Monday, October 13, 2025

تعریف سیاست

 تعریف سیاست


سیاست چیست؟

هر کسی، هر سیاستمداری، هر فیلسوفی، هر فعالی، و هر ... برای این مفهوم گنگف با توجه به منمافعی که در پی دستیابی به آن است یا می خواهد از مضاری دوری کندف تعریفی داده است. به همین دلیلف تعریفی همگانی از این مفهوم وجود ندارد.

از دید ما، سیاست: زاویه دید هر انسان، نسبت به آینده است که با توجه به گذشته، حال، برای دستیابی به آن هدف یا دوری از آن، برنامه ریزی می کند.

با این تعریف، هر فرد انسانی، با هر جایگاه اجتماعی یک سیاستمدار است. فرقی نمی کند که آن انسان باسواد باشد یا بیسواد، زن باشد یا مرد، روستایی باشد یا شهری، کارگر باشد یا سرمایه دار، و ... جایگاه و موقعیت اجتماعی افراد، سیاسی بودن و سیاسی نبودن آن ها را تعیین نمی کند. همه به یک نسبت سیاستمدار و مسئول از سیاست هستند.

به نظرمف این ایده و تعریف، به ایده ها ونظریات اندیشمندان سیاسی، اجتماعی، دینی، فلسفی و ... مسلمان در قرون گذشته نزدیک است. چرا که آن ها سیاست را به سیاست "تدبیر نفس"، تدبیر منزل" . "سیاست مدن" تقسیم کرده اند و تمامی افعال فردی و اجتماعی هر فرد را رفتاری سیاسی و در جهت دستیابی به اهداف عالی تفسیر کرده اند.

چرا سیاست را به این شکل مفهئم بندی کرده اند و مفهوم بندی می کنیم؟

چون هر انسان را موجودی سیاسی و دارای توانایی بالقوه و بالفعل تعقل و آینده نگری می دانیم و می دانسته اند.

اگر تعریفی به غیر از این مفهوم بندی را در نظر بگیریم، سیاست را به عنوان یک امتیاز ویژهفبرای گروه های خاص اجتماعی در نظر خواهیم گرفت. آن گروه ها، به خاطر همین امتیاز از بقیه افراد در اجتماع، به مافیاهای متخصص، مافیاهای حزبی، مافیاهای قدرت طبقه حاکم می دانند. چه بخواهیم یا نخواهیم، آن ها بشکل مافیا سازماندهی خواهند شد تا تمامی جوانب قدرت را قبضه کرده، دیگران را از مسیر دستیابی به قدرت، به انواع بهانه هایی که خطرات یا مضرات ملی نامیده خولاهند شد، حذف خواهند کرد.

اگر امتیاز ویزه گروه های را بپذیریم، آن ها را تنها افراد واجد شرایط توانایی و اداره جامعه فرض خواهیم کرد که می توانند جوامع را اداره و رهبری بکنند. فرض بدون دلیل ما آن خواهد بود که آن ها بهتر از دیگران منافع کل جامعه را تشخیص می دهند. چرا؟ چون در تحصیل، سازماندهی، امور شغلی، تجمیع ثروت از نیروی کار یا ثروت دیگران به جایی رسیده اند، که می توانند جامعه را هم به همان جایی که خودشان ریدئه اند، برسانند. این توهمی بیش نیست. چرا که موفقیت آن ها در راستای منافع ضخصی خودشان، با ایتفاده از هر فرصت بوده است. آن ها چگونه می توانند منافع ملی -عمومی و یا مضار ملی-عمومی را بهتر از دیگران تشخیص بدهند؟

چرا که هر کسی، منافع و مضار ملی-عمومی را در ذهن خود دارد و آن ها را به عنوان اهداف تعیین می کند. ولی ممکن است، آن اهدافف با امکانات همساز باشند یا نباشند.

