارهایی می کنند که بخودشان مربوط است. مسئولیتش فردی است. 
دوما، فکر سوزاندان قرآن در تورکیه و یا آزربایجان و بطور کلی در میان تورکان، سیستماتیک نیست. گر چه، حکومت و سیستم فکری و تربیتی در هر دو کشور آزربایجان و تورکیه، سکولاریسم است اما مردم و سیستم آن کشورها، بطور سیستماتیک، ضد دین و قران نیستند.
در حالی که سیستم فکری و جمعی فارس ها ضد اسلام و ضد دین قرآن است. اگر در تورکیه یک فرد، به دلایل فردی، قران را به آتش کشیده است، در میان فارس های نزادپرست و ضد عرب و ضد اسلام، صدها مورد دیده می شود. 
کافی است بدانید که شهر "دنیزلی" تورکیه، میزبان بیش از 8000 هزار شیرازی فارس هست که 90 درصدشان ضد دین اسلام و قرآن هستند و مرتد و مسیحی شده اند اما دولت و ملت تورک، من و ما تورکان آزربایجان، با آن ها برخورد نامناسبی ندارند و نداریم. گر چه پناهنده و ضعیف هستند اما مورد احترام جوامع تورک هم هستند. همه آن ها از پول و ثروت تورکیه بهره مند هستند. دارو-درمانشان و بیمه یشان رایگان است ولی 99 درصدشان، در همان تورکیه، ضد تورک و نژادپرست هستند. چرا؟ مگر تفاوت های فکری و فرهنگی را نمی بینند؟
24.
می دانیم که یک بروز مورد از یک حادثه یا پدیده، قانون جاری یا علامت بیماری همه گیر نیست. "استثنا" محسوب می شود اما اگر یک حادثه، مثل عرب ستیزی و تورک ستیزی علنی و آشکار در شهرها و میدان های ورزشی، دها ها و صدها بار تکرار شود و جامعه در ئایید آن سکوت کند، آن مورد یا آن پدیده، در حال گسترش است. 
25.
سخن پایانی این که، حتی اگر همه ما تورکان، در شهرهایمان قمه بکشیم یا قرآن بسوزانیم، به بیماری نژادپرستی که پانفارسیسم را آلوده و مبتلا کرده است، دچار نشده ایم.


انصافعلی هدایت
سوم سپتامبر 2017
تورنتو-کانادا
hedayat222@yahoo.com



***

Friday, September 1, 2017

ایران تنها کشوری است که تحصیل زبان رسمی آن می تواند موجب محرومیت از حقوق شهروندی شود










انصافعلی هدایت



جناب هوشنگ امیر احمدی در زیر جمله ای کوتاه از انصافعلی هدایت (نویسنده این مقاله) در فیس بوک، مرقوم فرموده اند:







انصافعلی گرامی. شما حرف این دولت یا وزارت آموزش و پرورش ان را بحساب همه فارسی زبانان ایران نگذارید. زبان مادری خود من تالشی است که ریشه فارسی دری دارد. ما فارسی زبانان‌ هم ان‌ نوع حرف ها و سیاست های تبعیض گر و نژادپرستانه را شدیدا‌ محکوم میکنیم. من در دانشگاه‌ اذرابادگان مهندس کشاورزی شدم و‌ تبریز را شهر دومم بعد از زادگاهم تالش می دانم. بجای تفرقه و جدایی خواهی بیایید با هم‌ یک ایران‌ بهتر که در آن همه ایرانیان، و منظورم‌ همه است، شهروند برابر هستیم بسازیم.‌ کوچک کردن سفره انرا‌ لزوما غنی نمیکند.








هوشنگ امیراحمدی


پاسخ من به ایشان به قرار زیر است:



