Friday, April 6, 2018

رکود اقتصادی و فروپاشی نظام از درون


مقدمه ای به "دیالوگ" هفتم "اپریل" 2018
انصافعلی هدایت
با استناد به آمار و ارقام منتشره و با توجه به گفته هایی مقام های حکومتی در ایران، بنظر می رسد که "رکود" عمیقی بر اقتصاد ایران حاکم شده است. در سال های اخیر، هزاران کارخانه و کارگاه بسته شده اند. صدها هزار فرصت کار و اشتغال از بین رفته است. مردم روز به روز فقیرتر می شوند و جان به لب شده اند.
سیاست های مالی-پولی و اقتصادی دولت، راه را بر چپاول هر چه بیشتر دارایی های مردم از طریق موسساتی "خودی" که با مجوز و تظمین های بانک مرکزی و دولت به کار پرداخته بودند، باز شده است. نه تنها این موسسات وابسته به آقازاده های حکومتی و سپاه، هزاران میلیارد تومان از پول مردم را دزدیده و از کشور خارج کرده اند، بلکه بانک های رسمی هم ورشکست شده اند.
به گفته کارشناسان اقتصادی که در برنامه های گذشته "دیالوگ"  شرکت کرده بودند، علاوه بر ورشکستگی بخش خصوصی در  صنعت و ساختمان سازی، موسسات اعتباری و مالی در ایران، "دولت ایران" هم ورشکسته شده است.
اقتصاددانان معتقدند که رکود اقتصادی، نمی تواند تداوم یابد و باید از این راه یک طرف ورشکستگی خارج شد. خروج از چنین بحران عمیقی، در نظام های دموکراتیک، کم هزینه تر است . با برکناری یک دولت و بر روی کار آمدن دولت دیگری، میسر می شود و سیاست ها اقتصادی و اجتماعی بشکل گسترده ای تغییر می کنند.
اما در کشورهای تمامیت خواه و غیر دموکراتیک، این تغییراتی که فرزند رکود اقتصادی هستند، می تواند به سقوط نظام سیاسی برای برون رفت از بحران هم منجر شود.
در چنین حالتی باید پرسید که:

بسیار از مردم تمایل دارند که این رژیم فرو بپاشد. آیا رکود حاکم بر اقتصاد، می تواند دفتر و دستک این رژیم را برچیند؟

عمق رکود اقتصادی در ایران چقدر است؟

کدام بخش های اقتصادی ایران سخت تحت تاثیر رکود اقتصادی هستند؟

آیا رکود اقتصادی حاکم طبق سیاست های کنونی، عمیق تر هم خواهد شد؟

آیا راحلی وجود دارد که مسئولان ایران بتوانند از فروپاشی کامل نظام سیاسی حاکم جلوگیری بکنند؟

این رکود، چه تاثیرهایی بر زندگی مردم کوچه و بازار جامعه خواهد گذاشت؟

شما برای برون رفت از این رکود چه راه حل های ی دارید؟

آیا این رکود اقتصادی تنها تاثیرات اقتصادی و سیاسی خواهد داشت یا در سطوح اجتماعی، اخلاقی، دینی، روابط اجتماعی،  اعتماد بین اقشار مختلف مردم و همچنین اعتماد بین ملت با دولت هم تاثیر خواهد گذاشت؟

این رکود بر روابط بین الملل ایران با دیگر کشورها چه از نظر سیاسی و چه از منظر اقتصادی، کدام تاثیرها را خواهد گذاشت؟

آیا ایران همچنان خواهد توانست تا به حمایت از تروریسم بین الملل و دخالت در امور داخلی دیگرکشورها ادامه بدهد؟

حسن روحانی؛ تلاش می کند که بودجه نهادهای دینی و حوزه های علمیه را دلیلی بر ورشکستگی اقتصادی ایران نشان بدهد.  آیا واقعا بودجه نهاد دینی چنین حجمی و سنگینی ای را بر
اقتصاد ایران تحمیل می کند؟

برای بررسی این موضوع در "دیالوگ" امشب، از آقایان:
دکتر محمد حسین یحیایی؛ دکترای اقتصاد
دکتر هوشنگ امیر احمدی؛ دکترای برنامه ریزی توسعه اقتصادی
 اسفندیار خلف؛ کارشنای اقتصاد سیاسی
و  فرامرز بختیار؛ دبیر کل حزب اتحاد بختیاری لرستانات
دعوت کرده ایم که در پانل امشب شرکت بفرمایند.
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ۲۶۰ میلیاردتومان
وزارت جهاد کشاورزی ۱۶۷ میلیاردتومان
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماع ۱۶۲میلیارد تومان
سازمان اورژانس ۱۵۰ میلیارد تومان
سازمان بازرسی کل کشور ۱۲۸ میلیارد تومان
جمعیت هلال احمر ۱۲۵ میلیارد تومان
وزارت صنعت،معدن و تعاون ۹۷ میلیارد تومان
وزارت راه و شهرسازی ۸۱ میلیارد تومان
سازمان محیط زیست ۵۷ میلیارد تومان
ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ۴۲ میلیارد تومان
سازمان غذا و دارو ۳۳میلیارد تومان
سازمان امور شهرداری ها و دهیاری های کل کشور ۲۱ میلیارد تومان
برنامه تامین دارو ۱۶میلیارد تومان
سازمان امور دانشجویان ۱۱میلیارد تومان
سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور ۱۱ میلیارد تومان
جمع کل بودجه چهار وزارتخانه و یازده سازمان 1.341 هزار میلیارد تومان است.
در حالی که  بودجه چند حوزه علمیه و سازمان های وابسطه به روحانیت:
مرکز خدمات به روحانیون و طلاب ۶۰۰ میلیارد تومان
شورای عالی حوزه های علمیه ۴۴۰ میلیارد تومان
جامعه المصطفی العالمیه ۳۰۰میلیارد تومان
حق بیمه طلاب و روحانیون غیرشاغل ۲۹۶میلیارد تومان
شورای سیاست گذاری حوزه علمیه خواهران ۲۵۸ میلیارد تومان
نهاد رهبری در دانشگاه ها ۱۲۹میلیارد تومان
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ۴۷ میلیارد تومان
مجمع جهانی اهل بیت ۴۷ میلیارد تومان
صندوق توسعه فرهنگ قرآنی ۴۰ میلیارد تومان
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی 37 میلیارد تومان
نشر آثار امام خمینی ۲۶میلیارد تومان
راهیان نور 22 میلیارد تومان
آستان مقدس امام خمینی ۱۸ میلیارد تومان
ستاد اقامه نماز ۱۸میلیارد تومان
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ۱۶ میلیارد تومان
مراسم ارتحال امام ۹ میلیارد تومان
بودجه شانزده مرکز دینی و مرتبط با روحانیت 2.300 میلیارد تورمان است. یعنی تطمیع روحانیت حکومتی، حدود 1.72 برابر چهار وزارتخانه و یازده سازمان مهم هزینه صرف می شود.