چخ کسی می تواند تظمین بکند که اهدافی که فلان شخص یا فلان گروه تعیین کرده است، بهتر و مفیدتر از اهداف دیگریان است؟

البته، افراد و گروه های متشکل و سازمان یافته، مافیایی عمل می کنند. آن ها با امکانات تبلیغاتی و مالی که در اختیار دارند، می توانند صدایشان را چنان بلند بکنند که همه آن ها را بشنوند. در مقابل، افرادی که سازمان  نیافته اند، از امکانات مالی و تبلیغاتی محروم هستند و نمی توانند صدایشان را به گوش عموم برسانندو آن ها شنیده نمی شوند تا انتخاب بشوند یا در میز انمتخاب منتخبان قرار بگیرند.

گروه های مافیایی، منافع و اهداف گروهی و فرد رهبری را به عنوان منافع ملی -عمومی نشان داده، آن ها را به عنوان تنها اهداف ممکن و مشروع به اذهان تحمیل کرده، دیگر راه ها را می بندند. تبلیغات و سر و صدای بلند و زیاد آن ها، اذهان اجتماعی افراد را کور و کر می کنند.

در حالی که آن چه آن ها در ذهن و برنامه هایشان دارند، یک تصویر ذهنی از منافع فرد رهبری یا منافع مورد انتظار همان گروه است که آنها در پی چگونگی تامین  اهرم های برای دستیابی به آن ها با توصل به نیروهای اجتماعی گسترده هستند. در اغلب موارد هم، نه می توانند و نه اراده ای برای تامین حداقل خوایت های ملی و همومی دارند. آن ها خواست های ملی-عمومی را به خواست های خودشان تقلیل می دهند. در حقیقت با قوه عقل آنساتن ها بازی می کنند. بازی فریب.

در نتیجه همین برداشت و رفتار از سیاست است که مردم و حتی طبقه تحصیل کرده و افرادی چون ... سیاست را هنر بازی با دروغ و توانایی فریب مردم برای تجمیع تمامی جوانب قدرت در دستان خود می دانند و تعریف می کنند.

لذا مردم هم در هیچ کجای این جهانف به سیاستمداران و شعارهای انتخاباتی آن ها اعتمادی ندارند اما با کور سوئی از امید به پای صندوق های رای می روند. مردمف در عمق وجودشان، حس می کنند که سیاستمداران با دروغ های زیبایشان، آن ها را کانالیزه می کنند تا با اخذ نمایندگی آن ها از طریق شرکت در انتخابات، بر قدرت، ثروت و منابع، جان و آزادی های آن ها بدون هیچ محدودیتی، دستیابی داشته باشند.


انصافعلی هدایت

چرک نویس- در سر کار







اوچورما یورور

 

هر یئره، هر یاندا 

یول گورسه نیر

بیری یوخ، مین یول گورسه نیر

آماجلار ایتیب، ایراق گورسه نیر

هر کس اوز یولوندا

هئش کیم اینانمیر ایتمیش

هر کیمسه ایتیرمیش یولون

یوللار دا ایتمیش یوللاریندا

گیزلینجه یوللار، یوللاری سوزور 

یوللار هر یاندان، ده ره یه، اوچورما یورور.


انصافعلی هدایت

28، مئی 2025





داریم منیم

 

گونلوم سنی ایستیر

گولوم گولوستانیم منیم

منظریمف منظوروم، جمیع آفاقیم منیم

ای کی دردینه موبطلایم

سنده دیر دردیم، درمانیم، همده علاجیم منیم

سنله هر گئجه م، گوندوزوم اولور

ای گونه شیم، سن سن قئبله گاهیم منیم

کیم دیییر سجده اتمه ییم سنه؟

ای منیم سجده م، مسجودوم، سجده گاهیم منیم

عاشقا آلوده اولمایان نه بیلسین

دردینین درمانین ووصالیم منیم

وصلونه موشته ری یم، ایذین وئر

قوربانین اولوم ای ایذنی ووصالوم منیم

سه نین عاشقین یولوندا

جانو مالدان گئچمیشم، ای جانی جانانیم منیم

قوی فریاد اییله ییم، عاشقینی ایله ییم عیان

گیزلین عشقیمی مین دیل ایله بیان ایله ییم.

قوی آسسینلار بو یولدا دارا، ای داریم منیم.


