Monday, December 7, 2015

عاقلانه ترین تصمیم دولت استعماری عیران در یکصد سال اخیر




 وقتی تمامی برنامه های ایدئولوژیک یک قرن استعمار فارس، تحت نام آموزش "علوم انسانی" به نتیجه ای که می خواستند، نرسیده است، بهترین برای پایان دادن به میلیاردها دلار هزینه، توقف آموزش آن، در مدارس و دانشگاه ها استچرا سوال را غلط مطرح کرده و ذهن جامعه را به سمت ناراست رهنمون می شوید؟آیا طرح سوال غلط خود حاصل همین علوم انسانی نیست که افکار را مسموم کرده است؟سوال اساسی این است که، آن چه در کشوری به نام عیران=ایران ، تحت عنوان "علوم انسانی" آموزش داده می شد و می شود، واقعا علوم انسانی بود و علوم انسانی است؟آیا درس تاریخ در مدارس و دنشگاه ها، واقعا تاریخ آن مناطق و ملل ساکن در عیران استعماری را آموزش می داد یا آموزش های ایدئولوژیکی تحت لوای علوم انسانی و تاریخ بود؟آیا در مدارس و دانشگاه ها علوم سیاسی تدریس می شد یا در زیر نام علوم سیاسی، افکار و اندیشه های استعماری اما ناشیانه و ایدئولوژیک آموزش داده می شد و می شود؟اگر واقعا علوم سیاسی بوده است، تعریف آن از ملت شامل چه گروهی می شود؟چرا سیستم سیاسی، بعد از پایان امپرازوری قاجار، هر روز بیشتر به عمق دیکتاتوری سقوط می کند؟چرا حقوق ملت در هیچ زمینه ای مدون نشده است؟چرا احزاب سیاسی پدید نمی آیند؟چرا احزاب در آنجا، از حاکم و حکمران ریشه می گیرند و با حاکم و رئیس جمهور یا شاه، می میرند؟آیا آموزش جغرافیا در عیران بجز نابود کردن هویت سرزمینی ملل ساکن در آن بوده است؟آیا آموزش های جغرافیای جز مغشوش کردن مرزهای ملل ساکن آن سرزمین استعمارگر، نقشی داشته است؟آیا علوم جغرافیایی شما جز کاشتن تخم دشمنی و کدورت در دل ملل همسایه، دستاوردی داشته است و دارد؟آیا ادبیات آموزشی در مدارس و دانشگاه ها جز توهین و تحقیر به عرب ها و تورکان، و نفرت پراکنی علیه انسانیت، بوده است؟آیا ادبیات آموزشی در مدارس و دانشگاه ها جز ایجاد فاصله در میان ملل همسایه نقشی داشته است؟آیا ادبیات آموزشی جز سم برای نابودی فرهنگ ها و زبان های ملل ساکن، نقشی داشته است؟آیا زدودن هر نوع نقش و نگار فرهنگی غیر فارس ، تنها کارکرد ادبیات و زبانشناسی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است؟آیا در علوم انسانی، وقتی سخن از ملت است، فقط قوم اقلیت فارس مد نظر نبوده است یا دیگر ملل هم "ملت" محسوب می شوند؟منظور از "قوم"، "قبیله"، سطح تحصیل و سواد، و ... چه بوده و کدام اهداف را تعقیب می کرده است؟آیا تاریخی که برای قوم ضد بشری فارس ساخته شده است، افسانه های دروغین برای موجود بودن هویتی به نام آریایی نبوده است؟ آیا، اصلا قومی به نام آریا بوده است؟در دوران ما قبل کوروش روسی، در این سرزمین ها مردمانی سکنا نداشته اند؟وقتی از حقوق انسانی سخن بمیان می آید، آیا جز ترجمه از عربی یا حقوق غربی، کار دیگری در دانشگاه ها کرده اند؟ در حالی که هدف در آموزش ایدئولوژیک، تحقیر هر دو منبع و منشاء بوده و هست؟آیا روزنامه نگاری در آن سرزمین توانسته است، مسایل اجتماع، سیاست، تجارت، عقب ماندگی و توسعه، حقوق انسانی و ... را به مردم خبر دهد؟آیا همه فعالیت های خبری ایدئولوژیک نبوده است؟آیا سینما و تاتر آن جز توهین و تحقیر و اشاعه قبح در اجتماع نقشی داشته است؟آیا کارکرد سینمای فارس، تنها روایج نفرت، کدورت، دشمنی در میان قوم فارس از یک طرف و ملل دیگر دز طرف دیگر نبوده و نیست؟آیا علوم انسانی توانسته اند در میان ملل ساکن در آن نواحی، انساندوستی، احترام متقابل، همزیستی، برادری، و ... را ترویج کنند؟آیا فلسفه و منطقی که در مدارس و دانشگاه ها درس داده اند، توانسته است، یکی از معضلات فکری، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی را حل کند؟و اگر ...آیا ...اگر همه آن چه تحت نام علوم انسانی در مدارس و دانشگاه ها در یک قرن اخیر آموزش داده اند، واقعا علوم انسانی بوده است، میلیون ها تعلیم و تربیت یافته آن همه آموزش ها، کدام یک از مسایل اجتماعی-انسانی جوامع تحت آموزش را حل کرده اند؟آموزش علوم انسانی و تربیت در آن همه رشته های دانشگاهی، چه نقشی، جز تامین معاش و کار برای تعدادی مربی آموزش مباحث غیر علمی اما ایدئولوژیک، داشته است؟ انصافعلی هدایتتورنتو8/12/2015  