Wednesday, April 4, 2018

دو عصر، دو ملت، دو فرهنگ: فارس در مقابل تورک

انصافعلی هدایت

دوستی در فیس بوک با اشاره به اجتماع ایرانیان در بخشی از آلمان در روز سیزده بدر امسال (1397) نوشته است:

دیروز در وین جای دوستان خالی سر پلیس حسابی با سیزده بدر ایرانیان گرم بود. سر اجاق همسایه چندین بار دعوا شده بود. یکبار ۱۲ ماشین پلیس فرستادند با سگ و نیروی ویژه . آخرین حادثه را زمانی که داشتم وسایل را بسمت ماشین منتقل میکردم دیدم. اقایی داد میزد و هوار میکشید. سرش شکسته بود. زنگ زدم تا دکتر بیاد ولی رفقاش سریع بردنش. امروز از پلیس سوال کردم گفت ۵ بار از ما تقاضای کمک شد بر علیه ۳ نفر طرح دعوی شده و تعدادی مجروح. تقریبن ۱۰۰ متر انطرفتر همه چیز آروم بود و ما هیچ موردی از مشاجره ویا درگیری لفظی - فیزیکی نداشتیم! بچه ها خسته نباشید!!
من در پاسخ به ایشان متن زیر را نوشتم:



من در پاسخ به ایشان متن زیر را نوشتم:
این حکایت شما بسیار عجیب و غریب است. شاید این فرهنگ پارسی-ایرانی است که همه ما را با خود به باتلاق فرو می برد.
چرا؟
چون، من وقتی در تبریز و آزربایجانم بودم، چند سال پشت سر هم و البته به اتفاق اعضای خانواده ام؛ همسر و سه دختر و یک پسر و به همراه صدها هزار تن از مردم تورک، به کوه های آزربایجان در کلیبر می رفتیم و رفته بودیم. 
دلیل اجتماع آن همه انسان تورک در آن جا، گرامی داشت سالروز تولد بابک خرم دین" بود.
"صدها هزار نفر" می نویسم. برای این که بعضی ها از "میلیون ها" سخن می گویند اما من که خودم در آن جا بودم و هر روز به رادیو فردا خبر زنده می دادم، شاهد این ماجرا بودم.
ما حدود یک هفته به اتفاق همین صدها هزار تن، در همان کوه ها، قلعه بابک، یا قلعه "بز" یا قلعه "جمهور" ماندیم.
جالب آن بود که در این یک هفته، تنها یک خانم به علت پیچ خوردن پا و "دررفتگی" استخوان پا" به بیمارستان منتقل شد.
به غیر از آن حادثه تلخ برای آن خانم جوان که با کفش پاشنه بلند به کوه های وحشی آزربایجان آمده بود، هیچ حادثه تلخی گزارش نشده بود. هیچ احدی به ناموس خانواده دیگری چشم طمع ندوخته بود. درگیری لفظی یا فیزیکی رخ نداده بود.
بر عکس، همه به هم کمک می کردند. در ارتفاعات سخت، دست یاری به هم می دادند. به کمک هم می شتافتند.
همه از این که روح عشق و انسانیت و محبت به همنوع و هموطن، در آن ها بطور هیجانی افزایش یافته بود، در شوق و شعف بودند و بودیم.
گر چه سپاه و پلیس و اطلاعات، خدا خدا می کردند که چند اتفاق از جنس بد اخلاقی، ناموسی، جنگ و نزاع فردی یا دسته جمعی، دست درازی به ناموس دیگران و ... رخ دهد تا آن ها با استناد به چنان مواردی، "حرکت ملی تورکان" آزربایجان را متهم به "فساد"، "بی اخلاقی"، "لااوبالیگری"، "لات بازی" و "..." بکنند و سپس آبروی یک حرکت مردمی و ملی را ببرند.
برای من تجربه بسیار شیرینی بود و حتی باعث شد تا بفهمم که دین بابک را که ما بمناسبت سالروز تولد او در اطراف قلعه اش اجتماع می کردیم، چرا "خرم دین" می نامند؟
من، "خرم دینی" بابک را در آن چند روز، تجربه کرده با جان دل چشیدم.
فهمیدم که بابک، در روش زندگیش، تقسیم داشته ها، عشق ها، محبت ها ، انسانیت، شادی ها، شعف ها، دردها، برابر، برادری و خواهری ها، هموطنی، و ... اصل و اساس رفتار فردی و جمعی او و مردم تورک آزربایجان عصر بابک خرمدین گذاشته بوده است.
فهمیدم و تجربه کردم که بابک و یارانش دینی عجیب و غریب داشته اند که موجب می شده تا آنان در "خرمی" حاصل از رفتار اجتماعی زندگی بکنند. در حالی که مسلمان هم بوده اند و مسلمانان حکومتی، مسلمانی انقلابیونی مانند آنان را به بی دینی و بد دینی و حتی نوعی زندگی اشتراکی (بی ناموشی و اشتراک در زن و اموال) متهم بکنند. اتهامی "ضد اخلاقی" که حکومت ها به مخالفانشان می زده اند و می زنند تا مردم را از پیوستن با چنان حرکتی باز دارند.
این تاریخ ادامه دارد.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
چهارم اپریل 2018
hedayat222@yahoo.com

جنایت علیه بشریت در الاحواز و خاموشی وجدان انسان ایرانی

عربستان یا اقلیم الاحواز مرکز تحولات بیش از دو ماه اخیر در جغرافیای ایران است. مردم عرب این سرزمین در حدود سه ماه گذشته، در پی حد اقل حقوق انسانی خود، به خیابان ها آمده اند و حقوقشان را طلب می کننداما رسانه های ایرانی این اخبار را پوشش نمی دهند.
دولت ایران، پاسخ درخواست بحق حقوق انسانی عرب ها را به گلوله و زندان می دهد.
احزاب ایرانی همانند دولت شوونیست ایران، جامعه و ملتی به نام "عرب" در ایران را برسمیت نمی شناسند و حتی تمایل دارند تا عرب ها قتل عام شوند تا از شر درخواست های عرب ها برای حقوق انسانیشان خلاص شوند.
اپوزیسیون در تبعید هم مانند احزاب داخل رفتار می کند و همراه رژیم است. در حقیقت، حاکمیت و احزاب داخل ایران یک لبه قیچی و اپوزیسیون خارج از کشو، لبه دیگر قیچی هستند که می خواهند عرب الاحواز را نابود بکنند.
رژیم شوونیست-پانفارسیست ایران، هر روز شهرها و روستاها و حتی جاده های این ملت را بخون می کشد. ایرانی روشنفکر، فعال سیاسی و حقوق بشری، استادان دانشگاه و نویسندگان و روزنامه نگاران ایرانی، این خونریزی های دولتی و شبه دولتی را محکوم نمی کنند.
آنان، عرب ها را به تحمل هر چه بیشتر ظلم و ستم فرا می خوانند تا فارسیستان از منافع بیشتری در وطن عرب ها بهره مند شود.
در الاحواز، هر روز صدها کارگر عرب بیکار می شوند. کارگران عرب، برای سیر کردن شکم اعضای خانواده خودشان به کار نیاز دارند. برای همین، دست به اعتراض های مسالمت آمیز می زنند اما سازمان های مدافع کارگران، صدای این کارگران را نمی شنوند.
رادیوها و تلویزیون های فارسی زبان اخبار جنایت های رژیم و سکوت حمایت آمیز احزاب از دولت در سرکوب عرب ها را سانسور می کنند.
در سکوت رسانه ای حاکم بر ایرانیان، شوونیست های پان ایرانیست های پان فارسیست، فاجعه "سینما رکس آبادان" را دوباره رقم می زنند.
در این روزها، قهوه خانه های سرزمین عرب ها، به رسانه محلی برای مبادله اخبار بدل شده است. شوونیست های ناشناس، این قهوه خانه ها را هدف گرفته اند. درهای آن ها را قفل می کنند و سپس با پاشیدن بنزین، قهوه خانه و افراد جمع شده در آن ها را به آتش می کشند تا بخاطر فریاد حق طلبی شان، در آتش خشم شوونیست ها بسوزند.
همان طور که آتش زدن سینما رکس آبادان جنایت علیه بشریت بود، به آتش کشیدن انسان های زنده در قهوه خانه ها، بجرم "عرب بودن" هم جنایت علیه بشریت است و باید علیه آن اقدام کرد.
اما انسان ایرانی که در باتلاق سحر پروپاگاندای دولتی و باستانگرایی، مسخ و مسحور شده، وجدان و انسانیت را فدای "ایرانیت فارسی" کرده است، خود را به بی خبری می زند و ساکت می ماند و زنده زنده سوزاندن انسان عرب را جنایت نمی داند و با سکوتش، تایید هم می کند.
اما من؛ انصافعلی هدایت، به عنوان یک متفکر و خبرنگار آزاد، این جنایت ها محکوم می کنم. جنیا علیه بشریت در الاحواز را می بینم. می شنوم. نمی توانم لب بدوزم و در کنار رژیم و شوونیست های پانفارسیبست، بایستم و این جنایت علیه بشریت را محکوم نکنم.
می دانم و اعلام می کنم که عرب ها حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خودشان را در سرزمین های خودشان دارند.
اعلام می کنم که نباید عرب ها، بقیمت تامین منافع فارس ها و ایران، مستعمره باشند.
عرب ها حق دارند، درجامعه و حکومتی آزاد، سکولار و دموکراتیک زندگی بکنند و سرزمین خودشان را با استفاده از منابع خودشان آباد سازند.
این حق ملت عرب است که در سرزمین خودشان، بر اساس حقوق، دین، سیستم سیاسی، اقتصادی، اداری، آموزشی و ... خود خواسته یشان زندگی بکنند.
عرب ها حق دارند، همه مقاطع تحصیلی و آموزشی را بزبان مادری خودشان طی کرده، وارد بازار کار شوند.
باید زبان رسمی الاحواز، عربی باشد.
عرب ها حق دارند، در سرزمین خودشان، کار داشته باشند تا زندگی خانوادیشان را تامین کنند. وقتی عرب الاحواز بیکار است، نباید مهاجران فارس، بقیمت بیکاری عرب ها بکار گرفته شوند.
شما ای مردم عرب، تنها نیستید.
من ایمان دارم که مردم تورک ساکن گوشه گوشه جغرافیای ایران، از مبارزات شما حمایت می کنند. من، با همه توان خود در کنار شما هستم و از شما می خواهم تا تسلیم ظلم و ستم ایران و فارس، نشوید.
این وظیفه هر انسان است که با هر امکانی که در دست و توان دارد، در کنار شما ایستاده و از مبارزات بحق و انسانی شما حمایت بکند.
بدانید که مردن برای آزادی، هزار بار بهتر از زیستن در زیر ظلم و ستم فارس های شوونیست است.
زنده باد مردم عرب الاحواز
انصافعلی هدایت
چهارم، اپریل، 2018
تورنتو - کانادا
hedayat222@yahoo.com
001-647-554-0741