انصافعلی هدایت

17، آپریل 2025







آمان یوخ آرلتیق

 قار گلیر دومان کیمی

گوز، گوزه تامارزی دیر

جادده لر یوخا چئخیر

یولون سونو، گورمز اولوب

ایتیر یولچولار یوللاریندان

یوخ یول گوسته رن بیری

یوخ یولا اینانان بیری 

یوخ یول گوسته ره نه اینانان بیری

بو قاردا، بو چیسگینده

ایمان ایتیر، اینسان ایتیر

دئدیلر؛ یوخ ایمیش پئیغمبره احتیاج

بو یولسوزلارا، بو ایتگین لره

بیر پیغمبره یوخ دئور اینانج

بوندان بئله، ایتن لر، ایتگین قالاجاق

یولون آزاجاق

داها ایتن لره ال اوزانمایاجاق

ایتگینلری، کیمسه آختارمایاجاق

آختارمایا ایمان یوخ

آل آتان، آتلانان یوخ

یولدان چاشان بیزله ره

چاشمیشسان دییه ن یوخ

ایندی

 یول یوخ، ایمان یوخ، گومان یوخ

 دومانلیقدا، یوللاری

گومانلیقلا گئدیریک آرتیق

 گومانلا گئدن لره، آمان یوخ آرلتیق.


انصافعلی هدایت

15، فوریه 2025















ایتیریب هامی

 گوزله رین تیتره یه رک

اللرین قاوزالمئش

اوره گینین گویله رینه

آختاریر ائشیکده تاپمادیغی آللهی

اوز ایچینه دونموش

الی ایله قویمادیغی

آللهی آختاریر 

ایتیریب هامی.


انصافعلی هدایت

27 آپریل 2025

اوزاقلاردا کی سئوگولوم

اوزاقلاردا کی سئوگولوم.


سن اوردا تکجه

مینلر میل اوزاقدا

اوزانمیشسان تخته

دوکتورو، درمانی، گوزلرین بکلیر

اوره گین قورخودان 

توپ کیمین آتئر

ایچینده، ده رینلرینده، یئللر اسیر

گوزله رین سددی آرخاسئندا

بیر دونیا طوفان دوروب، دایانئب

تیتره ییر ده نیزلر آلا گوزله رینده

قورخو، قارانقولوق جان آلیر

کیمسه دوشونمور سنی

هر کس، عشقینه، یاشامینا باش سورور

بیر اولدوز یانیر منیم ایچیمده سه نین اوجچون

بو دونیادا مندن سونرا

سنه جوزولده ین اولدوزمو وار؟

اوره گیم دارئخئر، 

چیرپئنیر سه نین اوچون

گوزله ریم سنی آختاریر

ده رینلیکله ریمده کی اللریم سنی آختاریر

اوره گیمده کی قانلی اللر گوی اوزونه

اوزانئب تانری اتکینه آسلانئب

اوره گیم سنی، سنه دوگونور

سنه سئوینیر

قاپئندا دوروبان اسیر، یئسیر

سنه گوز تیکیب سنی تانریدان یالواریر

اللریم تیر تیر تیتره ییر

آللاهین قاپئسئندا

سنی او تانریمدان ساغ ایسته ییر

اوزاقلاردا کی سئوگولوم.


انصافعلی هدایت

27 اپریل

2025















گل، گل درمان ایله

 هیجرینه مریضلایم 

گل درمان ایله

یوخ دور گئجه م، گوندوزوم

گل درمان ایله

تار اولموش توم چاغلار هیجرینده

گل درمان ایله 

ای توانیم گل

گل بو ناتوانا درمان ایله

ای علاجیم، ار دردیم، درمانیم

گل درمان ایله

چاره سیز قالمئشام، چاره سنده

گل درمان ایله

باغلی قالئب قاپولار

گل درمان ایله

آچ باغلیلئقلاریم اوزومه

گل درمان ایله

توک آچارلارین شاهی سنده

گل دردیمه درمان ایله.