جناب Hooshang Amirahmadi گرامی، دو مسئله وجود دارد:
 1. 
اول، شما بیایید و همه نیروهای فکری، مدیریتی، سیاسی، اجرایی، حقوقی، اداری و لجستیکی و همه عقبه های پشتبانی کننده این فکر که در آموزش پرورش، خودش را بشکل بخشنامه قانونی و دولتی نشان داد، محکوم بفرمایید و بپذیرید که این بخشنامه حاصل افکار یکی دو نفر کارمند ساده اداری که از جمهوری اسلامی حقوق می گیرند، نیست. 
پس از محکومیت آنها، خواستار حذف این شبکه پیچیده و نفوذ کرده در سیستم آموزشی، اداری، حقوقی، اجرایی، مدیریتی و ... بشوید.
2. 
 دوما، لطفا بفرمایید که چرا نباید زبان تورکی، عربی، بلوچی و ... رسمی شود؟ 
آیا این نوع نگرش به زبان ها و مللغیر فارس، به معنی عدم اعتماد به آن ها و دشمنی با آن ها نیست؟ 
آیا نگرشی که در پی حذف تورک، عرب، بلوچ، تورکمن و ... و هویت، تاریخ، تمدن و .. این ملل از صحنه روزگار و تاریخ  ایران است، می تواند قابل اعتماد باشد؟ 
آیا می توان پذیرفت که آن مدافعان سیستم مبتنی بر حاکمیت پانفارسیسم و پان ایرانیسم، با ما ملل محذوف از صحنه ایران، برابر و برادر هستند؟ 
آیا می توان پذیرفت که فارس با تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، عرب، و ... از نظر حقوقی- سیاسی، اداری، آموزشی، اقتصادی و مدیریتی 100 در 100 مساوی هستند؟ 
آیا می توان پذیرفت که تکیه بر زبان فارسی و "ملی" نامیدن زبان فارسی از یک طرف و کنار گذاشتن  زبان های تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، عرب، و ... از طرف دیگر بر تبعیض و نژادپرستی و بی عدالتی های موجود دامن نخواهد زد؟ 
آیا فردای این بخشنامه، بدتر از این دستورالعمل بروز نخواهد کرد؟ 
چرا من تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، قشقایی که در 96 سال گذشته از همه حقوق "ملت" بودن محروم شده ایم، باید تصور بکنیم که در آینده ای با که دوباره مرکزیت زبان و نژاد فارسی تشکیل خواهد شد، وضعیت ملی ما ملل تورک، تورکمن، قشقایی، بلوچ، عرب، و ... بهتری خواهد شد؟ 
در حالی که شما همین امروز، بخشنامه وزارت آموزش و پرورش را نمایانگر فارسیسم نمی دانید ولی می دانیم که این وزارتخانه، گسترده ترین و باسوادترین وزارتخانه در آن کشور است وآن بخشنامه یا دستوالعمل نمی تواند محصول یک سازمان کوچک و بدون فکر و سیاست بوده باشد که ندانسته و بدون لجستیک فکری، ایدئولوژیکی، تاریخی، مالی-پولی، سیاسی، حقوقی، مدیریتی و ... و بدون اجازه مقام های ارشد کشوری انتشار یافته باشد. 
اگر این حادثه در جمهوری تورکیه یا جمهوری آزربایجان اتفاق می افتاد، ایرانیان چه عکس العملی نشان می دادند؟ 
اروپا با تورکیه چه کار می کرد؟ چه تحریم ها و فشارهای مالی و سیاسی بر علیه تورکیه وارد می آوردند؟ چه فریادهایی می کشیدید که تورکیه حقوق بشر را بطور سیستماتیک ضایع می کند؟ 
دادگاه های تورکیه و پلیس آن کشور برای پیدا کردن ریشه های ایدئولوژیک این نوع انسان ستیزی و ضدیت با زن، معلولان جسمی- فکری و دیگر بیماران و همچنین حذف کننده تمامی ملل لهجه دار از شهروندی، بکار می افتادند تا منابع فکری، پولی، ایدئولوژیک، حقوقی، اداری، مدیریتی و ... آن را شناسایی و محاکمه نمایند. 
برخورد شما با این ماجرا بسیار جالب توجه است. ما می دانیم که شما بارها داوطلب و کاندیدای ریاست جمهوری ایران بوده اید. اگر شما رئیس جمهور بودید و این اتفاق در درون دولت شما رخ می داد، آیا می توانستید بفرمایید که بی خبر بوده اید؟ 
آیا نباید دولت شما مسئولیت همه اجزای اجرایی دولت را به عهده بگیرد؟ 
آیا می خواستید دیگران را مسئول نشان بدهید؟ 
مسئولیت سیستم تحت مدیریت خودتان را به گردن چه کس، افراد یا سازمان هایی می گذاشتید؟ 
آیا شما، به ریشه یابی همه جانبه و افشای پشت پرده این ماجرا می پرداختید یا مانند همین مدیریت حاکم، حادثه ای به این گستردگی را ماستمالی کرده و از روی آن می گذشتید تا عوامل این فکر ضد انسانی، در آینده، شانس کودتا بر علیه همه زنان ایرانی و همه مردانی که فارسی به لهجه غلیظ دارند را امتحان بکنند؟ 