Tuesday, April 3, 2018

گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 28 ب- خبر یازاق



گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 28

ب- خبر یازاق

بیر خبر "آی خبر" تورک سیته سیندن آلمئشام و اونو بوگون آنالیز ادیریک.

خبرین عونوانی "رسام عرب‌زاده ایرانین مشهور خالچا طراحی" دیر. خبر، آلتداکی زینجیرده تاپئلار.

http://www.aynews.ir/…/6673-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%85-%D8%B9…

خبر بیر تازه کار (آماتور) یازار واسطه سیله حاضئرلانئب. بو دوستوموزون جسارتینه باش اگیرم کی بو یازئس ایله، بیزه بو فورصتی وئردی تا تورکجه میزه، بیر شئیلر قازاندئراق.

من بو دوستوموزون یازئسئندان فایدالاناراق، "ساده، صمیمی، قئسسا و تصویری یا شکیللی" یازماق حاقدا رحمتلیک اوستاد شهریارئن "جیدر بابایا سالام" مشهور شعرینه ایستیناد اتدیم و او حاقدا دانئشدیم.

بو درسی دیققت ایله ایزله مه نیزی ایستیرم.

انصافعلی هدایت

تورنتو - کانادا

اوچ اپریل 2018

hedayat222@yahoo.com




گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 28 الف- تئوری - ژورنالیسم ...





گونئی آزربایجان میللی فعاللار اوچون ژورنالیسم 28
الف- تئوری - ژورنالیسم دونیا گروشو یارادئر
بو درسده، ژورنالیسمین اینسان بالاسئنئن بئینین دولدورماقدا و اونا دونیا گوروشو (جهان بینی و ذهنیت) وئرمک حاقدابو دانئشیرام. 
بوردا دئر کی "فارسچئلئق" یا پانفارسیسم، "ایرانچئلئق" یا پان ایرانیسم، "ایران شیعه چیلیگی" یا پان شیعیزم ایرانی، "ایران-فارس کمونیستچیلیگی" یا پان کمونیزم ایرانی-فارسی، "ایران بهائیچیلیگی" یا پان ایران بهائیزمی، "ایران کودرچولوگو" یا پان کردیزم ایرانی کیمی موضوعلارئ و اونلارئن ژورنالیستلیک یونتم لرین، تورکچولوک و آزربایجانچئلئق ژورنالیزمی ایله موقاییسه ادیرم.
بو درسده گوروروک کی اینسان اوغلونون فیکیری اطرافدا چالپالانان معلومات اساسئندا شکیللنیر.
بو معلومان قولاق، گوز، آغئز، سوز، و دری اللمک ایله (حس لامسه) بیزه داخیل اولور و بیزیم دونیادان اولان دوشونجه میزی یارادئر.
آزربایجان ژورنالیستی، بو دونیا گوروشون یاراتماقدا هاردا دوروب دور؟
آزربایجان ژورنالیستینده، نئجه بیر دونیا گوروشو وار؟
آزربایجان ژورنالیستی، هانگی دونیا گوروشون یاراتماقدا جهد ادیریا سهمی وار؟
آزربایجان ژورنالیستی، وار مئ؟ یوخ مو؟
بو بیر جیددی بحث دیر و داها درین دوشونمک و بو حاقدا یوزلر مقاله یازماق لازیم دیر.
بو درس، بیر باشلانقئج اولسون. سیزلر منی نقده چکمک ایله، بو ایشه ال قویون و داش چئنقئللئ دره لری و اوزو یوخارئلاری، میللی آزربایجان ژورنالیسمینه حامارلایئن!
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اوچ اپریل 2018
hedayat222@yahoo.com