انصافعلی هدایت

03. اوکتوبر 2025







مهندسی جهل 185

  مهندسی جهل 185



نام کتاب تورکی: مبین

زبان کتاب: تورکی - لهجه جغتای یا لهجه تورکی تورکان هندی

الفباء: تورکی - عربی

تاریخ نوشتار: حدود 500 سال قبل

به امر: ظهیرالدین پادشاه بابر در هندوستان

نسخه بردار: محمد مشتاق

نوع نوشتار: دست نویس- خطی


در این جلسه، چند کتاب را باز کردیم که به علت فارسی بودن زبان آن ها یا به علت مقاله بودنشان، از خواندن آن ها صرف نظر کردیم. در نهایت با کتاب تورکی دست نوشته، خطی، قدیمی که در حدود پانصد سال قبل نوشته شده است، آشنا شدیم. زبان این کتاب تورکی است.

گر چه این کتاب، به تورکی جغتای نوشته شده است اما چون این کتاب در دوره دولت "گورگانیان" (تیموریان) یا "دولت بابری"ها در هندوستان قدیم نوشته شده است، و این دولت بر سرزمین هایی که امروزه در هندوستان، پاکستان، بنگلادش، افغانستان و حتی بخشی از آن در سرزمین های شمالی تر پخش شده است، لهجه تورکی آن می تواند، تورکی مرکب از جغتایی و تورکی هندی باشد.

مطالب کتاب را از ابتدا تا انتها، اشعار دینی و ادعیه عربی پر کرده است. گرچه تعداد ادعیه های عربی در آن بسیار کم است اما از ارزش دینی کتاب چیزی کم نمی کند.

چرا که شاعر تورک که احتمالا خود “ظهیرالدین پادشاه بابری” بوده است، در اشعارش؛ اعتقادات دینی و احکام شرعیه را توضیح داده است.

خط کتاب تورکی، زیبا و قابل خواندن است و می تواند در بین خواننده با نوشته، زبان، فکر و درک دینی-مذهبی آن و اخلاقیات آن رابطه عقلانی، زبانی، عاطفی، دینی، اعتقادی و شرعی برقرار بکند.

گرچه خاصیت شعری سخن و نوع خط کتاب، موجب شده تا خواندن بعضی از کلمات دشوار بشود ولی با صرف اندکی وقت، می توان به راحتی با آن عجین شده، کتاب را از آن خود و خود را از آن کتاب کرد و با آن یکی شد.


انصافعلی هدایت

٢٠ ربیع الثانی ١٤٤٧



Sunday, October 12, 2025

مهندسی جهل 184

  مهندسی جهل 184

https://youtube.com/live/sWyDQccEXeU


نام کتاب تورکی: لطفی و دیوانی

نویسنده: زکی ولید

چاپ: چاپ استانبول

سال چاپ: 1292 هجری قمری - 1914 میلادی

چاپخانه: امید مطبعه سی

موضوع: زندگینامه و اشعار لطفی

زبان  کتاب: تورکی جغتای

الفباء: تورکی - عربی


در این جلسه با یک کتاب تورکی چاپی آشنا شدیم که درباره زندگی و آثار ادبی و شعری یک شاعر تورک ساکن "هرات" نوشته شده است.

چون این کتاب چاپی است، خواندن آن بسی راحت تر از کتاب های دست نوشته و خطی قدیمی است.

مرحوم لطفی، همزمان با جامی می زیسته است. دارای چند دیوان به زبان تورکی و فارسی بوده است که عمر دیوان تورکی او در حدود 583 سال است.

گرچه این کتاب با لهجه تورکی جغتای نوشته شده است اما بسیار ساده و قابل مطالعه توسط افرادی است که در زبان تورکی آموزش مدرسه ای و دانشگاهی ندیده اند.


انصافعلی هدایت

١٩ ربیع الثانی ١٤٤٧



Saturday, October 11, 2025

مهندسی جهل 183

  مهندسی جهل 183

https://youtube.com/live/_RE2WiHeoIs


نام کتاب تورکی: ترجمه تورکی من لایحضره الفقیه

نام مترجم: محمدعلی خداوردی حافظ قرآن

نویسنده عربی: شیخ صدوق

مذهب نویسنده و مترجم: مذهب هر دو شیعه اثنی عشری

زبان ترجمه: تورکی قشقایی

نوع الفباء: الفبای تورکی -عربی

تاریخ ترجمه: 1122 قمری

ترجمه در دوره: شاه سلطان حسین صفوی - آخرین شاه سلسله صفویه


با لطف و عنایت حضرت احد لم یلد و لم یولد، در این جلسه از "مهندسی جهل"، با یک کتاب دستی نویس، خطی، قدیمی، تخصصی در رشته فقه شیعه، با سیصد و بیست و پنج (325) سال قدمت، و نوشته شده در زبان تورکی قشقایی آشنا شدیم که در دوره صفویه، و به زبان ملی و دولتی  رایج در پایتخت و نواحی اطراف آن نوشته شده است. 