اگر ارتش فارسیستان استعمارگر به آذربایجان حمله نکرده بود، اکنون شاهد چه تغییراتی بودیم؟



اگر نیروهای استعمارگر اقلیت قومی فارس، آذربایجان را به خاک و خون نمی کشیدند، ما صاحب سرنوشت خود نوشته یمان بودیم: خوب و بد سرنوشتمان را خودمان نوشته بودیم آن چه خودمان می خواستیم، به سرمان آمده بود و  

اول این که زبان خودمان را داشتیم و به آموزش زبان اجنبی و بیگانه قوم استعمارگر فارس مجبور نبودیم
ننگ نادانی زبان خودمان بر پیشانیمان حک نشده بود
تاریخ و فرهنگ خودمان را داشتیم و غرق دروغ های افسانه ای قوم ضد بشری فارس نشده بودیم  
پاسپورت و هویت خودمان را داشتیم و با هویت قوم استعمارگر فارس خودمان را نمی شناختیم و به دیگران نمی شناساندیم  
قوم اقلیت فارس مجبور بود، تساوی ما تورکان با خودشان را بپذیرد و از توهین و تحقیر ما خودداری کند
اکنون هفتاد سال می شد که به خاطر خطاهایی که کرده و ما را مجبور به استقلالخواهی کرده بود و سرزمین تاریخی تورکان را باز هم کوچکتر کرده بود، بر پدرانشان نفرین می کردند
استعمارگران فارس را مجبور کرده بودیم که به خاطر یک قرن توهین و تحقیر تورکان، سوزاندن کتاب های درسی، ادبی و علمی تورکان، از ملت تورک آذربایجان عذر بخواهند  
استعمارگر فارس را مجبور کرده بودیم تا غرامت یکصد سال استعمار ما را بپردازند
قوم اقلیت فارس استعمارگر ضد انسانیت، پذیرفته بود که آگاهانه و با برنامه ریزی عمدی، باعث عقب ماندگی ملت و سرزمین تورکان آذربایجان شده است  

ملت تورک آذربایجان، به خودشناسی ملی رسیده بود
ملت تورک آذربایجان دارای صنعت و تکنولوژی ملی شده بود
کشاورزی ملی آذربایجان توسعه یافته بود
در مراکز علمی و آموزشی آذربایجان، صنعتی و تجاری، اجتماعی و فرهنگی، و ...  برنامه های جبرانی عقب افتادگی های ناشی از یک قرن مستعمره فراس بودن  به اجرا در آمده بود
بنیان های آموزش علمی ملی پایه گذاری شده بود
ارتش دفاع ملی آذربایجان تشکیل شده بود
سرزمین آباد پدرانمان را آباد کرده بودیم
انسان تورک آذربایجانی، به خاطر تور و آذربایجانی بودنش و تلاش هایش برای اثبات آن، خوشبخت تر و ... شده بود  
سرزمینمان آذربایجان تحت اشغال قوم استعمارگر فارس ضد انسان قرار نداشت  