Sunday, April 1, 2018

چرا همه فارس ها ساکت مانده اند؟

یک شوونیست، به تاریخ معاصر ملت تورک آزربایجان توهین می کند،
یک پانفارسیست شوونیست به ناموس مردم تورک آزربایجان توهین می کند،
یک شوونیست به جنبش اصلاحگرانه مشروطه توهین می کند،
یک پان ایرانیست به تنها قهرمان واقعی ملل ساکن جغرافیای ایران توهین می کند،
یک پانفارس شوونیست پان ایرانیست به مردم یک قرن اخیر
توهین می کند،
...
نژادپرست هتاک به ترک ها و مفاخر آذربایجان دستگیر شد
اما هیچ فارسی موضعگیری نمی کند!!
چرا فارس ها ساکت هستند؟
چرا فارس ها توهین مشروطه را محکوم نکرده اند؟
چرا فارس ها توهین به "خان خانان ایران در تاریخ این منطقه را محکوم نکرده اند؟
چرا فارس ها توهین به مردم تورک را محکوم نکرده اند؟
چرا فارس ها توهین به مردم آزربایجان را محکوم نکرده اند؟
چرا فارس ها توهین به مردم تورک را محکوم نکرده اند؟
چرا فارس ها توهین به مردم به قهرمان ملی همه ملل در ایران را محکوم نکرده اند؟
آیا دیگر خان خانان، ایرانی نیست؟
آیا ستارخان، رهبر تاریخ معاصر نیست؟
آیا توهین به آزربایجان، توهین به ایران نیست؟
آیا توهین به تورکانف توهین به انسانیت نیست؟
اگر مردم آزربایجان، ایرانی نیستند، باید در مقابل توهین شوونیست های پانفارس پان ایرانیست سکوت کرد؟
آیا ایران در ذهن فارس ها هم تجزیه شده است که دیگر، توهین به تورکان و آزربایجانی ها را توهین به "سر ایران" و "برادران و خواهران آزربایجانی" نمی دانند؟
مشروطه طلبان ایرانی، آن قدر شوونیست و پان فارسیست هستند که در مقابل توهین به سمبل مبارزاتی ملل ساکن در ایران، سکوت کرده اند؟
دوستان، ایران در اذهان هر کسی تجزیه شده است:
آزربایجان، جزو ایران نیست!
مردم تورک، ایرانی نیستند!
دشمن را تحقیر می کنند!
آزربایجان و تورکان، دشمن فارس ها و ایران هستند!
پس، از توهین به آزربایجانی و تورک، یا بطور علنی حمایت می کنیم، یا با سکوتمان، حمایت می کنیم! (فتوای جدید شوونیست پانفارسیست های پان ایرانیست-منهای تورکان، عرب ها، بلوچ ها، تورکمنان، قشقایی ها، گیلکی ها، مازنی ها، لرها، بختیاری ها، بندری ها، کردها و .. فقط فارس و فارس پنداران ایرانی هستند و انسان محسوب می شوند.)
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
اول اپریل 2018
hedayat222@yahoo.com

تروریست های کرد، تخم جنگ می کارند، نمی توانند صلح درو بکنند

نمی توان با "پان تورک" نامیدن ملتی، حقوق سرزمینی آنان را ضایع کرد
جناب مجید حککی،
تورکان یا همان هایی که شما "پان تورک" می خوانید، بر سنندج و کرمانشاه و ... ادعای ارضی و چشم طمع ندارند. آنان حاکمیت بر وطن تاریخی خود و اجدادشان را خواستار هستند و اگر وطندوستی، پان تورکیسم است، بسی افتخار برای آنان است.
در حالی که این، بخشی از کرد ها هستند که بر سرزمین تاریخی تورکان ادعای ارضی و تمللک می کنند.
اورمیه و شهرهای اطرافش، همیشه، سرزمین های تورکان بوده و خواهد بود. بخشی از کردهای جنگ طلبی که به انسان کشی و ترور عادت کرده اند و خو گرفته اند، چشم طمع برای اشغال سرزمین تورکان دارند.
برای همین هم ما مردم تورک، ادعاهای سرزمینی و اشغالگرانه آن بخش از کردهای تروریست را بشدت محکوم می کنیم.
شما چرا مالکیت تورکمن ها بر سرزمین تورک نشین کرکوک را منکر هستید؟
چرا
"Majid Hakki
"درست شبیە ادعای اراضی جنبش پان ترکیسم بر کرکوک و استان ارومیە میماند. ناسیونالیزم تنگ نظرانە چندان با هم فرق ندارد چە کوردش، چە فارسش، ترکش یا عربش"
چرا در جمله خودتان در بالا، بر "استان آزربایجان غربی" تورک نشین که تاریخا هم متعلق به تورکان بوده است، نام دیگری گذاشته اید؟
آیا این تغییر نام از طرف بخش تروریست کوردها، به معنی آماده سازی زمینه جنگ برای اشغال آزربایجان غربی تویط تروریست های کرد، نیست؟
آیا تروریست ها و احتمالا شما (همدوش تروریست ها)، زمین منطقه را برای خونریزی در آینده نه چندان دور آماده نمی کنید؟
آیا تروریست های توسعه طلب و اشغالگر کرد، نمی خواهند بین دو همسایه تورک و کرد تخم دشمنی و جنگ بکارند؟
آیا اکثریت کردها، از این تخم دشمنی که می کارید، جز خون و کشته، چیزی درو خواهند کرد؟
آیا شما عمدا نمی خواهید با متهم کردن تورکان به "پانتورکیسم"، زشتی و قباحت فکر اشغالگرانه و توسعه طلبانه سرزمینی خودتان را پنهان بسازید؟ و زمینه یک جنگ خونین دیگر درآینده را همواز سازید؟
بهتر آن نیست که از افکار اشغالگرانه و تروریستی خودتان و از دست درازی در وطن تورکان، دست بردارید تا دیگرانی هم مدعی سرزمین های کردها نشوند؟