شاید هم زبان تورکی آزربایجان، در آن زمان، عین لهجه تورکی قشقایی و تورکمنی بوده است. لکن، به تدریج و با سلطه و هژمونی تدریجی و اجباری زبان فارسی و تورکان خودفروخته پان فارس، به تدریج تغییر یافته، با صداها، آواها و جمله بندی های زبان فارسی عجین شده است.

در نتیجه، زبان تورکی آزربایجانی، از تورکی تورکمنی و تورکی قشقایی فاصله گرفته است. 

البته که این جریان و حرکت تحلیل تورکی در فارسی، از زمانی که آموزش همگانی و اجباری فارسی از دوره رضا کودتاچی آغاز و اجباری شد، شدت گرفت. از آن زمان تا کنون، همه افراد تورک و افراد غیر فارس زبان مجبور شدند تا نه در زبان مادری -ملی و تاریخی خودشان که در زبان بیگانه فارسی آموزش دیده و کار بکنند. 

در نتیجه، زبان ها مادری همه ملل، بخصوص زبان تورکی تورک ها در تنگنای روز افزون واقع شدند. در این محاصره و زندان زبانی، فکری، تاریخی، تمدنی، و … قوت و توان همه زبان های ملی، از جمله تاب و توان زبان تورکی روز به روز تضعیف شده، به مرگی روز دردناک و طویل المدت محکوم شدند. این زیست زبانی-فکری روزمره، آن هم تحت سایه تاریک زبان فارسی، توانایی ارتباطات تمدنی، زبانی و فکری ملل تورک آن ها را هر روز نسبت به روز قبل محدودتر کرد.

در نتیجه، این زبان ها، از جمله زبان تورکی اصالت و توانایی اولیه خودشان را از دست دادند. بعضی از زبان ها و لهجه ها در این فشار و زندان و محاصره زبانی-تمدنی-فکری تن به مرگ تدریجی دادند و از بین رفتند.

بعضیهای دیگر،در آمیختگی مصنوعی با زبان فارسی، شکل و شمایل ناقصی از گذشته تاریخی-تمدنی-فکری خود و فارسی تهرانی را گرفتند.

چرا که هر نوع فعالیت مکتوب زبانی و همچنین رابطه با تمدن فکری، مکتوب و زبانی گذشته آن ملل با گذشته خودشان قطع شده است.

همچنین دولت های مستقری که به نام ایران و به کام فارسی مدیریت اعمال می کردند و مدیریت می کنند، بودجه ها و پرسنل های بسیار سهمگینی و زیادی را برای تضعیف و نابودی زبان های ملی-تاریخی ملل سرمایه گذاری کرده اند و می کنند.

یعنی، نه تنها زبان تورکی که زبان  و لهجه های همه ملل ساکن در زیر سایه شوم ایران و فارسی، به تحمل نوعی حبس در سلول انفرادی زبان و فکر فارسی محکوم و محبوس شده اند.

 یعنی، زیست زبانی و فکری دیگر زبان های غیر فارسی، در سلول انفرادی زبان و فکر فارسی، از زمان رضا کودتاچی، روز به روز شدت بیشتر و شکل اداری تر و رسمی تری گرفته است. 

هدف این سیاست های دشمنانه و تهاجمی پانفارس ها و پان ایرانیست ها، از بین بردن رقابت عادلانه ای که در طول تاریخ و در میان ملل همسایه رواج داشته بوده و است. ولی ان ها به حذف رقابت های تمدنی رضایت نداده اند و نمی دهند. هدف آن ها، حذف کامل زبان تورکی و تورک ها از صحنه سیاسی، اقتصادی، جغرافیا، سرزمین و وطن هایشان است.