متخصصان تورک آذربایجان، همه واژه ها، علوم سیاسی، اجتماعی، اداری، حقوقی، برنامه ها و ... را برای خودمان و از نو تعریف کرده بودیم.
بجای خوردن تبلیغات رادیو تلویزیون و رسانه های استعمارگر فارس، مدیای مستقل تورک آذربایجان را داشتیم
در این هفتاد سال، خودمان را از تمامی ریشه های فراسیسم، ایرانیت، استعمار، استحمار و مستعمرگی فارس رها کرده بودیم
اکنون یکی از ملل آزاد بودیم  
دارای احزاب و جمعیت های خودمان بودیم
دموکراسی و آزادی در وجب به وجب کشورمان ریشه دوانده بود
حال و آینده خودمان را همان طور رقم می زدیم که می خواستیم و اراده کرده بودیم
مالیاتمان به نفع استعمار فارس و به ضرر خودمان خرج نمی شد
منابع زیر زمینی مان برای آبادانی اقتصاد استعمارگر فارس غارت نمی شد
همان طور که پدرانمان سرزمین "آزادیستان" روی کره خاکی را بنا کرده بودند، آزاد بودیم
 اگر برادران تورکمان در شمال رود آراز و در تورکیه هم مثل ما مایل به اتحاد بودند، متحد شده و کشوری فدرال تشکیل داده بودیم
 منافع مالی و اقتصادیمان بسیار گسترده تر شده بود
اقتصادی آزاد اما انسانی و نه افسار گسیخته، داشتیم که در خدمت منافع احاد شهروندان آذربایجان قرار داشت
بیکاری در کمترین حد ممکنش بود
چوانانمان به خاطر بیکاری خود کشی نمی کردند
زمینه ها و امکانات کار برای همه، نان برای همه، امکانات رفاهی برای همه، بیمه و درمان برای همه، آموزش علمی در سطح دنیای مدرن و پیشرفته اما رایگان برای همه، آزادی سرمایه گذاری برای همه، و ... را برای سرزمین و ملت مان مهیا کرده بودیم
 زنانمان نگران قوانین ضد انسانی استعمارگر فارس ها نبودند
نیازهای بچه یمان و پیرانمان، معلولانمان را در حد اعلا تامین می کردیم
دریاچه اورمیه و سرزمین آذربایجان در اثر سیاست های عامدانه و ضد تورک و ضد آذربایجانی فارس استعمارگر از بین نرفته بود
میلیون ها انسانی که مجبور به مهاجرت به فارسیستان و دیگر نواحی برای یافتن کار شده بودند، این خفت و خواری را تحمل نمی کردند و آنانی که در پی لقمه نانی مجبور به کوچ شده بودند، به مام میهنشان بر گشته بودند

Friday, December 4, 2015

شیوه های جنگ روانی: قوم اقلیت فارس، فارسی زبان، استعمار و فارس مسلک





انصافعلی هدایت
  تورنتو - کانادا
پنجم نوامبر 2015


در ادبیات سیاستمداران، فعالان سیاسی، حقوق بشری، مدنی، علمی، ادبی، هنری، حقوقی، حرفه ای، اداری، تبلیغاتی، مطبوعات و رسانه ها، ایران تحت حاکمیت نژادپرستان انسان ستیز فارس، به ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد و ... "قوم" و "اقلیت" گفته و بر این واژه ها تاکید موکد می شود.

یا به آن ملل، "تورک زبان"، "عرب زبان"، "کورد زبان" و "..." گفته می شود و تلاش آگاهانه همه اقشار با سواد و بی سواد، ملا و استاد دانشگاهیش، بر انکار "هویت فردی و جمعی آن ملل" به نفع قوم و اقلیت فارس است.

بنا بر این، من پیشنهاد می کنم تا همه دوستان در مقابله با سیاست های "فارس مسلکان" و نژادپرستان فارس و پان ایرانیست ها، در هر نوع از ادبیات و نوشتار خود واژه" ایران را به صورت "عیران" یا "آیران" بنویسند تا همه ما خودمان را در میدان جنگ روانی بدانیم که قوم و اقلیت فارس از 1304 به طور یک طرفه براه انداخته و می خواهد هویت های ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد، گیلک، مازنی و ... را نابود کرده و هویت "دروغین فارس و آریایی" را به آنان قالب کند.

پیشنهاد دیگر من آن است که هر روز و در هر نوع نوشته یمان، وقتی می خواهیم در باره زبان یا قوم فارس بنویسیم، آنان را با واژه های "قوم و اقلیت فارس" یاد کنیم و از تاکید بر آن ها خودداری نکنیم.

وقتی می خواهیم در باره هر کسی که اصل و نسبش فارس نیست اما الینه شده و منافع قوم و اقلیت فارس را بر منافع ملت خود و ملل دیگر ترجیح می دهد، بنویسیم یا حرف بزنیم، با واژه "فارس مسلک" مورد خطاب قرار دهیم و بر منفی بودن این واژه تاکید کنیم.

در نوشتن کلماتی که فارسی نیستند، آن کلمات را تا آنجایی که ممکن است با حروفی بنویسیم که مخرج آن ها در زبان قوم و اقلیت فارسی زبان سخت است. همچنان که در گذشته ها هم بجای تهران از "طهران" استفاده می شد. یا بجای تایر، از "طایر"، بجای هواپیما از "طیاره"، به جای ... بنویسیم و در این جنگ روانی، در نوشتار و فهم قوم و  اقلیت فارسی زبان از متون مختلف، تشطت ایجاد کنیم. 

تا آنجایی که ممکن است، نام شهرها، اماکن، رودها، کوه ها، دره ها، روستاها، راه ها، را ترجمه کرده و بکار ببریم. اقدام به ترجمه نام افراد و ... نه تنها بسیار جالب و خنده دار خواهد بود بلکه آنان را از کاربرد چنان نام ها و عناوین خنده دار، منع خواهد ساخت و با ضربه روحی و روانی بسیار سهمگینی رو برو خواهد کرد.