Saturday, March 31, 2018

دیالوگ: چرا دولت ایران با نژادپرستی مبارزه نمی کند؟ - بخش دوم


برنامه هفته پنجاهم دیالوگ - بخش دوم
مدبر برنامه: انصافعلی هدایت
مهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی: متفکر و نویسنده تورک
یوسف عزیزی بنی طرف: متفکر و نویسنده عرب
فرامرز بختیار: رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستان
محسن رسولی: فعال حقوق ملی
شرکت کنندگان تلفنی برنامه:
خانم شیما سیلاوی احوازی: مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر احوازی
رضا پرچی زاده: دانشجوی دکترا و فعال سیاسی 
دکتر هوشنگ امیراحمدی: از نظریه پردازان ایرانی در آمریکا
دکتر ماشاالله رزمی: نویسنده و محقق تورک آزربایجان
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روزهای شنبه، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز
ورودیه ای بر برنامه "دیالوگ" 31 مارچ 2018
پانفارسیسم، در زیر پوشش ناسیونالیسم "ایرانی" و با رضاخان کودتاچی پا گرفت، اما جمهوری بظاهر اسلامی که بر "امت" انگشت گذاشته بود، سیاست های پایه گذاری شده رضا کودتاچی را با حدت و شدت بیشتری پی گرفت.
با رضاخان بود که پانفارسیسم، به حمله به ملل غیر فارس پرداخت. زبان های تورکی و عربی را آماج اولین حمله خود قرار داد. سپس نام های پانفارسیستی مانند داریوش، ساسان، کوروش، و ...  رواج یافت و جایگزین نام های تورکی و مذهبی شد.
لباس سنتی ملت تورک را ضد تمدن و توسعه یافتند و با آن به مبارزه برخواستند.
شال و کلاه و پوشاک تاریخی تورکان را از تن   مردان و بعدها، لباس سنتی زنان را از سرو قامتان گرفتند. دروازه تمدن و دنیای پیشرفته را در تغییر هویت تاریخی ملت تورک یافتند. این سیاست را آهسته و قدم به قدم پیش بردند.
در مبارزه با واژه های بیگانه، زبان تورکی را در سیبل هدف قرار دادند. بتدریج میدان های سیاست، اقتصاد، ادب، هنر، رسانه ها، ارتش، ادارات، آموزش، محکمه ها و ... را از تورکان خالی کرده و در اختیار ملتی به نام فارس گذاشتند. رنگارنگی ممالک محروسه، به سیاه و سفید بدل شد. یا باید همه فارس می شدند و یا نحس و منحوس می گشتند. 
انسانگرایی، جایش را به ایرانگرایی فارس محور و ضد  تورک و عرب داد. ضدیت با تمدن ملل تورک و عرب، به نماد روشنفکری عصر بدل شد.
تورک را حیوان نامیدند و دهه ها بعد شهریار شعر، "الا ای تهرانیا انصاف می کن تو خری یا من" را در پاسخشان سرود. او خطاهای سیاسی، اداری، ملی و ناسیونالیسی پانفارس را افشا کرد اما ماشین آن ها نایستاد.
زنان باناموس و عفیف گیلان و رشت را فاحشه نامیدند. ده ها هزار جوک ساختند تا زن شمالی را تحقیر کرده و از خود بیزارشان سازند تا نسل آینده گیلک، از گیلکی بودن خود خجالت بکشد.
آنچه که زبان نمی تواند باز گوید را به عرب و لر نسبت دادند و برای از میان بردن تاریخ آن ها داستان ها و حماسه ها سرودند. تاریخی نوین نوشتند.
زمانی به دروازه تمدن رسیدیم که دیگر در میان ملل غیر فارس رمق مقاومتی نمانده بود. رادیوها و تلویزیون، فیلم و سریال و نمایش، تاتر، مطبوعات، کتاب های درسی مدارس و معلمان، کتاب های بظاهر علمی دانشگاهی و اساتید، روشنفکرانی مانند دکتر علی شریعتی در کتاب "بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی نوشت که  "در عربستان فقط در شمارش انسان و شتر، نفر بکار مي رود: سه نفر شتر، 1 نفر انسان. اين که فقط و فقط شتر را از بين همه حيوانات ديگر به همان اسمي مي شمارند که انسان را، نشان مي دهد که انسان در آن محيط چقدر با شخصيت شترش شبيه بوده که گاه خود را به جای شترش و گاه شترش را به جای خودش احساس مي کرده است." (چاپ 1394، ص. 7) 
از این مثال معلوم است که جامعه ملل ساکن جغرافیای ایران در گذشته بیماری ناسیونالیستی و ضدیت با هویت دیگر ملل را نداشته است اما این بیماری با روشنفکر ایرانی به میان جمعیت سرایت داده شد. چون روشنفکر ایرانی یکصد سال گذشته، جیره خوار دولتی بوده است که به درآمد نفت تکیه زده بود و همه انسان ها و کارمندان دولت، "سربازان و نوکر" دولت بودند.
امید می رفت که با انقلاب 1357 و آمدن اسلام، این بیماری از جامعه رخت بربندد اما عجب آن که رضا کودتاجی آیت الله بروجردی را به قم آورده و مدرسه دینی را ساخته بود تا دین را هم پانفارس و ناسیونالیستی بکند. موفق هم شده بود.
برای همین بود که "انقلاب اسلامی" راه پهلوی ها و سیاست های آن ها را در پوشش اسلام در پیش گرفت و حتی بر شدت آن ها افزود.
اولین مخالفت ها با "مرگ بر ضد ولایت فقیه" آغاز شد که تنها در آزربایجان علیه "ولایت فقیه" مخالفت و قیام کرده و خواستار حذف آن از قانون اساسی شده بودند. با همین یک شعار استراتژیک، آزربایجان و تورکان به عنوان دشمن استراتژیک پانفارسیسم ترسیم شد که هنوز هم استراتژی رژیم است.
با انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها، کتاب های درسی و نویسندگان ضد تورک وعرب بیشتری وارد سیاست ریزی بر علیه این ملل شدند.
رادیو، تلویزیون، مراکز تحقیقاتی و مطالعات استراتژیک ، روزنامه ها و مطبوعات رنگارنگ،  کتاب های درسی و بظاهر  علمی، فیلم ها و سریال ها، نمایش ها، موسیقی ها و ... تخریب زبان، تاریخ، تمدن و هویت تورکی، عربی، بلوچی، تورکمنی، قشقایی، گیلکی، و ... را نشانه گرفتند.
فرمان قتل عام فرهنگی صادر شد. به نام "تحقیقات علمی" به جامعه تزریق کردند که آیا فارس ها حاضرند با تورکان همسایه شوند؟ یا با تورکان ازدواج بکنند؟ یا با تورکان رفت و آمد داشته باشند؟