این سیاستمداران، در راه نابودی کامل و زیربنایی زبان تورکی و دیگر زبان های ملی-تاریخی- تمدنی این ملل، از هیچ کوششی و جنایتی جمعی و ملی خود داری نکرده و خودداری نمی کنند. 

در راس این جنایت ها، اعمال سیاست های مهندسی جهل و جاهل بار آوردن انسان تورک و بریدن انسان تورک از تمدن زبانی، تمدن مکتوب، تمدن عاطفی، تمدن فکری، تمدن استدلالی، تمدن اخلاقی، تمدن دینی و تمدن جهان بینی تورک بوده و هست. تا تورکی بماند که دیگر از هیچ جهتی تورک نیست و با تورک زیستن رابطه ای ندارد. تورک مورد نظر نهایی آن ها، تنها پوسته ای تحقیر شده و بدشکل از نام تورکی را با خود یدک می کشد. 

تورک مورد نظر و مطمح سیاست های آن ها، تورکی بدون امید و بدون اعتماد بنفس تاریخی، بدون زبان، بدون فکر، بدون تمدن مکتوب، بدون تمدن عاطفی و حتی بدون تعلق وطنی خواهد بود. 

در این تورک، مفهوم وطن و وطن پرستی جای خود را به سرزمین داده است. سرزمینی که دیگر وطن نیست، وطن انسان تورک نیست. بهخ انسان بی وطن تبدیل شده است. او برای آن سرزمین نمی جنگد. آنجا دیگر وطن نیست و این سرزمین مفهومی، برایش اهمیتی ندارد. چون به مفهوم سرزمین، در زبان فارسی تبدیل شده است. 

برای انسان تورکی که دیگر جز پوسته ای از تورکیت را به یدک نمی کشد، بین وطن تاریخیش، با یک سرزمین در قاره دیگری تفاوتی نیست. این انسان تو خالی از تورکیت تاریخی-تمدنی و زبانی، هیچ احساسی نسبت به وطن، زبان و تاریخش ندارد. انسان “اتمواره” است که هستی زیستی او، از همه چیزها و همه کسانش ایزوله شده است و ایستیزلیزه و پاستوریزه شده است. او انسانی اتمی است که در تنهاییش زندانی شده است.

لهجه قشقایی که در این کتاب بکار نوشتن رفته است، در مناطقی که امروزه، جنوب ایران نامکیده می شوند، قرار دارد که شامل استان های هرمزگان، بوشهر، خوزستان، کرمان، یزد، اصفهان، فارس، چهارمحال و بختیاری، ایلام و لرستان .و … می شود. تورکی دوران صفویه در این مناطق، بعلاوه آزربایجان تاریخی و تورکمن صحرای تاریخی، زبان اکثریت افراد ساکن بوده است. 

همچنین لهجه های مختلفی از زبان تورکی در فراتر از مرزهای ایران امروزی و در همه نواحی آن، در دوره صفویه رواج داشته اند که در برخی مناطق جغرافیایی، اکثریت مطلق کسانی که در آن سرزمین ها زندگی می کرده اند، تورک و تورک زبان بوده اند.

نویسنده ترجمه “من لایحضره الفقیه”، در ابتدای کتاب، خودش را اینگونه "محمدعلی خداوردی حافظ قرآن" معرفی می کند.

او در ادامه توضیح می دهد که تورک های پراکنده در دورون سرزمین هایی که تورکان آزربایجان در دوره صفویه بر آن ها فرمان می راندند، نمی توانند از زبان های عربی و فارسی استفاده بکنند.

این کلمات به این معنی هستند که زبان فارسی، در دوره صفویه، ارزش زبانی، ارزش فکری، ارزش فرهنگی و تمدنی، ارزش اداری، ارزش سیاسی، ارزش دینی-مذهبی، ارزش حقوقی، ارزش آموزشی و ارزش … نداشته است. 