لازم به یاد آوری است که نویسندگان، شعرا، روزنامه نگاران، اندیشمندان، سیاستمدارن، استادان دانشگاه و معلمان، حقوق دانان و متخصصان قوم و اقلیت فارس، در طول یک قرن گذشته، همه این طرفندهای روانی را در باره ملل تورک، عرب، بلوچ، تورکمن، کورد، لر، گیلکی، مازنی، و ... بکار برده اند. این ها همان روش های رایج جنگ روانی قوم و اقلیت فارس زبان بر علیه هویت دیگر ملل بوده و است.

کابرد واژه و صفت "استعمارگر"، "استعماری"، "ضدبشری"، "در کنار  و همراه با کلمات "عیران"، "قوم فارس"، "اقلیت فارس" و "نژادپرست" و "فارس زبان" صفات قبیح رفتار غیر انسانی آنان را به خودشان و به دیگر انسان ها، گوشزد خواهد کرد و با تکرار این کلمات به همراه آن صفت ها، بعد از مدتی، جدایی "صفت و موصوف" ناممکن خواهد بود و با نوشته و گفته شدن یکی از این ترکیب ها، دیگری هم به عنوان معنی مکمل آن کلمه، به ذهن خواننده و شنونده خطور خواهد کرد.








Sunday, November 29, 2015

بحران های اقتصادی آذربایجان جنوبی بعد از استقلال از عیران







جناب رضا عسگری در فیس بوک نوشته است:
آیا آذربایجان توانایی دادن نان و مسکن و شغل به همه تورکهای ساکن در دیگر ولایات را که مجبور به مهاجرت می شوند را دارد ؟
بدون و برق و گاز و سوخت تا سال های اولیه گذران زندگی سخت است

انصافعلی هدایت اینگونه پاسخ داده است:
جناب عسگری، ممکن است این حرف شما درست باشداما :

 بیراینجی: آیا امکان دارد که فارس ها، مضرات اجتماعی کوچ معکوس چندین میلیون آذربایجانی را تحمل کنند؟
می دانیم که بر اساس آمارهای خود فارس ها در عیران کنونی، بیش از 6.000.000 دختر و زن بدون شوهر داریم که مردی برای ازدواج با آن ها موجود نیست و ایران مجبور است یا تن به چند همسری بدهد یا از خارج از عیران مرد وارد کند یا این که زنان و دخترانش را صادر کند.
در این شرایط، اگر آذربایجانیان از فارسیستان به آذربایجان برگردند، فارس ها از نظر روابط انسانی و اجتماعی در چه شرایطی قرار می گیردند؟

ایکینجی: اگر آذربایجانیان از فارسیستان برگردند، نیروی کار مورد نیاز فارسیستان از بین می رود و اقتصاد آن ها نابود می شود. نیازمند واردات نیروی کار خواهند بود.

اوچونجو: می دانید و می دانیم: آنانی که از وطن خود به فارسیستان یا خارج از عیران مهاجرت کرده اند و مهاجرت می کنند، از توانایی مالی، پولی، مهارتی، تجربی، دانش و علم، راوابط تجاری و اقتصادی و ... جسارت انجام کار و سرمایه گذاری بالایی برخوردار هستند.
آنانی که توانایی مهاجرت نداشته اند، فقیرترین قشر بوده و هستند.
حال، اگر همین ده ها میلیون آذربایجانی که تنها به فارسیستان مهاجرت کرده اند، برگردند، همه سرمایه های مالی، علمی، تجاری، تجربی، دانش، معلومات، نیروی کار، و تکنولوژی هایشان را هم با خودشان خواهند آورد.
آن همه امکان و تجربه و دانش و پول و علم و تکنولوژی، عاطل و باطل نخواهد ماند بلکه به گردش اقتصادی آذربایجان جوان، رونق بسیاری خواهد بخشید و بیکاری مورد نظر شما را مهار خواهد کرد.

دوراونجو: اگر امکان مورد نظر شما را جدی بگیریم که باید هم جدی گرفته و برای مقابله با هر نوع بحران احتمالی، آماده باشیم، ما یک تجربه بسیار موفق داریم و آن، تجربه استقلال جمهوری آذربایجان از اتحاد جماهیر شوری است.
برادران و خواهران ما در آن جمهوری، یک اقتصاد غارت شده ای مانند اقتصادی کنونی آذربایجان جنوبی را از شوروی سایق به ارث بردند اما با مقاومت، تلاش، تدبیرهایی که بکار گرفتند، از آن مرحله عبور کردند.
ما تجربه جمهوری آذربایجان را در پشت سرمان داریم.