من فکر می کنم؛ شما باید به عنوان کسی که شهروند آمریکا هستید و می خواهید بر اساس قوانین بین المللی در ایران حکومتی متفاوت بر سرکار بیاورید، باید جواب های مسئولانه تر و در عین حال، منتقدانه تری به افکار عمکومی زنان و ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... بدهید.
پاسخ های شما نمی توانند به معرفی افراد منتهی شوند، بلکه باید بر انتقاد و اصلاح  سیستم از نظر ساختار فکری و تاریخی و مدیریتی و آموزشی و نژادپرستی و ... استوار باشد؟
Image may contain: 1 person, smiling اگر این اتفاق و بخشنامه از طرف وزارت خانه آموزش عمومی در آمریکا صادر می شد، و ترامپ، همین پاسخ شما که به من دادید را می داد، چه اتفاق هایی رخ می داد؟ مدیا با او چه می کردند؟ مسئله تا به کجا می کشید؟ چه کمیته ها و گروه های تخصصی و تحقیقی برای بررسی همه جانبه آن در سازمان های اجرایی، علمی، تحقیقی، بازرسی در دولت، محلس، سنا، احزاب و ... برپا می شد؟ برای این که زمینه های چنان مسایلی در آینده و در دل دولت آمریکا از بین برود، چه تدابیر و قوانینی وضع می شد؟ آیا می توانستید از گروه هایی که حقوق آن ها در دولت شما ضایع شده است، بخواهید که بخاطر منافع گروه یا ملت حاکم سکوت بکنند؟
 و ... مسئولیت شما ماست مالی کردن و درخواست از زنان و لهجه داران برای گذشت و چشم پوشی از یک روند سیاسی-اجرایی، حقوقی، ایدئولوژیک و ... نیست.
 مسئولیت تاریخی من و شما شورش برای از بین بردن زمینه های قانونی بروز چنان بخشنامه های نژادپرستانه با پوشش ده ها میلیونی، مبارزه با برتری جویی و سلطه طلبی یک قوم بر ملل دیگر و تلاش برای حذف ملل  تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... و احمیل محرومیت بر میلیون ها زن، بیماران ومعلولان فکری و ذهنی و جسمی، و انسان های لهجه دار است. 
می دنید که زنان 50% جوامع ملل ساکن در ایران را تشکیل می دهند که حقوقشان بحسب ظاهر و بیماری جسمی و موهای بدن یا شکل چینش دندان ها در دهان و ... تضییع می شود. آیا هیتلر با ملت خود چنان رفتاری می کرد؟
 از طرف دیگر، مردان دارای لهجه غلیظ در زبان فارسی هم که شامل همه مردان تورک، تورکمن، قشقایی، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی، تالشی، عرب، بلوچ، و ... می شود که بیش از 90 درصد جامعه مردان ایران را تشکیل می دهند و آنان هم بخاطر یاد گرفتن یک زبان بیشتر از فارس ها مورد ظلم مضاعف واقع شده اند. ظلمی که به زنان و مردان ملل غیر تورک می شود، عمیق تر از آن چه تصور می کنید است.
ظلمی که به زنان و مردان ملل غیر تورک می شود، عمیق تر از آن چه تصور می کنید است. هر زن و مرد تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... حدود 16 تا 20 سال از عمرش را به یاد گیری زبان فارسی سپری کرده است تا بتواند فارسی صحبت بکند و احتمالا معلم شود.
حالا فارس ها حق معلم شدن را از آنان می گیرند که عمری را صرف یادگیری زبان فارسی کرده اند.
چرا از اول به مردان و زنان غیر فارس نمی گویید که نباید زبان فارسی را یاد بگیرید. چون در آخر کار، به دلیل این که زبان فارسی را یاد گرفته اید ولی در گفتگو لهجه دار هستید، نه تنها حق استفاده از این عمرتان ندارید بلکه از حق شهروندی هم محروم خواهید شد.
ایران و فارسیستان تنها جایی در کره زمین است که یاد گیری زبان قوم حاکم، موجب سلب حقوق شهروندی افراد تحصیل کرده در آن زبان می شود!
 .
یعنی بیش از 90% جوامع ایرانی، قربانی دو نوع تبعیض هستند: تبعیض جنسیتی و تبعیض نژادی. 
شما در این باره سکوت نکنید و ما را هم به سکوت دعوت نفرمایید! 
با پاک کردن  صورت مسئله و سکوت کردن در باره این فاجعه، ناامیدی و بی اعتمادی عمیق تر می شود. 
برعکس، باید اراده هایی را تقویت کرد که برای حاکمیت حقوق 100% برابر ملل تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، لر، بختیاری، گیلکی، مازنی و ... در ایران می کوشند. 
نباید آن ها را محکوم و مجبور به سکوت کرد.
 انصافعلی هدایت
اول سپتامبر 2017
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com



***







بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs