سیاست؟ ملل ایرانی؟ قدرت چانه زنی با مرکزگرایان؟
دوستی نوشته است که «در عالم سیاست اعتماد معنی ندارد. سیاستیعنی دروغ. تا زمانی که ملل ایرانی (ایران جعلی) به خود اعتماد نکرده اند و قدرت چانه زنی خود را بالا نبردهاند، نمی توانند خود را از دست مرکزگرایان پانفارس برهانند. حق دادنی نیست. حق گرفتنی است.»
من (هدایت) در پاسخ نوشتم:
من با این جمله و نظر قطعی که «سیاست» یعنی «دروغ»، موافق نیستم اما صحیح می فرمایید که در عالم سیاست باید اعتماد نکرد. اعتماد و باور گفته ها و نوشته های طرف مقابل که بخصوص دشمنی هم می کند، صددرصد غلط محض است.
حتما باید به ملت خود اعتماد کرد.
مللی به نام «ملل ایرانی» نه در تاریخ بوده است و نه وجود دارد.
ایران، یک مجموعه و پدیده سیاسی جدیدی است که از زمان رضاخان ضد مشروطه و ضد مجلس، در صحنه سیاسی پدیدار شده است.
حداقل در یکهزار و سیصد سال قبل از رضا دیکتاتور مجموعه سیاسی باذنام ایران وجود خارجی نداشته است.
قدرت چانه زنی هم، در حکومت های دینی، ایدیولوژیک و نژادپرست بی معنی است.
با کدام بخش از قدرت در مرکز و مرکزگرایان می توان به گفتگو نشست و بر سر مسایل مورد نظر مذاکره کرد؟
اصلاح طلبان؟ اصولگرایان؟ حزب اللهی ها؟ ملی-مذهبیها؟ پانفارسها؟؛پان ایرانیستها؟ کمونیستهای پان ایرانیست؟ فودال ها؟ سرمایه داران؟ لیبرال ها یا نئو لیبرالها؟ ملاها و آیت اللهها؟ مجاهدین؟ پهلوی طلبان؟ و ...؟
آیا در ایران جعلی امکان مذاکره با مطلق طلبان و پانفارس ها وجود دارد؟را
انصافعلی هدایت
No comments:
Post a Comment