بئشینجی: آذربایجان جنوبی، از نظر اقتصادی، در بن بست جغرافیایی قرار نگرفته است. بر عکس فارسیستان که با استقلال آذربایجان، عربستان، بلوچستان، کوردستان، در محاصره کویرها قرار خواهد گرفت. نه راهی به دریا و نه راهی به مراکز تجاری دنیا خواهد داشت.
نفس کشیدنشان هم، به حق الجازه عبور از همسایه ها بستگی خواهد داشت.
مالیات سنگین 100 استعمار را با فقر و فلاکت پس خواهند داد.

آلتینجی: آذربایجان ما، هم غنی است هم با کشورهای تورک همسایه است. از طریق همین همسایه های تورکمان به اروپا و آب های آزاد دسترسی داریم و اقتصادمان به اقتصاد دنیا می پیوندد.

یئددی اینجی: بین ما تورکان آذربایجان با دیگر تورکان هیچ دشمنی وجود ندارد، اگر هم اختلاف هایی در گذشته تاریخی بوده، تمام شده است و فصل جدیدی از اعتماد و دوستی در میان ما باز شده است و این فصل جدید، هر روز، رو به گسترش است.
در نتیجه، اقتصاد قدرتمند تورکان در 6-7 کشور به سراغ ما خواهند آمد. هم از نظر سیاسی به نفع کشورهای تورک است و هم از نظر اقتصادی که هر چه زودتر، با یاری دادن با آذربایجان تازه مستقل شده، در مقابل دشمن قدیمی تورکان: فارسیستان، به یاری ما بشتابند و در مقابل فارسیستان در تقویت ما بکوشند و در کنار ما ملت تورک، بایستند و فارسیستان را تضعیف کنند.
شما فکر می کنید، چرا فارس ها این همه به تورک ها توهین می کنند؟
از همین اتحاد کشورهای تورک و قرار گرفتن فارسیستان در محاصره تورکان می ترسند.
آیا سرمایه و تجربه، دانش و تکنولوژی کشورهای تورک برای رهایی ما از چنگال فقر، کافی نیست؟
سگگیراینجی: تورکانی که سرزمین مادریشان را ترک کرده و مهاجرت کرده اند، به امید دستیابی به رفاه بیشتر، خانه و کاشانه و سرزمینشان را پشت سرشان گذاشته اند.
در کوچ معکوسی که رخ بدهد، آن ها به یک سرزمین غریبه نمی روند که هیچ ریشه ای در آن نداشته باشند. بلکه به خانه خودشان بر می گردند.
همان خانه هایی که شما در سفر به آذربایجان در کنار جاده ها، شاهد ویرانی آن ها هستید. آنان به این خانه ها برگشته و ویرانه ها را آباد خواهند کرد. برای بازگشت، طبیعتا باید خانه هایشان در فارسیستان را فروخته و به آذربایجان برگردند.
این مهاجران نیازمند آن نخواهند بود که برای خرید زمین برای ساخت مسکن، سرمایه گذاری چندین ده میلیون تومانی انجام بدهند. چرا که سزمین های خودشان را تصاحب خواهند کرد.
دوققوز اینجی: بازگشت چندین میلیون تورک از فارسیستان اگر اتفاق بیفتد، چنان هیجان و روحیه جمعی را بالا خواهد برد، و در میان تورکان روحیه برادری و افتخار به کشور مستقل را افزایش خواهد داد که بی سابقه خواهد بود.
همین روحیه برادری خود بسیاری از مسایل اقتصادی، اجتماعی و ... را حل خواهد کرد.

اون اینجی: خود استقلال آذربایجان، هویت آذربایجانی را از لاک دفاعی یکصد ساله بیرون خواهد کشید و به نیرویی سازنده بدل خواهد کرد.
به تمامی توهین ها و تحقیرهای نژادپرستان نقطه پایان خواهد گذاشت (حتی در فارسیستان) و اعتماد به نفس بی پایانی به تورکان خواهد بخشید.
تورکان را شاد و سرزنده خواهد ساخت. عشق و برادری و روحیه سازندگی را به تورکان باز خواهد داد.
در مقابل، فارس ها تمامی اعتماد بنفس کاذبشان را از دست خواهند داد و به اسرائیل گونه ای فارس نشین در میان کشورهای تورک بدل خواهند شد اما توانایی و قدرت اسرائل را نخوهند داشت.
چون به اندازه کافی برای خود، دشمن، در میان ملل عیران کنونی، خاورمیانه، آسیا، اروپا و آمریکا تراشیده است.

اونبیر اینجی: ما از هم اکنون آماده ایم، تا بخشش و تخفیف مالیاتی چند ساله برای هر نوع سرمایه گذاری در خاک آذربایجان به سرمایه گذاران بدهیم.







