Tuesday, April 8, 2025

مهندسی جهل 028: زبان، جنگ ها، خونریزی ها، قتل عام ها، اعدام ها و … را شکل می دهد

  مهندسی جهل 028

https://youtube.com/live/gUliR_CGMNs

   مهندسی جهل 028: زبان، جنگ ها، خونریزی ها، قتل عام ها، اعدام ها و … را شکل می دهد


در قسمت بیست و هشتم از برنامه های "مهندسی جهل" به بررسی و معرفی دو کتاب در دو زمینه متضاد از هم یکی علمی و دیگری اعتقادی و درون دینی پرداختیم.

کتاب اول به عنوان "فضیلت لر" نامگذاری شده است. این کتاب در رابطه با دین، دینداری، عقاید درون دینی، باورهای منسوب به دین، ثواب و گناه، دعاها و ذکریات و ... بحث می کند. 

طبیعتا کسانی که به یک دین و عقیده اعتقاد یافته و ایمان آورده اند، ممکن است آن ها بعضی سخنان مطرح شده در کتاب های دینی را بطور مطلق و بدون چون و چرا باور و قبول کرده به عمل به آن ها اقدام بکنند.

از طرف دیگر، ممکن است افرادی هم به هر سخنی که می شنوند یا می خوانند را باور نکرده و در مقابل آن ها منتقدانه بیاندیشند و آن ها را به چالش بکشند.

معلوم است که دین افراد و اجتماعات بشری از همدیگر متمایز هستند. افرادی که به دینی و مذهبی و عقیده و جهان بینی خاصی ایمان و اعتقاد یافته اند، به اعتقاد دیگران باور ندارد و بر دین متفاوت از دیگران سینه می زند. صاحب هر دینی، می تواند به دین دیگران نقد وارد بکند اما ممکن است همان نقدها در رابطه با دین و اعتقاد خود را درست نداند یا آن ها را از نظر زبانی و عقلی، به نوعی تاویل و تفسیر بکند که هم برای خودش و هم برای دیگران عقلانی به نظر برسد. این نوع از توانایی هم مهمترین توانایی اختراعی زبانی-عقلی بشری در ساختن تعبیر، تفسیر و فلسفه برای ادراک جهان اطراف است.

در همان حال، ممکن است کسانی هم باشند که به هیچ دینی به طور مطلق باور نداشته باشند و مفاهیم دینی که دیگران به آن ها ایمان و اعتقاد دارند را غیر عقلانی بدانند. این هم نوعی تاویل، تفسیر و فلسفه زبانی -فکری است که عقل همان بشر و به خاطر منافعی یا دوری از مضاری اختراع کرده است.

بعضی ها هم می توانند هم بخشی از دین را عقلانی بیابند و هم بخش هایی را غیر عقلانی ادراک بکنند. این هم ثمره زبان و عقل بشری است که در جوامع و شرایط دیگری بروز یافته است.

چرا که عقل انسان ها با توجه به شرایطی که در آن رشد کرده و شکل داده است، سنتز سازی می کند. یعنی، عقل زندانی محیط و میزان توسعه یافتگی اجتماعات بشری است. در نتیجه،  چیزی، صفتی یا توانایی که از آن به عنوان عقل نام می بریم، مسائلی را عقلانی و مسائلی را غیر عقلانی ادراک و توجیه می کند.

برای همین است که "عقلانیت" در میان انسان ها و اجتماعات، نمودهای بیشماری دارند و راه هایی که انسان ها برای زیست عقلانی در اجتماعات در پیش گرفته اند، و نتایجی که با آن ها دست و پنجه نرم می کنند، محصول عقل جمعی-اجتماعی، محیط، شرایط آن اجتماع و تولیدی و میزان رشد تمدنی آن جمعیت است.

گر چه می توان ادعا کرد که چیزی یا توانایی به نام “عقل جمعی”، بر هیچ جامعه ای حکمرانی نمی کند، بلکه آن عقلی که بر جوامع حاکم بوده، راه و رسم و نوع زندگی فردی و جمعی آن جوامع را ترسیم و هدف گذاری می کند، عقل رهبران و صاحبان زر و زور آن جامعه است که جامعه و جماعات را در راستای نیازها و اهداف و اراده خودشان کنترل کرده و به سمت و سویی که می خواهند و اراده می کنند، پیش می برند.

در هر حال، این کتاب به زبان تورکی استاندارد و تخصصی در رشته اعتقادات اسلامی، آن هم نه اعتقادان عام مسلمانان که در حوزه تفکر دینی نحله خاصی از شیوه های مسلمانی نوشته شده است.

 به اعتقاد “ما”ائی که در زبان تورکی بی سواد، بدون آموزش و بدون شناخت علمی و ادبی هستیم، زبان استاندارد شده این کتاب تورکی درون دینی، به لهجه ای از یک از زبان تورکی رایج در یک منطقه خاص جغرافیایی-جمعیتی نگاشته شده است. 

به عقیده ما، به عنوان یک خواننده ناشی که فقط چند سطر از این کتاب را خوانده است، این کتاب بیشتر به زبان تورکی رایج در آزربایجان نوشته شده است.

بخاطر رسم الخطی که در نوشتن این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است، خیلی به راحتی و آسانی می توان این کتاب درون دینی تورکی را خواند و ادراک کرد. 

نویسنده کتاب، به هنگام نوشتن این کتاب (احتمالا با لهجه یک منطقه خاص در تاریخی معین) از علایم صدا گذاری بر روی حروف استفاده کرده است تا من و مای خواننده بی سواد در تورکی در صدها سال بعد، در خواندن این کتاب، حروف، کلمات و جملات را با "صدایی" بخوانیم، بشنویم و ادراک بکنیم که نویسنده قصد ادای آن صداها را در قالب تصاویری از صداها (حروف +صدا)، کلمات و جملات داشته است. 

برای همین، به هنگام قرائت این کتاب، خواننده، خود را به صدایی که در دهان، زبان و مغز نویسنده جریان داشته است، نزدیکتر احساس می کند و احساسات، زبان و فکر او را بهتر ادراک و لمس می کند.


کتاب دومی که امروز معرفی کردیم، در موضوع حساب و در 184 صفحه نوشته شده است. این کتاب دست نوشته وخطی، به موضوع حساب و ریاضی پرداخته و کتابی بس تخصصی است که قبل از آغاز بحث، و در همان صفحه اول قبل از معرفی کتاب و موضوع آن، به طرح 14 مسئله حساب و ریاضی اقدام کرده است تا اذهان خوانندگان را با موضوع محاسبات ریاضی در طول کتاب و سمت و سوی کتاب آشنا بکند.

نویسنده کتاب، خود آگاه بوده است که موضوع کتاب بسیار تخصصی است. او می دانسته است که خوانندگان و مخاطبان علاقه مند به موضوع حساب و ریاضی، باید دارای تحصیلات اولیه در زبان تورکی استاندارد و ادبی و همچنین علاقه مند و آشنا با حساب و ریاضیات باشند. خوانندگان او  باید اندکی با موضوعات علمی و تخصصی موجود در رشته حساب و ریاضیات آشنایی داشته باشند تا بتوانند مسائل مطروحه در این کتاب را خوانده و ادراک کرده و به کار بگیرند.

لذا از تورکی استاندارد؛ به این مفهوم که در استفاده از صداهای کوتاه و بلند، ساکن، تشدید، و سه صدایی که مختص زبان تورکی بوده و زبان عربی و فارسی فاقد آن ضداها و علایم خطی هستند، خودداری کرده است.

از طرف دیگر، کتاب با دست خط زیبایی نوشته شده است که افراد بی سواد در زبان تورکی استاندارد، ادبی، تخصصی، علمی و نا آشنا به رسم الخط انواع خوشنویسی ها، در خواندن آن با کمی مشکل رو به رو خواهد شد ولی هرچه زمان بیشتری را صرف تلاش برای خواندن کلمات و جملات بکند و بر خستگی اولیه ظفر یابند، در سطور و صفحات بعدی چشم، گوش، ذهن، حافظه و قدرت عقلی خواننده، با رسم الخط، چگونگی چرخش قلم بر روی کاغذ و شکل دادن به کلمات آشنا شده، دید، و تفسیر خطوط به صداهای تورکی و ادراک معانی نهفته در پس پرده آن حروف و صداها و کلمات در متن جمله و صفحه ها، برای خواننده روشنتر خواهند شد.