اعتراض های صدها هزار مردم تورک، اجرای این طرح را زیر زمینی کرد. ده ها هزار جوک ضد تورک ساختند تا تورک ها از تورک بودنشان خجالت بکشند. فیلم ها و سریال ها با تورکان احمق پر شد تا نشان دهند و به همه بباورانند که تورکان احمق هستند.
عرب ها و لرها و بلوچ ها در بدتر از شرایط تورکان زندگی می کردند و می کنند و وجودشان در ایران برسمیت شناخته نمی شود.
تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، گیلکی و ... را شاخه ای تاریخی از شاخه های فارس نامیدند که تورک زبان، عرب زبان، بلوچ زبان، تورکمن زبان، کرد زبان، گیلکی زبان شده اند و بسیاری از روشنفکران این ملل هم تسلیم شده و پرچم تسلیم شدگیشان را بالا آوردند.
هر چه مردم اعتراض کردند، دولت بر حمله اش افزود. دولت ایران تصور می کرد و تصور می کند که همه این ملل تسلیم شده اند، قلعه و سنگری برای مقاومت در مقابل پانفارسیسم ندارند. تورکان هم در محاصره هستند و دیر یا زود تسلیم خواهند شد. لذا باید محاصره را تنگ تر کرده  بر تورکان از هر جهت فشار آورد تا تسلیم شوند. اگر تورکان تسلیم شوند، سیاست یکدست سازی جامعه چند ملیتی و چند هویتی، یک رنگ خواهد شد.
استقلال جمهوری آزربایجان از شوروی، شوری بر جان تورکان آورد اما خیلی سخت بود و است که پانفارس استقلال آزربایجان شمالی را برسمیت بشناسد. آن را "آران" و "قفقازیه" یا "ماوراء قفقاز" نامیدند و می نامند.
آن ها خواهان گسترش سیطره استعماری خود بر آن جا هستند و این را در نوشته های نشریات و وبسایت های وابسته به دولت می توان دید.
این سیاست را می توان در بیانیه جدید حزب پان ایرانیست دید: "... به گفته‌ی سرور ارجمند و همپیمان گرامی، روانشاد ملا مصطفی بارزانی «هرکجا کرد زندگی می‌کند، آن‌جا ایران است» ؛ از این رو، هر حکومت بر پهنه‌ ایران اگر خود را وابسته به ملت و مردم ایران بداند، وظیفه دارد که از همه‌ی هم میهنان و هم‌خانمانان کرد در هر کجای جهان، دفاع کند."
در ظاهر، ایران حکومتی اسلامی و شیعی دارد و همه اپوزیسیون خارج از ایران، رژیم را متهم می کنند که "ایرانی و پانفارس و پان ایرانیست نیست" بلکه دینی و "امتی" است اما همین دولت، در جنگ ارمنستان با مردم و کشور شیعه آزربایجان در کنار ارمنستان ایستاد.
دریاچه اورومیه و شاهرگ حیاتی آزربایجان را خشکاند تا سیاست های تغییر بافت جمعیتی که در عربستان یا اقلیم الاحواز اجرا می شد را در آزربایجان اعمال کند اما راه چاره در آزربایجان، کوچ اجباری به خاطر خشم طبیعت القاء شده و می شود.
با اجتماع مردم در قلعه بابک مخالفت کردند و حتی علیه مردم شیعه تورک فتوا صادر کرده، آنان را بی دین نامیدند.
مدارس دینی ضد ولایت فقیه را بستند. روحانیان مستقل و ضد ولایت  فقیه آزربایجان را در دادگاه ها خلع لباس و خانه نشین کردند تا مردم شیعه تورک نتوانند از طریق دینی علیه مرکز، متحد شده، قیام بکنند.
روزنامه دولتی "ایران" در اقدامی سمبلیک، تورکان را سوسک توالت تصویر کرد. مردم به اعتراض برخاستند اما پانفارسیسم با تفنگ تیر جواب مردم را داد. اعتراض ها و جنگ دو طرف ماه ها طول کشید.
شهرها و سرزمین های تاریخی آزربایجان هم تکه تکه شده در میان دیگر استان ها به مثابه گوشت قربانی تقسیم شد تا کسی در آینده نتواند مدعی تصاحب تکه های پراکنده شده شود و در عین حال در میان این همسایه های هزاران ساله، دشمنی بکارند. بخشی به کردستان، بخشی به همدان، بخشی به گیلان واگذار شدند.
نه تنها زبان تورکی این ملت را انکار کردند که تاریخ زندگی تورکان در این سرزمین ها را منکر شدند. 
سیدجواد طباطبایی در آخرین مقاله اش نوشت "اگر امت عثمانی بتواند روزی زبان «شاعر ملّی» خود را بفهمد ایرانی خواهد شد!" و آیا این ادعا، دیدگاه استعماری پانفارسیسم در این منطقه را بیان نمی کند؟
آن گاه تلویزیون رسمی، فرچه تولت را در دهان یک تورک می کند و نشان میدهد که تورکان آن قدر هالو تشریف دارند که فرق بین مسواک و فرچه توالت را نمی فهمند و متوجه بوی بد توالت نیز نیستند. 
آیا آن فرچه، سمبلی از زبان فارسی و بوی بد توالت، بوی زبان فارسی نیست؟
مردم تورک به خیابان ها آمدند و هفته ها با دولت جنگیدند. در نهایت اما دولت پانفارسیستی، در ظاهر، پیروز شد و مردم در ظاهر، عقب نشینی کردند.
عین همین سناریو، در اقلیم احواز هم اجرا می شود. فرزندان عرب را دسته دسته تیرباران می کنند و به دار می کشند. زمین ها و آبشان را مصادره می کنند. گاو نفتشان را می دوشند و جرعه ای به خودشان نمی دهند. خودشان را کولی می دانند. عرب زبانشان می نامند که اگر نمی خواهند هویت پانفارسیستی را بپذیرند، راهی کشورهای آن سوی خلیج شوند.
همان سیاستی که در باره تورکان و تورکمن ها و بلوچ ها هم اعمال می شود.
چند روزی است که عرب های الاحواز به خیابان ها آمده اند و در اعتراض به حذف عرب ها از نقشه و جغرافیای ایران، با دولت می جنگند.
در بیست سال گذشته ده ها شهر دست به آشوب و اعتراض به سیاست های نژادپرستانه و پانفارسیستی دولت زده اند. صدها بار مدیران همین دولت در همین رسانه ها در بین همین جنگ ها و شورش های خیابانی از مردم عذر خواسته اند اما توبه نکرده و به تکرار آن و حتی شنیع تر از گذشته عمل کرده اند.
دولت، استخدام افراد دارای لهجه را ممنوع می کند. مردم اعتراض می کنند و دولت در ظاهر عقب نشینی می کند اما در عمل آن دستورالعمل نه تنها در وزارتخانه ها که در بخش خصوصی هم اعمال می شود و روزنامه ها آکنده از آگهی های استخدام افراد بدون لهجه است. 
آیا همه این سیاست ها، دلیل بر حاکمیت نژادپرستی و پانفارسیسم و ضدیت با نژادهای غیر فارس در ایران نیست؟
در الاحواز چه می گذرد؟
مردم الاحواز و یا تورک، بلوچ، تورکمن، قشقایی، گیلانی و ...  چه می خواهند؟
چرا نمایندگان مجلس یا دولت، با لایحه ای سفت و سخت، جلو سیاست های نژادپرستانه و پانفارسیستی را نمی گیرد؟
چرا دولت می خواهد همه مردمان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک و ... را در مقابل فارس ها قرار بدهند؟
ایجاد و تعمیق این نوع دشمنی در میان ملت فارس با ملل دیگر، منافع کدام طبقه اجتماعی یا ملت را تامین می کند؟
آیا اجرا و در عمل پیاده شدن یک سیاست در مدت حدود یک قرن، دلیل بر آن نیست که یک سیاست ضد تورک و عرب و تورکمن و بلوچ و ... در ایران جریان دارد؟
مسئولیت مخالفت با این سیاست ها بر دوش کدام بخش از اجتماع است؟
چرا روشنفکر، استاد دانشگاه، معلم، وکیل دادگستری، نماینده مجلس، معلم، روزنامه نگار، محقق، نویسنده، احزاب و جمعیت ها سیاسی، ان جی اوها و تشکیلات حقوق بشری و ... در ایران بر علیه این سیاست حرکتی نمی کنند؟ بلکه یا بطور علنی از قبج آن سیاست ها می کاهند و از آن ها حمایت علنی می کنند و یا با سکوتشان، حامی آن سیاست ها می مانند؟
ما در برنامه این هفته دیالوگ در پی پاسخ به این نوع سوال ها خواهیم بود. 
آقایان: 
یوسف عزیزی بنی طرف: نویسنده و متفکر عرب الاحواز
 دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان
فرامرز بختیار: مسئول حزب اتحاد بختیاری لرستان
و محسن رسولی: که مدت هاست در باره حقوق ملل در ایران فعالیت می کند، مهمانان این هفته هستند که تلاش خواهد کرد تا بر این تاریکی سیاست در ایران فانوسی بیاویزند. 
همچنین تلاش خواهیم کرد تا
خانم شیما احوازی: مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر احوازی
رضا پرچی زاده: دانشجوی دکترا و فعال سیاسی 
دکتر هوشنگ امیراحمدی: از نظریه پردازان ایرانی در آمریکا
. دکتر ماشاالله رزمی: نویسنده و محقق تورک آزربایجان 
را از طریق تلفن به این برنامه بیاوریم تا بر تنوع افکار طیف های مختلف ایرانیان در این برنامه بیفزاییم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سی و یکم مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

دیالوگ: چرا دولت ایران با نژادپرستی مبارزه نمی کند؟ - بخش اول


برنامه هفته پنجاهم دیالوگ - بخش اول
گوناز تی وی
مدیر برنامه: انصافعلی هدایت
مهمانان برنامه:
دکتر محمدحسین یحیایی: متفکر و نویسنده تورک
یوسف عزیزی بنی طرف: متفکر و نویسنده عرب
فرامرز بختیار: رهبر حزب اتحاد بختیاری لرستان
محسن رسولی: فعال حقوق ملی
شرکت کنندگان تلفنی برنامه:
خانم شیما سیلاوی احوازی: مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر احوازی
رضا پرچی زاده: دانشجوی دکترا و فعال سیاسی 
دکتر هوشنگ امیراحمدی: از نظریه پردازان ایرانی در آمریکا
دکتر ماشاالله رزمی: نویسنده و محقق تورک آزربایجان
برنامه دیالوگ، هرهفته، در روزهای شنبه، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تبریز
https://youtu.be/vWmdgdMwNOo