Friday, November 27, 2015

آیا مرزهای آزربایجان جنوبی با همسایه هایش قابل شناسایی است؟





Reza Asgari
در فیس بوک نوشت:
جناب هدایت علتش این است تبریز مرکز آذربایجان است و عملا حکمت مستقل در آنجا تشکیل میشود
البته موضوع مهم دیگر این است مرزهای آذربایجان به درستی مشخص نیست و تا آن زمان قطع یقین مرکزش تبریز خواهد بود

انصافعلی هدایت در پاسخش گفت:

وقتی یک سرزمینی نام و عنوان تاریخی دارد اما هنوز به عنوان یک واحد سیاسی مستقل برسمیت شناخته نشده است، نامیدن آن سرزمین به نام پایتختش، چندان هم مطلوب نیست
ولی زمانی که همان سرزمین به عنوان واحد سیاسی مستقل برسمیت شناخته شد، می توان نام پایتختش را به عنوان نشان کل همان سرزمین بکار برد.
 اصرار شما در نامیدن آذربایجان به عنوان "تبریز" در اصل، کاهش دادن واحد بزرگتر سیاسی، به یکی از واحدهای کوچک در درون آن .احد سیاسی بزرگتر است و این، هیچ برازنده نیست! حتی دشمنی می توان حساب کرد.
مگر این که شما خواهان قطع رابطه دوستانه من و خودتان باشید!
اما در رابطه با مرزهای آزربایجان، مرزهای آن تا پایان دوران امپراطوری قاجار بسیار صریح و روشن بوده است.
ممالک محروسه در آن دوره دارای چند ایالت خودمختار بوده است.
ایالت آزربایجان، یکی از ایالت هایی بوده است که مرزهایش بطور کامل مشخص بوده است.
این مرزها تا دوره رضا پالانی هم تداوم داشت ولی در این دوره و در دوره پالانی دوم و سپس در دوران ملاها، مرزهای آزربایجان را مغشوش کردند

اما حکومت ملی دموکراتیک آذربایجان در دوران پیشه وری آن مرزها را دوباره برقرار ساخت و همسایه ها هم آن را برسمیت شناختند.

کتاب های جغرافیای هشتاد سال گذشته دوران فارس ها، شاهد هر نوع تغییر و تبدل در مرزها بوده اند و می توان با مراجعه به آن ها، حتی مرزهای میان روستاهای آذربایجان با دیگر نواحی همسایه را بدقت ترسیم کرد!

Thursday, November 26, 2015

پیام های سرنگونی طیاره جنگی روسیه




تورکیه با این عملیات بسیار جسورانه در سرنگونی طیاره جنگی روسیه، به آیران، روسیه، بشار الاسد و داعشیان نشان داد که تورکیه در کنار مردم تورکمن ایستاده است. نشان داد که تحمل نخواهد کرد تا کورها، داعشیان، بشار الاسد، روسیه و آیران به قتل عام تورکان سوریه دست بزنند.
با این عملیات، دل تورکان در همه نقاط دنیا سرد شد و همه به خودشان گفتند که تورکیه از  برادران خود، در مقابل دشمن تورک، دفاع خواهد کرد.

گر چه عملیات سرنگونی هواپیمای جنگی روسیه دیر بود اما پیام صریح و هشدار دهنده تورکیه به دول خارجی درگیر در حوادث سوریه را نشان داد.

از طرف دیگر، این عملیات طرفدارانه از تورکمانان در سوریه، خون و هیجان و روحیه تازه ای را در کالبد تورکان در دیگر نقاط جاری ساخت و آنان را به حمایت برادر بزرگتر، امیدوار ساخت. نباید از این زاویه آن عملیات نادیده گذشت. تاثیر روانی آن کمتر از سقوط طیاره جنگی نبوده و نیست.

با سقوط آن طیاره جنگی، نه تنها روسیه، بلکه دول اتحادیه اروپا هم مجبور به احترام به اراده ملت و دولت تورکیه خواهند بود.
اگر اتحادیه اروپا تورکیه را نپذیرد، تورکیه می تواند اتحادیه کشورهای تورک را جدی تر دنبال کند و به یک پیمان و ائتلاف همه جانبه بدل سازد.

این اتحادیه می تواند قدرت اقتصادی و سیاسی و حتی قدرت نظامی کشورهای تورک را در مقابل اروپا، علم کند.
در این صورت، منافع تورکیه در همراهی با کشورهای تورک، بیشتر از منافعش در اتحادیه اروپا تامین خواهد شد و طبیعی است که اتحادیه اروپا، با از دست دادن تورکیه، برای همیشه از نقش تورکیه در اروپا و آسیا نگران خواهد ماند و نخواهد توانست آن را با حیله های سیاسی و مالی، کنترل کند.
از طرف دیگر، منافع اروپا در آسیا، با سد تورکیه و کشورهای تورک رو برو خواهد شد.
آیا اروپا حاضر است تورکیه را از خود براند و آن را در مقابل منافع اروپا قرار دهد؟
تورکیه در گذشته هم توانسته بود، نفوذ آیران در میان عرب ها، بخصوص عرب های فلسطین، لبنان، غزه، و مصر را محدودتر کرده و اعتماد و دوستی عرب ها را نسبت به تورکیه جلب کند. امروزها ضدها میلیون عرب با موسیقی و فیلم و سریال تورک بخواب می روند یا با ساز و آواز تورک بیدار می شوند.
مردم ملل عرب آماده نوعی از اتحادیه مسلمانان سنی مذهب هستند. این خطر بالقوه ای برای آیران شیعه است که در انزوای کامل می تواند بماند.