با این وجود، هر خواننده ای باید با اصطلاحات علمی و تخصصی رشته های مرتبط با ریاضیات، حساب، هندسه، ووو هم در قرنی که خواننده زیست می کند آشنا باشد و هم به مفهوم و اصطلاحاتی که این رشته های علمی و تخصصی در هنگام نوشته شدن این کتاب رایج بوده است، آشنا باشد تا درک درستی از معنی و مقصود نویسنده کتاب از هر کلمه را ادراک بکند.

این کتاب به غایت تخصصی، علمی و آموزشی است که زبان تورکی به راحتی توانسته است از هعده بیان مفاهیم این رشته علمی برآید.

ما در برنامه های گذشته هم یک کتاب در رابطه با موضوع حساب و ریاضی معرفی کرده بودیم ولی این کتاب به روشی متفاوت و با مسایلی متفاوت تدوین گشته است. 

در عین حالی که این کتاب دارای توضیحات بسیار بیشتری نسبت به کتاب قبلی، آن هم با متن تورکی است. در کتاب قبلی، بیشتر صفحات کتاب را حل محاسباتی مسائل ریاضی و حساب اشغال کرده بود. در حالی که در این کتاب، متن و توضیح مسایل و توضیح راه حل های حل معادلات، بیشتر از حل معادلات به شکل ریاضی دیده می شود.

با دیدن این کتاب ها، می توان فهمید و ادراک کرد که عمق مهندسی جهل در ایران بسیار عمیق تر از آن چیزی بوده و هست که تا کنون به ادراک و فهم آن نایل گشته بوده ایم.

چگونه یک استاد دانشگاه، یک تحصیل کرده، می تواند باور بکند که آن چه تاکنون طرفداران "کشتار تمدنی تورک ها" ادعا کرده اند و ادعا می کنند، زبان و تمدن تورکی چیزهای مکتوب زیادی برای عرضه به بشریت نداشته است و آن چه تورک ها در تمدن خود به شکل آثار مکتوب خلق کرده اند را می توان در نیم ترم تحصیلی به دانشجویان تدریس کرد؟

باور به چنین مهملاتی و بیان آن در مراکز علمی، جز اذعان به بی سوادی، بی اطلاعی، عدم تحقیق، تعصب بی جا و چشم بسته، ضدیت با تمدن و ملت تورک، تسلیم شدن به سیستم مهندسی جهل، تبدیل شدن به بخشی از سیستم مهندسی جهل، تبدیل شدن به عاملی از عوامل مهندسی جهل، تسلیم شدن به آموزش های اجباری و تحمیلی سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی، بدل گشتن به یک مامور برای ترویج آن سیستم، رفترا بر اساس ماموریتی اداری در راه شستشوی مغزی آموزشی نسل حاضر و نسل های آینده، خودفروشی به نهادهای قدرت و ثروت برای تامین رفاه شخصی، پرهیز از روش علمی برای مطمئن شدن و … معنای دیگری ندارد.

البته که در ایران جدیدی که کمتر از یکصد سال عمر دارد، سیستم مهندسی جهل با به راه انداختن سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی، نه تنها در تضعیف تمدن های بشری در این منطقه نقش بسیار مهمی به عنوان قاتل تمدن ها و آثار مکتوب در زبان های مختلف و از جمله در زبان تورکی بازی کرده است، بلکه این قتل عام های تمدنی، فرهنگی، زبانی، و … شکل و شمایل رفتار و عمل، همچنین دشمنی، تندخویی و بی اخلاقی و عدم به رسمیت شناختن وجود و هستی افراد از جنبه روانی و جسمی و فرهنگی، همچنین عدم به رسمیت شناختن تفاوت های هویتی جوامع، ملل، تمدن ها، فرهنگ ها و زبان ها را بخود گرفته است. 

لذا زبان فارسی به یک سلاح کشنده و ویرانگر بدل شده است. چرا که اکنون، زبان فارسی، نقش بمب و دینامیت ها را در اجتماعات مختلف بر عهده گرفته است که با انفجار آن بمب و دینامیت در هر کجایی؛ آبادانی و تمدن، همین طور هم زبان و آثار مکتوب تمدنها را نابود می کند.


نمی توان تصور کرد که خود زبان فارسی از این خشونت رفتاری، عملی، کرداری و خشونت های زبانی، فکری، اعتقادی و ... در باره خود فارس ها و فارسی در امان مانده باشد.

اگر با انفجار بمبی، جایی، مکانی، چیزی، آثاری و ... تخریب می شود،  قبل از تخریب آن چیز، فکر، جهان بینی، زبان، آثار تمدنی، آثار مکتوب، و ... خود آن بمب (زبان فارسی) هم منفجر و نابود می گردد.

زبان و تمدن متعلق به فارسی، در قرن گذشته به بمب هایی بدل شده اند که با انفجار هر بمب، در هر کجا و با هر هدفی، خود زبان فارسی هم منفجر شده و به نابودی تن داده است.

چرا که آثار خشونت فیزیکی، روانی، رفتاری و احساسی نهفته در زبان فارس را می توان در رفتار خود فارس ها با هم و در بین غیر فارس ها دید که متاسفانه تحت تاثیر انفجارات و تخریب های روانی، اجتماعی، اخلاقی و رفتاری فارس ها و زبان فارسی، قرار گرفته اند.

شما می توانید پیامدهای فردی و اجتماعی انفجار بمب های فارسی را در رفتار، روان، و نوع احساسات، و درفکر افراد فارس زبان و فارسیزه شده در قرن اخیر ملاحظه بفرمایید. 

رفتار زبان فارسی و فارس زبان ها، نه تنها نسبت به خارجی های غیر فارس زبان، دشمنانه، خصمانه و دگرستیز است، بلکه نسبت به خود فارس ها و پانفارس ها هم بسیار خشن و نامحترمانه است. 

چرا که رفتار ما، از رابطه ما با زبان حاکم بر ما ریشه می گیرد که وضعیت روانی ، وضعیت اخلاقی و اعتقادی ما را آن زبان حاکم بر ما شکل می دهد. یعنی، رفتار، احساسات، تفکر، عمل و عکس العمل های ما از زبانی که با آن می اندیشیم، ریشه می گیرند و زاییده می شوند.

رفتار، روان و اخلاق فردی و جمعی هر جامعه ای محصول زبان حاکم بر آن جامعه است. اگر جامعه ای دچار خشونت زبانی، فکری، رفتاری، اعتقادی است، سبب و دلیل آن نفوذ خشونت و حضور خشونت در آن زبان است. 

برای همین خاطر است که همه سخنوران  آن زبان و علی الخصوص سخنورانی که دارای تحصیلات عالی هستند و جزو گروه های مرجع اجتماعی محسوب می شوند، همچنین آنانی که جوامع را اداره و مدیریت می کنند، آن هایی که در آن جوامع حقوق را تدوین و تصویب می کنند، آنانی که آن حقوق را به اجرا در می آورند، سیستم های آموزش عمومی مستقیم و غیر مستقیم در مدارس، دانشگاه ها، رسانه های عمومی، مساجد و مراکز علمی و تحقیقاتی ... به خشونت فکری، کلامی، زبانی، حقوقی، سیاسی، رفتاری و عملی مبتلا شده اند.

قاعدتا این ابتلا، حداقل باید در میان طبقات عالی اداری، آموزشی و مرتبط با حقوق و سیاست در حد صفر یا بسیار ناچیر و نادر دیده بشود اما ملاحظه می کنیم که خشونت در همه سطوح زندگی فردی، جمعی، اداری، حقوقی، سیاسی، تخصصی، ووو در ایران فارس زده، رایج بوده و امری عادی است.

یعنی دامن خشونت، نه تنها در میان همه اقشار، اصناف، طبقات اجتماعی ریشه دوانده، بلکه مورد توافق و قبول عمومی در همه عرصه ها شده و هر روز هم بر میزان و حجم درندگی زبانی، فکری، اعتقادی، حقوقی، سیاسی و … ایرانیان افزوده می شود. 