ورودیه ای بر برنامه "دیالوگ" 31 مارچ 2018
پانفارسیسم، در زیر پوشش ناسیونالیسم "ایرانی" و با رضاخان کودتاچی پا گرفت، اما جمهوری بظاهر اسلامی که بر "امت" انگشت گذاشته بود، سیاست های پایه گذاری شده رضا کودتاچی را با حدت و شدت بیشتری پی گرفت.
با رضاخان بود که پانفارسیسم، به حمله به ملل غیر فارس پرداخت. زبان های تورکی و عربی را آماج اولین حمله خود قرار داد. سپس نام های پانفارسیستی مانند داریوش، ساسان، کوروش، و ...  رواج یافت و جایگزین نام های تورکی و مذهبی شد.
لباس سنتی ملت تورک را ضد تمدن و توسعه یافتند و با آن به مبارزه برخواستند.
شال و کلاه و پوشاک تاریخی تورکان را از تن   مردان و بعدها، لباس سنتی زنان را از سرو قامتان گرفتند. دروازه تمدن و دنیای پیشرفته را در تغییر هویت تاریخی ملت تورک یافتند. این سیاست را آهسته و قدم به قدم پیش بردند.
در مبارزه با واژه های بیگانه، زبان تورکی را در سیبل هدف قرار دادند. بتدریج میدان های سیاست، اقتصاد، ادب، هنر، رسانه ها، ارتش، ادارات، آموزش، محکمه ها و ... را از تورکان خالی کرده و در اختیار ملتی به نام فارس گذاشتند. رنگارنگی ممالک محروسه، به سیاه و سفید بدل شد. یا باید همه فارس می شدند و یا نحس و منحوس می گشتند. 
انسانگرایی، جایش را به ایرانگرایی فارس محور و ضد  تورک و عرب داد. ضدیت با تمدن ملل تورک و عرب، به نماد روشنفکری عصر بدل شد.
تورک را حیوان نامیدند و دهه ها بعد شهریار شعر، "الا ای تهرانیا انصاف می کن تو خری یا من" را در پاسخشان سرود. او خطاهای سیاسی، اداری، ملی و ناسیونالیسی پانفارس را افشا کرد اما ماشین آن ها نایستاد.
زنان باناموس و عفیف گیلان و رشت را فاحشه نامیدند. ده ها هزار جوک ساختند تا زن شمالی را تحقیر کرده و از خود بیزارشان سازند تا نسل آینده گیلک، از گیلکی بودن خود خجالت بکشد.
آنچه که زبان نمی تواند باز گوید را به عرب و لر نسبت دادند و برای از میان بردن تاریخ آن ها داستان ها و حماسه ها سرودند. تاریخی نوین نوشتند.
زمانی به دروازه تمدن رسیدیم که دیگر در میان ملل غیر فارس رمق مقاومتی نمانده بود. رادیوها و تلویزیون، فیلم و سریال و نمایش، تاتر، مطبوعات، کتاب های درسی مدارس و معلمان، کتاب های بظاهر علمی دانشگاهی و اساتید، روشنفکرانی مانند دکتر علی شریعتی در کتاب "بازشناسی هویت ایرانی-اسلامی نوشت که  "در عربستان فقط در شمارش انسان و شتر، نفر بکار مي رود: سه نفر شتر، 1 نفر انسان. اين که فقط و فقط شتر را از بين همه حيوانات ديگر به همان اسمي مي شمارند که انسان را، نشان مي دهد که انسان در آن محيط چقدر با شخصيت شترش شبيه بوده که گاه خود را به جای شترش و گاه شترش را به جای خودش احساس مي کرده است." (چاپ 1394، ص. 7) 
از این مثال معلوم است که جامعه ملل ساکن جغرافیای ایران در گذشته بیماری ناسیونالیستی و ضدیت با هویت دیگر ملل را نداشته است اما این بیماری با روشنفکر ایرانی به میان جمعیت سرایت داده شد. چون روشنفکر ایرانی یکصد سال گذشته، جیره خوار دولتی بوده است که به درآمد نفت تکیه زده بود و همه انسان ها و کارمندان دولت، "سربازان و نوکر" دولت بودند.
امید می رفت که با انقلاب 1357 و آمدن اسلام، این بیماری از جامعه رخت بربندد اما عجب آن که رضا کودتاجی آیت الله بروجردی را به قم آورده و مدرسه دینی را ساخته بود تا دین را هم پانفارس و ناسیونالیستی بکند. موفق هم شده بود.
برای همین بود که "انقلاب اسلامی" راه پهلوی ها و سیاست های آن ها را در پوشش اسلام در پیش گرفت و حتی بر شدت آن ها افزود.
اولین مخالفت ها با "مرگ بر ضد ولایت فقیه" آغاز شد که تنها در آزربایجان علیه "ولایت فقیه" مخالفت و قیام کرده و خواستار حذف آن از قانون اساسی شده بودند. با همین یک شعار استراتژیک، آزربایجان و تورکان به عنوان دشمن استراتژیک پانفارسیسم ترسیم شد که هنوز هم استراتژی رژیم است.
با انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها، کتاب های درسی و نویسندگان ضد تورک وعرب بیشتری وارد سیاست ریزی بر علیه این ملل شدند.
رادیو، تلویزیون، مراکز تحقیقاتی و مطالعات استراتژیک ، روزنامه ها و مطبوعات رنگارنگ،  کتاب های درسی و بظاهر  علمی، فیلم ها و سریال ها، نمایش ها، موسیقی ها و ... تخریب زبان، تاریخ، تمدن و هویت تورکی، عربی، بلوچی، تورکمنی، قشقایی، گیلکی، و ... را نشانه گرفتند.
فرمان قتل عام فرهنگی صادر شد. به نام "تحقیقات علمی" به جامعه تزریق کردند که آیا فارس ها حاضرند با تورکان همسایه شوند؟ یا با تورکان ازدواج بکنند؟ یا با تورکان رفت و آمد داشته باشند؟