 همان طور که تورکیه توانسته است، در کنار اکثریت دول اسلامی و مسلمان بوده، حمایت دول عربی-اسلامی و مردم مسلمان را بخود جلب کند. این می تواند راه باریکه ای را بسمت اتحادیه کشورهای مسلمان در کنار اتحادیه کشورهای تورک باز کند.




راه مبارزه با ویروس مانقوردیسم در وجود خودمان




جناب تقوی (Reza Taghavi) به حق نوشته اند:

گور پدر آریایی و هخامنشیان و تاریخ باستان درست یا غلط پان ایرانیستها. 

دوستان عزیزم قارداشلاریم باجیلاریم! که اسم میللیتچی تورک را یدک می کشید! راست و دروغ بودن تاریخ آریایی مهمتر است یا حقوق پایمال شده ملت مان؟! افسانه و داستان بودن کوروش و داریوش مهمتر است یا پایمال شدن آزادی و آزادگی ملتمان؟!
 راست و دروغ بودن کنده کاری ستونهای تخت جمشید مهمتر است یا تاراج منابع م معادن رو زمینی و زیر زمینی من؟!
... 

(در پایین متن کامل نوشته ایشان را خواهید یافت)

من: انصافعلی هدایت در پاسخ به ایشان نوشته ام:

جناب تقوی عزیز، شما، من، او، وی، ایشان و ... همگی ما تا درجه ای از شدت و ضعف، از خودمان بیگانه و مانقورت شده ایم. هنوز هم از عمق فاجعه ای که در درون ما اتفاق افتاده است، بی خبریم.

چون عمری را در کلاس های درس، به آموختن تاریخ، ادبیات، زبان، وووو منافع فارس گذرانده ایم. 

هنوز بخش اعظم ما: من و تو، نمی دانیم که این همه سال آموزش مستقیم در مدارس و دانشگاه ها و ارتش، استخدام ها، گزیتش ها، امتحان ها، ... 
و آموزش های غیر مستقیم از طریق رادیوها، تلویزیون ها، روزنامه ها، مجله ها، داستان ها، رمان ها، اشعار، ترانه ها، موسیقی ها، تاترها، عزاداری ها، محرم ها، تولد ها، مرگ ها، عروسی ها، ختنه ها، زایمان ها، نقاشی ها، کاریکاتورها، خبرهای روزانه، تحلیل ها، جوک ها، طنزها، حوادث دردناک روزانه، حوادث اجتماعی، میدان های ورزشی، انواع ورزش ها، در آشپزخانه ها، در قنادی ها، در رستوران ها، در بقالی ها، در بازارها، در کوچه ها، در قهوه خانه ها، در خیابان ها، در پارک ها، در پاساژها، در مباحث دو نفره یا چند نفره، در کلاس های تاریخ و دورس تاریخ وووو ... تا کجای جان و فکر مت، آن "سموم آموزشی استعمار فارس" رسوخ کرده است. 

هنوز، من و تو تا اندازه ای تحت تاثیر همان آموخته های مستقیم و غیر مستقیم قرار داریم. برای همین با هم بحث می کنیم. برای همین اتفاق نظر نداریم. برای همین منافع ملی آذربایجان برای هر کس، مشخص و تعریف شده نیست و تفسیرهای متفاوتی آز آن داریم. 

اما آیا در باره عیران=ایران و منافع آن، این همه متفاوت هستیم و ناهمگون فکر می کنیم؟ 

چون استعمار آن (عیرانیت) را در ما ایجاد کرده و این را (منافع ملی آذربایجان) از ما گرفته است. ما تصور می کنیم که دیگر از اندیشه و آموخته های مانقوردی رها و آزاد شده ایم. واقعا آزاد شده ایم؟

نمی توانیم خودمان را از آن همه آموخته دوران ثانیه های زندگیمان، آزاد کنیم. 

هنوز نتوانسته ایم، کاملا فارغ و آزاد شویم. 

هنوز هزاران زنجیر فرهنگی که در هر ثانیه زندگیمان وارد روح و روان و مغز ما کرده اند، همراه ماست. 

برای آزاد شدن، ابتدا باید آن ها را خنثی کنیم. 

برای خنثی کردن و بی اثر کردن آن همه آموخته و اندوخته، شاید به بیش از آن همه سال نیازمند باشیم. 

روانشناسان معتقدند که همه عواطف و احساسات، وفاداری های طول حیات و عمر ما تا 6-5 سالگی شکل گرفته است و بسیاری از آن ها را نا آگاهانه پذیرفته ایم که مانند سوپاپ رفتاری، حسی، شنوایی، و قضاوتی در درون ما عمل می کنند. 

آن چه یاد گرفته ایم و تجربه کرده ایم، به ما اجازه نمی دهند، خودمان را آزاد کنیم. 

برای آزاد کردن خودمان، باید نقیض آموخته هایمان را ببینیم. بشناسیم. بدانیم. مقایسه کنیم. قضاوت کنیم. حکم بدهیم. فراموش کنیم تا آزاد شویم.

تا بتوانیم، آن میلیون ها پارچه و تکه ها را که یکی یکی در ذهن ما فرو کرده اند، باطل کرده و از چهار چوب و عناصر تشکیل دهنده شخصیت کنونی من و تو خارج شویم. 

تا زمانی که آن سموم بتدریج و با پاد زهر و واکسن ضد آن، وارد بدن ما نشود، ما بیمار مانقورد هستیم. 

تا زمانی که آگاهی های جدید ما، تک تک آن ویروس ها و باورهای بسیار ریز را فراسیسم و عیرانیسم را پیدا کرده و از بین نبرد، سلامتی بر نمی گردد و واکسیناسیون فردی انجام نگرفته و هنوز ویروس مانقوردیت در وجود ما هست و روزی و روزگاری خواهد رسید که من و تو را در مقابل منافع ملی ملت تورک آذربایجان خواهد ایستاند. 

برای این که با ملت و منافع ملی تورکان آذربایجان در آینده و به طور مطلق مخالفت نکنیم، مجبوریم تا هر آن چه از تاریخ، موسیقی، هنر، آداب و رسوم، دین و دیگر دانش ها، آموخته ها، تجربه ها، علوم و فنون، کار و سرمایه، و ... به خورد ما داده اند، از خونمان و روحمان دور بریزیم. خودمان را واکسینه بکنیم. 

برای این کار مجبوریم، به اصل بیماری و یروسی که گرفتارش آمده ایم توجه کرده و آن را بهتر از دارو و علاج بشناسیم تا درمانش را هم دریابیم.

باور بفرمایید، آموخته های دوران جنینی تا 5-6 سالگی، از مجموعه آموخته های بعدی عمرمان، بسیار بر حیات و زندگی ما ، بر اندیشه و جهلن بینی ما تاثیر گذار تر است و می دانید که من و تو عیرانیت=ایرانیت و ضدیت با تورک بودن را از دوران جنینی یادگرفته و دچار این بیماری شده ایم.


جناب تقوی (Reza Taghavi)به حق نوشته اند:

گور پدر آریایی و هخامنشیان و تاریخ باستان درست یا غلط پان ایرانیستها. 

دوستان عزیزم قارداشلاریم باجیلاریم! که اسم میللیتچی تورک را یدک می کشید! راست و دروغ بودن تاریخ آریایی مهمتر است
 یا حقوق پایمال شده ملت مان؟! افسانه و داستان بودن کوروش و داریوش مهمتر است یا پایمال شدن آزادی و آزادگی ملتمان؟! راست و دروغ بودن کنده کاری ستونهای تخت جمشید مهمتر است یا تاراج منابع م معادن رو زمینی و زیر زمینی من؟!

با استناد به نوشته های یک مجهول الهویه و شاید مزدور و بلندگوی این و آن شدن دنبال چه هستیم؟! شما چقدر پور پیرار را می شناسید؟! چقدر از سرگذشت او خبر دارید؟! قصدم قضاوت درباره گفته ها و نوشته های این شخص نیست، بلکه حسرت می خورم بر این همه زمان و انرژی و هزینه ای که بر بحث های بی سر و ته و الکی به مثابه آب در هاون کوبیدن!!

اگر این همه زمان و انرژی و هزینه های مستقیم و غیر مستقیم که در مورد تنقید باستانگرایی پان ایرانیست صرف می شود، به شناسایی و کنکاش و فعالیت های اجتماعی در راستای حرکت ملی اختصاص یابد ما هم می توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم. ادعا می کنیم بزرگترین جمعیت اتنیکی ایران هستیم پس کو صدایمان؟! اثر گذاری مان کجاست؟!

به خودمان بیاییم به خودمان خدمت کنیم نگذاریم چوب دعوای شیخ و شاه شویم. این همه به غیر خودی سواری دادیم دیگر کافییه. 

وطن بیزی گوزله ییر......






بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292

  بئیین موهندیسلیگینه قارشی تورکجه اسکی کیتابلار 292 https://youtube.com/live/3iyA9DZwBYs