می توان انواع خشونت ها را هم در عرصه ایرانیان درون ایران و در میان ایرانیان در بین دیگر ملل و ممالک مشاهده کرد. می توان خشونت ایرانیان را هم در عرصه بین المللی و هم در میان رهبران عالی سیاسی خود ایران دید که به امر، تفکر، رفتار و احساساتی رایج، عادی و طبیعی بدل شده است.

در گذشته، روشنفکران و طبقه اشراف و حاکم، رفتار ها، احساسات، تفکرات و … را با صفت "لمپنیسم" مشخص کرده، آن را محکوم می کردند اما با به روی کار آوردن فارسی و فارس ها در ممالک محروسه تورکهای قاجار که به رهبری رضاخان قلدر بی ادب، بی نزاکت، بی اخلاق، بدون آموزش دیده و نا آشنا به سیاست و حقوق انسانی افراد و ملل، خو گرفته با توهین و تحقیر بسیار زشت و غیر قابل قبول، به بدنه سیاست و حقوق در ایران راه یافت.

 به تدریج، آن لمپنیسم رضاخانی دیگر بخش های روشنفکری، آموزشی، رسانه ای، دینی و دینداری، مساجد و تکایا، پارلمان، دولت، حقوق، و … را هم به انواع خشونت های کلامی، روانی، فکری، رفتاری و مالی آلوده کرده، بنیان های اجتماعی، اداری، خانوادگی و انسانی را بسیار سست کرد. 

نتیجتا، ایران و ایرانی، به لمپنیسم آلوده گشت. روشنفکران ایرانی، دیگر، نه تنها به شناخت و محکومیت این لمپنیسم اقدام نکردند، بلکه منافع آن ها در ترویج علنی و رسانه ای، در سایه سلطه لمپنیسم سیاسی-حقوقی بیش از پیش تضمین  می گردید.

لذا است که در ایران کنونی و در زیر مهمیز زبان و فکر فارسی و فارس ها و فارسیزه شده ها، خشونت در همه زمینه های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی به جزئی از زندگی و به امری عادی و طبیعی بدل شده است.

 نمونه آن را می توان در سکوت جامعه و روشنفکران و حتی در حمایت ضمنی آنان از اعدام ها، مجازات های سنگین، همچنین آن خشونت را می توان در نامه اخیر هشتصد تن از تحصیل کردگان عالی دانشگاه، حوزه، مدرسه، هنر، سیاست، حقوق، و دیگر تخصص ها دید.

این هشتصد تن لمپنیست پانفارس پان ایرانیست آماده قتل عام تورک ها هستند. آنها در نامه اخیرشان که به شکل گسترده ای در رسانه های پان فارس منتشر شده است . می خواهند آن را به افکار عمومی تحمیل بکنند، نه تنها در راستای انکار حقوق فردی و ملی تورک ها قلم زده اند، بلکه دولت ایران فارس و نهادهای سرکوب را به اقدام به خشونت بر علیه تورک ها فرا خوانده اند. 

آن ها در مخالفت با آزادی فکر و اندیشه تورک ها در وطن شان، آزادی عمل تورک ها، حقوقی تورک ها براساس قوانین و کنوانسیون های بین المللی، همچنین با  اراده و خواست تورک ها به ستیز برخاسته و باز هم موضعی دشمنانه گرفته اند.

این هشتصد لمپن، در جهت دشمنی و نابودی هستی، تمدنی، هویتی و زبانی تورک ها در ایران، با انتشار بیانیه ای از نهادهای خشونت، اعدام، شکنجه، زندان، پلیس، اطلاعات، سپاه، بسیج و دیگر نهادهای سرکوب می خواهند تا تورکان را تحت شرایط و مجازات های سخت تری قرار داده و آن ها را به خاطر اراده برای دستیابی به حقوق فردی، ملی و حاکمیتی تورک ها محکوم و مجازات بکنند.

آن لمپن های دانشگاهی، هنری و نویسنده، شرایط را برای حمله فیزیکی به تورک های آزربایجان جنوبی و کشتار و قتل عام تورک ها مهیا نمی بینند. 

اگر رهبران سیاسی و امنیتی ایران، چراغ سبز را برای آن ها روشن بکنند و به آن ها اجازه بدهند که "آتش به اختیار" باشند، آن روشنفکران جامد المغز،خودشان دست به خونریزی و کشتار تورک ها در شهرها خواهند زد. 

یعنی سیستم توپ و بمب های فکری و مغزی، حقوقی، روانی، اخلاقی، دینی، اجتماعی و حتی تخصصی آن ها برای کشتار تورک ها در شهر و روستاها آماده شلیک هستند.

بر اساس همین نوع تفکر و منش روانی و رفتار است که آن ها در هر مرحله از رشد اجتماعی، مانع توسعه، آزادی ها، قانونگرایی، دموکراسی، حاکمیت حقوق، توانایی و وسعت دید ارائه تفسیری واسع از حقوق اولیه و گسترش دایره نفوذ حقوق در زمینه هایی که آزادی ها و حقوق انسان ها و ملل را محدود می کرد و می کند، ندارند.

امثتل این لمپن ها، بارها، برای حفظ منافع شخصی خودشان، و در دشمنی با حقوق عموم ملل و اراده آنان برای تغییر، به سلاح های آتشین برای کشتار و حاکمیت دیکتاتوری دست یازیده و توسعه ملی و اجتماعی را متوقف کرده اند.

چرا از خود نمی پرسیم که ریشه این همه خشونت طلبی در ایران و در تمامی عرصه های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در کجاست؟ آبشخور اصلی این مشکل روانی همه گیر از کجاست؟

ملاحظه می فرمایید که در پی انقلابیون 1357 به سفارتخانه ها حمله کرده، سرزمین دول خارجی در ایران را اشغال و ماموران ارشد دول خارجی را دستگیر و زندانی می کنند. 

مردم و روشنفکرانی که بر علیه دیکتاتوری شاه انقلاب کرده بودند، خود دستگاه اعدام، شکنجه، زندان را برپا می کنند. 

آنان هر کسی را که با کشتار مخالفان مخالفت می کرد را ازندانی، شکنجه و اعدام می کردند.

همان روشنفکران ضد دیکتاتوری سابق، دیکتاتوری جدیدی را در زیر نام اسلام و روحانیت تاسیس کرده و به تقویت نهادهای سرکوب همت گماشتند و مخالفان دیکتاتوری دینی و جدید تحت سلطه پانفارسیسم را به انواع اتهام ها متهم کرده، آن ها را به اشد مجازات رسمی، علنی (نه قانونی)، غیر رسمی و غیر علنی محکوم می کردند.

روشنفکران پانفارس آن زمان که هنوز هم در راس امور هستند، به توهین و تحقیر مخالفان، منتقدان دست زدند. آنان به اشغال سرزمین های ملل دیگر، کشتار دیگران، بمبگذاری در شهرها، اماکن عمومی دیگر ملت ها، حتی بمبگذاری و کشتار کسانی که آنا ها را هموطن خود می نامیدند، آن هم در اماکن مقدس داخل ایران پیشه خود کردند.

پان فارسیسم و پان ایرانیسم فارس زبان، دشمنی و مخالفت با  دولت ها و رهبران دولت ها، توهین به و تحقیر آن ها، تلاش برای ترور و کشتار رهبران کشورهای دیگر را به امری عادی در سیاست و حقوق علنی و غیرعلنی ایران بدل کردند.

همه این خشونت های درون ایران و عرصه بین المللی با همان زبان فارسی، با شعارهای دگر ستیز و خشونت بار به راه افتاد و ترویج  شد و اکنون هم ترویج می شود. 

روشنفکران انقلابی ایران، بر علیه مخالفان سیاسی، حقوقی، فکری، دینی، و … خود، شعارهای "مرگ بر ..." سر دادند و خشونت کلامی بدون هیچ واهمه ای را به سر فصل رفتار سیاسی و حقوق عمومی بدل کردند. آنان خشونت را در انواع مختلف خشونت، به عرصه های نهادهای عمومی و سراسری بردند و به بخشی از آموزش عمومی بدل کردند.

آن چه در همه ابن ها و در چهار- پنج نسل گذشته مشترک بوده است، زبان فارسی، سیستم مهندسی جهل و سیستم های شستشوی مغزی-آموزشی بر اساس زبان فارسی بوده و هنوز هم هست.

 نتیجه آن شعارهای خشن به زبان فارسی، کشتارها، تجاوزها، بمبگذاری ها، و ... نه تنها به حقوق و آزادی های افراد و ملل آسیب زد، بلکه خشونت های نهادینه شده در نهادهای اجتماعی باعث  از بین رفتن حقوق و آزادی ها، اخلاق، جهان بینی، انسانیت، فکر و روان خود فارس ها هم بشدت متزلزل شده، شاید هم از بین رفته و غیر قابل بازگشت شده است. برای همین هم جوامع طوری فاسد شده اند که قابل درمان در کوتاه مدت نیستند.

زبان وسیله ای مثل رادیو، تلویزیون، تلفن، اتومبیل، لپ تاپ و … بی طرف و خنثی نیست که صداها را از یک مبدئی به مخاطبانی در اقصا نقاط دور و نزدیک برساند. 

زبان؛ هویت، کیستی، شخصیت، رفتار، فکر، گفتار، روان، و احساسات شما به عنوان فرد و ملت به عنوان جمع و متخصصان به عنوان افراد دارای بینش مترقی و تحصیل کرده، در حال و آینده را آن هم اکنون شکل می دهد و خود زان هم در زبان، رفتار، احساسات، عمل و عکس العملتان به نمایش به نمایش درمی آید. 

یعنی شما چیزی و موجودی جز محصول زبان نیستید. این زبان است که به شما توانایی جهان بینی، اندیشه و اندیشیدن، ترجمه ای از احساسات، نوع رفتار و عکس العمل شما در حال و اینده را دیکته می کند.


انصافعلی هدایت

08 آپریل 2025

https://youtube.com/live/gUliR_CGMNs


Monday, April 7, 2025

مهندسی جهل 027: زبان تورکی 600 سال قبل، زبان دقیق علم و تخصص جغرافیا و نجوم بوده است

مهندسی جهل 027: زبان تورکی 600 سال قبل، زبان دقیق علم و تخصص جغرافیا و نجوم بوده است

https://youtube.com/live/DpwynRjHBQM مهندسی جهل 027: زبان تورکی 600 سال قبل، زبان دقیق علم و تخصص جغرافیا و نجوم بوده است

در بیست و هفتمین برنامه "مهندسی جهل" به معرفی دو کتاب بسیار تخصصی پرداختیم که به علت فقدان آگاهی و آشنایی به لغات تخصصی آن رشته ها، از خواندن و توضیح بیشتر آن ها خود داری کردیم.

نام کتاب تورکی تخصصی و علمی اول؛ "روزنامه جدیده مرغوبه" بود. مقدمه سه صفحه ای این کتاب، به زبان تورکی علمی، ادبی، تخصصی و استاندارد نوشته شده است که برای ما تورک هایی که با زبان علمی، تخصصی، استاندارد و ادبی تورکی، آن هم در رشته هایی چون "نجوم" و “جغرافیا” آشنایی نداریم، خواندن و فهم و ادراک آن بسیار دشوار و خسته کننده خواهد بود.

نویسنده کتاب، توضیح می دهد که در گذشته در باره نجوم، کتابی وجود داشته که دارای هشت غلط بوده است و این کتاب را در راستای اصلاح آن ها نوشته است.

 بعد از پایان مقدمه نویسنده بر نجوم، بقیه صفحات کتاب را جداول چند وجهی بسیار پیچیده پر می کنند که ظاهرا باید برای بررسی سعد و نحس روزها، هفته ها، ماه ها و سال ها، و همچنین برای تعیین موارد تقویمی مورد استفاده قرار می گرفته است.

همان طور که می دانیم، اشکال حروف و صداهای زبان تورکی و عربی، در هزار سال قبل برای خواندن و درک کردن زبان تورکی مکتوب استاندارد شده بود.

 احتمالا اندیشمندان و عالمان قبل از نویسنده این کتاب هم، برای استاندارد کردن تقویم روز، ماه، سال و ... هم استانداردهایی را تعیین کرده بوده اند که مورد توافق اجتماع عالمان قرار گرفته و به استاندارد این رشته علمی و تخصصی بدل شده بوده است.

مثلا، در این کتاب مشاهده می کنیم که از اسامی انسان های مورد احترام در اسلام؛ “ابوبکر، عمر، عثمان و علی” به عنوان واحدهای اندازه گیری و برای استاندارد کردن مقولاتی استفاده شده است.

کاش حضراتی که کم و بیش با این علوم آشنایی دارند، در باره موضوع و کاربردهای این جداول بسیار پیچیده، توضیحاتی را برای افراد بی سواد، در زبان تورکی ارائه بدهند.

جداول و واحدهای اندازه گیری ذکر شده در این کتاب، با رنگ های سیاه و سرخ نوشته، خط کشی و ترسیم شده اند. کتاب دارای خط بسیار روشن و قابل خواندن است.

این کتاب، “تاریخی” را به عنوان "مثال" در سطرهای پایانی مقدمه آورده است اما ما به عنوان خواننده، مطمئن نیستیم که آن تاریخ، زمان و تاریخ پایان نوشتار این کتاب بوده است یا نه. 

طبق این نوشته، کتاب با تاریخ 1232 تمام می شود.


کتاب دومی که در زبان تورکی نوشته شده است، هم استاندارد نوشته شده است، هم ادبی و هم در رشته علمی و تخصصی "جغرافیا"، نوشته شده است. 

لذا در این کتاب به تعریف کرده، بحث هایی درباره طول و عرض جغرافیایی، نصف النهار، ساعت، دقیقه و ... را با جزئیان بسیار ریزی توضیح می دهد.

در اصل، موضوع کتاب "جغرافیا" و نام فرعی آن هم "اقالیم سبعه" یا “جغرافیای هفتگانه” است ولی نام اصلی کتاب "اعلام العباد و اعلام البلاد" است. 

نویسنده در مقدمه کتاب اعلام می کند که مردمان، شناخت درستی از مسافت و طول میان شهرها با همدیگر را ندارند و در باره فاصله "شهر"ها از هم، اطلاعات غلط و اغراق آمیزی را رد و بدل می کنند. نویسنده این کتاب را در 775 قمری در پاسخ به رفع آن اطلاعات غلط رایج نوشته است. سپس این کتاب را به خزانه دولت عثمانی در عهد سلطان سلیم خان، فرزند سلطان سلیمان قانونی تقدیم کرده است.


هدف نویسنده، علمی و استاندارد کردن مساحت و طول میان شهرها با مبدائیت استانبول است. او به عنوان یک عالم و محقق تورک، پایتخت جهان تورک را مرکز نگرش به جهان قرار می دهد و فاصله دیگر "شهرها" از هم را در نسبت با استانبول بیان می کند. چرا که برای یک تورک اندیشمند و مفتخر به تورکیت، مرکز جهان، پایتخت تورک ها است.


 لذا این نویسنده، از این مرکز قدرت و مرکز جهان تورک و پایتخت قدرتمند تورک ها به دنیا و روابط علمی، سیاسی، اجتماعی و منافعی می نگرد. آن ها در نسبت با خود تورک ها و قدرت تورک ها دیده و ادراک می کند. و بر اساس اراده و منافع تورک ها، دیگران و توانایی هایشان را اندازه می گیرد. همچنین در نسبت با آن ها موضعگیری می کند. 

یعنی اولویت اصلی نویسنده، منافع ملی، ادراکی، حاکمیتی، دولتی، هژمونی و … تورک ها بوده است. 

چرا که تورک ها در آن چاغ، قدرت برتر سیاسی، اقتصادی، نظامی، اداری، جنگی و تولیدی بوده اند.

 لذا نویسندگان آن زمان و بخصوص نویسنده این کتاب، با توجه با آن قدرت ها و توانایی های تورک های آن زمان در همه زمینه ها، اعتماد بنفس داشته و تحت تاثیر دیگران نبوده و خودشان را حقیر نمی دیده اند.


 اما بعد از آن که عثمانی ها و امپراتوری های تورک در هندوستان امروزی، در ایران امروزی و در عثمانی، از غربی های مسیحی شکست خوردند، آن اعتماد به نفس ملی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، تولیدی، تکنولوژیکی، نظامی، جنگی، استراتژیکی و .. هم در تورک ها هم شکست و فرو ریخت تا تورک ها از نظر عقلی و وطنی به اشغال دشمنان تاریخی خود در آیند.

زبان علمی، تخصصی، ادبی و استاندارد این کتاب تورکی در موضوع جغرافیای، با حروف تورکی-عربی نوشته شده است. گر چه موضوع اصلی آن "اندازه گیری طول” بر روی زمین و در بین شهرها است اما به تعریف مفاهیم جغرافیایی مختلف اقدام می کند که امروزه و در قرن بیست و یکم هم در همان معنی به کار برده می شوند.

کتاب و نویسنده، استانبول یا قسطنطنیه را مرکز دنیا قرار داده و فاصله صد شهر شناخته شده و ناشناخته را نسبت به استانبول می سنجد. 

نویسنده، در ابتدای کتاب، تلاش می کند تا از واحد مورد استفاده خود برای اندازه گیری طول مسافت در خط مستقیم بین شهرها، تعریفی نسبتا دقیق و قابل اعتماد توسط دیگر علما و انسان ها بدهد.

واحد نسبتا استانداردی که او ارائه می دهد، عرض انگشتان چهارگانه دست است. نویسنده، با توجه به استانداردهای رایج در اجتماع و مورد قبول علمای دین هم، بزرگترین واحد اندازه گیری طول را "فرسخ" می نامد که عبارت از سه "میل" است. 

با این حال، واحد اصلی مورد نظر نویسنده در اندازه گیری مسافت و طول در این تحقیق جغرافیایی"میل" است. او میل چهار هزار "ذرع" می داند. طول هر ذرع هم بیست و چهار عرض انگشتان دست است.

موضوع و مفاهیم این کتاب هم بسیار تخصصی هستند. در اینجا برای نمونه با مثالی خواننده را با کار علمی، تخصصی، ادبی و استاندارد این نویسنده آشنا می کنیم.

نویسنده، ابتدا و بعد از تعریف واحد اندازه گیر، به تعریف مدار، طول، عرض و درجه جغرافیایی، ساعت، دقیقه و ثانیه جغرافیایی و … را تعریف و سپس چگونگی محاسبه آن ها را توضیح می دهد.

مثال: قسطمونی اقلیم خامسدندر قسطنطنیه اله ما بین ایکی یوز سکسن یدی بچق میلدر و دخی اطول نهاری اون بش ساعت و بر درجدر و اقصر نهاری سکز ساعت و اون دورت درجدر و انحراف قبلسی جنوب جانبینه اولان خط نصف نهاردن شرق طرفینه یکرم سکز درجه در و دایما نصف نهاری آلت درجه اوکلردی اولور و اطول نهارده شمسک طلوعی الت بچق درجه و غروبی بش بچق درجه اوکلردی اولور و لیل و نهار برابر اولدقده طلوعی و غروبی الت درجه اوکردی اولور و اقصر نهارده طلوعی بش بچق درجه اوکردی اولور.


متاسفانه، صداهایی را که نویسنده بر روی حروف گذاشته تا کلمات تورکی را درست، استاندارد، ادبی، علمی، و تخصصی بخوانیم و ادراک بکنیم را نتوانستیم در این متن و بر حروف علاوه بکنیم. 

در نتیجه خواندن این متن و کلمات آن که بدون علایم صدایی نوشته شده اند، برای خواننده محترم بسیار سخت تر خواهد شد.

برای همین، در زیر، همان کلمات و جملات را به شیوه ای که دز ذهنمان، آن حروف و کلمات را صداگذاری کرده، خواندیم و ادراک کردیم، می نویسیم تا با عمق علمی و تخصصی کاربرد زبان تورکی در دوره سلطان سلیمان و سلطان سلیم عثمانی آشنا بشویم.

"قسطمونی اقلیم" خامسدن دور. قسطنطنیه ایله ما بین ایکی یوز سکسن یددی بوچوق میل درو. و دخی اطول نهاری اون بئش ساعت و بیر درجه دور. و اقصر نهاری سککیز ساعت و اون دورت درجه دور. و انحرافی قبله سی جنوب جانیبینه اولان خط نصف نهاردن شرق طرفینه ایگیرمی سککسز درجه دور. و دایما نصف نهاری آلتی درجه اوکوردی اولور. و اطول نهارده شمسون طلوعی آلتی بوچوق درجه و غروبی بئش بوچوق درجه اوکوردی اولور. و لیل و نهار برابر اولدوقده طلوعی و غروبی آلتی درجه اوکوردی اولور. و اقصر نهاریده طلوعی بئش بوچوق درجه اوکوردی اولور.


انصافعلی هدایت

07 اپریل 2025



Sunday, April 6, 2025

مهندسی جهل 026: تورکی، زبان هنر و نمایشنامه هم بوده و هست

مهندسی جهل 026: تورکی، زبان هنر و نمایشنامه هم بوده و هست


در برنامه بیست و ششم از "مهندسی جهل" به بررسی کتابی تخصصی، در زمینه یکی از شاخه های مه هنر پرداختیم. 

در این کتاب، با یک نمایشنامه سیاسی-اجتماعی و آزادی خواهانه مواجه هستیم. کتاب و نمایشنامه، "وطن" نامیده شده اند و نویسنده آن را با علائم و حروف عربی-تورکی نوشته است. 

همین نشان می دهد که کتاب و نمایشنامه، در سال های قبل از تغییر خط و بیسواد شدن ناگهانی و شوکه کننده مردمان و ملل تحت اداره خلافت عثمانی نوشته شده است.

با آن که نام کتاب و نمایشنامه "وطن” است و ما علاقه مند بودیم تا تعریفی مشخص از مفهوم وطن در اواخر خلافت و دولت عثمانی آشنا بشویم، متاسفانه نتوانستیم بر بی سوادی خود در زبان و ادبیات تورکی، بر بی سوادی خود در زبان استاندارد تورکی و در بی سوادی خود در خواندن و تجسم ذهنی زبان تورکی دست نویس، و بر زبان تخصصی نمایشنامه و هنری تورکی غلبه کرده و دست خط نویسنده را بخوانیم  تا بتوانیم درک روشنفکران و انسان های عامی که برای رهایی وطن از اشغال تلاش کرده، جان می دادند و دشمن می کشتند، آن هم در اواخر خلافت اسلامی-تورکی عثمانی از مفهوم وطن، وطن در اشغال و وطن آزاد را ادراک کرده و با مفهوم وطن در زمانه خود، مفهوم وطن در اشغال ایران-فارس و … مقایسه بکنیم.

این کتاب و اثر هنری دست نویس، در زمانی نوشته شده است که کشورهای مسیحی غربی، "مملکت ازمیر عثمانی” را اشغال کرده و در اختیار یونانی های عثمانی قرار داده بودند تا آن را به یونانی که غربی ها در حال مهندسی مرزهای جغرافیای- سیاسی آن بودند، بدهند و زمینه های تاسیس و ایجاد کشوری به نام یونان جدیدی را فراهم بکنند.

یونانی که در تاریخ بشر وجود خارجی به مفهومی که امروزه و در قرن بیستم و بعد از کودتا بر علیه عثمانیه با آن رو به رو هستیم، مواجه نشده بوده ایم.

لذا مفهوم "وطن" و مفهوم "وطن در اشغال" و مفهوم "تلاش و جان نثاری برای آزادی وطن” و همچنین ادراک مفهوم "وطن آزاد" برای ما تورک های بی سواد در زبان مادری تورکی خود گنگ مانده است.

لذا ما به عنوان یک تورک تحصیل کرده در زبان فارسی و کتاب خوان فارسی، نویسنده فارسی و … نتوانستیم آن بر جنبه های مختلف بیسوادی تورکی خود غلبه کرده و با مفهوم وطن در اشغال تورک ها، در ایران-فارس و نوع مبارزه و نوع جان نثاری زن ها و مردها برای وطن و آزادی وطن از اشغال آشنا بشویم.

این نوع از ادراک از وطن و شرایطی که با سهل انگاری پدران ما و خود ما، بر ما و وطن ما تحمیل شده است، برای مای این نسل و چندین نسل قبلی ناشناخته است. 

چرا که نسل کنونی تورک ها و نسل های قبلی تورک های در اشغال سرزمینی، در اشغال مغزی، در اشغال عقلی، در اشغال آموزشی ایران-فارس برای شش نسل بوده ایم. این اشغال شدگی به قدری طولانی و عمیق شده است که برای نسل های کنونی و نسل های گذشته تورک های  در اشغال، به امری عادی و مورد قبول بدل گشته است که نیازی فوری و شجاعانه برای جنگیدن و آزادی از اشغال شدگی در تمامی زمینه های فردی و اجتماعی و ملی و دولتی حس نمی کنیم. 

از طرف دیگر، قوه عقلانی و وطن پرستی و میلتچی تورک های تحت اشغال چنان زیر تاثیر مهندسی جهل و مهندسی شستشوی مغزی-آموزشی قرار گرفته است که خود را انسان ها و “قومی” (تحقیر شده و تحریف شده اما) آزاد و دارای وطنی با نام ایران می دانیم.

لذا ما تورک های اشغال شده، ایران-فارس را وطن خود می دانیم که پدرانمان مرزهای سیاسی و جغرافیایی آن را مهندسی و با خون و نثار جانشان آن را امضاء کرده اند تا برای نسل های آن زمانه و این زمانه، به عنوان ارمغانی ابدی بگذارند. 

لذا تورک ها به طور اتوماتیک و براساس دستکاری قوه عقلانی آن ها در مدارس، دانشگاه ها و تمامی جنبه های ارتباطات اجتماعی، و … خودشان را صاحبان ایران تصور می کنند. در حالی که وطن مادری و تاریخی تورک ها در اشغال ایران-فارس بوده و هست. 

در اثر همین مهندسی جهل و شستشوی مغزی-آموزشی، اغلب تورک های تحت تاثیر تبلیغات و آموزش های مهندسی شده جهل، خودشان را مسئول حفاظت از مرزهای سیاسی-جغرافیایی ایران فارس و جدید می دانند و آماده اند تا در راه تامین منافع حداکثری ایران و فارس ها جان نثاری بکنند. یعنی برای تامین منافع اشغالگران وطن و قوه عقلی خودشان، فداکاری می کنند. 

لذا آن ها متوجه اشغال شدگی عقلی و وطن خودشان نیستند و یا منافع شخصی و زود گذرشان ایجاب می کند تا چنان نقش اجتماعی را بازی بکنند.

برای همین است که با مفاهیم و واقعیت هایی به نام اشغال شدگی سرزمینی، اشغال شدگی وطنی، اشغال شدگی ذهنی، اشغال شدگی زبانی، اشغال شدگی تاریخی، اشغال شدگی عقلی، اشغال شدگی دانایی، اشغال شدگی اطلاعاتی و .. رابطه و آشنایی چندانی ندارند و ضرورتی هم برای این آشنایی و ادراک واقعیت ها نمی بینند و تلاشی هم در این جهت نمی کنند. 

برای همین است که از خود خودشان، از هویت های ملی و تاریخی شان، از منافع ملی ملت تورک در اشغال، از وطنی که باید آزاد بشود، از اساسی ترین مفهوم سیاسی که “داشتن دولت ملی و مستقل متعلق به خود تورک ها باشد”، غریبه گشته و از واقعیت های تلخی که در آن زیست می کنند، از نظر عقلی و احساسی بریده و گسسته شده اند.

در حالی خودشان را صاحبان ایران و ایران را به عنوان میراث پدران تورک خود می دانند که به اشغال شدگی در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زبانی، آموزشی، سرمایه های ذهنی، مالی و ... متوجه و متحقق نیستند.

در چنان تاریخ و زمانه ای زیست می کنیم که آشنایی با معنا و مفهوم “وطن در اشغال بیگانگان” و اشغالگران، که خود منجر به اشغال شدن تمامی هویت های فردی و ملی تورکی ما کشته است، می تواند نقش  مهمی در بازگشت ما به “خود تورکی” ما ایفا بکند.

از طرف دیگر، با آشنایی با اینگونه دست خط هایی که پدران ما، ثمره تجربه های شیرین و تلخشان را در آن  ها گنجانده اند، ما هم می توانیم به مفهوم وطن و فداکاری و مردن برای آزادی ملت و وطن در اشغال آشنا شده و در راه آزادی از اسارت و اشغال جان فدا بکنیم. 

چون بدون فدا کرده جان در راه وطن و ملت، هیچ ملتی سربلند و مستقل نشده و به حقوق ملی و حکومتی و دولتی مستقل خود دست نیافته است.

لذا بر تک تک همه ما تورک های در اشغال ایران-فارس واجب و ضروری است تا با زبان ادبی تورکی، با زبان استاندارد تورکی، با زبان اداری تورکی، با زبان آموزشی تورکی، با زبان علمی تورکی وبا زبان تخصصی تورکی آشنا بشویم تا بتوانیم با میراث های واقعی، فکری، و با  فداکاری های پدران تورک خودمان آشنا بشویم.

تا بدانیم که پدران ما در شرایطی صدها بار بدتر و بدون امکانات ما، چگونه توانسته اند با دستان خالی از اشغال شدگی و از اسارت رها شده و وطنی با مرزهای سیاسی و جغرافیایی گستره ای را بنا نهاده اند.

این بازگشت به خویشتن خویش تورکی، جز با آشنایی با میراث فکری، قلمی و خطی مانده از پدران تورک ها خودمان میسر نمی شود. ما نمی توانیم با چیز دیگران، داماد عروس خود باشیم.

متاسفانه در این زمینه و زمانه، شرایط آگاهی ما بر جهان جهالتی که در آن به اسارت گرفته شده ایم و با آموزش های خاصی که به ما داده اند، چنان تخمیر و تقلیب شده ایم که بیداری ما از این توهمی که در زیر دندان های ما مزه می کند، بسیار دشوار می نماید اما بی راه و بی چاره هم نیست و نیستم. 

چرا که یا باید زندان های اشغال شدگی و اسارت عقلی را ویران بکنیم و آزاد بشویم و یا باید زندان ها را ویران بکنیم و آزاد شویم. راه سومی برای تورک های تحت اشغال و اسارت عقلی و وطنی وجود ندارد. البته که می توانیم ماندن در اسارت و اشغال شدگی همه جانبه را مانند آفریقایی ها و آمریکایی جنوبی ها انتخاب بکنیم، شورش نکنیم، برای آزادی عقلی و وطنی خود از اشغال شدگی مبارزه نکنیم، نجنگیم اما هیچ وقت توسعه نخواهیم یافت و از چرخه عقب ماندگی در همه زمینه ها بیرون نخواهیم جست.

یعنی راه دیگری برای برون رفت از زندان جمعی و ملی و همچنین از زندان های فردی که اشغالگران برای تک تک مت و ملت تورک مهندسی کرده اند، جود ندارد.

چرا که دشمن اشغالگر توانسته است با شگردهای مختلف و با روانگردان ها و مخدرات گوناگون، با تشویقات و تنبیه های فردی و جمعی، تک تک ما تورک ها را به شفیره ای در خواب رفته و بی عقل بدون اراده سیاسی و ملی بدل بکند.

تا تک تک ما و بخصوص زنان و دختران تورک در درون زندان و پیله های فکری ای که ایران-فارس و غرب مسیحی در اطراف تک تک تورک ها و با آموزش های و شستشوی مغزی-آموزشی ایجاد کرده اند، بخود نیاییم و بیدار نشویم و پیله اطراف خود را سوراخ نکنیم و دست به پرواز فردی در جامعه و اجتماع نزنیم و هوا و تخم بیداری را در میان به خواب شیرین رفته گان و هیپنوتیزم شدگان نپاشیم، آزادی وطن، آزادی ملی، آزادی عقلی، آزادی شعور و آزادی اگاهی ملی و فردی رخ نخواهد داد.

با امید به این که با آشنایی با دستنوشته ها و میراث گرانبهای پدران تورکمان در کتاب هایی که از دسترس ما دور نگه داشته اند، آگاه شده و دوباره به قدرت جهانی بدل شده، هدیه، سخن و فکری قابل عرضه به جهانیان داشته باشیم.


انصافعلی هدایت

06 اپریل 2025



Saturday, April 5, 2025

مهندسی جهل 025: تورکی، زبانی رسمی، آموزشی و اداری 500 سال قبل

 مهندسی جهل 025: تورکی، زبانی رسمی، آموزشی و اداری 500 سال قبل

در برنامه بیست و پنجم از "مهندسی جهل" به بررسی کتاب خطی و دستنوشته دیگری با نام "عوامل فارسی" دست یازییدیم. در صفحه پایانی این کتاب، با دو تاریخ قمری مواجهه هستیم که در ذیل چند بیت شعر تاریخ گذاری کرده اند. همین نشان می دهد که متن کتاب سال ها قبل از این بیت ها نوشته شده بوده است. چرا که در زیر شعر اول با تاریخ 1052 و در زیر شعر دوم با تاریخ 1054 مواجه می شویم.
متاسفانه نتوانستم از نام و نشان نویسنده کتاب علامتی بدست بیاوریم ولی از چند صفحه ای که امروز تورق زدیم، معلوم می شود که نویسنده اهل شعر و ادب بوده و با افرادی نشست و برخواست می کرده است که با اشعار مختلف، از جمله بهخ اشعار فارسی علاقه مند بوده اند ولی در گفتار و نوشتار فارسی و شعر خوانی ها، با مشکلات زیادی روبرو بوده اند که باحث خنده آنان می شده است.
لذا یکی از بزرگان تورک، به او دستور می دهد تا در زمینه آموزش زبان فارسی به تورکان ادیب و باسواد و علاقه مند به زبان فارسی، کتابی را بنویسد.
نویسنده هم در امتثال از امر آن بزرگوار، با آوردن مثال های از اشعار عربی و فارسی، به توضیح ریزه کاری های ادبی و دستور زبان فارسی می پردازد.
آموزش فارسی با زبان تورکی به تورک ها در پانصد سال قبل، نشان می دهد که زبان تورکی، زبان اداری و آموزشی ممالک عثمانیه و تورک ها بوده است. چرا که یک دولت و سیستم های دولتی به آموزش و تحقیات در همه زمینه های علمی، هنی، تکنولوژیک، سیاسی، حقوقی، اجتماعی، محاسبات، ریاضیات، هندسیات، شیمی و ... نیاز دارد.
یکی از این نیازها، جمع آوری دقایق و دستور زبان های ملل تحت حاکمیت دولت مستقر است. چون دولت مستقر، برای اداره امور آن ملل و حتی ملل و دول دور دستی که در خارج از اراده و اداره دولت تورک قرار دارند، نیازمند است تا بتواند امورات مختلف آن ها را تحت نظر داشته، اداره و کنترل بکند.
در نتیجه، زبان فارسی هم به عنوان یکی از زبان های توده های فارس تجت حاکمیت تورک ها، باید شناخته می شد و آموزش داده می شد تا نیازهای دولت تورک در کنترل و اداره فارس ها تامین بشود.
این که زبان فارسی تنها به شعر محدود شده و در زمینه های دیگر زیست انسانی و اجتماعی همکترین اثر نوشتاری دارد، نشان می دهد که این زبان، هیچ وقت در تاریخ دو سه هزار سال اخیر، زبان رسمی و اداری و زبان دولتی نبوده است تا دولت فارس زبان، به تولید کتاب هایی در تمامی زمینه به زبان فارسی محتاج باشند.
بر این اساس است که ملاحظه می کنیم در صد سال اخیر که اراده بخشی از ممالک محروسه تورکان از طرف نیروهای پیرئز در جنک به فارس ها و فارس زبان ها داده شده است، آن ها احساس می کنند که باید در زبان فارسی و در تمامی رشته های ئعلمی و صنعتی هم کتاب های آموزشی تولید بکنند ولی چون زبان فارسی در تاریخش، تنها زبان شعر بوده است که کلماتش و مفاهیمش توسط همه شاعران، با کلمات متخلفی تکرا می شده است، توانایی زایندگی کلمات و بیان دقایق علوم و فنون و تکنولوژی و فکر را ندارد.
در نتیجهف اساس کتاب های علمی امروزی در زبان فارسی، عربی و زبان های جهان مسیحیت است.

انصافعلی هدایت
05 آپریل 2025

Friday, April 4, 2025

مهندسی جهل 024: زبان تورکی، زبان دقایق عقلی هم هست

  مهندسی جهل 024: زبان تورکی، زبان دقایق عقلی هم هست

در برنامه بیست و چهارم "مهندسی جهل" به بررسی و آشنایی با کتابی پرداختیم که در باره علم بسیار پیچیده، دقیق، خسته کننده و ظریف "علم معانی" و "علم بیان" توضیح می دهد. اصل کتاب به زبان عربی نوشته شده است ولی نویسنده تورک، آن کتاب عربی را "کلمه به کلمه" هم به زبان تورکی علمی، استاندارد، ادبی و تخصصی این علوم ترجمه می کند و هم در باره هر کلمه و هر جمله توضیحات لازمی را اضالفه می کند تا خواننده تورک متوجه موضوع بشود.
اصل کتاب در زبان عربیف کتاب قطوری است که در موضوعات مختلف نوشته شده است اما نویسنده تورک آن را به کتاب های مستقلی و جدا از هم تقسیم کرده است.
این کتابی که به بررسی آن نشته ایم، جلد سوم از آن مجموعه کتاب های تورکی در علوم مختلفی است که در کتاب مفتاح العلوم آمده است.

انصافعلی هدایت
24 اپریل 2025

دوشونوش 12: گوج؟

 دوشونوش 12: گوج؟


دوشونوش 12 Düşünüş 


دوشونوشون اون ایکینجی بولومونده، سایین اوغوز تورک جنابلاری ایله بیرلیکده فلسفی بحثلردن "گوج"ون آنلامین، هابئله آچیقلاماسین اله آلیب، اونو علمی شکیلده تعریف اتمه یه چالیشدیق.

گوجون تعریفی نه دیر؟ 

گوج، باجاریق، یا ایله بیر زورلولوق دور کی باشقالارینین اوستوده موثبت یا منفی اتکی بوراخیر. بوندان دولایی، باشقا گوجلر ایله قارشی دورمالی دیر. اگر او، باشقا زورلولارین قارشیسیندا ادوزارسا، محکوم دورومونا دوشر، اگر سه غالیب اولورسا، داها چوخ گوج قازانار. چون گوج، داها چوخ گوجلنمک و یایئمجئایق ایستر.

 سونرا اوغوز بئی باتیلی اسکی و یئنی چاغدا یاشایان فیلسوفلارین گوجدن وئردیکلری تعریفله ره گوز آتدی.

اینصافعلی ایسه باتیلیلاردان وئریلن تعریفله ری، گوج سوزونون و قاورامینین تعریفی یا آچیقلاندیرماسین رد اتدی. اونا گورا، باتیلیلار، گوج قاورامین تعریف اتمه میشلر، بلکه گوجون آنلاتماسینین یئرینه، هر بیر چاغا اویقون اولاراق، گوجه، هابئله گوجلو اولانلارین اجتیاجینا گورا، بیر آماجی اورتایا آتمیشلار و اونو "گوج" دییه تانیتمیشلار.


اینصافعلی هیداست

04 اپریل 2025

https://youtu.be/DaQsaozbp1U


Wednesday, April 2, 2025

مهندسی جهل 023: زبان تورکی، در دوران خلافت اسلامی به رهبری تورکان، زبان رسمی، اداری و زبان علم بوده است؟

 مهندسی جهل 023: زبان تورکی، در دوران خلافت اسلامی به رهبری تورکان، زبان رسمی، اداری و زبان علم بوده است؟


در برنامه بیست و سوم از "مهندسی جهل" به بررسی یک کتاب تورکی ادبی، استاندارد، تخصصی در زمینه عرفان پرداختیم. نویسنده کتاب، درویشی از دراویش وابسته به طریقت "نقشبندی بکتاشی" با نام "مصطفی مراد اوغلو" است که خودش را "خاک پای شیخ رضا" معرفی می کند. او در آخرین صفحه کتاب، نه تنها خودش را معرفی می کند بلکه تاریخ دقیق پایان یافتن نوشتن کتاب را هم می نویسد. لذا او، به این کتاب در دهه پایانی شعبان سال هزار و یکصد و شصت و دو نقطه پایانی را گذاشته است.

نویسنده اصلی یک نفر بوده است اما به توجه به تغییر قلم و خطوط روی کاغذ می توان ادعا کرد که متن اصلی این کتاب توسط یک فرد برای افراد مختلف دیکته شده است یا افراد مختلفی در نسخه برادری از نسخه اصلی دست داشته اند.

زبان کتاب تورکی است اما در نوشتن کتاب از آیات قرآن، احادیث، متون عربی علما و شیوخ و عرفا، همچنین از اشعار فارسی مثال های فراوانی را آورده است.

نویسنده برای کتابش نام خاصی را انتخاب نکرده است. لذا به علتی نامعلومی به "منیری" معروف شده است. شاید علت این معروفیت، به آن خاطر است که نویسنده تلاش کرده است تا عقاید چند طریقت عرفانی در مورد مسائل درون دین اسلام را روشن کند. چرا مه "منیری" به معنی روشنگر می تواند باشد.

نویسنده در این کتاب تلاش می کند تا عقاید درون دینی و درون طریقتی نحله های فکری "نقشبندیه"، "کبرویه"، "پرتویه" و "جهریه" که شیوخ یا رهبران و پایه گذاران آن هاف خودشان را از نظر ادراکی و فهم مسائل اسلامی به "حضرت علی" مرتبط کرده اند را بیان بکند.

گر چه این کار نویسنده، نوعی تحقیق علمی است اما نویسنده در صفحات اول کتاب اذعان می کند که در این تحقیق، به مسایل، سوال ها، موضوعاتی که به اسلام و اصول اعتقادی این طرقت ها و بخصوص طریقت "نقشبندی بکتاشی" خلل وارد بکند، اجازه ورود به متن این تحقیق را نخواهد داد.

لذا، این تحقیق، هم عقاید و دیدگاه های دیگر نحله های عرفانی را در بر نمی گیرد و هم این که اگر در همین طریقت های عرفانی و طریقت های دیگر، یا در میان عالمان و فیلسوفان اسلامی و غیر اسلامی، در مورد نقض اصول و عقاید اسلامی دلیل و سخنی آمده باشد را کنار گذاشته است.

یعنی نویسندهف تحقیق خود را به جنبه اثباتی و مورد قبول خود و رهبران همان طریقت ها و علما و فیلسوفان اسلامی محدود کرده است و به جنبه های استفهامی و منفی عقاید عرفا و فلاسفه وقعی گذاشته است.

می توانیم متوجه بشویم که نویسنده به موضوع، تعصب داشته است و نمی خواسته کلامی بر خلاف موضوع مورد تعصب خود یا طریقتش را در کتابش بگنجاند. چون هدف او، تقویت ایمان اسلامی در مسلمانان، عارفان و علاقه مندان به اسلام و این طرقت های عرفانی بوده است. ایجاد سوال و تردید در میان مسلمانان و عرفا و هواداران طریقت های عرفانی شیوه او نبوده است.

 یعنی نویسنده بی طرفانه به موضوع نمی نگریسته و به حلاجی بی طرفانه موضوعات مطرح شده در کتابش نمی نگریسته است. بلکه نقطه عزیمت نویسنده و هدف نویسنده از ابتدا مشخص بوده و می خواسته عقاید خود و حلقه عرفان های به رسمیت شناخته شده در نزد استادش، مرشدش، شیخش را به خوانندگان توضیح بدهد.

در عین حالی که او در بیان دیدگاه های خلقه خود و دیگر طریقت های عرفانی، با قرآن، احادیث، کتاب های عرفای قبلی، اشعار دیگران مراجعه کرده است.

در روزگار ما، به این نوع کار تحقیقاتی، تحقیقات کتابخانه ای گفته می شود. محقق برای خود موضوعی با و ای بسا اهداف معینی با تئوری ها یا پیش فرض های معینی را برمی گزیند، برای رد یا تایید آن پیش فرض ها، برای دستیابی به آن اهداف از پیش تعیین شده، به بررسی منابع مکتوب در آن موضوع بررسی کرده، مطالبی که در راستای رد یا قبول پیش فرض های محقق است را جمع آوری می کند تا از همه آن ها یا از بخشی از آن ها در تدوین کتاب فایده ببرد.

محقق، پس از جمع آوری مطالب مورد نظرش، ممکن است دست به تحقیقاتی در خارج از کتابخانه ها، در میان مردم، در آزمایشگاه ها، در طبیعت و ... بزند و یا به بررسی های کتابخانه ای بسنده بکند. در نتیجه، اطلاعات جدیدی را در رد یا اثبات پیش فرض های اولیه اش جمع آوری می کند.

آنگاه بر اساس اهداف از پیش روشن یا نیمه روشن از تحقیق و کتابت، به تدوین کتاب می پردازد. موضوعی را مطرح کرده، نظرات دیگران در رد یا اثبات و تعریف آن موضوع را کنار هم می چیند. آنگاه، بر اساس یافته های خارج از کتابخانه، به نقد نظریات دیگران، (در جهت مثبت یا منفی هر کدام آن ها) اقدام می کند. در پایان هر بحث، نظرات شخصی خودش را به عنوان سخن پایانی مطرح کرده، ممکن است سوال یا سلسله سوالاتی را مطرح بکند تا راه برای تحقیقات بیشتر درباره آن موضوع آینده باز بشود.

از این منظر، نویسنده این کتاب، یک کار علمی کتابخانه ای انجام داده و به هدف یا اهداف اولیه خود از انجام تحقیقات، و نوشتن دست یافته است.


مهمتر از این که چقدر به این کتاب و موضوعات و شیوه مطرح کردن آن ها  بپردازیم، خود زبان کتاب است. زبان این کتاب هم تورکی است. نه تنها زبان کتاب تورکی است که حدود چهارصد سال قبل نوشته شده است، بلکه کتاب با بررسی موضوع بسیار ظریف ایمانی و اعتقادی مثل "جبر" و "اختیار" آغاز می شود که نه تنها موضوع عرفان و نحله های فکری عرفانی بوده و هنوز هم هست، بلکه موضوع مورد علاقه فلاسفه مسلمان هم هست.

در نتیجه، از یک طرف به موضوعات فلسفی در جهان اسلامی مربوط هستند و از طرف دیگر بسیار ذهنی، انتزاعی و غیر ملموس به حساب می آیند. یعنی به ظرافت و دقت معنایی عمیقی نیاز دارند.

پس زبان تورکی زبان دقایق معنایی، عرفانی، فلسفی هم است و می تواند آن ها را براحتی و بدون لکنت زبان توضیح بدهد.

این که در چهارصد سال قبل یا هزار سال قبل، هزاران کتاب به زبان تورکی در رشته های دقیق فکری، علمی، فلسفی، عرفانی، ریاضی، تکنولوژی، سیاست و ... وجود داشته است، نشانگر آن است که زبان تورکی زبان علم، سیاست، عرفان، فلسفه و بوده است. 

اگر یک زبانی در این همه علوم، فنون، فلسفه، دین و علوم دینی و ... کاربرد گسترده ای داشته و بر اساس آن جوامع و ملل تحت امر حکومت و دولت را اداره می کرده است، نمی تواند زبانی منزوی و بدون توجه رهبران دینی، سیاسی، علمی، هنری و فلسفی و بدون پشتوانه مالی و مادی آن رهبران باشد.

باید پذیرفت که زبان تورکی  در دوران حاکمیت و خلافت تورک ها بر مسلمانان، زبان رسمی و هم ردیف زبان عربی بوده و جایگاه اصلی را اشغال کرده بوده و مانند زبان فارسی، زبان فرعی نبوده است یا به تحصیل اشتغال داشته اند، یا با مهارتی درگیر بوده، یا در پی کسب تخصصی بوده اند، مجبور به یادگیری تورکی بوده اند.

آیا نمی توان قبول کرد که زبان تورکی نوعی از زبان رسمی، اداری، علمی بوده است؟


انصافعلی هدایت

02 آوریل 2025


بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 376

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 376 https://youtube.com/live/S3KuczklAS8