اعتراض های صدها هزار مردم تورک، اجرای این طرح را زیر زمینی کرد. ده ها هزار جوک ضد تورک ساختند تا تورک ها از تورک بودنشان خجالت بکشند. فیلم ها و سریال ها با تورکان احمق پر شد تا نشان دهند و به همه بباورانند که تورکان احمق هستند.
عرب ها و لرها و بلوچ ها در بدتر از شرایط تورکان زندگی می کردند و می کنند و وجودشان در ایران برسمیت شناخته نمی شود.
تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کرد، گیلکی و ... را شاخه ای تاریخی از شاخه های فارس نامیدند که تورک زبان، عرب زبان، بلوچ زبان، تورکمن زبان، کرد زبان، گیلکی زبان شده اند و بسیاری از روشنفکران این ملل هم تسلیم شده و پرچم تسلیم شدگیشان را بالا آوردند.
هر چه مردم اعتراض کردند، دولت بر حمله اش افزود. دولت ایران تصور می کرد و تصور می کند که همه این ملل تسلیم شده اند، قلعه و سنگری برای مقاومت در مقابل پانفارسیسم ندارند. تورکان هم در محاصره هستند و دیر یا زود تسلیم خواهند شد. لذا باید محاصره را تنگ تر کرده  بر تورکان از هر جهت فشار آورد تا تسلیم شوند. اگر تورکان تسلیم شوند، سیاست یکدست سازی جامعه چند ملیتی و چند هویتی، یک رنگ خواهد شد.
استقلال جمهوری آزربایجان از شوروی، شوری بر جان تورکان آورد اما خیلی سخت بود و است که پانفارس استقلال آزربایجان شمالی را برسمیت بشناسد. آن را "آران" و "قفقازیه" یا "ماوراء قفقاز" نامیدند و می نامند.
آن ها خواهان گسترش سیطره استعماری خود بر آن جا هستند و این را در نوشته های نشریات و وبسایت های وابسته به دولت می توان دید.
این سیاست را می توان در بیانیه جدید حزب پان ایرانیست دید: "... به گفته‌ی سرور ارجمند و همپیمان گرامی، روانشاد ملا مصطفی بارزانی «هرکجا کرد زندگی می‌کند، آن‌جا ایران است» ؛ از این رو، هر حکومت بر پهنه‌ ایران اگر خود را وابسته به ملت و مردم ایران بداند، وظیفه دارد که از همه‌ی هم میهنان و هم‌خانمانان کرد در هر کجای جهان، دفاع کند."
در ظاهر، ایران حکومتی اسلامی و شیعی دارد و همه اپوزیسیون خارج از ایران، رژیم را متهم می کنند که "ایرانی و پانفارس و پان ایرانیست نیست" بلکه دینی و "امتی" است اما همین دولت، در جنگ ارمنستان با مردم و کشور شیعه آزربایجان در کنار ارمنستان ایستاد.
دریاچه اورومیه و شاهرگ حیاتی آزربایجان را خشکاند تا سیاست های تغییر بافت جمعیتی که در عربستان یا اقلیم الاحواز اجرا می شد را در آزربایجان اعمال کند اما راه چاره در آزربایجان، کوچ اجباری به خاطر خشم طبیعت القاء شده و می شود.
با اجتماع مردم در قلعه بابک مخالفت کردند و حتی علیه مردم شیعه تورک فتوا صادر کرده، آنان را بی دین نامیدند.
مدارس دینی ضد ولایت فقیه را بستند. روحانیان مستقل و ضد ولایت  فقیه آزربایجان را در دادگاه ها خلع لباس و خانه نشین کردند تا مردم شیعه تورک نتوانند از طریق دینی علیه مرکز، متحد شده، قیام بکنند.
روزنامه دولتی "ایران" در اقدامی سمبلیک، تورکان را سوسک توالت تصویر کرد. مردم به اعتراض برخاستند اما پانفارسیسم با تفنگ تیر جواب مردم را داد. اعتراض ها و جنگ دو طرف ماه ها طول کشید.
شهرها و سرزمین های تاریخی آزربایجان هم تکه تکه شده در میان دیگر استان ها به مثابه گوشت قربانی تقسیم شد تا کسی در آینده نتواند مدعی تصاحب تکه های پراکنده شده شود و در عین حال در میان این همسایه های هزاران ساله، دشمنی بکارند. بخشی به کردستان، بخشی به همدان، بخشی به گیلان واگذار شدند.
نه تنها زبان تورکی این ملت را انکار کردند که تاریخ زندگی تورکان در این سرزمین ها را منکر شدند. 
سیدجواد طباطبایی در آخرین مقاله اش نوشت "اگر امت عثمانی بتواند روزی زبان «شاعر ملّی» خود را بفهمد ایرانی خواهد شد!" و آیا این ادعا، دیدگاه استعماری پانفارسیسم در این منطقه را بیان نمی کند؟
آن گاه تلویزیون رسمی، فرچه تولت را در دهان یک تورک می کند و نشان میدهد که تورکان آن قدر هالو تشریف دارند که فرق بین مسواک و فرچه توالت را نمی فهمند و متوجه بوی بد توالت نیز نیستند. 
آیا آن فرچه، سمبلی از زبان فارسی و بوی بد توالت، بوی زبان فارسی نیست؟
مردم تورک به خیابان ها آمدند و هفته ها با دولت جنگیدند. در نهایت اما دولت پانفارسیستی، در ظاهر، پیروز شد و مردم در ظاهر، عقب نشینی کردند.
عین همین سناریو، در اقلیم احواز هم اجرا می شود. فرزندان عرب را دسته دسته تیرباران می کنند و به دار می کشند. زمین ها و آبشان را مصادره می کنند. گاو نفتشان را می دوشند و جرعه ای به خودشان نمی دهند. خودشان را کولی می دانند. عرب زبانشان می نامند که اگر نمی خواهند هویت پانفارسیستی را بپذیرند، راهی کشورهای آن سوی خلیج شوند.
همان سیاستی که در باره تورکان و تورکمن ها و بلوچ ها هم اعمال می شود.
چند روزی است که عرب های الاحواز به خیابان ها آمده اند و در اعتراض به حذف عرب ها از نقشه و جغرافیای ایران، با دولت می جنگند.
در بیست سال گذشته ده ها شهر دست به آشوب و اعتراض به سیاست های نژادپرستانه و پانفارسیستی دولت زده اند. صدها بار مدیران همین دولت در همین رسانه ها در بین همین جنگ ها و شورش های خیابانی از مردم عذر خواسته اند اما توبه نکرده و به تکرار آن و حتی شنیع تر از گذشته عمل کرده اند.
دولت، استخدام افراد دارای لهجه را ممنوع می کند. مردم اعتراض می کنند و دولت در ظاهر عقب نشینی می کند اما در عمل آن دستورالعمل نه تنها در وزارتخانه ها که در بخش خصوصی هم اعمال می شود و روزنامه ها آکنده از آگهی های استخدام افراد بدون لهجه است. 
آیا همه این سیاست ها، دلیل بر حاکمیت نژادپرستی و پانفارسیسم و ضدیت با نژادهای غیر فارس در ایران نیست؟
در الاحواز چه می گذرد؟
مردم الاحواز و یا تورک، بلوچ، تورکمن، قشقایی، گیلانی و ...  چه می خواهند؟
چرا نمایندگان مجلس یا دولت، با لایحه ای سفت و سخت، جلو سیاست های نژادپرستانه و پانفارسیستی را نمی گیرد؟
چرا دولت می خواهد همه مردمان تورک، تورکمن، قشقایی، عرب، بلوچ، گیلک و ... را در مقابل فارس ها قرار بدهند؟
ایجاد و تعمیق این نوع دشمنی در میان ملت فارس با ملل دیگر، منافع کدام طبقه اجتماعی یا ملت را تامین می کند؟
آیا اجرا و در عمل پیاده شدن یک سیاست در مدت حدود یک قرن، دلیل بر آن نیست که یک سیاست ضد تورک و عرب و تورکمن و بلوچ و ... در ایران جریان دارد؟
مسئولیت مخالفت با این سیاست ها بر دوش کدام بخش از اجتماع است؟
چرا روشنفکر، استاد دانشگاه، معلم، وکیل دادگستری، نماینده مجلس، معلم، روزنامه نگار، محقق، نویسنده، احزاب و جمعیت ها سیاسی، ان جی اوها و تشکیلات حقوق بشری و ... در ایران بر علیه این سیاست حرکتی نمی کنند؟ بلکه یا بطور علنی از قبج آن سیاست ها می کاهند و از آن ها حمایت علنی می کنند و یا با سکوتشان، حامی آن سیاست ها می مانند؟
ما در برنامه این هفته دیالوگ در پی پاسخ به این نوع سوال ها خواهیم بود. 
آقایان: 
یوسف عزیزی بنی طرف: نویسنده و متفکر عرب الاحواز
 دکتر محمدحسین یحیایی؛ اقتصاددان
فرامرز بختیار: مسئول حزب اتحاد بختیاری لرستان
و محسن رسولی: که مدت هاست در باره حقوق ملل در ایران فعالیت می کند، مهمانان این هفته هستند که تلاش خواهد کرد تا بر این تاریکی سیاست در ایران فانوسی بیاویزند. 
همچنین تلاش خواهیم کرد تا
خانم شیما احوازی: مدیر اجرایی سازمان حقوق بشر احوازی
رضا پرچی زاده: دانشجوی دکترا و فعال سیاسی 
دکتر هوشنگ امیراحمدی: از نظریه پردازان ایرانی در آمریکا
. دکتر ماشاالله رزمی: نویسنده و محقق تورک آزربایجان 
را از طریق تلفن به این برنامه بیاوریم تا بر تنوع افکار طیف های مختلف ایرانیان در این برنامه بیفزاییم.
انصافعلی هدایت
تورنتو - کانادا
سی و یکم مارچ 2018
hedayat222@yahoo.com

دوشونجه لر میدانی: ندن ایران دولتی توهین و تحقیرله جیدی موباریزه آپارمیر؟

آپاریجی: انصاف علی هدایت

چیخیشچی: محمد حسین يحیایی

گوناز تی وی

اون بیر فروردین ۱۳۹۷

https://youtu.be/ZOKo9DxTXUg

Proqram: Düşüncələr Meydanı
Mevzu: Nədən İran Dövləti Tohin və Təhqirlə ciddi Mübarizə Aparmır? 
Aparıcı: Ensafali Hedayat
Qonaq: Dr. Məhəmmədhüseyn Yəhyayi .
GünazTV 
March.31.2018

بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 293 https://youtube.com/live/u147Qx6Hnkc