بلکه برعکس آن چه مهندسان جهل در یکصد سال گذشته به زور به ما قبولانده اند، در دوره صفویه و قبل تر از آن، زبان تورکی جایگاه اصلی را هم در میان ملل و هم در میان سیاستمداران و دولتمردان اشغال می کرده است. 

در سلطه زبان و تمدن تورکی،جا و فضا برای همه زبان ها و تمدن ها لازم و ضروری دیده می شده است. 

یعنی زبان و تمدن تورکی، وجود دیگر زبان ها را مزاحمی برای رشد خود نمی دیده است. بلکه با آن ها رقابت می کرده و بر رشد خود در سایه رشد آن ها می بالیده است. همان طور که با مردمان آن زبان ها هم تجارت و داد و ستد می کرده است.در نتیجه، زبان تروکیف فضا را برای خود تنگ نمی دیده تا درصدد حذف و نابودی دیگر زبان ها برآید. 

در نتیجه، مترجم تورکی، در سال 1122 قمری تصمیم می گیرد تا کتاب "من لایحضره الفقیه" شیخ صدوق را از عربی  به تورکی ترجمه بکند تا انسان تورک، از متن آن چه در زبان عربی نوشته شده بوده است هم آگاه بشود.

این کتاب، 498 صفحه دارد که به شکل عکس (نه پی.دی.اف) به دست ما رسیده است. 

با این همه، این کتاب، تنها به بخش "صلاه" کتاب شیخ صدوق محدود شده است. این 498 صفحه، تنها یکی از مجموعه مجلدات  کتاب من لایحضره الفقیه به تورکی است. احتمالا مجلدات دیگری هم به قلم همین مترجمان یا مترجم نوشته شده باشد.

هر دوی نویسندگان عربی و مترجم تورکی کتاب من لایحضره الفقیه، شیعه دوازده امامی هستند. 

با این همه، در این کتاب، با اغراق های شدید شیعیان غالی و غلو کننده روبرو نیستم یا کمتر روبرو هستیم.

گرچه این کتاب در دوره سلطان حسین صفوی نوشته شده است اما به نظر می رسد که این نسخه، از روی کتاب یک نسخه دیگر و توسط چند انسان تورک باسواد و با دست خط های متفاوت نوشته شده است. 

همچنین مشاهده می شود که نویسنده یا نویسندگان، در نوشتن این نسخه از ترجمه من لایحضره الفقیه، از مواد نامرغوب استفاده کرده اند. 

همین هم نشان می دهد که خریدار و نویسندگان کتاب، امکانات مالی زیادی در اختیار نداشته اند. آن ها، تنها به واسطه علاقه قلبی، و تمایل برای آگاهی از نوع نگاه فقهای شیعه درباره مسائل دینی، به نوشتن این کتاب اقدام کرده اند.


خود همین موضوع هم فرضیه ای که بر اساس آن، سلاطین صفوی مردمان شیعه کنونی در ایران و نواحی اطراف را به زور شیعه کرده اند را باطل می کند. 

البته در متن کتاب، و در مجموعه اندک سطوری که مرور کردیم، با مطالبی روبرو شدیم که با آن چه در صد ساله گذشته به ما گفته اند و شنیده ایم، در تضاد کامل قرار دارد.


نکته پایانی این که، زبان تورکی به کار رفته در ترجمه "من لایحضره الفقیه"، زبانی بسیار ساده، صمیمی و محاوره ای بکار رفته است و از رسم الخط ادبی یا دولتی در آن اثری دیده نمی شود.

متاسفانه، وضعیت ظاهری این نسخه از آن کتاب، بسیار نامناسب است و زمان  و شیوه حفاظت از این نسخه، به آن صدمات فراوانی وارد کرده است. همچنین، از جوهر نامرغوب در نوشتن آن استفاده شده است که باعث شده تا بخش مهمی از متن و کاغذ با رنگ سیاه آلوده بشود.

با این همه، به راحتی و با اندکی تلاش می توان با زبان تورکی، فکر، نوع نگاه عالم شیعه در این اثر رابطه فکری، ایمانی، انتقادی، تاریخی، زبانی، و .. برقرار کرد.


انصافعلی هدایت

١٨ ربیع الثانی ١٤٤٧



بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs